مطالب مرتبط:
مروری بر نقاشی قهوه خانه ای در آستانه محرم/ خانه بر بوم نقش بست
گرگان/تشییع و تدفین پیکر آخرین بازمانده نسل هنر سیاه بازی‎
 پلمپ قهوه خانه های غیر مجاز در شاهرود
پشت پرده جدایی امیری از پرسپولیس/ از نقش واسطه های رسانه ای تا جلسه در قهوه خانه!
فدراسیون فوتبال یک نسل طلایی را پرورش داد
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 22 مهر 1397 ساعت 01:052018-10-13فرهنگي

جواد عقیلی تنها بازمانده نسل طلایی نقاشان قهوه خانه ای


نقاشی قهوه خانه ای شیوه یا مکتبی از نقاشی است که با نام حسین قوللَر آقاسی همراه است.

آثاری که مخاطبانش در قهوه خانه ها بودند و نقال ها از روی پرده ها و بوم ها، - برای مردم عامی داستان سرایی می کردند، داستان های مذهبی، حماسی، بزمی و فولکلور.

این مکتب عمری کوتاه داشته، از اواخر قاجار تا جواد عقیلی آخرین بازمانده نسل طلایی نقاشی قهوه خانه ای.

این مکتب که به دلیل بی توجهی جامعه هنری و نبود انسجام میان هنرمندان آن، امروزه بسیار بی رمق است، شیوه ای از نقاشی است که برای اولین بار به شکل وسیع وارد فضای جامعه و مردم عادی شد، بسیاری آن را فراموش کرده و حتی هنرمندان نیز علاقه ای به کشیدن آثار به شیوه قهوه خانه ای ندارند.

مکتبی که ریشه های ایرانی در آن زیاد است و نگاه و شناخت امروز ایرانی به آن، کم.

شعار سال": در گفت و گو با جواد عقیلی، به بررسی سرنوشت نقاشی قهوه خانه ای می پردازیم، که چه بود و چه شد.

به دغدغه های او و اینکه جواد عقیلی با داشتن بزرگترین مجموعه از آثار این سبک نقاشی، نگران آینده این هنر و آثارش است و مسئولان و دست اندرکاران هنری، بی توجه به این گنجینه هنری.

با توجه به اینکه فارغ التحصیل دانشکده فنی بودید، چطور با فضای هنر و نقاشی قهوه خانه ای آشنا شدید؟ از کودکی به نقاشی علاقه مند بودم به طوری که در کنکور دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران 400 نمره از نقاشی گرفتم.

منتهی وارد دانشکده فنی شدم.

چون در آن سال ها معلوم نبود که دانشکده هنرهای زیبا را می توان چهار، پنج یا شش ساله به پایان رساند اما در رشته های فنی از سال دوم دانشکده، دانشجوها جذب دفاتر فنی می شدند و اگر هم خوب درس می خواندند چهار ساله مهندس می شدند و فوق لیسانس می گرفتند.

من هم سال 1336 کنکور دادم و سال 40 بود که توانستم فارغ التحصیل بشوم.

مهندس راه و ساختمان شدم و کار راه سازی می کردم، سرم بسیار شلوغ بود اما چیزی از علاقه من به نقاشی کم نکرد.

در سال هایی که حتی پُست داشتم و کار می کردم، به کلاس های نقاشی هانیبال الخاص هم می رفتم، کلاس هایش در دانشکده هنرهای زیبا بود و دوره اش را کامل رفتم.

با خودم می گفتم که اگر قرار است چیزی از نقاشی یاد بگیرم بهتر است که به شکل آکادمیک باشد.

انقلاب شد، با نزدیک به 30 سال سابقه می توانستم بازنشسته بشوم و از این فرصت استفاده کردم و بعد از آن بود که به دنبال کار دلم رفتم.

و اینجا بود که نقاش قهوه خانه ای شدید؟ از قدیم گرایش های مذهبی داشتم.

دروس قدیمه خوانده ام.

همزمان که دبیرستان می رفتم از شاگردان محمدتقی شریعتی هم بودم.

در اعیاد و مراسم مذهبی مشهد، زمانی که در قهوه خانه ها طاق نصرت می بستند برای تولد صاحب الزمان(ع) تابلوهای نقاشی قهوه خانه ای هم می گذاشتند، این نقاشی ها برای من جذاب بودند و به سمت شان کشیده می شدم.

تا اینکه یک روزی پس از انقلاب اسلامی، سال 1358 بود، در ماشین بودم که حدود ساعت چهار عصر، اخبار هنری اعلام کرد که کلاس های هنری برای تعلیم خط، نگارگری و نقاشی قهوه خانه ای در موزه کاخ سعدآباد برگزار می شود.

این خبر را غنیمت شمردم و برای آموزش به آنجا رفتم.

استاد عباس بلوکی فر، از پیشکسوتان و بزرگان نقاشی قهوه خانه ای به ما درس می داد.

حدود دو تا سه جلسه سر کلاس های او رفتم، طراحی و کارهایم را دید و گفت اینجا به دردت نمی خورد .

به استاد گفتم، پس او بیاید به منزل ما، جا و همه چیز در اختیارتان می گذارم، شما آنجا کار کنید و من هم شاگردی شما را می کنم.

از آن زمان پا به پای یکدیگر کار می کردیم، پس از یک سال، استاد بلوکی فر به من گفت استاد شدی، باید قلمدون را به شالت ببندیم.

در میان نقاشان آن دوران این یک اصطلاح بود.

و این گونه شد که با استاد بلوکی فر تا آخر عمرشان همراه شدید؟ بله.

تا سال 1388 که استاد از دنیا رفت با هم نقاشی می کردیم.

در آن زمان قرار استاد با من این بود که هرچه نقاشی می کشد برای من باشد.

قرار بود هر کاری که مثلاً من هزار تومان می خرم، اگر مشتری یک هزار و 500 تومان بخرد، به او بفروشیم در غیراین اثر مال من می شد.

اگر اثری را همان روزهای اول من 100 تومان می خریدم، در اواخر عمرشان به حدود یک و نیم میلیون تومان رسیده بود، قیمت ها را خودم سال به سال بالا می بردم.

استاد هم یک بار نقاشی ای که برای من می کشید را به دیگری نفروخت.

با رفتاری که پس از انقلاب با استاد شده بود، بلوکی فر بسیار از همه چیز دلسرد بود.

همیشه به من می گفت تو دوباره من را نقاش کردی.

با خرید این آثار به مجموعه دار تبدیل شدید؟ استاد بلوکی فر به اصطلاح، شیخ بسیاری از نقاشان قهوه خانه ای آن دوران بود، در آن زمان، اگر نقاشی می خواست پنج تا از کارهایش را در خیابان منوچهری 500تک تومان بفروشد استاد به من می گفت تو هزار تومان بخر.

البته رقم هایی که می گویم قطعی نیست و تنها مثال است.

به توصیه استاد عمل می کردم، بیشتر آثار هم زیر نظر بلوکی فر انتخاب می شد، بنابراین حالت بساز و بفروشی نبود.

من هم به جای اینکه بروم خانه، باغ و ویلا برای سرمایه گذاری بخرم، به دنبال دلم بودم و اثر می خریدم.

این گونه بود که آرام آرام مجموعه دار هم شدم و الآن حدود 500 اثر از استادان بزرگ چون حسین قوللر آقاسی، محمد مدبر، عباس بلوکی فر، حسین همدانی، حمیدی، حسن اسماعیل زاده، حسین فراهانی و علی اکبر لَرنی و غیره دارم.

البته این افراد از لحاظ سلسله مراتب استادی اولویت دارند.

این درجه بندی چگونه مشخص می شود؟ از آثارشان، بازار کارشان، جایگاه آنها میان مردم، بزرگترین آنها حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر بودند، همدوره بودند و هر کدام کارش منحصر به فرد بود.

به ترتیب بعد از آن بلوکی فر، اسماعیل زاده، فراهانی، حمیدی، همدانی و لَرنی و احمد خلیلی بودند.

با توجه به اینکه مکتب قهوه خانه ای یک هنر کاملاً ایرانی است، چرا از رونق افتاد؟ رونق این نقاشی زمانی بود که قهوه خانه ها دایر بودند، رادیو و تلویزیون به این شکل در میان مردم نبود، مردم عامی برای تجمع به قهوه خانه ها می رفتند.

نقاش ها در آنجا می نشستند و نقاشی روایی می کشیدند.

مردم هم دوست داشتند، برای همین به آن نقاشی قهوه خانه ای می گفتند.

اما امروز نه نقاشی در قهوه خانه ها مانده و نه مردم به شیوه سنتی به قهوه خانه ها می روند.

در آن زمان حسین قوللر آقاسی به یک قهوه خانه در میدان شاپور می رفت و نقاشی می کرد، این اواخر هم استاد خلیلی و اسماعیل زاده در قهوه خانه ای سمت میدان راه آهن نقاشی می کشیدند.

مردم هم می رفتند و تماشا می کردند.

حتی سفارش هم می دادند.

البته بلوکی فر به آن می گفت، نقاشی سنتی ایرانی.

همچنین آنچنان که باید برای این مکتب نقاشی معرفی و تبلیغ می شد، نشد.

من و استاد بلوکی فر هم در آن زمان برای زنده نگاه داشتن این هنر خیلی تلاش کردیم.

حتی پیشنهاد دادیم که در دانشکده های هنر، یک واحد درسی به شکل آزاد، به نقاشی قهوه خانه ای اختصاص داده شود تا دانشجویان با این هنر آشنا بشوند که پیشنهادمان مورد بی مهری قرار گرفت.

پس از انقلاب هم به این مکتب توجه نشد.

فراهانی حدود دو سالی برای مؤسسه ای مربوط به شهرداری کار کرد که نتیجه نگرفت.

حتی وضعیت فتح الله قوللر آقاسی که پسر خوانده حسین قوللر بود و نام بزرگ پدر را یدک می کشید و لااقل به خاطر اسمش بگوییم که خودش نیز بزرگ بود، نمی توانست از این شیوه نقاشی امرار معاش کند.

به طوری که یک بار که رفتم از او کار بخرم، در زیرمینی در نظام آباد با وضع بسیار بدی زندگی می کرد، به طوری که وقتی من وارد شدم با زنش مشغول استفاده از مواد مخدر سنتی بودند.

آنقدر در فقر گرفتار بود که باورکردنی نبود.

متأسفانه خود نقاش ها هم با هم کارد و پنیر بودند.

اسماعیل زاده، بلوکی فر را قبول نداشت، بلوکی فر دیگری را.

مکتبی منسجم هم نبود.

خود بلوکی فر که به اندازه یک استاد دکترای ادبیات، با ادبیات ایران آشنا بود، دو کلاس بیشتر سواد خواندن و نوشتن نداشت.

بیشتر پرده های قهوه خانه ای برای نقالی کردن استفاده می شد، آیا خود نقاشان هم نقالی می کردند؟ خیر.

این نقال ها بودند که برای داستان سرایی به نقاش ها پرده ها را سفارش می دادند.

یک خاطره می گویم.

بلوکی فر در دهه 20 برای زیارت به مشهد رفته بود، در آنجا درویشی به او سفارش یک پرده مذهبی را می دهد و بعد آوازه این نقاشی چنان می پیچد که بلوکی فر هفت سال را در مشهد می ماند که سفارش های نقاشی را بکشد.

استاد همدانی آن دوره نقاش کلاسیک بود، زمانی که به مشهد می رود بلوکی فر از او کمک می خواهد و همدانی هم این گونه نقاش قهوه خانه ای می شود.

بعدها به تهران باز می گردند.

سفارش دهنده های این پرده ها بیشتر چه کسانی بودند، آیا همانند دوره های پیش از مکتب قهوه خانه، تنها اعیان می توانستند نقاشی سفارش بدهند؟ خیر.

اصولاً اولین باری بود که از حسین قوللر آقاسی به بعد نقاشی به میان مردم آمد.

تا پیش از آن آثار بسیار فاخر بودند و سفارش دهنده ها یا از دربار بودند یا اعیان، اما در نقاشی قهوه خانه ای دیگر مردم هم سفارش نقاشی می دادند، چون مبلغ زیادی را برای این تابلوها پرداخت نمی کردند.

حسین قوللر برای بلوکی فر تعریف می کرد کسی سفارش می داد، در سه تا چهار روز نقاشی را تمام می کرده و از سفارش دهنده مبلغ 60تک تومان دستمزد می گرفته، که آن هم پول ناهار آبگوشت بچه ها، شاگردان و اطرافیانش می شده.

بیشتر پرده ها را نقال ها و دراویش سفارش می دادند و آثار روی بوم را مردم عادی چون یک پرده به آن بزرگی را کسی در خانه اش آویزان نمی کرد.

با توجه به مردمی بودن این هنر، پس چرا مکتب قهوه خانه میان مردم هم فراموش شد و خود نقاشان به فکر زنده نگاه داشتن این هنر نبودند؟ این نقاشان تحصیلات نداشتند، از این کار امرار معاش می کردند و اصلاً به فکر اینکه کار هنری می کنند یا مسئولیت هنری دارند، نبودند.

همان چیزی را می کشیدند که از استادشان یاد گرفته بودند.

مشتری ها هم آنها را می شناختند.

نقاشی برایشان برابر با نان شب بود.

بنابراین کار دیگری برای تأمین زندگی خود نداشتند.

آثار فاخری هم که در این زمینه مانده به خاطر سفارش های خیلی خاصی بود که هزینه های تولید اثر هم با مبالغ مناسب تری پرداخت می شد.

تبلیغات کافی هم برای این شیوه از نقاشی نشده، آنها دانشگاه نرفته بودند تا هنر را بیاموزند.

رشته دانشگاهی هم برای مکتب قهوه خانه نبود.

نقاشان هم دستی در روزنامه ها، رادیو و تلویزیون نداشتند.

فرض کنید نقاشی سهراب سپهری واقعاً سه میلیارد تومان می ارزد؟ یا آثار بسیاری از نقاشان مدرنیستی چنین قیمت های نجومی در بازار دارند؟ خیر.

روی این آثار تبلیغات انجام شده است و برای فروش آنها برنامه ریزی هایی صورت می گیرد.

یا همین نقاشان سقاخانه ای که دِفرمه شده نقاشی قهوه خانه ای هستند و وام دار به این مکتب.

این اتفاق ها بیشتر مارکت و تجارت است.

بعید نیست دو نسل دیگر ارزش نقاشی قهوه خانه ای را بدانند.

اگر فردی در این مارکت بگنجد اثر می فروشد در غیر این صورت شاید با تدریسی بتواند امرار معاش کند.

امروز هم نقاشان بسیار بااستعدادی هستند که چون در این مارکت و تبلیغات قرار نگرفته اند، نمی توانند اثر بفروشند.

یعنی یک چرخه بیماری وجود دارد.

تنها بحث مردم یا نقاشان نیست.

این وسط موضوع پول و امضای آن هم به اشتباه مطرح است نه خود اثر و کیفیت آن.

و این موضوع خرید امضا برای هنر ایران خطرناک نیست؟ بله خیلی هم خطر دارد.

متأسفانه عده ای که تازه پولدار شده اند، برای اینکه بگویند کار فلان هنرمند را دارند و با اینکه از آن اثر هیچ چیزی هم متوجه نمی شوند، پول های کلانی برای خرید یک تابلو می دهند فقط به خاطر امضای آن اثر، درحالی که می توانند با یک صدم آن مبلغ اثر خوب وبا کیفیت از یک نقاش جوان بخرند.

با این حال اقدام به چنین کاری می کنند که این امر باعث ضربه زدن به هنر و بازار واقعی هنر ایران می شود و این گونه حتی بسیاری از هنرمندان جوان هم برای ادامه فعالیت حمایت نمی شوند.

پیش از حسین قوللر آقاسی وضعیت نقاشی قهوه خانه ای چگونه بود؟ پدر قوللر، علیرضا نقاش روی کاشی بود، حسین اول پیش پدرش نقاشی روی کاشی می کرد، بعدها، آن نقاشی ها را روی بوم می آورد.

پیش از علیرضا قوللر، از دوره زندیه به بعد چند خاندان بودند که با سوژه های قهوه خانه ای، نقاشی می کردند اما شکل اجرا در فضا و قواعد مکتب قهوه خانه ای نبود.

قوانین اجرای این مکتب به گونه ای بود که نقال بتواند پرده را آرام آرام باز کند و داستانش را از روی یک یا دو تصویر تعریف کند، بعد پول جمع می کرد.

و بعد ادامه داستان تا به پایان تصاویر پرده برسد.

این شیوه اجرا از علیرضا و حسین به این سو است.

پرده های باقی مانده پیش از این پدر و پسر، مربوط به چند خاندان بزرگ اند که معروف ترین آنها خاندان اصفهانی است.

سید عباس، سید مصطفی و سید هاشم اصفهانی از معروف ترین نقاشان این پرده ها هستند که البته در حوزه زیبایی شناسی، آثارشان بسیار هم هنری و هم بسیار مذهبی است که چند نمونه از این نقاشی ها در عالی قاپو و موزه های اصفهان نگهداری می شوند.

با توجه به اینکه این شیوه نقاشی به شکل استاد شاگردی آموزش داده می شد، چرا شما اقدام به آموزش دادن نکردید؟ به قول معروف، برادر ناتنی این نقاش ها بودم.

تنها کسی که میان آنها تحصیلکرده و درس خوانده بود، من بودم.

کار من مهندسی بود که از آن درآمد خوبی داشتم و نیازی نداشتم که از این هنر امرار معاش کنم و تنها برای دلم کار می کردم.

هیچ وقت هم کارم را نفروختم.

تمرکزم روی اثر خریدن بود.

تا وقتی هم که استاد بلوکی فر زنده بود، اگر کسی می خواست این شیوه از نقاشی را یاد بگیرد، به استاد معرفی می کردم.

هیچ وقت هم پیش نیامد که من آموزش بدهم، بخصوص اینکه اوایل انقلاب هم بچه های من کوچک بودند و ایران نبودند، نمی توانستم یک جا مستقر باشم و مجبور به رفت و آمد بودم.

اما جسته گریخته کسانی می آمدند و راهنمایی می گرفتند.

روحیه آموزش دادن هم نداشتم.

الان هم این نیاز را احساس نمی کنید که باید دانش خود را لااقل به یک نفر انتقال بدهید؟ در حال حاضر یک نفر هست که در این سبک درست و اصیل کار می کند و من نیز او را قبول دارم.

بیشتر کسان دیگری که در این مکتب کار می کنند یا مقلد یا کپی کار هستند.

اما محمدرضا حسینی، در دانشکده رشته نقاشی خوانده، سال ها هم شاگرد بلوکی فر بوده و امروز هم نقاشی قهوه خانه ای می کشد.

منظورتان از اصیل کار کردن چیست؟ همان طور که گفتم، نقاش فعالی در این حوزه نداریم، عده ای نقاش معمولی از روی آثار کپی می کنند.

آن زمان ما خودمان از مواد گیاهی رنگ می سابیدیم و با روغن بزرک درست می کردیم.

بلوکی فر هم زمانی که کارش را پیش حسین قوللر آقاسی شروع کرد، ابتدا رنگ سابید، بعد رنگ ساخت، آرام آرام قلم به دست گرفت تا اینکه در 14-13 سالگی واقعاً نقاش شده بود.

برای نقاش شدن زحمت می کشیدند.

اما امروز بیشتر از سر تفنن نقاشی قهوه خانه ای می کشند.

با توجه به اینکه به شیوه سنتی آثار نقاشی قهوه خانه ای کشیده می شد، شرایط نگهداری این آثار به چه شکلی است؟ واقعاً حفظ و نگهداری تابلوهای قهوه خانه ای سخت است.

مثلاً کارهای مدبر بسیار لطیف است و رنگ آنها زود می ریزد، آن زمان برای اینکه می خواستند کار زود خشک شود و برسد دست مشتری، اما بلوکی فر رنگ را با روغن بزرک کار می کرد و هنگام کار هم روغن جلا به رنگ می زد که ما هم همین کار را می کردیم.

الان برای نگهداری آثار هر چند وقت یکبار به شکل رقیق روغن جلا و بزرک را بخصوص به پشت بوم می زنیم تا گرد وخاک به نقاشی نفوذ نکند و رنگ ها نریزد.

البته تاجایی که تجربه داریم سعی می کنیم این موضوع پیش نیاید.

حدود چند اثر از مکتب قهوه خانه ای باقی مانده است؟ مشخص نیست.

اگر کشیدن پرده بزرگی شش ماه طول می کشید، نقاش در کنار آن تعدادی بوم نقاشی هم نقاشی می کرد.

آن زمان، دورانی نبود که هنرمند فکر کند که دارد کار هنری می کشد و حتی نمی دانست که آثارش آرت Art است.

دنبال این هم نبودند که بگویند هنرمند هستند.

در نتیجه دنبال این هم نبودند که بدانند چند تابلو و پرده کشیده اند و کارشان دست چه کسی است.

بنابراین آمار دقیقی وجود ندارد.

چه پیشنهادی برای حفظ این مکتب دارید؟ واقعاً اراده کافی می خواهد.

آنهایی که دست شان در کار است باید اقدامی بکنند.

قبلاً هم پیشنهاد داده ام، یک واحد اختیاری مکتب قهوه خانه ای در دانشگاه ها برای رشته نقاشی بگذارند.

استادش پیدا می شود.

بعد اینکه کارها توسط شهرداری ها و مراکز دولتی و غیردولتی خریداری و در دید عموم قرار داده شود تا جامعه امروز با این نوع نقاشی آشنا شوند.

بارها پیشنهاد داده ام که با توجه به اینکه بالای 80 سال سن دارم، یک تیم کارشناسی از مجموعه من بازدید کند و آثار را برای موزه ها، فرهنگسراها و دیگر مکان های عمومی و فرهنگی خریداری کنند.

من پرده های بزرگی دارم که نمی توانم آنها را نگه دارم.

و بعد از من سرنوشت این آثار نامعلوم خواهد بود.

گاهی به من می گویند که این آثار را تقدیم کنم، اما زمانی که دست به این کار بزنم دیگر قدر آنها را نمی دانند.

و سخن آخر؟ مقامات مسئول در هنر، کمی برای شناساندن مکتب قهوه خانه به مردم کمک کنند.

دلم می سوزد که هنری اصیل و ملی این گونه مهجور مانده است.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه ایران، تاریخ انتشار 18 مهر97، شماره: 485161
کلید واژه ها: نقاشی - دانشکده هنرهای زیبا - قهوه - خانه - فارغ التحصیل - هنرمندان - آخرین بازمانده - دانشگاه تهران - ایرانی - هنری - داستان - زیبا - قهوه خانه ها - طلایی - امروز - کنکور - جامعه - بزرگترین - مردم - قدیم - ساختمان - دانشگاه - مسئولان - شریعتی - اولین - مراسم - آینده - همراه - تهران - هایی

آخرین اخبار سرویس:
برگزاری جشنواره فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی در گیلان

اولین تصویر از هیولای مهران مدیری! +عکس

ماهور الوند در نمایی از سریال «نهنگ آبی» +عکس

پرفروش ترین فیلم های هالیوود در سال 2018

موسیقی متن فیلم سینمایی تلقین ؛ هانس زیمر

واکنش توییتری دانشجویان به اکران فیلم هالیوودی مستهجن در سینمای بجنورد/ هدف؛ عادی سازی بی بند و باری است

عکاس مهابادی دیپلم افتخار جشنواره روسیه را کسب کرد

عکاس مهابادی دیپلم افتخار جشنواره روسیه را کسب کرد

نقد فیلم مارموز ، یک کمدی سیاسی تمام عیار

امواج سومین جشنواره فیلم موج بر سواحل مرجانی کیش

نخستین تصاویر از ماهور الوند در «نهنگ آبی» + عکس

دفاع هوشنگ گلمکانی از اصغر فرهادی: پنجه به صورت آدم موفق نکشیم

امواج سومین جشنواره سراسری فیلم موج بر سواحل مرجانی جزیره کیش

حرف های دردناک زیبا بروفه در مراسم ختم همسرش+ ویدیو

آتش گرفتن بنای تاریخی در املش

کارگاهی از آثار تجسمی استاد آویشی

مشارکت صدا و سیما در تولیدات فرهنگی دفاع مقدس+فیلم

شباهت جالب «ماهور الوند» و خواهرش/ عکس

وزیر ارشاد: سهم فرهنگ و هنر از بودجه بسیار اندک است

شفر با دوربین صدا و سیما مصاحبه نکرد

بازگرداندن الواح و اشیای تاریخی دوران هخامشی به کشور

زاویه هایی از ورزش گلستان + فیلم

وزیر ارشاد: سهم فرهنگ و هنر از بودجه بسیار اندک است

سهم فرهنگ و هنر از بودجه کشور بسیار اندک است

سهم فرهنگ و هنر از بودجه کشور بسیار اندک است

«قوانین مدیریت» منتشر شد

«منصور خورشیدی» شاعر مازندرانی درگذشت

خواجه امیری در کنسرت عقیلی تجلیل می شود

تجهیز 7 اثر تاریخی فارس به سامانه فروش بلیت الکترونیک

سهم فرهنگ و هنر از بودجه کشور همواره اندک بوده است

ماهور الوند در «نهنگ آبی»+ عکس

شهروند خبرنگار ما باشید + فیلم

اجرای طرح «هر شهروند یک کتاب» در سنندج

پول بدهید، تندیس از دست وزیر بگیرید! +فیلم

انیمیشن کوتاه هِی گوزن!

بمب معادی ترکید

معرفی و امضای کتاب نمایشنامه «گل ناز و گل یار»

بمب معادی ترکید

بهره برداری از گذر آب انبار خان کاشان با حضور وزیر ارشاد

ساز هنرمندان موسیقی شهرری برای هفته فرهنگی کوک شد

نذر فرهنگی کتاب در شهرستان ری اجرا می شود

معرفی خرمای ایران در منهای نفت

بهره برداری از گذر آب انبار خان کاشان با حضور وزیر ارشاد

تجلیل از «ایرج» در کنسرت سالار عقیلی

رونمای از سریال نوروزی شبکه یک

برگزاری نشست تخصصی «برخوان دوست» در یزد+عکس

تکذیب خبر خارج شدن 7 اثر تاریخی از ثبت ملی

کی روش خانه اش را هم تحویل داد!

گالری گردی در هفته پایانی آذر

/بسته خبری تئاتر/22 آذر97 «بی سرپرست ها» به مهرگان می روند

تولید مستند هایی فاخر از شخصیت ها و شهدا در سیرجان

ویدئوی جدید از پشت صحنه فیلم هزار پا

روحانی: ایران مشکل آب ندارد / ما هم در جنوب آب داریم و هم در شمال (فیلم)

منصور خورشیدی درگذشت

آخرین فیلم بازیگر خوب بد زشت فردا اکران می شود

روحانی: ایران مشکل آب ندارد / ما هم در جنوب آب داریم و هم در شمال (فیلم)

شناسایی، جذب و پرورش استعدادهای هنری رسالت حوزه هنری است

شب یلدایی ایران در یک قاب

خاطره زدایی و معنا زدایی، دو تهدید شهرهای تاریخی فرهنگی

شب یلدا با این سو در خانه پدری

سهیل صحرانورد نشست نقد و بررسی مجموعه شعر«عدم»

حرکات تماشایی و جذاب پسر کریستیانو رونالدو +فیلم

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح کرد خاطره زدایی و معنا زدایی، دو تهدید شهرهای تاریخی فرهنگی

نوروز سریال ن. خ به جای پایتخت پخش می شود

کتابی با موضوع نخستین مسجد کانادا منتشر شد

سرمایه های موسیقی باید حفظ شوند

«قله های برفی»، روایتی از علت حضور حزب الله لبنان در سوریه

نوروز سریال ن. خ به جای پایتخت پخش می شود

انسداد برخی محورها در اثر آبگرفتگی و یخ زدگی

گلایه رضا کیانیان از یک عادت بد ایرانیان/ عکس

پدیدار شدن رنگین کمان در برابر آبشار یخ زده هوکو در چین+فیلم

اکران فیلم خارجی در سینما بهمن قزوین

آغازاکران فیلم های منتخب جشنواره بین المللی فیلم حقیقت در یزد

جاسوسی که خودش را به عنوان روحانی جا زد که بود؟ (+فیلم)

امیرحسین رستمی در نقش آقا موشه+ عکس

مسافر ری به تلویزیون می آید

افتتاح یک کتاب فروشی در مرزداران

کدام فیلم ها و بازیگران در سال 97 گیشه سینما را رونق دادند؟

​ «صف سلام» به «پدر طالقانی» و «اکسدوس» در سینما حقیقت همچنان شلوغ است

حذف مستند فائزه هاشمی از سینما حقیقت

«ن.خ» سریال نوروزی شبکه یک شد

پنجیمن جشنواره خوارزمی در پاوه آغاز شد

پیشگیری از آلزایمر شهرها ضروری است

مجموعه خبری ساعت بیست 21 آذرماه

چرا کتاب صوتی مثل کتاب کاغذی نیست

دستگاهی که عکس تان را روی قهوه چاپ می کند + فیلم

معماری ایرانی اسلامی در قاب عکس

تخریب شاملو یا تبلیغ فرح در کیهان؟!

تخریب شاملو یا تبلیغ فرح در کیهان؟!

تقدیر از 60 سال تلاش شبانه روزی محمد روشن چهره ماندگار زبان ادب فارسی

کتاب صوتی

کتاب

ژولیت بینوش رییس داوران جشنواره فیلم برلین شد

اجرای عاشقانه های ناصر چشم آذر در برج میلاد

زندگی آدری هپبورن سریال می شود

شهریار مندنی پور در آستانه دریافت جایزه «پن»

مستند اسرار دریاچه

هر شب با اخبار ورزش استان سمنان+ فیلم

تخریب شاملو یا تبلیغ فرح در کیهان؟!

بهره برداری از گذر آب انبار خان کاشان

جواد عقیلی تنها بازمانده نسل طلایی نقاشان قهوه خانه ای

جواد عقیلی تنها بازمانده نسل طلایی نقاشان قهوه خانه ای