مطالب مرتبط:
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 25 تیر 1397 ساعت 20:362018-07-16اجتماعي

دیدار آقای دوستی و عزراییل


آقای دوستی روز خوبی را شروع کرده بود.

خانمِ آقای دوستی، صبحانه ی مفصلی برایش درست کرده بود.

تخم مرغ نیمرو با نان داغ سنگک، - کودک و نوجوان > فرهنگی - اجتماعی - داستان > مریم کوچکی:آقای دوستی روز خوبی را شروع کرده بود.

خانمِ آقای دوستی، صبحانه ی مفصلی برایش درست کرده بود.

تخم مرغ نیمرو با نان داغ سنگک، پنیر با گردو و چای پر از هل.

یعنی نهایت یک صبحانه! دخترش توی کنکور قبول شده بود و مهم تر از همه این که دو هفته بود ماشین دل خواهش را خریده بود.

چه بهتر از این ها؟ دنیا ایستاده بود روبه روی آقای دوستی، دست هایش را زیر بغل زده بود، گاه گاهی هم کلاهش را به نشانه ی احترام و مودّت با آقای دوستی، از سر بر می داشت و دوباره بر سرش می گذاشت.

آن روز آقای دوستی برای بستن یک قرارداد مهم کاری باید می رفت شهر مجاور.

کت و شلوار توسی و پیراهن خاکستری اش، تا حدودی به موهای سفید و جوگندمی اش می آمد.

هیچ چیزی نمی توانست این خوشی را در یک روز قشنگ بهاری خراب کند، مگر آمدن آقای اردلان.

ولی خوش بختانه کسی جلوی در نبود و از آقای اردلان، هم سایه ی طبقه ی بالا هم خبری نبود.

سوار ماشینش شد.

از خیابان ها یکی پس از دیگری گذشت.

برای آقای پلیس زحمت کش که معلوم بود سرباز است، دست تکان داد.

آخرین اخبار سرویس:

دیدار آقای دوستی و عزراییل

دیدار آقای دوستی و عزراییل