مطالب مرتبط:
بهترین رمان متفاوت سال 1395 معرفی شد
بازیکنان دعوت شده به اردوی تیم فوتسال المپیک معرفی شدند
معرفی اسامی فیلم های بلند داستانی در جشنواره فیلم های کودک
معرفی رمان «من بن لادن را کشتم»
دعوت استاد داوود کیانیان برای شرکت در جشنواره بین الملل قصه گویی
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 24 مهر 1397 ساعت 11:422018-10-16فرهنگي

دعوت به مهمانی قصه ها؛ معرفی چند رمان داستانی خوب


ما عاشقِ قصه‎ایم و حتی حریص به آن.

ما با قصه، روز ها را شب، غم‎ها را تحمل‎پذیر و خوشی‎ها را ثبت می‎کنیم.

توی اتوبوس و مترو، گوش تیز می‎کنیم تا قصه‎ای ناشنیده باقی نماند.

- روزنامه خراسان - الهه توانا، روزنامه نگار:" ما عاشقِ قصه‎ایم و حتی حریص به آن.

ما با قصه، روزها را شب، غم‎ها را تحمل‎پذیر و خوشی‎ها را ثبت می‎کنیم.

توی اتوبوس و مترو، گوش تیز می‎کنیم تا قصه‎ای ناشنیده باقی نماند.

سینما و تئاتر می‎رویم که قصه ببینیم.

با دوست و فامیل و آشنا گپ می‎زنیم، به قصه زندگی‎شان گوش می‎کنیم و لابه لای ماجراهای تلخ و شیرین‎شان، رنج و شادیِ مشترک پیدا می‎کنیم.

لابه لای قفسه‎های کتاب‎فروشی، می‎چرخیم و قصه می‎خریم.

خلاصه بعضی‎های مان نیازمان به قصه شنیدن را با فیلم و نمایش دیدن و کتاب‏خواندن، برآورده می‎کنیم و بعضی‎های مان با قصه‎هایی که گوشه و کنار از زبان این و آن می‎شنویم، خودمان را سرگرم می‎کنیم.

حالا ما امروز می‏خواهیم برای تان قصه بگوییم.

پرونده امروز، هم شبیه ستون‎ها و صفحاتِ معرفی کتاب رایج در روزنامه‎ها و مجلات است چون درنهایت چند کتاب خوب بهتان معرفی می‎کند و هم شبیه آن‎ها نیست چون بیشتر از آن‎که بخواهد درباره ترویج فرهنگ مطالعه سخنرانی کند، دوست دارد مخاطبش را به چند قصه خوب مهمان کند.

پس یکی بود، یکی نبود.

1.

ماجرای پنچری ماشین‎ها و آدم‎ها آلفردو تراپس ، نماینده فروش میان‎سالی است که با خودروی شخصی اش درحال سفر است.

ماشین آلفردو در جاده خراب می‎شود و گاراژدار بهش می‎گوید تعمیر ماشین تا صبح روز بعد طول می‎کشد.

او مجبور می شود تا درست شدن ماشینش، در دهکده‎ نزدیک جاده بماند.

مهمان‎خانه های ده، اتاق خالی ندارند و تراپس به پیشنهاد مهمان‎خانه‎چی، برای گذراندن شب به ویلای آقای وِرگه می‎رود.

یک شب تا صبح ماندن در خانه قاضی پیر بازنشسته در یک دهکده کوچک، چیزی نیست که از آن قصه‎ای جالب و هیجان‎انگیز دربیاید.

با شنیدن بقیه ماجرا اما خیلی زود نظرتان تغییر می کند.

تراپس از کرایه اتاق می‎پرسد و جواب می‎شنود هیچی ! قاضی برایِ تراپس متعجب توضیح می دهد که او و دوستانش، دادستان و وکیل مدافع و جلادِ بازنشسته، امشب جلسه مردانه‎ ای دارند که تراپس به‎جای کرایه می‎تواند در آن شرکت کند.

این جلسه درواقع یک‎جور بازی است به اسم عدالت که قاضی و دوستانش در آن با بازسازی جلسه دادگاه، شغل‏های قدیمی‎شان را بازی می‎کنند.

تراپس هم کافی است در این دادگاه خصوصی، نقش متهم را بازی و به جنایتش اعتراف کند.

اما کدام جنایت؟ آلفردو معتقد است در زندگی معمولی‎اش هیچ گناهی از او سر نزده و دادستان بهش اطمینان می‎دهد که بالاخره جنایتی برای اعتراف پیدا می‎شود، چون هنوز کسی در دنیا پیدا نشده که کاملا بی‎گناه باشد! بازی کم‎کم جدی می‎شود.

تراپس می‎فهمد که برای زندانیان جرایم مختلف، اتاق‎هایی در ویلا وجود دارد و می‎فهمد که پیش از او، کسانی در این بازی محکوم شده‎اند؛ کلافه از این‎که چرا تن به چنین بازی احمقانه‎ای داده برای اثبات بی‎گناهی‎اش شروع می ‎کند به تعریف قصه زندگی‎اش و از زحمت‎هایی که برای رسیدن به جایگاه و ثروتِ امروزش کشیده، می‎گوید.

تراپس در جریان تعریف ماجراهای ساده زندگی‎اش و در جواب به سوالات موشکافانه قاضی و دادستان، متوجه چیز عجیب و ترسناکی می شود و از خودش می‎پرسد: نکند واقعا جنایتی مرتکب شده‎باشد! مشخصات کتاب برای کسانی که از این قصه خوششان آمد: نمایش نامه غروب روزهای آخر پاییز و پنچری ، نوشته فریدریش دورنمات ترجمه حمید سمندریان نشر قطره 2.

زندگی در کشتارگاه پسر جوانی در یکی از مناطق فقیرنشین حاشیه شهر زندگی می‎کند.

اسمش را نمی‎دانیم، شاید چون کسی توی قصه صدایش نمی‎زند یا شاید چون می‎تواند هرکسی باشد.

محل زندگی پسر، آن قدر کوچک است که دوساعته می‎شود از سر تا تهش را گشت و دید؛ آن‎قدر ناسالم که بچه‎ها همیشه رنگ‎پریده‎اند و آن‎قدر مورد غضب طبیعت که آب وهوایش دایم گرم و گرفته‎ است و دیدن کمی نور یا حس کردن کمی خنکی، آرزوست.

این جا، فرقی ندارد باد از کدام سمت بوزد چون به‎هرحال بوی تخم‎مرغ گندیده و گوگرد و دودسیاه با خودش می‎آورد.

دودِ کارخانه‎ها نمی‎گذارد لباس‎ها بدون بوی بد گرفتن، خشک شوند و جزجزِ خطوط فشار قوی اجازه نمی‎دهد شب‎ها کسی بدون سردرد بخوابد.

اهالی منطقه، روزهای تعطیل شان را کنار خط راه آهن و توی بیشه‎های تبدیل‎شده به زباله‎دانی و لابه لای فلزات اسقاطی قبرستان ماشین‎ها می‎گذرانند.

همه شان تقریبا، توی کشتارگاه کار می‎کنند، پسر هم.

بی‎دست‎وپاترها تا آخر عمر، دست‎شان توی پوست و دل‎ و روده حیوانات کشته شده‎است و باعرضه‎ترها تا آخر عمر، رییس کسانی هستند که دستشان دایم توی دل و روده حیواناتِ بیچاره است.

پسر از گروه اول است، با مادربزرگش زندگی می‎کند، از دار دنیا یک دوچرخه دارد و یک رفیق به اسم بورچ و چندتا تکه خرت وپرت که از لای آشغال‎ها پیدا کرده است.

پسر، دلش نمی خواهد زندگی‎اش را در چنین جایی به آخر برساند؛ شاید به‎خاطر رییسش، زِر زن که هیچ‎وقت نمی‎فهمد دقیقا از او چه می‎خواهد؛ شاید به‎خاطر سرگیجه‎ای که بعد از کار سراغش می‎آید و مسیر خانه را از حافظه‎اش پاک می‎کند؛ شاید هم به‎خاطر دیدن هرروزه کسانی که توی مه غلیظ در راه کشتارگاه کنار جاده خوابیده‎اند و نایِ ادامه دادن ندارند.

پسر، این‎جا کودکی‎اش را با پیداکردن گنج توی زباله‎دانی و شنا توی تصفیه‎خانه گذرانده؛ این‎جا عاشق شده، جان دادنِ همکارش را دیده که گلوله به‎جای گاو، اشتباهی او را از پا درآورده و می‎داند یک‎روز از این جا خواهدرفت؛ حتی اگر همه بگویند زندگی همه‎جا همین‎طور است.

مشخصات کتاب برای کسانی که از این قصه خوششان آمد: رمان منگی ، نوشته ژوئل اگلوف ترجمه اصغر نوری نشر افق 3.

باغ‎وحش از کدام طرف است؟ همه‎چیز روی یک نیمکت پارک اتفاق می‎افتد؛ بین دو مرد میان‎سال تقریبا همسن.

پیتر ، روی نیمکت نشسته و کتاب می‎خواند.

مرد خوش‎بختی باید باشد.

زندگی بدی ندارد؛ متأهل است و مدیر اجرایی یک انتشارات.

با دوتا بچه و دوتا تلویزیون که یکی‎اش مال بچه‎هاست و دوتا طوطی برای هرکدام شان و در منطقه خوبی از شهر زندگی می‎کند.

زندگی به سامانِ پیتر اما با پیداشدنِ سروکله جری رنگ‎وبوی دردسر به خودش می‎گیرد.

جری، لباس‎های شلخته‎ای دارد، توی یک اتاق کوچک در یک مهمان‏‎سرا زندگی می‎کند، با همسایه‎هایی نه چندان نرمال و مهمان‎خانه‎داری غیرقابل تحمل با سگی وحشی.

مال و منالش خلاصه می‎شود در لوازم ضروری زندگی مثل چنگال و بشقاب و قوطی‎بازکن.

این‎ها البته به پیتر هیچ ربطی ندارد؛ زندگی فقیرانه جری در آستانه چهل‎سالگی، مادرش که او را در 10سالگی ترک کرده و پدرش که بعد از این اتفاق، خودش را جلوی اتوبوس انداخته، واقعا ارتباطی به پیتر ندارد.

جری اما از لحظه ورودش به پارک و نزدیک شدن به نیمکتِ تحت تصرف پیتر، به او و زندگی‎اش ربط پیدا می‎کند.

جریِ منزویِ مفلوک، در راه برگشت از باغ‎وحش، به پارک می‎رود و تلاش می‎کند با پیتر حرف بزند، درباره اتفاقی که در باغ‎وحش افتاده و درباره پدر و مادر و مهمان‎خانه و همسایه‎ها و ماجراهای هر روزه اش با سگِ دیوانه.

پیتر با اکراه گوش می‎کند و کم‎کم درباره هم‎صحبت ناخوانده‎اش، دچار خشم و ناباوری و ترس و تمسخر و اضطراب می شود؛ حرف‎های او را می‎شنود اما نمی‎فهمد.

فقط کنجکاو شده تا بداند توی باغ‎وحش چه خبر بوده، جری اما نه‎تنها عجله‎ای برای تعریف کردن ماجرا ندارد بلکه گستاخانه تلاش می‎کند نیمکتی را که هر یک شنبه بعدازظهر، پیتر روی آن می‎نشیند، به چنگ بیاورد.

از این‎جا به بعد، وقت‎گذرانی در یک‎ بعدازظهر معمولی به مبارزه‎ای خشونت‎بار تبدیل می‎شود؛ یک طرف پیتر است که باید از نیمکتش دفاع و خودش را از شرِ متجاوزِ پرحرف خلاص کند و طرف دیگر، جری که تنها چیزی که لازم دارد ارتباط برقرارکردن با دیگری است.

مشخصات کتاب برای کسانی که از این قصه خوششان آمد: نمایش‎نامه رویای آمریکایی داستان باغ وحش نوشته ادوارد البی ترجمه ناهید طباطبایی نشر چشمه 4.

جانی یا مجنون؟ شاید هم عاصی! رودریک مک ری ، نوجوان کم حرف و محزونی است که در هیچ جمعی پذیرفته نمی‎شود و دوستان زیادی ندارد.

رودی همه عمرش را در روستایی کوچک، در خانه ای که طویله و محل زندگی اعضای خانواده با چندتا تکه چوب از هم جدا شده‎اند، در فقر و در چراگاه کنار گاوها و گوسفندها گذرانده‎است.

زندگیِ بی‎چیز پسرک وقتی خالی‎تر می‎شود که در شانزده‎سالگی مادرش را از دست می‎دهد.

بعد از این اتفاق، پدرِ منزوی‎اش بیش از پیش در خود فرو می‎رود و خواهر شاد و شنگولش، به بیوه‎زن افسرده‎ای تبدیل می‎شود که همه فکر و ذکرش رتق وفتق کارهای خانه است.

مک‎ری ‎ها با یکی از همسایه‎های شان، طایفه مکنزی ، دشمنی دارند؛ از آن دشمنی‎هایی که نسل به نسل منتقل می‎شود.

همه این‎ها را در خاطرات رودی می‎خوانیم.

او حالا که دارد این چیزها را می‎نویسد هفده ساله است به جرم سه قتلِ وحشیانه در زندان.

پسرک سه نفر را کشته، گناهش را بی‎هیچ عذر و توجیهی پذیرفته و حالا به اصرار وکیلش، دارد خاطراتش را می‎نویسد تا به دادگاه و روان‎پزشک‎ها کمک کند دلیل این جنایت غریب را کشف کنند.

رودی در دست‎نوشته‎هایش، جوان باهوشی است که از بی‎عدالتی به ستوه آمده و راسکلنیکف‎وار انتقام خود و خانواده‎اش را با بیل ستانده؛ در اظهارات اهالی روستا همزمان دوست‎داشتنی، ذاتا شرور، بامحبت، غیراجتماعی، بااستعداد و ابله است؛ و در بررسی‎های پزشکی براساس ویژگی‎های ظاهری‎اش متعلق به طبقه جنایتکاران محسوب می‎شود.

وظیفه دادگاه این است که بفهمد آیا رودی دیوانه است یا نه؛ اثبات دیوانگی کسی که به گواه دست‎کم چند نفر از ساکنان روستا، همیشه آرام و معقول بوده و هیچ‎وقت نشانه‎ای از اختلال روانی بروز نداده، کار آسانی نیست؛ اثبات سلامت عقل کسی که دست به چنان جنایتی زده و با اظهارت خودویرانگرانه‎اش مسیر خود را در مسیر اعدام قرار می‎دهد هم راحت نیست.

مشخصات کتاب برای کسانی که از این قصه خوششان آمد: رمان پروژه خونین او؛ مدارک مرتبط با پرونده رودریک مک‎ری نوشته گرَم مک‎ری برنِت ترجمه پیمان خاکسار نشر چشمه
کلید واژه ها: روزنامه - ماشین - کتاب - قاضی - اتوبوس - بازی - دادگاه - خانه - دهکده - امروز - معرفی کتاب - اتاق - فروش - جاده - دادستان - پیشنهاد - سخنرانی - بازسازی - مطالعه - خراسان - مدافع - سینما - تئاتر - نمایش - فرهنگ - یک شب - جالب - رمان - زبان - آشنا

آخرین اخبار سرویس:
تازه ترین ساخته مسعود ده نمکی در نوبت اکران

تعطیلی سینماهای کشور تا ساعت 17

‍مرور 40 سال سینمای ایران در شبکه نمایش

انتشار دو مجموعه درباره «سام شپارد»

شعر بازم صدای نی میاد با صدای فرهاد مهراد +فیلم

جشنواره جهانی فجر فراخوان «نمایش های بازار» را داد

هوای پاک بهانه ای برای ابراز هنر هنرمندان

تازه ترین خبرها از «زندانی ها»ی ده نمکی

8 بازیگر سریال «بازی تاج و تخت» که قرار بود نقش شخص دیگری را بازی کنند

سمیرا حسینی عکس هشت سال پیشش را انتشار داد!

تمام سینماهای کشور فردا تعطیل است

مجموعه خصوصی لیلی گلستان کتاب شد

ردایی: شرایط اکران آبان ماه فراهم نشد به جشنواره آمدیم / صدر عاملی: فیلمی در ستایش وفاداری ساخته ام

فیلم/ گذری بر موزه آذربایجان

رونمایی از کتاب مجموعه خصوصی لیلی گلستان

حضور 19 تئاتر در بخش چهل سالگی انقلاب اسلامی

تعطیلی سینماها در روز شهادت حضرت زهرا (س)

«شاه آباس،مکتب تبریز» بر صحنه ی تئاتر «سنگلج»

نکوداشت انتظامی در جشنواره فجر

انتقاد نویسنده سریال «بانوی عمارت» به دستمزد کم اهل قلم

صبا راد در کنار دو بازیگر معروف /عکس

اینستاگرام ::پُست جدید «هومن سیدی»

533 اثر خراسان شمالی پس از انقلاب در فهرست ملی قرار گرفت

آخرین خبرها از جدیدترین فیلم مسعود ده نمکی

مسئله مرموز محبوبیت سلبریتی ها

چه نمایش های جدیدی در سالن های پایتخت ببینیم درام های اجتماعی سکان دار نمایش های تهران می شوند

ستاره هایی که از بیماری های کشنده نجات یافتند

نگاهی به نمایش خانه برناردا آلبا به کارگردانی علی رفیعی

سارا منجزی پور در کنار بازیگر حرفه ای لبنانی

تقویم تئاتر

افتتاح نمایشگاه خط «قلمرو کلهر» در کرمانشاه

اعلام فراخوان جشنواره عکس یاقوت های سپید

چرا جدول نمایش فیلم های جشنواره ی فجر به موقع منتشر نمی شد؟

40 فیلمنامه قضایی در اختیار هنرمندان قرار می گیرد

انیمیشن بلال در قم نقد و بررسی شد/ معاون حوزه هنری قم: در انیمیشن بلال تحریف های تاریخی صورت گرفته است

اعلام فراخوان جشنواره عکس یاقوتهای سپید

پخش کننده «زندانی ها» مسعود ده نمکی مشخص شد

مشگین شهر - جشنواره زمستانی

مستند/ عقیق؛ از جانبازی تا مدیریت رادیو قرآن با «احمد ابوالقاسمی»

تمدید مهلت ارسال آثار به جشنواره فیلم 100

ماشین عروس متفاوت +فیلم

«قصه سیبی که نصف نشد» در تهران روایت می شود

«شاه آباس،مکتب تبریز» بر صحنه ی تئاتر «سنگلج»

جدیدترین خبر از فیلم مسعود ده نمکی

533 اثر خراسان شمالی پس از انقلاب در فهرست ملی قرار گرفت

درختان سرو کهک و چنار نایه قم در فهرست ملی ایران به ثبت رسید

تعطیلی سینماها در روز شهادت حضرت زهرا (س)

تالارهای نمایشی 30 دی ماه تعطیل هستند

برپایی مراسم پایانی جشنواره «نقد کتاب»

مجموعه خصوصی لیلی گلستان کتاب شد

جدیدترین خبر از فیلم مسعود ده نمکی

دو بازیگر معروف ترک ازدواج می کنند+عکس

جدیدترین تصویر از معتمدآریا در «جان دار»

مجموعه خبری ساعت بیست 29 دیماه

جدیدترین خبر از فیلم مسعود ده نمکی

پیشکسوت عرصه شعر در گفت وگو با فارس از برگزاری جشنواره شعر فجر بی اطلاعم/ ما را کنار گذاشته اند

«آب را غارت کردیم»

واکنش بامزه بازیگر مشهور به شایعه مرگش! /عکس

جدیدترین تصویر از معتمدآریا در «جان دار»

پخش فصل جدید «مل مل » از شبکه نهال

فیلم/ گل های دیدنی «گری کیهیل» در چلسی

فستیوال اسب های آتشین در اسپانیا

مرمت و احیای بناهای تاریخی آشتیان

رونمایی از لوگوی رسمی فیلم ده نمکی / زندانی ها به زودی اکران خواهد شد

/بسته خبری تئاتر/29دی97 تالارهای نمایشی تهران یکشنبه اجرایی ندارند/اعضای شورای راهبردی تئاتر معرفی شدند

چهارمین بولتن مجازی سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر+ فایل پی دی اف

مرور خاطرات «از کرخه تا راین» در شبکه سه سیما

تعطیلی برخی تماشاخانه ها همزمان با شهادت حضرت زهرا (س)

مطابق با واقعیت و به دور از اغراق های جیمز باندی

واکنش ارژنگ امیرفضلی به شایعه فوتش در ویکی پدیا + عکس

آشنایی با کارگردانان جشنواره سی و هفتم«فریدون جیرانی»

به تماشای عشق و نفرت در خبابان ناصرخسرو بروید

چالش عکس ده سال قبل رضا صادقی

آن هاتاوی و اقتباس اثر مشهور رولد دال

بازیگران تازه کاری که با اولین بازی مشهور شدند+ تصاویر

پردرآمدترین بازیگران بالیوود چه کسانی هستند؟ +تصاویر

کنسرت حمید حامی در تهران

طنز نویس سینما و تلویزیون تب مالت گرفت +عکس

ساخت ساختمان پلاسکو نو تا مهر 99/ شروع ساخت و ساز علیرغم عدم صدور پروانه ساختمانی

نگارش «تب وتاب» به پایان رسید

اختتامیه سوگواره اربعین در آینه رسانه ها فردا برگزار می شود

صدرنشین جدول فروش فیلم های در اکران چه فیلمی است؟

سهم اندک کارگردانان زن در جشنواره تئاتر فجر

مهلت ارسال آثار به جشنواره «فیلم 100» تمدید شد

معرفی بازیگران پروژه جدید سعید ابوطالب

ثبت سرو کهک و چنار نایه قم در فهرست ملی میراث طبیعی کشور

عکس | سلفی رامبد جوان و نگار جواهریان با فاطمه معتمدآریا

انتشار آلبوم موسیقی «بمب؛ یک عاشقانه» در اروپا

راز ماندگاری اصفهان را روی پرده نقره ای شهر ببینید

ثبت سه رویداد فرهنگی کاشان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور

اسلامی ندوشن راه ارتباطی ادبیات کهن و معاصر ایران است

راهیابی نمایش «اتابک پارکینین تراژدیسی» به سی و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

کشف یک میلیون کتاب قاچاق با تلاش نیروی انتظامی

ساخت ساختمان پلاسکو نو تا شهریور 99/ شروع ساخت و ساز علیرغم عدم صدور پروانه ساختمانی

اجرای نمایش «مزه دروغ تلخه» تمدید شد

درحال بروزرسانی/ نشست خبری پنجمین جشنواره هنر مقاومت نمایش تولیدات جشنواره هنر مقاومت در مناطق محروم/ تولید 16 برنامه تلویزیونی برای معرفی هنر

به تماشای عشق و نفرت در خبابان ناصرخسرو بروید

طرز تهیه جوجه کباب مراکشی

ماجرای تصاحب بزرگترین قصرموزه شهر بادگیرها با تمام اشیای آن!

خلاصه داستان و بازیگران فیلم سینمایی «23 نفر» +تصاویر

دعوت به مهمانی قصه ها؛ معرفی چند رمان داستانی خوب

دعوت به مهمانی قصه ها؛ معرفی چند رمان داستانی خوب