مطالب مرتبط:
خراسان : ماجرای زائران عراقی پشت پرده دارد
ماجرای حاشیه های جنسی درباره زائران عراقی در مشهد
خراسان: ماجرای زائران عراقی پشت پرده دارد
کمیسیون فرهنگی مجلس حواشی ناشی از افزایش سفر زائران و گردشگران عراقی به مشهد را بررسی می کند
ماجرای فرزند نامشروع ترامپ از زبان نگهبان سابق برج
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
جمعه، 27 مهر 1397 ساعت 21:122018-10-19اجتماعي

ماجرای زن عراقی که به خاطر زائران چاقو بر روی گلوی فرزند خود گذاشته بود


حوزه/ دیدم زوّار از سمت بصره دارن میان و منم گوشت قربانی ندارم.

عدس پلو درست کرده بودم، اما بدون گوشت، گفتم خدایا زائرا دارن میان، خسته و گرسنه دلم آتیش میگیره اگه بهشون برنج بدون گوشت بدم.

- همون لحظه رفتم سراغ پسرم علی و چاقو گذاشتم روی گلویش، رو کردم به آسمون و گفتم خدایا .

به گزارش سایت قطره و به نقل ازخبرگزاری حوزه ، رضا کشمیری در قالب کتاب پا به پای قافله عشق سفرنامه زیارت اربعین خود را به رشته تحریر درآورده که در شماره های مختلف تقدیم حضور علاقه مندان می گردد.

- ادامه قسمت قبل 10)- کاروان روحانی شهید محمد مهدی آفرند بعد از اقامه نماز ظهر و عصر یکشنبه 16 صفر سال 1439 هجری قمری ، چهار روز مانده به اربعین به راه خود ادامه داد.

کاروان متشکل بود از سه برادر ، یک خواهر و تنها فرزند شهید آفرند و پدرخانم، مادرخانم و من برادر خانم شهید آفرند از افراد دیگر این کاروان بودیم.

دو خواهرزاده و سه برادرزاده شهید هم جمع ما را کامل کرده بودند.

عمودها را 50 تا 50 تا قرار می گذاشتیم.

بی بی عصا زنان می آمد و من پا به پای بی بی آرام و بی قرار ، بی بی با اینکه زانو درد شدیدی داشت اما می خواست پیاده راه بیاید دلیلش را نمی دانم! اما هر از چند گاهی چشمانش بارانی می شد و بغض گلویش قلب مرا هدف می گرفت.

عصایی قدیمی به دست داشت، بالاخره همیار و تکیه گاه موقتی بود.

گاهی همزمان اشک می ریخت حتما به یاد حضرت زینب سلام الله علیها در دل زمزمه می کرد : ای کاش در مسیر شام، حضرت زینب سلام الله علیها یک عصا داشت نه! کاش فقط یک چوب بود که خستگی پاهایش را لحظه ای به تن سرد و خشکیده چوب می سپرد و کاش .

!.

بی بی شبیه به ام جاسم شده بود، هر وقت مستندی که در کامپیوترم داشتم را می دیدم، به ماجرای ام جاسم که می رسید، به یاد بی بی می افتادم.

مستندی که گوشه اش حک شده بود: جهت بازبینی.

هنوز تأیید نشده بود تا در صداوسیما پخش شود.

ام جاسم زنی با هیبت و مقتدر حدود 60 ساله، روی بلوک سیمانی ، کنار دیوار حیاط خانه اش نشسته بود و کُبّه داغ (کوفته عراقی) را در قابلمه بزرگ روغن، سرخ می کرد.

فقط گردی صورتش پیدا بود، چین و شکن های گونه اش در یک نقطه زیر چانه به هم رسیده بود.

با حرارت و صلابت می گفت: از وقتی که صدام سقوط کرد، خدمت به زائران امام حسین علیه السلام را شروع کردم.

سر گرداند به سمت دخترانش که با روبند و پوشیه کمک می کردند، دستان زمخت خود را بالا گرفت و گفت: به امام حسین علیه السلام گفتم جوون های پاکی را از توی ضریح خودت برام بفرست، جوون هایی که چشم پاک باشند.

دستی در هوا چرخاند و ادامه داد: الحمدلله همه دامادهایم چشم پاک و عزیز هستند.

الان هم با بچه هاشان کمک می دهند.

چشمانش مثل بی بی می درخشید، با گوشه چارقد بلندش عرق پیشانی اش را گرفت و ادامه داد: می دونی مهریه دخترم چقدر بود؟ خودش اینجاست داره می شنوه! دوماد گفت یک میلیون دینار شیربها می دم ، منم گفتم هیچی پول نمی خوام فقط تربت امام حسین به جای دخترم بده! خانه ام جاسم با بلوک های سیمانی به طرز ناشیانه ای سر هم شده بود.

علی پسر 6-7 ساله اش تکه نانی به دست جلو آمد، مادر یک کوفته داغ روی آن قرار داد و علی را فرستاد تا این تحفه درویش را به یک زائر برساند.

مادر دستان چروکیده و آفتاب سوخته خود را رو به آسمان بالا آورد و گفت: قسم به امام حسین علیه السلام یکبار چاقو گذاشتم روی گلوی پسرم علی!.

چشمانی گرد از چهار طرف به لب های خشک و روزه دار ام جاسم دوخته شده بود.

دست بر سرش گذاشت و ادامه داد: دیدم زوّار از سمت بصره دارن میان و منم گوشت قربانی ندارم.

عدس پلو درست کرده بودم اما بدون گوشت، گفتم خدایا زائرا دارن میان، خسته و گرسنه دلم آتیش میگیره اگه بهشون برنج بدون گوشت بدم.

همون لحظه رفتم سراغ پسرم علی و چاقو گذاشتم روی گلویش، رو کردم به آسمون و گفتم خدایا می خوام این بچه را تبدیل به گوساله کنی تا برای زوّار ذبحش کنم! فریاد کشیدم و یا ربّ، یاربّ می گفتم.

از تکان دست های ام جاسم هیچ صدای جرینگ جرینگی شنیده نمی شد، هیچ! فقط صدای ماغ کشیدن گاوی که به تیر برق بسته شده بود در میان صدای جلز ولز روغن به گوش می رسید.

مصمّم و مردانه تعریف می کرد، انگار یک واقعه عادی را روایت می کند.

دستی در هوا تکان داد و بدون بغض گفت: یک دفعه دیدم 2 تا گوساله برام آوردن و قصّاب هم همراهشونه! گوساله ها رو که کشتن ، چاقو از گلوی پسرم برداشتم! به بچه ام اهمیت ندادم ، فقط زوّار امام حسین علیه السلام برام مهم بودن .

مادر مقتدر و بدون اشک تعریف می کرد و مردها هق هق گریه شان بلند شده بود.

ام جاسم مثل بی بی روی زمین پهن شده بود، معلوم بود زانوهایش درد می کند.

روی خاک نشسته بود و رو به زائرین پیاده می گفت: قربونتون برم، قربون قدمهاتون ، امشب مهمان من باشید ، بمانید، خواهش می کنم.

لحظه ای ساکت شد و با انگشت شصت نم گوشه لب های خشک خود را گرفت و ادامه داد: بمیرم برای زینب که اینطور خاک بر سرش ریخت.

چنگ انداخت در خاک و دو مشت برداشت و بر فرق سرش کوبید.

می گفت: 12 شب می خوابم و 3 صبح بیدار می شوم ، همین کافی است به والله بس است! حرف زدن ام جاسم همیشه ذهنم را خلجان و قلبم را چنگ می کشید.

به جدول کنار جاده رسیدیم که باید از روی آن ردّ می شدیم، بی بی دست روی شانه من گذاشت و یک یا زینب سلام الله علیها گفت.

ذهنم کشیده شد به مسیر شام، حرامی های شلّاق به دست پشت چشمم می لولیدند و نعره می کشیدند.

یک طرف حرامی بد قواره و یک طرف بانوی اول کربلا که با دستان خود بچه ها را آرام می کند! بی بی با دستمالی پارچه ای اشک را از بین چین و چروک های زیر چشمش پاک کرد و گفت: این مردم همه زندگی خود را برای امام حسین علیه السلام گذاشته اند وسط میدان اما ما چه کار کردیم.

! هیچی! درد پا لحظه ای صورتش را درهم کشید، ادامه داد: در همین مسیر کاظمین به کربلا سال گذشته شب اول پیاده روی، ما را برای شام و استراحت به خانه ای بردند.

خانه ای کوچک و باصفا بود، 5 نفر مرد بودیم و من تنها زن در میان آنها! گوشت مرغ را کباب و با ادویه های خوش بو مخلوط کرده بودند که بسیار خوشمزه اش کرده بود.

این غذا به در و دیوار و وضعیت خانه نمی خورد.

من تنها سر سفره ای نشسته بودم، چون رسم عراقی ها این است که سر سفره با میهمان شریک نمی شوند و مهمان را راحت می گذارند تا هر چه میل دارد بخورد و بعد سر می زنند و تعارف می کنند.

بعد از تمام شدن غذا برای تشکر از صاحب خانه به آشپزخانه ای رفتم، در نداشت، پرده نازک و چرک مرده ای را کنار زدم تا سینی ظرف غذا را به آنها بدهد.

یک لحظه شوکه شدم، چهار بچه قد و نیم قد همراه مادرشان سر سفره نشسته بودند، بزرگترین آنها شاید ده سال داشت.

سر سفره شان نان بود و پای مرغ! بی بی با بغضی در گلو ادامه داد: با اشتیاق پای مرغ را خود می خوردند و گوشت مرغ را به زائرین می دادند.

هیچ میوه و آب میوه ای سر سفره شان نبود، نمی دانستم چه بگویم؟ اصلا بلد نبودم چی باید بگویم! قلبم به شدت می تپید و درد آمده بود.

بی اختیار اشک از چشمانم شرّه کرد، لبخند تلخی زدم و سینی را کناری گذاشتم.

حتی نتوانستم تشکر کنم، در چشمان مادر و فرزندان یک شرمندگی موج می زد.

شاید به خاطر کشف راز عشق آنها به حسین علیه السلام.

برای اینکه بیشتر از این آنها اذیت نشوند فورا آشپزخانه را ترک کردم.

بی بی با صدایی خش دار ادامه داد: هیچ جمله ای نمی تواند این عشق عظیم و فداکاری بزرگ را به تصویر بکشد، بچه های کوچک با چهره های گشاده و مظلوم ، اما با صلابت و بدون هیچ اعتراضی به مادر، پای مرغ را با اشتها می خوردند.

خستگی خدمت به زائرین از چشمانشان می بارید اما قلب و جانشان از شوق این خدمت مالامال از نور حقیقت عشق بود.

این خاطره چشمان تر شده مرا بارانی کرد و جانم را جانی دوباره بخشید.

ادامه دارد .

- سفرنامه اربعین هرشب رأس ساعت 21 از خبرگزاری حوزه منتشر خواهد شد
کلید واژه ها: امام حسین - سلام - شهید - زائران - گوشت - اربعین - زیارت اربعین - فرزند - صداوسیما - لحظه - خبرگزاری - امام - چاقو - یکشنبه - قربانی - روحانی - دیوار - خستگی - پیاده - قدیمی - گزارش - سقوط - درست - صدام - شروع - بصره - کتاب - خانه - زانو - بزرگ

آخرین اخبار سرویس:
اقدام پژوهی چگونه توانستم رفتار های نامتعارف و عدم مسئولیت پذیری را در دانش آموزان پایه نهم کنترل کنم

روزنما: میانکاله، بهشت پرندگان

تشکیل اتاق فکر تدوین کتب درسی خاص صوت و لحن

اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزانم را به استفاده آزمایشگاه شیمی علاقمند سازم؟

جاده کرج- چالوس بازگشایی شد

جاده کرج- چالوس بازگشایی شد

بازگشایی جاده کرج چالوس

24 مسافر شمال- تهران در روستای سربندان اسکان یافتند

ساعت اوج ترافیک در هلند

خبر محاصره عشایر اندیکا در سیل، کذب است/ در پی بارش های اخیر، راه ارتباطی چند روستا مسدود شده است

بازگشایی جاده کرج_چالوس

باران و لغزندگی محورها در استان

نشست اجلاس میزبانی ایرانی اسلامی در مشهد

کولاک شدید تردد جاده ای استان مرکزی را کند کرد

لغزندگی محورهای مواصلاتی فیروزکوه +فیلم

حدیث نگاشت/ سعادتمندی زنان

راهرو بر روی آسمان خراش ها

هلال احمر قزوین به 364 در راه مانده امدادرسانی کرد

اقدام پژوهی چگونه توانستم با استفاده از شیوه های نوین سنجش و ارزشیابی به هدایت فعالیت های تحصیلی دانش آموزان یاری رسانم؟

طوفان تهران خسارتی نداشت/ مشکل خاصی ایجاد نشد

جاده دیباج به گلوگاه مسدود شد

طوفان امشب با تهران چه کرد؟

مقاوم سازی مسکن، راه مقابله با سوانح

مستمری بگیران بیمه روستاییان آذربایجان شرقی بسته معیشتی دریافت کردند

200خودرو توسط هلال احمر بروجرد امداد رسانی شد

سوانح رانندگی در هر شبانه روز 50 فوتی به همراه دارد

سفر استاندار به شهرستان سرپل ذهاب

برف و کولاک محور دیباج- گلوگاه را در دامغان مسدود کرد

خوشحالی مردم ایلام از اولین برف زمستانی/ بارش شدید برف در تبریز

تجلیل از فرهیختگان فرهنگی نیروی انتظامی خراسان شمالی

برف و کولاک محور دیباج- گلوگاه را در دامغان مسدود کرد

اقدام پژوهی چگونه توانستم قدرت یادگیری و سطح علمی دانش آموزانم را در ارزشیابی های کتبی و شفاهی بالا ببرم؟

معافیت از سربازی 3 خواهری به چه کسانی تعلق می گیرید ؟

کولاک شدید جاده ابهر - خدابنده و زنجان - تهم- چورزق را بست

درجازدن واژه ها در بیان عشق معلم به شاگردش

کرج - چالوس مسدود شد

غلظت ذرات معلق در هوای زابل به پنج برابر حد مجاز رسید

کولاک شدید جاده ابهر - خدابنده و زنجان - تهم- چورزق را بست

برف جاده کرج - کندوان و جاده طالقان را مسدود کرد

یک امام زاده با گنبد عجیب + تصاویر

تصاویری از پرواز شارجه - شیراز در وضعیت بد آب و هوایی آسمان شیراز

محور هراز باز شد

اقدام پژوهی چگونه توانستم دانش آموزانم را به داشتن فرهنگ آبرو داری ترغیب نمایم؟

اقدام پژوهی چگونه توانستم با معیار های نوین ارزشیابی اصول و مبانی ریاضیات را به دانش آموزانم بیاموزم؟

24 مسافر اتوبوس نجات یافتند

نجات 24 مسافر اتوبوس در محور فیروزکوه/ مسافران در روستای «سربندان» اسکان یافتند

رییس ستاد مدیریت بحران دماوند خبر داد نجات 24 مسافر اتوبوس در محور فیروزکوه/ مسافران در روستای «سربندان» اسکان یافتند

دستگاه های امدادی و خدمات رسان گلستان آماده باش هستند

واکنش ناگهانی به دوربین ثبت سرعت سبب مرگ 2 نفر در یزد شد

محورهای هراز و سوادکوه بازگشایی شد/تردد در محورهای مازندران تنها با زنجیرچرخ

امداد رسانی به 30 خودرو گرفتار شده در برف و کولاک

محورهای هراز و سوادکوه بازگشایی شد/ جاده کندوان همچنان مسدود است

رییس پلیس راه مازندران: محورهای هراز و سوادکوه بازگشایی شد/ جاده کندوان همچنان مسدود است

زن ایرانی که چهره واقعی بانوی مسلمان را نشان داد

هراز و کندوان تا اطلاع ثانوی مسدود است

هلال احمر قزوین به 364 در راه مانده امدادرسانی کرد

قطعی برق شهرها و روستاهای دارای مسیر دسترسی چهارمحال و بختیاری رفع شد

گرد و غبار اهواز 22 برابر حد مجاز

رگبار شدید در تهران +عکس و فیلم

تردد در برخی محورهای آذربایجان شرقی سنگین شد

برف و باران و تندباد در برخی استان ها

تردد در برخی محورهای آذربایجان شرقی سنگین شد

طوفان تهران خسارتی نداشت

در زمستان دور ایران بگردیم!

گرد و غبار اهواز 22 برابر حد مجاز

تایم لپسی زیبا از وضعیت جوی تهران

فرماندار: امکانات آستارا برای مدیریت بحران ناکافی است

تداوم بارندگی ها و کاهش 10 درجه ای دمای هوا در سمنان+ فیلم

جمالی ن‍ژاد: حال کلانشهرهای ما خوب نیست

معافیت سربازی 3 خواهری به چه کسانی تعلق می گیرید؟

بوکان رتبه اول مشارکت اولیا با مدارس را در آذربایجان غربی دارد

بوکان رتبه اول مشارکت اولیا با مدارس را در آذربایجان غربی دارد

فرماندار: امکانات آستارا برای مدیریت بحران ناکافی است

جاده های لرستان باز و تردد خودروها در آنها جریان دارد

اختتامیه سومین دوره تربیت مدرس کشوری ایمنی و ترافیک

مسافران 10 خودروی گرفتار در برف در آبیک نجات یافتند

رانش زمین در جاده روستای گپرگه بروجرد

بارش برف در آذربایجان شرقی

امدادرسانی به 125 خانوار آسیب دیده در بارندگی دو روز گذشته خوزستان

گرد و غبار اهواز 22 برابر حد مجاز

هراز و کندوان تا اطلاع ثانوی مسدود است

توضیح آموزش و پرورش درباره خودکشی دانش آموز ابتدایی

هراز و کندوان تا اطلاع ثانوی مسدود است

شهید نواب صفوی در حال تبلیغ کالای ایرانی +عکس

توضیح درخصوص خودکشی یک دانش آموز

بارش برف و کولاک در اردبیل

جاده های لرستان باز و تردد خودروها در آنها جریان دارد

میزان خسارت های بارندگی اخیر در کهگیلویه و بویراحمداعلام شود

جاده های لرستان باز و تردد خودروها در آنها جریان دارد

رد ادعای پدیده مرموز نگاه «مونالیزا»

نکات کاربردی برای پرورش ذهن کودکان

هراز و کندوان تا اطلاع ثانوی مسدود است

اقدام پژوهی چگونه توانستم بی نزاکتی و رفتار خشونت آمیز را در دانش آموزانم به میزان قابل توجهی کاهش دهم؟

مسافران 10 خودروی گرفتار در برف در آبیک نجات یافتند

میزان خسارت های بارندگی اخیر در کهگیلویه و بویراحمداعلام شود

هزینه فرهنگ سازی در کشور بالاست

محور هراز باز شد

بارش برف محور هراز را مسدود کرد

بیشترین بارندگی کهگیلویه و بویراحمد در جاورده رخ داد

مشکلات خدمات شهری به سامانه 137 اطلاع رسانی شود

ماجرای زن عراقی که به خاطر زائران چاقو بر روی گلوی فرزند خود گذاشته بود

ماجرای زن عراقی که به خاطر زائران چاقو بر روی گلوی فرزند خود گذاشته بود