مطالب مرتبط:
به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد ...
به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و با دختری دیگر ازدواج کند
به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و با دختری دیگر ازدواج کند
به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و با دختری دیگر ازدواج کند
به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و با دختری دیگر ازدواج کند
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 4 مهر 1397 ساعت 17:322018-09-26حوادث

به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و...


زن میانسال که سال ها آرزو داشت خواهرزاده اش را به همسری پسر خود درآورد وقتی فهمید پسرش دل در گرو دختری دیگر دارد زندگی آنها را به تباهی کشاند.

- به گزارش سایت قطره و به نقل ازتهران 24"، زن میانسال که سال ها آرزو داشت خواهرزاده اش را به همسری پسر خود درآورد وقتی فهمید پسرش دل در گرو دختری دیگر دارد زندگی آنها را به تباهی کشاند.

آسیه روی صندلی نشسته و به گوشه ای خیره مانده بود.

گاهی ناخودآگاه آهی عمیق از درونش سر برمی آورد و دوباره چشم به کف پوش های رنگ و رو رفته اتاق مشاوره می دوخت.

انگار آمده بود تا بار سنگینی را که سال ها بر دوش کشیده بود زمین بگذارد.

وقتی نوبت به شنیدن حرف هایش رسید بی تابانه لب باز کرد: پسرم دو سالش بود که خواهرم سیمین را به دنیا آورد.

من دختر نداشتم و عاشق خواهرزاده ام بودم.

آنقدر او را دوست داشتم که در همان سال ها با خواهرم قرار گذاشتم سیمین را برای پسرم نشان کنیم.

دیگر همه فامیل می دانستند این دو مال هم هستند.

هرچه میلاد و سیمین بزرگ تر می شدند موضوع برای ما جدی تر می شد.

اما اشتباه ما این بود که هرگز در این سال ها نظر آنها را نپرسیدیم.

من که آرزویی جز دیدن جشن عروسی آنها نداشتم کلی برای عروسم خرید کرده بودم.

همه چیز خوب بود تا اینکه یک روز میلاد به خانه آمد و پس از کلی این پا و آن پا کردن، از من خواست که برایش به خواستگاری بروم.

از اینکه خودش به زبان آمده بود، داشتم بال درمی آوردم.

او را در آغوش گرفتم و بوسیدم و گوشی تلفن را برداشتم.

در حالی که اشک در چشمانم جمع شده بود به او گفتم همین حالا قرار خواستگاری را با خاله ات می گذارم اما او گوشی را از دستم گرفت و در حالی که مقابلم نشست، گفت: آن دختری که باید برایم خواستگاری کنی، سیمین نیست.

اسمش بهناز است.

در حالی که از تعجب خشکم زده بود میلاد حرفش را زد و از جایش بلند شد و گفت: مطمئنم از او خوشت می آید.

انگار آب سرد روی سرم ریخته بودند.

از یک طرف نمی دانستم به خواهرم چه بگویم و از طرف دیگر هم طاقت دیدن ناراحتی پسرم را نداشتم.

چند روزی با او کلنجار رفتم اما زیر بار نمی رفت.

برخلاف تصور ما میلاد نمی خواست با سیمین ازدواج کند و عاشق بهناز شده بود.

دست آخر هم آنقدر اصرار کرد که مجبور شدم برخلاف میلم به خواستگاری بهناز بروم.

عقد و عروسی بسرعت انجام شد و میلاد و بهناز سر خانه و زندگی شان رفتند.

زندگی شان خوب بود و میلاد خوشبخت به نظر می رسید.

اما رابطه من و خواهرم تیره و تار شده بود.

سیمین افسردگی گرفت و من، بهناز را عامل این اتفاقات می دانستم و دلم با او صاف نمی شد.

زن میانسال به اینجای داستان زندگی اش که رسید بغضش را فرو داد و گفت: با اینکه بهناز سعی می کرد نظر مرا جلب کند و با من مهربان باشد اما من با بی رحمی او را از خودم می راندم.

هر روز فکر می کردم چطور او را از چشم پسرم بیندازم که نقشه ای شیطانی به ذهنم رسید.

در همسایگی خانه ما، پسر مجردی زندگی می کرد.

وضع مالی خوبی نداشت و در محل خوشنام نبود.

چند روزی طول کشید تا برای کاری که می خواستم بکنم با خودم کنار بیایم اما انگار عقل از سرم پریده بود.

بالاخره سراغ آن پسر رفتم و با دادن پول و شماره عروسم، از او خواستم نقش یک عاشق دل خسته را بازی و طوری وانمود کند که انگار عروسم با او رابطه دارد و به میلاد خیانت کرده است.

آن پسر کارش را خوب بلد بود.

با اینکه بهناز تلاش زیادی برای اثبات بیگناهی اش کرد اما میلاد نتوانست با او بماند و به اتهام خیانت طلاقش داد.

خوشحال بودم اما وقتی یاد چهره معصوم بهناز می افتادم، عذاب وجدان می گرفتم.

پول زیادی به آن پسر دادم و گفتم دیگر آن دور و بر پیدایت نشود.

حال روحی پسرم خوب نبود، می ترسیدم حرف سیمین را پیش بکشم.

اما یک ماهی که گذشت، با هماهنگی خواهرم زمینه ملاقات آنها را فراهم کردیم و پس از کلی تلاش و زمینه سازی عروسی شان سر گرفت.

فکر می کردم پسرم را خوشبخت کرده ام اما هیچ چیز آن طور که می خواستم پیش نرفت.

وقتی خبر باردار شدن سیمین را شنیدم، آنقدر خوشحال بودم که هر روز پیگیر حالش می شدم مراقب بودم تا مبادا آب در دلش تکان بخورد اما وقتی بچه به دنیا آمد دنیا روی سرمان خراب شد.

یک پسر معلول روی دستمان بود.

با دیدن بچه اولین تصویری که در ذهنم نقش بست صورت معصوم و چشمان بی گناه بهناز بود و آهی که هنگام طلاق کشید و رفت.

مطمئن بودم این بچه تقاص ظلمی است که در حق بهناز روا داشتم.

یک سال بعد دومین فرزند پسرم و سیمین هم به دنیا آمد اما فرزند دوم آنها نیز معلول بود این ضربه سختی برای میلاد و عروسم بود تا حدی که سیمین نتوانست با شرایط سخت زندگی کنار بیاید و از میلاد جدا شد.

او بچه ها را رها کرد و رفت.

حالا دیگر اوضاع روحی پسرم هر روز بدتر می شد و هزینه درمان و نگهداری بچه ها هم سرسام آور بود.

در این میان من خودم را مقصر همه بدبختی های زندگی پسرم می دانستم و احساس گناه و عذاب وجدان لحظه ای رهایم نمی کرد.

می خواستم همه چیز را جبران کنم.

اما به هر دری می زدم به بن بست می رسیدم.

خانواده بهناز بعد از آن رسوایی که من به پا کردم از آن محل رفته و هیچ کس از آنها خبری نداشت.

حالم خیلی بد بود و به توصیه یکی از دوستانم به مشهد رفتم.

در حرم امام رضا(ع) ضجه زدم و التماس کردم و از او کمک خواستم.

وقتی از حرم بیرون آمدم فکرم هزار جا بود که ناگهان تصادف کردم و از هوش رفتم.

چشم باز کردم دیدم روی تخت بیمارستانم و پرستاری بالای سرم است.

باورم نمی شد بهناز بود.

اول فکر کردم خواب می بینم اما وقتی او با من صحبت کرد مطمئن شدم که خودش است.

فکر نمی کردم امام رضا(ع) این قدر زود حاجتم را بدهد.

دردهایم را فراموش کرده بودم و فقط گریه می کردم.

با همه بدی که به او کرده بودم او همچنان با من مهربان بود.

اگر هیچ کس هم نمی دانست اما حداقل من می دانستم که به خاطر خودخواهی خودم چطور او را آواره کرده ام.

بهناز گفت: بعد از جدایی و اتفاقی که افتاد مجبور شدیم آن محله را ترک کنیم.

روزهای سختی را پشت سر گذاشتم اما بعد از آن تصمیم گرفتم هر طور شده به زندگی برگردم.

حالا پرستار شده و با یک پزشک ازدواج کرده ام و یک دختر زیبا و سالم دارم.

از یک طرف برای او خوشحال بودم و از طرف دیگر به خودم لعنت می فرستادم که چطور زندگی و خوشبختی پسرم را نابود کردم.

همه چیزم را باخته بودم اما باید هر طور بود از بهناز حلالیت می گرفتم.

اعتراف تلخ و سختی بود اما هر جور شد حرفم را زدم.

بهناز با شنیدن حرف های من فقط گریه کرد و بدون هیچ حرفی اتاق را ترک کرد.

یک ساعتی دیوانه وار گریه می کردم که او برگشت و گفت: عزیز خانم؛ شما را بخشیدم.

من زندگی خوبی دارم اما میلاد باید شما را ببخشد.

راست می گفت باید از میلاد هم حلالیت می گرفتم.

اما او هنوز هم در شرایطی نیست که بتواند باور کند من همه این کارها را به تصور خوشبختی او کردم.

حالا من مانده ام و عذاب وجدانی تمام نشدنی و یک پسر افسرده که به خاطر خودخواهی من هرگز نتوانست خوشبختی را احساس کند.


کلید واژه ها: خواستگاری - زندگی - دختر - آرزو - داستان زندگی - رابطه - عروسی - جشن عروسی - گوشی تلفن - عاشق - گوشی - خانه - پسرش - افسردگی - داستان - ازدواج - اشتباه - خوشبخت - گزارش - تهران - نشان - تلفن - زبان - زمین - طلاق - خرید - اتاق - بزرگ

آخرین اخبار سرویس:
سرقت 5 میلیاردی از خانه فامیل

مصدوم شدن 6 نفر در تصادف زنجیره ای

باران و لغزندگی محورها در استان خراسان رضوی

تصاویری از هجوم ریزگردها به قاهره

18 تن چوب قاچاق در اهر کشف شد

دستگیری سوداگران مرگ همراه با 250 کیلوگرم مواد مخدر

دزدی دریایی رکورد سه ساله خود را زد

مرگ دلخراش مرد نگون بخت در قشم

سرقت مسلحانه از یک سکه فروشی در ارومیه

مصدوم شدن 6 نفر در نصادف زنجیره ای در محور رامهرمز -بهبهان

سارقان خودرو با یک تلفات در دام پلیس زرندیه افتادند

162 خانوار توسط جمعیت هلال احمر لرستان امدادرسانی شدند

تصادف زنجیره ای در جاده خمین - اراک 30 مصدوم داشت

روایت تنها بازمانده سقوط «بویینگ 707» از حادثه+فیلم

حضور در اماکن عمومی با سگ غیرقانونی است

دستگیری کلاهبردار 150 میلیونی در فضای مجازی

یحیی السریع: متجاوزان در 48 ساعت گذشته 209 بار آتش بس را در الحدیده نقض کردند

40 مسافر گرفتار در برف جاده طالقان نجات یافتند

سرقت مسلحانه از یک سکه فروشی در ارومیه

برخورد پرایدها در شرق گلستان 7 مصدوم داشت

باران و لغزندگی محورها در خراسان رضوی

24 مسافر اتوبوس گرفتار در جاده فیروزکوه نجات یافتند

واکنش ناگهانی به دوربین ثبت سرعت سبب مرگ 2 نفر در یزد شد

تصادف زنجیره ای در کرمانشاه با واژگونی 3 خودرو

پدر کودک آزار محکوم شد

شیوه عجیب کلاهبرداری به بهانه سفر به عتبات عالیات

24 مسافر اتوبوس در فیروزکوه نجات یافتند

ریزش کوه آزادراه پل زال را مسدود کرد/تصادف زنجیره ای و مصدوم شدن 4 نفر

تصادف زنجیره ای در محور بهبهان -رامهرمز/6 نفر مصدوم شدند

پیرزنی در روستای سران الیگودرز مفقود شد

تصاویری از سلطان جدید مالزی و همسرش در مراسم تاجگذاری!

40 مسافر گرفتار در برف جاده طالقان نجات یافتند

سرقت 5 میلیاردی از خانه فامیل

نجات 24 مسافر اتوبوس در محور فیروزکوه

آزادراه خرم آباد- پل زال مسدود شد

پیرزنی در روستای سران الیگودرز مفقود شد

پیش بینی وقوع رواناب در خراسان شمالی

6 نفر در تصادف زنجیره ای در محور بهبهان -رامهرمز مصدوم شدند

ریزش کوه آزادراه پل زال را مسدودکرد

24 مسافر اتوبوس نجات یافتند

24 مسافر اتوبوس مسیر فیروزکوه نجات یافتند

پدر یسنای 2 ساله به تحمل یک سال حبس و پرداخت دیه محکوم شد

مرگ دومین قربانی مشروبات الکلی در خراسان رضوی

40 مسافر گرفتار در برف جاده طالقان نجات یافتند

دستگیری سوداگران مرگ همراه با 250 کیلوگرم مواد مخدر در اهواز

30 مصدوم در تصادف زنجیره ای خمین

مرگ دومین فرد مسموم شده براثر مصرف مشروبات الکلی در کاشمر

پسر پلید سمیه و دوستش را به باغ برد/آرش با 2 پسر دیگر نقشه کثیفش را اجرا کرد

مرگ دومین فرد مسموم شده براثر مصرف مشروبات الکلی در کاشمر

پلیس راه نسبت به لغزندگی جاده های سمنان هشدار داد

40 مسافر گرفتار در برف جاده طالقان نجات یافتند

زورگیر مسلح در ارومیه به مغازه سکه فروشی دستبرد زد

انفجار گاز شهری در قزوین حادثه آفرید

6 مصدوم بر اثر تصادف زنجیره ای به دنبال ریزش پل در محور رامهرمز _ بهبهان

پیدا شدن کوهنوردان تهرانی در ارتفاعات ایوانکی گرمسار

دوره آموزشی اسکان اضطراری استان تهران در پیشوا

دستگیری 2 زورگیر گوشی قاپ در پایتخت

30 مصدوم در پی تصادف زنجیره ای در خمین

مرگ دومین فرد مسموم شده براثر مصرف مشروبات الکلی در کاشمر

یک کشته در برخورد اتوبوس با عابر در تبریز

فوت یک کارگر بر اثر سقوط از ارتفاع در شرکت فولاد دزفول

تصاویر / کروکودیل غول پیکر خانگی یک زن را تکه تکه کرد

40 مسافر گرفتار در برف جاده طالقان نجات یافتند

زورگیر مسلح در ارومیه به مغازه سکه فروشی دستبرد زد

انفجار گاز شهری در قزوین حادثه آفرید

سرقت مسلحانه از یک سکه فروشی در ارومیه

مرگ دومین فرد مسموم شده براثر مصرف مشروبات الکلی در کاشمر

کلاه بردار اینترنتی در دام پلیس

تندباد دیوار حائل شهرستان سامان را فرو ریخت

انهدام باند سارقان تلفن همراه

بازداشت یک باند حرفه ای کلاهبرداری فعال در سایت «دیوار»

حمله خودروی بمبگذاری شده به دانشکده انتظامی کلمبیا

سوداگران مرگ با 250 کیلوگرم تریاک در اهواز دستگیر شدند

متخلفان صیدماهی با موتور برق در پیرانشهر دستگیر شدند

تندباد دیوار حائل شهرستان سامان را فرو ریخت

11 هزار لیتر گازوییل قاچاق در میامی کشف شد

سوداگران مرگ با 250 کیلوگرم تریاک در اهواز دستگیر شدند

یک نفر دیگر از مصرف کنندگان مشروبات الکلی در کاشمر جان باخت

متخلفان صیدماهی با موتور برق در پیرانشهر دستگیر شدند

سقوط نخل بر روی 3 خودرو در اهواز

قتل خانم خبرنگار زیبارو/رحیم مثل داعشی ها او را کشت!

انهدام باند سارقان تلفن همراه در اهواز

سقوط نخل بر روی 3 خودرو در اهواز

11 هزار لیتر گازوییل قاچاق در میامی کشف شد

6 عضو یک خانواده یاسوجی با گاز مونواکسیدکربن مسموم شدند

مرگ دومین فرد مسموم شده براثر مصرف مشروبات الکلی در کاشمر

سرقت مسلحانه از یک سکه فروشی در ارومیه

محور هراز باز شد

دستگیری کلاهبردار 150 میلیونی در فضای مجازی

سارقان محله دربند دستگیر شدند

جاده های برفی و معابر آب گرفته در سمنان

6 عضو یک خانواده یاسوجی با گاز مونواکسیدکربن مسموم شدند

96سارق طلا در استان بوشهر دستگیر شد

2 قاتل فراری در ماهشهر دستگیر شدند

2 قاتل فراری در ماهشهر دستگیر شدند

6 میلیارد ریال لاستیک قاچاق در یزد کشف شد

زنده گیری و انتقال تمساح قاتل به طبیعت

مسمومیت 6 عضو یک خانواده یاسوجی با گاز منوکسید کربن

6 میلیارد ریال لاستیک قاچاق در یزد کشف شد

گازگرفتگی 6 عضو یک خانواده در یاسوج

به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و...

به پسری بدنام پول دادم تا با عروسم رابطه برقرارکند و پسرم او را طلاق بدهد و...