
فارس گزارش می دهد درددل گنجینه های تجربه کردستان/ کلیه فروشی در بازنشستگی حاصل یک عمر تلاشمی گویند کلیه اش را به دلایلی فروخته، پیرمرد فرتوتی که دستی به قلم دارد و طبع شعرش آنقدر زلال است که دردهایش در آن دیده نمی شود. - درددل گنجینه های تجربه کردستان/ کلیه فروشی در بازنشستگی حاصل یک عمر تلاش می گویند کلیه اش را به دلایلی فروخته، پیرمرد فرتوتی که دستی به قلم دارد و طبع شعرش آنقدر زلال است که دردهایش در آن دیده نمی شود. به گزارش خبرگزاری فارس از سنندج، پای تریبون که رفت، شعری در خوش آمد به مهمان گفت، مهمانی که چند ماهی است میزبان صندوق بازنشستگی کشوری شده است. از خجالتش پیش نوه اش گفت که دیگر این روزها اسکناس قرمز پدربزرگ را قبول نمی کند و از وی از اون پول سبزا می خواهد. می گوید وقتی این حرفها را می شنود عرق شرم است که بر پیشانیش می نشیند، پیرمرد خوش صحبت این مجلس از بزرگ صندوق می خواهد کاری کند با روی زرد زیر خاک نروند. نفس ها انگار در سینه حبس شده است، غم سنگینی که با این جمله مجری برنامه بغضش را می شکند، این است: آقای . کلیه اش را هم فروخته است. این پیرمرد فرتوت که به زور راه می رود و حالا باید بهترین دوران زندگی اش را سپری می کرد، با یک کلیه و یک جای زخم ناشی از جراحی فروش کلیه باید، روزهای سخت سالمندی و بازنشستگی را با اما و اگر و باید و نباید سپری کند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |