مطالب مرتبط:
حال و هوای آزادی 1000 اسیر ایرانی در یک روز
حال و هوای آزادی 1000 اسیر ایرانی در یک روز
حال و هوای خانواده سعید براتی پس از آزادی فرزندشان از دست تروریست ها + فیلم
ابتکار خواستار آزادی دو زن ایرانی زندانی در اندونزی شد
حال و هوای زائران ایرانی در بقیع
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
جمعه، 26 مرداد 1397 ساعت 00:552018-08-16سياسي

حال و هوای آزادی 1000 اسیر ایرانی در یک روز


سوت پایان آمارگیری زده شد.

برای آخرین بار داخل آسایشگاه هایمان شدیم.

فرصت استراحت نبود.

این آخرین لحظه های با هم بودن و در بند بودنِ گرامی بود.

- آن شب تا صبح بیشتر بچه ها بیدار ماندند.

به نقل از ایسنا، حجت الاسلام علی علیدوست (قزوینی) از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است.

او درباره روزهای پایانی اسارت و بازگشت اسرا در خاطره ای روایت کند: صدایی در محوطه اردوگاه به گوش رسید.

بلندگوها اخبار رادیو تلویزیون عراق را همزمان پخش می کردند.

گوینده می گفت: سنزیع علیکم بعد قلیل بیاناً مهما من قیاده قاعده القوات المسلحه.

( تا لحظات دیگر پیام مهمی از طرف سیدالرییس صدام حسین پخش خواهد شد.

) فکر و ذهنم درگیر این پرسش شد که چه پیام مهمی می توانست باشد.

افکار آزاردهنده به مغزم هجوم می آورد و نگرانم می کرد.

نکند دوباره حمله ای شده و قرارداد صلح نقض شده باشد! نکند در ایران اتفاق شومی رخ داده و صدام از شوق و ذوقش بیانیه صادر می کند! نکند برایمان نقشه جدیدی کشیده باشند! خلاصه گوینده همه را جان به لب کرد تا سرانجام بعد از کلی مقدمه چینی شروع به خواندن بیانیه کرد.

من کنار پنجره ایستاده بودم گوشم به شنیدن صدا و چشمم به آسمان بود و چیزی نمی دیدم جز کلمات صدای گوینده.

گروه سرود اسرا برای آزادی آماده شد در این نامه صدام حسین ضمن پذیرفتن قرارداد الجزایر و بازگشتن به مرزهای بین المللی اعلام کرده بود که برای نشان دادن حسن نیت خود از تاریخ 26 مرداد 1369 به طور یک جانبه، 1000 نفر از اسرای ایران را آزاد خواهد کرد.

به آقای رنجبر گفتم: به وطن برمی گردیم؛ دیگر لازم نیست برای هفته دفاع مقدس برنامه ریزی کنیم.

ندایی در دلم فریاد می کشید، برمی گردیم، برمی گردیم، به خانه مان برمی گردیم.

به رنجبر گفتم: به سرعت برو مسئول سرود را پیدا کن.

باید چند سرود تمرین کنیم و آماده داشته باشیم.

اوضاع اردوگاه ناگهان بهم ریخت.

صدای شادی بچه ها، صدای شکرگزاری ها، صدای درآغوش کشیدن ها و گریه کردن ها، صدای گفتوگوهای شاد، نشانی دادن ها، نشانی گرفتن ها و صداهای خوب و دلنشین، صدای تکاپوی زندگی، حس قوی حیات در همه جا به گوش می رسید.

زیدالله نوری را پیدا کردم.

گفتم: از سرودهایی که تا به حال اجرا شده چند تا از بهترین ها را تمرین کنید.

تا وقتی رسیدیم ایران اگر لازم شد اجرا کنیم.

نوری با شوروحرارت گروهش را جمع وجور کرد و به طرف حمام رفتند تا تمرین را شروع کنند.

برخی ها باور نداشتند آزاد می شویم تمام لحظه های آن روز خاطره ای به یادماندنی در ذهن همه ما برجا گذاشت.

سوت پایان آمارگیری زده شد.

برای آخرین بار داخل آسایشگاه هایمان شدیم.

فرصت استراحت نبود.

این آخرین لحظه های با هم بودن و در بند بودنِ گرامی بود.

آن شب تا صبح بیشتر بچه ها بیدار ماندند.

همه مشغول گفتوگو بودند.

البته گاهی این ظن به قلبمان نیش می زد که نکند همه این ها نمایشی از جانب عراقی ها است.

نکند خورشید طلوع کند و ما متوجه شویم همه چیز خدعه ای برای شکستن ما بوده است.

چنین اتفاقاتی سابقه داشت.

بعضی ها واقعاً باور نکرده بودند.

برای همین خوابیدند.

کمکم نزدیک اذان صبح شد.

آخرین نماز صبح و آخرین راز و نیاز گفتن هایمان در آسایشگاه در سکوتی سنگین گذشت؛ شاید با مروری بر خاطرات سال ها رنج اسارت.

برای بازگشت به کشور از ما رضایت گرفتند ساعت 8 صبح درها باز شد.

همه با شور و شوق، لباس پوشیده و حاضر برای آمارگیری رفتیم.

بعد از تقسیم صبحانه، حدود ساعت 9 و نیم، بلندگوهای اردوگاه روشن شد و اعلام کردند هیأت صلیب سرخ وارد اردوگاه شده است تا مقدمات اعزام 1000 نفر از اسرا به ایران را آماده کنند.

ضمناً مترجم های زبان عربی و انگلیسی را هم احضار کردند.

نام و شماره این 1000 نفر خوانده شد تا بروند و فرم رضایتنامه بازگشت به ایران را امضا کنند.

از همه درخواست کردند برای بهتر پیش رفتن کارها با مسئولان همکاری کنند.

بعد از پخش این خبر، رسیدن لحظه آزادی حقیقتی جدی و انکارناپذیر به نظرمان رسید.

آن واقعه ای که سالها در انتظار رسیدنش حسرت کشیده بودیم، رویا ساخته بودیم و ناامید شده بودیم، اکنون به صورت واقعیتی دست یافتنی در برابرمان خودنمایی می کرد.

افسوس که دوربین نداشتیم! برخلاف دفعه قبل که با شنیدن خبر رفتن، فریاد شور و شوق فضای اردوگاه را پر کرد، این بار ناگهان ناله و گریه اسرا از جدایی یکدیگر در فضای اردوگاه طنین انداخت.

هیچ حواسمان نبود که رسیدن به آزادی یعنی جدا شدن از یکدیگر و این بار ناگهان با این حقیقت تلخ روبهرو شدیم؛ دیگر همدیگر را نداشتیم؛ باید از یکدیگر جدا می شدیم؛ باید با دوستانی که از برادر به هم نزدیکتر و مهربان بودیم خداحافظی می کردیم.

با دوستانی که سال ها کنار هم رنج کشیده بودیم.

بر زخم های حاصل از شلاق و شکنجه یکدیگر مرهم گذاشته بودیم، با هم و برای هم گریه کرده بودیم.

کنار هم خندیده بودیم، نقشه ها کشیده بودیم، یاد گرفته بودیم و زیر سقف کوتاه اسارت، شب ها و روزهای زیادی نفس کشیده بودیم.

بچه ها همدیگر را در آغوش گرفتند و گریه سردادند.

روز عجیبی بود! صد افسوس که دوربین نداشتیم تا آن لحظه های ناب را ثبت و ضبط کنیم؛ آن هنگامه اشک و آه واقعاً ثبت کردنی بود.

از بلندگوها اعلام کردند که افراد به نوبت و به ترتیب شماره بروند و فرم مربوط به آزادی خود را امضا کنند.

از هر اسیر می پرسیدند آیا حاضر است به ایران برگردد؟ چه پرسش تلخ و احمقانه ای! انگار از کسی بپرسند می خواهی زنده بمانی؟! و البته بچه ها با لبخند پاسخ مثبت می دادند.

جمله ای خنده دار در اسارت به ما دستور دادند اصلاح کنیم و بعد وسایلمان را جمع کنیم، لباس نو بپوشیم و آماده باشیم.

از جمله وسایلتان را جمع کنید خنده ام گرفته بود! کدام وسایل؟! آلبوم عکسی که جلد آن از مقوای پودر لباسشویی و برگه های نایلونیاش از پلاستیک های کهنه درست شده بود، چند نامه ای که از ایران برایم رسیده بود، یک مهر کربلا یادگاری اولین سفر کربلا، یک جانماز دوخته شده از پارچه دامن دشداشه، یک جلد نهج البلاغه تمام وسایلی بود که با خود برداشتم.

چند تا دفتر هم داشتم که برای جمع آوری اطلاعاتشان زحمت زیادی کشیده بودم .

متأسفانه آنها را با خودم نیاوردم و ساله است بر این خطای خود تأسف می خورم.

خبری از پول ها نبود اعلام کردند هر کس امانتی نزد عراقی ها دارد برای پس گرفتنش بیاید.

در ابتدای ورود به اردوگاه مقداری از وسایل شخصی بچه ها را گرفته بودند.

من هم 600 تومان پول همراهم بود که تحویل داده بودم.

برای گرفتنش رفتم.

صفی تشکیل شده بود.

من هم داخل صف ایستادم.

نوبتم که شد فهمیدم رفتنم بیهوده بوده است.

خبری از پول ها نبود.

خیلی ها مثل من دست خالی برگشتند.

به طرف در خروجی رفتیم.

عراقی ها به صف ایستاده بودند.

تا روز آخر هم دست از وحشیگری و آزار دادن بچه ها برنداشته بودند.

در همان روز آخر چند نفر را کتک زدند.

آنها برای بدرقه ما جمع شده بودند.

بعضی هایشان می خندیدند و دست تکان می دادند.

شاید از این که از چنان وظیفه ای خلاص می شدند خوشحال بودند.

هراس از نگاه مِی خوار سربازی که سرهنگ شده بود چشمم به سرهنگی افتاد.

همانطور که در حال گذشتن از مقابل او بودم به یاد گذشته افتادم.

او یکی از همان سربازهایی بود که بارها باعث آزار من و بچه ها شده بود؛ کسی که حالا یک سرهنگ بود نه یک سرباز ساده.

یکی از همان ها که هیچوقت باور نکرده بود من به قول خودشان رییس محکمه نیستم.

با اشاره مرا نگه داشت و چشم در چشمم دوخت.

نگاه مِی خوارش برای لحظه ای مرا ترساند.

نکند مرا از جمع بیرون بکشد و نگه ام دارد! هول و ولایی دلم را آشوب کرد.

نمی دانستم در چنین لحظه ای چه واکنشی نشان بدهم بهتر است، آیا مثل سابق چشم به زمین بدوزم یا مسیرم را عوض کنم و به روی خود نیاورم.

ما هنوز در سرزمین دشمن بودیم و هر اتفاقی ممکن بود رخ بدهد.

در یک آن تصمیم خود را گرفتم.

در دل توسلی غریب وار به حضرت اباعبدالله الحسین جستم و از سرورم پناه خواستم.

ناگهان نوری در قلبم روشن شد و همه وجودم را در خود گرفت و گرم کرد.

سرم را بالا گرفتم و مستقیم به چشمه ایش زل زدم.

حس کردم اقتدارش ذوب شد و پس نشست.

در واپسین لحظه، دهان پلیدش به نیشخندی از هم باز شد و چیزی گفت؛ نه مثل همیشه با صدای فریاد، بلکه با زمزمه ای نامفهوم به فارسی کج و کولهای گفت: خداحافظ آقای رییس! خشم فروخورده در کلامش را به خوبی حس کردم.

یک دست لباس نو تحویلمان دادند این بار بدون چشم بند و دست بند، سوار اتوبوس شدیم و بدون آنکه ناچار شویم سرمان را پایین نگه داریم، خیابان ها و مناظر بیرون را نگاه کردیم.

قطار موصل به بغداد از نوع قطارهای اتوبوسی بود.

یاد روزهایی افتادم که ما را با آن قطارهای ملقب به حیوان تور جابه جا می کردند.

واگن هایی پر از بوی پشگل و پهن، سرد و تاریک.

این قطارها نسبتاً تمیز بودند.

پنجره هایش هم باز بود و ما هم آزادانه و بدون چشم بند می توانستیم در راهرو قطار قدم بزنیم و با هم گفتوگو کنیم.

قطار بدون توقف به طرف بغداد رفت.

نماز مغرب و عشاء را در حال حرکت در قطار خواندیم.

برای شام ساندویچ نان و چیزی شبیه کتلت دادند و گفتند لباس های زرد اسارت را که علامت PW بر روی آن بود، تحویل بدهیم و به هر کدام یک دست لباس و کفش نو تحویل دادند.

لباس های زرد را تحویل دادیم.

ارزانی خودشان! روز اول که مجبور به پوشیدن این لباس های چندش آور شدیم انگار روی تنمان سنگینی می کرد.

حالا که فکر می کنم می بینم بد نبود اگر آن لباس های زردرنگ را به عنوان یادگاری از آن روزها نگه می داشتیم.

سپیده سحر به بغداد رسیدیم و نماز صبح را همان جا با تیمم خواندیم.

سوار اتوبوس هایی که از قبل آماده ایستاده بودند شدیم و به سمت مرز حرکت کردیم.

هیچ کدام از بغداد خاطره خوشی نداشتیم.

بازجویی های مأموران بیرحم استخبارات، سالنهای پیچ در پیچ وزارت دفاع و کتک ها، عبور خفت بار از میان شهر و تحقیر شدن توسط مردمی نادان.

عجیب اینجا بود که باز هم اهالی بغداد در صف هایی تا خارج از شهر ایستاده بودند ولی این بار خبری از آب دهان انداختن و لنگه کفش و میوه گندیده پرت کردن نبود.

بلکه با اشاره های محبت آمیز ما را بدرقه می کردند.

چه اتفاقی رخ داده بود، اینها مگر همان مردم نبودند؟ شاید آنها هم از جنگ هشت ساله به ستوه آمده بودند.

شاید عزیز اسیری در ایران داشتند که چشم انتظار بازگشتش بودند به این امید که رفتن ما بازگشت آنها را سرعت می بخشد.

تا مرز خسروی راه زیادی مانده بود و ما تازه اول راه بودیم.

با آنکه آزادی را در دو قدمی خود می دیدیم ولی ناامیدی ها و فریب های پی درپی عراقی ها باعث شده بود هنوز هراس نرسیدن به مرز یا برگشتن به اردوگاه به قلبمان چنگ بزند.

کاروان اتوبوس های 1000 اسیر به سمت مرز راه می سپرد.

از خورد و خوراکی خبری نبود.

کسی هم به فکر خوردن نبود.

تشویش، مجالی برای گرسنگی نمی گذاشت.

سرانجام حدود ساعت 11 صبح به مرز رسیدیم.

به نقل از ایسنا، انتشارات پیام آزادگان کتاب خداحافظ آقای رییس را در قطع رقعی، با شمارگان یک هزار نسخه، 316 صفحه، مصور و به بهای 15 هزار و 200 تومان روانه بازار نشر کرده است.

این اثر نوشته سهیلا عبدالحسینی است که به خاطرات حجت الاسلام والمسلمین آزاده علی علیدوست (قزوینی) می پردازد.


کلید واژه ها: ایران - آزاد - دفاع مقدس - قرارداد - هفته دفاع مقدس - روزهای پایانی - بیانیه - صدام - نشان - به یادماندنی - برنامه ریزی - آزادی - بین المللی - نامه - شروع - لحظه - نوری - پیام - مقدس - تلویزیون - استراحت - آزادگان - الجزایر - بهترین - برنامه - ایرانی - آسمان - تاریخ - درگیر - رادیو

آخرین اخبار سرویس:
دیدار دریادار خانزادی با فرماندهان نیروهای دریایی چین و روسیه

هلاکت نماینده اسراییل و عربستان در حمله موشکی اخیر سپاه در خاک عراق

من شرمنده این همه شهید هستم

کارنامه موفق حجت الاسلام شهیدی آرامش را به جامعه ایثارگری هدیه کرد

سوژه جدید کری پرسپولیسی ها پس از اعلام رای عجیب پرونده شکایت رحمتی از میناوند !

مدیریت تحول در حوزه حضور جهادی همگان را طلب می کند/ تشکیل قرارگاه های هفت گانه در حوزه خراسان

حرم حضرت معصومه(س) مهم ترین نماد شهر مقدس قم است

روحانی:جوان ها باید مدیریت ها را برعهده بگیرند

در اتاق خنک بخوابید!

استاندار جدید همدان: توجه به معیشت و اشتغال در اولویت است

دادستان عمومی و انقلاب بجنورد خبر داد دستگیری معاون آموزش وپرورش مانه وسملقان/ تشکیل پرونده تخلف 5 میلیارد ریالی

یک مدیر آموزش و پرورش در خراسان شمالی بازداشت شد

شهردار جوانرود بازداشت شد

شماره جدید «خط حزب الله» منتشر شد

روحانی:جوان ها باید مدیریت ها را برعهده بگیرند

امور شهری تالش با شهرداری معزول اما قانونی اداره می شود/ تالش شهر دوشهرداره!

دستگیری معاون آموزش وپرورش مانه وسملقان/ تشکیل پرونده تخلف 5 میلیارد ریالی

 اسدی نسب: تفسیر المیزان می تواند در همه علوم ارزشی منبع غنی و مفید باشد

گزارش فارس از اتفاقی نادر در استان گیلان امور شهری تالش با شهرداری معزول اما قانونی اداره می شود/ تالش شهر دوشهرداره!

واکنش ها به اظهارات ظریف درباره پولشویی/ اعدام سلطان سکه/ انتخاب استانداران همدان، کرمان، سیستان و بلوچستان و زنجان/ 5 دلیل برای شکست تحریم های آمریکا علیه ایران/ برگزاری اولین جلسه شورای عالی سیاست گذاری

درخواست نماینده مجلس ترکیه برای تجدیدنظر در روابط با رژیم صهیونیستی

آیت الله جوادی آملی: بیراهه رفته ها به مسیر شهدا بازگردند/ بگیر و ببند آخرین گزینه باشد

سیاه نمایی خدمات نظام بزرگترین گناه است

ضرورت ایجاد گمرک فرهنگی برای عرضه دستاورهای معرفتی کشور

مراسم بزرگداشت مرحوم علامه محمدتقی جعفری

برگزاری مراسم میلاد پیامبر(ص) در صنعاء یمن

دکتر حسابی اصلا استاد خوبی نبود جزوه اش هم پر از غلط بود!

وزیر علوم: دانشگاه تربیت مدرس به سوریه می رود

آخرین سیگار وحید مظلومین / او گرانترین سیگار را می کشید ! + عکس و گفت و گو

سیاه نمایی خدمات نظام بزرگترین گناه است

یک مدیر آموزش و پرورش در خراسان شمالی بازداشت شد

استاد هژار به بالاترین درجه علمی و ادبی دست یافت

همایش بزرگداشت علامه جعفری

محسن عطایی همایش بزرگداشت علامه جعفری

آیت الله جوادی آملی: مردم «عمل» می خواهند نه «قول بی عمل»/ بگیر و ببند آخرین گزینه باشد

رییس جمهور: بزرگداشت نام و یاد علامه محمد تقی جعفری نکوداشت مقام دانش، فضیلت و اخلاق است

برگزاری همایش ملی المیزان و علوم انسانی اسلامی در قم

وحدت لازمه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن است

فرهنگ مهدویت یعنی تحقق قسط و عدالت در جهان/ بایسته‎های رسانه‎ای در طراحی جامعه منتظر

نیت واقفان پس از انقلاب به روزرسانی شد

خط حزب الله 159 | نظریه مقاومت را تبلیغ کنید

نماینده اسراییل و عربستان در حمله موشکی اخیر سپاه به هلاکت رسید

چرا قرآن بعضی زنده ها را مرده می داند؟

بعد از ظهور منجی همه بشریت خدا را به یک نام یاد خواهند کرد

نیلی از دستیاری رییس جمهوری در امور اقتصادی استعفا کرد

شهردار جوانرود بازداشت شد

وحدت لازمه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن است

مردم گیلان 440 میلیارد ریال به امام زاده ها کمک کرده اند

موزه وقف در امامزاده عبدالله(ع) همدان افتتاح شد

عارف رییس، موسوی لاری نائب رییس شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان باقی ماند

«عارف» برای سومین بار رییس شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان شد/ موسوی لاری نائب رییس

عارف رییس شورای عالی اصلاح طلبان باقی ماند

ناوگروه نیروی دریایی ارتش ایران بزودی عازم ایتالیا می شود

تکذیبِ تجاوز در مهدکودک ولنجک

شأن وکیل مانند قاضی است/ کانون های وکلا، وکیل های متخلف را مورد برخورد قانونی قرار دهند

عارف دوباره رییس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان شد

قاضی توصیه پذیر به درد جامعه اسلامی نمی خورد/ وکلا در فرهنگ سازی و موضوعات بین المللی موضع گیری داشته باشند

نگرانی ها از خطر شکست امریکا در جنگ با روسیه

صبح امروز شهردار جوانرود بازداشت شد

معاون آموزش و پرورش مانه و سملقان بازداشت شد

آیت الله جوادی آملی: بیراهه رفته ها به مسیر شهدا بازگردند

400 اثر به جشنواره رسانه ای ابوذر ارسال شد

از هر ده نفری که از کشور خارج می شوند تنها 2 نفر خواهان بازگشت به ایران هستند

ضرورت کاربردی و تقاضامحور بودن پژوهش ها

اعتقادی به بستن دهان ها نداریم / هیچکس نمی تواند مجلس را تخریب کند

از دعوت نماینده ولی فقیه به اهدای کتاب تا تجلیل دستگاه های برتر برپادارنده نماز

سوژه جدید کری پرسپولیسی ها پس از اعلام رای عجیب پرونده شکایت رحمتی از میناوند !

اجرای طرح پیوند آسمانی در همدان

کتاب «شادی و نشاط در اسلام» در بوته نقد

حماسه سرتیپ لطفی و یارانش در چزابه

رخ دادهای بزرگی به برکت حضور حضرت معصومه(س) در قم رقم زده شده است

نام گذاری سالروز ورود حضرت معصومه(س) با عنوان «روز قم»

سر رباتیک که حالات چهره افراد را تشخیص می دهد + تصاویر

تلاش دشمن برای ضربه زدن به امنیت کشور

روحانی:جوان ها باید مدیریت ها را برعهده بگیرند

آیا جهانگیری از دولت ایران می رود؟

زمینه فعالیت کولبران در ایلام باید فراهم شود

همایش یاوران وقف و رسانه در ارومیه

زمینه فعالیت کولبران در ایلام باید فراهم شود

کارگروه اصلاح آیین نامه شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان تشکیل شد

حاشیه های یک انتصاب در استان فارس/ شمارش معکوس برای خداحافظی آقای مدیرکل

فارس گزارش می دهد حاشیه های یک انتصاب در استان فارس/ شمارش معکوس برای خداحافظی آقای مدیرکل

اعضای سازمان جوانان جمعیت هلال احمر آستارا افزایش یافت

وزیر اطلاعات درگذشت حجت الاسلام جان نثاری را تسلیت گفت

انتصاب اعضای هیات عامل صندوق نوآوری و شکوفایی

حمله تند سخنگوی پایداری به ظریف: باید بازخواست شود!/ دیگران چه فکری می کنند؟

نمایشگاه موترهای کم یاب در خانه مرکزی هنرمندان شهر مسکو

فرامرزیان در گفت وگو با فارس: کارگروه اصلاح آیین نامه شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان تشکیل شد

شمارش معکوس برای خداحافظی آقای مدیرکل آغاز شد افشاگری فارس از پشت پرده یک انتصاب پرحاشیه

عارف رییس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان باقی ماند/ آیین نامه و ساختار شورا تغییر می کند

از هر 10 نفری که از کشور خارج می شوند تنها 2 نفر خواهان بازگشت هستند

عارف رییس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان شد

وکلا فعالانه در امر قانون گذاری مشارکت کنند/ باید از استقلال نهاد وکالت دفاع کنیم

تشکیل مرکز گردشگری جهانی در همدان

اعلام جزییات بسته پیشنهادی مجلس برای مقابله با تحریم ها

پیام رییس جدید جامعه المصطفی به سمینار بین المللی روانشناسی اسلامی

برگزاری پنجمین دور گفت وگوی دینی اسلام و مسیحیت

عارف رییس، موسوی لاری نائب رییس شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان باقی ماند

دانلود آهنگ جدید مهدی یراحی بنام سرسام

دانلود آهنگ جدید مهدی جانان بنام حواست نیست

حال و هوای آزادی 1000 اسیر ایرانی در یک روز

حال و هوای آزادی 1000 اسیر ایرانی در یک روز