مطالب مرتبط:
پروژه ساخت ضریح خیمه گاه امام حسین(ع) و حضرت قاسم(ع) در بوشهر تکمیل می شود
روایت های شنیدنی «باکرات کشیش آبنوسی»آزاده و جانباز دفاع مقدس ماجرای توسل رزمنده ارمنی به امام حسین (ع) در عملیات کربلای 9
خداوند بالاترین توقع را از بندگان دارد/گریه انبیا برای امام حسین(ع)
یادبود شهدای حمله تروریستی اهواز در ضریح خیمه گاه امام حسین(ع)
ماجرای ورود کاروان امام حسین(ع) به کربلا/ اسبانی که پای رفتن نداشتند/ سرزمینی که هفت نام داشت اما همان کرب و بلا بود
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 25 مهر 1397 ساعت 21:122018-10-17اجتماعي

ماجرای گریه پیرزن قد خمیده که دستش به ضریح امام حسین(ع) نرسیده بود


حوزه/ شب آخر بود، قرار شد فردا برویم نجف.

تنها راه افتادم به سوی حرم، بین الحرمین بودم که پیرزنی قد کوتاه و خیمده، با دستان چروکیده و پینه بسته گوشه عبایم را کشید و با ناله گفت: - ماجرای گریه پیرزن قد خمیده که دستش به ضریح امام حسین(ع) نرسیده بود" حوزه/ شب آخر بود، قرار شد فردا برویم نجف.

تنها راه افتادم به سوی حرم، بین الحرمین بودم که پیرزنی قد کوتاه و خیمده، با دستان چروکیده و پینه بسته گوشه عبایم را کشید و با ناله گفت: حاجی آقا صبر کن کارت دارم.

برگشتم، دستان خشک پیرزن عبای نازک مرا می کشید، به دنبالش .

به گزارش سایت قطره و به نقل ازخبرگزاری حوزه ، رضا کشمیری در قالب کتاب پا به پای قافله عشق سفرنامه زیارت اربعین خود را به رشته تحریر درآورده که در شماره های مختلف تقدیم حضور علاقه مندان می گردد.

- ادامه قسمت قبل 6)- شب آخر حضور ما در کربلا بود، موقع برگشت، یک جوان عراقی حدود 30 ساله با چهره ای گندم گون و پوستی زرد و دندان های یکی در میان شکسته به سویم آمد.

حرکات دست و صورتش ناموزون بود و کمی گرفتگی زبان داشت، با لهجه عراقی غلیظ، تند تند حرف می زد.

من با لبخند به او گفتم: شیگول؟ تکلّم بالفصحه! به او فهماندم که کمی عربی بلد هستم اما عربی فصیح، برادر عراقی با اصرار و با نیشخند تلخی کلامش را تکرار می کرد.

در آخر گفت: أنا اتکلم بالعربیه و الانجزیلی .

به من فهماند که جوانان عراقی هم عربی حرف می زنند و هم انگلیسی! اما شما فقط فارسی و یک کم عربی! این را که گفت به غیرتم برخورد! کمی انگلیسی از ته مانده های ذهنم برایش تراوش کردم و گفتم: شما هم کمی انگلیسی بلد هستید و اصلا فارسی نمی توانید حرف بزنید.

بالاخره به او فهماندم که ما طلبه ها فارسی که بلد هستیم، عربی فصیح هم بلدیم، عربی غیر فصیح هم کمی بلد هستیم و انگلیسی هم دستی در آتش داریم، اما شما عراقی ها فارسی را اصلا بلد نیستید! آخر نفهمیدم این جوان عراقی منظور مرا فهمید یا نه! اما لبخند ماسیده بر لب هایش زیبا شده بود و مرا در آغوش کشید، روبوسی کردیم.

پیشانی مرا بوسید و خداحافظی کرد و من یک گودبای غلیظ نثارش کردم و او با لبخندی ژکوند در میان جمعیت گم شد.

شب خانه ابوهبه دعوت بودیم، دو خانه داشت یکی مخصوص زائرین و یکی جایی که زن و فرزندانش آنجا زندگی می کردند.

به همراه ابوهبه به خانه دومش رفتیم، پسر بزرگش به استقبال ما آمد.

اسمش عمر بود! نگاهی به ابوهبه کردم و با تعجب گفتم: عمر خلیفه دوم؟! دستی به موهای کوتاه و تُنکش کشید و گفت: لا لا عمر بن عبدالعزیز ! خوووب ! داخل خانه روی مبل نشستیم و صحبت می کردیم تا سفره را پهن کردند.

برنج و مرغ کم مزه ای بود اما با ترشی های مختلف خوشمزه می شد، بلافاصله پرتقال و سیب آوردند.

یک پرتقال برداشتم تا پوست بکنم.

علی فش فشی کرد و گفت: می دونی میوه روی غذا رفلکس میاره!؟ خنده ام گرفته بود گفتم: چی چیفلکس؟! علی پسر عمه ی مهدی بود، جوانی 18ساله که برای کنکور آماده می شد.

بسیار بهداشتی بود و هر چیزی نمی خورد.

همه اش می گفت: کثیفه بهداشتی نیست! من هم می گفتم: زشته از این قرتی بازی ها در نیار، اینجا هر چی بخوری شفاست مال امام حسینه.

علی شروع کرد به توضیح دادن که رفلکس چی هست و چگونه بوجود می آید.

با دستمال نم دماغم را گرفتم و گفتم: می بینی من از قم سرما خورده بودم و این چند روز هم همه چیز خوردم.

الان هم می خوام ترشی درمانی کنم! ترشی سفره امام حسین علیه السلام شفای همه مریضی هاست.

پرتقال را که خوردم مقداری هم ترشی زدم تنگش!.

علی پوزخندی زد و گفت: ترشی روی پرتقال دیگه رفلکس اندر رفلکسه! گفتم: حالا می بینی با همین ترشی درمانی خوب می شم! شب آخر بود، قرار شد فردا برویم نجف.

تنها راه افتادم به سوی حرم، بین الحرمین بودم که پیرزنی قد کوتاه و خیمده، با دستان چروکیده و پینه بسته گوشه عبایم را کشید و با ناله گفت: حاجی آقا صبر کن کارت دارم.

برگشتم، دستان خشک پیرزن عبای نازک مرا می کشید، به دنبالش کشیده شدم کنار جدول.

گفتم: بفرمایید حاج خانم درخدمتم.

آهی کشید و گفت: حاجی من تو این عمر 70-80 ساله که از خدا گرفتم بار اولی است که به کربلا میام، حالا هم که خیلی شلوغه.

رفتم داخل و دستم به ضریح نرسید، چکار کنم زیارتم قبول نیست! اشک روی چین و شکن زیر چشمش جمع شده بود، پخش شد روی گونه و چانه ی کشیده اش.

دلم لرزید، گفتم: حاج خانم زیارتتون قبول، خوش به سعادتتون، ما رو هم دعا کنید.

پیرزن خمید و رها شد روی جدول، گفت: یعنی حاج آقا زیارتم قبوله؟! گفتم: بله صد در صد قبوله، همین اشکی که الان ریخت، نشانه ی قبولی زیارتتون است.

پیرزن چهره ی تکیده اش باز شد و لبخند زد و گفت: پسرم خدا خیرت بده! هر چی از خدا می خوای بهت بده! گفتم: ممنون مادر، دعا کنید خدا عاقبتمون رو بخیر کنه.

در این 4 سالی که اربعین، زیارت رفته بودم، این سوال خیلی پرسیده می شد.

شلوغی ها و فشار جمعیت از یک طرف و عقیده اشتباه بعضی از مردم از طرف دیگر باعث شده بود که فکر کنند اگر دستشان به ضریح نرسد زیارتشون قبول نیست.

جوان و پیر هم نداشت، روستایی و شهری باکلاس هم این سوال را می کردند.

7)- صبح پنجشنبه به سمت نجف حرکت کردیم، هنوز ماشین ون کرم رنگ ما از کربلا بیرون نرفته بود که تلفن عموی مهدی زنگ خورد.

مهدی گوش تیز کرده بود که حرف های عمو را بفهمد.

زیر بغل عمو را قلقلک می داد و می پرسید: ها؟ ها؟ زن عمویه ها؟ ، بگید من دیشب حموم نازی رفتم! ها؟ ها؟ بگید بگید.

عمو هم می گفت: باشه باشه مهدی میگم.

تا نمی گفت و مهدی نمی شنید ول کن نبود.

مهدی کله اش را پایین انداخت و زیر بغلش را بو کشید.

سر بلند کرد و گفت: عمو عمو، به زن عمو بگید گوسفندی چیزی آماده کنند تا برای من قربونی کنن.

پارچه هم بزنند! بعد با خودش شروع کرد به حرف زدن: بابا بزرگی که پاش درد میکنه نمی تونه بیاد استقبال، ننه هم نمی تونه بیاد! وای به حال کسی بود که به استقبال مهدی نمی آمد! دو سال پیش بود که مهدی به همراه بابا و بی بی و دایی روح الله به سفر عمره رفته بود و به همه سفارش کرده بود که پارچه خیر مقدم و زیارت قبول بزنند.

همه باید به استقبال او می رفتند اگر کسی از فامیل مثل عموها و عمه ها ، دایی ها و خاله ها نمی توانست به استقبال بیاید یا فراموش می کرد به مهدی زیارت قبول بگوید، آبرویش نزد همه فامیل به فنا داده می شد.

مهدی به هر کسی که می رسید، گزارش می داد که چه کسی به استقبال من نیامده و چه کسی زیارت قبول نگفته است.

کاری کرده بود که آن نیمه شب که مهدی در فرودگاه مشهد به زمین نشست، همه دایی ها و خاله هایی که مشهد بودند با بچه هایشان به استقبال مهدی آمدند و تاج گلی دور گردنش انداختند.

چندین پارچه در مشهد به افتخار مهدی نصب شده بود البته این پارچه ها بعدها در سفرهای کربلا و حتی راهیان نور هم برای خوش آمد گویی به مهدی بکار برده می شد و طفلک ذوق می کرد.

مهدی کنار عمویش، سیخ نشسته بود و هر از گاهی زبانش را به سر دماغش نزدیک می کرد.

آنقدر زبانش را می کشید که زائده گوشتی زیر زبانش نمایان می شد! بعد از حدود سه ساعت به نجف رسیدیم ، یکی از دوستان عراقی به نام ابودعاء منتظر ما بود.

روبروی صحن تازه ساخته شده حضرت زهرا سلام الله علیها در کوچه ای که مسجد جامع کاشف الغطاء در آن بود به سمت خانه ابودعا رفتیم، در کوچه ای باریک و بن بست، ما را به خانه ای برد دو طبقه اما بسیار قدیمی، دیوارهای بلند اما کج و معوج داشت! 5 پله می خورد و به طبقه بالا می رسید دو اتاق کوچک داشت با درهایی قدیمی که درست بسته نمی شدند.

کوله پشتی خود را در اتاق جا دادم و بعد از ساعتی استراحت همراه مهدی و برادرش محمد برای نماز ظهر و عصر به حرم رفتیم.

زیر نور سرکش آفتاب در صحن نشسته بودم و زیارت جامعه کبیره می خواندم ، مهدی کنار من نشسته بود و چانه خود را مشت کرده بود و به گنبد و گلدسته خیره شده بود.

در حرم ها وقتی دعا و زیارت می خواندم، مهدی کمتر حرف می زد.

سرم را نزدیک گوشش بردم و گفتم: مهدی برای من هم دعا کن باشه، دعا کن خدا همه مریض ها رو شفا بده.

گفت: دعا می کنم خدا تو رو هم شفا بده! محمد پقّی زد زیر خنده، با شوخی گفتم: ها مهدی دعا کن خدا منم شفا بده ، من واقعا دیوانه ام که سر به سر تو می گذارم! اذان شده بود، به مهدی گفتم: مهدی حواست باشه کسی رو قلقلک نکنی، پخ پخو کردن هم ممنوع! بعضی مواقع واقعا دست خودش نبود و کارهای عجیبی می کرد.

بعد از آن جریان قلقلک زیر بغل زن مردم در مشهد خیلی به او هشدار داده بودم که حواسش باشد.

اما یکبار دیگر موقع نماز در حال سجده دستش را جلو برده بود و کف پای نفر جلوی را قلقلک داده بود، کاش فقط قلقلک می داد، آنچنان می خاراند که پوست را زخم می کرد.

صحن گوهرشاد بودیم که مهدی چند بار کف پای نفر جلو را قلقلک داده بود.

نفر جلو مردی چهارشانه و هیکلی بود، حتما در سجده زیرچشمی مهدی را پاییده بود و منتظر تمام شدن نماز بود تا حساب مهدی را برسد.

در نماز دستش را گرفتم که دوباره قلقلک ندهد.

نماز که تمام شد فورا دست مهدی را گرفتم و بلند شدم.

نفر جلویی برگشت و چپ چپ نگاهی به مهدی و من کرد.

با گفتن یک ببخشید به همراه لبخند تلخ صحنه را ترک کردم.

اینجا صحن حرم امام علی علیه السلام نفر جلوی مهدی مرد چاق عراقی با دشداشه سفید بود.

اگر مهدی کف پای او را قلقلک می داد چکار می کرد؟ شاید در همان نماز لگدی به سر مهدی می زد.

البته حق هم داشت.

وقتی مهدی پای بچه ها را می گرفت و کف پایشان را قلقلک می داد، هیچ کس نمی توانست تحمل کند.

بچه ها آنقدر داد و فریاد می کردند تا از زیر انگشتان چوبی و قوی مهدی فرار کنند.

گاهی هم بچه ها به گریه می افتادند تا مهدی ولشان کند.

سه نفر دیگر از اقوام همان شب رسیدند و با پیوستن آنها به جمع ما، کاروان 17 نفره باید خود را در 2 اتاق کوچک جا می داد، 5 نفر خانم را در اتاقی که کوچکتر بود، اسکان دادیم و 12 نفر مرد را در اتاقی 12 متری چپاندیم اما به سختی! راه خانه به حرم امیر المومنین علیه السلام نزدیک بود اما بسیار شلوغ، نوبتی به حرم می رفتیم تا برای خواب و استراحت بقیه، جای کافی باشد! عموی مهدی به شوخی گفت: نجف که خیلی شلوغ تر از کربلا است ، به نام پسر اما به کام پدر! حضور 2 روزه ما در نجف به سرعت به پایان رسید.

صبح زود شنبه که هنوز آفتاب بالا نیامده بود به قبرستان وادی السلام رفتم ، بادی ملایمی می وزید اما سوز سرمایش تن را می لرزاند خود را در عبا پیچانده بودم که نم نم بارانی بر صورتم خورد.

باران شدید شد، زود به خانه برگشتم.

قرارمان ساعت 8 صبح بود اما باز هم به علت کندی سرعت آماده شدن جامعه نسوان به ناچار قرارمان به ساعت 10 رسید.

مقصد بعدی منتظر ما بود کاظمین .

ادامه دارد .

- سفرنامه اربعین هرشب رأس ساعت 21 از خبرگزاری حوزه منتشر خواهد شد
کلید واژه ها: عربی - انگلیسی - پیرزن - بین الحرمین - فارسی - خانه - لبخند - جوان - زیارت اربعین - امام حسین(ع) - خبرگزاری - بسته - گریه - امام - ضریح - زائرین - جوانان - اربعین - دندان - جمعیت - همراه - زندگی - کربلا - گزارش - حاجی - زبان - کتاب - رشته - گندم - زیبا

آخرین اخبار سرویس:
ظرفیت های فرهنگی قزوین در سطح کشور ممتاز هستند

11هزار کلاس درس آذربایجان غربی نیازمند تخریب است

یک روز با بانوان اورژانس فارس

11هزار کلاس درس آذربایجان غربی نیازمند تخریب است

هشدار آبگرفتگی معابر عمومی و رعد و برق /دوشنبه 28 آبان

زندگی در روستاهای محروم خراسان شمال+تصاویر

پیرمردی که وضعیت هوا را پیش بینی می کند

زیبایی های پاییز در تالاب استیل +تصاویر

ورود سامانه بارشی جدید به ایران از امشب

مربیان و اعضای برگزیده ی عرصه کتاب و کتاب خوانی تجلیل شدند

رعد و برق و آبگرفتگی معابر عمومی

جلسه آموزشی توجیهی مسئولان سامانه جذب و سازماندهی پیشتازان استان های کشور

یک پسر 11 ساله ژاپنی سخت ترین تست ریاضی را حل کرد

سهمیه شاغلین در برخی رشته شغل های این دانشگاه حذف می شود

میاندشت جاجرم، تنها زیستگاه مولد یوز ایرانی

تونل حیران در جاده اردبیل- آستارا سه روز مسدود است

هشدار مدیرکل میراث فرهنگی قم در خصوص خانه های اسکان غیرمجاز

میاندشت جاجرم، تنها زیستگاه مولد یوز ایرانی

سهمیه شاغلین در برخی رشته شغل های این دانشگاه حذف می شود

دریاچه ارومیه توان از دست دادن حتی یک قطره آب دیگر را ندارد/ فرونشست زمین تاسیسات زیربنایی را تهدید می کند

برچیدن مدارس خشتی و گلی تا پایان سال تحصیلی جاری/ معلم حرف اصلی توسعه را می زند

اهمیت موسیقی در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان

18 رام قطار فوق العاده برای مشهد در نظر گرفته شد

تپه های مریخی دامغان

بارش های رگباری و پراکنده ، از فردا در فارس

212 دانش آموز گتوندی به اردوی راهیان نور اعزام شدند

212 دانش آموز گتوندی به اردوی راهیان نور اعزام شدند

تشکیل 165 سایت برف روبی و شناسایی 164 نقطه آبگرفتگی در تهران

آب شرب شهر شریفیه به صورت موقت قطع می شود

با عجایب زیرزمینی جهان آشنا شوید؛ از زیستگاه کرم های شب تاب تا دخمه اسکلت های رم

بارش های سیل آسا در راه است

پیش بینی سازمان هواشناسی درباره رعد و برق و آبگرفتگی معابر عمومی

تصفیه خانه فاضلاب شهرک صنعتی میاندوآب به بهره برداری رسید

آب شرب شهر شریفیه به صورت موقت قطع می شود

تصاویر/ اختتامیه دوره آموزش عالی تربیت مدرس در قم

قدیمی بودن تجهیزات این هنرستان گلایه اصلی دانش آموزان و معلمان

خواب آشفته خرس های آهار | حیوانات گرسنه برای تأمین غذا به روستاهای شمیران هجوم می آورند

آغاز لای روبی حوض های باغ شاهزاده ماهان

رقابت رویای کهکشانی من با هدف آشنایی مردم با اهمیت نجوم

شهرداری شهر گلستان برای توزیع عادلانه امکانات چه رویکردی دارد ؟

برچیدن مدارس خشتی و گلی تا پایان سال تحصیلی جاری

برچیدن مدارس خشتی و گلی تا پایان سال تحصیلی جاری

اردوهای راهیان نور تنها به یک بازدید خلاصه نشود

خانه گفت وگو در استان بوشهر راه اندازی شد

زندگی در روستاهای محروم خراسان شمالی (عکس)

یک واحد آلاینده زیست محیطی در شهرستان تنگستان پلمپ شد

تشکیل 165 سایت برف روبی در پایتخت

600 کلاس تخریبی در استان بوشهر بازسازی شد

رفع موانع اجرایی آزمون صدای اگزوز وسایل نقلیه در مراکز معاینه فنی

زیباترین خیابان های جهان + تصاویر

ابلاغ دستورالعمل تعیین تکلیف فعالیت مؤسسات آموزشی آزاد در این هفته

روش های علمی و تحقیقی به کمک بخش کشاورزی استان می آید

طرح آبرسانی به پایانه مسافری چذابه به سرانجام نرسید

وزیر آموزش و پرورش: مدارس خشتی و گلی تا پایان سال تحصیلی برچیده می شود

600 کلاس تخریبی در استان بوشهر بازسازی شد

پیش بینی بارندگی در خراسان شمالی برای امشب

بارش های رگباری و پراکنده از فردا در فارس

انتقال نیم ضریح خیمه گاه امام حسین (ع) به کربلا

پنجره ضریح شهدای کربلا ماه آینده در حرم امام حسین (ع) نصب می شود

​توزیع 250 بخاری بین مردم زلزله زده سرپل ذهاب از محل اجرای نیت واقفین

واحد آلاینده زیست محیطی در تنگستان مهر و موم شد

شرکت 25 هزار دانش آموز گچسارانی در المپیاد درون مدرسه ای

احتمال فعالیت آتشفشان دماوند وجود دارد

آلودگی 80 درصدی هوای تهران با تردد 20 درصد از خودروها؛ راه چاره ای هست؟

بازگشت هوای آلوده به کلانشهرها

هوای پایتخت ناسالم شد

واحد آلاینده زیست محیطی در تنگستان مهر و موم شد

بهشتی کوچک در دل رشته کوه زاگرس +عکس

تلف شدن گوسفندان یک دامدار شهربابکی

اعزام کاروان راهیان نور از کازرون

محیط بانان کردستان به لوازم و تجهیزات حفاظتی مجهز شدند

المپیاد دانش آموزی در تفت+ فیلم

سوزن بانان، راهبانان، راهداران

محدودیت ثبت نام دانشجویان برای جلوگیری از تراکم جمعیت در پایتخت

تحریم بخش کشتیرانی خلاف قوانین بین المللی دریانوردی است

هویت تاریخی اصفهان بازنگری می شود

عمده معابر رشت نیازمند آسفالت

سوالات ضمن خدمت مدیریت کلاس درس

بارش های سنگین و سیل آسا در انتظار بسیاری از استان های کشور

آبفار اصلاح شبکه آبرسانی روستایی خوزستان را دراولویت قراردهد

دانلود سوالات ایمنی و امنیت مدارس +پاسخ نامه

دانلود سوالات ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ و عاطفی(ضمن خدمت فرهنگیان)

الهیار ترکمن: اعلام میانگین «حقوق» فرهنگیان و «تسهیلات بانکی» پرداختی به معلمان

دریاچه ارومیه از مرحله خشک شدن رهایی یافته است

آذربایجان غربی نیازمند 4500 کلاس درس است

پیش بینی سازمان هواشناسی درباره رعد و برق و آبگرفتگی معابر عمومی

اجرای اقدامات جدید برای خوشایندسازی سربازی

جزییات تولید رایحه طبیعی حرم در ایران/آمادگی تامین عطر حرم کربلا و بقاع متبرکه

اعزام کاروان راهیان نور پارس آباد به مناطق عملیاتی

نشست دشت های خراسان رضوی روند افزایشی دارد

استخدام مسئول خدمات خانم در یک شرکت معتبر در تهران

استخدام کارشناس حسابداری،کارشناس بازرگانی درشرکت میتاکیش-تهران

دادستان کرج : ریختن گازوییل در محور کرج - چالوس صحت ندارد

حرکت به طرف بین المللی شدن آموزش و پرورش شتاب گیرد

14 رام قطار فوق العاده مشهد راه اندازی می شود

تحریم بخش کشتیرانی خلاف قوانین بین المللی دریانوردی است

شهروندان، قربانی تاخیر در اجرای طرح کاهش- مهدی نجفی خواه*

اینفوگرافیک: شاخص آلودگی هوای تهران در 97/8/28

قایم موشک بازی با حیوانات

سفر به دیار باقی با انسداد دو خیابان

ماجرای گریه پیرزن قد خمیده که دستش به ضریح امام حسین(ع) نرسیده بود

ماجرای گریه پیرزن قد خمیده که دستش به ضریح امام حسین(ع) نرسیده بود