مطالب مرتبط:
واکنش جالب سعید جلیلی به مصاحبه شب گذشته رییس جمهوری
مراسم نخستین سالگرد شهید حججی در نجف آباد برگزار می شود
صحنه های جالب از آموزش مقابله با زلزله و سوانح طبیعی در شهر
شوخی جالب مهراب قاسم خانی با پلاکارد معروف طلبه جوان!
پیام جالب سروش به برانکو هنگام خروج از زمین
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 31 مرداد 1397 ساعت 00:552018-08-21پزشكي

حرف های جالب نجف دریابندری درباره شاعران


از تعریف و انتقاد از نیما و تمجید از شاملو تا این که «شعرهای اخوان زیاد در فارسی نمی ماند» و «شعرهای سپهری به درد شاگرد مدرسه ای های می خورد»؛ - از تعریف و انتقاد از نیما و تمجید از شاملو تا این که شعرهای اخوان زیاد در فارسی نمی ماند و شعرهای سپهری به درد شاگرد مدرسه ای های می خورد ؛ این ها دیدگاه های نجف دریابندری درباره شاعران معاصر است.

به نقل از ایسنا، اول شهریورماه سالگرد تولد 89سالگی نجف دریابندری است؛ مترجم و منتقد بنامی که سال 1308 در آبادان به دنیا آمد.

او در سال های اخیر با عوارض ناشی از سکته مغزی درگیر بوده است.

پیرمرد و دریا (ارنست همینگوی)، بیگانه ای در دهکده و هاکلبری فین (مارک تواین)، پیامبر و دیوانه (جبران خلیل جبران) و رگتایم و بیلی باتگیت (دکتروف) برخی از ترجمه های این مترجم هستند که کتاب مستطاب آشپزی (با همکاری فهیمه راستکار) را هم نوشته است.

در بخشی از کتاب گفت وگو با نجف دریابندری که توسط مهدی مظفری ساوجی برای نخستین بار در سال 1388 منتشر شده، دیدگاه های این مترجم و منتقد درباره تعدادی از شاعران معاصر به چاپ رسیده که بخشی از آن ها در پی می آید.

رابطه شما با شعر و شاعران معاصر چطور است؟ از نیما شروع می کنیم.

شعر فارسی در دوره معاصر، یعنی در این هفتاد - هشتاد سال اخیر، وارد تحول بزرگی شد.

یعنی وزن و قافیه قدمایی را کنار گذاشت.

پیشقدم جدی این کار نیما بود و از این حیث مقام او شایان توجه است؛ یعنی کسی است که جریان جدیدی را در شعر فارسی شروع کرد که هنوز ادامه دارد و هر روز رنگ به رنگ می شود.

شعرهای به اصطلاح نیمایی نیما شایان توجه است.

البته همه شعرهای نیما نیمایی نیست.

می دانید که نیما مقداری هم شعر به سبک قدیم دارد.

الان اگر بخواهید ارزش کار نیما را بشناسید و ارزیابی کنید، نباید کارهای قدمایی او را به حساب بیاورید؛ شعرهایی که نیما به سبک قدیم سروده، شاعر ضعیفی را به ما نشان می دهد.

البته به جز افسانه که اثر مهمی است.

شاعری که منحط است.

مثل همان شاعران دوران بازگشت.

نه.

حتی مثل آن ها هم نیست.

اصلا یک شاعر ضعیف است.

اما در شعری که در واقع آغازگر آن خود او است چند اثر بسیار درخشان دارد.

این بسیار جالب است.

به نظر من معیار سنجش مقام نیما در ادب فارسی، براساس کیفیت شعرش نیست، بلکه براساس اقدام او است در برداشتن قید وزن مساوی و قافیه از شعر قدیم فارسی.

نیما وزن را به طور کامل کنار نگذاشت.

بلکه همان وزن های قدیم را به تناسب کلام، کوتاه و بلند کرد.

بعدا شاملو و دیگران بودند که وزن را به کلی کنار گذاشتند.

در واقع شاملو ادامه دهنده کار نیما است و می شود گفت که قدم بعدی را او برداشت.

اما این که به لحاظ کمی و کیفی خودش چقدر در این زمینه کار کرده یک بحث دیگر است.

به هر حال تأثیر شاملو در شعر امروز فارسی تأثیر مهمی است.

شما نیما را از نزدیک دیده بودید؟ بله، یک بار او را در کافه نوبخت دیدم، یک بار هم در محل فستیوال جوانان در خیابان شاه آباد آن روز.

کافه نوبخت در خیابانی بود که از جلو مجلس می آید.

یادم است یک بار داشت در خیابان می گذشت که شاملو او را دید و گفت استاد نیما است و بلند شد و رفت او را آورد.

او هم آمد و حدود نیم ساعت سه ربع پیش ما نشست.

حضور نیما چندان شایان توجه نبود.

یعنی آدمی نبود که وقتی آدم او را می بیند جذبش شود.

مرد نسبتا مسنی بود با موهای ژولیده و قد تقریبا کوتاه.

ساده و روستایی.

آدمی بود که به خودش اعتقاد داشت و به دیگران بی اعتقاد بود.

البته این مسأله را پنهان می کرد.

یعنی طوری بیان می کرد که اشخاص نفهمند.

حرف هایی که می زد غالبا مبهم بود.

آدم با نیما خیلی مشکل می توانست حرف بزند، چون آدم خاصی بود.

البته با آن هایی که شاگردش بودند و به او استاد می گفتند، یک مقدار مأنوس بود.

مثلا با شاملو.

ولی با دیگران چندان انس و الفتی نداشت.

در آن جلسه صحبت خاصی نشد؟ نه، در واقع ایامی بود که از طرف سازمان جوانان حزب توده فستیوالی در تهران برگزار می شد.

منتها نه با عنوان حزب توده، اسم های دیگری داشت که الان یادم نیست.

نیما هم در آن فستیوال شرکت داشت.

در آن جلسه ای که ما نیما را دیدیم، یک مقدار راجع به این فستیوال صحبت شد.

یادم نیست نیما چیز خاصی گفته باشد.

بعد از آن هم شما نیما را دیدید؟ نه.

بعد از آن من به آبادان رفتم و گرفتار زندان شدم.

بعد که از زندان آزاد شدم، یعنی چند ماه بعد از آزادی من از زندان، نیما فوت شد.

گمان می کنم سال 1337 بود.

نظرتان درباره شاملو چیست؟ همین قدر می توانم بگویم که نام شاملو به عنوان شاعر در ادبیات فارسی خواهد ماند.

یعنی بعضی از شعرهای او این قابلیت را دارند که در هر شرایطی خاصیت شاعرانگی خود را حفظ کنند و به اصطلاح فقط محدود به یک زمان و مکان خاص یا مشخص نیستند.

کدام یک از مجموعه شعرهای شاملو را خوانده اید؟ غیر از کارهای آخر او که نخوانده ام، بقیه کارهای او را قبلا خوانده ام.

تقریبا همه شعرهای قبل از انقلاب او را.

مثلا هوای تازه و باغ آینه را.

اما دو سه کار اخیرش را فکر نمی کنم خوانده باشم.

-گویا شما با اخوان هم دوستی و همنشینی داشته اید.

بله.

اخوان خیلی با شاملو فرق داشت.

می دانید که اخوان وزن نیمایی را در فارسی نگه داشته.

اگر بخواهیم اخوان را با شاملو مقایسه کنیم، باید بگوییم که اخوان آدم بسیار باسوادتری بود.

ولی به نظر من شعر اخوان زیاد در فارسی نمی ماند.

همین الان هم که نگاه کنید، می بینید که دیگر یاد خبری از اخوان نیست.

الان چند سال از مرگ اخوان می گذرد؟ پانزده، شانزده سال.

در این پانزده، شانزده سال دیگر خیلی کم اسم اخوان و شعرش را شنیده اید.

ولی اخوان در معرفی نیما و کار نیما بسیار موثر بود.

از قرار معلوم، اخوان زیاد به خانه شما می آمده.

اخوان با من دوست بود.

گاهی می آمد.

من هم گاهی پیش او می رفتم.

بد نیست کمی هم از روابط و مراودات تان با اخوان صحبت کنید.

من اخوان را اولین بار در سال 1337 در سازمان فیلم گلستان دیدم.

از آنجا بود که با هم دوست شدیم و ارتباط و دوستی مان ادامه پیدا کرد.

ولی راستش این است که من هیچ وقت به شعر اخوان زیاد کشش و گرایش نداشته ام.

یعنی شعر او برای من آن جاذبه های لازم را که مثلا در شعر شاملو بود نداشت.

البته من شعرهایش را می خواندم.

بعضی از شعرهایش هم برایم جالب و شایان توجه بود.

ولی به نظر من شاید در زبان فارسی زیاد نماند.

فروغ چطور؟ فروغ آن موقع در سازمان فیلم گلستان بود و هنوز کتاب آخرش یعنی تولدی دیگر را منتشر نکرده بود.

بنابراین یک شاعر رمانتیک به حساب می آمد و من به او زیاد اعتقاد نداشتم.

فقط او را کم و بیش می دیدم.

به نظر من آن موقع شاعر مهمی نبود.

با فروغ ارتباط دوستانه هم داشتید؟ در واقع نه.

البته گاهی همدیگر را در مجالس دوستانه می دیدیم.

یک بار بیژن جلالی کوشش کرد که ما را با هم نزدیک کند.

من و فروغ را یک شب به خانه اش دعوت کرد.

فقط من و فروغ را.

آن شب تا دیروقت از هر دری صحبت کردیم.

این شاید می توانست مقدمه دوستی ما بشود، ولی نشد، چون داستان تصادف و مرگ فروغ کمی بعد پیش آمد.

به طور کلی چه جایگاهی برای فروغ در شعر فارسی قایل اید؟ به نظر من اهمیت فروغ در شعر فارسی، به مناسبت تولدی دیگر است که گمان می کنم در سال 1340 یا 1341 منتشر شد.

وگرنه قبل از آن، دو سه دفتر دیگر دارد که به لحاظ محتوا نظایر آن ها کم و بیش در شعر فارسی دیده می شود.

ضمنا این را هم بگویم که به نظر من تولدی دیگر درست نمی آید، این ترکیب خیلی تحت تأثیر ترجمه های فرنگی است.

به نظر من منظور شاعر تولد دیگر است.

این به نظر من خیلی بهتر است ولی خوب کاریش نمی شود کرد! البته مجموعه شعری هم با عنوان ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد بعد از مرگش از او منتشر شد که در واقع آخرین شعرهای او را دربردارد.

این مجموعه هم بسیار جالب توجه است.

با خودش هم درباره شعرهایش صحبت کرده بودید؟ نه، متأسفانه نشد که در این زمینه صحبت کنیم.

شما سپهری شاعر را چطور می بینید؟ من به سپهری چندان اعتقادی ندارم.

خیلی جالب است.

به نظر من شعرهایش بیشتر به درد شاگرد مدرسه ای ها می خورد.

به هر حال هیچ وقت برای من شاعر مهمی نبوده است.

آیا او را از نزدیک هم دیده بودید؟ بله، سپهری با همسر من دوست بود و به خانه ما می آمد.

فهیمه به کارهایش علاقه داشت.

سپهری آدم خیلی خوبی بود.

نقاشی هایش بسیار جالب است.

من روی هم رفته کارهای نقاشی اش را دوست دارم.

اما شعرش بیش از حد ساده است و بیشتر برای نسل نوجوان و جوان خوب است.

اتفاقا تا آنجا که من می دانم، بیشتر هم مورد استقبال این ها قرار گرفته.

در هر حال به نظر من شعرش چیز مهمی نیست.

از دیدارهایی که با او داشتید بگویید.

من یادم نمی آید که هیچ وقت بحثی با سپهری درباره شعر یا نقاشی کرده باشم.

اصلا سپهری اهل صحبت کردن بود؟ زیاد نه.

آدم خیلی افتاده ای بود.

معمولا هم ساکت بود و حرف نمی زد.

به طور کلی آدم بسیار خوب و بی آزار و ساکتی بود.

شما با هوشنگ ابتهاج هم دوستی نزدیکی داشته اید.

بله.

هنوز هم دارم.

الان در تهران است و گاهی او را می بینم.

به خانه شما می آید؟ معمولا نه.

من او را در خانه بعضی از دوستان می بینم.

مثلا گاهی که به خانه مرحوم میررمضانی می روم، سایه هم هست و او را می بینم.

در خانه خودش هم گاهی او را می بینم.

فاصله ای که شما با هم طی کرده اید و به اینجا رسیده اید، فاصله قابل توجهی است.

با فراز و فرودهای خاص خودش.

هم به لحاظ تاریخی و هم به لحاظ شرایط خاص و گاه حاد سیاسی و اجتماعی که به نوعی زیرمجموعه مسائل تاریخی است.

خوب بله.

اصولا ابتهاج خیلی اهل معاشرت نیست.

هیچ وقت نبوده، این است که معاشرت ما در واقع منحصر به دیدن و گاه صحبت مختصری بوده است.

البته چون هر دو از دوستان کیوان بودیم، به همدیگر علاقه داشتیم و هنوز هم داریم.

نظرتان درباره شعرهایش چیست؟ من غزل هایش را دوست دارم.

می دانید که سایه غزل سازی را پیش از بیست سالگی شروع کرد و چند غزل بسیار زیبا ساخت.

من غزل های آن ایامش را بسیار دوست دارم و گاهی می خوانم.

از چه نظر برایتان جالب است؟ از نظر تسلطی که بر زبان فارسی و ظرفیت ها و ظرافت های این زبان دارد.

تصویرهایش هم جالب است.

از نظر محتوا چطور؟ از لحاظ محتوا هم گاهی بسیار جالب است.

چون عمدتا محتوای غزل هایش اجتماعی است.

البته آن طور که غزل می تواند اجتماعی باشد.

شما با نادر نادرپور هم ارتباط داشتید؟ با نادرپور هم آشنا بودم، ولی رفاقتی که با سایه و کسرایی و شاملو داشتم، با نادرپور نداشتم.

نادرپور را بعدها بیشتر دیدم.

به خصوص چند بار او را در آمریکا دیدم.

نظرتان درباره شعرهایش چیست؟ به نظر من شعرش خوب بود.

یعنی مثلا اگر شعری از او در مطبوعات چاپ می شد و می خواندید، می فهمیدید که این کار نادرپور است.

-یعنی سبک داشت؟ بله.

سبک و زبان خاص خودش را داشت.

ولی مشکل نادرپور این بود که به شعری رو آورد که دوره اش گذشته بود.

یعنی دوره آن نوع شعر موزون و مقفایی که او می گفت.

منتها نادرپور دست بردار نبود و به کارش ادامه می داد.

ادامه هم داد.

آتشی چطور؟ با منوچهر آتشی هم رابطه ای داشتید؟ نه.

البته می دانید که آتشی از این ها کوچک تر بود.

آتشی تقریبا همسن من بود.

به گمانم یکی دو سال از من هم کوچک تر بود.

متولد 1311 یا 1312.

پس شما بیشتر با شعرهایش آشنا بودید تا خودش؟ بله.

چون خودش کمتر دیده می شد.

بیشتر در جنوب بود.

البته مدتی هم در تهران بود.

پدر من و آتشی هر دو اهل چاه کوتاه بوشهر هستند.

چاه کوتاه ده کوچکی است.

شاید در مجموع آن موقع مثلا دویست سیصد نفر جمعیت داشت.

ما هر دو در اصل اهل آنجا هستیم.

بنابراین آدم انتظار دارد که به هم نزدیک تر و با هم سازگارتر باشیم.

ولی واقعیت این است که من آتشی را خیلی کم می دیدم.

آخرین باری که او را دیدم، با هم جدال مفصلی کردیم.

چرا؟ گمان می کنم علتش این بود که انتظار داشت من او را جزو آن دسته از شاعران اصلی حساب کنم.

یعنی او را در کنار نیما و شاملو و اخوان بگذارم.

با سیمین بهبهانی هم ارتباطی داشتید؟ بله.

سیمین بهبهانی چند سال پیش نمی دانم مطلبی راجع به من نوشته بود، یا نامه ای برای من فرستاده بود و در آن به بنده اظهار لطف کرده بود.

من هم با او ارتباط پیدا کردم و گاهی به خانه اش می رفتم.

دو سه مرتبه رفتم.

خانم بسیار خوبی است و شاعر بسیار خوبی.

اخیرا به دلیل جراحی بخش مهمی از بینایی اش را از دست داده.

این مطلب را خانم سیمین دانشور به من گفت.

عجب.

نمی دانستم.

به هر حال بعد از آن گاهی همدیگر را می دیدیم.

به نظر من شاعر بسیار جالبی است.

البته می دانید که نوع کارش قدیمی است.

یعنی با وزن و قافیه شعر می گوید.

بیشتر هم غزل می گوید.

ولی زبانش زنده و نو است و به هیچ وجه نمی توان او را در ردیف غزل سراهای قدیم گذاشت.

شما با سیاوش کسرایی هم خیلی نزدیک بودید.

قدیم بله، ولی در دوره اخیر نه.

البته منظورم از اخیر، دوره بعد از انقلاب است.

سیاوش کسرایی سلیقه های خاصی داشت که مطابق ذوق و سلیقه من نبود.

بعد از این که از ایران رفت.

مدتی در افغانستان بود و بعد به مسکو رفت و چند سال هم آنجا بود.

سرانجام به اتریش رفت و در آنجا تحت عمل جراحی قرار گرفت و زیر عمل فوت شد.

گویا در جریان زندگی در شوروی نظرش درباره حکومت شوروی تغییر کرده بود.

به طوری که قبل از فوتش یکی از خویشانش که با همسر من دوست است می گفت که سیاوش مخصوصا تأکید کرده که به نجف بگویید من دیگر آن سیاوش قدیم نیستم.

دیدم آنچه شما راجع به شوروی می گفتید تا حد زیادی درست است.

مگر شما درباره شوروی به او چه گفته بودید؟ در واقع من چیزی به او نگفته بودم.

ولی خوب او با عقیده و سلیقه من آشنا بود.

من در دوره بعد از انقلاب با او معاشرتی نداشتم.

چرا؟ برای این که به حزب توده برگشته بود و گرفتاری هایی از این قبیل داشت.

او می دانست که من موافق نیستم.

علایق آدم در دوره های مختلف زندگی اش فرق می کند.

در دوره خیلی جوانی ما با هم دوست بودیم.

یکی از عوامل دوستی ما مرتضی کیوان بود.

بعد از کیوان من چند سال زندان بودم و همدیگر را ندیدیم.

بعد که بیرون آمدم و همدیگر را دیدیم علایقمان فرق کرده بود.

البته سیاوش بعد از آزاد شدنم به دیدن من آمد، یادم هست اولین بار با اعتمادزاده به آذین هم آمد.

ولی به زودی متوجه شدیم که علایقمان فرق کرده، و به سرعت از هم جدا شدیم.

بعد از آن شاید دو سه بار بیشتر او را ندیدم، آن هم برحسب اتفاق.


کلید واژه ها: نجف دریابندری - شاعر - شاعران - فارسی - دریا - قدیم - مترجم - انتقاد - اخوان - مدرسه - سکته مغزی - کتاب - جالب - شروع - سالگرد - آبادان - پیرمرد - نخستین - درخشان - دهکده - ترجمه - منتشر - عوارض - درگیر - رابطه - آشپزی - نشان - سکته - مهدی - تولد

آخرین اخبار سرویس:
دانستنی های جالب علمی

دیسترس تنفسی نوزاد چیست؟

رمان های خوراکی و خوشمزه؟

با «عصاره بنه» به جنگ آکنه بروید

با «عصاره بنه» به جنگ آکنه بروید

عمل کورتاژ؛ انواع، مراحل و مراقبت های پس از آن

نکات اساسی در مورد مانیکور ناخن در بارداری

نوعروسان مراقب افسردگی باشند

روش حمام کردن نوزاد +فیلم

نقش ورزش در روند بهبود بیماران سرطانی

سرطان ریه مهمترین عامل مرگ و میر در جهان

با این ترفند ها موهای خود را پرپشت کنید !

طرز تهیه آش زرشک + خاصیت آش زرشک

هرگز روی زخم بتادین نریزید

تاثیر رفلاکس معده بر تلخی دهان

خواص رب انار

رازیانه چه نقشی در کاهش وزن دارد؟

مدیر آموزش وپرورش بردسکن: سومین دانش آموز حادثه بردسکن فوت کرد/ موافقت والدین دانش آموز برای اهدای اعضاء

علت احساس درد در انگشتان و دست چیست؟

چرا باید لیمو ترش را با پوست مصرف کرد؟

ارتقای سلامت عمومی با انجام ورزش منظم

2 میلیون زن در افغانستان کمک نقدی بهداشتی دریافت می کنند

بیش از 900 مدرسه آذربایجان غربی مروج سلامت است

مراقب قند زیاد این میوه ها باشید

بیش از 900 مدرسه آذربایجان غربی مروج سلامت است

شب بیداری علت شکست های عاطفی

همه بیماران روستای دریاس مهاباد از بیمارستان ترخیص شده اند

روش پاک کردن لکه ها از روی پیراهن سفید نخی

شباهت جالب و عجیب این کرم به موهای ترامپ (+عکس)

آرزوهایت با من، تو فقط کودکی کن

عمل لاغری قربانی گرفت

خواص عناب در طب سنتی

رابطه بین گروه های خونی با گیاهان دارویی

هزینه سنگین درمان اتباع غیرمجاز افغانی روی دست بیمارستان های کرمان

محارم انسان که ازدواج با آنان جایز نیست

ضرورت مشارکت خیران در حوزه سلامت

افتتاح مرکز جامع درمانی بیماران خاص اسفراین

لیف زدن صورت ممنوع!

هزینه سنگین درمان اتباع غیرمجاز افغانی روی دست بیمارستانهای کرمان

طالع بینی ازدواج چینی؛ متولدین سال بز

خطری که ریه ها را تهدید می کند

عمل لاغری در یزد قربانی گرفت

مرگ زن میانسال در عمل لاغری

آثار منفی نگه دارنده متیل پارابن در محصولات غذایی و آرایشی اثبات شد

طرز تهیه ترشی فلفل (فلفل سبز و فلفل دلمه فوری)

درمان سریع تبخال لب با آنچه در خانه دارید

بهره برداری از مراکز جامع خدمات بیماران خاص

دوپینگ حافظه با این خوشمزه+ طرز تهیه

ابتلا به دیابت در کودکان افزایش یافته است

دستورالعمل جدید انجمن قلب آمریکا برای کاهش کلسترول

12 درصد جمعیت بالای 20 سال ایران دیابتی هستند

پخت نان با آرد سوسک

ابتلا به دیابت در کودکان افزایش یافته است

12 درصد جمعیت بالای 20 سال ایران دیابتی هستند

هر روز 21 عدد مویز بخورید!

مرکز جامع خدمات بیماران خاص استان فارس به شبکه کشوری وصل شد

خطر سکته با مصرف بیش از حد این دارو

چطور خون بیشتری به مغز برسانیم

داروهای شیمی درمانی تولید داخل با کیفیت و تحت پوشش بیمه است

24 طرح در حوزه سلامت در دست اجراست

افزودنی هایی که باعث سرطان می شوند را بشناسید

درمان تبخال با روش های کاملا طبیعی

24 طرح در حوزه سلامت در دست اجراست

غذاهایی برای تضمین سلامتی قلب

فرمول رهایی از قاتل درجه یک کودکان

اطلاعات 95 درصد جهرمی ها در سامانه بهداشت ثبت شد

خواص روغن فندق برای زیبایی

اطلاعات 95 درصد جهرمی ها در سامانه بهداشت ثبت شد

به این دلایل سر ساعت غذا بخورید

بهترین روش پرورش ، نگهداری و تکثیر آلوئه ورا در خانه

شبکه مراکز جامع بیماران خاص 16دانشگاه در اهواز راه اندازی شد

شبکه مراکز جامع بیماران خاص 16دانشگاه در اهواز راه اندازی شد

جلوگیری از سکته قلبی و مغزی به کمک چربی

برای مبارزه با چاقی و کاهش وزن چه بخوریم؟

ارائه سه خدمت جدید به بیماران خاص

400هزار اصفهانی درگیر دیابت

روز جهانی پنومونی

عمل لاغری در یزد قربانی گرفت

در چرت عصر بیشتر از خواب صبح کالری می سوزانیم

اضافه وزن مردان تهدیدی برای ابتلا به سرطان پانکراس

به این دلایل سر ساعت غذا بخورید

مرگ زن میانسال در عمل لاغری

آیا خوردن غذای زیاد می تواند منجر به مرگ شود؟

مرکز جامع بیماری خاص در همدان بهره برداری شد

400 هزار اصفهانی درگیر دیابت

آیا خوردن غذای بیش از حد می تواند منجر به مرگ شود؟

به خطر افتادن سلامت قلب با نویز شدید

مرکز جامع بیماری خاص در همدان بهره برداری شد

مصرف ماهی و روغن ماهی خطر حمله قلبی را کاهش می دهد

مردی که دورتادور بریتانیا را شنا کرد

خواص آکیوت / خواص آکیوت برای پوست / خواص آکیوت برای عفونت ادراری

یک نکته مهم درباره « گلپر»

از بین بردن بوی سیر با چند روش ساده

رفع مشکل تامین داروهای دیابت/ آغاز خطرسنجی بیماران دیابتی در سطح جامعه

تدوین نقشه سلامت استان تا سال 1404

عمل لاغری در یزد قربانی گرفت

سرخجه در نوزادان و کودکان، علائم و راه های درمان

داروهای ضد سکته قلبی و مغزی

ساعت 21 روز 21 تلخ

تغییرات آب وهوایی و بازگشت برخی بیماری ها

حرف های جالب نجف دریابندری درباره شاعران

حرف های جالب نجف دریابندری درباره شاعران