مطالب مرتبط:
خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود
گروهک کومله پیکر بی جان همسرم را کنار جاده رها کرده بود
گروهک کومله پیکر بی جان همسرم را کنار جاده رها کرده بود
تنها دوماه از سربازی پسرم گذشته بود که کومله او را به شهادت رساند
وزیر بهداشت: همه مشکلات را نباید گردن بیگانگان انداخت
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 25 مرداد 1397 ساعت 20:252018-08-16سياسي

خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود


از سپاه به خانه ما آمدند و عکس عباس را خواستند، به یاد صحبت های عباس، در آخرین دیدارمان افتادم.

بلافاصله گفتم: عباس شهید شده است؟ گفت: - در هفته های اخیر عناصر ضدانقلاب و معاندین با همراهی برخی مزدوران داخلی شان در فضای مجازی، پروژه تطهیر و مظلوم جلوه دادن، یک عنصر تروریستی به نام رامین حسین پناهی عضو گروهک تروریستی و تجزیه طلب کومله را کلید زده اند.

نام کومله را باید مترادف با داعش دانست؛ گروهکی تجزیه طلب و ضدایرانی که اعضایش در آدم کشی و جنایتکاری چیزی کمتر از داعشی ها نداشته و ندارند.

اعضای این گروهک در مقطعی بویژه در دهه 60 وحشیانه ترین جنایات را علیه مردم شمالغرب کشور مرتکب می شدند؛ از سربریدن تا شمع آجین کردن و سوزاندن.

بیشتر بخوانید: نگاهی گذرا به جنایت ها و شرارت های گروهک تروریستی و تجزیه طلب کومله، عمق دشمنی سرکردگان و عناصر این گروهک با مردم ایران و مردم انقلابی کردستان را عیان می کند.

در ذیل به گوشه ای از جنایت کومله ای ها یعنی همکاران رامین حسین پناهی اشاره شده است.

خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود شهید عباس وصال فروردین ماه 1333 در روستای تیکدر از توابع شهرستان کرمان در خانواده ای مذهبی و ساده زیست متولد شد.

پدرش کارگر معدن زغال سنگ و مادرش خانه دار بود.

آن ها دو برادر و چهار خواهر بودند.

عباس فرزند سوم خانواده بود.

او تحصیلاتش را تا مقطع ششم دبستان در روستا ادامه داد و به دلیل نبودن امکانات ادامه تحصیل در روستا، درس را رها کرد و به عنوان شاگرد در یک مغازه مکانیکی مشغول کار شد.

عباس در سال 1352 به خدمت سربازی رفت.

دوره آموزشی را در کرمان گذراند و خدمتش را در پادگان هوابُرد شیراز به پایان رساند.

پس از آن مدتی در معدن زغال سنگ زرند مشغول کار شد.

او در سال 1355 ازدواج کرد و ثمره ازدواجش یک دختر و یک پسر است.

با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت آن درآمد و سرانجام عباس وصال 22 شهریور 1359 حین درگیری با عناصر گروهک تروریستی کومله بر اثر اصابت ترکش به گردنش به شهادت رسید.

آنچه در ادامه می خوانید شرحی است بر گفت وگوی بنیاد هابیلیان با همسر شهید عباس وصال (زهرا وصال): ما با هم نسبت فامیلی داشتیم.

دخترعمو و پسرعمو بودیم.

ما در روستای خانوک زندگی می کردیم و عباس و خانواده اش در روستای تیکدر زندگی می کردند.

عید نوروز بود که آن ها برای عیددیدنی به خانه ما آمدند، وقتی رفتند، مدتی بعد عمویم، تنها برگشت و گفت: عباس به زهرا علاقه مند است.

آن زمان هر دو 16 ساله بودیم و پدرم به دلیل سن کم ما مخالفت کرد؛ اما آن ها چندین بار به خواستگاری آمدند تا اینکه پدرم راضی شد و ما نامزدم کنیم.

دو سال نامزد بودیم، بعد هم به خدمت سربازی رفت.

دو سال شیراز خدمت کرد، در این مدت یک بار با عمو و زن عمویم برای دیدن عباس به شیراز رفتم.

پس از اتمام خدمتش به تیکدر آمد و در معدن زغال سنگ زرد در قسمت زغال شویی مشغول کار شد.

حدودا یک سال ونیم کار کرد، سپس مراسم ازدواجمان را در روستا و به سبک سنتی برگزار کردیم.

عمویم در خانه خودش دو اتاق به ما داد و ما زندگی مشترکمان را در روستای تیکدر شروع کردیم.

چند ماه بعد برای ماه رمضان به خانه پدرم در خانوک رفتیم و تا پایان ماه رمضان آنجا ماندیم.

همین موضوع باعث شد عباس از روستای خانوک خوشش بیاید و برای ادامه زندگی راهی آنجا شویم.

اوایل در خانه استیجاری زندگی می کردیم تا اینکه به مرور شروع به ساخت خانه کردیم.

سه اتاق درست کردیم و به خانه خودمان رفتیم.

بحبوحه شروع فعالیت های انقلابی، عباس نیز به توده انقلابی مردم پیوست.

خیلی فعال بود.

عکس و اعلامیه امام خمینی (ره) را پخش می کرد.

در راهپیمایی ها شرکت داشت.

روزی که عمّال شاه، مسجد جامع کرمان را به آتش کشیدند، او به خاطر نجات دادن جان و مال مردم مورد شکنجه قرار گرفت.

با پیروزی انقلاب و بازگشت امام (ره) به وطن، برای دیدن ایشان به تهران رفت.

پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرمان امام (ره) یک روز به خانه آمد و گفت که می خواهد به عضویت سپاه درآید.

من مخالفت کردم، گفتم: کارت در زغال شویی خوب است.

همین جا بمان! .

اما عباس آنقدر از سپاه برایم گفت: تا رضایت دادم به عضویت آن درآید.

با شروع درگیری های کردستان، گفت: باید برای ماموریت به آنجا برود.

همان زمان تشییع جنازه یکی از شهدای خانوک بود.

بعد از مراسم تشییع رو به قبله ایستاد، دست هایش را بلند کرد و گفت: خدایا! هر چه زودتر این سعادت را نصیب من کن.

با چند نفر از برادران سپاه به کردستان رفت و سه ماه آنجا بود.

در این مدت هیچ خبری از او نداشتم تا اینکه به مرخصی آمد.

برای بار دوم هم به کردستان رفت و به سلامت برگشت.

از شرایط سخت کردستان می گفت.

عباس لباس کردی می پوشید و در گروهک کومله نفوذ می کرد؛ حتی یک بار برای کشتن او 100 هزار تومان جایزه گذاشته بودند و همه جا اعلام کرده بودند: باید عباس وصال را جلوی پای عروس قربانی کنند.

یک بار هم که به حمام عمومی رفته بود، گروهک کومله قصد کشتن عباس را کرد که هم رزمانش به موقع به کمک او آمدند.

آخرین دیدار بار سوم که آمد، رفتارش متفاوت شده بود.

به من گفت: به خانه پدرم در تیکدر برویم.

چند روز آنجا بودیم.

یک روز گفت: مطلب مهمی است که باید به شما بگویم.

این بار سوم است که می خواهم به کردستان بروم.

از خدا شهادت را خواستم.

بعد هم یک عکس از خودش به من داد و گفت: اگر من شهید شوم، از برادران سپاه به خانه ما می آیند و عکس من را می خواهند.

تو این عکس را به آن ها بده.

من به او گفتم که ان شاءالله به سلامت برمی گردی.

در روستای تیکدر یک امام زاده است.

عباس با دوستش برای زیارت به آنجا رفته بود.

مکانی را در صحن امام زاده به دوستش نشان داده بود و گفت: من را اینجا به خاک بسپارید.

بعد هم برای خداحافظی به خانه خواهرش رفت.

از او خواست به سرش حنا بگذارد و رو به او گفت: مدتی دیگر سر من را در حالی که به خونم آغشته است، اینجا می آورند.

شرح حادثه ماموریتش در بانه تمام شده بود.

قرار بود به مرخصی بیاید.

یک روز شهید صیاد شیرازی که فرمانده ارتش بود، به محل استقرار آن ها رفت و در جلسه ای به آن ها گفت: قرار است فردا عملیاتی داشته باشیم.

از شما می خواهم که با برادران ارتش ادغام شوید و به ما در این عملیات کمک کنید.

عباس و هم رزمانش در جواب گفته بودند: ماموریت ما تمام شده و می خواهیم به کرمان برگردیم.

شهید صیاد حدود نیم ساعت برای آن ها صحبت کرده بود.

عباس تمام این مدت کنار او نشسته بود و با دقت به صحبت های شهید صیاد شیرازی گوش می داد.

در آخر صیاد شیرازی گفته بود: نگویید نمی آییم.

با هم مشورت کنید و بعد تصمیم بگیرید.

بعد از رفتن صیاد شیرازی، عباس رو به بچه ها گفت: ما به برادران ارتش کمک می کنیم.

صیاد شیرازی آدم بزرگی است، ندیدید با چه عظمتی از امام خمینی (ره) صحبت می کرد؟ ما برای کمک و دفاع به اینجا آمده ایم.

پس چند روز دیگر هم می مانیم و به برادران ارتشی کمک می کنیم.

با حرف های عباس همگی قانع شدند و این خبر را به صیاد شیرازی رساندند.

روز بعد حدود ساعت 2 بعدازظهر آن ها را با هلی کوپتر به پادگان سردشت بردند.

عباس ساکش را به سربازی که در پادگان سردشت خدمت می کرد و اهل روستای خانوک کرمان بود داد.

غروب خورشید دوباره با هلی کوپتر، آن ها را به محل عملیات بردند.

به خاطر تیراندازی ضدانقلاب هلی کوپتر نتوانسته بود فرود بیاید و آن ها مجبور شده بودند در ارتفاع دو متری از زمین روی درختان جنگل بپرند.

شب تا صبح صدای تیراندازی ضدانقلاب به گوش می رسید.

حدود ساعت 10 صبح، صیاد شیرازی به جمع آن ها پیوست و گفت: اینجا نه آبی است، نه غذایی.

ضدانقلاب هم در چند قدمی ما است.

راه برگشتی نداریم و امکاناتمان محدود است؛ اما باید از تمام توانمان استفاده کنیم و کوه را از وجود ضدانقلاب پاک کنیم.

کوه هفت شیار دارد و ما باید به هفت دسته تقسیم شویم و اینگونه عملیات را شروع کنیم.

عباس بیسیم چی یکی از گروه ها بود.

اسمش را یوسف گذاشته بودند.

هم رزم عباس می گفت: فردای آن روز، بعد از اقامه نماز صبح راه افتادیم.

از جاده عبور کردیم.

شصت متری ما یک پل بود.

از کنار پل عبور کردیم و چند دقیقه بعد پل منفجر شد.

خوشبختانه تلفاتی نداشتیم و به حرکتمان ادامه دادیم تا به کوه مورد نظر رسیدیم.

فشار زیادی روی ما بود.

اگر تکان می خوردیم دشمن ما را با تیر می زد.

گروه های دیگری موفق شدند از شیار ها عبور کنند؛ اما ما که در شیار وسط بودیم، در کمین ضدانقلاب گرفتار شدیم.

عباس با شهید صیاد تماس گرفت و وضعیت را گزارش داد.

بعد از مدتی از کمین رها شدیم.

حدود نیم ساعت از عباس بی خبر بودیم تا اینکه من، او را در حالی که خمپاره به گردنش اصابت کرده بود، دیدم.

خبر شهادت از سپاه به خانه ما آمدند و عکس عباس را خواستند، به یاد صحبت های عباس، در آخرین دیدارمان افتادم.

بلافاصله گفتم: عباس شهید شده است؟ گفت: نه! برای فیش حقوقی عباس آقا عکس را می خواهیم.

روز بعد من اخبار استان را گوش می کردم که اعلام کرد: فردا مراسم تشییع پیکر شهید عباس وصال در کرمان برگزار می شود.

زمان شهادت همسرم، دخترمان سه ساله و پسرمان هشت ماهه بود.

مراسم تشییع جنازه برای تشییع پیکرش، ما را به کرمان بردند.

مراسم با استقبال با شکوه مردم در کرمان و تیکدر برگزار شد.

عباس را در همان امام زاده ای که گفته بود، به خاک سپردیم.


کلید واژه ها: گروهک تروریستی - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی - روستا - خانواده - روستای - جنایت - انقلاب اسلامی - سپاه پاسداران - همسر - گردن - شهید - مردم - ازدواج - خانه - ادامه تحصیل - خدمت سربازی - کرمان - زندگی - تحصیل - ایران - خواستگاری - ساده زیست - داعش - دختر - سپاه - معدن - خانه دار - کردستان - سربریدن - آدم کشی

آخرین اخبار سرویس:
سخنان روحانی در نشست خبری مشترک با رییس جمهور عراق

یک محیط بان دیگر به اعدام محکوم شد

کنسرت گروه ضرب و فوت در روز جهانی ایدز

خودسازی و جامعه سازی مهم ترین رسالت منتظران ظهور است

از هرکس پیروی کنید امامتان همان فرد است/بصیرت به معنی واقع بینی است

روزگارما 1397/08/26

آمریکا برای سلطه برکشورها از هر جنایت و توطئه ای استفاده می کند

سرپرست برای شهرداری انتخاب نمی کنیم

جشن آغاز امامت امام عصر(عج) در مسجد مقدس جمکران

​زائری بر «صندلی قرمز» می نشیند

تست شخصیت اقتدارطلب؛ آیا یک فاشیست هستید؟!

اعلام وضعیت قرمز در صنعت قطعه سازی

برای دانستن و توانستن کتاب بخوانیم

تقدیر از برگزیدگان جشنواره ملی قرآن و عترت/تجلیل از رییس دفتر سابق نهاد رهبری در دانشگاه ها

سهم 40 درصدی زنان از اشتغال دولتی

تست مقاومت iPad Pro ناکام شد + ویدیو

آذری جهرمی: محکوم کردن اقدامات پیشینیان در هر دوره مدیریتی، فرهنگی ناپسند است

بازدید دادستان کل کشور ارمنستان از بازداشتگاه اوین

آخرین وضعیت زیرساخت ها و تاسیسات خدمات شهری

مواردی که عرق بدن، نماز را باطل می کند/ فتوای حضرت آیت الله سبحانی

حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی: سعودی ها در تمام زندگی خود جز شهوترانی و جنایت کاری نکرده اند

مسئول سازمان بسیج سازندگی کشور درگذشت امیرمحمد اژدری تسلیت گفت

تقسیم یک پست دولتی برای دو نفر!

اساس کار هلال احمر فعالیت های داوطلبانه است

بصیرت و آگاهی بخشی وظیفه روحانیون است

تشکیل خانه احزاب به گفتمان سازی ملی منجر می شود

تکلیف بیمارستان امام خمینی تا پایان هفته مشخص می شود

ویدئو/ دعوا و درگیری شدید در اورژانس بیمارستان شوش

امنیت کامل و توسعه عراق به نفع دو کشور و منطقه است

برهم صالح: زمان شکل گیری نظام منطقه ای تازه ای فرا رسیده است

اباذری و اعوانش بندبازی خطرناکی را شروع کرده اند (گفت وگو با رضا عظیمی، جامعه شناس)

فراکسیون زنان مجلس درگذشت رییس و معاون سازمان تامین اجتماعی را تسلیت گفت

ابتکار: 40 درصد کارمندان «زن» هستند

روزنامه پیام آشنا نوشت: مهریه، راه یا بیراهه

نشست کتاب خوان مدافعان حرم در اردکان برگزار شد

بصیرت و آگاهی بخشی وظیفه روحانیون است

نشست خبری فرمانده سپاه امام سجاد (ع)

بسیج جنگ روانی دشمن را بی اثر می کند

نماینده مجلس: قوانین طرح هادی نیازمند اصلاح است

مسئولان دادگستری زنجان با تمام وجود نقدپذیر هستند

از نگاه پرس تی وی: واکاوی علل پیروزی دموکرات ها

نماینده مجلس: قوانین طرح هادی نیازمند اصلاح است

بسیج جنگ روانی دشمن را بی اثر می کند

آغاز امامت حضرت مهدی موعود (عج)

از عمل زیبایی فواحش مرتبط با برادران و پسران صدام تا آرزوی پزشک شدن او

نرخ تجهیزات پزشکی نباید خودسرانه افزایش یابد؛ بیماران نباید دغدغه تامین دارو و تجهیزات را داشته باشند

کوتاهی دستگاه ها در بازماندگی از تحصیل کودکان به دلیل فقر قابل پیگرد قانونی است

برگزاری همایش بین المللی سیره علوی

سازهای ناکوک

2 مدیر دیگر در جمع بازنشسته ها استان فارس

عبدالرحمن تاج الدین در گلستان شهدای اصفهان به خاک سپرده شد

ابتکار: 40 درصد کارمندان «زن» هستند

فراکسیون زنان مجلس درگذشت مدیرعامل و معاون سازمان تامین اجتماعی را تسلیت گفت

سند تحول بنیادین تحقق می یابد اگر...

زمان شکل گیری نظام منطقه ای تازه ای فرا رسیده است

ابهامات در شیوه ها و روش های اجرایی برخی قوانین را معطل و ناکام می گذارد

می توانیم در آینده نزدیک روابط اقتصادی با عراق را به 20 میلیارد دلار برسانیم

دلار در کانال 11 هزار تومان

شرط کشت برنج در استان ها

با وجود اظهارات سردار کمالی؛ قدوس تا پایان سال 97 نمی تواند به ایران سفر کند

خواننده مشهور راک آلبوم «مرد عنکبوتی» را به صحنه می برد

دولت امروز نیاز به جلب مشارکت مردم و اعتمادسازی دوباره دارد

پهپاد نظامی امریکا موشک ها را فریب می دهد

نابرابری حقوق معلمین وسایر کارمندان رفع خواهدشد؟

استخدام کارمند اداری در شرکت بین المللی ماکسیم در تهران

سطح معیشت امام عصر(عج) پس از ظهور و استقرار حکومت

استخدام کارشناس پرستاری

استخدام پرستار

استخدام کارشناسIT

استخدام کمک آشپز

استخدام آشپز

استخدام آشپز فرنگی

استخدام سرآشپز

استخدام مهندس معماری

استخدام فروشنده

قهر یا غیبت؛ چرا برخی احزاب اصلاح طلب به جلسه شورای سیاست گذاری نرفتند؟

نشست خبری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

با عزمی راسخ پیگیر مطالبات کارگران خواهم بود

برنامه پژوهشی موسیقی معاصر با محوریت ویولن

حضور خادمان مسجد جمکران در جمع مردم سمنان + فیلم

گرامیداشت سالروز آغاز امامت امام زمان در زاهدان

برگزاری دوره سنگ نوردی در چهارمحال وبختیاری

استفاده از مدیران غیربومی باید به حداقل برسد

معاونت عمرانی استانداری مازندران صاحب سرپرست شد

کتاب پله ترقی و حلقه وصل انسان ها است

بسته حمایتی دولت جامعه هدف مشخصی ندارد؛ دولت در این مورد به مجلس پاسخ نداد

تجلیل از کانون های برتر فرهنگی قرآنی در بوشهر

مشکل ریزگرد ها باید با همکاری حل شود

ضرورت بزرگداشت 9 ربیع برای شناساندن امام عصر(عج) به جهانیان/ بیعت با حضرت مهدی(عج) به زندگی جهت می دهد

نباید اجازه دهیم تحریم، سامان مرزها را به هم بزند

تغییر چند باره زمان برپایی بیست و چهارمین همایش تجلیل از خادمان قرآن

واکنش اوقاف الجزایر به مروجان تحریم جشن میلاد نبوی

شیلات سازمان دارد، خانواده همچنان بی متولی است

بازگشت نماینده ایران از مسابقات بین المللی قرآن دبی

نماهنگ/ «بانگ انتظار» از گروه هم نوایی الغدیر تهران

صوت/ چشم انتظار واقعی

برگزاری دوره تخصصی «تربیت داور عمومی رشته های قرآنی» در کرمانشاه

برگزاری مسابقه کتابخوانی «چادرهای سوخته» در البرز

نشست علمی «مقصود از لوازم عامه در برهان های آنی» برگزار می شود

خدادادی: تنها در یک دستگاه 2500 بازنشسته وجود دارد

خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود

خمپاره کومله به گردن همسرم اصابت کرده بود