مطالب مرتبط:
وظیفه پزشک چیست وقتی بیمارانش فقیر، مجرم یا بددهن باشند؟
انصاری فرد: وظیفه وزیر ورزش است که برای بازگشت استراماچونی تلاش کند/ هنوز از برانکو شکایت نکرده ایم
ماجرای حکم اعدام خواننده معروف چیست؟
تسهیل گری در امر صادرات وظیفه مسئولین ذیربط قرار گیرد
انصاری فرد: وظیفه وزارت ورزش حمایت از استقلال و پرسپولیس است
-176 5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 23 آذر 1398 ساعت 22:382019-12-14پزشكي

وظیفه پزشک چیست وقتی بیمارانش فقیر، مجرم یا بددهنند؟


بیمارستان یکی از معدود مکان های باقی مانده است که شما در آن با تمام اقشار جامعه برخورد می کنید.

وقتی در راهرو ها قدم می زنید، به مرور متوجه این می شوید که یک آمریکایی معمولی کسی است که دبیرستان را تمام کرده و درآمد سرانه سالانه سی هزار دلار دارد.

- پزشکان در مقایسه با دیگران تجربه عجیبی از زندگی انسانی دارند.

آن ها مردم را در آسیب پذیرترین موقعیت ها می بینند، در لحظاتی که هراسان و غم زده اند یا وقتی که آخرین دقیقه هایشان را می گذرانند.

گاهی مردم پزشکان را متهم می کنند به اینکه احساساتشان از بین رفته، یا درد و مرگ برایشان عادی شده، اما وقتی در چشم یک پزشک بنشینیم، بهتر می فهمیم که برابردانستن ارزش همه انسان ها چه آزمون سختی است.

آتول گاواندی در سخنرانی اش برای فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی از مسئولیت سنگین پزشک بودن گفته است.

می خواهم با یک خاطره شروع کنم.

شبی در یکی از شیفت های جراحی ام در سال سوم پزشکی، همراه رزیدنت اصلی ام به قسمت ترومای بخش اورژانس رفتم.

ما را احضار کرده بودند تا زندانی ای را ببینیم که نصف یک تیغ ریش تراشی را قورت داده بود و مچ دست چپش را با گوشه قسمت چین خورده یک خمیردندان پاره کرده بود.

حدوداً سی سال داشت، هیکلی ورزیده شبیه بوکسور ها و گردنی خالکوبی شده، دستانش با دستبند به تخت چرخدار بسته شده بود و دور مچ دست چپش با گازی پوشانده شده بود که از لابه لای آن خون قرمز روشن خودنمایی می کرد.

اولین چیزی که از دهانش خارج شد، حرف های وحشتناکی درباره آن خانم رزیدنت بود، یک زن آمریکاییِ آسیایی تبار.

من نمی گویم چه گفت.

فقط این را بدانید که موفق شد فقط با چند کلمه حرف هایی نژادپرستانه، جنسیت زده و تهدیدآمیز بزند.

رزیدنت روی پاشنه هایش چرخید و تخته ثبت اطلاعات بیمار را به من داد و گفت: خودتی و خودت .

من به دو پلیسی که همراهش بودند نگاه کردم تا ببینم قرار است با او چه کنند.

خودم هم نمی دانستم چه کار باید می کردند.

سرش فریاد بکشند؟ کتکش بزنند؟ اما آن ها فقط نگاهی منفعلانه به من انداختند، شاید کمی هم برایشان جالب بود.

خودم بودم و خودم.

خب حالا چه؟ حالا که از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید، از اینجا به هرکجا که بروید و هرکاری که بکنید، آزموده خواهید شد؛ و موضوع آزمونْ توانایی شما در حفظ اصولتان است.

اصل بنیادین پزشکی که قدمتی چند صد ساله دارد این است: همه جان ها ارزشی برابر دارند.

این اصل ایده ای رادیکال دارد، ایده ای که به نحوی ابتدایی در قانون گذاری های بنیادین ملت ما حک شده است: همه ما مساوی آفریده شده ایم و باید به همین چشم نگریسته شویم.

به نظرم صرفاً از سر تصادف نبوده است که در میان پنجاه و شش پدر بنیان گذار که اعلامیه استقلال آمریکا را امضا کردند، پزشکی به نام دکتر بنجامین راش هم حضور داشته است.

او دقیقاً به خاطر باورش به همین اصل فردی انقلابی و مخالفِ پرشورِ برده داری بود.

ما در عرصه پزشکی همیشه براساس این اصل عمل نمی کنیم.

مسئله تکاپو برای پرکردن شکاف میان آرزو و واقعیت بوده است.

اما زمانی که این شکاف آشکار می شود -زمانی که معلوم می شود بعضی از آدم ها به علت بی پولی، نداشتن ارتباطات، سابقه، رنگ دانه های پوستی تیره تر یا یک کروموزوم ایکس اضافی، درمانی بدتر دریافت می کنند یا هیچ درمانی دریافت نمی کنند- دست کم شرمنده می شویم.

ما باور داریم که یک مدیر عامل و یک راننده تاکسی که بیماری قلبی یکسانی دارند، به یک اندازه استحقاق دارند زنده بمانند.

بیمارستان یکی از معدود مکان های باقی مانده است که شما در آن با تمام اقشار جامعه برخورد می کنید.

وقتی در راهرو ها قدم می زنید، به مرور متوجه این می شوید که یک آمریکایی معمولی کسی است که دبیرستان را تمام کرده و درآمد سرانه سالانه سی هزار دلار دارد، که سی درصد از آن برای مالیات می رود و سی درصد دیگر خرج اسکان و هزینه های سلامت می شود.

(درضمن به این آمریکایی ها گفته شده است که افرادی مثل آن ها، یعنی اکثریت جمعیت، جایی در اقتصاد دانش محور آینده ندارند، زیرا، ای آقا، اصلاً مگر از دست کسی کاری ساخته است؟) شما که در بخش سلامت شاغلید، این را نیز می دانید که ما بیش از هر کشورِ ازلحاظ اقتصادی توسعه یافته ای مردم را زندانی می کنیم؛ می دانید که سی درصد بزرگسالان سابقه بازداشت شدن دارند؛ می دانید که هفت میلیون نفر در حال حاضر زندانی اند، یا آزادی مشروط دارند یا حبس تعلیقی؛ و اینکه بخش بسیار بزرگ و نگران کننده ای از همه آن ها از لحاظ روانی ناسالم یا سیاه پوست اند.

اکثر آدم ها از این مزیت بزرگ بی بهره اند.

همه ما توی حباب های خودمان زندگی می کنیم.

اعتماد به دیگران، حتی همسایگانمان، در یکی از پایین ترین سطوح خود در تاریخ قرار دارد.

بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است به صف سوارشدن به هواپیما، با حقوق و مزایای متفاوت برای مناطق یک تا نود و هفت که وابسته است به ثروت، تعداد کیلومتر های مکرر پروازی، رتبه بندی اعتباری، و نمره های اس.

اِی.

تی؛ و بسیاری از افراد این صف فکر می کنند -هرچند کسی دوست ندارد اعتراف کند- که بیش از آن هایی پشت سرشان ایستاده اند، مستحق آنچه دارند هستند.

آنگاه مأمور صندلی ها، چند نفر را می گیرد که از منطقه هشتاد و چهار پریده اند جلوی افراد منطقه هفتاد و پنج و آشوب از راه می رسد.

اصرار به اینکه مردم به یک میزان مستحق احترام اند، به ویژه در روزگار ما ایده ای چالش برانگیز است.

در حرفه پزشکی افرادی را می بینید که از هر لحاظی دردسرسازند: آدم های شاکی، با لحن های غیردوستانه، متعصب و بی اطلاع، همان کسانی که به قول معروف تصمیم های بدی برای زندگی گرفته اند.

مردم می توانند غیرقابل اعتماد و یا حتی ترسناک باشند.

زمانی که تهدیدی واقعی اند -همان طور که آن زندانی برای رزیدنت من بود- باید از آن ها دور شوید.

اما همچنین آدم های زیادی را می بینید که ممکن است آن ها را بی ارزش قلمداد کرده باشید، اما ثابت کنند که سخاوتمند، مهربان، کاربلد و باهوش اند.

مجبور نیستید به همه اعتماد کنید و دوستشان داشته باشید تا باور کنید که جانشان ارزش حفظ کردن دارد.

ما جهان را به ما علیه آن ها -جمعیتی از آدم خوب ها که دائماً آب می روند دربرابر آدم بدها- تقسیم کرده ایم.

اما این دوگانه درست نیست.

مردم می توانند در بسیاری از شرایط عامل خیر باشند، و در شرایط دیگر عامل شر.

این ماجرا درباره همه ما صادق است.

بهترین کاری که در زندگی کرده ایم توصیف جامعی از ما نیست و بدترین کاری هم که در زندگی کرده ایم، تعریف کاملی از ما ارائه نمی دهد.

ما مجموعه این ها هستیم.

اینکه معتقد باشیم انسان ها جان هایی با ارزش برابر دارند یعنی تشخیصِ اینکه درون هر یک از آن ها هسته ای ذاتی از انسانیت وجود دارد.

بدون گشودگی دربرابر انسانیت آن ها مراقبتِ مناسب از آدم ها غیرممکن است؛ مثلاً تضمین اینکه به آن ها قبل از عمل داروی بی حسی کافی داده اید.

برای دیدن انسانیت آن ها باید خودتان را جای آن ها بگذارید.

این کار مستلزم میل به پرسیدن این است که زندگی از چشم آن ها چگونه است.

نیازمند کنجکاوی درباره دیگران و جهانِ ورای منطقه صندلی خودتان در هواپیماست.

ما در برهه خطرناکی زندگی می کنیم، زیرا هر نوع کنجکاوی با حمله روبه رو می شود؛ کنجکاوی علمی، کنجکاوی ژورنالیستی، کنجکاوی هنری، کنجکاوی فرهنگی.

این اتفاق زمانی می افتد که خشم و ترس به احساساتِ غالب ما تبدیل می شود.

در زیر این خشم و ترس، اغلب، نگرانیِ مشروعِ نادیده گرفته شدن و شنیده نشدن خفته است.

بسیاری از افراد، این احساس که دیگران به این اهمیتی نمی دهند که زندگی آن ها چگونه است.

پس چرا باید درباره هرکس دیگری کنجکاو باشند؟ به محض اینکه اشتیاق خود به فهمیدن -به شگفت زده شدن، گوش سپردن و شاهدبودن- را از دست بدهیم، انسانیت خود را باخته ایم.

امروز یکی از مهم ترین استعداد های شما، کنجکاوی تان است.

باید از آن محافظت کنید، زیرا کنجکاوی سرآغاز همدلی است.

وقتی دیگران می گویند کسی شرور یا دیوانه است، یا قهرمان یا فرشته است، اغلب در تلاش اند تا کنجکاوی را خاموش کنند.

به آن ها این اجازه را ندهید.

همه ما قادریم کار های قهرمانانه یا شرارت بار انجام دهیم.

هیچ کس و هیچ چیز که شما در زندگی و حرفه تان با آن برخورد می کنید صرفاً قهرمانانه یا شرورانه نخواهد بود.

فضیلت در واقع نوعی استعداد است.

همیشه می توان آن را از دست داد یا به دستش آورد.

دلیل آنکه جان همه ما به یک اندازه می ارزد، داشتن همین پتانسیل است.

در حرفه پزشکی از شما خواسته می شود تا در مقابل زندگی و دیدگاه های دیگران گشوده باشید؛ در مقابل مردم و همچنین شرایطی که درک نمی کنید و احتمالاً درک نخواهید کرد.

این بخشی از دلیل عشق من به این حرفه است.

هدف از آن زنده نگاه داشتن ارزش های اساسی ای است که برای تمام جامعه اهمیت دارد.

اما حفظ آن ارزش ها کار دشواری است.

زمانی که خاطره ام را شروع کردم، بنابه دلیلی جرم زندانی را به شما نگفتم، هرچند یکی از پلیس ها جرم او را به من گفته بود.

مطمئن نبودم که آیا وقتی خودتان را در آن شرایط جای من می گذارید و می خواهید بدانید چه باید کرد، میزان گشودگی شما را تغییر خواهد داد یا نه.

علائم حیاتی مرد نرمال بود.

هیچ دردی در ناحیه شکم نداشت.

عکس برداری نشان داده بود که تیغ اندام های گوارشیِ او را سوراخ نکرده است.

دستکش پوشیدم و گاز خون آلود را باز کردم.

زخم های زیادی به خودش زده بود، اما هیچ کدام آن قدر عمیق نبود که به شاهرگ برسد.

ا ین را شنیده بودم که زندانی ها گاهی تیغ را در سلفون می پیچیند و می بلعند یا به خود زخم هایی می زنند که هرچند مرگبار نیست، اما آن قدر شدید هست تا به آن ها چند ساعت بیرون از زندان بودن را هدیه دهد.

این مرد هر دو کار را کرده بود.

سعی کردم تا آن قدر کنجکاوی در خودم ایجاد کنم که بخواهم بدانم چه چیز باعث شده که به لبه این پرتگاه برسد، اما نتوانستم.

تنها چیزی که می دیدم یک قلدر بود.

درحالی که با بی میلی شروع کردم به بخیه زدن تکه های دراز پوست که از ساعدش آویزان بود، موجی از اهانت از او می شنیدم: درباره بیمارستان، پلیس ها، کاری که من با نابلدی انجامش می دادم.

من وقتی تحقیر می شنوم خوب کار نمی کنم.

این نیاز را در خود احساس کردم که به او بگویم تا خفه شود و کمی قدرشناس باشد.

حتی به این هم فکر کردم که رهایش کنم.

اما او خودش را آن قدر کنترل کرده بود تا هنگام بخیه زدن من بی حرکت بماند؛ و ناگهان درس یکی از استاد ها درباره کارکرد مغز را به یاد آوردم.

آدم ها موقع حرف زدن فقط ایده هایشان را ابراز نمی کنند؛ بلکه بیشتر از ایده ها، احساساتشان را بیان می کنند؛ و آنچه که واقعاً می خواهند دیگران بشنوند، احساساتشان است؛ بنابراین من گوش دادن به کلمه هایی که آن مرد می گفت: را رها کردم و تلاش کردم تا به احساساتش گوش کنم.

گفتم فکر کنم خیلی عصبانی هستی، انگار بی احترامی کردن بهت .

گفت: آره، هستم.

عصبانی ام و بهم بی احترامی کردن .

صدایش تغییر کرد.

به من گفت که اصلاً نمی فهمم زندانی بودن یعنی چه.

گفت: دو سال مداوم در سلول انفرادی بوده.

چشمانش کم کم پر از اشک شد.

آرام شد.

من هم آرام شدم.

یک ساعت بعدی را فقط بخیه زدم و گوش دادم و تلاش کردم تا احساسات پشت کلماتش را بشنوم.

من او را درک نکردم و دوستش هم نداشتم.

اما همه آنچه برای دیدن انسانیت او نیاز داشتم -برای اینکه بتوانم مداوایش کنم- فراهم کردن آن مقدار ناچیز گشودگی و کنجکاوی بود.

شما که حالا از دانشگاه فارغ التحصیل شده اید، هزاران ساعت بی وقفه درس خوانده اید.

به شما مجوزی داده خواهد شد تا بیماری ها را تشخیص دهید و گروهی از دارو ها و فرایند های پزشکی را تجویز کنید.

مهم تر از این ها، مردم به شما اعتماد می کنند تا انسان ها را در آسیب پذیرترین وضعیت هایشان ببینید و به آن ها خدمت کنید.

به خاطر ارزش هایتان، تعهدتان به خدمت رسانی به همه در مقام انسان های برابر و گشودگی تان نسبت به انسانیت افراد، به این اعتماد نائل شده اید.

دلیل اینکه باید قدردان این جایگاه باشیم، تجدید این ارزش هاست؛ و بسیار سپاس گزار از اینکه شما این ارزش ها را بعد از ما زنده نگه خواهید داشت.

پی نوشت ها: • این مطلب در تاریخ 2 ژوئن 2018 با عنوان Curiosity and What Equality Really Means در وب سایت نیویورکر منتشر شده است.

وب سایت ترجمان آن را در تاریخ 23 آذر 1398 با عنوان وظیفه پزشک چیست وقتی بیمارانش فقیر، مجرم یا بددهن باشند؟ و ترجمه علی امیری منتشر کرده است.

•• آتول گاواندی (Atul Gawande) جراح و پژوهشگر حوزه سلامت است.

گاواندی از سال 1998 برای نیویورکر می نویسد و چهار کتاب پرفروش در کارنامه خود دارد.

مرگ با تشریفات پزشکی آخرین کتاب اوست که توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی ترجمه و منتشر شده است.

••• این سخنرانی در روز جمعه، 1 ژوئن در جشن پایان تحصیل دانشکده پزشکی یو.

سی.

ال.

ای ایراد شده است.


کلید واژه ها: پزشک - فارغ التحصیلان - پزشکان - انسان - بیمارستان - آمریکایی - مردم - دبیرستان - انسان ها - سخنرانی - دانشکده - سالانه - مقایسه - برخورد - آخرین - سنگین - جامعه - اقشار - سرانه - آزمون - پزشکی - درآمد - زندگی - عادی - آسیب - مجرم - متهم - شروع - دلار - ارزش

آخرین اخبار سرویس:
ناقلان chr(034)کروناchr(034) خطرناکتر از مبتلایان

آمار ابتلا به جذام در ایران

اثرات مخرب امواج موبایل و آنتن های BTS بر سیستم های زیستی

تکنیک پیشنهادی محققان بریتانیایی برای کنترل افسردگی

علت بروز بی اختیاری ادراری در زنان چیست؟

شاه کلید درمان اضافه وزن و چاقی

نحوه چکاپ مسافرانِ چین هنگام ورود به کشور / آماده باش تیم های بهداشت مرزی در فرودگاه ها

مراقب تبعات رژیم های غذایی آنلاین باشید

ارتباط موثر مصرف ماست و سرطان سینه  

انتقال ژن های مقاوم به آنتی بیوتیک با گرد وغبار

تاکنون هیچ گردشگر چینی وارد استان همدان نشده است

چگونه کودک خود را قانع کنیم عینک زدن برایش ضروری است؟

واکنش فرهنگستان علوم پزشکی به آتش زدن کتاب طب هاریسون

چگونه باید ماشین ظرفشویی خود را تمیز کنیم؟

روش های جلوگیری از چروک لب

بحران کرونا در «چرخ»

نحوه چکاپ مسافرانِ چین هنگام ورود به کشور / آماده باش تیم های بهداشت مرزی در فرودگاه ها

آغاز درمان کرونا با داروی ایدز در پکن

جوانان، سرطان و تاب آوری

نحوه چکاپ مسافرانِ چین هنگام ورود به کشور / آماده باش تیم های بهداشت مرزی در فرودگاه ها

از رژیم لاغری خود نترسید!!!

نحوه چکاپ مسافرانِ چین هنگام ورود به کشور / آماده باش تیم های بهداشت مرزی در فرودگاه ها

پکن از دست یابی به داروی ضد ویروس کرونا خبر داد

علائم به هم ریختن تعادل هورمون ها

از رژیم لاغری خود نترسید!!!

ورود موادغذایی همراه مسافر از چین به کشور ممنوع شد

نجات 6 بیمار با اهدای اعضای یک دختر دانش آموز

اقدامات وزارت بهداشت برای مقابله با کروناویروس

محدودیتی به لحاظ تعداد مراکز و پایگاه های سلامت نداریم

واکنش فرهنگستان علوم پزشکی به آتش زدن کتاب طب هاریسون

نقشه سه بعدی و باکیفیت گوگل از ارتباطات مغزی

چطور پیاز داغ مجلسی درست کنیم؟

نجات 6 بیمار با اهدای اعضای یک دختر دانش آموز

chr(034)هاریسونchr(034) کیست؟

انتقادرییس انجمن طب سنتی خراسان رضوی از آتش زدن کتاب مرجع پزشکی

افسرده هستیم یا دردمند؟

زندگی در کنار بزرگراه ها و افزایش خطر ابتلا به آلزایمر، پارکینسون و ام اس

چطور پیاز داغ مجلسی درست کنیم؟

استخدام کارشناس بهداشت حرفه ای خانم در یک شرکت معتبر/تهران

مورد مشکوک به ویروس کرونا در ایران نداشته ایم

جراحی پستان عامل بروز سرطان در زنان نیست

ساده ترین روش برای لاغری شکم تا شب عید

کجای پیشگیری از کرونا قرار داریم؟ | کیت های تشخیصی هنوز به ایران نرسیده اند

عباس تبریزیان ؛ طلبه ای که کتاب طب هاریسون را آتش زد کیست؟

جذام هوز در ایران قربانی می گیرد

با بیماری جزام بیشتر آشنا شویم

بهترین زمان برای مصرف انواع ویتامین ها

تبخال زدن مکرر را جدی بگیرید

زنگ خطر برای دانشجویان؛ قرص شب امتحان اعتیادآور است

روش های خانگی درمان کمر درد

دستورالعمل مقابله با ویروس کرونا در کشور ابلاغ شد

نجات 6 بیمار با اهدای عضو دختر دانش آموز

استفاده از دستگاه بخور، چرا و چگونه؟

دستورالعمل مقابله با ویروس کرونا ابلاغ شد

رییس شبکه بهداشت پردیس: بیمارستان شفا بازگشایی نشده است

همه چیز درباره ویروش کشنده کرونا

ورود موادغذایی همراه مسافر از چین به کشور ممنوع شد

پرتغال اولین مورد مشکوک مبتلا به کرونا را ثبت کرد

رییس شبکه بهداشت پردیس: بیمارستان شفا باز نیست

چه کسانی کاندید ابتلا به دیابت هستند؟/بسته بندی خارجی برخی داروهای ایرانی

استرس مفید!

دلیل مختل شدن خواب عمیق چیست؟

مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان : تصمیمی برای تغییر زمان برنامه ایران باشکوه گرفته نشده است

نانوذرات لبه تیز باکتری های مقاوم در برابر آنتی بیوتیک را از بین می برند

چه دمنوش هایی به کاهش وزن کمک می کنند؟

آیا ریمل موجب از دست دادن مژه می شود؟

استخدام دانشکده علوم پزشکی سراب (استخدام جدید)

پیدا و پنهان رژیم غذایی آنلاین/مراقب تبعات آن باشید

نژادپرستی خبرگزاری های معروف علیه فعال محیطزیست

واکنش رییس دانشگاه علوم پزشکی قم به سوزاندن کتاب مرجع پزشکی 

ورود موادغذایی همراه مسافر از چین و کشورهای جنوب شرق آسیا به کشور ممنوع شد

مراقب تبعات رژیم های غذایی آنلاین باشید

مصرف ماست خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می دهد

این ساعت در روز غذا بخورید دو برابر لاغر شوید!

کرونا همان آنفلوانزا است؟

آغاز شمارش معکوس برای افتتاح بیمارستان بروجن

جذب 3 برابری پزشکان فوق تخصص در استان اردبیل

ورود موادغذایی همراه مسافر از چین و کشورهای جنوب شرق آسیا ممنوع شد

دادسرای ویژه روحانیت به تکلیف شرعی و قانونی خود عمل کند

مصرف ماست خطر ابتلا به سرطان سینه را کاهش می دهد

جذب 3 برابری پزشکان فوق تخصصی در استان اردبیل

طرح واکسیناسیون فلج اطفال در جنوب شرق کشور

ورود مواد غذایی همراه مسافر از چین و کشورهای جنوب شرق آسیا ممنوع شد

پیدا و پنهان رژیم غذایی آنلاین/مراقب تبعات آن باشید

خوابیدن روی کاناپه چه عوارضی به دنبال دارد؟

پیدا و پنهان رژیم غذایی آنلاین

آغاز فعالیت دومین تیم جهادگران سلامت بسیج جامعه پزشکی زنجان

شباهت زیاد ویروس کرونا به آنفلوآنزای شدید

زن های بداخلاق باهوش ترند!

اختلاف سنی در ازدواج چقدر مهم است؟

ویروس کرونا به ایران هم رسید؟+ تمهیدات بهداشتی

تبخال زدن مکرر را جدی بگیرید

کانادا نخستین مورد از ابتلا به ویروس کرونا در تورنتو را تایید کرد

دستورالعمل مقابله با ویروس کرونا ابلاغ شد

با این رایحه فشارخون خود را درمان کنید

عامل اصلی ابتلا به سرطان معده

چگونه 100سال عمر کنیم؟

ابلاغ دستورالعمل مقابله با ویروس کرونا در کشور/ چرا گوشت خفاش و مار عامل ویروس کرونا شد؟

دادسرای ویژه روحانیت به تکلیف شرعی و قانونی خود عمل کند

کرونا به کانادا رسید

وظیفه پزشک چیست وقتی بیمارانش فقیر، مجرم یا بددهنند؟

وظیفه پزشک چیست وقتی بیمارانش فقیر، مجرم یا بددهنند؟