مطالب مرتبط:
شبهات مربوط به تشنگی در کربلا/چرا امام حسین (ع) چاه حفر نکرد یا چرا طلب باران نکرد
با وجود علم به شهادت، امام حسین چرا به کربلا رفت؟
با وجود علم به شهادت، امام حسین چرا به کربلا رفت؟
چرا منطق امام حسین منطق شهید بود؟
وقایع آغاز حرکت امام حسین (ع) از مکه به طرف کربلا
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 24 شهریور 1397 ساعت 00:122018-09-14سياسي

شبهات مربوط به تشنگی در کربلا/چرا امام حسین (ع) چاه حفر نکرد یا چرا طلب باران نکرد


کربلا منطقه ای است که به دلیل نزدیکی به رودخانه بستر زیرین زمینش را سفره های پهناور آبی تشکیل می دهد .

شبهه ای که در این خصوص نسبت به ماجرای کربلا ایجاد میشود، - شبهات مربوط به تشنگی در کربلا/چرا امام حسین (ع) چاه حفر نکرد یا چرا طلب باران نکرد" کربلا منطقه ای است که به دلیل نزدیکی به رودخانه بستر زیرین زمینش را سفره های پهناور آبی تشکیل می دهد .

شبهه ای که در این خصوص نسبت به ماجرای کربلا ایجاد میشود،دسترسی به آب با حفر چاه است واینکه چرا امام حسین (ع)و یارانش برای رسیدن به آب چاهی حفر نکردند و یا از خداوند باران نخواستند.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازتهران 24"، پاسخ هایی که برای این پرسش در نظر گرفته شده است به شرح زیر است: 1.

صحرای کربلا حد قاصل 70 کیلومتری کوفه، در آن موقع محل سکونت نبود و البته بخاطر نزدیکی به شطّ فرات از آبادانی نسبی برخوردار بود، امام حسین علیه السلام با استفاده از فروش یکی از باغات پدر خود در کوفه همان روز دوم محرم بسیاری از زمین های کربلا را خرید و وقف زوار خود قرار داد.

2.

دقیقا از روز هفتم محرم فرمان بسته شدن آب صادر شد و ابن زیاد به عمر سعد دستور داد اگر در خیمه ها چاهی درست کردند فرمان بده عین سی هزار لشگر بر خیمه ها بتازند و چون امام نمی خواستند حرم درگیر جنگ شود از اینکار خودداری کردند، برخی افراد دشمن نیز مدام سرک می کشیدند تا متوجه حفر چاه شوند.

اما حضرت اباالفضل و تنی از یاران دلاور امام تا شب دهم که تعداد محافظان شط به چهار هزار نفر رسید مرتبا به نگهبانان شط حمله ور شده و برای خیمه ها آب می آوردند.

(الارشاد، ج2: 88-91/ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج 5 : 91) 3.

با این حال در میانه روز، آن گاه که تشنگی بر کودکان، زنان و حتی سپاهیان امام فشار شدیدی آورده بود، امام به حضرت عباس(علیه السلام)دستور داد اقدام به حفر چاه نماید؛ چرا که سرزمین کربلا بر کرانه رودی پر آب قرار داشت و احتمال آن می رفت که با کندن چاه به آب دست یابند.

حضرت عباس(در حالی که احتمالا دیگران کارزار جنگ را پی می گرفتند) مشغول کندن چاه شد.

پس از مدتی کندن زمین، از رسیدن به آب از آن چاه ناامید گردید، از چاه بیرون آمد و در قسمت دیگری از زمین دوباره شروع به حفر چاه نمود، ولی از چاه دوم نیز آبی نجوشید.

( ینابیع الموده، ج2، ص340؛ المنتخب، ج2، ص441؛ مقتل ابی مخنف، ص57؛ بطل العلقمی، ج2، ص357) 4.

در روز عاشورا هم گرسنگی فشار می آورد که در روز یازدهم امام سجاد علیه السلام به حضرت زینب می فرمایند عمه جان رنگت به زردی رفته و ضعیف شده ای، چرا همان سهم اندک غذای خود را نمی خوری؟ که زینب مجلله می فرماید بچه ها با سهم اندکشان سیر نمی شوند و من مال خودم را به ایشان می دهم ؛ اما درد تشنگی چیز دیگری است، این را روزه داران ماه رمضان در تابستان خوب می فهمند برای همین همه مقاتل به تشنگی سپاه حسین علیه السلام اشاره کرده اند.

5.

دوستانی که در مهرماه یا فروردین ماه به کربلا سفر کرده باشند می دانند شب هایش سرد است و روزهایش گرم و مرطوب؛ حال اگر در روز، زره و کلاه خود و تلاش سخت در جنگ و زخم های بسیار بر تن باشد تشنگی فشار سختی به بدن می آورد.

این همان بیان علی اکبر سلام الله علیه به پدرش است.

6.

استاد مطهری که در عصر خود منادی مبارزه با مجعولات در قیام عاشورا ست، با تحقیق و تتبع در مدارک مختلف، می فرماید: مسأله تشنگی اباعبداللَّه و خاندان و اصحابشان مسأله شوخی‏ای نیست.

هوا بسیار گرم است (عاشورای آن وقت ظاهراً در اواخر خرداد بوده؛ هوای عراق زمستانش گرم است، چه رسد به نزدیک تابستان آن)، سه روز است که آب را بر روی اهل بیت پیغمبر بسته‏اند، گو اینکه در شب عاشورا توانستند مقداری آب به خیمه‏ها بیاورند که حضرت فرمود: آب را بنوشید و این آخرین توشه شما خواهد بود.

و بعلاوه از نظر طبیعی یک قاعده‏ای است: هر کسی از بدنش خون زیاد برود که بدن کم خون شده و احتیاج به خون جدید داشته باشد، تشنه می‏شود.

خداوند متعال بدن را به گونه‏ای ساخته است که وقتی به چیزی احتیاج دارد، فوراً همان احتیاج جلوه می‏کند.

افرادی که زخم برمی‏دارند، می‏بینید فوراً تشنگی بر آنها غالب می‏شود و این به واسطه رفتن خون از بدنشان است که چون بدن برای ساختن خون آماده می‏شود و می‏خواهد خون جدید بسازد، آب می‏خواهد.

خودِ رفتن خون از بدن، موجب تشنگی است.

یَحولُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ السَّماءِ الْعَطَشُ اینقدر تشنگی اباعبداللَّه زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه می‏کرد بالای سرش را درست نمی‏دید.

اینها شوخی نیست.

ولی من هرچه در مقاتل گشتم (آن مقداری که می‏توانستم بگردم) تا این جمله معروفی را که می‏گویند اباعبداللَّه به مردم گفت: اسْقونی شَرْبَهً مِنَ الْماءِ (یک جرعه آب به من بدهید) ببینم، ندیدم.

حسین کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب کند.

فقط یک جا دارد که حضرت در حالی که داشت حمله می‏کرد وَ هُوَ یَطْلُبُ الْماءَ .

قرائن نشان می‏دهد که مقصود این است: در حالی که داشت به طرف شریعه می‏رفت (در جستجوی آب بود که از شریعه بردارد) نه اینکه از مردم طلب آب می‏کرد.

(مجموعه آثار، حماسه حسینی1و2، ج17: 187) 7.

اساسا در مورد تاریخ باید به کتاب های تاریخی مراجعه کنیم والا در یک اتاق تاریک به حساب خودمان با عقل کلنجار می رویم….

تمام مقاتل و کتاب های تاریخی معتبر پیشین به مسئله تشنگی سپاه حسین در روز عاشورا اشاره داشته اند.

{11} چرا امام حسین علیه السلام طلب باران نکرد پیامبران و امامان معصوم(ع) ملزم بودند که در تمام کارها و زندگی روزمره خود از علم و قدرت عادی استفاده کنند.

در برخورد با دوستان، دشمنان، برآوردن نیازهای زندگی و … از علم و توانایی که از طریق عادی به دست آمده، استفاده می کردند و در برخورد با ستمکاران از راه های معمولی استفاده می کردند و دست به اعجاز و کار خارق العاده نمی زدند (مگر در موارد مخصوص و به اذن الهی) که مصلحت دین خداوند و هدایت مردم در آن بود؛ با این که قدرت داشتند به وسیله اعجاز دشمنان خود را در یک لحظه به کام نیستی ببرند و تمام کارها طبق خواست آن ها در جریان باشد امام باقر(ع) فرمود: “اسم اعظم 73 حرف است.

ودر پیش “آصف بن برخیا” یک حرفش بود که با به کار بردن همان یک حرف در یک لحظه تخت بلقیس را آورد، و پیش ما (امامان) 72 حرف از اسم اعظم هست”.

(1) امام حسین(ع) هم با این که مستجاب الدعوه و دارای اسم اعظم الهی بود، و می توانست به اذن الهی همه دشمنان را از این طریق نابود کند، نیز می توانست از زمین چشمه گوارا بجوشاند یا از آسمان باران بباراند (با اذن خدا) و خود و اصحابش را سیراب نماید، ولی این کار را نکرد، چون مشیت الهی بر این نبود که در حادثه کربلا، معجزه جریان یابد و حضرت طبق مشیت الهی عمل کند.

2) آزمایش یکی از سنت های الهی است که در آیات بسیاری بیان شده، که غیر قابل تغییر بوده، در مورد همه انسان ها از جمله پیامبران و امامان(ع) جاری است.

یکی از آزمون هایی که خداوند در زندگی مقرّر کرده، سختی و مصیبت و گرسنگی و تشنگی است: شما را به ترس، گرسنگی، کاستی در اموال، از دست دادن فرزندان و میوه ها می آزماییم و صابران را بشارت ده .

(2) کربلا نیز صحنه آزمون الهی است.

آزمون حسین و یاران او از یک طرف و دشمنان از طرف دیگر.

برای چنین صحنه ای باید ابزار آزمایش آماده باشد، که از جمله آنها تشنگی بود، حسین و یارانش تا با صبر و شکیبایی در مقابل این مصیبت و آزمون الهی، به پاداش عظیم صابران دست یابند و اجر و پاداش مصیبت دیدگاه در راه خدا را دریافت کنند.

امیرمؤمنان در یکی از بخش های خطبه قاصعه با اشاره به زندگی پیامبران، به همین سنت عام الهی اشاره کرده و می فرماید: اگر خدوند اراده می فرمود، به هنگام بعثت پیامبران، درهای گنج و معدن های جواهرات و باغ های سرسبز را روی پیامبران می گشود، نیز پرندگان آسمان و حیوانات وحشی را همراه آنان به حرکت در می آورد، اما اگر این کار را می کرد، آزمایش از میان می رفت و پاداش و عذاب بی اثر می شد و بر مؤمنان، اجر و پاداشِ امتحان شدگان لازم نمی شد و ایمان آورندگان ثواب نیکوکاران را نمی یافتند و واژه های ایمان، کفر، خوب، بد و… معانی خود را از دست می داد .

(3) 3) اگر بنا باشد ائمه با علم لدنی و علم غیب که از خداوند دریافت می کردند، زندگی کنند و با دیگران برخورد نمایند و نیازهای خود را برآورده کنند، دیگر امامت، مقام با ارزشی محسوب نمی شد و اصولاً نمی توانستند الگوی ما باشند، بلکه امامان با زحمت بسیار و تلاش و کار و … زندگی خود را فراهم می کردند و بر مشکلات چیره می شدند و در این راه مشکلات بسیاری را تحمل می کردند.

زندگی آن ها سخت تر و مشکل تر بود و رنج های بی شماری را در راه رسیدن به خدا و زندگی جاودانه تحمل کردند.

قانون و سنت الهی این است که هر انسانی در سایه تلاش و تحمل سختی و بردباری به مراتب کمال و قرب الهی نائل شود.

هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند 4) مسئله اصلی در روز عاشورا تشنگی نبود تا با رفع آن مشکل حل شود.

یاران امام در شب عاشورا از فرات آب آورده، غسل کرده و نوشیده بودند(4) اما در روز عاشورا سپاه دشمن می خواست با قرار دادن آنان در موقعیت کم آبی و تشنگی، آنها را به تسلیم وادارد.

اگر امام دعا می کرد و باران می آمد و آب برای رفع تشنگی پیدا می شد، نتیجه قابل توجهی نداشت؛ حداکثر امام و یارانش سیراب می شدند و ساعتی بیشتر ایستادگی می کردند و چند نفر بیشتر از افراد دشمن را می کشتند، ولی بالاخره شهید می شدند.

مسأله اصلی در آن صحنه، مبارزه با ظلم یا تسلیم شده بود، که یکی به شهادت می انجامید و دیگری به ذلت، و بودن یا نبودن آب در آن اثری نداشت .

5) از طرف دیگر تشنگی در روز عاشور و منع سپاهیان دشمن برای آب رسانی به زنان و فرزندان سبب رسوا شدن آنها و آشکار شدن چهره خشن و غیر انسانی و قساوت آمیز آنان بود.

{22}
کلید واژه ها: کربلا - امام - امام حسین - زمین - تشنگی - باران - رودخانه - امام حسین (ع) - منطقه - محرم - آبادانی - عاشورا - گرسنگی - گزارش - درگیر - میانه - تهران - زوار - غذای - بسته - هایی - شروع - درست - حمله - فروش - خرید - زنان

آخرین اخبار سرویس:

شبهات مربوط به تشنگی در کربلا/چرا امام حسین (ع) چاه حفر نکرد یا چرا طلب باران نکرد

شبهات مربوط به تشنگی در کربلا/چرا امام حسین (ع) چاه حفر نکرد یا چرا طلب باران نکرد