مطالب مرتبط:
خرم: مشکلی با وزیر ندارم/ دو شغله بودم و باید از صندوق می رفتم
اگر من هم جای خداداد بودم ممکن بود همان کارها را انجام دهم
خرم: مشکلی با وزیر ندارم/ دو شغله بودم و باید از صندوق می رفتم
غفاری: در قتل هویدا فقط تماشاچی بودم
قدوس: من فقط برای بازدید از باشگاه اوئسکا رفته بودم
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
جمعه، 26 مرداد 1397 ساعت 05:352018-08-17سياسي

آنکه تنها بود، من بودم


مثل یک ذخیره می مانی برای قلب هایمان، برای روزهای بی ایمانی و کم طاقتی.

آن روز که با هم سر مزار شهیدش می رویم، یادم نمی رود، می رویم سمت قطعه شهدای محرم.

- چشمش به قاب عکس پسرش است و برایش شعر می خواند: عزیزُم تو نگو دردت به دلُم نیست، ز دنیا سنگین تره چاره ای به دستُم نیست .

به گزارش سایت قطره و به نقل ازایکنا "از خوزستان، مادر شهید شاهرخ مهری زاده از مادران تک فرزند استان خوزستان است.

فرزندش در عملیات محرم در سال 61 شهید شد.

خانم دهنو از آن مادرهایی است که وقت های سختی و دلتنگی می توان به مقام ایمان و صبوریش پناه آورد و از او، از حرف های خوبش، از تسلیمش برای رضای خدا در روزهای سخت یاری گرفت.

وقتی از او می خواهیم درباره پسر شهیدش حرف بزند، می گوید: همه جوونا فرزند من هستند، فرقی نمی کنه.

از شش ماهگی به تنهایی او رو بزرگ کردم، خیلی تلاش کردم، زحمت ها کشیدم.

پناه بر خدا.

ان شاءالله که زحمت های من برای رضایت دختر پیغمبر(ص) باشه.

عزیزان ما فدای امام حسین(ع) شدند.

خدا فرزندم را به غلامی حسین(ع) قبول کنه.

وقتی انقلاب شد، پسرم تو شهر چند بار به مرز شهادت رسید، اما قسمتش نشد؛ یه بار دبیرستانشو محاصره کردن، از زیر تانک فرار کرد، اول جنگ، سوسنگرد رفت، از پشت بوم افتاد، بعد شلمچه رفت، دوتا پاهاش ترکش خورد، اما قسمت نبود.

پسرم رو از اهواز اعزام نمی کردن.

چون از زندگی من خبر داشتن، بهش می گفتن شاهرخ همین جا خدمت کن.

گفت: من می خوام برم جبهه.

از ایذه اعزام شد.

هر سه بار که اعزام شد از ایذه بود.

برای همین وقتی شهید شد جنازه شو ایذه آوردن.

در حالی که ما اهواز زندگی می کردیم.

پسرم نه شهید اهوازه، نه شهید ایذه.

ایذه هم که هستم 22 بهمن کسی سراغ من نیومد چون پرونده ام اهوازه و آرامگاه بچه ام اهوازه.

چهار ساله از جور گرونی خونه ها تو اهواز، اومدم ایذه.

سه خونه داشتم که خرج خودم کردم، خوب هم نشدم.

الانم زمین گیرم.

نمی تونم تا کوچه برم.

فقط برجی یک دفعه زنگ می زنم یه ماشینی می آید.

ماشین می برتم اهواز بعد همون ماشین میارتم.

بخاطر دکترا و بچه ام که برم زیارتش.

چطور کارهای روزانه تون رو انجام می دهید؟ خوشبختانه خدا را شکر، اگر عرصه همه جا به ما تنگ شده ولی مردم واقعاً مسلمونند.

خانمی از بالاشهر، هفته ای یه دفعه دو دفعه می آید، یک جارو می کنه.

بیشترش برای رضای خداست.

خانمی دیگه هست که همسایه منه؛ به من سر می زند؛ وقتی از مزار پسرم برمی گردم، می بینم که خونه رو آماده کرده، چای درست کرده، وقتی دعاش می کنم می گه: مادر ما هر چی داریم از شهدا داریم.

پرستار هم هست که ساعتی می آید.

برای مادرای شهدا بیمه ایران یه حق پرستاری داده بود که نرفتم، حالا که رفتم، بیمه ایران قراردادشو لغو کرد و یه سال هم به من دادن ولی دیگه قطع شد.

حالا رفتیم زیر نظر بیمه دی که هیچ خبری از هیچ چی نیست.

از نظر مالی، خدا مهربانه.

با مستمری بالاخره می سازیم، وام می گیریم.

من خرج درمانم زیاده؛ سه تا خونه ام رو فقط برای معالجه فروختم والا کاری ندارم.

تا حالا زندگی کردم.

شکر خدا.

امیدوارم جوونای ایران زنده باشن در پناه امام زمان.

ما نه از گشنگی می میریم، نه تو کوچه می مونیم.

فقط دعامون اینه که جوونامون از هوا و زمین و مرزبان و دریادار و بسیج و سپاه و ارتش در پناه امام زمان(عج) موفق و مؤید باشن که مملکت را حفاظت کنن.

ما هر چه داریم از جوونا داریم؛ بخدا نفت، گاز، هواپیما، راه آهن، فولاد، نورد، اینا همه برای مایحتاج زندگیه.

ما سرمایه اصلی مون جوونان.

همیشه دعا کنید جوونا رو خدا در پناه امام زمان(ع) پیروز کنه.

حراست مملکت ما به جوونا ست.

وقتی ما امنیت داشته باشیم، همه چی داریم.

برای مادرهای جوان چه حرفی دارید؟ تحمل برای مادر، امری الهی است و کسی که جوونش می ره، بدونه مصیبت های دنیا را که جمع کنی، هیچ مصیبتی مثل یه لحظه مصیبت زینب(س) نیست.

زینبه که به ما صبر می ده.

چهارشنبه سیاه کودتا شد، بچه ام رو از اهواز فرستاده بودم جایی که در امان باشه، سه روز طاقت نبردم از بچم دور باشم.

ماشین فرستادم از مسجدسلیمان اومد، سنگ مرمر برایم آورده بود، گفتم: این چیه؟ گفت: اولین کلنگو خودم به مجسمه زدم.

به همان خدایی که سه روز طاقت نداشتم بچه ام رو نبینم، الان 35 ساله دارم می سازم.

توکلم به خداست و دلمونو می ذاریم کنار دل زینب(س)؛ مادرای دیگر هم باید همین کارو بکنن.

چون مصیبت برای مسلمونه؛ وقتی خدا بنده ای رو خلق کرده، همه چیزو برای او نازل می کنه؛ درد داغ، خوشی، تنگی همه چی هست.

ما باید در مقابل اینها استقامت داشته باشیم.

شب و روز دعام اینه که خدایا جوونایی که رفتن به غلامی امام حسین(ع) قبول کن.

وقتی بچه ام شش ماه بود، او را نذر امام حسین(ع) کردم.

پسرم 5 ساله بود که رفت مسجد دنبال دسته و این چیزها.

یا سقا می شد، یا علم رو ورمی داشت یا کمک آشپز توی مسجد کار می کرد.

خدا خودش داد.

خودش هم برد.

منم صبر می کنم.

راضی ام به رضای پروردگار.

من از زمان جوانی کار کردم؛ تو خرما، انبار گندم، انبار زیلو کار کردم؛ انبار پشم همه جا کار کردم.

چطور شد که پسر شما به جبهه رفت؟ شما به او اجازه دادید؟ اگر بگویم اجازه دادم دروغ گفتم به درگاه خدا.

من نمی گفتم نرو، چون از کلمه نه خیلی می ترسم.

ولی گردن کج می کردم می گفتم مادر می دونی من کسی رو ندارم؟ رفت آبادان، حصر آبادان، سال 60.

دو دفعه رفتم پهلوش.

وقتی رفتم پشت خط اومد پیشم.

به من گفت: مادر نگاه کن، یک رزمنده شانزده ساله ای بود که داشت چیزی روی دستش می نوشت، گفتم: مادر این چی می نویسه؟ گفت: این مین یابه، اگر طوری شد، تکه ای از او پیدا شد، بتوانند او را از این نوشته ها شناسایی کنند.

پسرم فرمانده ای داشت به نام امیر ارجحی- خدا همه شهدا را رحمت کند- برادر او در سقوط خرمشهر مفقودالجسد شد.

خودش هم در آزادسازی خرمشهر مفقودالاثر شد.

گفت: اگر الان امام حکم جهاد بده- امام تو رو رد می کنه گفت: اینطور نگو.

مرخصی 4 روزه خواست که مرا برگرداند.

هر کی می خواهد خدا را با چشم دل ببیند باید یک روز برود توی جبهه.

واقعاً تمام خداپرستی در جبهه بود.

بعد رفت آبادان برای مأموریت، بعد رفتند شلمچه؛ دو تا پاهاشو زدند.

اگر کارت جانبازی می گرفت بیش از 35 درصد بود ولی نگرفت.

پاهایش آتل بندی شد و با عصا راه می رفت.

رفتیم امام رضا(ع)، از امام تشکر کردم که بچه ام سالم آمده.

او نذر کرد، یک پنجه علم از امام رضا(ع) آورد ایذه در مسجد صاحب الزمان(ع).

محرم دسته راه انداخت.

بعد دم غروب آمد، گفت: آمدم خداحافظی.

بعداً فهمیدم خوابی دیده بود و شهیدی او را به آمدن دعوت کرده بود.

رفت پایگاه شهید رجایی در دبیرستان پروین اعتصامی چهارراه نادری.

غروبی بود رفتم پهلوش.

دم اذان بود.

گفتم مادر من هیچ کس را ندارم.

گفت مادر پول خرد داری؟ گفتم برای چی؟ گفت: یه زنگ بزن امام بیاد بره جبهه.

گفتم استغفرالله مادر! چطور امام بره جبهه، رهبر این مملکت؟ گفت: پس کی بره؟ من یکی ام نرم.

اون دوتاست نره، اون سه تا .

پس کی بره جبهه؟ گفتم: مادر می دونی من هیچ کس رو ندارم؟ کلمه آخری اش رو که بهم گفت؛ ساکت شدم.

گفت: لیلا غیر علی اکبر هیچ کس رو نداشت.

افتادم به پاش.

گفتم: ببخشید.

مادر بیشتر گناهکارم نکن.

دیگه هیچ چی نگفتم.

رفت.

اومدم خونه.

آن وقت ها یک خانم مسنی مستأجرم بود؛ زن مؤمنه ای بود.

ظهر خوابیده بودم دیدم یه آب روان می گذرد و چهار تا زن سیاه پوش نشسته اند که چهره شان را ندیدم، قبر بزرگی هم وسطشان است.

من هم رفتم نشستم یک جانماز گذاشتم، گفتم: شهید رود، شهید رود.

از خواب بلند شدم.

به آن زن گفتم: پسرم شهید می شود.

تو خواب گلی رو قبر گذاشته بودن؛ سفید، وسطش صورتی.

خدا می دونه وقتی بچه ام رو آوردن، همسایه ام رفت یک حجله از آخر آسفالت برام گرفت همان گل توی حجله بود.

خدا خودش می دهد؛ خودش می برد.

هر کس برای این مملکت قدمی برمی دارد؛ از معلم، مربی، بسیجی، زن، مرد، امیدوارم قدم هایش در حضور دختر پیامبر نلرزد.

درد دل ها بسیار است؛ اینها که سواد دارند به این صورت می گن: راز نهفته در سینه دارم، اگر بیان کنم زبان سوزه.

اگر پنهان کنم از آن ترسم که مغز استخوان سوزه.

ویلچر دارم کسی رو ندارم که هلش بدهد من یک کلمه به شما می گویم ان شاءالله به گوش بعضی ها برسد؛ من یکی که در این اجتماع خیلی فراموش شده ام.

یعنی اگه من تو این خونه بمونم کسی رو ندارم که در رو باز کنه، بگه: تو مُردی یا هستت؟ و از هیچ مقامی، ارگانی کسی نمی گه این مادر هم مادر شهید تک فرزنده! دروغ گناهه.

یه رییس جمهور اومد سال 88 تک فرزندان رو استانداری دعوت کرد.

9 تا مادر بودیم تک فرزند.

آنها الحمدلله همسرانشان بودند، دختر داشتند ولی آنکه تنها بود هیچ کس رو نداشت من بودم.

آن رییس جمهور یه دلجویی از ما کرد.

چی شد برا ما؟ ولی خیلی تسکین شد برامون که رییس جمهور بلند شد که تک فرزندان را بیاورید من ببینمشون.

این خیلی برای ما ارزش داشت.

دیگه ما از هیچ کس چیزی ندیدیم که سراغی بگیرد که بگویند برویم خانه این مادر.

او را هم ببینیم.

یا بگویند این زمین گیر است، بگویند با ویلچرش بیاید.

ویلچر دارم کسی رو ندارم که هلش بدهد.

22 بهمن، 12 بهمن، آزادی خرمشهر، یکی نیامد بگوید روز شهیدت مبارک.

اینو تو دلمون داریم ولی نمی تونیم بگیم.

چون دشمن در کمین است.

هر جایی بگیم عموم باشه، مخابره می شه.

اونا شاخ و برگ زیاد می دن.

از درد اینه که ما حرف نمی زنیم.

درد دلمون زیاد.

الان 70 درصد پوکی استخوان دارم.

چرا؟ از همین دردها که می نالم و نمی تونم بگم.

درددل منو به یه مسلمونی بگین: ما نه گشنه ایم نه تشنه ایم.

الحمدالله.

اگر مملکت ما نارسایی داره ولی خود ملت مسلمانند به داد همدیگر می رسند.

ما گشنه محبت ایم، دلجوی ایم که یک مسلمونی مسئولی بگویید هستید یا مردید؟ هیچ کس لنگ نمی مونه چون خدا رزاقه.

تبعیض قایل نشن.

ما هیچی نمی خواهیم.

دلمون از تبعیض پر پره.

ولی دهنمون بسته است به خاطر دشمن.

اینها که یادواره می گیرند، چی می شه یک بار هم یاد عملیات محرم کنند؟ رمزش یا زینب(ع) بود و یا حسین(ع).

چی می شه یک دفعه اسم محرم رو هم بیاورند؟ یا مادرهای محرم هم بگویند که بیایند.

ما چیزی از آنها نمی خواهیم.

عملیات محرم سال 61 بود.

غرب کشور، عین خوش، بعد فکه پاسگاه شرهانی با ترکش توپ شهید شد پسرم.

ان شاءالله به حق محمد و آل محمد(ص)، به حق آبروی دختر پیامبر(ص) همه نزد فاطمه زهرا(س) روسفید باشید.

هیچ چی بهتر از عاقبت بخیری و روسفیدی نیست.

مال دنیا به دنیا می ماند.

فقط خدا همه جوون های ما رو عاقبت بخیر کند.

چه قدر خوب است که حالا شما را می شناسم؛ مادر شهید شاهرخ مهری زاده، مثل یک ذخیره می مانی برای قلب هایمان، برای روزهای بی ایمانی، کم طاقتی.

آن روز که با هم سر مزار شهیدش می رویم، یادم نمی رود، پنج شنبه آخرسال است، می رویم سمت قطعه شهدای محرم.

چشمش به قاب عکس پسرش برایش شعر می خواند: عزیزُم تو بیا به خونت، بیا به خونمونت، قسم به کس نخورم غیراز به جونت.

عزیزُم تو نگو دردت به دلُم نیست، ز دنیا سنگین تره چاره ای به دستُم نیست .

با وسواس گل های سفید و سرخ را روی قبر مرتب می کند، شبیه وسواس مادرها وقتی وسایل فرزند عزیزکرده شان را در نبودش مرتب می کنند.

بعد خم می شود و سنگ مزار را می بوسد.


کلید واژه ها: اهواز - شهید - مادر - فرزند - اعزام - ماشین - خوزستان - شهدا - پرستار - زندگی - بیمه ایران - محرم - پرستاری - آرامگاه - محاصره - 22 بهمن - استان - دکترا - شهادت - ایران - شلمچه - گزارش - درست - مردم - امام - تانک - زمین - دختر - پسرش - بیمه

آخرین اخبار سرویس:
سرپرست استانداری خراسان رضوی تعیین شد

نامه حمایت فرماندهان و پیشکسوتان قرارگاه خاتم الانبیا(ص) از حناچی تکذیب شد

استخدام مسئول تبلیغات در شرکت جهانگردان گیتی پارس در تهران

عسگرخانی:4 ماه پیش از امضا تا بعد از اجرای برجام حق اظهارنظر نداشتم

استخدام مدیر اداری و کارمند حقوقی خانم در شرکت معتبر بندرعباس

استخدام مدیر مالی و مدیر بازرگانی (اینترنت و IT) در بندرعباس

استخدام 4 ردیف شغلی در یک شرکت معتبر در شهر بندر عباس

افتتاح مدرسه علوم دینی دخترانه ریحانه النبی در سنندج

آموزش های نوینی در حوزه قرآن و حدیث در دستور کار حوزه های علمیه قرار دارد

برگزاری همایش «طلیعه ظهور» در سنندج

راه اندازی رشته تبلیغ و مشاوره تربیتی در حوزه های علمیه کشور/مذهب امام شافعی و شیعه در کنار هم باید با وحدت همراه باشند

میرزایی نیکو: برای تحول در سیستم مدیریتی باید از جوانان استفاده شود

یک شهر داریم و دو شهردار

جدیدترین ایده های تزیین انار شب یلدا برای عروس

هفته نامه استخدامی استان گیلان و شهر رشت | هفته چهارم آبان 97

روزنامه استخدامی استان البرز و شهر کرج |یکشنبه 27 آبان 97

جنجال برخورد با نوازندگی خیابانی چند پسر رشتی در شب عزا/ نامه «فدایت شوم» معاون افشانی برای حناچی؛ منتظرت بودیم بهترین!

چهره های مشهوری که در تصادف جانشان را از دست دادند+فیلم

پاسخ نماینده ایران به یاوه گویی سفیر عربستان

کیهان: زمان طلایی مقابله با خروج آمریکا از برجام

خوزستان همیشه یکی از اهداف دشمنان بوده است

افراد دارای معلولیت قربانی اقتصاد سیاسی هستند که آنها را از بهره وری و شهروندی خارج می کند/محل کار بیشتر معلولان مناسب سازی نمی شود

خوزستان همیشه یکی از اهداف دشمنان بوده است

اولین دوره مسابقات قرآن ویژه خانواده های طلاب در تبریز برگزار می شود

بررسی حقوق کارمندان دولت پشت درهای بسته مجلس

قضاوت های عادلانه دستاورد مهم در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است

روزنامه استخدامی استان خراسان جنوبی و شهر بیرجند | یکشنبه 27 آبان 97

زندگی عجیب آوارگان آتش سوزی کالیفرنیا در چیکو+فیلم

آغاز عملیات احداث کتابخانه مرکزی سیرجان

لاریجانی: بدخواهان نتوانستند عراق جدید را ناکام بگذارند

آمادگی شرکت های ایرانی برای بازسازی عراق

با اعمال سیاست های تشویقی به سمت قراردادهای دو ساله اجاره مسکن حرکت شود

طرح جدید مجلس برای خروج از پروتکل الحاقی و تولید آب سنگین

استخدام کارشناس مجرب طراح فرآیند آب و فاضلاب در تهران

استخدام کارشناس منابع انسانی خانم درشرکت اندیشه نوین ساوا-مشهد

استخدام بازاریاب،کارشناس دیجیتال مارکتینگ و منشی در شرکت معتبر

استخدام کارشناس دفتر فنی در یک شرکت معتبر در کرمان

استخدام مامور ثبت نام حضوری هوشمند سازی مدارک،بصورت پاره وقت

باید دلیرانه جلوی جنازه ام قدم بزنید

تلاش ترامپ برای تبرئه بن سلمان از ترور خاشقچی

تا کنون 1072 نخبه علمی به کشور بازگشته اند

دوربرگردانِ فرهنگی

ماجرای برهم زدن جلسه سخنرانی پسر شهید بهشتی چه بود؟

ماجرای تذکر به احمدی نژاد

دولتِ واردات عرصه را بر تولیدکنندگان تنگ کرده است

تایر های دوچرخه ای که هرگز پنچر نمی شوند+فیلم

« همایش نظام بین الملل، تحولات منطقه ای » در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار می شود

مهمترین اخبار جهان(7-19)

5 هزار خانواده از ارزگان خاص، مالستان و جاغوری آواره شدند

حلیم پزی سنتی دیرینه در روستای سیه بنوییه رابر

ادامه تعیین نوبت شرکت کنندگان مسابقات دارالقرآن امام علی(ع)

محفل ویژه «قرآن و بسیج» برگزار می شود

خداحافظی استاندار فارس با استانداری و مردم فارس

آشنایی با برخی از حقوق نوجوانان در قوانین و مقررات

نامه ظریف و زنگنه به رییس جمهور؛ الحاق به توافقنامه پاریس تسریع شود + عکس نامه

روزنامه استخدامی استان خراسان رضوی و شهر مشهد | یکشنبه 27 آبان 97

روزنامه استخدامی استان خراسان شمالی و شهر بجنورد | یکشنبه 27 آبان 97

استخدام حسابدار خانم در یک شرکت معتبر در تهران

استخدام برنامه نویس حرفه ای PHP درشرکت استارت آپی معتبر/مشهد

استخدام پشتیبان آقا در شرکت یاس ارغوانی / 5 استان

غیر قانونی بودن برپایی مجمع اتحادیه تشکل های قرآنی/ شورای توسعه مقتدرانه عمل کند

آیا با CFT می توان با پولشویی مبارزه کرد؟

استخدام تکنسین ماهر جهت تعمیرات یخچال فریزر در یک شرکت معتبر

استخدام کارشناس کامپیوتر در شرکت مهندسی مبنا فن اوران رایانه

استخدام ناظر محتوای سایت در یک شرکت معتبر در تهران

استخدام کارگر انبار با مزایا در یک شرکت معتبر در اصفهان

استخدام نیروی خدماتی آقا در شرکت اینترنت آسیاتک در کرمان

استخدام کمک حسابدار خانم در شرکت اینترنت آسیاتک در کرمان

انتظار ما از شهردار جدید رعایت قانون است

نامه نگاری ایران و عمان برای بررسی صادرات گاز

ماجرای پنجم شدن مصطفی معین در انتخابات 1384

فال آنلاین دیوان حافظ یکشنبه 27 آبان ماه 97

میدان هفت تیر در سال 1350+عکس

حضور خادمان اعتاب مقدسه ایران در گردهمایی سربازان امام زمان(عج)

استخدام منشی با حقوق ثابت و بیمه در یک شرکت معتبر محدوده دروس

استخدام بازاریاب،کارشناس دیجیتال مارکتینگ در تهران

استخدام مامور پخش،راننده در شرکت پخش سایه سمن در گیلان

استخدام پزشک عمومی در یک درمانگاه معتبر در البرز

قابل استفاده برای طلاب: چگونه حدیث بخوانیم؟

استخدام منشی خانم در شرکت مهندسی آیرود الکترونیک آریا در تهران

استخدام برنامه نویس (React)ماهر در یک شرکت معتبر در تهران

استخدام کارشناس امور قرادادها وحقوقی،مشاور امور مالیاتی

استخدام مونتاژ کار تابلو برق آقا درشرکت فنی مهندسی صدر علم وفن

استخدام کارمند اپراتور در یک شرکت معتبر در تهران

استخدام مشاور امور تبلیغات اینترنتی در تهران

استخدام مشاور امور تبلیغات اینترنتی ،کارمند اپراتور در تهران

دعای حضرت زهرا (سلام الله علیها) در روز یکشنبه

رفتاری که باعث شادی امام حسن عسکری(ع) می شود

قانون باید در درجه ی اوّل درصدد رفع مشکل مردم ضعیف و طبقات ضعیف باشد

رشد آمار بزهکاری نتیجه دوری جامعه از کتاب و مطالعه است

استخدام نماینده علمی در شرکت داروسازی باریج اسانس در شهرکرد

استخدام بازاریاب(حقوق ثابت،پورسانت،پاداش)در یک تهیه غذا معتبر

استخدام نماینده علمی در شرکت داروسازی باریج اسانس در اردبیل

استخدام نماینده علمی در داروسازی باریج اسانس- آذربایجان شرقی

استانی شدن انتخابات مجلس/ استدلال ‍ های موافقان قوی تر است یا مخالفان؟

ابعاد حقوقی و کارشناسی نظر شورای نگهبان درباره CFT

آپارتمان در منطقه پونک چند؟

باج افزار واناکرای هنوز زنده است

چند باور غلط حقوقی نزد عموم که ازسریال ها ایجاد شده

تولید علم؛ اولین مبنای شکل دهی تمدن اسلامی

آنکه تنها بود، من بودم

آنکه تنها بود، من بودم