
نگاهی به رمان «روز داوری» اثر سجاد خالقی ادبیات جنایی بومیسجاد خالقی در «روز داوری» تلاش کرده برای ادبیات جنایی یک فضا و مدل بومی پیدا کند تا از طریق آن اثری بیافریند که هر مخاطبی از هر جای جهان که آن را می خواند دریابد که با اثری با هویت روبرو است. - سجاد خالقی در روز داوری تلاش کرده برای ادبیات جنایی یک فضا و مدل بومی پیدا کند تا از طریق آن اثری بیافریند که هر مخاطبی از هر جای جهان که آن را می خواند دریابد که با اثری با هویت روبرو است. ، امبرتو اکو، در یکی از مقالات خود در نقل قولی از هوسرل درباره گذشته این گونه می گوید: گذشته من، نه تنها مرا چنان که هستم، بلکه آینده من را نیز می سازد. با این حال آینده به نوبه خود موجب رهایی گذشته است. استقرار من در زمان آزادی من است. استقرار من در زمان آزادی من است و این واقعیت که شدن من به وجودم عینیت می بخشد نیز به آزادی ام وابسته است. اما نکته ای که هوسرل و به تبع آن اکو از آن غفلت کرده اند بحث آگاهی است. انسانی که آگاه نباشد و گذشته خود را نشناسد به آینده نیز به معنای تام و تمام آن دست نخواهد یافت و در جبری تاریخی فقط و فقط در غفلت به سر می برد. ماجرای رمان روز داوری نیز چنین است. شخصیت اصلی رمان سجاد خالقی گرچه از حیث ویژگی های فردی ممتاز است اما چون او نسبت به گذشته خود غافل است، دائم سعی می کند با درگیر کردن خود در روزمرگی ها و کارهای اداره شهربانی برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |