
وقتی حاج قاسم به خانه ما آمدساعت 7 صبح بود، تلفن منزلمان زنگ خورد. یکی از پشت تلفن گفت: «حاج قاسم سلام رساندند. گفتند برای ناهار به منزل شما می آیم. » باورم نمی شد! هاج و واج مانده بودم. - مجله فارس پلاس: سودابه رنجبر: این چند روز در منزل شهید حاج اسماعیل حیدری روضه سردار حاج قاسم برپاشده است. خاطره های مهربانی مردی که وقتی کتاب زندگی اش را ورق می زنی انگار روضه حضرت عباس را می خوانی. مصداق این شعر که می گوید: تا که علم افتاد و دست تو قلم شد, زهرا رسید و بیرق روضه علم شد. خاطره ای که ماندگار شد زهرا غلامی همسر شهید حاج اسماعیل حیدری از مهربانی های حاج قاسم در حق فرزندان شهدا می گوید، زینب دختر کوچک تر شهید حاج اسماعیل از مهمانی غافلگیرکننده حاج قاسم به خانه شان می گوید و فاطمه از هدیه ای که خودش برای حاج قاسم خریده. هر چه می گویند دلشان آرام نمی گیرد. بعد از رفتن پدر، دلشان خوش شده بود به مهربانی های سردار. شروع خاطره هایشان با لبخند است، به میانه خاطره که می رسند بغض می نشیند میان گلویشان و در پایان، هق هق گریه کلامشان را می برد. درست مثل مجلس روضه. دعوت کنید من می آیم ماه رمضان سال گذشته همراه با خانواده شهدا برای افطار دعوت شده بودیم. حاج قاسم هم حضور داشت. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |