مطالب مرتبط:
اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده
اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده
اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده
اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده
اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 29 آبان 1397 ساعت 19:552018-11-20اجتماعي

اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده


پارچه کثیفی را که روی سرش کشیده، کنار می زند و می گوید: «خواب بودم به من نرسید!» یکی فریاد گنگی می کشد: «اون پتو رو بده من یخ زدم.

» صدای زمزمه آهنگی خراباتی از لای بوته ها می آید: - پارچه کثیفی را که روی سرش کشیده، کنار می زند و می گوید: خواب بودم به من نرسید! یکی فریاد گنگی می کشد: اون پتو رو بده من یخ زدم.

صدای زمزمه آهنگی خراباتی از لای بوته ها می آید: دمت گرم چه جنسی داشت.

صدای مشتری های جدید که با موتور وارد پاتوق می شوند چرت چند نفری را که به دیوار آجری تکیه داده اند پاره می کند: پایپ، پایپ فروشی! شیشه های براق زیر نور تیر برق وسط پارک شوش می درخشد.

کارتن خواب ها مثل اشباحی سرگردان از تاریکی بیرون می آیند تا ظرفی غذای گرم بگیرند.

از همان ابتدای پارک پراکنده روی صندلی ها نشسته اند.

زن و مردی تنگ هم روی صندلی مشغول کشیدن شیشه اند.

مردی که توی آلاچیقش روی زمین سرد خوابیده، با سروصدای نایلون غذا دست دراز می کند و غذا می خواهد اما نای بلند شدن ندارد.

مردان و زنانی که معلوم نیست از کجا می آیند و کجا ناپدید می شوند.

هرچه جلوتر می روم تعدادشان بیشتر می شود.

یک شب پاییزی سری می زنم به خیابان مولوی و میدان محمدیه و شوش تا ببینم با شروع فصل سرما کارتن خواب ها چگونه روزگار می گذرانند.

بخشی از جامعه که در کوران مشکلات اقتصادی بیش از همیشه فراموش شده اند.

ساعت از یازده شب گذشته که با گروهی از جمعیت طلوع بی نشان ها وارد پارک شوش یا انبار گندم می شوم.

قطره های باران، در شلاق باد سوزناک، شلخته می بارند.

کارتن خواب ها مثل اشباحی سرگردان از تاریکی بیرون می آیند تا ظرفی غذای گرم بگیرند.

از همان ابتدای پارک پراکنده روی صندلی ها نشسته اند.

زن و مردی تنگ هم روی صندلی مشغول کشیدن شیشه اند.

مردی که توی آلاچیقش روی زمین سرد خوابیده، با سروصدای نایلون غذا دست دراز می کند و غذا می خواهد اما نای بلند شدن ندارد.

مردان و زنانی که معلوم نیست از کجا می آیند و کجا ناپدید می شوند.

هرچه جلوتر می روم تعدادشان بیشتر می شود.

غذایی بر می دارد و خودش سر حرف را باز می کند با چشمانی قرمز که انگار چند سانتی از حدقه بیرون است: تو این شبای سرد راه رفتن بهتر از نشستنه.

هیچ کس هم نیست جای غذا دوتا پتو برای ما بیاره.

مردیم از سرما! می پرسم چند سال است که می کشی؟ می گوید: مواد مخدر مغز آدمو زایل می کنه.

چند سال؟ نمی تونم حساب کنم.

شاید 10 سال، چه می دونم 8 سال؟ ولی22 ساله مواد می زنم.

چی می زنی؟ می گوید: 4 مواد اصلی هرویین، تریاک، شیره، شیشه.

اصلاً هرچی گیر بیاد می زنم.

دست رد ندارم.

پرسیدن از نوع موادی که می زند برای او مثل این است که از من بپرسند چه چیزی می خوری؟ خب معلوم است نان، برنج، گوشت یا حتی سبزیجات.

یکدفعه می ایستد و آنقدر سرفه می کند که نفسش بند می آید.

روی سکوی دور حوض پارک می نشیند.

انتهای پارک جای متفاوتی است.

تعداد زیادی گوش تا گوش دیوار و روی چمن ها دراز کشیده اند، راه می روند، حرف می زنند، انگار نه انگار ساعت از 11 شب گذشته.

زنی با صورت روی زمین افتاده یا دراز کشیده.

فروشنده ها با پایپ و جیب های پر به استقبال آمده اند.

اما تا نایلون های غذا را می بینند همه چیز عوض می شود.

سعی می کنند رسمی حرف بزنند و تشکر کنند.

هرقدم که جلوتر می رویم ازدحام بیشتر می شود: آقا یه غذا هم به این خواهر ما بده! ، آقا من اولین باره غذا برمی دارم! اینجا همه چیز آزاد است؛ خرید و فروش انواع مواد مخدر و مصرف در هرگوشه ای از خیابان.

به هرطرف که نگاه می کنید آتش فندک ها را می بینید که زیر پایپ ها سوسو می زنند.

دوری در پاتوق می زنم.

پیرمردی با ریش بلند که به صورتش چسبیده دستم را می گیرد و می گوید: آقا این شب ها هوا خیلی سرده پتویی چیزی همرات نیست بهمون بدی؟ کاش هیچوقت زمستون نشه! به نایلون غذاها نگاه می کنم و چیزی ندارم که به او بدهم.

مردی لاغر معلوم نیست از کجا می رسد و دستش را می گیرد و با خنده می گوید: تو باید بری استوا زندگی کنی.

باهم پشت درختی می نشینند و مشغول می شوند.

از پاتوق که بیرون می رویم همان زنی که با صورت روی زمین افتاده بود کنج دیوار نشسته.

صورتش را پشت کلاه بلوز مندرسش پنهان می کند تا لابد دندان های نداشته اش را نبینم.

صورت پرچروکش را و چشم هایی که نمی تواند بیش از چند ثانیه باز بماند: خیلی سردمه.

چیزی همرات نیست به من بدی؟ کاپشن نداری؟ دلم می خواد حموم برم، پول ندارم.

حموم 10 هزار تومن می خواد، ندارم.

می پرسم خیال ترک کردن نداری؟ می گوید: شما فکر کن ندارم! الان بگو می تونی به منی که قصد ترک ندارم خدمات بدی؟ ما باید تند تند حموم بریم که مریض نشیم.

باید لباس گرم داشته باشیم.

زمستون شده؟ پاتوق قصد خلوت شدن ندارد.

همین طور آدم است که پیاده یا با موتور وارد و خارج می شوند.

زندگی شبانه اینجا پررونق تر از هرجای دیگر تهران است.

زن و مرد و پیر و جوان با تیپ های مختلف به پاتوق می آیند تا شب شان را بگذرانند.

پسری جوان با کاپشن و شلواری تمیز و مرتب به دیوار تکیه زده و خونسرد پک می زند و برای اطرافیان نیمه خوابش سخنرانی بی سرو تهی می کند.

زن جوانی کنار چند مرد نشسته که پایپ را دست به دست می کنند.

وضعیت در خیابان مولوی هم دست کمی از گوشه پارک شوش ندارد.

آنها همه جا هستند در هرکوچه که سر بچرخانی گروه زیادی دورهم نشسته اند و آتش روشن کرده اند تا شاید گرم شوند.

سر خیابان می ایستم و می خواهم گپی بزنم.

دو مرد روی سکوی مغازه ای نشسته اند؛ یکی مشغول کشیدن است و دیگری خیلی حوصله حرف زدن ندارد.

او که خودش را ورشکسته یک تولیدی لباس معرفی می کند، می گوید: 15 ساله کنار خیابون می خوابیم.

البته چون شوفاژ داریم گرمه.

دائم سعی می کند چشم در چشم نشویم و انگار لبخند تمسخرآمیزی هم روی لبش گیر کرده: اینجا هم خونه و زندگی ماست، فقط جاش عوض شده.

قبلاً داخل بود و گرم، الان بیرونه و سرد.

هزینه ها هم بیشتره.

راستش رو بخوای نه مواد می زنم و نه علاقه ای دارم فقط گاهی مجبورم از یکی بگیرم و بفروشم که اون هم از رو نداری و گشنگیه، وگرنه من کجا و این زندگی کجا.

واسه خودمون کسی بودیم.

الان رو نبین! نگاهی به داخل کوچه می کنم.

هرکس گوشه ای دراز کشیده.

یکی روی سکوی مغازه، دیگری روی دریچه هایی که باد نه چندان گرم پارکینگ زیرزمینی از آن بیرون می زند.

چند نفر دور آتش نشسته اند.

چند زن هم بین جمعیت می چرخند و.

اینجا تهران آنهاست.

همین طور که حرف می زند مرد بغل دستی از جیبش اسکناسی 10 هزارتومانی در می آورد و کف دستش می گذارد.

پول را می گیرد و سیگار تعارف می کند: ارزش این تجربه هایی که ما تو این خیابونا به دست آوردیم خیلی زیاده، باید پول بدی تا بهت بگم.

چون زندگیت رو نجات میده.

شاید یه روزی تو هم مثه من به این روز افتادی، خدارو چه دیدی.

شاهزاده تاریکی می زند زیر خنده طوری که یعنی وقت خداحافظی است.

به راهم ادامه می دهم.

خیابان مولوی آنقدر شلوغ است و معتاد و کارتن خواب دور آتش ها جمع شده اند که راه رفتن در پیاده رو را سخت کرده.

باور اینکه ساعت از 12 شب گذشته سخت است.

کمی جلوتر، دور میدان محمدیه ماشین های زیادی در ضلع شرقی پارک شده.

انگار بازارچه ای شبانه برپا شده باشد.

کنار دیوار همه آزادانه مشغول کشیدن و خرید و فروش مواد هستند.

باد سوزناکی می وزد و ماشین های گشت دور میدان چرخی می زنند و می روند.

کار از دستبند زدن و جمع کردن گذشته و انگار دیگر این شکل از زندگی شبانه در جنوب تهران، رسمیت پیدا کرده است.

بیش از این نمی توانم سرما را تحمل کنم، به خانه برمی گردم.

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه ایران تاریخ انتشار 29 آبان 97، کدخبر: 490229، www.

iran-newspaper.

com
کلید واژه ها: کارتن خواب - خواب - شیشه - پارک - مشکلات اقتصادی - غذای - مردان - پارچه - مواد مخدر - زمین - سرما - اقتصادی - مشکلات - خیابان - یخ زده - مولوی - جمعیت - مشتری - جامعه - موتور - همیشه - پیاده - دیوار - یک شب - جنسی - شلاق - قطره - جدید - شروع - نشان

آخرین اخبار سرویس:
217 روز هوای تهران سالم بوده است

11 کانون سلامت محله در فسا افتتاح شد

سوالات ارشد مجموعه علوم ارتباط اجتماعی - دولتی 93

راه اندازی اپلیکیشن اتوبوس اشتراکی در تهران

هوای تهران برای همه ناسالم می شود

217 روز هوای تهران سالم بوده است

11 کانون سلامت محله در فسا افتتاح شد

سوالات ارشد مجموعه مدرسی معارف اسلامی - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه مدیریت اجرایی - دولتی 93

توصیه مرکز پایش آلودگی هوای اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران بیماران قلبی و ریوی مبتلا به آسم، روز دوشنبه فعالیت های بدنی خود را کاهش دهند

زنگ ورزش مدارس پایتخت دوشنبه تعطیل شد

آموزش مستمر هزینه مأموریت های ناجا را کاهش می دهد

سوالات ارشد مجموعه محیط زیست - دولتی 93

استقرار جو پایدار بر روی استان

خواص دارویی سوغات کرمان زیره

سوالات ارشد مجموعه فیزیک - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه شیمی - دولتی 93

فضاهای بازی و تفریحی آذربایجان غربی نیازمند مناسب سازی است

57 معلم پژوهنده و دانش آموز پژوهشگر در دماوند تقدیر شدند

خراسان شمالی تا هشت درجه سردتر می شود

کاربران خبرآنلاین: با حذف مشق شب موافقیم؛ فقط بچه ها بی سواد نشوند!

زنگ ورزش مدارس پایتخت دوشنبه تعطیل شد

سوالات ارشد مجموعه ژئوفیزیک وهواشناسی - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه زمین شناسی - دولتی93

کردستان زمستانی سفیدتر را به نظاره نشسته است

تجلیل از رانندگان برتر حمل و نقل همدان

با هیچ ناشری دشمنی ندارم

57 معلم پژوهنده و دانش آموز پژوهشگر در دماوند تقدیر شدند

تجلیل از چهار پژوهشگر برتر استان

خراسان شمالی تا هشت درجه سردتر می شود

راهیابی 9 اثر از دانش آموزان گچساران به جشنواره خوارزمی

حداقل دمای اهواز به هشت درجه رسید

از درخشش 20 ستاره تا آرزوی چندین ساله یک منطقه شکار ممنوع

سوالات ارشد مجموعه ریاضی - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه آمار - دولتی 93

معاون قالیباف: کورکردن خط 3 مترو دروغ است

21 درصد دانش آموزان گچساران عضو پزوهش سرا

بارش برف و باران استان کرمانشاه را در بر می گیرد

مقاله نویسی ارتقای علم نیست/ دانشگاه با فرهنگ چه می کند؟

سوالات ارشد مجموعه زیست شناسی - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه فوتونیک - دولتی 93

زنگ ورزش مدارس پایتخت دوشنبه تعطیل شد

اخذ مجوز پرورش تیلاپیا در سمنان

بارش برف و باران استان کرمانشاه را در بر می گیرد

زنگ ورزش مدارس پایتخت دوشنبه تعطیل شد

از درخشش 20 ستاره تا آرزوی چندین ساله یک منطقه شکار ممنوع

زنگ ورزش مدارس پایتخت دوشنبه تعطیل شد

آمادگی داریم زیستگاه حفاظتی گردشگری مرال را به بخش خصوصی واگذار کنیم

نصب 200 دوربین نظارتی در خیابان های قم

هوای تهران برای همه ناسالم می شود

هوای تهران برای همه ناسالم می شود/آلودگی ادامه نخواهد داشت

تقدیر از معلمان و پژوهشگران حوزه آموزش و پرورش

سوالات ارشد مجموعه زیست شناسی دریا - دولتی 93

تصاویری متفاوت و جذاب از حرم مطهر امیرالمؤمنین (علیه السلام)

زنگ ورزش مدارس پایتخت دوشنبه تعطیل شد

آمادگی داریم زیستگاه حفاظتی گردشگری مرال را به بخش خصوصی واگذار کنیم

توزیع بسته های حمایتی در بین دانش آموزان گچساران

بارش باران و برف میهمان استان قزوین

تجلیل از دانش آموزان پژوهشگر برتر استان یزد

از درخشش 20 ستاره تا آرزوی چندین ساله یک منطقه شکار ممنوع

سوالات ارشد علوم محیط زیست - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه زیست شناسی جانوری - دولتی 93

آلودگی هوا زنگ ورزش مدارس پایتخت را به تعطیلی کشاند

زنگ ورزش مدارس فردا بدلیل آلودگی هوا تعطیل است

مهلت بخشودگی 2 برابری جرائم معوقه رانندگی تا 30 آذر

سوالات ارشد مجموعه زیست شناسی گیاهی - دولتی 93

پیش بینی آبگرفتگی معابر عمومی و سیل در برخی از استان ها

تعطیلی زنگ ورزش مدارس پایتخت

تجلیل از دانش آموزان پژوهشگر برتر استان

سوالات ارشد مجموعه مهندسی پلیمر - دولتی 93

استخدام مهندس عمران،مهندس مکانیک،مهندس برق،مهندس امنیت

سوالات ارشد مجموعه مهندسی نفت - دولتی 93

آلودگی هوا زنگ ورزش مدارس پایتخت را به تعطیلی کشاند

تشییع پیکر پدر شهید در فراشبند

سوالات ارشد مجموعه تاریخ وفلسفه علم- دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه مهندسی صنایع - دولتی 93

ارسال 3 هزار ویلچر به مناطق محروم

سامانه بازاریابان استارتاپ بیمیتو رونمایی شد

ساخت مجهزترین مرکز آموزشی کودکان استثنایی در تبریز

حداقل دمای اهواز به هشت درجه رسید

افزایش 18 درصدی تلفات سوانح جاده ای در استان

جشنواره گِل با حضور دانش آموزان راوری

افزایش سرعت ساخت متروی تهران - پرند

استخدام برنامه نویس/ تحت وب،مهندس نرم افزار،کارشناس حسابداری

سوالات ارشد مدیریت در سوانح طبیعی - دولتی 93

شرایط سخت تحصیل عشایر

خاک وطن در غربت جزیره می شود

رتبه بندی فرهنگیان شامل حال بازنشستگان نمی شود

سوالات ارشد مهندسی شیمی - دولتی 93

هشدار هواشناسی درباره بارش برف و لغزندگی جاده های کوهستانی

روی خط خبرکرمان : راه نامناسب روستای آغین عنبرآباد

فارس من| شهرک آفتاب آسفالت می شود

حداقل دمای اهواز به هشت درجه رسید

بارش برف و باران از عصر دوشنبه در البرز

سوالات ارشد مجموعه مهندسی معماری کشتی - دولتی 93

30 آذر؛ آخرین مهلت پرداخت بخشودگی 2 برابری جرایم معوقه رانندگی

استخدام ویزیتور حرفه ای حضوری در شرکت پردیس هوا رایحه در آمل

سوالات ارشد مجموعه مهندسی مواد - دولتی 93

سوالات ارشد مجموعه مهندسی معدن - دولتی 93

بطحایی: با هیچ ناشری دشمنی ندارم/ درازی گردن زرافه به آموزش و پرورش چه ربطی دارد

اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده

اشباح سرگردان در پیاده روهای یخ زده