مطالب مرتبط:
عکس/جدال طاقت فرسای زهرا با بیماری ایکتیوز
مشاهده 64 مورد ابتلا به بیماری ناگ انسانی در خوزستان
مشاهده 64 مورد ابتلا به بیماری ناگ انسانی در خوزستان
جدال طاقت فرسای «زهرا» با بیماری «ایکتیوز» +تصاویر
آقایان بیماری قرن را جدی بگیرید
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 25 اردیبهشت 1397 ساعت 22:022018-05-15پزشكي

وقتی یک بیماری وحشتناک سوژه نمایشگاه هنرمند شد


نیوشا هاتفی از دورانی می گوید که با وجود تومور مغزی و مختل شدن سوی چشم هایش شروع به عکاسی کرد، هرچند نمی دانست قرار است بعد ها نمایشگاهی را به نام این بیماری برگزار کند - در دوران بیماری هیچ وقت نگفتم چرا من؟ همان طور که در لحظات خوبم فکر نکردم چرا من؟ یکی از چشم هایم در کاسه برگشته بود و نمی دیدم، اما با چشم دیگر شروع کردم عکس گرفتن از خودم، اطرافم و به خصوص مادرم که می دیدم چقدر تحت تأثیر بیماری ام قرار گرفته ما انسان ها اسیر آینده ایم.

گاهی هم بردگان گذشته ایم.

کمتر در حال زندگی می کنیم و نمی دانیم شاید اتفاقات بدی که آن ها را به بدی تعبیر می کنیم، وقایعی باشند، شبیه صعود از یک قله صعب.

سخت است بی رصد کردن آینده، فقط در حال باشی، چشم ها را باز کنی و بی ترس از آینده ، ببینی زندگی چه مواهبی برایت داشته است.

بعد دوربین را برداری و با وجود این که کاسه چشمت برگشته و در سفیدی چشم خانه فرورفته، لحظات حال را ثبت کنی.

نیوشا هاتفی، آن زمان زجر زیادی کشیده، اما حالا آن اتفاقات را لطف خداوند در حق خودش می داند، چون اعتقاد دارد تومور مغزی، عمل جراحی، اشعه درمانی، سوختگی و تمام درد و رنجی که در این راه متحمل شده، بیهوده نبوده.

قرار بوده تغییر کند و این تغییر را در مسیری دشوار تجربه کرده.

تجربه ای که بی شک امثال ما درک نمی کنیم، اما شاید بتوانیم رد آن را در نما های ثابت و صامتی که روی دیوار نمایشگاه آویخته، دنبال کنیم.

نمایشگاه مدولوبلاستوما حرف های زیادی برای گفتن دارد؛ درباره دختری متولد 1371 که فارغ التحصیل رشته گرافیک است و زندگی اش را به دو بخش تقسیم می کند: بخشی شبیه موسیقی جز، پروسرصدا و بخشی شبیه صدای احمد شاملو وقتی شازده کوچولو را می خواند.

نمایشگاه تان چه اسم عجیبی دارد.

این گالری در مورد دورانی از زندگی من است که برایم خیلی سخت بود.

چرا؟ من در آن زمان بیمار شدم.

چه زمانی؟ اردیبهشت دو سال پیش متوجه شدم بیمارم.

برای همین نمایشگاه تان را هم اردیبهشت امسال برگزار کردید؟ یعنی می خواستید هر دو در اردیبهشت باشد؟ نه.

از آن نکات عجیب زندگی ام بود.

من اردیبهشت دو سال پیش متوجه شدم بیمارم و اردیبهشت امسال بدون این که یادم باشد، نمایشگاه عکس های آن دوره برگزار شد.

یعنی بدون این که تصمیم قبلی بگیرید هر دو در اردیبهشت اتفاق افتاد؟ بله.

نکته ای است که خودم هم نمی دانم چطور اتفاق افتاد، ولی افتاد.

از آن تقارن های زمانی عجیب است که قاعدتا من نمی دانستم.

من فقط بعضی عکس های نمایشگاه تان را دیدم و با شما تماس گرفتم.

نمایشگاهی که اسم یک بیماری است.

درست می گویم؟ بله.

این گالری در مورد آن دوران است.

دقیقا 11 اردیبهشت سال95 عمل جراحی کردم.

تومور مغزی داشتم.

اسم این تومور مدولوبلاستوما بود.

برای همین هم اسم نمایشگاه را مدولوبلاستوما گذاشتم.

چه نوع توموری بود؟ مدولوبلاستوما نوعی تومور است که در جنین تشکیل می شود و به وجود آمدن آن در بزرگسالان خیلی نادر است.

این تومور مخچه را درگیر می کند و در مورد من باعث هیدروسفالی شده بود، یعنی مایعی که بین مغز و نخاع در رفت وآمد است، در اثر تومور بسته شده و آب در مغزم جمع شده بود.

عوارضش چه بود؟ من سرگیجه های خیلی شدیدی داشتم.

احساس می کردم درحال سقوط از ارتفاع هستم.

سردرد های زیادی هم داشتم و از یک زمانی به بعد دیگر نتوانستم غذا بخورم.

یعنی اشتها نداشتید؟ حالت تهوع داشتم و، چون چیزی نمی خوردم ناچار بودم سرم بزنم، حتی یادم هست آخرین باری که دکتر رفتم، گفتند به خاطر همین که چیزی نمی خوری، احتمال دارد به خونریزی معده بیفتی.

احتمالا وزن زیادی هم از دست دادید.

خیلی زیاد.

آدم چاقی هم نیستم و حتی لاغرم، اما در آن زمان حتی آب هم نمی توانستم بخورم.

بدنم نمی پذیرفت، همین باعث شد گلو، حنجره و مری ام به خطر بیفتد و گاهی خون بالا بیاورم.

نگفتند بیماری تان به چه علتی بود؟ علتش را نگفتند، اما وراثت مهم بود، چون پدرم دچار سرطان لگن شده بود، وقتی من حدود 8 یا 9 سال داشتم.

زمانی هم که درمان کرد، دوباره سال ها بعد این بیماری برگشت.

برای همین فکر می کنم ارثی بوده، اما نمی شود عوامل محیطی را نادیده گرفت.

همان طور که دکترم می گفت: اضطراب تو می تواند یکی از عوامل مهم این اتفاق باشد.

چرا اضطراب دارید؟ من از بچگی آدم مضطربی بودم و برای هر چیز کوچکی دچار حمله های استرس وحشتناک می شدم.

چرا؟ مگر کودکی تان به چه شکل گذشت؟ دوران کودکی پرمخاطره ای داشتم، برای همین از بچگی با اضطراب بزرگ شدم.

درواقع اتفاقات کودکی ام طوری بود که از همان بچگی ناچار بودم بزرگسالانه و مسئولانه رفتار کنم و این مسئولیتی که در آن زمان احساس می کردم، برایم نگرانی و اضطراب داشت و این حالت بعد ها در من باقی ماند.

البته زمانی که نشانه های بیماری را احساس کردم، به دکتر مراجعه کردم.

خاطرم هست آن زمانی که سرکار می رفتم، دکتر گوارش رفتم و گفت: از استرس کار است که این طور شده ای.

هیچ دکتری اصلا تشخیص نداد که بیماری من سرطان است.

خودم تشخیص دادم.

چطور؟ زمانی که حالم خیلی بد شده بود، وضع طوری شده بود که از سرکار می رفتم بیمارستان، بعد از بیمارستان زنگ می زدم خانه و می گفتم من بیمارستان هستم تا بیایند و مرا به خانه برگردانند.

من پیش 12دکتر مختلف رفتم؛ دکتر گوارش، دکتر عمومی، متخصص ها.

هیچ کس شک نکرد که ممکن است سرطان باشد.

یادم هست هر موقع می رفتم و صبح می آمدم سرکار، همکار ها می گفتند شاید آنفولانزای معده باشد، یکی می گفت: از استرس است و هر کسی یک چیزی می گفت.

تا این که یک روز به مادرم گفتم سردرد شدیدی دارم، برویم جایی که از من عکس ام آرآی بگیرند.

بعد جواب ام آر آی را بردم پیش فوق تخصص و ایشان تشخیص داد که من تومور مغزی دارم.

فورا هم گفت: دو روز دیگر باید جراحی بشوی، چون دیگر زمانی برای تلف کردن نمانده.

به خصوص این که مغز من درحال ورم کردن بود و فورا مصرف کورتون را برای افتادن التهاب مغز شروع کردم.

پس حدس شما این است که به خاطر وراثت بود؟ من فکر می کنم وراثت درصد بالایی تأثیر داشته، ولی نمی شود عوامل محیطی مثل اضطراب و استرس و فشار های اجتماعی و .

را نادیده گرفت، چون این بیماری، یک بیماری خودایمنی است، یعنی اعصاب خود آدم، به آدم ضربه می زند.

بعد از عمل جراحی چه اتفاقی افتاد؟ بعد از عمل جراحی، یک دوره 6ماهه شیمی درمانی و رادیوتراپی (اشعه درمانی) می کردم؛ طیف وسیعی از سرم تا نخاعم، چون پزشک ها احتمال می دادند ذره ای از این تومور در بدنم منتشر شده باشد و بعد ها بیماری دوباره برگردد.

درمان خیلی سختی بود.

مخچه نقش مهمی را در بدن دارد و من در آن زمان مشکل بینایی هم پیدا کرده بودم.

چشم راستم به طور کامل برگشته بود سمت گوشه و دیدم را مختل کرده بود، طوری که همه چیز را به شکل رنگ و سایه می دیدم.

با چشم دیگر می دیدید؟ اگر چشم آسیب دیده را می بستم، می توانستم ببینم، اما اگر هر دو را باز می کردم، نه.

چون تقارن از بین می رفته.

دقیقا.

به یک پزشک هم در آن دوران مراجعه کردم که گفت: باید جراحی شود.

گفت: ما باید کاسه چشم را بچرخانیم تا درمان شود، اما دکتر خودم گفت: این وضع به مرور زمان درست می شود و برمی گردد که همین طور هم شد، ضمن این که در آن زمان بدنم هم به خاطر اشعه خیلی سوخت.

یعنی چه سوخت؟ من روی بدنم می خوابیدم و از پشت اشعه می تاباندند، اما قدرت اشعه آن قدر زیاد بود که پوستم از پشت و رو سوخت؛ خیلی از اعضای داخلی هم همین طور، برای همین مدتی طولانی است که دارو های سلول ساز می خورم، چون خیلی از سلول های مفیدم هم همراه سلول های سرطانی از بین رفت.

سوختگی برای همه کسانی که این طور درمان می کنند، اتفاق می افتد؟ جایی که من می رفتم، اشعه درمانی روی یک نقطه از بدن اکثر بیماران انجام می شد، اما برای من در 4 ناحیه مختلف از بدنم بود.

مثلا در نقطه ای از سرم که اشعه درمانی انجام شده، اندازه یک سکه سفید است و هیچ وقت دیگر جای آن مو درنیامد.

برای همین افراد دیگری که فقط اشعه درمانی روی یک نقطه از بدن شان انجام می شود، شاید فقط در همان نقطه دچار ناراحتی و درد و التهاب شوند، ولی خب من سر تا کمرم دچار این بحران بود.

الان به بهبودی رسیده اید؟ بله.

هر 6 ماه یک بار باید آزمایش ها را انجام بدهم و چک آپ کنم.

بعد از آن دو بار چک آپ کردم و مشکلی نبود.

زندگی رنگین تر شده است هیچ وقت شده با بیماری ات صحبت کنی؟ مثلا با ذهنت صحبت کنی که چرا تومور را به خودش راه داد؟ یا حتی با تومور گفتگو کنی که چرا آمد و تا کی خواهد ماند؟ صادقانه جواب می دهم که هیچ وقت نگفتم چرا سراغ من آمده؛ فقط از درد و خستگی شکایت کردم، ولی فکر نکردم چرا من؟ همان طور که در لحظات خوبم فکر نکردم چرا من؟ پس چرا فضای عکس های نمایشگاه تان، فضای فردی نیست که به سلامتی رسیده؟ راستش این عکس ها متعلق به دوره ای است که من مشکل تکلم داشتم و چشم هایم به درستی نمی دید.

شروع کردم در این دوره از خودم سلف پرتره گرفتم.

با همان یک چشم؟ بله.

با همان چشمی که سالم بود، کار را شروع کردم.

از خودم، دور و اطرافم و به خصوص مادرم که می دیدم چقدر تحت تأثیر بیماری من قرار گرفته؛ طوری که حالش از من بدتر بود.

دیگر اعضای خانواده هم همین طور بودند.

مادرم همان زمان سر گرفتن یکی از دارو های شیمی درمانی ام تصادف کرد، مشکل مهره گردن پیدا کرد و همچنان هم این مشکل با اوست.

این عکس ها دقیقا متعلق به زمانی است که من در آن حال و هوا بودم؛ فضای بیماری.

ولی اگر کل مجموعه را ببینید، در کلیت آن من سعی کرده ام امید را نشان بدهم.

چون فکر می کنم این اتفاق گرچه در آن زمان خیلی آزاردهنده بود، ولی اتفاق خیلی خوبی در زندگی من بود.

نوعی ادراک پشت این جمله آخرتان وجود دارد.

می شود توضیح بدهید چه چیزی فهمیدید که می گویید اتفاق خوبی بود؟ وقتی این اتفاق برایم افتاد، خیلی تنها شدم.

مشکل خواب هم پیدا کرده بودم و همین باعث شده بود که دایم فکر کنم.

خیلی فکر می کردم و، چون نمی توانستم بنویسم سعی می کردم این افکار را به یک نوعی ثبت کنم.

ولی خیلی چیز ها را در زندگی من عوض کرد.

انگار به یک بلوغی رسیدم که اگر این اتفاق در زندگی ام نمی افتاد شاید هیچ وقت به این بلوغ نمی رسیدم.

علاقه ام به محیط اطرافم عوض شد.

انگار بعد از این اتفاق، بهتر می بینم؛ رنگی تر می بینم.

پس شاید همه چیز هم وراثت نباشد.

مقصودم از این جمله، زیر سوال بردن یافته های پزشکی نیست.

مقصودم این است شاید بدن انسان واقعا درحال گفتگو با آدم باشد.

شاید یک جایی به زبان آمده تا بگوید بهتر است درباره من فکر کنی، درباره خودت فکر کنی و درباره جهان فکر کنی.

یعنی بدن شخصی به اسم خانم هاتفی کاری می کند که او تنها شود و وادار شود به فکر کردن.

حرف شما را کاملا قبول دارم.

یعنی ما انسان ها هشدار ها را جدی نمی گیریم و کم کم به جایی می رسیم که هشدار ها ما را جدی می گیرند.

به این معنی که کاری می کنند تا آن کشف و شهودی که باید در ما اتفاق بیفتد، به اجبار هم شده اتفاق بیفتد.

بله.

آن زمان من فکر می کردم این بدترین اتفاق زندگی من است.

مقصودم البته دقیقا همین اتفاق نیست، ولی اتفاق های اینچنین می توانند دقیقا برعکس چیزی باشند که آدم در آن لحظه فکرش را می کند و درواقع برخلاف آنچه فکر می کند، می توانند بهترین اتفاق باشند.

چون زندگی مرا خیلی تغییر داد.

من داشتم از هدفم دور می شدم و این اتفاق دوباره مرا برگرداند.

برای همین همیشه فکر می کنم این لطفی بوده در حق من.

الان وضع جسمانی تان به چه شکل است؟ خیلی ضعیف شده ام و هنوز هم در راه رفتن به تعادل کامل نرسیده ام.

فعالیت های روزمره هم خیلی سریع مرا خسته می کند.

اما هیچ کدام از این ها باعث نمی شود که فکر کنم این بیماری اتفاق بدی برایم بوده.

من تمام تلاشم را می کنم که به آن انرژی سابق برگردم و از آنچه اتفاق افتاد، ناراحت نیستم.

زاویه دید کسی مثل شما که قبل از بیماری عکاسی می کرده، بعد از بیماری عوض می شود؟ مقصودم زاویه دید شما نسبت به تمام سوژه هاست؟ قاب های کسی مثل شما که آن تجربه را از سر گذرانده، با قاب هایی که در گذشته می بستید متفاوت شده؟ صددرصد.

چه تفاوتی؟ قبلا هر جایی می رفتم فقط به فکر عکس گرفتن بودم؛ این که کارم را انجام بدهم، عکسم را بگیرم و بروم.

اما حالا می ایستم و تماشا می کنم و به آنچه می بینیم فکر می کنم.

شاید قبلا فکر نمی کردم و عکس می گرفتم، اما الان فکر می کنم و عکس می گیرم.

به چه چیزهایی؟ به حالت صورت آدم ها، به پاهای شان و به چیز هایی که در طبیعت هست نگاه می کنم.

از چه چیز های بیماری نمی شود عکس گرفت؟ از درد می شود گرفت؟ یا از فکر می شود عکس گرفت؟ یا از نگرانی و تمام آنچه به عنوان بیماری با بیماری همراه شده؟ من فکر می کنم هر چقدر هم با تلاش و خلاقیت زیاد از این جریان فیلم و عکس بگیرید تا برای دیگران ملموسش کنید، باز هم آن احساسات و آن لحظات، برای هیچ کس قابل لمس نیست.

هیچ کس عمیقا درگیر این حادثه نمی شود.

شاید اگر آن حجم از احساسات را که در عکس ها هست لمس می کردند، ارزش زندگی برای همه تغییر می کرد، نه فقط برای من.

زمانی که مردمک چشمت برگشته بود و تار می دیدی، چشم هایت را ناچار بودی ببندی.

در آن دوره، در آن ندیدن ها، چیز هایی بود که ببینی؟ چیز هایی بود که احساس کنی در تاریکی وجود داشته اند و تو تا قبل از آن ندیده ای؟ در تاریکی سعی می کردم تصور کنم و از هر صدا یا رنگی برای خودم داستان بسازم.

احساس می کردم در یک اتاق سیاه ایستاده ام و حالا می توانم حسابی به همه چیز فکر کنم.

خواب های عجیبی هم بوده که در مدت بیماری دیده باشی؟ اگر دیده ای یکی از عجیب ترین شان را برای مان بگو.

عجیب ترین خوابی که دیدم شب اولی بود که از بیمارستان برگشته بودم.

یادم می آید تلویزیون فیلم اینجا بدون من را پخش می کرد و من برای چند لحظه خوابم برد.

کم کم احساس بی وزنی کردم و رفتم روی سقف.

تمام اتاق ها را پرواز کردم.

همه چیز سفید و روشن بود و هیچ کس جز من حضور نداشت و من به آرامی حرکت می کردم و فقط صدای شخصیت های فیلم را می شنیدم.

البته فکر می کنم بیشتر یک وهم بود تا خواب.

احتمال دارد نمایشگاه دیگری هم با همین مفهومی که در نمایشگاه فعلی داشتید، برگزار کنید؟ راستش نمی دانم.

چون برگزارکردن نمایشگاه در ایران سخت است و من واقعا به لطف دوستانم توانستم این کار را انجام بدهم که جا دارد از همه آن ها تشکر کنم.

می دانید چرا این سوال را پرسیدم؛ چون فکر می کنم یک زمانی وقت برگشتن شما به همان بیمارستانی است که مدتی را در آن مشغول مداوا بودید.

وقت برگشتن به آن جا و عکس گرفتن از آدم هایی که حالا به دردی که شما قبلا داشتید مبتلا هستند.

به این موضوع فکر کرده ام.

خیلی دوست دارم برگردم به همان بیمارستان و البته قبل از عکس گرفتن، با آن ها حرف بزنم.

حتی اگر قرار باشد نمایشگاهی برگزار نشود و در آرشیو خودم بماند، واقعا دوست دارم یک روزی این جرأت را پیدا کنم که برگردم به همانجا.

چون هنوز به خاطر تجربه ای که از سر گذرانده ام یک مقدار برگشتن به همانجا برایم سخت است.

شاید اگر زمان بیشتری بگذرد، راحت تر بتوانم این کار را بکنم.

اما حتما این موضوع در برنامه ام است.

پاسخ های متفاوت به پرسش های متفاوت زندگی قبل از بیماری ات را به چه نوع موسیقی ای تشبیه می کنی؟ موسیقی جَز؛ پرسروصدا.

زندگی حالا را چطور؟ من از بچگی شیفته صدای احمد شاملو بودم؛ به خصوص وقتی شازده کوچولو را می خواند.

این کتاب را هم خیلی دوست دارم.

برای همین زندگی الانم را به این صدا تشبیه می کنم.

پس زمینه زندگی ات الان چه رنگی ا ست؟ آبی.

قبلا چه رنگی بود؟ نارنجی.

سکوت را ترجیح می دهی یا حرف زدن؟ سکوت.

نخستین چیزی که اگر سرت را بلند کنی در آسمان می بینی؟ خدا.

فرض کن از دور یک نفر می آید.

دوست داری چه کسی باشد؟
کلید واژه ها: نمایشگاه - بیمار - بیماری - زندگی - برگزار - آینده - عجیب - فارغ التحصیل - نیوشا - گالری - تومور - شروع - انسان ها - وحشتناک - موسیقی - دوربین - هنرمند - انسان - دیوار - سفیدی - تصمیم - عکاسی - رشته - اسیر - درست - خانه

آخرین اخبار سرویس:
دلایل و درمان های لرز کردن

دلایل و درمان های لرز کردن

آبلیموگیری دستی باید در حضور مشتری انجام شود

اسباب بازی هایی که خطرناک هستند

مواد خوراکی حاوی منیزیم

نترس آمپول خارجی زدم! +عکس

دبیر علمی دوازدهمین کنگره فیزیک پزشکی ایران عنوان کرد کمبود دستگاه های رادیوتراپی نسبت به آمار بیماران مبتلا به سرطان در کشور

زیبایی پوست ومو با هزینه کم در طب سنتی

دلایل و درمان های لرز کردن

دختران «شین آبادی» به متخصصان داخلی اعتماد کنند

جوابیه اداره کل انتقال خوزستان در خصوص انتشار کلیپ انباشت وسایل اوراقی در مرکز انتقال خون ماهشهر

بیماری اپیدمی از کلادرشت تا بندپی

مسمومیت غذایی در کودکان؛ هر آنچه باید بدانید

هشدار درباره "خشنودی خطرناک" در روند مقابله با ایدز

هشدار درباره "خشنودی خطرناک" در روند مقابله با ایدز

دلایل و درمان های لرز کردن

رونمایی از ربات داروساز +عکس

هشدار درباره "خشنودی خطرناک" در روند مقابله با ایدز

تمامی خدمات تامین اجتماعی باید بدون فوت وقت انجام پذیرد

مصرف غذاهای تند برای سلامت قلب مفید است

نخوابیدن در شب ها نشانه ام اس است/ مراقب شب بیداری باشید

بی خوابی های مزمن با مصرف نوشابه های انرژی زا/خطر ابتلا به کبد چرب

مواد خوراکی حاوی منیزیم

امداد هوایی در شمال شرق کشور با پنج بالگرد انجام می شود

رعایت جدی توصیه های بهداشتی در زمینه مصرف آب

قطعی برق اهدا کنندگان خون را هم کاهش داد

آشنایی با خواص فوق العاده هندوانه برای سلامتی

دو اتفاق مهم برای تراریخته ها در ایران

بی خوابی های مزمن با مصرف نوشابه های انرژی زا

تغذیه نامناسب، مهم ترین عامل خطر ابتلا به بیماری های غیرواگیر

طرز تهیه عدس پلو با سویا به 2 روش

علائمی که ابتلا به دیابت را نشان می دهد/ اینفوگرافی

گرما، تعداد اهداکنندگان خون در تهران را کم کرد

دو اتفاق مهم برای تراریخته ها در ایران

با 3 دهان شویه طبیعی بوی بد دهان را از بین ببرید!

سرنخ بیماری های دوره سالمندی که به کودکی تان می رسد

ایمن ترین ظروف برای مصرف بانوان در دوران بارداری

ارتباط نیترات موجود در گوشت و اختلال روانی

ارتباط کلسترول بالا و کاهش نرخ باروری در زنان

افراد مبتلا به HIV دو برابر بیشتر در معرض ریسک بیماری قلبی هستند

بی خوابی های مزمن با مصرف نوشابه های انرژی زا/خطر ابتلا به کبد چرب

درخواست از وزارت بهداشت برای درمان اعتیاد بیماران خاص و کودکان

فرزندان مادران شاغل در آینده موفق ترند

وزیر: پزشکان اعزام دختران شین آباد را صلاح نمی دانند

خواراکی هایی که صبح بمب انرژی شما هستند

تاثیر ساعت شام بر پیشگیری از سرطان چیست؟

مقدار و نحوه مصرف رانیتیدین برای نوزادان

5 نشانه کمبود پتاسیم و عوارض آن

وزیر بهداشت: 15 درصد هزینه های حوزه سلامت مربوط به دیابت است/یک چهارم مردم فشارخون شان بالاست

شکلات تلخ شگفت انگیز است

غذاهای مضر برای دیابتی ها کدامند؟

سنجش تراکم استخوان در داروخانه ها؛ ممنوع

جدول ترکیبات موادغذایی 410 قلم محصول پرمصرف ایرانی تدوین شد

عرضه دارویی برای درمان قطعی صرع با استفاده از 3 گیاه/تولید انبوه در سال آینده

شناسنامه ای برای تراریخته ها

9خاصیت هندوانه قرمز برای بدن

هاشمی: استان تهران مناطقی محروم تر از بخش های مرزی کشور دارد

آخرین وضعیت ابتلای شهروندان «رفیع» به اسهال در پی آلودگی شبکه آب

10دلیل یخ بودن دست و پاها

جذب کافیین در بدن چقدر طول می کشد؟

ربات داروساز ساخته شد

پزشکان سرشناس تمایلی به بیمه شدن ویزیت ندارند

درمان های خانگی برای گزیدگی حشرات

تشخیص سرطان لوزالمعده با آزمایش تنفس در مراحل اولیه

علائم اولیه سرطان خون در کودکان

هشدارهای قبل از سکته قلبی

سیگار، عمر را کوتاه می کند

آشامیدن دو نوشیدنی شیرین در روز خطر مرگ را دو برابر افزایش می دهد

سنجش تراکم استخوان در داروخانه ها؛ ممنوع

پسر بچه ای که آگهی فوتش را خودش نوشت

بهبود حافظه سالمندان با مصرف اندکی شکر

سریعترین راه درمان تبخال روی لب

فرزندان مادران شاغل در آینده موفق ترند

زباله های بیمارستانی عادی تلقی نمی شوند

غذاهای مضر برای دیابتی ها کدامند؟

عطر قهوه موجب تقویت عملکرد تحلیلی می شود

بیمارستان قرچک با 45 پزشک متخصص شروع به کار می کند

درمان تنبلی تخمدان با این روش های ساده!

مصرف مقدار کمی شکر حافظه و تمرکز سالمندان را افزایش می دهد

وزیر بهداشت: یک چهارم مردم فشارخون شان بالاست

استفاده مداوم از گجت های هوشمند با علائم اختلال کم توجهی  بیش فعالی ارتباط دارد

قابل توجه برانکو که کی روش را با دالیچ مقایسه کرد

مهم ترین مهارتی که لازم است برای حفظ رابطه عاطفی بیاموزید

http://tandorostnews.com/fa/news/12748/فوریدردسر-استفاده-چند-باره-از-وسایل-یکبار-مصرف-برای-بیماران-در-کانادا

http://nodud.com/other/healthcare/1532030660.347551

آخرین خبر از تعداد مسمومان آب آلوده در نوشهر + جزییات

http://www.fanousnews.com/fa/news/171199/بهترین-حالت-بدن-برای-فکرکردن-چه-زمانی-است

بهترین حالت بدن برای فکرکردن، چه زمانی است؟

https://www.fartaknews.com/fa/tiny/news-111895

43516418

http://tandorostnews.com/fa/news/12734/یخی-که-3-روزه-لک-صورت-را-محو-می-کند-روش-تهیه

1532027256

http://tandorostnews.com/fa/news/12733/ارتباط-بارداری-با-افزایش-ریسک-ابتلا-به-آلزایمر-در-زنان

http://tandorostnews.com/fa/news/12732/9-فایده-بی-نظیر-سرپا-ایستادن-در-محل-کار

43516367

1532026622

http://www.fanousnews.com/fa/news/171177/چگونه-شرایط-فرزند-دیابتی-ام-را-در-مراسم-و-تعطیلات-خاص-کنترل-نمایم

چگونه شرایط فرزند دیابتی ام را در مراسم و تعطیلات خاص کنترل نمایم؟

http://www.rokhdad24.ir/view/8027/سنجش-تراکم-استخوان-در-داروخانه ها؛-ممنوع

http://www.fanousnews.com/fa/news/171175/قاعدگی-زودرس-دختران-نتیجه-مصرف-زیاد-این-ماده-غذایی

وقتی یک بیماری وحشتناک سوژه نمایشگاه هنرمند شد

وقتی یک بیماری وحشتناک سوژه نمایشگاه هنرمند شد