مطالب مرتبط:
چرا علی رغم فضای مساعد سیاسی و حاکمیّتی، به آزاداندیشی بها نمی دهیم؟
چرا علی رغم فضای مساعد سیاسی و حاکمیّتی، به آزاداندیشی بها نمی دهیم؟
صحت نظریه نسبیت عام اینشتین برای خارج از منظومه شمسی هم اثبات شد
⁣سیاهچاله ها؛معرفی، نحوه ظهور و نظریه های مربوط به این پدیده
برگزاری نشست «نظریه دولت و سازوکار مطلوب تأمین اجتماعی با تأکید بر نظام حقوقی»
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 3 تیر 1397 ساعت 16:452018-06-24دانش

پیرامون آزاداندیشی و نظریه پردازی


موضوعی که پیرامون کرسی های آزاداندیشی اهمیت دارد، این است که خیلی ساده مساله نظریه پردازی را میتوانیم عمدتا در حوزه اساتید بدانیم و حوزه آزاد اندیشی را مربوط به مجموعه دانشجویی.

- چون بالاخره نظریه پردازی یک ملاحظاتی دارد، جوری نیست که ما از یک دانشجو انتظار داشته باشیم که بصورت روش مند نظریه پردازی کند.

شعار سال : موضوعی که پیرامون کرسی های آزاداندیشی اهمیت دارد، این است که خیلی ساده مساله نظریه پردازی را میتوانیم عمدتا در حوزه اساتید بدانیم و حوزه آزاد اندیشی را مربوط به مجموعه دانشجویی.

چون بالاخره نظریه پردازی یک ملاحظاتی دارد، جوری نیست که ما از یک دانشجو انتظار داشته باشیم که بصورت روش مند نظریه پردازی کند.

البته این امکان وجود دارد که بعضی از جوانهایی که حتی ممکن است دانشگاه هم نرفته باشند حتی مثلاً در اوایل مقطع کارشناسی در دانشگاه هم باشند، احیاناً از نبوغی برخوردار باشند که در تولید نظریه حرفی برای گفتن داشته باشند، اما این قاعده نیست.

قاعده این است کسی که کرسی دارد در دانشگاه، بعنوان نظریه پرداز مطرح بشود و کار بکند.

مثل اینکه ما الان بحثمان این باشد که کسی باید طبابت کند بعد بگوییم که خوب از طبیبان مثلا آن کسی که درجه پزشکی در حوزه جراحی گرایشهای مختلف دارد امکان جراحی نداشته باشد و جراحی نکند.

بعد بگوییم کسانی از بیرون که اصلا کارشان این نیست مثلا کسی که مغازه مکانیکی دارد یا تعویض روغنی دارد بیاید در حد کسی که قرار است جمجمه سر یک انسانی را باز کند و مغزش را جراحی کند یا سینه اش را بشکافد و قلب او را جراحی کند یا یک اینچنین کاری انجام دهد، این نامربوط است.

بالاخره آزاداندیشی و نظریه پردازی دو بحث جداست.

نظریه پردازی خیلی به علم و تولید علم نزدیک میشود اما آزاداندیشی خیلی به روشنفکری نزدیک می شود، روشنفکری یک فضایی دارد که شما نقد وضع موجود را میکنید.

حالا نقد وضع موجود هر چیزی سه بخش عمده دارد.

بخش اول آن این است که یک پدیده ای را نقد می کند مثلا در حوزه علم، در حوزه سیاست، در حوزه اقتصاد، در حوزه فرهنگ، یک موضوعی را نقد میکند که به آن برخورد Critical - رویکرد انتقادی - می گویند.

بعضی وقتها خود این آنقدر برجسته است که یک مکتب فکری - فلسفی در این حوزه محسوب می ­شود.

نظریه پردازی طبیعتا یک مساله ای است که ذاتا ماهیت آن، ماهیت تولید علم است.

مثلا الان شما صدها رشته علمی در دفترچه کنکور می بینید که اسم هایشان هست، فرض کنید یک کسی یک علم جدیدی دارد تولید می کند که اصلا عنوانی تا حالا نداشته است مثلا فرض کنید تا حالا چیزی بنام علم اقتصاد نبوده، یک کسی بیاید اولین بار استارت این را بزند و شروع کند، یک چنین شرایطی.

خوب اینجا یک علم تولید شده است.

یا نه یک کسی می خواهد بیاید در درون یک علم یک نظریه بدهد ممکن است ماهیت روشنفکری هم پیدا کند اما همیشه مطلق نیست و این بخش عمدتا و قاعدتا اینجوری است که ما این را یک مقوله تولید علم بدانیم.

لذا کرسی نظریه پردازی را یک ماهیت این چنینی برایش قائل باشید.

این یک شرایطی را ایجاد کرد برای کشور و همین طوری که میدانید از سال 79 که برای اولین بار مطرح شد و بعد هم 81، در پاسخ به نامه آن تعداد دوستانی که نامه زدند، آقا این مساله را مطرح کردند.

** با افزایش مقالات در ISI نمی توان به تولید علم رسید الان حدود 7 سال میگذرد و توی این 7 سال اثر خاصی دیده نشده، دلیلش هم این بوده که اساسا این کار مردافکن است و کار ساده ای نیست.

یعنی آن جایی که مشخص میشود که ما واقعا تولیدات دانشگاهی و حوزوی مان موثر بوده است یا نه اینجاست.

بله آمار مدرک گیریمان خیلی بالاست، آنهایی که لیسانس می گیرند، فوق لیسانس می گیرند، دکترا می گیرند خیلی تعدادشان بالاست.

این وضعیت هم مثلا در جایی مثل ISI که مقالات را ایندکس می کنند و مقالات را منتشر می کنند خوب سالی حدودا 10000 مقاله از ایرانی ها در ISI های خارجی منتشر می شود که البته می گویند رکورد خوبی نیست، برخی از کشورها اعدادشان بالاتر است.

اما خوب، من حیث المجموع نشان می دهد که آن 10000 مقاله علم نیست.

یعنی ممکن است که استادی در دانشگاه شما مطلبی را تولید کند، منتشر کند.

بله حالا فلان وضعیت در فلان حوزه شیمی، در فلان حوزه متالورژی، در فلان حوزه مکانیک، در فلان حوزه مطرح شود اما این صرفا یک روش است، یک متد است یعنی متد را که شما مقاله کنید، منتشر کنید، معنی آن، این نیست که شما علم تولید کرده اید.

مثلا بگویید در طبقه پنجم یک ساختمان هستیم، برای پایین رفتن از این ساختمان چند تا راه وجود دارد؟ مثلا بیاییم روش ها را بگوییم.

بگوییم مثلا یک روش این است که با آسانسور برویم، یک روش این است که با پله برویم، یک روش این است که طناب بیندازیم بالای پشت بام را پل کنیم، یک روش این است که هلی کوپتر بیاید شما را از سقف طبقه پنجم بردارد و به پایین ببرد، یک روش این است که یک کسی خودش را پرت کند پایین.

یعنی وقتی شما آمدید این روش ها را بیان کردید، تولید مقاله کرده اید.

عمده چیزهایی که شما می بینید در مقالات رسمی تولید می شود یک همچین ساز و کاری دارد.

پس در واقع خروجی نهضت علمی و جنبش نرم افزاری می شود کرسی نظریه پردازی، بعد صرف خود آن کرسی هم نیست، صرف آن آدم است، آن آدمی که قرار است این حرف را بزند.

چون وقتی که شما نظریه داشته باشید مهم نیست که شما این نظریه را در کجا ارائه می­کنید، اولین بار توی روزنامه منتشرش می کنید، توی یک برنامه تلوزیونی می گویید، توی یک نشریه صد در صد علمی منتشر می کنید یا در خانه می نشینید و یک کتاب برای آن می نویسید یا اینکه نه، سر کلاس توی دانشگاه آن را می گویید.

چون شما در دانشگاه کرسی هم دارید مثلا در کرسی فرض کنید فلسفه، که به کرسی در غرب می گویند دپارتمان و در ایران معروف شده است به گروه.

حالا یک تعداد دیگری استاد هم هستند که آن ها هم استادیار و دانشیار هستند و حول و حوش آن بحثی که اصلش را شما می گویید آن ها مثلا نظریه پردازی می کنند.

این نیست، یعنی ما الان در کشورمان یک همچین چیزی نداریم.

در واقع اگر یک کسی در دانشگاه شما یا هر دانشگاه دیگری می شود رییس گروه، معنای آن این نیست که مطلق آن گرایش است.

شان کرسی و کلمه ای که می گویند آقا مثلا 1000 سال پیش فلان کس کرسی فلان درس را در فلان مدرسه داشته.

این تلقی که الان شما از ساختار علمی دارید این است که بالاخره یک کسی در یک شرایطی می شود رییس گروه، 5 تا، 6 تا، 10 تا، 20 تا، 30 تا استاد هم کنار دستش هست که با رتبه های مختلف یکی مدرس، یکی استادیار، یکی دانشیار و یکی هم استاد تمام است.

درس را تکه تکه می کنند 2 تا را شما درس بده، 4 تا را شما، 2 واحد را شما، 5 واحد را شما، 136 واحد لیسانس را در واقع قلع و قمع می کنند و دست یک سری افراد می دهند تا تدریس کنند.

اما منظور از این که یک کسی کرسی دارد اینست که یک کسی می تواند از صفر تا صد رشته اش را خودش درس بدهد.

مثلا یک کسی می تواند از ابتدای لیسانس شروع کند و تا انتهای فوق دکترا رشته خودش را خودش درس بدهد.

بعد هر کجا این رشته شقوق پیدا می کند.

به چه معنا؟ به این معنا که مثلا شما یک رشته ای را مثل مکانیک در نظر بگیرید، می بینید خودش بعدا به چند تا گرایش تقسیم می شود.

یک کسی بتواند از اول مکانیک تا آخر برود و بعد مدام در مسیر که انشعاب پیدا می شود، این انشعاب ها را تحلیل کند.

تلقی که از مفهوم آکادمی وجود دارد که اولین بار افلاطون و ارسطو آن را بوجود آوردند بعد از اینجور بحث ها، این تلقی است که بالاخره کرسی مال یک نفر بوده است، مال افلاطون بوده و تا وقتی هم که زنده بوده ارسطو چیز خاصی را مدعی نبوده است.

بعد هم که ارسطو میشود رییس آکادمی، به فلسفه اش می گویند مشاء.

یعنی مشی می کردند، راه می رفتند.

یعنی فرض کنید یک باغی بوده است، یک حیاطی بوده است که راه می رفته و حرف می زده، جماعت هم با او می آمدند.

بالاخره یک بحثی را مطرح می کرده و آن افرادی که حلقه های اول، دوم، سوم و چهارم بودند بحث را می گرفتند و بسط می دادند.

آن سیستم پاشیده شده است، یک مدت زیادی هم حوزه علمیه خودمان اینجوری بوده، الآن دیگر همه کلاس می گذارند یعنی کلاسی هست و افرادی می آیند مرتب می نشینند و.

تا سال های قبل هم باز در حوزه علمیه خودمان انتخابی بود یعنی شما می رفتید سر کلاس یک عالمی و خوشتان نمی آمد، می رفتید سر یک کلاس دیگر.

شما در انتخاب آزاد بودید، او هم آزاد بود که هر چه می خواهد بگوید.

آزاد بود مثلا فلان درس را شروع کند، شما هم آزاد بودید که بروید بنشینید و گوش کنید یا اینکه نه بعد از یکی دو ماه به این نتیجه برسید که بدرد نمی خورد، این آدم مطلب ندارد.

می رفتید سر درس یک فرد دیگری.

متاسفانه این وضعیت چون همه می خواهند زود بیایند شسته رفته یک مدرکی بگیرند و بروند و از اول هم همه می دانند که چه خبر است.

مثلا همه می دانند که اول که وارد دانشگاه می شوی یک برگه به شما می دهند که این 136 واحد لیسانس است، این 33 واحد فوق لیسانس است، 4 واحد از این 33 واحد پایان نامه است و 29 واحد آن هم درس است، شما دیگر مدام این­ها را تیک می زنید که زودتر این 3 واحدی پاس شد، این 4 واحدی پاس شد، حالا چی دست شما رو گرفت مهم نیست.

حالا اینکه این درس 3 واحدی را 3 تا استاد ارائه می کنند، از کدام یک بگیریم که راحت تر باشد، گیر ندهد، این می شود کار ما.

ما 5، 6 تا قاعده را آمدیم بهم زدیم، خودمان هم هیچ قاعده جدیدی جایگزین نکردیم و این درد بسیار بسیار سنگینی است که الان کشور حدود 60 هزار استاد دارد، نزدیک به 20 تا 25 هزار استاد مدعو دارد که هیات علمی نیستند و دعوت میشوند و می آیند تدریس می کنند، 3 میلیون و 700 هزار تا دانشجو داریم، آن وقت 7 سال است که آقا دارد میگوید کرسی نظریه پردازی، نهضت نرم افزاری و .

.

همان کاری که مقاله در نشریات ISIچاپ میکردند، شما نگاه کنید وزیر علوم 4 سال اول دولت نهم از هر دو مصاحبه ای که کرده است در یکی از آنها گفته ما مثلا 5632 تا مقاله داشتیم که شد 6737 تا، بعد شد 8 هزار و خورده ای این اواخر دیگر رسانده بودنش به 10 هزار تا.

یعنی افتخار عمده شان این بود که ما کشور را رساندیم به جایی که به دست خودمان به زبان انگلیسی مقاله منتشر کنیم برای انسان های غربی.

ما بررسی کردیم دیدیم که از این 9 هزار مقاله ای که الان سالانه اساتید ما می فرستند به ISI، کمتر از 5 درصد آن به فارسی ترجمه می شود.

یعنی شما مطلب استاد دانشگاه تان در ISIخارجی چاپ می شود که انسان آنگلوساکسون به سادگی از آن استفاده میکند ولی خود شما امکان استفاده از آن را برای مردم کشورتان ندارید.

پس ما وقتی که صحبت از نظریه پردازی می کنیم باید فضای نظریه پردازی مشخص شود.

استاد دانشگاه باید نظریه پردازی کند و با ضبط صوت متفاوت باشد اجمالا آن چیزی که خیلی اهمیت دارد این است که مقوله نظریه پردازی را شما از ذهنتان بگذارید کنار.

کار مجموعه شما نیست، انرژی شما را می گیرد و شما هم در واقع دچار مشکلاتی می شوید.

به 2 دلیل، اولا به این دلیل که نگفتم مطلق ولی بپذیریم که بطور عمومی باید مقوله نظریه پردازی مربوط به اساتید فرض شود.

یعنی اینکه استاد این کار را میکند نه دانشجو.

انتظار این است که کسی که استاد است، صبح تا شب دارد تدریس میکند، مقاله میخواند، مقاله مینویسد، کتاب را تدریس میکند، کتاب را میخواند، کتاب مینویسد، در اثر این ممارست در گفتن و نوشتن و تعامل داشتن در حوزه خودش به این نتیجه برسد که خوب این موضوع اشکال دارد، یک حرف جدیدی بزند، این را بگذاریم کنار و یک حرف جدیدی در این حوزه بزنیم، به نتایج جدیدی برسیم.

این انتظار از اوست.

آقا تصورشان این بود که من نوعی می آیم بعد از 10 سال میگویم خوب این مطلبی که تا حالا درس می داده ام اشتباه است و حالا سال یازدهم یک چیز جدید بجای آن می گویم.

وقتی طرف، ضبط صوت است و می رود صبح تا شب مدام همان حرف هایی را که ترم قبل درس داد، این ترم هم درس می دهد، چه توقعی از او دارید؟ یا اینکه منتظر می ماند کتاب جدیدی، مقاله جدیدی آن ور دنیا چاپ شود برای اینکه از قافله عقب نماند حالا یکی بدو بدو می رود در تلوزیون می گوید که آقای فلان، فلان نظریه را داد و برای اینکه جا نماند از هفته بعد سر کلاس شروع میکند این را به تدریس کردن از اینترنت و .

قرار بود که ما خودمان تولید کنیم یعنی قرار بر این بود که ما حرف جدیدی تولید کنیم حالا در 3، 4 تا حوزه.

حوزه اول این است که اگر می شد یک کسی بنیان یک علمی را میگذاشت و یک کرسی را به اسم خودش در سطح آن علم راه می انداخت، یک کرسی می گفتند.

مثلا تا دیروز فرض کنید شیمی وجود نداشت حالا یک کسی، یک چیزی بنام شیمی بوجود آورده و یک گروه، یک کرسی، یک دپارتمان در دانشگاه امیرکبیر برایش به راه انداخته اند و آمده شیمی درس بدهد.

یک کار این جوری است، یک کار یک لایه خردتری است، یک کسی دارد در علم شیمی تدریس میکند و به این جمع بندی می رسد که این روش و این مدل غلط است.

می آید یک مدل و یک الگو و یک ساز و کار متفاوتی را طراحی می کند، تا دیروز می گفتند مکتب 1 و 2 و 3، حالا می گویند یک مکتب چهارمی بوجود آمده است که مال این فرد است یعنی فلانی در ذیل آن علم شیمی یک مکتب ارائه کرد که حالا در علوم انسانی بیشتر خودش را نشان می دهد مثلا در فلسفه می گویند مکتب این، مکتب آن، مکتب آن و .

ما نظریه مان یک بار خودش یک علم جدید بود، یک بار نظریه مان یک مکتب جدید بود در درون یک علم و در سطح میانی.

اما این بار لایه سوم نظریه مان از یک مکتب جدید هم پایین تر است مثلا در حد یک حوزه مثلا یک مکتب بخصوص در یک موضوع بخصوص یک نظریه است.

فرض کنید اینکه ما می آییم از کوانتوم دنده عقب می رویم تا انیشتین پری نسبیت بعد برمی گردیم می رویم تا خود نیوتن، این 3 مرحله در یک راستاست فرضا قوانینی که داده شده است این قوانین می گوید که قبلی اینجوری گفت بعد در همین حوزه این یکی این را گفت، آن یکی آن را.

اینجا یک نظریه است یعنی کرسی نظریه پردازی، حداقلش را آقا گفت یعنی گفت مثلا بیایید یک نظریه ارائه کنید، یعنی یک کرسی نظریه پردازی.

خیلی خوب، پس اگر ما آمدیم یک نظریه در یک حوزه فکری دادیم یا آمدیم یک سطح بالاتر و یک مکتب در یک علم ایجاد کردیم یا در یک سطح کلان تر، آمدیم اصلا یک علم جدید بوجود آوردیم، هر کدام از این 3 تا بود شما یک کرسی می گذارید برای طرف که این کرسی، صندلی و جمعیت و این ها نیست.

آن اعلامی است که میخواهید این را نهادینه کنید.

آقا یک آدمی یک حرف جدیدی تولید کرده می خواهد بیاید بزند، این عملیاتی می شود.

این 3 تا کار گفتم قویا مردافکن است، نمی خواهم بگویم خیلی خیلی دشوار است می خواهم بگویم آن چیزی نیست که شما از بیرون دانشگاه بتوانید برنامه ریزی اش بکنید، بعد در دانشگاه انجامش دهید.

این باید توسط خود استادها انجام می شد.

چنین حس و حالی هم استادها ندارند، یعنی سر کلاس خودتان دارید می‍بینید که همان حرف هایی گفته می شود که از بچه های ترم های قبل هم بپرسید می گویند همین ها را به ما درس داده اند.

یک ویژگی این 3 لایه، چه اینکه یک کسی در یک گرایشی از یک رشته یک نظریه ای را بدهد، چه اینکه یک کسی یک مکتب در یک رشته علمی بوجود بیاورد و چه کسی که یک رشته علمی جدید پدید بیاورد این است که کسی که در آن موضوع تدریس می کند قادر باشد که از صفر تا صد آن رشته را خودش تدریس کند.

یعنی اگر کسی اقتصاد درس می دهد بگوید آقا از اول لیسانس تا انتهای فوق دکترا هر 4 مرحله را از اول تحویل بگیرد و تدریس کند.

چطور؟ بیاید مثلا یک دفعه همین 30، 40 نفری که سر کلاس لیسانس می نشینند، این 50 نفر را به او بدهند، این شروع بکند با این ها مثلا با همین استاندارد رایج لیسانس و فوق لیسانس و دکترا، 4 سال به این ها لیسانس بگوید، همه اش را یعنی 140 واحد را خودش بگوید بعد از دل این ها مثلا با استاندارد های فوق لیسانس امروز 15 نفر، 20 نفر در بیاورد - یعنی 30 نفرشان بریزند - 20 نفرشان بمانند.

با 20 نفر یک کلاس فوق لیسانس تشکیل بدهد، 33 واحد هم به آن ها فوق لیسانس درس بدهد همان رشته خودش را دیگر خودش می اند که آن دفعه چه درس داده است.

این را هم کامل کند بعد خودش از این به اصطلاح 20 نفر یک عده حدودا 6، 7 نفره ای دربیاورد بعنوان دانشجوی دکترا.

این دانشجویان دکترا را خودش دوباره 3 سال 40، 45 واحد باهاشان سر و کله بزند تا انتهای تزشان.

بعد آن قسمت آخر یعنی گرایش فوق دکترا را از آن 5، 6 نفر مثلا 2،3 نفر در بیاورد.

این می شود چیزی حدود 12 سال - 4 سال لیسانس، 3 سال فوق لیسانس، 3 سال دکترا و 2 سال هم فوق دکترا.

12سال 50 نفر را تحویل گرفته و این 50 نفر را به لیسانس رسانده، 20 نفرشان را رسانده به فوق لیسانس، مثلا 10 نفرشان را رسانده به دکترا و 2 نفر، 3 نفرشان را هم رسانده به فوق دکترا.

این می شود موثر اما وقتی قرار باشد یک کسی صبح تا شب همین جوری برود سر کلاس، این کلاس به آن کلاس به آن کلاس و .

پیش انبوه دانشجو، استاد مطالعه نکرده، تمرین نکرده همین جوری دارد عین ضبط صوت مطالب را تکرار می کند.

به این خاطر ما این مشکل را داریم، پس شما خیلی عمرتان را صرف مقوله ای بنام نظریه پردازی نکنید مگر اینکه خلافش ثابت شود، مگر اینکه پیدا کنید دانشجویی را، استادی را که حاضر باشد بیاید یک حرف جدیدی را از صفر تا صد در دانشگاهتان بزند، آن را برایش ایجاد کنید، شرایط را فراهم کنید تا بیاید.

به 2 دلیل این کار از مجموعه شما بر نمی آید یکی اینکه استادها عموما باید نظریه پردازی کنند که نمی کنند و بعد هم اگر قرار باشد کاری بکنند عموما نمی آیند در یک فضای دانشجویی.

دنبال این می گردند که حالا یک زحمتی کشیدند، یک حرف جدیدی تولید کردند درشت و قلمبه سلمبه، مثلا یک فضایی باشد که ببرند ارائه دهند.

همین استاد دانشگاه شما که امروز برای ارتقاء رتبه هیات علمیش باید مثلا چند تا مقاله توی ISI خارجی چاپ کند که ارزشی هم ندارد، آیا حاضر است مثلا فصلی یک مقاله که به ISI می دهد که می شود سالی 4 تا، آن 4 تا را ندهد به ISI خارجی؟ بلند شود بیاید، بهار یک کرسی برای او بگذارید بیاید در 2 ساعت آن 30، 40 صفحه مقاله را پرزنت کند برای مثلا 50، 60 تا دانشجو، 100 تا، 200 تا دانشجو.

یک مقاله بسوزد، همه هم با رکوردر و دوربین فیلمبرداری و.

ضبط کنند.

بگویند استاد این رو پرزنت کردید امکان این را داریم که ما مثلا از شما بگیریم.

بله، همه هم به اصطلاح فلش مموری هایشان را وصل کنند به لب تابش و ازش بگیرند.

هیچ، دیگه رفت.

بعد مثلا تابستان بگوید مقاله جدید نوشته ام دوباره صدایش کنیم، بیاید بعد پاییز و .

بعد آخر سر، به آخر اسفند که رسید بعد نگاه می کند می بیند رتبه اش در دانشگاه شما بالا نرفته است.

چون دانشگاه اصلا این حرف ها را قبول ندارد، وزارت علوم قبول ندارد، شورای عالی انقلاب فرهنگی قبول ندارد.

رفتی مثلا بسیج دانشجویی برایت 4 تا کرسی نظریه پردازی گذاشت، که چی؟ اگر یک نشریه ویژه ای آوردی از آن طرف دنیا ما رتبه علمی شما را می بریم بالا.

** ساختار اداری و آموزشی کشور با انتظارات رهبری تناسبی ندارد یک مشکلی که شما نمی توانید، معلول این است که نظام اداری کشور با آقا هماهنگ نیست یعنی وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهادهای دیگر یک ساز و کار دیگری برای ارتقای استاد گذاشته اند، استاد زحمت می کشد، با سختی مطلبی را در رشته خودش تولید می کند مناسب تر می بیند که این را به زبان انگلیسی بنویسد، 30 صفحه، 40 صفحه بردارد بفرستد که در یک نشریه خارجی ایندکس شود، آن نشریه را بردارد کپی بگیرد و بدهد بدست این جماعت در دانشگاه تا رتبه اش را ببرند بالا.

وگرنه در دانشگاه های این کشور یک میلیارد شما نظریه بدهید.

ابن سینا که در فلسفه یکی از سه نفر اصلی در 1000 سال گذشته ما بوده است یعنی بنیان گذار فلسفه مشاء بوده، بزرگ فلسفه مشاء بوده، سهروردی بزرگِ فلسفه اشراق بوده، ملاصدرا هم بزرگ فلسفه متعالیه.

این 3 تا که در فلسفه 3 تا مکتب بوجود آوردند، این از فلسفه شان.

می دانید که ابن سینا در پزشکی هم بالاخره سرآمد بوده و چند تا رشته ای که این آدم می دانسته الان اگر بیاید، نظام دانشگاهی ما به او می گوید که علم تولید کردی؟ قانون و شفا و به اصطلاح اشارات و تنبیهات و این ها را همه تو نوشتی اما ISI مطلب منتشر نکردی؟ بابا من ابن سینا هستم.

اگر همین الان رازی بیاید در دانشگاه شما، به او می گویند که زحمت کشیدی توی شیمی و .

اما زحمت بکش مقاله ات را بده توی ISIتوی نشریه نیچر (Nature) چاپ کن.

چاپ کرد ما در خدمتیم، در غیر اینصورت ببخشید شما مرحله مدرسی به استادی را طی نکردی، مرحله استادی به دانشیاری را طی نکردی لذا مثلا این مشکلات هست.

هنوز به کرسی آزاد اندیشی نرسیده ایم.

این دلیل اولش بود، دلیل دومش این است که بالاخره یک بار این را توی مثلا یک دانشگاه هایی که دانشکده علوم انسانی دارد بحث می کند، چون نظریه پردازی بیشتر توی این حوزه منظور 2 گرایش است.

یکی گرایشی است که اینجا گفته می شود به آن علوم انسانی، یکی هم گرایش علوم پایه است.

والا مثلا نظریه پردازی توی خیلی از از رشته های فنی تکنیکی اصلا معنی ندارد، تکنیک است آنجا.

چون شما صبغه به اصطلاح علوم انسانی دانشگاهتان کمرنگ است، اگر انرژیتان را بخواهید آنجا بگذارید باز دوباره یعنی شما زمینه ایجاد کنید که کرسی نظریه پردازی توی دانشگاهتان باشد، خوب طبیعتا فرض کنید بگویند آقا یک نظریه در علوم انسانی امروز در دانشگاه امیرکبیر مطرح شد.

طرف خودش را خورد نمی کند برود دانشگاه پلی تکنیک! اصلا به عنوان مثال چرا نظریه در حقوق در آنجا آمده ؟ بیشتر دوست دارد نظریه مثلا توی دانشگاه علامه طباطبایی مطرح شود یا شهید بهشتی یا دانشگاه تهران.

این دلیل دوم است.

یعنی سنخیت دانشگاه شما با نظریه پردازی بخصوص آن چیزهایی که حوزه علوم انسانی دارد و مساله قبلی آن هم این است که نظام اداری حمایت نمی کند از اینکه یک استادی نظریه اش را بیاید آنجا مطرح کند جز اینکه یک استادی آنقدر آزاده و وارسته باشد که در قید و بند اینکه حالا مدارج چی شد، نباشد.

بگوید آقا من اصلا می­خواهم بروم حرفم را در محیط و محفل دانشجویی بزنم.

منتهای مراتب از این قضیه نباید نا امید شوید، من برای بچه های دانشگاه های دیگر چارچوب های دیگری را مشخص می کنم.

لذا اینجا بحث نظریه پردازی را می بندیم.

می گویم شما این مواردی که اینجا نوشتید، انرژیتان را بیهوده صرف نکنید.

** مراحل سه گانه نظریه پردازی چیست؟ نظریه پردازی به فضای تولید علم نزدیک است، که این کار علمی است.

هر کار علمی لزوما کار روشن فکری نیست همان طور که هر کار روشن فکری لزوما کار علمی نیست.

اما در قضیه آزاداندیشی متغیرش چیست؟ متغیرش این است که شما می خواهید کارکرد انتقادی بدهید به کار، آزاداندیشی3 فرض دارد، یا یکی یا دوتا یا هر سه تایش محقق می شود.

فرض اولش این است که شما یک رویکرد انتقادی دارید که به آن رویکرد critical می گویند.

در رویکرد critical اتفاق مهمی که می افتد، این است که شما به یک چیزی انتقاد دارید، منتها نه به حدی که در کشور ما جا افتاده است.

اینقدر این حوزه در آزاداندیشی قوی است که در دنیا یک مکتب فلسفی - جامعه شناختی- اقتصادی برای آن وجود دارد: مکتب انتقادی .

جریان انتقادی یک ساز و کاری دارد.

حالا ما در کشورمان که کار انتقادی می کنیم، فضای روشن فکری نداریم.

آن ها کاملا در انتقاد مانده اند که البته آن هم خوب نیست؛ ولی یک بخش آزاداندیشی، رویکرد critical است.

مثلا فرض کنید در اقتصاد، یکی بیاید وضع موجود را نقد کند.

حتما کسی که رویکرد آزاداندیشی و روشن فکری دارد، حتما به شرایط روز برمی گردد.

یعنی حتی اگر شما یک چیز انتزاعی در عالم را مطرح کنید، ممکن است شما نظریه علمی بدهید که اصلا ربطی به زندگی روزانه مردم نداشته باشد، یک چیز مثلا بی ربط را بگویید، اما لزوما فضای آزاداندیشی به اینجا برمی گردد.

یعنی کاملا در همین چهارچوب سیر می کند.

خب، در این چهارچوب، رویکرد انتقادی (critical) مرحله اول است.

خیلی خب، شما آمدید نقد کردید که چنین چیزی نیست.

مثلا وضع اقتصادی موجود را نقد کردید.

بعد باید شما یک رویکرد تحلیلی داشته باشید به اینکه چرا خوب نیست؟ چرا این وضع مثلا از نظر علمی، از نظر تکنیکی، از نظر روش و .

خوب نیست؟ مرحله دوم، مرحله analytic است.

مرحله analytic یا مرحله تحلیلی، یک حوزه آزاداندیشی تحلیلی است، اینکه شما در تلویزیون بنشینید به تحلیل گری، می گویند فلانی تحلیل گر است، اهل تحلیل است؛ مثلا تحلیل پدیده های سیاسی، پدیده های اقتصادی، فرهنگی و .

این متأسفانه یکی از ضعف های کلیدی است، در گرایش علوم سیاسی 2 واحد درس تحلیل گری نداریم.

در روابط بین الملل نداریم، در اقتصاد نداریم، در جامعه شناسی و فرهنگ نداریم، در هیچ یک از رشته هایمان گرایش تحلیل گری نداریم که شما بعنوان کسی که لیسانس گرفتید، فوق لیسانس گرفتید، دکترا گرفتید در این حوزه ها، صدایتان می کنند که بیایید در روزنامه ای، رسانه ای، تلویزیونی، مسجدی، دانشگاهی.

که آقا بیا بگو این چی بود؟ شما تحلیل گر ندارید، تحلیل گر پدیده­های سیاسی؛ یعنی کسی که بتواند آنالیز کند.

بعد از این که انتقاد کردید و تحلیل کردید که چرا خوب نیست و چرا این جوری شده است، بخش سوم، تبیین است؛ یعنی باید بگویید که پس چی به جای آن؟ این رویکرد تبیینی در فلسفه علم می شود رویکرد doctorinal.

پس شما از برخورد critical، به analytic، و به doctorinal، یک سیر کامل در آزاداندیشی می بینید.

کسی که همین شرایط روز و موجود وضع اقتصاد و ترافیک و دود و وضع آلوده هوا و بهداشت و همین وضع فرهنگی و مدرک گرایی و جو فرهنگی و وضع بدحجابی و.

همه چیز را پذیرفته است، می گویید: پس آزاداندیشی نکن! اما کسی که می خواهد آزاداندیشی کند، اولین مسأله اش این است که به همین وضع موجود نقد داشته باشد و رویکردش critical است.

بعد که نقد کرد، می بینید که این توی نقد ماند، خیلی خب، حالا ذهن همه را شفاف کردیم که دود هست و مثلا برای بهداشت و درمان مردم ضرر دارد.

ترافیک هست، اعصاب مردم اینجوری می شود.

خیلی خب، این را شما همه را شفاف کردی، روشن کردی، اما دیگر ادامه نداشت، این یک قسمت آزاداندیشی است.

بعد می آید قسمت دوم را می گوید، می آید آنالیز می کند، تحلیل میکند پدیده ها را.

این دومی هم انجام می شود.

ولی آزاداندیشی جامع زمانی است که طرف بیاید سومی آن را هم انجام دهد.

می گوید آقا اگر این وضع آلودگی هوا بود و این جوری بود و نقد کرد، تحلیل می کند که چرا؟ و تبیین می کند و طرح جایگزین به جای آن می دهد.

این می شود برخوردی که دیگر دکترین دارد.

پس اگر این 3 جزء critical، analytic و doctorinal انجام شد، آزاداندیشی صورت گرفته است؛ حالا چه یکی از آن ها چه هر سه تای آن ها، منتها اگر سومی انجام شود، کار زیباتر از همه است.

به دلیل اینکه دیگر شما نسخه پیچیده اید که چه کار باید کرد.

خب، این به شدت در فضای روشن فکری است.

یعنی اگر شما چنین کارکردی ترتیب بدهید، فضای آن، فضای روشن فکری است.

پس کار روشن فکر نقد وضع موجود و ارائه راهکار است.

وقتی شما آمدید مساله آزاداندیشی را اینجوری مطرح کردید، دست گذاشته اید روی مسائل روز که جذابیت دارد برای همه.

چون اگر بحث علمی باشد، احتمالا 50 نفر در آن سالن می نشینند ، وسطش خمیازه می کشند و شبکه 4 هم ضبط میکند و پخش میکند! اما مسائل آزاداندیشی، مسائل مبتلا به روز است، یعنی یک حرف ذهنی و فضایی نیست.

به این دلیل، شما بهتر است بجای تمرکز روی کرسی نظریه پردازی، بروید سراغ آزاداندیشی، مگر اینکه شرایط استثنایی پیش بیاید.

باید چهره های جدید و جوان پا به عرصه بگذارند ما اگر در هر کدام از مجموعه هایمان یک بحث آماده کنیم، و کسی که این کار را کرده است، راه بیفتد و در بقیه ی کرسی ها این را بگوید، کار، عملیاتی می شود.

این تا این یک موضوع را 10 بار برود بگوید، هر بار که جایی ارائه می کند، یک تجربه جدید کلاس داری است، یک سوال جدید است که به آن فکر نکرده است و حالا باید برود در مورد آن تحقیق کند و مدام پخته تر می شود.

یعنی اگر بار یازدهم بیاید بگوید، دیگر با آن بار دهم زمین تا آسمان فرق می کند.

منتها اگر شما تصمیم گرفتید که همه این را شما خودتان عمل کنید، این کار را مجموعه مثلا فلان پژوهشگاه با فلان بودجه و فلان دانشگاه نتوانستند انجام دهند.

برای شما هم مقدور نیست.

ته آن هم می رسید به 10، 20 تا آدم، خب این 10، 20 تا آدم مگر واقعا قرار است که همه چیز را این ها پاسخ بدهند؟ بعد هم همه اش موضوعاتی است که این ها می توانند بیایند بگویند؟ دامنه 2 چیز را باید بست، یکی دامنه موضوعات و دوم دامنه آدم هایی که باید بروند درس بدهند، این ها را باید بست.

این معنایش این است که یک دوره 2، 3 ساله تربیت سخنران، تربیت استاد و چهره کردن .

، چرا من می گویم شما مطلبی را که یک آدمی در دانشگاه شما آمد در دانشگاه خودتان گفت سریع هماهنگ کنید که به دانشگاه های دیگر هم برود و بگوید.

برای اینکه 2 تا حالت رخ بدهد، یکی اینکه این تربیت شود بعنوان سخنران و کلاس دار، دوم اینکه این چهره بشود.

وقتی که پایش را از دانشگاه خودش گذاشت بیرون و رفت مثلا دانشگاه صنعتی اصفهان یک جلسه سخنرانی کرد و آمد بعد می گویند که یک نفر از بچه های امیرکبیر آمده سخنرانی کند.

آن ها هم کنجکاوی می کنند ببینند کسی که از امیرکبیر آمده چه می گوید؟ این خودش وقتی که بیرون از فضای دانشگاه خودشان بحث می کند، هم این راتجربه می کند و هم چهره می شود.

ما باید تا 2 سال دیگر 1000 تا 2000 تا آدم داشته باشیم که سخنرانی کنند.

آن روز وقتی 100 تا برنامه اجرا کرده است، دیگر می تواند مطالب خیلی گسترده تری هم بگوید.

ما باید با ذخیره واژگان یک موضوع فعلا برویم جلو، پس روش کار این است.

منظور از این آزاداندیشی، این است که یک آدمی یک موضوعی را تولید کند شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از وبسایت وزارت علوم تحقیقات فناوری معاونت فرهنگی اجتماعی، کدخبر: 060 ، تاریخ انتشار:3 ، تیر 97، www.

korsiha.

ir
کلید واژه ها: آزاد - جراحی - دانشجو - دانشگاه - تولید - روشنفکری - انتظار - اقتصاد - فکری - اهمیت - دفترچه - فضایی - کنکور - پدیده - پزشکی - جمجمه - سینه - علمی - رشته

آخرین اخبار سرویس:
رویداد شتاب با محوریت شهر الکترونیک در بانه آغاز شد

دانشگاهی که با 35 دانشجوی حقوق شروع کرد/ رقابت تنگاتنگ دانشجویان علوم انسانی در دانشگاه آیت الله بروجردی

رفتار و مکالمات شما همواره تحت نظر است/ ماهواره های جاسوسی تجارتی نوین برای قرن های آینده

پروژه مسکن مهر عاملی برای رانت خواری عده ای شد

وضعیت فوق العاده در دانشگاه آمریکن در پی گزارش حضور فردی مسلح

واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد، فرصتی تازه برای آموزش برابر

محقق داماد: مسئولان از نظر اندیشمندان تبعیت نمی کنند / باید مردم را آزاد گذاشت تا همه نظر بدهند

سومین کنفرانس بین المللی سنجنده ها ومدل ها

فاضل لاریجانی موفقیت تیم داوری ایران در مسابقات جام جهانی را تبریک گفت

برگزاری کنگره شهدا با همکاری سپاه قدس گیلان به میزبانی دانشگاه آزاد اسلامی

دانشگاه آزاد: برگزاری هرگونه اردوی مختلط و کنسرت در دانشگاه ممنوع است

غلامی: مسئولان برای تعدیل حکم دانشجویان بازداشتی محبت آمیز نگاه کنند

طرح های کسب و کار دانشجویان دانشگاه علوم کشاورزی گرگان موفقیت آمیز بود/ حمایت از طرح برتر دانشجویی برای پرورش مرغ گوشتی

بزرگداشت امامزاده ابراهیم (ع) و تجلیل از حافظان قرآن شیراز در قاب تصاویر

برپایی کنگره ای برای پیوند جامعه پزشکی و زیست شناسان کشور/آخرین مهلت ارسال مقاله

امضای تفاهم نامه ای برای کمک به ایجاد و توسعه کسب و کار های فن آور

فقط 30 درصد از بودجه دانشگاه ها تاکنون محقق شده/ شرایط ارزی کشور بر دانشگاه ها تاثیرگذار است

رویکرد انضباطی در اجرای «طرح عاری از دخانیات» نداریم/ پیگیری وزارت علوم برای جلوگیری از استعمال دخانیات در سایر دانشگاه ها

45 طرح پژوهشی محققان دانشگاه علم وصنعت حمایت می شود

رییس دانشگاه آزاد اسلامی استان گیلان: نقش های تعریف شده در ماموریت روابط عمومی ها کاربردی شود

اعزام دانشجویان بسیجی به روستای گنجگون بویراحمد

مساعدت 50 درصدی وزارت علوم در پروژه های عمرانی دانشگاه محقق اردبیلی

دومین دوره مسابقات آزاد شطرنج کشور

افزایش 20 درصدی حضور دانشجویان در چهاردهمین المپیاد ورزش دانشگاهی

بابلسر میزبان نخستین رویداد بین المللی توسعه و مهندسی ساختار

خشک شدن تالاب گاوخونی خطر سونامی نمک را در پی دارد

دبیر شورای قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان شرقی انتخاب شد

فیلم/ توصیه وزیر علوم به متقاضیان تحصیل در خارج از کشور

بخشنامه هشت ماده ای فرهنگی ابلاغ شد

شهریه ترم تابستانی کارشناسی دانشگاه علم و صنعت

حل مشکل تبدیل وضعیت اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور

افتتاح خط تولید تشخیص قطعی المنت شیشه عقب خودرو در تاکستان

ممانعت از حضور دانشجوی بدهکار در جلسه امتحان غیرقانونی است

برگزاری هرگونه اردوی مختلط و کنسرت در دانشگاه ممنوع است

شهریه ترم تابستانی دوره کارشناسی دانشگاه علم و صنعت

چهل و یکمین دوره مسابقات سراسری قرآن استان اصفهان

مرز آب و خاک از منظر فضا+تصویر

شهریه ترم تابستانی دوره کارشناسی دانشگاه علم و صنعت اعلام شد

معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد:برگزاری هرگونه اردوی مختلط و کنسرت در دانشگاه ممنوع است

دانشگاه آزاد: برگزاری اردوی مختلط و کنسرت در دانشگاه ممنوع است

منطقی خبر داد ساخت و طراحی اجزای پهپاد از سوی شرکت های دانش بنیان داخلی

کاهش گازهای گلخانه ای با پرورش «سرخس»

برگزاری هرگونه اردوی مختلط و کنسرت در دانشگاه ممنوع است

احکام اعضای شورای امر به معروف و نهی از منکر دانشگاه آزاد ابلاغ شد

ساخت اجزای پهپاد توسط شرکت های دانش بنیان داخلی

منصور غلامی: مسئولان نگاه محبت آمیز به دانشجویان بازداشتی داشته باشند/ خواهش ما از قوه قضاییه این است که در برخوردهایی که ما می بینیم تعدیل کنند

سوسک و مار رباتیک برای تعمیر موتور هواپیما ها تولید شد

دانشگاه زنجان میزبان جشنواره قرآن و عترت دانشجویان شد

چهر ه های ماندگار ریاضی دانشگاه صنعتی شریف تقدیر شدند

چهر های ماندگار ریاضی دانشگاه صنعتی شریف تقدیر شدند

بررسی «افراط گرایی تکفیری» در مالزی

فعالیت های قرآنی به برکت انقلاب اسلامی پررنگ تر شده است

پذیرش 236 خوزستانی در آزمون اعطای مدرک تخصصی به حافظان قرآن

راهیابی دو دانشجوی دانشگاه بیرجند به مرحله نهایی جشنواره قرآن و عترت

نحوه و زمان تسویه حساب وام های دانشجویی اعلام شد

ادامه پیگیری ها در خصوص دانشجویان بازداشتی

آخرین پی گیری های وزارت علوم برای تعدیل حکم دانشجویان بازداشتی

آغاز دومین جشنواره فرهنگی استادان و کارکنان دانشگاه فرهنگیان سراسر کشور در همدان

تابستان امسال خوابگاه صرفا به دانشجویان تحصیلات تکمیلی دارای کار پژوهشی خاص تعلق می گیرد

بازی ویدیویی برای تدریس مهندسی برق!

سرپرست جدید دانشگاه صنعتی قم منصوب شد

صندوق رفاه نحوه و زمان تسویه حساب وام های دانشجویی را اعلام کرد

تبیین فعالیت های دینی ایران در سریلانکا

مهلت ثبت نام فراخوان پذیرش اتباع غیرایرانی در دانشگاه تربیت مدرس تمدید شد

مرحله دوم المپیاد علمی دانشجویان علوم پزشکی از 13 مردادماه برگزار می شود

آخرین مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

فردا؛ آخرین مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

تحصیل دانشجویان 85 کشور دنیا در دانشگاه های ایران

فردا آخرین مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

خبر خوش برای دانشگاه آزادی ها

مرحله نهایی المپیاد علمی- دانشجویی

رویکرد انضباطی در اجرای «طرح عاری از دخانیات» نداریم/ پیگیری وزارت علوم برای جلوگیری از استعمال دخانیات در سایر دانشگاه ها

آغاز دومین دوره مسابقات شطرنج اپن کشور درخرم آباد

اعلام آخرین فرصت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

ابلاغ اساسنامه دانشگاه علمی کاربردی/ لزوم اجرای جدی طرح ساماندهی مراکز آموزش عالی

اوقات فراغت به وقت دانشجویی

فردا آخرین مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

350 دانشجوی اردبیلی به مناطق عملیاتی غرب کشور اعزام شدند

28 تیر پایان مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

فردا آخرین مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

علیزاده: وزیر علوم حمایت ویژه ای از ورزش دانشگاهی دارد/ رشد 20 درصدی حضور دانشجویان در المپیاد

تسویه حساب صنعتی شریفی ها با استاد ممتازشان

المپیاد علمی دانشجویی کشور از فردا آغاز می شود

انتخاب رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

نرخ مطالعه ایرانیان بالاخره تعیین شد: 11 دقیقه

ابلاغ سرفصل های بازنگری شده 17 رشته تحصیلی دانشگاه آزاد

اعطای کارت بانکی تسهیلات اعتباری به دانشجویان دانشگاه آزاد

لزوم استفاده از خرد جمعی در تصمیم گیری ها

فقط 30 درصد از بودجه دانشگاه ها تاکنون محقق شده/ شرایط ارزی کشور بر دانشگاه ها تاثیرگذار است

کشف 12 قمر جدید که دور مشتری مدار می زنند

محمدتقی طغرایی رییس مرکز کارآفرینی دانشگاه هنر اصفهان شد

تنها 30 درصد از بودجه دانشگاه ها تاکنون محقق شده/ شرایط ارزی کشور بر دانشگاه ها تاثیرگذار است

آخرین مهلت انتخاب رشته ارشد 97 دانشگاه آزاد

سرفصل های بازنگری شده 17 رشته تحصیلی دانشگاه آزاد ابلاغ شد

واحد الکترونیکی، راهی برای ادامه تحصیل

ثبت ­نام 800 دانشجو در فرصت تحقیقاتی با برگزیده جایزه مصطفی(ص)

معرفی مسئول بسیج اساتید دانشگاه های تهران

رییس پژوشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی انتخاب شد

پورعباس خبر داد اعطای کارت بانکی تسهیلات اعتباری به دانشجویان دانشگاه آزاد

ابلاغ سرفصل های بازنگری شده 17 رشته دانشگاه آزاد

پیرامون آزاداندیشی و نظریه پردازی

پیرامون آزاداندیشی و نظریه پردازی