
پاداش گیری از شهدا در لحظه/ تماس پدرم کارت دعوت شهدا بود!شیما رمضانی؛ فکه، طلاییه، شلمچه، علقمه، اروندرود و هویزه؛ قصه مردانگی ها، قصه عشق های واقعی، قصه پر غصه دل ها، - پاداش گیری از شهدا در لحظه/ تماس پدرم کارت دعوت شهدا بود! روز بعد پدرم تماس گرفت و بعد از احوال پرسی گفت: اسمت را نوشتی راهیان؟ گفتم نه، چندین بار سال های قبل پرسیدم، اما راضی نبودید، امسال دیگر نپرسیدم؛ پدرم گفت: زنگ زدم که بگویم برو بنویس! گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو - شیما رمضانی؛ فکه، طلاییه، شلمچه، علقمه، اروندرود و هویزه؛ قصه مردانگی ها، قصه عشق های واقعی، قصه پر غصه دل ها، منطقه هایی که در آن یک حس دیگر داری؛ یک حس خیلی غریب، اما خیلی خیلی خاص و قشنگ؛ یک دنیا آرامش، یک دنیا قشنگی. یادم است وقتی هر سال این تعریف ها را می شنیدم، دلم می خواست جای تک تک آن آدم هایی می بودم که همه این خاطره ها و حس ها را تجربه کرده بودند. یک روز ظهر، دوستم با یک کارتون آمد در اتاق و گفت: این ها وسایل راهیانه، تا آخر هفته باید تمام شوند تا به عنوان رزق به بچه ها بدهیم. آن سال، سال اولی بود که همه دوست های صمیمی من، می خواستند با هم راهیان بروند و من به خاطر معذوریت خانوادگی نه تنها آن سال، بلکه هیچ سالی نشده بود تنهایی به سفر بروم. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |