مطالب مرتبط:
مسئولیت کامل سلامتی آیت الله قاسم برعهده حکومت بحرین است
پیام تسلیت آیت الله نوری همدانی در پی درگذشت حجت الاسلام حسنی
آیت الله مسعودی خمینی: جامعه مدرسین پس از رحلت امام (ره) از اهداف اولیه خود فاصله گرفت
آیت الله نابلسی: تهدید به تحریم مقاومت مسئله جدیدی نیست و ما را نمی ترساند
اختصاصی فارس/ شهادت جانشین یگان امداد خاش در حمله ناجوانمردانه افراد مسلح + عکس
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 3 خرداد 1397 ساعت 14:262018-05-24سياسي

تکرار/ در گفت وگو با فارس عنوان شد روایت حمله تروریستی ناموفق به آیت الله سید رضی شیرازی


در نزدیکی منزل دیدم که جوانکی پیدا شد و هفت تیری را از جیبش در آورد و با خونسردی تمام شروع به شلیک کرد.

اولین تیر به دستم خورد.

- دومی را می خواست به سرم بزند که از میان عمامه ام رد شد و به سرم نخورد.

خبرگزاری فارس" ـ گروه تاریخ: سوءقصد به آیت الله سید رضی حسینی شیرازی از عالمان مبارز تهران در مردادماه 1358، دستمایه ای شد برای پژوهشگران که ترورهای فرقان را کور و غیرهوشمند قلمداد کنند.

آیت الله شیرازی اما، این تلقی را باطل و ناشی از ناآگاهی این طیف از پیشینیه سیاسی خود و خاندانش ارزیابی می کند.

او در این گفت وشنود تاریخی، ضمن بازگویی ناگفته هایی از ماجرای ترور خویش، سرفصل هایی از خاطرات سیاسی خود را نیز مرور نموده است.

با سپاس از حضرت ایشان که به رغم اشتغالات علمی و بنای خویش بر عدم مصاحبه، با ما به گفت وگو نشستند.

*با تشکر از جنابعالی برای شرکت در این گفت وگو، به عنوان اولین سئوال بفرمایید پیش از انقلاب و شروع ترورها، شناخت شما از گروه فرقان چقدر بود و ماجرای ترور شما چگونه اتفاق افتاد؟ من شناخت مستقیم و بی واسطه ای از این گروه نداشتم.

پیش از انقلاب به دلیل هشدارهایی که دوست عزیزمان مرحوم آیت الله مطهری رضوان الله تعالی علیه می داد، نسبت به افکار آنها شناخت مختصری پیدا کردم.

فی الجمله مشخص بود اینها جماعتی هستند که با روحانیت مخالفند و رهبر اینها هم به دلیل پیشینه ای که با برخی از مدارس علمیه قم و تهران داشت، علیه روحانیون تبلیغ زیادی می کرد، اما نه من ارتباطی با آنها داشتم، نه آنها با من سروسرّی داشتند که بخواهند مرا ترور کنند.

اما جریان ترور به این شکل اتفاق افتاد که در یکی روزهای مردادماه سال 58، بعد از نماز ظهر و عصر از مسجد شفا بیرون آمدم.

هر روز عده ای از جوانان مسجد، مرا تا دم در منزل همراهی می کردند.

بین مسجد و منزل ما فاصله بسیار کمی هست.

آن روز به آنها گفتم: چرا دنبال من می آیید؟ لازم نیست؛ من خودم می روم.

و تک و تنها راه افتادم.

در نزدیکی منزل دیدم که جوانکی پیدا شد و هفت تیری را از جیبش در آورد و با خونسردی تمام شروع به شلیک کرد.

اولین تیر به دستم خورد.

دومی را می خواست به سرم بزند که از میان عمامه ام رد شد و به سرم نخورد.

سومی را به شکمم زد و چهارمی هم به پایم خورد.

سر و صدای شلیک باعث شد که کارگر منزل ما متوجه بشود و بیرون بیاید و آن فرد هم فرار کرد.

من با وجود این شلیک ها بی هوش نشدم و بلافاصله مرا به بیمارستان منتقل کردند.

بسیاری از آقایان علما و شخصیت ها به عیادتم آمدند و در آن مدت رهبر انقلاب مرحوم امام خمینی اعلی الله مقامه و سایر مراجع نسبت به بنده ابراز لطف کردند.

بعد از چندی چون معالجات بیشتری لازم بود، به دعوت یکی از نزدیکانمان به بلژیک رفتم.

شش ماهی آنجا بودم تا بهبودی نسبی حاصل شد.

مسلمانان و شیعیان بلژیک می خواستند مرا نگه دارند تا برای مدتی پاسخ گوی نیازهای دینی آنها باشم، ولی من برگشتم.

هنوز هم آثار آن گلوله ها در بدن من هست.

پای راستم کوتاه تر از پای چپ است و دستم تا حدی بی حس شده است، اما گلوله ای که به شکمم خورد، خیلی عمق نداشت.

*بعضی از محققین برای اثبات اینکه فرقان در ترورهای خود بی ملاک عمل می کرده، ترور جنابعالی را مثال می زنند.

آنان با توجه به اینکه وجهه علمی شما بر سایر وجوه شخصیتتان غلبه دارد، معتقدند که اینها به هر کسی که دستشان می رسیده، او را می زدند و چندان دنبال سیاسی و مؤثر بودن او نبوده اند.

چند بیت در بین روحانیت شیعه پیدا کنید که علائق و فعالیت های سیاسی داشته اند، بیت شیرازی یکی از شناخت شده ترین های آنهاست.

همه محققین تاریخ اعم از دینی و غیردینی معتقدند آغاز تحولات اخیر تاریخ معاصر ایران، از همان نیم سطر فتوای میرزای بزرگ درباره تنباکو شروع می شود.

بالطبع این احساس مسئولیت و علاقه به سیاست به خاندان میرزا هم منتقل شده بود.

ثانیاً خود من هم از دوران نوجوانی از منتقدین جدی روحانیونی بودم که به سیاست نمی پرداختند و واقعا در درون خودم احساس افتخار می کردم که جدّ من با انگلیسی ها جنگید و آنها را عقب راند.

هرچند عده ای در طول تاریخ سعی کردند که افتخار این فتوا به نام مرحوم میرزا و در واقع به نام مرجعیت شیعه ثبت نشود، اما موفق نشدند.

*اتفاقا می خواستم درباره این نکته بپرسم که برخی، ایجاد زمینه برای صدور فتوای تحریم تنباکو را به سید جمال الدین اسدآبادی نسبت می دهند.

البته من در مصاحبه هایی که درباره میرزا داشته ام، به تفصیل جواب این ادعا را داده ام.

تمام شواهد و قرائن نشان می دهند که میرزا رابطه گرمی با سید جمال نداشته است.

عمده دلیلش هم این بود که او را مشکوک می دانست! سید جمال چند روزی به سامرا آمده بود که با میرزا دیدار کند، اما میرزا او را نپذیرفت.

*مرحوم آیت الله مرعشی نجفی می گفتند که میرزا سید جمال را نمی پذیرفت، اما او شبانه از دیوار منزل میرزا بالا رفت! و وارد شد و با ایشان دیدار کرد.

من هم این مطلب را از ایشان شنیده ام و دیگران هم گفته اند، اما به صحت و سقمش نرسیده ام، چون خود ایشان هم از واسطه هایی شنیده و شخصاً ندیده بودند.

*از پیشینه سیاسی خودتان می گفتید.

بله، به هرحال، میرزا سیاستمداری بسیار هوشمند، دانا و آگاه به زمان و این خصائل تقریباً ذاتی او بود.

من از آغاز نوجوانی، برخلاف برخی در نجف، گرایش او را به سیاست، امری بسیار ممدوح و پسندیده تلقی می کردم.

خاطرم هست در همان دوران، صدرالاشراف برای دیدن پدر بزرگ مادری من، یعنی مرحوم آیت الله آشیخ محمد کاظم شیرازی به نجف آمد.

این فرد از وابستگان به دستگاه و از متنفذین بود.

ایشان داستان تنباکو را نقل می کرد و گفت: وقتی فتوای تحریم تنباکو از طرف میرزا صادر شد، در بعضی از میادین تهران به اندازه یک کوه قلیان جمع شده بود! علاوه بر این بعضی از اساتید من در دوران تحصیل، اهل سیاست بودند و آن را وظیفه خود و امری لازم می دانستند.

مرحوم آیت الله آشیخ محمد حسین کاشف الغطاء در سیاست عراق دستی قوی داشت.

درس خارج ایشان هم در صحن شریف حضرت امیر(ع) برگزار می شد و من هم در درس ایشان شرکت می کردم.

ایشان اجازه اجتهادی هم برای من نوشته اند.

مرحوم کاشف الغطاء به لحاظ پرداختن به سیاست و مبارزه با استعمار و تلاش برای وحدت مسلمین، در نجف مورد طعن عده ای، و بازار آخوندی اش مقداری کساد بود.

من در دورانی که در نجف بودم، در بعضی از فعالیت های بالذات یا بالعرض سیاسی هم شرکت می کردم.

مثلا مبارزه با کمونیست ها، مبارزه ای کاملاً سیاسی بود و در واقع درگیری با آنها به نوعی درگیری با دستگاه حاکم محسوب می شد.

این نکته را به عنوان یک تجربه تاریخی عرض می کنم که کمونیست ها چه در عراق و چه در ایران هیچ وقت موفق نشدند و اساساً هیچ نوع گرایش الحادی در این کشورها موفق نخواهد شد.

در عراق، وجود مراقد مطهر ائمه معصومین(ع) و ایجاد یک قطب دینی و فرهنگی در حول و حوش آنها، مانع از آن بود که تبلیغات اینها بتواند تأثیر زیادی بگذارد.

نفس وجود این عتبات و آثار فرهنگی ناشی از آنها موجب می شود که تبلیغات غیر دینی در آنجا تاثیر چندانی نداشته باشد.

در ایران هم علائق دینی مردم، به ویژه گرایش آنها نسبت به اهل بیت(ع)، کار آنها را بی اثر کرده است.

ما این را هم در زمان پهلوی و هم پس از انقلاب و در سال های اخیر به اشکال مختلف دیده ایم که تبلیغات ضددینی در ایران پا نمی گیرد و حتی کسانی هم که با دین موافق نیستند، مجبورند در پوسته دین بروند! *آیا علائق و فعالیت های سیاسی شما بعد از مراجعت به ایران هم تداوم پیدا کرد؟ وقتی به تهران آمدم، یکی از شاخص ترین علمایی که با آنها سر و کار داشتم، مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی بود.

اتفاقاً این ارتباط در زمانی بود که ایشان به شدت مشغول فعالیت های مربوط به نهضت نفت بود و بسیاری از روحانیون، بازاری ها و مردم عادی را تشویق می کرد که از آن سکون و سکوتی که در آن به سر می بردند، بیرون بیایند و نسبت به مسائل سیاسی حساس باشند.

خود من با توصیه و تحریک ایشان در اجتماعات سیاسی ای که در منزل ایشان برگزار می شد یا در راه پیمایی هایی که به طرف مجلس یا جاهای دیگر انجام می شد، شرکت می کردم.

یادم هست یک بار از منزل ایشان تا میدان بهارستان تظاهراتی انجام شد که من هم رفتم و جلوی مجلس درگیری شدیدی شد.

مرحوم آیت الله کاشانی حتی تا همین اواخر هم که نزد ایشان می رفتم، زمینه های علمی اش کاملاً محفوظ بود.

در عراق هم سوابق تحصیلی موفقی داشت که این موضوع، از اجازات اجتهاد فاخر و متعددی که مراجع نجف برای ایشان نوشته اند، کاملا مشخص است، با این همه جنبه فقهی و روحانی ایشان به دلیل اینکه نسبت به مسائل سیاسی بسیار حساس بود، چندان در میان مردم جا نیفتاد.

من در اوایل آشنایی با ایشان متوجه شدم که مایل است ریاست روحانیت را به عهده بگیرد، چون فکر می کرد با برنامه ها و افکاری که دارد می تواند روحانیون را به طرف حفظ مصالح کشور و دفع سلطه اجانب تشویق کند.

ایشان ریاست و روحانیت را از این جهت می خواست که سعی داشت روحانیت و مردم ایران را چند گام به پیش ببرد.

البته این مربوط به اوائل است.

این اواخر رفتاری را که نشان دهنده چنین تمایلی باشد در ایشان مشاهده نکردم، شاید خودش هم پذیرفته بودند فرصت کافی برای پرداختن به لوازم این منصب را ندارد.

بعضی از آقایان تهران چندان با ایشان موافق نبودند، از جمله مرحوم آقای بهبهانی.

می دانید که ایشان روابط مثبتی با دربار داشت.

البته من نمی توانم او را تخطئه کنم، چون او هم مرد شایسته و محترمی بود.

من با هر دوی آنها رفیق بودم و منزل آقای بهبهانی هم می رفتم.

آقای کاشانی هم خبر داشت و گاهی اوقات به شوخی به من می گفت: رفیقت چطور است؟ من وقتی رفتارهای آقای بهبهانی را از نزدیک می دیدم، احساس نمی کردم که او به شخص شاه علاقه خاصی دارد.

ایشان بر مبنای آموزه های شیعی معتقد بود که این کشور احتیاج به رییس دارد، هرچند فاسد و فاجر باشد.

علاوه بر این مصدق را عامل میدان دادن به توده ای ها و دیکتاتورتر و حتی بی دین تر از شاه می دانست و در مجموع وجود او را به حال اسلام و کشور، خطرناک ارزیابی می کرد، به همین دلیل هم بود که تلاش کرد شاه مملکت را ترک نکند.

به هر حال من تا پایان حیات آیت الله کاشانی با ایشان ارتباط داشتم و ایشان اجازه اجتهاد جالبی هم برای من نوشت.

جمله جالب توجه ایشان در این اجازه نامه این بود که نوشته بودند: فلانی واقعاً مجتهد است! که این اسباب شوخی شده بود و بعضی ها می گفتند: با این قید مشخص می شود که عده ای ظاهراً مجتهدند! *شما با مرحوم شهید نواب صفوی هم دوستی دیرین و صمیمانه ای داشتید.

از او چه خاطراتی دارید؟ من در نجف با نواب رفیق شدم و گاهی اوقات هم در مورد مسائل سیاسی با هم صحبت می کردیم.

نواب در نجف هم که بود، علیه شاه سخنرانی های تند و تیزی می کرد، ولی در آنجا زمینه ای برای فعالیت های سیاسی نداشت و عرب ها هم به او کاری نداشتند.

تا وقتی که به ایران آمد و کسروی را مضروب کرد و شهرتی پیدا کرد.

نواب بسیار با صلابت و شجاع بود و در گفتگو با افراد، واقعا آنها را تشجیع می کرد.

در عین حال بسیار مهربان و متواضع بود و من کمتر کسی را دیده بودم که با او دوست شده و تحت تاثیر عواطف او قرار نگرفته باشد.

چهره عطوف و مهربان او در نجف و ایران یادم هست که هر وقت به هم می رسیدیم، با حالتی خاص می گفت: پسرعمو! چطوری؟ البته دلیل دیگری هم موجب دوستی نزدیک ما شده بود.

ایشان یک نامادری داشت که به خواهر من شیر داده بود.

به هرحال چیزی که در مورد مرحوم نواب می توانم شهادت بدهم تدین و اخلاص بسیار زیاد و زندگی ساده اش بود، ساده که چه عرض کنم؟ اصلاً چیزی نداشت، اما حاضر بود برای اعتلای اسلام، همه چیزش را فدا کند.

ایشان خیلی هم تلاش کرد که مرا به فداییان اسلام جذب کند.

من همیشه به فکر و اخلاصش احترام می گذاشتم، ولی چون می خواستم درس بخوانم، می دانستم که این کار با فعالیت های حزبی جور در نمی آید، لذا هیچ وقت عضو فداییان اسلام نشدم.

*از چه مقطعی با امام خمینی(ره) آشنا شدید و ارتباط شما به چه شکل ادامه پیدا کرد؟ من پیش مرحوم امام رحمه الله درس نخواندم، ولی با ایشان سابقه گفتگو و بحث علمی داشتم.

اولا ایشان به تهران زیاد می آمدند.

هم به منزل ابوالزوجه شان در پامنار و هم به منزل مرحوم آیت الله کاشانی.

گاهی اوقات هم تابستان ها به امامزاده قاسم و به منزل آقای رسولی محلاتی می آمدند.

من وقتی مطلع می شدم که ایشان آمده اند، خدمتشان می رفتم.

ایشان به مباحث علمی بسیار علاقمند بودند.

به قم هم که می رفتم، اگر درسی از ایشان برگزار می شد، ارتجالاً می رفتم و می نشستم.

به منزلشان هم می رفتم.

این گفت وگوها موجب شده بود که ایشان، به رغم اینکه من تحصیلکرده قم نبودم و در نجف و تهران درس خوانده بودم، به من اعتقاد علمی پیدا کنند و از خلال همین بحث ها، متوجه ذوق فقهی و فلسفی من بشوند.

خیلی هم به من لطف داشتند.

خاطرم هست که سه چهار سال قبل از مهاجرت امام از نجف، سفری به عتبات داشتم و خدمت ایشان هم رسیدم.

در این دیدار از افت سطح علمی حوزه ها به ایشان گلایه کردم و گفتم: الان تدریس در حوزه ها کیفیت سابق را ندارد.

وی بلافاصله به من گفتند: شما خودت برو به حوزه قم و حرکتی را شروع و درس هایی را پایه گذاری کن، بلکه وضع بهتر شود.

من عذر خواستم، چون در تهران اشتغالات زیادی داشتم، هم در مدرسه سپهسالار درس می گفتم، هم در دانشگاه.

این موجب شد که عذر بخواهم.

ایشان به من گفتند وقتی به ایران می روید، به اخوی بنده [آقای پسندیده] و همچنین به آقای اشراقی بگویید از آقای مطهری بخواهند که برای تدریس به قم برود.

من آمدم و پیغام را رساندم و بعد از مدتی دیدم که آقای مطهری در هفته دو بار برای تدریس به قم می رود.

امام به علمیت آقای مطهری خیلی اعتقاد داشتند.

*شما با مرحوم شهید مطهری هم ارتباطی صمیمی داشتید.

این ارتباط از چه نقطه ای شروع شد و چقدر عمق و وسعت پیدا کرد؟ بله، ایشان دوست بسیار صمیمی من بود.

من و آقای مطهری در مدرسه مروی با هم بزرگ شدیم! ایشان از قم به تهران آمد و در مدرسه مروی فلسفه تدریس می کرد و چند نفری هم نزد او درس خواندند.

بعضی از آن افراد را الان به خاطر دارم.

من هم شاگرد مرحوم آقای آشیخ محمد تقی آملی بودم، یعنی عمده اشتغالم در فقه و اصول، در درس آقای آملی بود و در فلسفه هم نزد آقای شعرانی تلمذ می کردم.

به هر حال هر دو در مدرسه مروی حجره داشتیم و حجره ایشان چند حجره با من فاصله داشت.

در وقف نامه مدرسه مروی هست که باید طلاب تا سه ساعت بعد از غروب در مدرسه باشند و درس بخوانند تا شهریه ای که می گیرند، حلال باشد، لذا هر دوی ما تا سه ساعت بعد از غروب برای مطالعه در مدرسه مروی می ماندیم.

بعد با هم بیرون می آمدیم و تا خیابان سیروس قدم می زدیم و صحبت می کردیم.

آقای مطهری به منزلش در پشت مجلس می رفت و من هم به کوچه میرزا محمود وزیر.

رابطه مان با هم بسیار صمیمی بود.

*ویژگی های ایشان چه بود؟ از ویژگی های بارز آقای مطهری تدین و تعبدش بود.

بعضی از ما آخوندهایی که ذائقه فلسفی داریم، خیلی متشرع نیستیم! ذهن و گرایش فلسفی موجب می شود که مفری برای گریز از التزام به شرعیات، برای خودمان پیدا کنیم.

آقای مطهری از آن طیف از اهل فلسفه بود که واقعاً متعبد بود و حتی سیر و سلوک عرفانی هم داشت.

به اذکار بین الطلوعین بسیار مقید بود.

در سال های آخر عمرش، مخصوصاً بعد از قضایایی که در حسینیه ارشاد برای ایشان پیش آمد و از آنجا کناره گرفت، میل شدیدی به سیر و سلوک و عزلت در ایشان پدید آمد.

من حتی آن فردی را هم که در مسائل سیر و سلوک همراه ایشان بود، می شناختم.

یک وقتی به این مسئله فکر می کردم که این تعبد و تشرعی که آقای مطهری دارد، از چیست؟ بعد متوجه شدم که ایشان در این گونه مسائل، تحت تأثیر پدرش هست.

من پدر ایشان را هم دیده بودم، چون ظاهراً در دوران طلبگی، ایشان از شاگردان آمیرزا علی آقای شیرازی، پسر مرحوم میرزای شیرازی بود.

آن طوری که از خود ایشان شنیدم، پیش ایشان رسائل و مکاسب خوانده بود.

وقتی این مرد به تهران و منزل آقای مطهری می آمد و من به دیدنش می رفتم، احساس می کردم واقعا و به تمام معنا، آدمی متهجد، اهل ذکر و معناست و متوجه می شدم که آقای مطهری از ایشان تأثیر گرفته است.

ویژگی بعدی آقای مطهری تعصب شدید در دین بود.

بعضی ها اعتقاداتی اعم از دینی و غیردینی دارند که آنها را وسیله امرار معاش خود کرده اند، ولی آقای مطهری واقعا نگران دین و پایبندی دینی مردم بود.

قضایایی هم که بعدها در حسینیه ارشاد برای او پیش آمد، دقیقاً به همین خاطر بود.

خاطرم هست که ایشان با مدیریت حسینیه ارشاد شرط کرده بود که اگر می خواهید من برگردم، باید یک شورای روحانی به کار شما نظارت داشته باشد.

از قضا اسم مرا هم برای آن شورای روحانیت پیشنهاد داده بود که البته مدیریت نپذیرفت و ایشان هم بیرون آمد.

ما در بسیاری از عرصه ها با هم رابطه داشتیم و صمیمی بودیم.

در زندگی شخصی هم برخلاف تبلیغاتی که عده ای علیه ایشان راه انداخته بودند که اهل جمع کردن مال و منال دنیاست، زندگی معمولی و متوسطی داشت.

خانه آخرش را هم برای این در جای خلوتی انتخاب کرده بود که بتواند فکر کند و بنویسد، اما داخل همان منزل هم تجملی دیده نمی شد و یک زندگی کاملا معمولی داشت.

*اختلافات شهید مطهری و حسینیه ارشاد و ماجرای دکتر شریعتی به موضوع مصاحبه ما یعنی بررسی هویت فرقان مرتبط است.

شما از جمله علمایی بودید که نسبت به جریان شریعتی سکوت اختیار کردید.

علت این رویکرد چه بود؟ در آن مقطع از تعلیمات دکتر شریعتی چه تحلیلی داشتید؟ ماجرای دکتر شریعتی ماجرایی چند بعدی و چند وجهی است که اگر به ابعاد مختلف آن نگاه نکنیم، نمی توانیم تحلیل واقع بنیانه ای از آن داشته باشیم.

فعالیت های دکتر شریعتی دو وجه بارز داشت.

یکی اینکه دینی بود و دیگری اینکه ضد روحانیت بود.

هر دوی اینها مورد علاقه و موافقت دستگاه بود و می توان گفت که دکتر شریعتی تا مقطعی، خواسته یا ناخواسته در مسیری حرکت کرد که به نفع دستگاه تمام شد.

رژیم از دینی بودن تبلیغات شریعتی استقبال می کرد، چون کمونیست شدن ایران را به نفع خود نمی دانست و از نفوذ کمونیست ها در دستگاه های دولتی و نظامی کشور در دوران ملی شدن نفت، تجربه خوبی نداشت.

از ضد آخوند بودن او هم خوشش می آمد، چون دوست نداشت دینی در ایران حاکم شود که متولی آن آخوندها باشند.

این مسئله، یک جزء متممی هم داشت و آن اینکه دستگاه بی میل نبود بین روحانیت منتقد شریعتی که دشمن دیرین رژیم بود و شریعتی و پامنبری هایش که به هرحال گرایشات ضد حکومتی داشتند، اختلاف و دعوا به وجود بیاید و در نهایت این اتفاق هم افتاد.

این چند وجهی بودن مسئله، موجب شده بود که علما نسبت به ورود به این قضیه، مقداری تردید پیدا کنند.

مشخص بود که دکتر شریعتی در بعضی از موارد که جزو مسلمات اعتقادات شیعه هست، از جمله امامت و شبهاتی که در مورد مسئله شفاعت، ادعیه و زیارات مطرح می کرد، انحرافاتی دارد.

بعضی ها بین دو مسئله خلط می کردند.

چون ایشان در بعضی از کتاب هایش نسبت به امیرالمؤمنین(ع) یا امام حسین(ع) ابراز علاقه می کرد، تصور می کردند که این ابراز علاقه کافی است تا ما اعتقادات او را منطبق بر اصول قطعی و مسلم کلامی شیعه بدانیم و حال اینکه این سخن اصلا منطقی نیست.

اگر صرفاً علاقه به امیرالمؤمنین (ع) و تعریف از او ملاک باشد، جرج جرداق مسیحی هم در مورد امیرالمؤمین(ع) کتاب نوشته و از ایشان تمجید کرده است.

اشکال و انتقادات آقایان علمایی که با دکتر شریعتی مخالف بودند این بود که بعضی از حرف های او با اصول و معارف مسلم شیعه در تضاد بود و این نافی آن نبود که او نسبت به بعضی از ائمه هم ابراز علاقه کند.

*یکی از چهره هایی که از مخالفین سرسخت دکتر شریعتی به شمار می رفت، مرحوم آقای شیخ قاسم اسلامی بود که با شما سابقه آشنایی طولانی داشت.

در مورد فکر و کارنامه تبلیغی ایشان چه دیدگاه و خاطراتی دارید؟ من با آقای اسلامی از مدرسه مروی آشنا شدم.

ایشان هم درس مرحوم آقای آملی می آمد.

خاطرم هست که تقید زیادی داشت که درس های ایشان را بنویسد، البته تقریراتش هیچ وقت چاپ نشد.

به خاطر همان وقف نامه ای که اشاره کردم، ایشان تا سه ساعت بعد از اذان مغرب در حجره اش می ماند و به نوشتن دروس مرحوم آقای آملی می پرداخت.

در زمینه فلسفه و ادبیات هم اطلاعات خوبی داشت، هرچند نمی دانم فلسفه را از چه کسی فرا گرفته بود.

با توجه به احساس مسئولیتی که می کرد، در وادی منبر افتاد و چون قدرت بیان خوبی داشت؛ از وعاظ درجه اول تهران شد.

باید حق را بیان کرد و آن اینکه او درد دین داشت و واقعاً علاقمند به بسط ایمان دینی در جامعه بود و همین حساسیت به حفظ معارف اسلام موجب شد با دکتر شریعتی درگیر شود و آخر هم جانش را سر همین مسئله گذاشت.

*شاید یکی از مستندات گروه فرقان برای ترور شما، فعالیت های مسجد شما در جریان انقلاب بود.

مسجد شفا در جریان فعالیت های انقلابی در شمال تهران چه نقشی داشت؟ در اواخر دهه 20 یک تاجر اصفهانی که از مریدان مرحوم آیت الله آسید احمد خوانساری بود، در مکان فعلی مسجد، زمینی داشت.

با اجازه مرحوم آیت الله بروجردی و تشویق آیت الله خوانساری، از سهم امام این مسجد را ساخت.

وقتی مسجد ساخته شد، مرحوم آقای خوانساری از من خواستند که به اینجا بیایم و اقامه جماعت کنم و من از آن مقطع تا امروز در این مسجد مشغول فعالیت های دینی هستم.

وقتی انقلاب پیروز شد، می دانید که در تهران 14 کمیته تشکیل شد که در واقع امنیت تهران را به احسن وجه، به عهده گرفتند.

مسجد محل ما مقر کمیته 3 و شاید بشود گفت از مهم ترین کمیته ها بود، چون اینجا محله اعیان و اشراف بود و حتی تعدادی از بهایی ها هم در اینجا سکونت داشتند.

این کمیته به لحاظ تأمین امنیت منطقه یوسف آباد و خیابان ولی عصر بسیار نقش مهمی داشت و در تأمین امنیت اخلاقی مردم این منطقه که نوعاً از طبقه خاصی هم بودند، خیلی مؤثر بود.

جوانانی هم که در اینجا کار می کردند، واقعاً پاکباز، بی توقع و علاقمند به انقلاب بودند.

من معتقدم تا زمانی که کمیته ها با آن نیروهای باانگیزه در تهران کار می کردند، واقعآً وضعیت امنیتی در تهران بسیار خوب بود.

یکی از مسائلی که برای فرقانی ها حساسیت برانگیز شده بود، همین فعالیت های کمیته 3 مسجد شفا بود.

*در یکی از مصاحبه های شما خواندیم که امام خمینی، قرار دادن نام شما را در لیست کاندیداهای مجلس خبرگان به روحانیت مبارز توصیه کرده بودند.

اعضای روحانیت مبارز که سال های سال با ما رفیق و حتی همدرس بودند.

ریاست کمیته 3 را هم آیت الله مهدوی کنی، بدون اطلاع به بنده، برایم حکم زدند! اعضای روحانیت مبارز برای تهیه لیست روحانیون مجلس خبرگان با امام خمینی مشورت کرده بودند و ایشان روی شناختی که از قدیم با من داشتند گفته بودند که اسم مرا هم در لیست بگذارند.

البته روحانیت مبارز باز هم بدون اطلاع من این کار را کردند و وقتی من پرسیدم که داستان از چه قرار است، گفتند امام به ما چنین دستوری دادند و دیگر نیازی به کسب اجازه از شما نبود! به همین خاطر اسم شما را گذاشتیم.

آقایان فرقان هم برحسب آنچه که در اعترافاتشان گفته بودند، خیلی معطل این نبودند که ببینند ما کاندیداتوری را می پذیریم یا نه؟ در انتخابات رأی می آوریم و به خبرگان می رویم یا نه؟ و قبل از اینکه انتخابات برگزار شود، ما را ترور کردند! *به نظر شما دلایلی که موجب می شود گروه های فرقان گونه در عرصه سیاست و فرهنگ ما ظهور پیدا کنند، چیست؟ واقعیت این است که از بدو نهضت تنباکو، قدرت های استعمارگر به این نتیجه رسیدند که روحانیت بالقوه و در زمان هایی بالفعل، سد محکمی در برابر آنهاست و بالطبع با انواع و اقسام شیوه ها، تلاش کردند جایگاه و احترام روحانیت را در جامعه از بین ببرند، حالا یا در قالب منورالفکری و تجدد یا درست کردن گروه های مذهبی یا در قالب انکار نقش تاریخی روحانیت.

من بعد از آنکه از آن سفر استعلاجی به ایران برگشتم، با دو سه نفر از علمای تهران که الان همگی از دنیا رفته اند، نزد مرحوم امام خمینی رحمه الله رفتیم.

ایشان سر صحبت را باز کردند و گفتند: فلان مجله ای را که مربوط به یکی از احزاب ملی است، دیده اید؟ گفتم: نه امام گفتند: در آنجا نوشته دیگران کار مبارزه با تنباکو را کردند، منتهی به اسم میرزا تمام شد! می دانید چرا دارند این حرف را می زنند؟ می خواهند بگویند روحانیت برای مردم هیچ کاری نکرده و همیشه سوار بر موج حرکت مردم بوده.

این حرفی که در آن مجله درج شده بود و امام را هم خیلی ناراحت کرده بود، منطق فرقانی ها بود.

من بعد از آنکه از آن سفر استعلاجی به ایران برگشتم، با دو سه نفر از علمای تهران که الان همگی از دنیا رفته اند، نزد مرحوم امام خمینی رحمه الله رفتیم.

ایشان سر صحبت را باز کردند و گفتند: فلان مجله ای را که مربوط به یکی از احزاب ملی است، دیده اید؟ گفتم: نه امام گفتند: در آنجا نوشته دیگران کار مبارزه با تنباکو را کردند، منتهی به اسم میرزا تمام شد! می دانید چرا دارند این حرف را می زنند؟ می خواهند بگویند روحانیت برای مردم هیچ کاری نکرده و همیشه سوار بر موج حرکت مردم بوده.

این حرفی که در آن مجله درج شده بود و امام را هم خیلی ناراحت کرده بود، منطق فرقانی ها بود.

آنها هم همین را می گفتند که روحانیت خودش بالاصاله و بالاستقلال کاری نکرده و فقط بر امواج حرکت های مردمی سوار شده! در حالی که هر کسی نیم نگاهی به تاریخ مشروطه و ملی شدن نفت و انقلاب بیندازد، به راحتی متوجه می شود که اگر روحانیت و مرجعیت نبود، هیچ اتفاقی نمی افتاد، آن هم نه به شهادت تاریخی که روحانیون نوشته اند، بلکه به شهادت تاریخی که دشمنان روحانیون نوشته اند.

البته بعد از انقلاب ما نقاط ضعفی هم داشتیم.

به هرحال نباید پایگاه های اصلی و اصیل دین را به خاطر احساس نیازی که می کردیم، تضعیف می کردیم.

بعضی از معممین بعد از انقلاب، به دلیل نیازهایی که دستگاه های اجرایی و قضایی داشتند، جذب آن دستگاه ها شدند و توجه به مساجد، تضعیف شد، در حالی که مساجد مرکز توسعه انقلاب و سازماندهی مردم بودند.

می دانید کسی که به مسجد می آید و به امام جماعتی اقتدا می کند، در واقع به نوعی دین و هستی خود را در اختیار او قرار می دهد.

اگر ما می توانستیم در کار تربیت دینی مردم، توجه به مساجد، انعقاد مجالس دینی و شبهه زدایی از جوان ها اهتمام بیشتری کنیم، الان وضعیت بهتری داشتیم.

کم کاری ما و مترصد بودن دشمن دست به دست هم داده است و طبیعتاً چنین گروه هایی هم پیدا می شوند.

البته در مجموع تجربه تاریخی نشان می دهد که موفق نخواهند شد.

انتهای پیام/ http://fna.

ir/bmkduy
کلید واژه ها: آیت الله - ترور - منزل - شیرازی - اولین - حمله تروریستی - مسجد - شروع - هایی - رهبر انقلاب - تهران - سیاسی - بیمارستان - خبرگزاری - فارس - علمی - رهبر - روحانیت - جماعتی - ناموفق - جوانان - مدارس - مطهری - تبلیغ - حسینی - کارگر - امام - نماز - حمله

آخرین اخبار سرویس:
شرکت حدود 80 هزار استاد دانشگاه در برنامه های فرهنگی

مردم مهریز در کربلای معلی صاحب موکب می شوند

زندگی استاد احمدی سراسر جهاد و مجاهدت بود/ عالم عامل به تمام معنا روحانی

اقدام سازمان فضایی برای تدوین اپراتور ماهواره سنجشی

خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما در ایتالیا از اتهامات واهی تبرئه شد

ریشه روانشناسی که می گوییم «از این شنبه شروع می کنم» چیست؟

70 درصد از روستاییان و عشایر زیر پوشش بیمه می روند

یک نفر از مفقودان بردخون پیدا شد/ جستجو ادامه دارد

آخرین خبرهای روز در خبر20 سه شنبه 29 خرداد

استخدام همکار مسلط به زبان انگلیسی در کیش

نماهنگ | روز قدس، دست خدا

نماهنگ | برای عظمت ایران

صداوسیما دنبال جلب رضایت اقشار مختلف جامعه است

مردان به این 7 دلیل عشقشان را ترک می کنند

قراردادهای مشاورین شهرداری رشت باید شفاف سازی شود

فاطمه فیلی به عنوان رییس جدید کتابخانه های عمومی لاهیجان معرفی شد

گلایه ها را به ناشکیبایی تبدیل نکنید و به همه اجازه بازی در قدرت را بدهید

خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما در ایتالیا از اتهامات واهی تبرئه شد

استخدام کارمند انتظامات و کارگر خدمات در مرکز تجاری گالریا

تجلیل از اساتید دانشگاهی که توسط آمریکا تحریم شده اند و خانواده شهدای هسته ای

حمید معصومی نژاد از اتهامات واهی مبرا شد

فارس از بحران شوری آب گزارش می دهد خرمشهر و آبادان در حسرت ابتدایی ترین امکانات زندگی/ مردمی که تعرفه آب شیرین می دهند؛ اما آب شور می نوشند!

امیدوارم تا دو ماه دیگر دولت و مجلس ساقط شود/ در تلگرام هماهنگ شدیم

رقابت های داغ در تبلیغات انتخاباتی ترکیه

سر دواندن دبیران بازنشسته، دستور کار جدید مسئولان آموزش و پرورش

از هیچ مرجعی حکم تخلیه نگرفته ام / محل تحویلی یک ساختمان مخروبه 100 ساله با حدود 4 اتاق معمولی است؛ این ویلا هیچ امکاناتی ندارد

لحظه سرقت از صندوق خیریه مسجد در روز روشن + فیلم

بررسی طرح کاهش تصدی دولت بر توزیع فرآورده های نفتی به جایگاه ها

دستور رهبری برای رفع مشکلات زمین کشاورزان

رییس صداوسیما: شرایط امروز سخت تر از جنگ است

میل به ویلا

راه حلی میانه

تعداد رسانه معاند برای تخریب فرهنگ یک کشور در دنیا بی سابقه است

واکنش جنبش عدالتخواه به اظهارات فیروزآبادی

پهپادهای یمنی مواضع متجاوزان را در جبهه ساحل غربی هدف قرار دادند

حل اختلاف شهرداری محمدیه وبنیاد مستضعفان

30 هزار سوری- ترکیه ای در انتخابات ترکیه شرکت می کنند

معارفه مدیرعامل سازمان نوسازی شهر تهران

آخرین خبر از پرونده دختران ایران شهر، مدرسه غرب تهران و سعید طوسی

دیدار های جابری انصاری در ژنو

مشخصات آدم های خیلی حساس

سرمشق بد

برگزاری مراسم گرامیداشت سید آزادگان و 572 آزاده شهید در حوزه هنری

نامه ای برای حل مشکلات یا تسلیم؟

نگاه ویژه رسانه ملی به تکریم زنان و خانواده در فیلم ها و سریال های تلویزیونی

برنامه محوری لازمه طرح های اوقات فراغت است

باد برق مناطقی از دزفول را قطع کرد

باد برق مناطقی از دزفول را قطع کرد

ایستادگی تنها رمز موفقیت کشور در بحران ها است

گزارش تصویری / امین آهویی بزرگداشت شهید سیدعلی اکبر ابوترابی فرد

ایستادگی تنها رمز موفقیت کشور در بحران ها است

آخرین خبر از پرونده دختران ایران شهر، مدرسه غرب تهران و سعید طوسی

اعلام جنگ تجارتی روسیه با امریکا

وزیر کشور به گلستان سفر می کند

تبدیل بیش از 135 هزار فقره پرونده ضروری به سند الکترونیکی در واحد اسناد شورای حل اختلاف

دور جدید رایزنی ها درباره کمیته قانون اساسی سوریه چند هفته دیگر در ژنو

جامعه نیازمند وحدت و انسجام است

ترامپ از سیاست جداکردن کودکان از والدین مهاجر دفاع کرد.

نشر اخبار نادرست آرامش جامعه را مختل می کند

دلایل برگزار نشدن یک ارکستر از سال 87 تا به حال!

تمسک به فرهنگ قرآنی زمینه ساز سعادت انسان است

عارف: مرحوم ابوترابی فرد نمونه بارز یک انقلابی اخلاقمدار بود

وزیر نیرو عازم تاجیکستان شد

دیدار رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان با وزیر مشاور خارجه آلمان

تشخیص سرطان با هوش مصنوعی امکان پذیر شد

بررسی چالش های موجود در بخش کشاورزی و تولید

عارف: مرحوم ابوترابی فرد نمونه بارز یک انقلابی اخلاقمدار بود

47 سمن با رویکرد مقابله با مواد مخدر در قزوین فعال هستند

دور جدید رایزنی ها درباره کمیته قانون اساسی سوریه چند هفته دیگر در ژنو/ دیدارهای دو و چند جانبه جابری انصاری در سوییس

نشست فرماندار دولت تدبیر و امید با احزاب اصولگرای گنبدکاووس

تلاش اروپا برای تداوم همکاری با ایران جدی است

تذکر جدی استاندار به مدیران غایب در جلسات

بررسی راه های توسعه هرچه بیشتر همکاری های هسته ای تهران و برن

دلیل احضار کریمی به دادسرا چه بود؟

روزیاتو: 13 ویژگی عجیب انسان که دلایل علمی جالبی برای آن ها مطرح شده

محمد ثلاث در بیمارستان اعتراف کرد / او هیچگاه انکار نکرد که پشت اتومبیل بوده که نیازمند انگشت نگاری باشیم / از آنجا که «اقرار مکرر» متهم را داشتیم اگر سراغ دلیل دیگر نمی رفتیم نیز کفایت می کرد / خانم وکیلی که داد بیگناهی سر داده، از جزییات پرونده اطلاع ندارد

مردم بعد از ماه رمضان ایتام و مستمندان را فراموش نکنند

سفر سردار سلیمانی به کربلا همزمان با دیدار مقتدی صدر و هادی العامری؛ آیا ایران پیامی برای آن دو داشت؟ / تحلیل ها اشتباه بود؛ مقتدی صدر همه مخالفان تهران را ناامید کرد

سنگال؛ اولین آفریقایی برنده

حمایت مجلس از توسعه بخش کشاورزی

ساخت ربات نرم با پرینتر سه بعدی

خدمت به مردم با فرهنگ جهادی همراه باشد

تلاش اروپا برای تداوم همکاری با ایران جدی است

جای شخصیت هایی مانند مرحوم ابوترابی در جامعه خالی است

نشست فرماندار دولت تدبیر و امید با احزاب اصولگرای گنبدکاووس

آیین چهلمین روز درگذشت آیت الله اسدالله ایمانی

سران قوا تصمیم گرفتند: تشکیل ستادی برای مقابله با جنگ روانی و تبلیغاتی آمریکا

قرارداد با خودروسازان فرانسوی در منافع شخصی دولتی ها ریشه دارد

«انقلابیون» پیشرو نقد ناکارآمدی های نظام/مردم رسانه پیدا می کنند؟

فیلم/ برق مصرف کننده های بزرگ در صورت مصرف بی رویه از راه دور قطع می شود

کشاورزی در ایران هدفمند نیست

وزیر جهاد کشاورزی به خوزستان سفر کرد

احضارکریمی به دادسرا با شکایت ستاد امربه معروف بود

آزادگان در سیاهچال های صدام، جمهوری اسلامی تشکیل دادند

ژوگو بونیتو یا اتوبوس فولادین؟ فرقی نمی کند، ما بهترینش را داریم!

زیبایی های ولایت پنجشیر

بازنگری آثار و میراث شریعتی ضرورت تاریخی است

کریستیانو رونالدو مسی را مسخره کرد!+ عکس

شلیک موشک بالستیک به آرامکو در عسیر

دیدار استاندار با خانواده شهید تقوی

تکرار/ در گفت وگو با فارس عنوان شد روایت حمله تروریستی ناموفق به آیت الله سید رضی شیرازی

تکرار/ در گفت وگو با فارس عنوان شد روایت حمله تروریستی ناموفق به آیت الله سید رضی شیرازی