مطالب مرتبط:
رییس دانشگاه آزاد اسلامی در بازدید از مجتمع سوهانک دانشگاه آزاد ساختمان سوهانک را رسماً تحویل گرفت/ استقرار 30 هزار دانشجوی تهران مرکز در مجتمع جدید
اعتکاف رمضانیه در «مسجد دانشگاه شریف»
حمایت کمیته امداد استان مرکزی از 859 دانشجوی تحت حمایت
با حضور چهره های انقلابی صورت گرفت برگزاری ضیافت افطاری اساتید و دانشجویان بسیجی دانشگاه تربیت مدرس
آیا ظرفیت دانشگاه ها به ازای اعمال سهمیه ها افزایش می یابد؟
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 24 خرداد 1397 ساعت 08:452018-06-14سياسي

گزارشی از رادمردی های شهیدمحمد فاضل، دانشجوی نخبه دانشگاه شریف


وقتی افراد گروه اخلاص، وارد سوسنگرد شدند که هنوز سر و کله عراقی ها در شهر پیدا نشده بود.

دشمن از شهر فاصله داشت.

لحظه ها بسختی می گذشت.

محمد فاضل و بچه های گروه اخلاص در تب و تاب درگیری با عراقی ها دویدند سمت میدان اصلی.

- وضعیت بسیار آشفته بود و نمی دانستند تکلیف چیست.

شعار سال": تاریکی بر شب سنگین تاسوعای سوسنگرد خیمه زده بود.

صدای رگبار و گلوله تانک لحظه ای قطع نمی شد.

دیگر دانشگاه برای فاضل جذابیتی نداشت، شاید حال و هوای جنگ بود که این جذابیت را کم رنگ می کرد و تا وارد دود و باروت جبهه نمی شد، قدرت تصمیم گیری برایش سخت بود.

خیلی ها برایش استدلال می آوردند که بنشیند پای درس و برای خودش و آینده کشور مهندس قابلی شود.

محمد اما وقتی می افتاد به سبک و سنگین کردن، دلش سمت جبهه را می گرفت.

وقتی فرماندهان سپاه او را شناختند، از رفتنش به جبهه جلوگیری کردند تا از او در پست­ های کلیدی استفاده کنند.

محمد اما نماند و خودش بی اسلحه رفت سه راه سوسنگرد و پرید پشت یک وانت گذری تا رسید سوسنگرد.

بچه های گروه اخلاص سمت رودخانه خیز برداشتند و در انتهای خیابان به تعدادی عراقی هجوم بردند، فاضل دوید همان سمت.

آتش سنگین دشمن، بچه ها را مجبور به عقب نشینی به سمت مرکز شهر کرد.

فاضل آخرین رگبار را سمت عراقی ها گرفت.

زمزمه عملیاتی بزرگ، توجه فاضل را جلب کرده بود.

او در مقر فرماندهی سپاه هویزه دنبال علم الهدی می گشت تا با او هماهنگ شود.

علم الهدی همچنان نیروها را تشویق به پیشروی می کرد.

یک تانک عراقی در حال فرار بود.

یکی از بچه های گروه اخلاص زانو زد و یک موشک به طرفش شلیک کرد.

بچه ها در دشت پراکنده شدند.

بیشتر عراقی ها تانک و تجهیزات خود را رها کرده و به روستاها پناه برده بودند.

برای جمع آوری غنایم از کسی کاری ساخته نبود.

ناگهان فاضل راهش را به سمت تانک در حال مقاومت ، کج کرد و دوید.

ایستاد و با آرپی جی شلیک کرد.

موشک کلاهک تانک را منهدم کرد و دود از آن بلند شد.

راننده تانک تلاش می کرد خود را از تانک بیرون بکشد، اما در میان شعله آتش شعله ور شد.

فاضل دوید سمت تانک و عراقی را نجات داد.

دوست نداشت جنگندگی را در کشتن خلاصه کند.

از روی خشن جنگ گریزان بود.

وقتی آن عراقی را نجات می داد، دنبال انسانیت در دل جنگ می گشت.

می خواست مثل عراقی ها نجنگد و دنبال گم شده خود بود.

یک بار که پدرش میزبان دکتر شریعتی بود، دکتر از سؤالات کنجکاوانه محمد نوجوان، پی به نگاه تیز او به آینده برده بود.

او دست محمد را توی دست پدر گذاشت و گفت: حاج آقای فاضل، قدر این بچه را بدان.

او جواهر است.

محمد در نوجوانی به شعر مولوی و حافظ روی آورده بود.

بعد نماز صبح، برای رفتن به خط مقدم مهیا شدند، هنوز منطقه ساکت بود.

ساعت هشت صبح سر و کله دو فروند هواپیمای عراقی پیدا شد و بعد هم توپخانه دشمن شروع به کارکرد.

حضور فاضل در تصرف لانه جاسوسی، تا چند ماه حتی از نگاه خودی ها مخفی مانده بود، دلیلی نداشت نزد کسی در موردش صحبت کند و کسی سردرنمی آورد آنها چه می کنند.

بعداً معلوم شد که او در هسته مرکزی دانشجویان پیرو خط امام قرار دارد.

کارشان بی سروصدا و کاملاً محرمانه و مخفی بود.

فقط نفرات اصلی در جریان کارشان قرار داشتند.

او با چند دانشجوی دانشگاه شریف و تعدادی از دانشگاه امیرکبیر و علم وصنعت و چند دانشگاه دیگر دورهم جمع شدند و نقشه کشیدند.

شروع کارشان در پوشش تظاهرات 13آبان بود، اما نگفته بودند که می خواهند چه کار کنند.

مسیر تظاهرات را به نشانه اعتراض به عملکرد دولت امریکا به سمت سفارت تغییر دادند و شعارهای ضدامریکایی را شدت بخشیدند.

تعداد دانشجویان هر لحظه بیشتر می شد.

خیابان طالقانی یک پارچه پر شد از دانشجویان خشمگین از امریکا.

کم­ کم مردم هم وارد تظاهرات شدند.

خیابان های اطراف سفارت بیست و چهار ساعته پر از جمعیت بود و دل دانشجویان قرص شده بود.

نخستین اسناد را که ترجمه کردند، فهمیدند درست آمده اند و آن سفارت، مرکز جاسوسی و توطئه است.

بعد که امام کارشان را انقلاب دوم تفسیر کرد، کمی سروسامان گرفتند.

وقتی هم امریکایی ها در جریان عملیات طبس، برای نجات گروگان ها شکست خوردند، آنها را در شهرهای مختلف پخش کردند و دیگر از طرف سران امریکا عکس العملی مشاهده نشد.

فاضل با یک خیز کمی جلوتر رفت تا به خاکریز خط اول رسید و در انتظار دستور پیشروی.

تانک ها پشت سرشان در فاصله صدمتری موضع گرفته و به سوی خاکریز عراقی ها که در یک کیلومتری مستقر بودند، شلیک می کردند.

فاضل متوجه سمت راست جاده شد که علم الهدی فعال شده بود.

فاضل رفت تو فکر، چرا دستور حمله صادر نمی شود؟ این همه معطلی برای چیست؟ عراقی ها دارند به ما نزدیک تر می شوند.

ناگهان بی سیم چی فریاد زد: دستور پیشروی صادر شد.

آماده باشید.

علم الهدی سراسیمه حرکت کرد.

اندکی بعد، همه از خاکریز بالا رفتند و سمت تانک ها خیز برداشتند.

دوباره سروکله هواپیماها پیدا شد.

چند لحظه بعد، صدای انفجار مهیبی از پشت سر شنیده شد.

شک و ابهام، تمام وجود فاضل را فرا گرفت.

با وجود این، رو به بچه ها کرد و گفت: سریع بر گردید سر جای اول.

فاضل حس می کرد پشت خاکریز، حال و هوای ساعت قبل را ندارد؛ چقدر خلوت شده بود.

از تانک های خودی خبری نبود.

اوضاع مشکوک به نظر می رسید و بدون اطلاع، پشت بچه ها را خالی کرده بودند.

کسی پاسخ بی سیم چی را نمی داد.

حرف های ضد و نقیضی از بی سیم شنیده می شد، جملاتی از این قبیل مجبورم تانک را رها کنم.

کسی با عقب نشینی موافق نبود.

دو نفر به زمین افتادند.

یک رگبار دیگر کافی بود که بقیه را به زمین بریزد.

فاضل سمت یک کپه خاک خیز برداشت و سپس کنار جاده را گرفت و عقب کشید.

بین راه، یکی از زخمی ها را بلند کرد و او را عقب کشاند.

صدای تیراندازی دشمن نزدیک تر شد.

سه نفر خسته و کوفته، به سختی خودشان را جلو می کشیدند.

دنبال آرپی جی بودند که به جنگ تانک ها بروند.

ناگهان یکی از آنها به خودش پیچید و در خاک غلتید.

فاضل دوید سمت او، پذیرفته بود که در محاصره قرار گرفته و هیچ راه نجاتی نبود.

فاضل کنار جاده به سمت نزدیک ترین تانک شلیک کرد.

حالا او ماند و دو نفر دیگر.

خورشید رسیده بود به انتها و نورش بی رمق بود.

انگار از آنجا زل زده بود به نبرد بچه ها.

ویزویز گلوله ها تمامی نداشت.

فاضل با چند خیز نفسگیر، کمی عقب کشید.

یک هو مثل پلنگ از جا کنده شد.

هنوز دو نارنجک داشت.

از پشت جاده می توانست نارنجک را پرت کند سمت چند عراقی تا مانع پیشروی آنها شود.

احساس می کرد به خوشبختی نزدیک شده است و در عالمی دیگر فرو رفت.

چشم چرخاند رو به آسمان.

انگار کسی صدایش می زد.

قلبش به تندی می تپید و صورتش گُر گرفته بود.

نگاهش عراقی ها را می پایید، اما وجودش در عرش و شادی وصف ناپذیر سیر می کرد.

نزدیکی به خدا چقدر لذت بخش است.

حالا از آن تفألی که به قرآن زده بود، بهتر سر درمی آورد.

آیه ای در برابر خود مشاهده می کرد که خلاف توصیه دوستان و اقوام بود.

به برجای ماندگان بگو: به زودی به سوی قومی سخت زورمند دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید، یا اسلام آورند.

پس اگر فرمان برید، خدا شما را پاداش نیک می بخشد، واگر روی بگردانید، شما را به عذابی پر درد معذب می دارد.

بی شمار این آیه را تکرار کرد.

هر بار که وسوسه های شیطانی سراغش می آمدند و او را از رفتن به جبهه منع می کردند، موی بدنش سیخ می شد.

لبخند بر چهره اش نشست.

جنگ در نظرش به شکلی دیگر مجسم می شد و آن وعده های خدا را در برابر خود می دید.

انگار آسمان زمینی شده بود که با او همصدا شود.

انگار همه شیرینی لحظات شهادت بچه های گروه اخلاص نصیبش شده بود.

مرگ در نظرش خوار و ذلیل شده و ترس چه کم رنگ شد.

دوروبرش فقط دود و گرد و خاک بود.

انگار فرمانده عراقی متوجه شده بود که تنها با چند نفر رودر رو است.

غرور فاضل انگار بدجوری عراقی ها را جوشی کرده بود.

در خیز بعدی به شهیدی رسید که کنارش آرپی جی افتاده بود.

آن را برداشت و دوید.

یک عراقی پشت مسلسل روی تانک، چشم تیز کرده بود تا هر جنبده ای را به رگبار ببندد.

چشمش که به فاضل افتاد، تعجب کرد.

لحظه ای تأمل برای فاضل کافی بود.

نفس در سینه حبس کرد و موشک آر پی جی را شلیک کرد.

لحظه ای بعد، تیربارچی پرت شد هوا.

صادقی دوید تا رسید به او.

یک تانک جلو کشید و شلیک کرد.

گلوله سینه جاده را شکافت و یک ترکش سرخ و مذاب خیز برداشت.

ترکش شکم فاضل را چاک داده بود.

وقتی صادقی بالا سرش رسید که نفس های آخر را می کشید.

کمی نفس گرفت و چهره اش به خنده باز شد.

نگاهش قفل نگاه صادقی شد و بسختی گفت: به پدر و مادرم سلام برسان.

انگار نفس کم آورده باشد، کلامش پاره شد.

هر چه توان داشت، به کار گرفت و بریده و نارسا ادامه داد: اللهم تقبّل هذه القربان.

و فاضل برای همیشه آرام گرفت.

تمام این لحظات به دقیقه ای بیشتر طول نکشید.

صادقی به رگبار یک عراقی از آن سوی جاده به خود آمد.

قطرات اشک را پاک کرد و با یک خیز بدون پیکر فاضل آنجا را ترک کرد.

دو، سه بار نگاهش به عقب برگشت، جز پیشروی تانک ها چیزی نمی دید.

هوا که تاریک شد، کمی آرام گرفت.

سکوتی مرگبار دشت هویزه را فرا گرفت.

آخرین فرد گروه اخلاص به هویزه رسید، اما با کوله باری از رمز و راز این گروه.

صادقی دور دست ها را نظاره می کرد.

فاضل کنار جاده به سمت نزدیک ترین تانک شلیک کرد.

حالا او ماند و دو نفر دیگر.

شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه ایران، تاریخ انتشار -، شماره: 470287
کلید واژه ها: تانک - محمد - علم الهدی - دانشگاه - جذابیت - جبهه - دانشگاه شریف - دکتر شریعتی - آینده - تصمیم گیری - لحظه - دکتر - سپاه - نجات - موشک - رودخانه - روستاها - شریعتی - درگیری - مقاومت - راننده - خیابان - جواهر - تشویق - اسلحه - گلوله - تصمیم - وانت - کشور - زانو

آخرین اخبار سرویس:
استخدام کارشناس فنی آقا و خانم در شرکت خدمات انفورماتیک

استخدام سیزده ردیف شغلی در مجموعه غذایی بل باسی

احتمال تغییر نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی

قصور وزارت آموزش و پرورش در موضوع آزار و اذیت دانش آموزان محرز شد

ابهام در انتخاب مدیرعامل بانک شهر به دلیل اختلاف شهرداران

استخدام آشپزخانه ریحون

فرمانده نیروی زمینی ارتش: ارتش و سپاه یک نیروی واحد هستند

شیطان، چه زمانی و چگونه خواهد مُرد؟

درگفتگو با اساتید وصاحب نظران مطرح شد: پژوهش،اصل و زیر بنای فعالیت های یک روابط عمومی حرفه ای

تقویت بانک اطلاعاتی برای برخورد با متخلفان

پرواز های یکشنبه 3 تیرماه فرودگاه شیراز

اموال ثبت شده خاوری را اعلام کرده ایم

اوقات شرعی امروز به افق یاسوج

جذب نشدن تسهیلات اشتغال علت یابی شود

دومین جلسه شورای هماهنگی بزرگداشت دهه کرامت استان فارس برگزار می شود

همه ایران پشت سردار است +تصویر

دبیر هیات موسس اقامتگاه های بوم گردی کشور در گفت و گو با فارس عنوان کرد اقامتگاه های بوم گردی را مسیر بی راهه تهدید می کند/ فعالان بوم گردی در انتظار برگزاری انتخابات

ترکیه - گردهمایی انتخاباتی در استانبول

جدول پخش برنامه های صدای چهارمحال و بختیاری

پیشنهاد حسین شریعتمداری به رییس جمهور

بلای خانمانسوز مواد مخدر را جدی بگیریم

لزوم تعیین سهم آذربایجان شرقی در تربیت 10 میلیون حافظ قرآن

استخدام انباردار با مهارت رانندگی در فارس

استخدام رستوران الف

شوخی "علی اوجی" با همسرش و "الناز حبیبی" + عکس

"آزاده صمدی" و ست جدیدش + عکس

استخدام مجتمع لیزر گیل تاب

استخدام صندوقدار، آشپز و نیروی ساده در رستوران

شوخی سردار و رامین با پرتاپ اوت میلاد محمدی

صفحه اول روزنامه های کشوری و استانی؛یکشنبه سوم تیرماه 97 /تصاویر

250بیمار البرزی در انتظار پیوند کلیه

توقف تولید پتروشیمی آبادان به علت شوری آب

پاکسازی لیزری گلسنگ های تخت جمشید و پاسارگاد

مجموعه ای از سخنان امام موسی صدر منتشر شد

جدول پخش برنامه های سیمای چهارمحال و بختیاری

تشریح آخرین پیشرفتهای کشورمان در زمینه مقابله با جرائم سازمان یافته

برگزاری نمایشگاه هفته حجاب و عفاف با معرفی مدل های اسلامی پوشش بانوان

ارزیابی عملکرد دستگاه قضا در سال 96/رسیدگی به 12 میلیون و 300 هزار پرونده

رتبه ادارات فارس در زمینه شکایات مردم مشخص شد

کلاهبرداری اینترنتی، معضل جدی فضای سایبری است

آشنایی با اداره کل امور ایثارگران شهرداری تهران

موزه دفاع مقدس در تازه ترین شماره نشریه تخصصی "ICOMAM" معرفی شد

مقابله با تبعات اقتصادی اقدامات خصمانه آمریکا در دستور کار پارلمان ایران

استخدام نیرو جهت انجام امور اداری و مالی در شرکت راهسازی

مستند «پدر معنوی» ساخته شد

محتوا یعنی اینکه روابط عمومی حرفی برای گفتن داشته باشد!

جزییات نامه ای با امضای 5000 پرستار

سرنوشت مصادره های پس از انقلاب

مهمترین اخبار جهان (7-19)

تعیین تکلیف دانشگاهها در طرح تحول تا سال آینده/تقویت ارتباط با فارغ التحصیلان

برگزاری دومین پیش نشست کنفرانس بین المللی گردشگری و معنویت در جمکران

در گفت وگو با فارس تبیین شد روش های مختلف آشنایی پیش از ازدواج/ آیا در زندگی پایدار عشق اولیه اهمیت دارد؟

انجمن‎های میراث فرهنگی اهواز تجلیل می‎شوند/ دوشنبه‎‎های گردشگری اهواز به راه می‎افتد

مقابله با تبعات اقتصادی اقدامات خصمانه آمریکا در دستور کار پارلمان ایران

ظرفیت های مازندران با برگزاری جشنواره های منطقه ای معرفی شود

اشتغال 20 هزار نفری سخت تر از جذب اعتبار راه آهن نیست

از آلماتی تا آستانه؛ مدل قزاقی تغییر پایتخت

ظرفیت های مازندران با برگزاری جشنواره های منطقه ای معرفی شود

83 سال پیش چه کسانی زنده به گور شدند؟ + عکس ها

غایبان بزرگ جلسه مجمع تشخیص چه کسانی بودند؟ (عکس)

حماسه کویر نشینان در تاریخ ثبت شد/ ایران، طرح نفتی آمریکایی ها را ناکام گذاشت/ ترامپ خودروهای اروپایی را تهدید کرد/ جنگ سنگین اینستاگرام با یوتیوب و توییتر بر سر «ویدیو، پادشاه آینده» کلید خورد

برخی اعتدالیون نمی خواهند "اصلاح طلبان" حامی روحانی باشند/ از اینکه به آقای روحانی رأی دادیم پشیمان نیستم

سه نگرانی پیامبر(ص) در مورد امتش

دفاع یک سینماگر از حضور جواد یساری در فیلم خویش

اخراج سخنگوی کاخ سفید از یک رستوران

انتخابات زودهنگام ترکیه؛ رقابت دو دیدگاه نظام پارلمانی و ریاستی

انتخابات ترکیه 2 415 ناظر بین المللی بر انتخابات سراسری ترکیه نظارت می کنند

ایران همیشه با سربلندی از زیر فشارها و توطئه های دشمنان خارج شده است

یادداشت/ حسن رضایی اصلاحات چیزی که نیست!

استحکام دوستی بین ایران و گرجستان در گرو ارتقای روابط اقتصادی

سرنوشت مصادره های پس از انقلاب

دیدار لاریجانی و روحانی با رهبر انقلاب درباره لایحه FATF / مجلس هنوز تصمیم قطعی نگرفته است

ظرفیت های مازندران با برگزاری جشنواره های منطقه ای معرفی شود

چالشهای کسب پیروزی اردوغان در انتخابات امروز

6 نام و یک کرسی

انتخابات زودهنگام ترکیه؛ ماراتنی نفسگیر

انتقال پای شهیدبا ساک !

نمایشگاه بین المللی تهران باید تعطیل شود

به فرموده امام صادق(ع) با انجام این 3 عمل دیگر ضرری به انسان نمی رسد

لحظه زیبا که دختر هنرمند ایرانی جایزه اش را با مادرش تقسیم می کند+ عکس

احتمال تغییر نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی/فعلا، ملاک 2 سال آخر بیمه پردازی است

آتش و خشم در کاخ سفید ترامپ (قسمت 116) / طلب اتحاد برای حزب پر اختلاف

وفاداری والاتر (قسمت 24)/ رویارویی با قلدرهای مدرسه

واکنش سید محمد خاتمی به نامه مذاکره مستقیم با امریکا

جشن عروسی 2 بازیگر در یک سریال+ تصویر

عکس تکان دهنده و حمله یک بازیگر به مدیران امور آب

واکنش رییس قوه قضاییه به ماجرای ویلای لواسان

سیلی کشیش فرانسوی به صورت نوزاد کلیسا را در بحران غرق کرد+ فیلم

زن ثروتمند با وسایل آرایش و جواهراتش دفن شد+ فیلم

ساخت پرتزهایی که احساس دارند+تصاویر

چرا "دلواپسان" در قبال اجرای کرسنت در دولت احمدی نژاد سکوت کردند؟!

تصاویر بی نظیر عکاس بزرگ از دنیای حشرات

جنایت تکان دهنده در هند/ قتل و تجاوز به دختر 6 ساله

روش های حل و فصل خودمانی اختلافات کارگر و کارفرما

روزنامه استخدامی استان خراسان جنوبی و شهر بیرجند | یکشنبه 3 تیر 97

روزنامه استخدامی استان خراسان شمالی و شهر بجنورد | یکشنبه 3 تیر 97

سید مهدی سیدی از تبدیل پادگان آموزشی به دهکده اقتصاد مقاومتی تا شوری زدایی زمین ها

حسین سهرابی, مصطفی ایزدی, هادی مراد پیری, حمیدرضا حاتمی ترویج فرهنگ دفاع مقدس؛ آسیب شناسی، ارائه مدل و راهکارها

روزنامه استخدامی استان البرز و شهر کرج | یکشنبه 3 تیر 97

نامه ای که میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را ناراحت کرد

گزارشی از رادمردی های شهیدمحمد فاضل، دانشجوی نخبه دانشگاه شریف

گزارشی از رادمردی های شهیدمحمد فاضل، دانشجوی نخبه دانشگاه شریف