مطالب مرتبط:
قصه ای درباره مادرانگی با دست های تنها این مادر «چشم» بچه هایش است
این مادر «چشم» بچه هایش است
چشم اندازی به وضعیت «دختر بچه های» جهان و ایران
مرد قاتل زن و بچه هایش: تفاضل دیه را میبخشم، اعدامم کنید
چشم انتظاری 36 ساله مادر شهید جاویدالاثر
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 26 آبان 1397 ساعت 00:452018-11-16سياسي

این مادر «چشم» بچه هایش است


«فرزانه مشاط زاده» مادر دو فرزند نابیناست اما می گوید اگر صدبار هم به عقب برگردد بازهم بچه هایش را انتخاب می کند و هرگز از مادری کردن برای آن ها پشیمان نمی شود.

- فرزانه مشاط زاده مادر دو فرزند نابیناست اما می گوید اگر صدبار هم به عقب برگردد بازهم بچه هایش را انتخاب می کند و هرگز از مادری کردن برای آن ها پشیمان نمی شود.

شعارسال": وقتی زنی تصمیم می گیرد مادر بشود، رؤیاهای رنگی مادرانه از همان موقع شروع می شود.

دست و پای سفید و کوچک فرزندش را می بیند که بعد از تولد توی دست هایش گرفته است.

راه رفتنش را تصور می کند، مدرسه رفتنش را و حتی عروس و داماد شدنش.

حالا اگر خدا بخواهد بچه ای نسبت به آدم های عادی با نقصی جسمی متولد بشود، فقط مادری که این شرایط را تجربه کرده است می تواند بگوید که سر رؤیاهای مادرانه اش چه بلایی می آید.

صدایش جوان و شاداب است اما وقتی از روزهای سختی کشیدن بچه هایش صحبت می کند صدایش آرام آرام پایین می آید و گاهی محو می شود.

فرزانه مشاط زاده مادری است که یک بار در دوماهگی پسرش فرشید و یک بار دیگر در 15 روزگی دخترش سحر متوجه شده که بچه هایش هیچ وقت نمی توانند او را ببیند.

مادری که برای هموار کردن این سختی به خودش چشم هایش را با شال می بندد تا دنیای تاریک پشت چشم بچه هایش را تصور کند.

زندگی به او زیادتر از چیزی که تصور کنیم سخت گرفته است؛ اما این روزها وقتی درباره خاطرات سپری شده اش صحبت می کندبا لبخند می گوید: این چیزها دست خداست ولی همیشه از او خواسته ام یا ما سه نفر باهم توی این دنیا باشیم یا هیچ کدام نباشیم چشم هایم را می بستم تا مثل بچه ام نبینم فرشید مثل بچه های عادی متولد شد.

اما دوماهه که بود وقتی او را در آفتاب می بردم می دیدم که در انتهای مردمک چشمش نقطه ای سفید دارد.

از طرفی نگران بودم و از طرف دیگر می خواستم او را به دکتر ببرم تا مطمئن بشوم مشکلی ندارد.

دکترها اول نابینایی فرشید را تشخیص ندادند و گفتند مردمکش نور را دنبال می کند اما چند ماه بعد من خودم امتحان کردم و دیدم نور را دنبال نمی کند.

برای همین او را پیش دکتر متخصص دیگری بردیم.

با عمل بیهوشی و معاینه انتهای چشم مشخص شد که عنبیه چشم فرشید از همان دوران جنینی تشکیل نشده است.

همین اتفاق برای فرزند دومم یعنی سحر هم افتاد.

با این تفاوت که باسابقه ای که دکترها از برادرش داشتند و نقض ظاهری چشم هایش که متورم هستند، در 15 روزگی تشخیص نابینایی دادند.

واقعیت این است که من سرسوزنی انتظار شنیدن این موضوع را نداشتم.

کارم شده بود اینکه شب ها تا دیروقت با چراغ های خاموش بیدار بمانم و گریه کنم.

حتی گاهی با روسری و شال چشم هایم را می بستم و می گفتم همان طور که بچه ام نمی بیند، من هم نباید ببینم.

البته سن زیادی هم نداشتم.

زمان تولد فرشید 21 ساله بودم.

در برابر حوادث این چنینی نه پختگی داشتم و نه اطلاعات کافی.

طبیعی است که در آن دوران به هم ریختگی روحی و روانی زیادی داشتم.

هیچ وقت احساس مادرانه ام به بچه ها کم نشد اینکه بگوییم که یک روز و یکجایی تصمیم گرفتم بچه هایم را به همراه نقصی که داشتند بپذیرم، درست نیست.

این اتفاق برای من در طول زمان رخ داد؛ اما حتی در آن دوران هم که ازنظر روحی به هم ریخته بودم به اینکه بچه هایم را رها کنم و یا به جایی دیگر بسپارم، فکر هم نکردم.

درست است که بچه هایم نابینا بودند اما حس مادرانه ام نسبت به آن ها هیچ فرقی با احساس یک مادر به بچه سالمش نداشت.

حتی گاهی در طول این سال ها حس کرده ام که از خیلی از مادرها احساس عشق بیشتری به بچه هایم دارم.

چون حس می کنم بچه های سالم می توانند هر طوری که هست گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند اما من می دانستم که بچه های من این توانایی را ندارند.

به خاطر همین مجبور بودم ازنظر روحی و روانی و حتی جسمی همتم را از بقیه مادرها بیشتر کنم.

پاهای دخترم که شکست، کم آوردم جدای از مشکلات بچه ها، در زندگی زناشویی هم با همسرم اختلاف داشتم و درنهایت وقتی سحر شش ساله و فرشید سیزده ساله بود از هم جدا شدیم و من بچه ها را دست تنها بزرگ کردم.

تنها جایی که کم آوردم زمانی بود که از پدر بچه ها جدا شدم و به شهرستان، پیش خانواده ام آمدم.

اوایل مشکلات مالی خیلی زیادی داشتیم و بعد از فوت پدرم دیگر خانه ای هم نداشتیم.

کسی هم حاضر نمی شد به زنی تنها با دو بچه معلول خانه اجاره بدهد.

در این دست تنها بودن، مشکل پوکی استخوان شدید سحر عود کرد.

هر دو تا بچه هایم علاوه بر نابینایی، پوکی استخوان شدید هم دارند.

در آن روزهای سخت، ساق پاهای سحر مرتب و بدون دلیل از قسمت های مختلف می شکست.

شاید در طول یک سال، هشت بار این اتفاق افتاد.

گچ پای راستش را باز می کردیم، پای چپش می شکست.

دوباره گچ پای چپ را باز می کردیم پای راستش از جای دیگری می شکست.

آن موقع بود که دیگر واقعاً کم آوردم.

حتی الآن هم که به آن روزها فکر می کنم این حس کم آوردن و درماندگی را حس می کنم.

با مجالس روضه خودم را آرام می کردم من لطف و مرحمت خدا در زندگی ام را زیاد دیدم.

آدم هایی سر راه ما قرار گرفتند که صد در صد می توانم بگویم خدا با دست خودش این ها را در زندگی ما گذاشت.

منبع درآمد من در این سال ها شغل های خانگی بوده است.

مثلاً گل های آکواریوم یا اسکاچ و ازاین دست چیزها درست می کنم.

اما این ها هیچ وقت کفاف هزینه های سنگین درمان بچه ها را نمی دهد.

همیشه کسانی مثل فرشته پیداشده اند و به ما کمک کرده اند.

مثلاً زمانی که دنبال خانه بودم و هیچ کس حاضر نمی شد به ما خانه بدهد یک خانم فرهنگی دنبال ما آمد و گفت اصلاً مشکلی با شرایط شما ندارم و خانه ای در اختیار ما گذاشت.

در روزهای اوج بیماری سحر و حس درماندگی که داشتم، باز دوباره خدا بود که داد من رسید.

من به توسل کردن و تأثیر دعا خیلی اعتقاد دارم.

می رفتم به مجالس روضه و یا مجالسی که برای شهدا برگزار می شد.

بچه هایم دردی دارند که هیچ درمانی برای آن وجود ندارد.

من با شرکت در این مجالس خودم را آرام می کردم و به ائمه توسل می کردم.

در همین روزها خانم دکتری به من آمپولی معرفی کرد که می گفت استفاده از آن برای بچه ها ممنوع است اما تنها راه درمان دختر توست.

آن موقع هم فقط مدل خارجی این آمپول پیدا می شد که قیمت هر یک عددش، یک میلیون وششصدهزار تومان بود.

خیلی هم سخت پیدا می شود.

یادم می آید یکی از روزهای زمستان بود که آمدم تهران و با صحبت با یکی از مسئولین وزارت بهداشت و چندین بار رفت وآمد، توانستم یک عدد از آن آمپول را پیدا کنم.

بعد از تزریق آن آمپول که البته سه تای دیگر هم بعداً گرفتیم، کم کم شکستگی های دخترم متوقف شد.

اما استخوان های پایش به طور بدی جوش خورده بودند و برآمده شده بودند که این هم نیاز به عمل داشت.

تا سال گذشته که عمل هر دوپایش تمام و شکر خدا سرپا شد.

فرشید پابه پای بچه های عادی درس خواند فرشید امسال فوق لیسانس قبول شده است.

اما واقعاً فقط 50درصد این موفقیت را مدیون من است.

اگر آن موقع که فهمیدم نابیناست کسی می گفت، فرشید این موفقیت ها را کسب می کند باور نمی کردم.

با شرایطی که تنها شده بودم و باید خودم زندگی بچه ها را اداره می کردم فکر نمی کردم فرشید به این موفقیت ها برسد.

اما خودش به من نشان داد که چقدر باهوش و پرتلاش است و خودش باعث شد که من به آینده اش امیدوار بشوم و هر کاری که از دستم برمی آید برای اینکه به آرزوهایش برسد انجام بدهم.

فرشید از اول خیلی باهوش بود.

مثلاً یک سال و سه ماهش بود اما پایتخت 32 کشور دنیا را بلد بود.

از هفت ماهگی حرف می زد.

از شش سالگی به مدرسه نابینایان تهران رفت.

همیشه معدل ها بالا داشت.

اما وقتی به شهرستان آمدیم چون مدرسه نابینایان نبود، قرار شد به مدرسه ای عادی برود.

آن موقع سوم راهنمایی بود و خیلی از مدیرها او را در مدارسشان قبول نمی کردند.

درواقع نمی خواستند زیر بار مسئولیت او بروند.

خود فرشید می گوید شب قبل از آن روزی که قرار بود فردایش به مدرسه عادی برود از استرس و اینکه برخورد بقیه با او چه طور است و آیا می تواند کنار بچه های بینا درس بخواند، خوابش نبرده است.

اما خوشبختانه در تمام مقاطع تحصیلی دوستان خوب و همراهی داشت که اصلاً او را مسخره نمی کردند.

خودم هم اول باورم نمی شد.

می ایستادم جلوی در مدرسه و با خودم می گفتم می تواند بین این همه بچه عادی گلیم خودش را از آب بیرون بکشد؟ اما فرشید با کتاب های خط بریل، پابه پای بقیه درس خواند و چون درسش خوب بود و معلم ها هم می دیدند، باهوش است بیشتر هم برایش وقت می گذاشتند.

خود فرشید باعث شد همه جوره برایش تلاش کنم زمانی که دخترم در بیمارستان بستری بود، ماشینی که خریده بودم را از جلوی بیمارستان دزدیدند.

فرشید در مقطع دبیرستان آزمون مدرسه نمونه دولتی داده بود و قبول شده بود اما مدرسه اش از خانه خیلی دور بود.

آن روزها، علاوه بر رفت وآمد به بیمارستان بقیه روز را در اتوبوس های خط واحد می گذارندم! فرشید را به اتوبوس به مدرسه می بردم و می رفتم بیمارستان.

دوباره او را از مدرسه به خانه می آوردم و باز برمی گشتم به بیمارستان.

خود فرشید بود که باعث می شد همه جوره برایش تلاش کنم.

با خودم می گفتم اگر این بچه به درسش نرسد حیف است.

زمان کنکور هم وقتی کنکور آزمایشی شرکت می کرد باهم می رفتیم سر جلسه و تست ها را برایش می خواندم و گزینه ای که می گفت را علامت می زدم.

ازخداخواسته ام همیشه باهم باشیم زمانی آن قدر مشکلاتمان زیاد بود که اصلاً به آینده فکر نمی کردم.

فقط به آن لحظه فکر می کردم که مشکلی که درگیرش هستیم حل بشود.

همیشه می گفتم من تلاشم را می کنم باقی اش باخدا.

واقعیت این است که هیچ وقت احساس نکردم زندگی خیلی متفاوتی از بقیه دارم.

بچه هایم نابینا هستند اما من هم مثل بقیه مادر هستم و مثل بقیه مشکلاتی دارم.

همین الآن هم به دوستانی که بچه های معلول دارند و با آن ها در ارتباطم می گویم فقط به چیزهایی که خدا بهتان داده فکر کنید.

فکرتان را روی داده های خدا متمرکز کنید.

نداشته ها را نه به زبان بیاورید و نه حتی به آن فکر کنید.

من بچه هایم را همه جا می برم و ذره ای فکر نمی کنم به خاطر مشکلی که دارند باید آن ها را از بقیه پنهان کنم.

گاهی وقتی بیرون هستیم مردم ما را نگاه می کنند.

معمولاً بی اعتنا از کنارشان رد می شوم.

اگر کسی به بچه هایم نگاه بدی بکند، من نگاه بدتری به او می اندازم که از نگاهش پشیمان بشود(می خندد) وقتی جدا شدم خیلی ها، حتی نزدیک ترین کسانم به من می گفتند مسئولیت بچه را قبول نکن.

آن موقع من هم چشم هایم را بستم هم گوش هایم را و به حرف هیچ کس گوش نکردم.

اگر صدبار هم به عقب برگردم دوباره بچه هایم را انتخاب می کنم.

می دانم این چیزها دست خداست.

اما همیشه به خدا می گویم تو هرچه برای من خواسته ای من گفته ام چشم.

من اما فقط یک چیز از تو می خواهم.

یا ما سه نفر همیشه باهم باشیم، یا هیچ کدام نباشیم.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات،برگرفته از خبرگزاری فارس،تاریخ انتشار : 24آبان 97 ، کد خبر:13970823000990 ،www.

farsnews.

com
کلید واژه ها: مادر - فرزند - نابینایی - دکتر - تولد - زاده - انتخاب - عروس و داماد - تشخیص - سفید - واقعیت - امتحان - انتظار - لبخند - روسری - شرایط - تفاوت - همیشه - تصمیم - مدرسه - زندگی - چراغ - عروس - شروع - جوان - کوچک - پسرش - گریه

آخرین اخبار سرویس:
داماد روحانی از سمت خود استعفا کرد

چگونگی استعلام ممنوع الخروجی/ احتمال افشای اطلاعات محرمانه، نقص سامانه جدید

اصلاح طلبان در انتخابات بعدی رای ندارند

وزارت بهداشت نسبت به جمع آوری و بی خطر سازی زباله های عفونی اقدام کند

به فرزندتان «امنیت» و «شخصیت» بدهید

سهم تاکسی ها در حمل و نقل عمومی چقدر است؟

وزیر کشور: مشکلات ترافیک تا حدود زیادی حل شده است

فرصت پاسخ دادن به خیلی از حرف ها را ندارم

گفت وگوی نمایندگان مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس بر سر یک اختلاف

محمدی سیرت مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه شد

حجت الاسلام «محمدی سیرت» مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه شد

دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا درگذشت سردار منصوری را تسلیت گفت

عملکرد کاراته بانوان از فیلتر «صافی» عبور کرد!/ نشست ارزیابی کاراته بانوان بدون حضور کارشناس زن

شروط وزارت کشور برای حمایت از استانی شدن انتخابات مجلس

شفاف سازی پزشکیان درباره بورسیه پسرش

رضایی:فشار زیادی علیه مجمع است، تا امروز سکوت کرده ایم

حناچی: مردم مجاب شوند برای هر کاری از خودروی شخصی استفاده نکنند

ادعایی درباره فروش پنهانی آلومینیوم المهدی و هرمزال و مزایده صوری

محتوای آموزشی دانشگاه ها قدیمی است و به روز نیست/در پژوهش بسیار خوب عمل کرده ایم

نشست بررسی خدمات رسانی آموزشی مطلوب به دانشجویان شاهد و ایثارگر برگزار شد

بزرگداشت هفته پژوهش و تقدیر از رایزن های فرهنگی برتر در سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی

محتوای آموزشی دانشگاه ها قدیمی است و به روز نیست

جلسه نمایندگان مستعفی اصفهان با لاریجانی

پزشکیان: دنبال رانت و رشوه نیستم

به فرزندتان «امنیت» و «شخصیت» بدهید

امروز بیش از هر زمانی تقویت وحدت حوزه و دانشگاه ضرورت دارد

سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ضربه کاری به دشمن بود

فرماندار بهارستان: تغییر مدیریت شهری فاقد وجاهت قانونی است

سقوط خونین دختر 17 ساله از روی پل

بیل مکانیکی قاچاق توقیف شد

حجت الاسلام محمدی، مشاور عالی نماینده، ولی فقیه در سپاه شد

از حریم خصوصی کاربران پیام رسان ها حراست می کنیم/ تولیدکننده محتوا باید درآمد داشته باشد

اعتبارات سال آتی بخش آب نگران کننده است

دانش آموز پاوه ای مقام اول مسابقات محاسبات ریاضی را کسب کرد

پژوهش مهم ترین عامل توسعه یافتگی است

انقلاب اسلامی با ولایتمداری مردم ماندگار می ماند

شور و نشاط یکی از نیازهای جامعه امروزی است

ملتی که درس جهاد و شهادت آموخته هرگز تسلیم دشمن نمی شود/ در مسیر 40 ساله انقلاب سختی های زیادی را پشت سر گذاشتیم

استعفای حقیقی از نمایندگی یا حربه جذاب فشار بر دولت

نشست شخصیت‎ های کتاب «داستان سیستان» در خبرگزاری تقریب برگزار شد/ تقدیر تقریب از «رضا امیرخانی»

«میز خدمت» به روستاهای ملایر رسید

دخالت های فرامنطقه ای مانع نظم درون زا در منطقه است

پاسخ فاضل لنکرانی به اظهارات رحیم پور ازغدی

اعتراف حضرتی به کاهش محبوبیت اصلاح طلبان

نامه اعتراضی کمیسیون امنیت ملی به دولت

آیت الله موسوی بجنوردی: نباید ارزش را به جنسیت ببریم، ارزش انسان به علم و اندیشه است/ آیت الله عباسعلی روحانی: آیت الله بجنوردی فقیه شجاعی هستند که بعضی از نظریات علمی ایشان قانون شده است

گزارش جماران از مراسم تجلیل از پژوهشگران برتر پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی

حناچی: مردم مجاب شوند برای هر کاری از خودروی شخصی استفاده نکنند

محسن رضایی: ارجاع لوایح FATF به مجمع بدون رای گیری مجدد در مجلس مورد بحث قرار می گیرد

نظام بانکی در حال پوست اندازی است

اعتراف نخست وزیر فرانسه به حقیقت تلخ

 نظر وزارت کشور درباره استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی

حجت الاسلام محمدی مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه شد

هواداران اندیشه آمریکایی به عاقبت سازشکاران بنگرند| مذاکره بهانه تضعیف مقاومت است

استخدام برشکار ماهر در تولیدی پوشاک مجلسی زنانه

استخدام کارشناس مسلط به زبان بصورت تمام وقت در تهران

استخدام نقشه کش اتوکد در محدوده آهن مکان تهران

استخدام دو نفر خانم جهت ثبت امور دفتری آشنا به کامپیوتر در مشهد

استخدام تعدادی وسط کار خانم در محدوده خیام تهران

استخدام همکار آقا جهت کار مونتاژ در ساختمان آلومینیوم

استخدام تعدادی وردست چرخکار خانم در همدان

استخدام انباردار آقا مسلط به کامپیوتر در تهران

استخدام کانتردار و صندوقدار خانم در یک فست فود

استخدام دو نفر سالن کار آقا جهت فست فود در همدان

کارگاه تخصصی روش شناسی تهیه مقالات علمی پژوهشی در ستاد ارتش برگزار شد

جهاد کشاورزی از وزارتخانه های خدوم کشور است

رکاب زنی دوچرخه سواران یگان ویژه در مسافت 8 هزار کیلومتری

معرفی ظرفیت های کرمانشاه در جشنواره ملی پویانمایی

زیرساخت های پدافند غیر عامل در حوزه هوشمند سازی شهرها فراهم نیست

نشست شورای برنامه ریزی منطقه ای اکو در تهران آغاز بکار کرد

15 روستای بخش مرکزی اندیکا از اینترنت پرسرعت بهره مند شدند

ایران، یکی از قدرت های تاثیر گذار منطقه

مستند متولد آذر یک شنبه 2 دی ماه رونمایی می شود

نشست خبری سخنگوی وزارت امور خارجه - 26 آذر 1397

یادواره 445 شهید فرماندهی انتظامی گیلان برگزار می شود

نمایشگاه دستاوردهای پژوهشی فارس آغاز به کار کرد

تیزر/ نگاهی جذاب به ابعاد مختلف مهدویت در «خط امان»

بازسازی مسجد جامع موصل با نظارت یونسکو

محفل قرآنی به مناسبت شب میلاد امام حسن عسکری(ع) در تبریز

همایش علما و روحانیون در سنندج برگزار شد

اعرافی: پاسداشت وحدت حوزه و دانشگاه نباید تشریفاتی تلقی شود

مؤلفه اصلی امنیت اعتماد و وحدت است

ترکمان: باید فعالیت های فرهنگی خود را به جهان ارائه بدهیم

مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت فلسفی نیست؛ وحدت هدف است

نام نویسی دور تازه کلاس های خبرنگاری ایسنا

موافقت دولت برای استفاده از منابع سه دهک یارانه بگیران

هاوکینگ تنها فرد خارق العاده ای بود که در زندگی دیدم/ در فیزیک همیشه او را یک پیشگو می دانستم

نام نویسی دور تازه کلاس های خبرنگاری

آغاز مهلت مجدد ثبت نام آزمون های ملی دندانپزشکی و داروسازی خارج از کشور

برگزاری یادواره شهدای روحانی در همدان

پخش ترور دختر 14 ساله آبادانی در «من میترا نیستم»

شروط وزارت کشور برای حمایت از استانی شدن انتخابات مجلس

شفاف سازی پزشکیان درباره بورسیه پسرش

رضایی:فشار زیادی علیه مجمع است، تا امروز سکوت کرده ایم/ همه مشکلات زیر سر آمریکاست

وجوه دریافتی غیرقانونی مدیران بیمه سلامت ایران استرداد می‎ شود

قولهایی که همسران باید به هم بدهند

ویدئو : دجال چه زمانی خروج می کند؟ روایت جالب خطیب سنی از امام علی (ع)

اطلاع دقیقی از علت بازداشت کارگران فولاد اهواز نداریم

مهدی بلوریان نشست خبری رییس کمیته فضای مجازی مجلس

محمد حسین ولایتی همایش روز ملی حمل و نقل

این مادر «چشم» بچه هایش است

این مادر «چشم» بچه هایش است