
یک روایت خواندنی از حال و هوای زوار اربعین/ یا ایها العزیز!محمدکاظم داودی؛ هیچ سالی خیالم تخت نمی شد. با این که هر سال می دانستم نباید در دقیقه نود ریسک کنم، ولی تقریبا هر سال همین می شد. - یک روایت خواندنی از حال و هوای زوار اربعین/ یا ایها العزیز! رسیدن به معشوق . این، همه دغدغه هر لحظه تمام آدم ها بود. هیچ چیز دیگری اینجا مهم نیست. تنها می خواهی برسی؛ و تنها همین دلیل دم زدن و نفس است. گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-محمدکاظم داودی؛ هیچ سالی خیالم تخت نمی شد. با این که هر سال می دانستم نباید در دقیقه نود ریسک کنم، ولی تقریبا هر سال همین می شد. درخواست خروج به دانشگاه، پیگیری از آموزش، ودیعه برای سازمان وظیفه، پیدا کردن پاسپورت، درخواست ویزا، معطلی، صف، سامانه، تلفن، پیگیری. انگار این ها را ساخته بودند که در خوف و رجا معلق بمانیم. با این حال همیشه دلمان گرم بود؛ که تو کارمان را راه می اندازی. تو به دلمان انداختی که بیاییم، و تا آخرش هم خودت می بریمان. تو استاد را نرم می کردی که برایمان غیبت نزند؛ تو ودیعه و خرج سفر را از زندگی های کارمندیمان جور می کردی؛ تو بروکراسی لَخت اداری را هل می دادی که ویزایمان صادر شود؛ تو به مامور مرز سفارش می کردی که حتی اگر مدارکمان کامل نیست به رویمان نیاورد و ردّمان کند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |