مطالب مرتبط:
پرفروش ترین فیلم های نیمه نخست سال 97
تریلر وحشتناک راهبه نوزدهمین فیلم پرفروش سال 2018
داروغه زاده برای دومین سال متوالی دبیر جشنواره فیلم فجر شد
مرد مورچه ای هفتمین فیلم پرفروش سال 2018
فیلم جدید جیسون استاتام دهمین فیلم پرفروش در سال 2018 شد
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 29 مهر 1397 ساعت 18:112018-10-21فرهنگي

جامعه شناسی طنز؛ نگاهی به دومین فیلم پرفروش سال 97


ایرنا- فیلم مصادره نخستین ساخته «مهران احمدی» که اولین بار در جشنواره فیلم فجر در سال 1396 به نمایش درآمد، موفق شده است رتبه دوم پرفروش ترین فیلم های سینمای ایران در سال 97 تاکنون را از آن خود کند.

- تهران-ایرنا- فیلم مصادره نخستین ساخته مهران احمدی که اولین بار در جشنواره فیلم فجر در سال 1396 به نمایش درآمد، موفق شده است رتبه دوم پرفروش ترین فیلم های سینمای ایران در سال 97 تاکنون را از آن خود کند.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازواحد تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، فیلم مصادره نخستین ساخته احمدی در مقام کارگردان یکی از فیلم های کمدی سیاسی است که از شروع نمایش خود از تاریخ 23 اسفند 96تا به امروز با فروش 15٬691٬345٬000 تومان مقام دوم فروش گیشه در سال 97 را از آن خود کرده است.

داستان فیلم از این قرار است که اسماعیل یارجانلو (با بازی رضا عطاران) کارمند سابق ساواک است که پس از انقلاب کشور را ترک می کند.

اسماعیل یارجانلو که یک مسوول خرید ساده و کارمندی به طرزی اغراق گونه، بی خبر از ماهیت ساواک است به دلیل این شغل و پس از انقلاب دچار مشکلات فراوانی می شود و تصمیم می گیرد تا ایران را همراه با همسر غیرایرانی خود که او را به لطف پولی که در بخت آزمایی برده است به دست آورده، ترک کند و با فرزند تازه متولد شده اش به سرزمین مادری همسرش، مکزیک برود.

داستان مصادره روایت آدمی با بهره هوشی پایین که همین کم هوشی، کار، زندگی، عشق و همه زندگی اش را تحت الشعاع قرار داده است و اتفاقاتی که از این رهگذر برایش رقم می خورد دستمایه داستان و خنده و طنز این فیلم شده است.

**کار هرکس نیست خرمن کوفتناساسأ یکی از بهترین پتانسیل های طنز و طنازی ارائه بیان مفاهیمی است که در قالب های دیگر ادبی امکان پرداخت مناسب و درخور را ندارد.

به این معنی که طنز و کمدی کمک می کند تا مفاهیم مگو یا دارای محدودیت و بعضأ خط قرمزهای سیاسی و اجتماعی قابلیت مطرح شدن پیدا کند.

این قالب هنری امکان مدارا در بیان و بعضأ پذیرش و در نهایت تغییر در جامعه را فراهم می سازد.

در نتیجه در صورتی که با اسلوبی حرفه ای و از جانب افراد متخصص به کار گرفته شود، در مواردی می تواند مبدع اثر باشد.

تاریخ ادبیات ما شاعران، نویسندگان، کارگردانان و به طور کلی هنرمندانی که با زبانی شیرین، واقعیتی تلخ را بیان کرده اند را کم به خود ندیده است.

در واقع یکی از انتقاداتی که به فیلم های کمدی و اسمأ طنز در این برهه تاریخی ایران وارد است ناآگاهی به همین مساله است که پتانسیل سوزی می کنند و به جای این که مبدع اثر، حرکت و تغییری در جهت بهبود اوضاع اجتماعی باشند به همان خنداندن بدون تفکر اکتفا می کنند.

البته شایان ذکر و توجه است که بهره گیری از این پتانسیل و بیرون کشیدن عصاره آن کار بسیار سختی است و نیازمند دانش سیاسی و قدرت تحلیل و از طرف دیگر شیرین سخن گفتن است.

بر همین اساس کار هرکس نیست.

شاید هرکسی که تازه وارد عرصه فیلم و فیلمسازی شده عرصه طنز را مسیری هموار و پرفروش تصور کند و حتی این توهم کارگردانان با سوابق کاری متفاوت را با همین انگیزه به داخل بکشاند اما نکته ای بسیار مهم وجود دارد که متاسفانه از دید بسیاری مهجور مانده است و آن فایده و هدف از بکارگیری این شیوه است.

این شیوه در دم دست ترین هدف می تواند باعث خنده و در والاترین جهت خود باعث تغییرات و بدعت گذاری هایی باشد که متاسفانه اکثریت سازندگان چنین فیلم هایی از هدف دم دستی و خنده فاصله چندانی نمی گیرند.

این رویکرد که مردم به سینما می آیند تا دو ساعت به چیزی دیگر فکر نکنند بدبختانه خط فکری بسیاری از تولید کنندگان و سازندگان امروز جامعه ما گردیده است و بر همین اساس کیفیت، تفکر و کوشش برای انتقاد از وضعیت موجود و تلاش برای حرکت به سمت مطلوب و ارتقای فرهنگی به واسطه هنر فیلم، بیش از پیش از تولیدات فیلم رخت بربسته است.

**می خندیم اما باید گریستفیلم مصادره اما یک رده از فیلم های مشابه خود در سال 97 بالاتر رفته و شاید همین مساله دلیل موفقیت و فروش بالای این فیلم بوده است.

این فیلم تلاش می کند تا با استفاده از پتانسیل طنز حرف هایی را بزند و واقعیاتی را بیان کند که شاید در یک فیلم درام و اجتماعی قابلیت پرداخته شدن نداشته باشد.

نکته جالب داستان هم شخص اول فیلم یا همان شخصیت اسماعیل است که در خلال گذر عمر و سال های زندگی و کار در غربت (آمریکا) رشد می کند و به بلوغ فکری می رسد، هر چند هنوز هم ته مایه های ساده دلی و ساده انگاری دوران جوانی را به همراه دارد و البته رو به افول و زوال عقل و برجسته شدن حرکات و تصمیمات احساسی می رود.

واقعیتی که البته مستند زندگی بسیاری از کسانی است که در برهه تاریخی بعد از انقلاب به این سرنوشت البته با جزییات متفاوتی دچار شدند.

مباحثی چون دگرگونی یک نظام و اثرگذاری آن روی حتی جزیی ترین نکات زندگی مردم عادی، تغییر یک شبه ارزش ها برای کسانی که نه اثرگذار در روند تحولات ایران در زمان انقلاب بلکه صرفا با آن انطباق یافتند، تغییر پوشش و رفتار و ظاهر 180 درجه ای کسانی که بعد از انقلاب و به واسطه این تغییر به مناصبی دست یافتند، بلاتکلیفی زمین های مصادره شده بعد از انقلاب که مالکان حقیقی و غایبی داشتند، وضعیت غمنانک مهاجرین پس از انقلاب ایران به ویژه به آمریکا و مرگ تلخ آنان در آرزوی تکرار نوستالژی های جوانی و بازگشت به وطن، زندگی در غربت و تحمل تفاوت های فاحش فرهنگی، رابطه و تنازعات سیاسی و فرهنگی مردم آمریکای لاتین برای مردم ایران و مواردی از این دست مسائل مهم و قابل بحث و تاملی هستند که در ظاهری بامزه اما باطنی تلخ در این فیلم مطرح شده اند.

یکی از نکات جالب توجه این فیلم شخصیت جلال خاوندی (با بازی بابک حمیدیان) است که احتمالا شباهت نام او به خاوری رییس سابق بانک مرکزی اتفاقی نیست.

خاوندی به عنوان دوست صمیمی و همراه اسماعیل تا قبل از انقلاب شخصیتی نان به نرخ روز خور است که همانند آفتاب پرستی زرنگ در هر برهه تاریخی با شرایط اجتماعی به نفع خود همرنگ می شود و در نهایت با پول مردم و با هدف بهبود اوضاع زندگی به آمریکا فرار می کند.

**قابل قبول به زعم کاستی ها به رغم فیلمبرداری این فیلم در کشور همسایه ایران، ارمنستان اما به دلیل بهره گیری موثر و دوست داشتنی از طراحی صحنه و لباس جذاب، تکنولوژی جلوه های ویژه و فیلمبرداری خوب فیلم که موسیقی هایی شنیدنی روی آن نشسته همراه سازی مخاطب و القا حس فضای آمریکا و مکزیک در این فیلم به خوبی به تصویر کشیده شده است.

این فیلم البته دارای نواقص فنی و داستانی هم بوده است مسائلی چون خط داستانی ای که با جذابیت و درخشش شروع می شود اما رفته رفته از شسته رفتگی اولیه فاصل می گیرد و به نوعی مخاطب را خسته می سازد.

البته این یک نقد جدی به بسیاری از فیلم های ایرانی است ک در شروع روایت و جلب توجه مخاطب موفق عمل می کنند اما در ادامه و روند گره افکنی داستان به مشکل می خورند و در نهایت مجبورند تا گره هایی را که نتوانسته اند به درستی برای مخاطب ایجاد کنند را به واسطه شخصیت ها یا خود داستان باز کنند و این یکی از دافعه هایی است که دلزدگی مخاطبان را به همراه دارد.

شوخی های جنسی که انگار کلیشه بازی های رضاعطاران و جزیی جدایی ناپذیر از نقش های اوست، یکی دیگر از نکات منفی مصادره است که البته با توجه به تفکر اصلی و داستان فیلم، نیازی به بهره گیری از این شیوه برای خنداندن مخاطبان نبوده است.

در نهایت ذکر این نکته ضروری است که این اولین تجربه احمدی در مقام کارگردانی است و از این جهت و به عنوان گام آغازین، در خور تحسین است و نوید یک چهره کمدی ساز جدید و فکور را می دهد.


کلید واژه ها: فیلم - پرفروش ترین فیلم - جشنواره فیلم فجر - ایران - فیلم های کمدی - جشنواره فیلم - سینمای ایران - مهران احمدی - فروش - نخستین - داستان - کارگردان - احمدی - نمایش - تاریخ - اجتماعی - جشنواره - کمدی - سیاسی - مهران - زندگی - اولین - جامعه - موفق - همسر - ادبی - رتبه - کارمندی - ادبیات - مشکلات

آخرین اخبار سرویس:

جامعه شناسی طنز؛ نگاهی به دومین فیلم پرفروش سال 97

جامعه شناسی طنز؛ نگاهی به دومین فیلم پرفروش سال 97