
از کوه تا حرم؛ یک پیاده روی عاشقانه/ مناسک یا معارف؟سارا گریانلو؛ صحنه اول کوه است. با عموی بزرگم رفته ایم قله فتح کنیم. هرچند اختلاف بنیادین معناشناسانه با هم داریم و او معتقد است داریم از تپه بالا می رویم. - دیروز بلاخره بعد از یک هفته انتظار ویزا آمد و انگار راستی راستی راهی هستم. استرس گرفته ام که نکند نتوانم. چند بار از بابا پرسیده ام که هشتاد کیلومتر راه تقریبا می شود از کجا تا کجا و او شهر هایی با این مسافت را برایم مثال زده! گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- سارا گریانلو؛ صحنه اول کوه است. با عموی بزرگم رفته ایم قله فتح کنیم. هرچند اختلاف بنیادین معناشناسانه با هم داریم و او معتقد است داریم از تپه بالا می رویم. هرچند دقیه یک بار هم می گوید آآآآآ ماشا الله، داری میرسی دختر، واینستا. حوصله اش سر آمده بس که گفته ام آخ مُردم و نفس نفس زده ام و ایستاده ام! چند قدم مانده به سر قله سنگ خوشتراشی می بینم و حیفم می آید رویش ننشینم، آخیشش بلند و کش داری می گویم و فرود می آیم. عمو هم می نشیند و فاصله باقی مانده تا قله را تخفیف می دهد. بند کفشم را باز می کنم و سنگ ریزه های درونش را خالی می کنم. می پرسم: عمو به نظرت می تونم برم؟ دلش نمی آید بگوید تو که توی تپه اش ماندی چطور می خواهی 80 کیلومتر راه را بروی! سنگی بر می دارد و پرت می کند ته تپه! و سرش را به علامت تو می توانی تکان می دهد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |