مطالب مرتبط:
شلیک موشک بالستیک به مقر نیروهای ائتلاف سعودی در ساحل غربی یمن
ارتش یمن از شلیک موشک به شهرک صنعتی «جیزان» سعودی خبر داد
شلیک مرگبار به مربی بدنسازی ؛ قاتل پیدا شد ! + عکس
شلیک چندین موشک به سوی فرودگاه طرابلس
شلیک 3 موشک زلزال به مراکز تجمع متجاوزان سعودی و مزدورانشان
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 4 مهر 1397 ساعت 01:552018-09-25سياسي

شلیک، شات، شهید!


روزی که فاجعه تروریستی در اهواز اتفاق افتاد روز عجیبی بود.

روزی بود که در آن تنها سلاح بچه های ما دوربین و شات بود اما دشمن با تفنگ های آماده شلیک آمده بود و حاصل تقابل شات و شلیک، - شهید شد.

این بچه ها شاید اسلحه در دست نداشتند، اما کاغذ، قلم، دوربین و رکوردر، تجهیزاتی بود که خبرنگارها و عکاس های حاضر در این حمله تروریستی را تا دندان مسلح کرده بود.

خبرنگاری که در میان رگبار سنگین گلوله ها، جسورانه رخ به رخ حادثه ایستاد و آن روز اولین کسی شد که از دل حادثه خبر را به سراسر جهان مخابره کرد و عکاسانی که همزمان با انگشت هایی که روی ماشه می رفت، هر بار با چکاندن شاسی دوربین تیر خلاص را به اندیشه کور تروریست ها زدند، همه قهرمان های واقع نگاری بودند که روز حادثه با شجاعت تمام، فرماندهی خط مقدم رسانه را به عهده گرفتند و تا عمق حادثه، خطر کردند تا سند رسوایی تروریست ها را در تاریخ ایران و جهان به نمایش بگذارند.

شایان حاجی نجف، خبرنگار 25 ساله خبرگزاری ایسنا خوزستان، کسی که نخستین عکس و خبر حادثه توسط او منتشر شد.

عکسی از او را می بینیم که در وسط گلوله باران شجاعانه از جوی آب پرش می کند تا رسالت جامعه رسانه را به جا بیاورد.

از او می خواهم تا از روز حادثه بگوید، همچنان که نگاهش به اطراف است، چند لحظه ای حادثه را برای خودش مرور می کند، سپس با این جمله آغاز می کند: "مرگ بر مرگ! هرچه از حادثه دور می شویم بیشتر به این که آن روز چه بر سر حاضرین آمده است پی می برم.

گروه ارکستر مارش نظامی بر طبل می کوبیدند و هنوز صدای شیپورها به گوش می رسید که نخستین رگبار گلوله نواخته شد، با شنیدن صدای گلوله نگاهم به جایگاه شخصیت ها افتاد، هنوز متوجه تحرک خاصی نشده بودم که جمعیت را به گلوله بستند.

این جا بود که خطوط رژه از هم پاشیده شد، در این لحظه من و یکی دیگر از همکارانم که در نزدیک ترین نقطه به جایگاه ایستاده بودیم با فریاد یکی از فرماندهان که مدام می گفت "بخوابید روی زمین" روی زمین دراز کشیدیم.

به هر طرف نگاه می کردیم گلوله می آمد، به همه جا گلوله اصابت می کرد و هر بار چیزی سد راه گلوله ها می شد، یا درخت، یا جدول خیابان، یا زمین و یا سینه ستبر یکی از شهدا که با چشم می دیدم یکی پس از دیگری به زمین می خورند.

تقریبا تمام جمعیت به جز کسانی که تیر خورده بودند پراکنده شده بود، اما من و همکارم در وسط خیابان میان سیل گلوله تنها مانده بودیم، در همان لحظات اول دوربین موبایلم را روشن کرده بودم و فیلم همه چیز را ثبت می کرد، صدای تیر هر لحظه داشت نزدیک تر می شد به گونه ای که آماده بودم تا یکی از گلوله ها به من اصابت کند، اینجا بود که تصمیم گرفتم به یک محل امن بروم تا برای رساندن خبر به مرکز رسانه ای خودم یعنی خبرگزاری ایسنا اقدام کنم، در همین لحظه با سردبیر مرکز ایسنا خوزستان تماس گرفتم و اولین خبر مبنی بر این که رژه نیروهای مسلح اهواز مورد حمله تروریستی قرار گرفته است را به او مخابره کردم و سپس عکس هایی که توانسته بودم ثبت کنم را برای دبیر سرویس عکس ایسنا خوزستان ارسال کردم.

" از گلوله که می گفت صدایش می لرزید، از او پرسیدم صدای گلوله ها را به یاد داری؟ ادامه می دهد "هنوز نمی دانم چرا گلوله هایی که از کنار گوشم زوزه می کشید و می رفت، هیچ کدام به من برخورد نکرد اما خوب به یاد دارم که با صدای هر تیر تصویر عزیزانم جلوی چشمم می آمد و فکرم به آن ها بود اما در آن لحظات تمام دغدغه ام نشان دادن مظلومیت مردم شهرم به دنیا بود.

" او در پایان همین طور که نفسش را بیرون می دهد، آه می کشد و می گوید "این حادثه دردی است که کم کم دارد در روح و جسم مان تکثیر می شود، همه قلبم برای درد اهواز و مردمش تیر می کشد.

با شروع تیراندازی بی شک تمام حاضرین در صحنه آرزو داشتند که این صدا مانند سال های قبل جزیی از برنامه رژه باشد، اما تداوم تیراندازی و فرمان نیروی های امنیتی به پناه گرفتن سربازها، از وقوع یک حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در هفته دفاع مقدس خبر می داد.

" علی رضا محمدی، عکاس خبرگزاری ایسنا خوزستان، یکی دیگر از اعضای رسانه بود که روز حادثه به همراه دیگر همکارانش برای پوشش خبری این مراسم به محل رژه نیروهای مسلح در اهواز اعزام شده بود.

او که لحنی آرام و شمرده دارد در ابتدای مصاحبه می گوید: "تمام آن چه را که دیده ام در عکس هایم به ثبت رسانده ام، اکنون حرف زیادی برای گفتن ندارم.

" با اصرار توانستم مدتی را با او هم کلام شوم.

"سومین گروه از رژه روندگان که عبور کرد، صدای شلیک اولین گلوله به گوشمان رسید، این جا من نزدیک جایگاه در محلی که برای بازدید مردم عادی مهیا شده بود قرار داشتم، هنوز تمام وسعت دید من از دریچه دوربین بود، زیرا فکر می کردیم که مانند سال گذشته این هم بخشی از برنامه است، این را از طبیعی بودن چهره ها می شد فهمید، اما با افزایش حجم و مدت زمان تیراندازی به تروریستی بودن حادثه پی بردیم.

" از او می پرسم در این لحظه واکنش ات چه بود؟ می گوید "خب بی شک در این لحظه همه ما شوکه شده بودیم، به گونه ای که من حتی قادر به حرکت نبودم و پس از گذشت چندین ثانیه تصمیم گرفتم به سمت روبروی جایگاه بروم و از همان جا شروع به عکاسی کنم.

پشت یک آمبولانس پناه گرفته بودم و اولین تصاویر را به خاطر اشرافی که به جایگاه داشتم از همان محل ثبت کردم.

از نخستین چیزهایی که به یاد دارم تلاش نیروهای ارتش برای تامین امنیت مردم عادی بود که با وجود آتش سنگین گلوله ها، پناه مردم می شدند و یکی یکی آن ها را به سمت در پادگان هدایت می کردند.

از دیگر تصاویری که به یاد دارم زخمی هایی است که هم رزم هایشان عاجزانه فریاد می زدند "آمبولانس آمبولانس".

به یاد دارم در جایی یک نظامی دست خانم مسنی را گرفته بود و با وجود سرعت گلوله هایی که هر آن می توانست سینه اش را بشکافد، پناه پیرزن شده بود و آرام عرض اتوبان را برای رسیدن به پادگان قدم برمی داشت که همین باعث شد این لحظه را با لنز دوربینم ثبت کنم.

این تنها یک نمونه از جان گذشتگی نیروهای امنیتی ارتش، سپاه، نیروی انتظامی و دیگر دلاورمردان در روز حادثه بود که به چشم دیدیم.

هر کدام دست یک انسان بی پناه را گرفته و به محلی امن می برد.

با پایان یافتن مهلکه به سرعت خودمان را به محل خبرگزاری ایسنا رساندیم و عکس ها را همان طور که بود در خروجی سایت قرار دادیم که خوشبختانه باعث شد تا شاهد بازتاب بی نظیر عکس ها در سطح ایران و جهان باشیم و خدا را شاکرم که توانستیم به موقع و در کوتاه ترین زمان، ابعاد این فاجعه تروریستی را منتشر کنیم.

" علی در پاسخ به این پرسش که اگر روزی باز هم چنین شرایطی را تجربه کنی آیا همانند قبل دست به دوربین خواهی برد یا پیش از هر چیز خودت را از مهلکه دور خواهی کرد؟ می گوید "جالب است بگویم که در روز حادثه من برای تهیه گزارش در نقطه ای دیگر از اهواز ماموریت داشتم اما به دلیل لغو شدن برنامه، ماموریت یافتم تا به محل رژه نیروهای مسلح بروم، با این وجود باید بگویم که اگر روزی باز هم در چنین حادثه ای قرار بگیرم، بی شک عکاسی نخستین اولویت من خواهد بود، زیرا من یک عکاس هستم و کاری غیر از عکاسی از دستم برنمی آید و رسالتم چیزی جز این نخواهد بود.

من از دو جهت، هم ناراحت و هم خوشحالم که در این حادثه تروریستی حضور داشتم، ناراحت از این منظر که صبح قبل از شروع تیراندازی، علی کمایی یکی از دوستانم که پشت ویلچر یکی از جانبازان بود از من خواست تا از او عکسی را ثبت کنم و این آخرین تصویری بود که از علی ثبت شد، زیرا مدت کوتاهی پس از آن، علی با اصابت چندین گلوله به شهادت رسید و از این جهت خوشحالم که در همان روز از سربازی عکس گرفتم که روز بعد با حضور در بیمارستان از زنده بودن او مطلع شدم.

با نگاه به گذشته اهواز و حملات تروریستی رخ داده در این شهر، مانند سلسله بمب گذاری های دهه 80، این حادثه دلخراش هم مانند گذشته باعث بر هم زدن آرامش شهر شد تا یک بار دیگر طعم تلخ حمله های تروریستی با اهداف جدایی طلبانه را بچشیم.

بی شک پیام مهم این حادثه به کسانی که خوزستان را به عنوان طعمه ای برای اهداف سیاسی، فرقه ای و بعضا مطامع شخصی قلمداد می کنند، این است که خوزستان به عنوان منطقه ای که پذیرای گوهر و فرصت تکثر قومی، زبانی و فرهنگی در ایران است، سال هاست که افراد مختلفی را با ظرفیت های قومی، فرهنگی و زبانی متفاوت در خود جای داده است، لذا سالیان دراز است که خوزستان تمام نبردهای قومیتی که هیچ ریشه ای در عقاید ملی، مذهبی، عرفی، سنتی و فرهنگی ما ندارند را به حاشیه رانده است.

بهراد قاسمی یکی دیگر از عکاسان حاضر در محل حادثه است که روایتش از حادثه را از دریچه دوربین خود تعریف می کند "ساعت هفت و نیم صبح بود که برای گرفتن کارت شناسایی در محل رژه حاضر شدیم.

سپس در محل استقرار خبرنگاران قرار گرفتیم، این جا شخصیت ها یکی پس از دیگری در جای خود می نشستند.

بعد از سخنرانی چند تن از فرماندهان، با دستور فرمانده ارتش، رژه نظامی سربازان شروع شد.

آخرین دسته از سربازان سپاه در حال عبور از جلوی جایگاه بودند که تیراندازی تروریست ها شروع شد.

ابتدا همه با این خیال که تیراندازی حرکتی نمادین است، واکنشی به آن نشان ندادند اما با غیر عادی شدن حجم تیراندازی به یک باره صفوف رژه گسسته شد و متوجه تروریستی بودن این حمله شدیم.

در این لحظه نگاهم به جایگاه بود اما بعد از آن سربازان و مردم بی پناه را می دیدم که هر کدام به یک طرف پناه می برند با این وجود من بر خلاف جهتی که همه به سمت آن می دویدند، همزمان که عکس می گرفتم شروع به قدم برداشتن کردم.

با شروع عملیات تروریستی با خودم گفتم بالاخره من هم در چنین شرایطی قرار گرفتم انگار که قبلا انتظار قرار گرفتن در چنین لحظه ای را کشیده باشم.

حین دویدن سربازان، یکی از آن ها به من برخورد کرد که همین باعث شد به روی زمین پرت شوم و شیشه عینکم هم شکسته شود.

" از بهراد می پرسم در آن شرایط چه چیزی بیش از همه باعث شد تا به عکاسی فکر کنی؟ پاسخ می دهد "احساس بدی که داشتم این بود که صدای تیر هر لحظه داشت نزدیک تر می شد اما چیزی در ذهنم رژه می رفت و می گفت باید وظیفه ای را که بر دوشم قرار دارد، یعنی عکاسی از این مراسم را، هر طور شده به پایان برسانم، اینجا بود که برخاستم و هر آنچه را که از دریچه دوربین به چشمم می آمد ثبت می کردم.

عکاسی در شرایطی که از هر طرف گلوله می آمد سخت ترین تجربه ای بود که تا به امروز فکرش را می کردم اما با یاری خدا توانستم از این آزمون، سربلند بیرون بیایم.

" اگر بخواهیم از دید ژورنالیستی، عکاسی و خبررسانی در شرایط جنگ را با پوشش خبری در حملات تروریستی مقایسه کنیم، یکی از مهم ترین تفاوت ها این است که در شرایط جنگ، ژورنالیست نسبت به خطرات موجود در صحنه آگاه است و عمدتا تفکیک نیروهای دشمن از نیروهای خودی برایش سهولت دارد اما در حملات تروریستی ضمن غافلگیرانه بودن حادثه، تشخیص تروریست ها از مردم عادی حاضر در صحنه بسیار دشوار است و نکته دیگر این که در وقوع عملیات های تروریستی به علت تدابیر شدید امنیتی، عموما فعالیت و تردد عناصر رسانه با مشکلات زیادی از جمله درخواست اکید نیروهای امنیتی از عکاسان و خبرنگاران برای ترک صحنه همراه است.

مرتضی یاقوتی، عکاسی که او هم مانند دیگر همکارانش برای پوشش مراسم رژه نیروهای مسلح به محل وقوع حادثه اعزام شده بود.

به گفته خودش در همان لحظات اولیه حمله تروریستی دوربین او توسط نیروهای امنیتی ضبط می شود، به همین دلیل به غیر از چند سکانس، هیچ تصویر دیگری با واقع نگاری او به یادگار نمی ماند.

روایت متفاوت او از حادثه را می خوانیم "آرزو داشتم روایت من نیز مانند دیگر بچه ها از دریچه دوربینم مستند می شد اما متاسفانه تا ابد این خاطره را همراه خودم خواهم داشت که در این حادثه هیچ گاه نتوانستم آن طور که باید رسالتم را به پایان برسانم.

به یاد دارم اولین عکسم را از شهید علی کمایی که به لنز دوربینم خیره شده بود گرفتم، این را روز بعد با پس گرفتن دوربینم متوجه شدم.

" مرتضی باد به گلو انداخت تا بغضش را پنهان کند، اما تلاشش بیهوده بود و صدایش مدام می لرزید.

ادامه می دهد "با به گوش رسیدن صدای رگبار گلوله به یاد رژه سال قبل افتادیم به همین خاطر چشم چشم می کردیم تا محل این تیراندازی را برای گرفتن عکس شناسایی کنیم اما با گذشت چند ثانیه، حقیقت رخ واقعی خودش را نشان داد.

با فریادِ هدف جایگاه است، بخوابید همه روی زمین خوابیدیم و هر طور بود خود را به سمت درختچه های کنار خیابان رساندیم.

در همین لحظه تصمیم به عکاسی گرفتم و با برخاستن از جا، اولین عکسم را از حادثه به ثبت رساندم.

" وقتی از او پرسیدم بزرگترین حسرتت از روز حادثه چیست، می گوید "تمام حسرت من صحنه هایی است که به چشم دیدم اما نتوانستم آن را ثبت کنم.

" او با اشاره به قرار داشتن در محل تجمع نیروهای امنیتی، می گوید "ای کاش من هم مانند دیگر همکارانم به سمت دیوار پادگان ارتش می رفتم اما متاسفانه در زمان درگیری همه از هم جدا شدیم و من در محل تجمع نیروهای امنیتی که مدام بر سرم فریاد می کشیدند "عکس نگیر" واقع شده بودم و به هر نقطه ای که برای گرفتن عکس زوم می کردم، دست نیروها لنز دوربینم را می پوشاند که در نهایت یکی از آن ها موفق شد دوربینم را از من بگیرد و تحویل مقامات بدهد، از این جا به بعد تمام لحظه های حادثه برایم به هزاران حسرت ابدی بدل شدند.

من از زمانی که عکاس خبری شدم تا کنون پیش خودم مرگ را به جان خریده ام و همیشه در محافل گفته ام که جانم را بگیرید اما دوربینم را نه!" مرتضی جابریان دیگر عکاس روز حادثه، از آن روز می گوید: "صبح روز حادثه در خانه کاری برایم پیش آمده بود و تقریبا از رسیدن به مراسم رژه و پوشش خبری آن ناامید شده بودم که با یکی از همکاران تماس گرفتم و پرسیدم مراسم شروع شده است یا خیر، که او پاسخ داد می توانی خودت را به مراسم برسانی، هر جور بود خودم را به محل رژه رساندم که ابتدا اندکی هم برای گرفتن کارت معطل شدیم اما هر طور بود در محل استقرار نیروهای نظامی قرار گرفتم، چندین فریم عکاسی کردم، چند گردان رژه رفته بودند و یک گردان دیگر باقی مانده بود که تیراندازی شروع شد.

اول فکر کردیم همانند سال های پیش، مدت کوتاهی تیراندازی می کنند، بنابراین اعتنایی نداشتیم و پیش خودمان خیال مانور در سر داشتیم، که به یک باره تمام جمعیت در هم ریخت و هر کس به گوشه ای پناه می برد.

از هر گوشه صدای تیر به گوش می رسید، پیکر شهدا روی زمین افتاده بود و به هر جا نگاه می کردی، خون بود.

سعی کردم برای عکاسی خودم را به پیکر شهدا و تروریست ها برسانم اما با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شدم، به همین دلیل سعی داشتم زیرکانه تصاویری را از تروریست ها و یا پیکر شهدا بگیرم.

" سپس با مهدی پدرام خو به صحبت نشستم، او که عکس های خوبی را از خود به یادگار گذاشته است، در بیان روز حادثه می گوید "بی شک در تمام تجمعات نظامی و امنیتی احتمال وقوع حادثه وجود دارد، که این حادثه هم از آن مستثنی نبود، اما در حادثه تروریستی اهواز ما با تروریست هایی مواجه شدیم که همانند دیگر نیروها، لباس نظامی مشابه به تن داشتند، به همین خاطر تا واکنش نیروهای امنیتی، زمان نسبتا خوبی سپری شد.

صبح روز حادثه طبق معمول در محل حاضر شدیم تا برای پوشش رسانه ای مراسم رژه نیروهای مسلح در اهواز اقدام کنیم.

مدتی پس از استقرار ما بود که حملات سنگین مهاجمان به سوی سربازان بی سلاح و مردم بی دفاع آغاز شد، در اینجا ضمن حفظ جانم سعی کردم تا به بهترین شکل جزییات این حادثه ناگوار را از دریچه دوربین ثبت کنم.

اعتقاد دارم که آن روز ترس و شجاعت دو پارامتری بودند که من را برای قدم گذاشتن در میدان نبرد راهنمایی می کرد.

" محمد آهنگر، عکاس خبرگزاری ایکنا خوزستان نیز آن روز در محل رژه حضور داشت.

او نیز می گوید "من از ساعت 6 صبح در محل برنامه حضور داشتم.

محدودیت هایی برای حضور خبرنگاران و عکاسان وجود داشت که همگی باید حتما با کارت به مراسم وارد می شدند.

شروع رژه از ساعت 8:30 صبح بود و رژه تازه به بخش های میانی رسیده بود که حدود ساعت 9 این اتفاق افتاد.

عکسی که از من منتشر شده که به حالت سینه خیز مشغول عکاسی هستم، مربوط به حدود یک دقیقه قبل از شدت گرفتن حمله تروریست ها است.

فریاد می زدند: "بخوابید روی زمین" از همان زمان من فعالیت خبری ام را شروع کردم.

نظم رژه به هم ریخت از سمت راست و چپ مان صدای تیر می آمد و خیلی عجیب که نمی دانستیم تیراندازی از کدام جهت است.

چند نفر فرار می کردند؛ چند نفر قایم شدند و من هم فکر کردم که بهترین فرصت برای عکاسی است.

صدایی مدام در گوشم می پیچید که عکس نگیر .

.

در آن لحظات رعب و وحشت هم ایجاد شده بود که دارند از پشت هم تیراندازی می کنند، نمی دانم هدف تیراندازی به سمت جایگاه بود یا نه اما این مردم بودند که هدف گلوله ها قرار می گرفتند و روی زمین می افتادند.

اولش ما فکر می کردیم که مانور است، سپس نگاهم به سمت جایگاه افتاد که دیدم قضیه جدی است و همه شخصیت ها و محافظان در حال تحرک بودند و همه مردم و سربازها داشتند فرار می کردند.

عکاس ها روی زمین دراز کشیدند که تیر نخورند.

حدود پنج دقیقه در حالت سینه خیز عکاسی کردیم.

بعد رفتیم، پشت یک آمبولانس و به کارمان ادامه دادیم.

همه دنبال پناهی می گشتند تا در تیرراس گلوله ها نباشند، به همراه شایان حاجی نجف خبرنگار ایسنا و محمد حسن عامری عکاس میزان، ناخواسته جایی هدایت شدیم که از مردم دور شدیم.

در یک پادگان که نه اجازه خروج داشتیم و نه اجازه ای که بتوانیم خودمان را در کنار مردم ببینیم.

هنگامی که در پادگان بودیم، در آن زمان دو تصویربردار صدا و سیما در کنارمان بودند که دوربین های آن ها را گرفتند و با خود بردند و من وقتی با این صحنه مواجهه شدم برای لحظاتی خودم را در یک محوطه ای رساندم که نتوانند دوربینم را ضبط کنند.

این حادثه حس و نگاهم را نسبت به شغلم عوض کرد.

فکر می کنم منتشر شدن این عکس ها باعث می شود، برخی به خودشان بیایند.

تجربه عجیب و سختی برایمان بود.

ما عکاسان خبری مجرم نیستیم و از مرگ و گلوله نمی ترسیم و همه دیدند که چطور در آن لحظه عکس ها از متن سبقت گرفتند و مظلومیت مردم را نشان دادند.

خوشبختانه توانستیم مظلومیت قربانیان تروریسم در ایران را نشان بدهیم.

" شاید این ها تنها بخشی از روایت هایی باشد که چند تن از قهرمانان بزرگ عرصه رسانه در روز 31 شهریور 97 از خود به یادگار گذاشتند، شاید اگر تلاش و جسارت این دلاورمردان نبود، هیچ گاه ابعاد این فاجعه تروریستی در سطح جهان منتشر نمی شد.

خبرنگاران و عکاسان خبری حاضر در حادثه تروریستی حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز با در دست گرفتن جان خود، رسالت مقدس خبرنگاری را به اوج رساندند و سربلند از دل حادثه بیرون آمدند، امید که اهمیت این مهم یعنی ماموریت خطیر خبرنگاران و عکاسان خبری حاضر در حادثه تروریستی اهواز، برای مسوولین ذی ربط قابل لمس باشد و تقدیر شایسته ای از این تیم رسانه ای صورت بگیرد.

گزارش: آرش حاجی نجف – ایسنا خوزستان انتهای پیام
کلید واژه ها: گلوله - حادثه - تروریست - دوربین - خبرنگار - زمین - حمله تروریستی - خیابان - نخستین - لحظه - رسانه - جمعیت - شهید - خبرگزاری - عکاس - جهان - اندیشه - رسوایی - نمایش - باران - اسلحه - اهواز - فاجعه - تاریخ - انگشت - ایسنا - دندان - اولین - نظامی - جامعه

آخرین اخبار سرویس:
آغاز عملیات اجرایی ساخت مدرسه شهدای بانک ملّی ایران در شهرستان سپیدان استان فارس

مهلت 48 ساعته وزارت کشور برای تأیید «حناچی»

عذرخواهی عوامل "دستپخت" به دلیل توهین زننده داور به شرکت کننده

شاهد تکرار حرف های دشمنان علیه سپاه و شورای نگهبان در مجلس و دولت هستیم

اطلاع نگاشت | افول آمریکا

دانلود سوالات جدید حماسه اربعین حسینی(ویژه فرهنگیان)

افشاگری نماینده مجلس از رقم 900 میلیونی پاداش بازنشستگان

سوئدی حرف زدن بهنوش بختیاری (فیلم)

بلند ترین برج های تلویزیونی جهان

2500 بسیجی شهرداری تهران با امام راحل تجدید میثاق کردند

توضیح و فتوای دیگر حضرت آیت الله مکارم شیرازی درباره ترمیم بکارت

روسیه بدنبال ارایه اقامت نامحدود به شهروندان خارجی است

حضرت آیت الله نوری همدانی: نهج البلاغه باید کتاب درسی حوزه باشد

واعظی: سخنان ظریف، موضع دولت است

فیلم/ انتقاد افشانی، شهردار سابق تهران از لاریجانی

باید به دنبال خروج فرش از تحریم بود

51 مقاله به همایش مولانا خالد شهرزوری در کردستان ارسال شد

تکریم پیامبرخاتم (ص ) تجلیل از همه پیام آوران الهی است

120هزار مأموریت انضباط شهری آبان ماه امسال در تهران انجام شد

واعظی: سخنان ظریف، موضع دولت است/ مصادیق پولشویی از نگاه دولت

بسیج؛ بهترین دستاورد انقلاب اسلامی

استعفای یک مقام سازمان ملل متحد

مراقب ظهور «متولدان فصل تحریم» باشیم!

ویدئو/ اعتیاد انتخاب زنان نیست، سرنوشت آنهاست

انتخاب شهردار جدید کرمانشاه کاملا قانونی است

اذن زنگنه از رهبری برای بکارگیری کرباسیان/برکناری همه بازنشستگان ریاست جمهوری تا ساعت 24 امشب

ندای وحدت و توسعه استان را هر چه قوی تر به صدا در آوریم

هزینه مجلس ترحیم در اردبیل یک زندانی را آزاد کرد

آرامستان های اردستان نیاز به ساماندهی دارد

اتکای جشن های فرهنگی چهل سالگی انقلاب مردم باشند

دولت به دنبال شفافیت و مبارزه با فساد است

ندای وحدت و توسعه استان را هر چه قوی تر به صدا در آوریم

تکریم پیامبرخاتم (ص ) تجلیل از همه پیام آوران الهی است

این همایش فرصت ارزشمندی برای نزدیکی متخصصان اطلاعات مکانی و سایر حوزه ها است

ایفای نقش امام خمینی (ره) بسیار حساس و سخت بود/شوق زیادی برای اکران فرزند صبح دارم

برگزاری جلسات مشترک وزارت کشور با شورای نگهبان برای برگزاری انتخابات الکترونیک در سال 98

سطح اختلاف نظر فقهی در مسائل اجتماعی جامعه را متشتت وپراکنده می کند

ارتش همواره در کنار مردم است

حال «قصه گوی جنگ» رو به بهبودی است

بازدید نماینده ولی فقیه در گیلان از غرفه بنیاد استان در نمایشگاه کتاب

اکبری: توصیه های شورای نگهبان در مورد CFT کلی بوده و گویا نیست

ادیانی: آقای وزیر خارجه آمریکای قصاب، خاورمیانه نحس و نامهربان نیست

اسماعیلی: هر کس به اختلافات دامن بزند و ناامیدی و یاس را ترویج کند انقلابی نیست

نطق نماینده شوش درباره کارگران نیشکر هفته تپه

ناظران مجلس در هیات واگذاری فعالیت ها و بنگاه های دولتی به بخش غیردولتی انتخاب شدند

اولین گوشی سامسونگ از سری گلکسی M در گیک بنچ رویت شد

پیام قدردانی روحانی از استقبال صمیمانه مردم آذربایجان غربی

ضرب و شتم کودک مهابادی تایید شد

هفته آینده گوشی های توقیفی وارد بازار می شود

اعتبارات سازمان بهزیستی در سال 98 افزایش می یابد

خروش حوزویان اهواز در حمایت از مردم مظلوم یمن

استخدام راننده ترجیحا آشنا به کار قالیشویی در تهران

استخدام کارمند اداری خانم در شرقِ تهران

استخدام مجموعه زیبایی یوتاب

وحدت امت لازمه معرفی اسلام رحمانی به دنیاست

استخدام مدرس زبان در موسسه زبان کودک

استخدام کارگر ساده جهت رستورانی در همدان

استخدام فروشنده ماهر آقا برای فروشگاه لوازم آرایشی در تهران

باهنر: دیگر قرار ورود به صحنه انتخابات را ندارم؛ نه مجلس و نه ریاست جمهوری / «هیات عالی نظارت» شخصیتی جدا از مجمع دارد / نمی گویم توبه کند و بگوید استغفرالله، اما رییس دولت اصلاحات باید تقصیرهایش در سال 88 را جبران کند

استخدام راننده و رزویشن جهت شیفت شب آژانس در کرج

استخدام آرایشگر ماهر و وردست در محدوده جنت آباد تهران

استخدام فروشنده آقا بصورت تمام وقت در تهران

استخدام پزشک مسئول فنی

استخدام مهندس عمران

200 کماندار سهمیه المپیاد کشوری را کسب کردند

هفت جلد کتاب نیروی دریایی ارتش رونمایی شد

100 گروه جهادی به مناطق محروم همدان اعزام شدند

چهره اصلاح طلب استاندار اصفهان شد

سخنرانی آخوندی برای صندلی های خالی در مشهد +عکس

رییس جمهور: چرا بر سر مسایل روشن با هم می جنگیم

پرداخت مرحله دوم سود سهام عدالت به مقدار هر نفر 175 هزار تومان در هفته اول آذر

انور خامه ای چهره مشهور چپ ایران درگذشت/ وداع با آخرین بازمانده از گروه 53 نفر

مدیران شهرستان زاهدان پای حرف مردم

100 گروه جهادی به مناطق محروم همدان اعزام شدند

دانلود آهنگ جدید بهرام مرندی و سامان اس ان تی بنام Cerceve

کتاب ؛منشأ رشد و بالندگی جوامع است

نمازجمعه این هفته تهران به امامت آیت الله خاتمی اقامه می شود

فناوری و خدمات مکان محور زمینه ساز اشتغال ملی

وضعیت دینداری دانشجویان اُفت کرده است

کتاب حقیقت غیر قابل انکار در مسیر تکامل انسان است

استاندار جدید کرمان یکی از بهترین انتخاب ها برای مدیریت اجرایی است

هم اندیشی اصحاب رسانه برای اطلاع رسانی درباره 40 سالگی انقلاب

گردهمایی علمای اهل تسنن و تشیع در فریمان

افتتاح آزمایشگاه امور کیفی آب مسجدسلیمان

قزوین از ظرفیت های اعتباری موجود باید بهره مند شود

واعظی: سخنان ظریف، موضع دولت است

واعظی: سخنان ظریف، موضع دولت است

استاندار جدید کرمان یکی از بهترین انتخاب ها برای مدیریت اجرایی است

نمازجمعه این هفته تهران به امامت آیت الله خاتمی اقامه می شود

نخستین جلسه علنی دادگاه رسیدگی به جرائم اقتصادی دراصفهان تشکیل شد

5 پرواز داخلی در فرودگاه بین المللی شهید بهشتی اصفهان لغو شد

برگزار جلسات مشترک وزارت کشور با شورای نگهبان برای برگزاری انتخابات الکترونیک در سال 98

مراسم تودیع ومعارفه دادستان انتظامی استان قم

تشکیل مجمع علمی پزشکی کشور برای دسترسی دولت به نظام پزشکی/لزوم بازبینی در سیستم بیمه کشوری

جشن «بهار مهربانی» همزمان با هفته وحدت در همه شهر های کشور برگزار می شود

نقش خدمات اجتماعی در حوزه اطلاعات مکانی ملموس است

همدان قطب تکنولوژی برتر شد

رییس جمهور: چرا بر سر مسایل روشن با هم می جنگیم

حجت الاسلام سعیدی:
 
 مدعیان حکومت نیل تا فرات از ترس حماس خواب ندارند/ برخی ها در گذشته توقف کرده اند

پاسخ رییس مرکز مبارزه با پولشویی به اخبار دروغ برخی رسانه ها

شلیک، شات، شهید!

شلیک، شات، شهید!