مطالب مرتبط:
مجتبی مسکار در گفت وگو با فارس: روایت خواندنی از مُهر امام رضا در قلب عراق تا تیر خلاص و سربازان هیتلر!
روایت خواندنی از مُهر امام رضا در قلب عراق تا تیر خلاص و سربازان هیتلر!
ازدواج حضرت زهرا(س) به روایت امام رضا(ع)
امام رضا(ع) به روایت اهل سنت
روایت خبرنگار صداوسیما از حال و هوای مشهد مقدس در سالروز میلاد امام رضا ع
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 23 مرداد 1397 ساعت 19:552018-08-14سياسي

روایت خواندنی از مُهر امام رضا در قلب عراق


افسر عراقی مهر را از دستم گرفت، نگاه به کلمه مشهد که روی مهر نوشته شده بود انداخت و چند بار گفت: امام رضا، مشهد .

با اشاره به من گفت: به من می دهی؟ - شنیده بودیم جبهه، دانشگاه بود ولی وقتی پای صحبت های برادر آزاده، مجتبی مسکار نشستیم، دیدیم بر و بچه های رزمنده ای که به اسارت دشمن درآمده اند، فضای دانشگاهی جبهه را به اردوگاه های دشمن نیز انتقال داده اند تا کمپ های اسارت را همانند جبهه، دانشگاه کنند، آنچه در پی می آید قسمتی از صحبت ها و خاطرات آزاده سرفراز مجتبی مسکار است که خواندن آن ما را به گوشه ای از رگه های فکری فرزندان خمینی(ره) در دهه 60 رهنمون می سازد.

**: آقای مسکار! در کدام عملیات به اسارت دشمن درآمدید و نحوه اسارت تان چگونه بود؟ در عملیات قدس یک بود که در منطقه هورالعظیم این اتفاق افتاد، من از نظر نظامی نمی دانم اهمیت آن عملیات چه بود ولی آن طور که خودم متوجه شدم انگار می بایست سنگری از عراقی ها را در ادامه عملیات فتح می کردیم، تا عراقی ها نتوانند از آن منطقه نیروهای ما را مورد حمله قرار دهند.

از نحوه حرکت دیگر نیروها خبر ندارم ولی گروه ما متشکل از سه تا بلم بود که دو تا بلم اول، کل نیروهایش شهید شدند، بعد از شهادت بچه ها، ما که سه نفر بودیم گم شدیم، خسته و سرگردان از این طرف به آن طرف می رفتیم، نای پارو زدن نداشتیم، به پیشنهاد یکی از بچه ها رفتیم داخل نیزار تا کمی استراحت کنیم، دوست مان کاظم تبار مجروح بود، وقتی از خواب پا شدیم نزدیک صبح بود، نماز را با همان وضعیت و شرایط خواندیم، بعد از نماز حرکت کردیم، هنوز هوا تاریک بود و ما نمی دانستیم داریم به کجا می رویم، به نظرم ساعت 5 صبح بود که صدای قایق موتوری ای ما را به خود آورد، منتظر ماندیم تا به ما نزدیک شوند، وقتی به ما رسیدند، معطل نکردند، سریع به سمت ما آتش گشودند، ما بدون اسلحه بودیم، مجبور شدیم دست های مان را بالا ببریم، ما را سوار قایق شان کردند، خودشان هم 8 نفر بودند.

**: برخوردشان چگونه بود؟ چرا دروغ بگویم، برخوردشان خوب بود، به طوری که ما ابتدا خیال کردیم مجاهدین عراقی هستند، جالب اینکه وقتی به خط آنها رسیدیم، از فرط خستگی خواب مان برد، موقع ظهر بود که از خواب پا شدیم، نمی دانستیم چه کار کنیم، به یک عراقی گفتم می خواهم به دستشویی بروم، یک سرباز را دستور دادند از من محافظت کند، من رفتم لب آب آستینم را بالا زدم، عراقی وقتی فهمید می خواهم نماز بخوانم، برخوردش با من بهتر شد.

بعد از وضو دست گذاشتم داخل جیبم و مهری را که شب عملیات به ما دادند را درآوردم، خیس بود، عراقی چشم هایش را درآورده بود و مرا نگاه می کرد، وقتی متوجه شد مهرم خیس است، به خورشید اشاره کرد و گفت: شمس، شمس، متوجه شدم که می گوید بگذار جلوی خورشید، مهر را از دستم گرفت، نگاه به کلمه مشهد که روی مهر نوشته شده بود انداخت و چند بار گفت: امام رضا، مشهد .

با اشاره به من گفت: به من می دهی؟ گفتم: مشکلی نیست، بگیر .

ذوق کرد، سریع رفت و یک مهر برایم آورد، مهر کربلا بود، منم خوشحال شدم.

**: نمی دانید چرا با شما خوش رفتاری می کردند؟ دقیق نه! ولی حدس می زنم به خاطر شیعه بودن شان بوده باشد، به طور کلی نیروهای خط مقدم آنها را شیعیان تشکیل می دادند، چون وقتی از خط مقدم ما را به عقب آوردند، برخوردهای شان تغییر کرد، به خصوص بعثی ها، برخورد بدی با ما داشتند، البته احتمال این را هم می دهم که شاید می خواستند این گونه دل مان را به دست بیاورند، چون غروب همان روز به تعداد آنها اضافه شد، 100 نفری شدند، چند قایق هم آوردند، یکی از قایق ها اتاقک داشت، ما را سوار آن قایق اتاقک دار کردند، دو بالگرد هم به جمع آنها اضافه شد، تازه فهمیدم قصد پاتک را دارند.

دست هر سه نفر ما را بسته بودند، بالگردها جلوتر از قایق ها حرکت می کردند، از بالا به سمت مواضع نیروهای ما شلیک می کردند، انگار داشتند برای قایق ها راه باز می کردند، همه عراقی ها داخل قایق سرشان را پایین آورده بودند، من سرم را بالا آوردم تا ببینم جلو چه خبر است، یک عراقی مرا پایین کشید و گفت: سرت را بیاور پایین! من گفتم: من از مرگ نمی ترسم .

**: به فارسی گفتید یا عربی؟ به عربی، البته اشتباه گفتم، من وقتی اسیر شدم دانشجوی تربیت معلم بودم، برای همین تا حدودی می توانستم خواسته ها و منظورم را دست و پا شکسته به آنها بفهمانم، البته زبان عربی آنها محلی است ولی آنها هم آن طور نبود عربی فصیح را ندانند، تو قایق یک افسر بعثی بود که همه از او حساب می بردند، یکی هم بود که هر وقت چشمش به من می افتاد انگشت اشاره اش را به گردنش نزدیک می کرد و به علامت این که گردن مرا خواهد بُرید مرا تهدید می کرد، وقتی بالگردشان را بچه های ما زدند، عراقی ها دست به عقب نشینی زدند، اینجا بود که برخوردشان تغییر کرد، وقتی به خط شان رسیدم اولین ضربه به سرم وارد شد، یکی از عراقی ها با کلاه خودش محکم زد تو سرم، برای همین احتمال می دهم که شاید آنها می خواستند ما آنها را در عملیات کمک کنیم، که با ما برخوردشان خوب بوده است.

**: کی شما را به اردوگاه بردند؟ وقتی به خشکی رسیدیم چشم هایم را بستند، مرا بردند در محوطه ای و اسلحه را گذاشتند بالای سرم، به یاد فیلمی افتادم که قبلاً دیده بودم، در آن فیلم سربازان هیتلر، اُسرا را وقتی می خواستند بکشند تیر را به سرشان می زدند که زودتر خلاص شوند، من پیش خودم گفتم دیگر کار من در این دنیا به پایان رسیده، شهادتین را گفتم ولی خبری نشد.

الان بعضی وقت ها که در یادواره شهدا شرکت می کنم به یاد آن لحظه می افتم، چقدر سبک بودم، آماده برای پرواز، این روزها حسرت آن لحظه را می خورم.

**: چرا حسرت آن لحظه را می خورید؟ اینکه در یک قدمی بهترین نوع مُردن بودم، اینکه الان اگر شهید می شدم با شهدا همنشین بودم، حسرت ندارد؟ حتی الان ترس دارم در یکی از دسته هایی که شهید باکری گفتند قرار بگیرم، آن دسته هایی که شهدا در آن دنیا یقه شان را می گیرند.

**: بالاخره کی شما را به جمع اسرا بردند؟ مدت 9 روز ما را در استخبارات بغداد نگه داشتند، طی این چند روز خیلی کتک خوردیم، اوایل من با آنها بحث می کردم، برای شان استدلال می آوردم ولی دیدم اصلاً اهل منطق و استدلال نیستند، دستم در بازجویی شکست، چون از دستم برای محافظت از سر و صورتم استفاده می کردم، خیلی بی رحمانه ما را می زدند، آن طور که اُسرای قدیمی که آنجا بودند می گفتند یک روز قبل از این که ما را به آنجا ببرند، حاج آقا ابوترابی آنجا بود، همان طور که گفتم ما را بعد 9 روز به کمپ 9 رمادی بردند.

**: موضوعی که در کمپ با آن مواجه شدید، چه بود؟ اولین موضوعی که من به آن پی بردم این بود که نباید به کسی اعتماد کنم، چون واقعاً دوست و دشمن مشخص نبودند، اولین کسی که به او اعتماد کردم مرحوم سیدمحمود ربیعی بود، اهل شهرستان سیمرغ که متأسفانه 9 ماه بعد از اسارت بر اثر سانحه اتومبیل درگذشت، من هر وقت می خواهم نام او را ببرم ناخودآگاه اسم شهید بر سر زبانم جاری می شود، پنج سال و نیم اسارت او سرشار از سلحشوری و مبارزه بود، طول این مدت اخم به ابرو نیاورد، وقتی فهمید ما مازندرانی هستیم و از لشکر 25 کربلا، مثل یک پروانه به دور من می چرخید، اگر به من بگویند یکی از الگوهای شخصیتی از زندگی تان چه کسی است، می گویم سیدمحمود.

**: فضای اسارت را چگونه تلطیف کردید؟ اوایل چون آشنا با فضای اسارت نبودیم خیلی برای مان سخت گذشت، عراقی ها کاملاً آشنا با جنگ روانی بودند، مثلاً می دانستند بر و بچه های بسیج و سپاه از رقص بدشان می آید، آنها بچه ها را در محوطه جمع می کردند، یکی دو نفر افراد واداده را می آوردند وسط، بعد به همه مان با زور می گفتند کف بزنید تا آنها برقصند، البته از این قبیل کارها در دستور کار آنها قرار داشت، هر روز برای مان سناریوی جدیدی را می نوشتند، کم کم بچه ها با ترفندهای شان آشنا شدند و راه چگونه مقابله کردن با آنها را آموختند.

**: عمده کارهای فرهنگی که در آنجا انجام می دادید، چه بود؟ اولین آسیبی که به بچه ها می رسید، آسیب روحی بود، برای همین سعی شد طبق آیه قرآن عمل شود، آنچه که دل ها را آرام می کند، ذکر خداست، دعا، نماز و روزه در دستور کار بچه ها قرار گرفت، عزاداری ها هم به راه بود، تئاتر یکی از پرطرفدارترین برنامه های اسارت بود، تئاترهای ما بیشتر به مسائل مذهبی می پرداخت، البته طنز و کمدی هم داشتیم که در اعیاد و مناسبت هایی بیشتر انجام می شد، کلاس های درسی هم داشتیم، مثلاً من هشت کلاس درسی می رفتم، این کلاس ها بیشتر مخفیانه بود، تخته سیاه مان پتویی بود که با صابون روی آن می نوشتیم، من مسؤول ورزش قاطع شدم و کارهای تئاتر آسایشگاه را پیگیری می کردم، شب ها نمایش نامه را می نوشتم، به طور کلی سعی کردیم اردوگاه را دانشگاه کنیم، که کردیم، خیل عظیمی از اُسرا در همان جا به مدارج علمی دست یافتند و چند زبان آموختند.

**: اگر کارهای تان لو می رفت چه اتفاقی می افتاد؟ کارها همان طور که گفتم مخفیانه انجام می شد، ولی گاهی اتفاق می افتاد لو می رفت، ولی سخت گیری عراقی ها (شلاق، سلول انفرادی) نتوانست جلوی فعالیت ما را بگیرد.

**: آیا بعد از اسارت همان کارها را پیگیر شدید؟ بله، مدتی تئاتر را پیگیری کردم ولی دیدم حمایت نمی شوم، ول کردم، ولی گروه سرودی در همان سال ها راه اندازی کردم که هنوز آنها را دارم اداره می کنم، البته زیر پوشش آموزش و پرورش، تعداد نفرات گروه من از 60 نفر تا 600 نفر بودند، یک مرتبه هم یک گروه 800 نفره که همه دانش آموزان مدرسه را در برگرفت تشکیل دادم.

**: آیا از کارهایت لذت می بری؟ چرا نبرم؟! من با پاک ترین افراد سروکار دارم، وقتی می بینم نوجوانان چه عاشقانه در اموراتی که به آنها می سپارم کار می کنند، لذت می برم، اگر روزی مرا از این ارتباط محروم کنند آن وقت است که لذت نمی برم.

منبع: فارس
کلید واژه ها: عراق - دانشگاه - امام رضا - فضای دانشگاهی - خواب - جبهه - نماز - انتقال داده - منطقه - قایق - امام - مشهد - پیشنهاد - فرزندان - استراحت - مجاهدین - دستشویی - انتقال - سرفراز - اسلحه - نظامی - خستگی - مجروح - اهمیت - سرباز - شرایط - شهادت - جالب - فکری - حمله

آخرین اخبار سرویس:
حکمی در خصوص طلبه ای که لعن ونفرین در زیارت عاشورا را نمی پسندد/فتوای حضرت آیت الله سید صادق روحانی

فیلم/ مداحی حاج مرتضی طاهری در حسینیه امام خمینی

عکس / ششمین شب عزاداری ایام محرم 1440 در حسینیه امام خمینی

آیین گل مالی لرستانی ها در روز عاشورا به روایت تصویر

یک شرط بدیهی برای کارآمد سازی قانون حداکثر استفاده از توان داخل

تصاویر/ روز قتل؛ عاشورایی دیگر در رودبنه لاهیجان

آخرین شب مراسم عزاداری با حضور رهبر انقلاب

کمیسیون مشترک برجام در نیویورک برگزار می شود

سقود پهباد بر فراز مواضع ارتش سوریه در لاذقیه

سفیر ایران با رییسان دو مجلس اسپانیا خداحافظی کرد

قتل مرموز کارشناس امور نظامی و منتقد رییس جمهور در خانه اش + عکس

شرط کویت برای بازگشت سفیرش به تهران

روزنامه استخدامی استان خراسان رضوی و شهر مشهد | شنبه 31 شهریور 97

فارس گزارش می دهد این مداحان، عزیزترین کسان شان را تقدیم انقلاب و دفاع مقدس کردند+عکس

تفاوت رفتار نیرو های حزب اللهی و ضد انقلاب درباره تتلو

احمدی نژاد در حال نذری دادن

تکذیب توافق ایران و عراق برای گشایش مرز خسروی

پژمانفر در گفت وگو با فارس: عملکرد غیرقابل دفاع دولت در عرصه اقتصادی باعث انتقاد بسیاری از موافقان روحانی شده است

پاسداشت سی و هفتمین سالگرد دفاع مقدس/6 روایتی از آنچه بر زندانیان «دولتو» گذشت

اعضای شورای امنیت: هیچ کشوری در دستور نشست 26 سپتامبر نیست

حضور سعید مرتضوی در مراسم نخل برداری

تصاویری از آیین عزاداری و سینه زنی سنتی بوشهری

تصاویر/ اردوی جهادی طلاب و دانشجویان در منطقه بوشکان بوشهر

تصاویر/ عزاداری یازدهم محرم در آستان مقدس محمد هلال بن علی (ع) آران و بیدگل

تصاویر/ اقامه نماز ظهر عاشورا در کراچی پاکستان

دفاتر ازدواج و طلاق منطقه 7 تهران (آدرس و تلفن)

رضا صادقی: من اینجام، کنار درد سرزمینم!

انسان ها در روز قیامت چگونه محشور میشوند؟

پاسخ نوبخت به نامه زیباکلام

فارس از وضعیت این روزهای دریاچه ارومیه گزارش می دهد تلخیِ کام حاشیه نشینان شورترین دریاچه ایران+ تصاویر

تله تازه حزب اشرافی/کرباسچی: روحانی استعفا بدهد!

واکنش مولاوردی به اتهاماتی که کریمی قدوسی علیه او مطرح کرد

تصاویر | آیین گل گیران بیجار

آیین سنتی شام غریبان در تهران

ساعت رسمی کشور امشب یک ساعت به عقب کشیده می شود

ترتیل صفحه 462 قرآن باصدای استاد پرهیزکار+صوت و متن آیات

گزارش فارس ویدئو از یک پدیده ناگوار در زابل زن و شوهری که بچه هایشان را فروختند و در غار زندگی می کنند!

آخرین شب عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) در حسینیه امام خمینی

اولین گوینده زن اخبار در تلویزیون عربستان را ببینید

زدودن غم از چهره مومنان ویژگی محبوب ترین انسان ها نزد خداوند است

تعامل نیازمند اراده برای ثابت قدم ماندن در اجرای تعهدات است

ساعت رسمی کشور یک ساعت عقب کشیده شد

تعطیلات زمستانی مدارس جزء اختیارات شورای عالی آموزش و پرورش است

برگزاری شام غربیان امام حسین (ع) در تاجیکستان

صحنه سازی حمله کیمیاوی در ادلب سوریه + ویدیو

کلمات قصار/ فرخی یزدی: شاید آب رفته ی این خاک باز آید به جوی

کلمات قصار/ سعدی: آن راه دوزخست که ابلیس می رود

کلمات قصار/ سعدی: ظالم بمرد و قاعدهٔ زشت از او بماند

ساعت ها یک ساعت عقب کشیده شد

ترامپ رییس جلسه شورای امنیت درباره ایران

پیشنهاد نمایندگان برای تعطیلی روز زن

هواداران احمدی نژاد به دنبال او تا پشت در مبال!

اتهام زنی کریمی قدوسی علیه ابتکار و مولاوردی

زمان حرکت قطار ها بعد از تغییر ساعت رسمی کشور

تقدیر دختر امام موسی صدر از میثم مطیعی

ساعت رسمی کشور یک ساعت عقب کشیده شد

امام حسین(ع) با بدترین دشمنان سیاسی خود با ادب و کرامت مواجه می شوند/ راهی جز رجوع به پیام های روشن امام حسین(ع) نداریم

ساعت رسمی کشور یک ساعت عقب کشیده شد

چگونگی پیگیری اعتراض به آزمون استخدامی آموزش و پرورش

ظریف: اقدامات بی ثبات کننده دولت ترامپ تهدیدی علیه منطقه ما و صلح و امنیت بین المللی است

تعامل نیازمند اراده برای ثابت قدم ماندن در اجرای تعهدات است

برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) در لاهه

قرعه مناسب روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل

آقای ترامپ موضوع نشست شورای امنیت سلاح های کشتار جمعی است

بزرگواری کردیم و به تتلو فرصت توبه دادیم

بیانیه ارتش به مناسبت هفته دفاع مقدس

آخرین شب مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه ی امام خمینی(ره)

بدون تعارف با وزیر آموزش و پرورش + فیلم

پایتخت تعزیه ایران کجاست؟+تصاویر

برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) در لاهه

روش هایی که زندگیتان را از این رو به آن رو می کنند

خاطره شنیدنی وزیر آموزش و پرورش درباره سیلی خوردن از معاون یک مدرسه!

آیین سنتی نخل گردانی و سوگواری ایام محرم در روستای نوا لاریجان

ظریف: اقدامات بی ثبات کننده دولت ترامپ تهدیدی علیه جهان است

مرگ سرخ بِه از زندگی ننگین؛ پیام نهضت حسینی

هیچ گاه از حضور در مجامع بین المللی ضرر نکردیم

تصاویر/ آخرین شب مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در حسینیه امام خمینی

صوت/ سید مجید بنی فاطمه؛ شام غریبان

آیت الله سید اسماعیل موسوی زنجانی بهتر بشناسیم

تصاویر/ سلسله نشست های «عاشورا و امروز ما» در تهران

آخرین شب مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) برگزار شد

جزییات4خبر ویژه امروزشنبه 31شهریورماه 1397

پربحث ترین اخبار خبرگزاری فارس در 30 شهریورماه

ظریف: اقدامات بی ثبات کننده دولت ترامپ تهدیدی علیه جهان است

مراسم تعزیه نوش آباد کاشان

رژه نیروهای مسلح فردا شنبه در سراسر کشور برگزار می شود

ارتش دست در دست سپاه، بسیج و نیروی انتظامی آماده دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی است

روس ها روح دریا را به آب انداختند

امام حسین (ع) را در مزارش غریب نبینیم

تعامل نیازمند اعتبار و پایبندی به تعهدات خود است

تجمع بزرگ رهروان زینبی در شیراز

گل مالی و نوای چمری اوج ماتم عاشورای لرستان

آخرین شب عزاداری امام حسین (ع) در حسینیه امام خمینی برگزار شد

ظریف: تعامل، به اراده برای پایبندی به تعهدات نیازمند است

انتقاد جدی رییس شورای هیئت های مذهبی کشور از وزیر ارشاد

علیرغم حملات شدید رسانه های غرب برای کاستن از عظمت عزاداری امام حسین(ع) قصه ما به سر رسید

آخرین شب مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با حضور رهبر معظم انقلاب

آخرین شب مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه امام خمینی

آخرین شب عزاداری سیدالشهدا(ع) باحضور رهبر انقلاب

سرویس های اطلاعاتی شما خوب می دانند که زمان خداحافظی رسیده است

روایت خواندنی از مُهر امام رضا در قلب عراق

روایت خواندنی از مُهر امام رضا در قلب عراق