مطالب مرتبط:
رابطه ی عقل با ایده نزد فلوطین و مقایسه ی آن با نظر ملاصدرا درخصوص وحدت و کثرت عقل - بخش دوم و پایانی نظر ملاصدرا درباره وحدت و کثرت عقل
ایجاب در معاملات دولتی - بخش دوم و پایانی نظریه ی درخواست ایجاب محض
شکاف های اجتماعی عراق و تأثیر های آن بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با محور بحران 2014 - بخش دوم و پایانی تهدید محیط امنیتی منطقه ای و دفاع فعال تهاجمی ایران
دیپلماسی هند در قبال سازمان تجارت جهانی - بخش دوم و پایانی تحول دیپلماسی اقتصادی هند
اصل وحدت تابعیت زوجین در حقوق ایران، بریتانیا و کنوانسیون های بین المللی - بخش دوم و پایانی اصل وحدت تابعیت زوجین درحقوق بریتانیا
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 3 اردیبهشت 1397 ساعت 04:412018-04-23سياسي

دشواریهای تبیین تحویل گرایانه ی شناخت اخلاقی -بخش دوم و پایانی دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی


فلسفه مقاله حاضر به بررسی تبیین‎های تحویل گرایانه از شناخت اخلاقی و توجیه باورهای اخلاقی پرداخته است.

- دشواریهای تبیین تحویل گرایانه ی شناخت اخلاقی -بخش دوم و پایانیدیدگاه تحویل گرایی اخلاقی فلسفه مقاله حاضر به بررسی تبیین‎های تحویل گرایانه از شناخت اخلاقی و توجیه باورهای اخلاقی پرداخته است.

" 2ـ2ـ2.

پیوند معنایی توصیفی ـ ارزشی جان سرل در مخالفت با شکاف است ـ باید، یک نمونه نقض می آورد.

اما چنان که خود وی نیز می گوید، روی سخنش چندان با هیوم نیست بلکه با قرائت جدید از این شکاف است.

(Searle, 1964: 43 and fn.

) او قرائت جدید را این گونه خلاصه می کند: هیچ مجموعه ای از جملات توصیفی[37]، نمی توانند بدون افزودن دست کم یک مقدمه ارزشی، جمله ای ارزشی نتیجه دهند.

اما این تقریر سرل از قرائت جدید گویای تفاوت آن با قرائت هیوم نیست، بلکه تفاوت در این است که مسئله هیوم، چنان که در بحث قبل گفتیم، شکاف منطقی است ـ باید است در حالی که مسئله قرائت جدید قرن بیستم که روی سخن سرل با آنهاست، شکاف معنایی میان جملات توصیفی و جملات ارزشی است.

اگر بتوان نشان داد که دست کم در برخی موارد چنین شکاف معنایی وجود ندارد، می توان باید را از است استنتاج هم کرد.

و سرل می خواهد همین را نشان دهد.

استنتاج او این است: 1.

جونز این جملات را بیان کرد من به این وسیله قول می دهم که به تو، یعنی اسمیت، پنج دلار بدهم .

2.

جونز قول داد که به اسمیت پنج دلار بدهد.

3.

جونز خود را تحت این الزام قرار داد (آن را بر عهده گرفت[38]) که به اسمیت پنج دلار بدهد.

4.

جونز تحت الزام است که به اسمیت پنج دلار بدهد.

5.

جونز باید به اسمیت پنج دلار بدهد.

سرل هریک از جملات 4 تا 5 را با فرض مقدمه ‎هایی محذوف، استنتاج شده از جمله قبلش می داند.

دلیل اینکه نیازی به تصریح این مقدمات نیست این است که همان گویی[39] هستند.

ادعای مهم سرل این است که در سلسله استنتاج‎های این استنتاج، هیچ جمله ارزشی، اصل اخلاقی، یا چیز دیگری از این نوع مورد نیاز نیست (Searle, 1964: 44) هدف سرل، برخلاف پرایر، گذر منطقی صرف از شکاف است ـ باید نیست.

در گذر منطقی صرف، تنها صورت استنتاج مورد استفاده قرار می گیرد اما در استنتاج سرل، محتوای این استنتاج، یعنی عرف یا سنت قول دادن، موضوعیت دارد.

1 به خودی خود 2 را نتیجه نمی دهد.

فقط با فرض‎های خاصی است که ادای کلمات درون نقل قول در 1، می شود فعل قول دادن.

برای اینکه از 1 نتیجه بگیریم که جونز قول داد پنج دلار به اسمیت بدهد، باید یک سری دانسته ها داشته باشیم از جمله درباره عرف‎های زبانی جامعه جونز که معنای کلمات او را تعیین می کنند، و نیز بدانیم که در زبان جونز من به این وسیله قول می دهم شیوه ای است برای انجام عمل مذکور در 2 یعنی قول دادن؛ و درباره شرایطی که جونز جمله اش را ادا کرده، از قبیل اینکه جونز هشیار است و دارد جدی حرف می زند، در حال تمرین برای نمایش این حرف را نزده، در حال نقل یک رخداد نبوده و .

فهرست این دانسته ها مورد هر مناقشه ای هم که باشد، یک نکته درباره آنها مسلم است و آن اینکه تماماً تجربی یا طبیعی هستند.

فرض کنیم همه این دانسته های مورد نیاز برای نتیجه شدن 2 از 1، ذکر شده، و به بررسی بقیه استنتاج بپردازیم.

2 چگونه 3 را نتیجه می دهد؟ سرل می گوید قول دادن بنا بر تعریفْ فعلِ قرار دادن خود تحت الزام به انجام دادن آن است.

در 2 قولی داده شده است؛ از مفهوم قول دادن، 3 حاصل می آید.

اگر مفهوم قول دادن را تحلیل کنیم، قرار دادن خود تحت الزام را می یابیم.

می توان این تعریف را به مقدمات افزود: 2الف) همه قول دادنها، فعلِ قرار دادن خود تحت (بر عهده گرفتن) الزام به انجام دادن آنچه قول داده شده، هستند.

این مقدمه بنابر آنچه اخیراً گفتیم، تحلیلی [40] و به قول سرل همان گویی است.

به نظر سرل نمی توان مفهوم قول دادن را طوری تحلیل کرد که الزام در آن نباشد مثلاً بگوییم قول دادن ایجاد توقع انجام آن در شنوندگان است ، چون اصلاً آنچه قول دادن برای انجام کاری را از افعال نزدیک به آن از قبیل بیان قصد انجام آن کار متمایز می کند، بر عهده گرفتن الزام است.

4 چگونه از 3 نتیجه می شود؟ از 3 دست کم نتیجه می شود که به شرط نبود عوامل معارض (یعنی به شرط اینکه چیزی رخ ندهد که الزام را از بین ببرد)، جونز تحت الزام قرار دارد که به اسمیت پنج دلار بدهد .

هر اتفاقی ممکن است رخ دهد و فرد را از الزام‎هایی که بر عهده گرفته است معاف کند و این قیدِ به شرط نبود عوامل معارض را لازم می گرداند.

اگر بخواهیم 4 را بدون این قید از 3 استنتاج کنیم، باید قید را به عنوان مقدمه 3الف بیاوریم.

5 چگونه از 4 نتیجه می شود؟ همان رابطه ای که بین 3 و 4 بود، بین 4 و 5 نیز برقرار است.

از 4 نتیجه می شود که به شرط نبود عوامل معارض (یعنی به شرط اینکه الزام معارض مهم‎تری وجود نداشته باشد) جونز باید پنج دلار به اسمیت بپردازد.

جانِ استنتاج سرل و مهمترین گام آن، عبور از 2 به 3 است؛ زیرا در این مرحله است که مفهوم الزام که مفهومی ارزشی است وارد می شود.

(2الف)، بیان پیوند قول دادن و الزام است.

پیش از 2، با گزاره های غیرارزشی روبه‎رو هستیم، و پس از 3 فقط با گزاره های ارزشی.

( حرکت از 3 تا 5 نسبتاً ساده است.

فقط بر پیوندهای مفهومی میان قول دادن، الزام، و باید مبتنی است.

برای سرل فرقی نمی کند پیوند تحلیلی را میان قول دادن و الزام بداند یا میان قول دادن و باید (Searle, 1964: 50 and ff.

)).

اگر معنای 2الف صرفاً این باشد که ما ملزم هستیم قول‎هایی را که می دهیم انجام دهیم، یک گزاره تألیفی ارزشی خواهد بود.

در این صورت استنتاج سرل، دیگر استنتاج گزاره ای ارزشی از گزاره های تماماً غیرارزشی نخواهد بود.

برای اینکه این مقدمه یک گزاره توصیفی باشد، باید تحلیلی و به قول سرل همان گویی باشد یعنی در مفهوم قول دادن، ملزم بودن به انجام آن وجود داشته باشد.

به همین دلیل است که سرل مدام بر تحلیلی بودن آن تأکید می کند.

چرا 2الف تحلیلی است؟ برای پاسخ به این پرسش باید مختصراً به مبانی ای توجه کنیم که سرل این استنتاج را به پشتوانه آن مطرح می کند و این استنتاج را تنها مشتی نمونه خروار می داند (Searle, 1964: 52-8).

چنان که در ابتدای این قسمت گفتیم، سرل در مخالفت با قرائت جدید از هیوم، می خواهد ثابت کند می توان از جملات صرفاً توصیفی، جمله ای ارزشی استنتاج کرد.

سرل به درستی معتقد است که جملات توصیفی انواع مختلفی دارند.

جملات توصیفیِ الگو، که طرفداران تفکیک توصیفی ـ ارزشی مثال می زنند اینهاست: ماشین من می تواند 120 کیلومتر بر ساعت سرعت برود ، برادر من 180 سانت قد دارد و قس علی هذا.

بر اساس این تفکیک، این جملات را نیز باید توصیفی به شمار آورد: همکارم ازدواج کرد ، جونز قول داد ، من صدهزار تومان در جیب دارم و تیم فوتبال گل زد .

اما جملات توصیفی دسته دوم تفاوت مهمی با آن جملات توصیفی الگو دارند: جملات دارای کلماتی از قبیل ازدواج ، قول دادن ، گل زدن و صدهزار تومان ، مسبوق به وجود برخی سنتها یا عرفها[41] هستند.

اگر عرف پول وجود نداشته باشد، صدهزار تومان داشتن منتفی می شود؛ تنها چیزی که وجود خواهد داشت، چند تکه کاغذ و جوهر است.

به همین منوال، فقط در درون عرف ازدواج است که کسی ازدواج می کند و در درون عرف قول دادن است که کسی قول می دهد؛ بدون اینها، او فقط حرکاتی می کند و کلماتی بر زبان می راند.

چنین امور واقع را می توانیم امور واقع عرفی بخوانیم.

در مقابلِ آنها، امور واقع غیرعرفی یا محض[42] قرار دارند.

اینکه من چند تکه کاغذ در جیبم دارم که رویشان جوهر هست، یک امر واقع محض است؛ اینکه من صدهزار تومان پول در جیبم دارم، یک امر واقع عرفی است.

برای اینکه بدانیم منظور از عرف در اینجا چیست، باید دو نوع قاعده[43] را از هم تمیز دهیم.

بعضی قواعد، رفتارها و فعالیت‎های از قبل موجود را نظم می دهند، مثلاً قواعد رانندگی.

رانندگی بدون این قواعد هم وجود دارد.

اما بعضی قواعد، اصلاً به وجودآورنده یا مقوّم فعالیت‎هایی جدید هستند، مثلاً قواعد شطرنج.

قواعد شطرنج صرفاً نظم دهنده رفتار بازیکن نیستند بلکه بازی شطرنج اصلاً خود همین قواعد است.

بازی شطرنج بدون این قواعد وجود ندارد.

عرف، سیستمی متشکل از قواعد مقوم است.

عرف‎های ازدواج، پول، و قول دادن، از این جهت که سیستم‎های متشکل از قواعد مقوم هستند همانند شطرنج و فوتبال هستند.

امور واقع عرفی، مسبوق به وجود چنین عرف‎هایی هستند.

سرل معتقد است اگر متوجه وجود چنین امور واقع عرفی بشویم و ماهیتشان را بفهمیم، درخواهیم یافت که بسیاری از الزام‎ها، تعهدها، حقوق، و مسئولیت‏ها نیز عرفی هستند.

قول دادن یکی از این نوع الزام‎هاست که سرل مبنای استنتاج یک باید از یک است قرار داده است.

او از یک امر واقع محض (اینکه کسی کلماتی را ادا می کند) آغاز می کند، و سپس امور واقع عرفی مربوط به همان فعل را پیش می کشد و از همین طریق به این امر واقع عرفی می رسد که آن کس باید به کس دیگری پنج دلار بدهد .

کل این استنتاج بر این قاعده مقوم مبتنی است که قول دادن همان بر عهده گرفتنِ الزام به انجام آن است (دقت شود.

) این همان گویی که باید به قول‎هایی که می دهیم پای بند باشیم تنها یکی از همان گویی‎های مشابهِ مربوط به الزام‎های عرفی است.

به عنوان نمونه ای دیگر، نباید دزدی کرد را می توان بیان این دانست که به رسمیت شناختن چیزی به عنوان دارایی کسی، ضرورتاً متضمن به رسمیت شناختن حق تسلط او بر آن است .

این یک قاعده مقومِ عرف دارایی شخصی است.

نباید دروغ گفت را می توان بیان این دانست که چیزی را تصدیق کردن، متضمن بر عهده گرفتن الزام به راست گفتن است .

همه این اصول به نظر سرل، مثال‎های نقضی هستند در مقابل شکاف است ـ باید.

ما به صرف بیان یک امر واقع عرفی، داریم قواعد عرفیِ عرف مربوطه را در کار می آوریم.

معنای کلمه قول (دادن) مرهون همین قواعد است (دقت شود).

این قواعد به گونه ای هستند که ملتزم شدن من به اینکه جونز قولی داده، متضمن ملتزم شدن من به آنچه او باید (به شرط نبود عوامل معارض) انجام دهد، نیز هست.

(Searle, 1964: 58) سؤال ما این بود که چرا 2الف تحلیلی (بقول سرل همان گویانه) است.

چنان که از توضیحات فوق آشکار می شود، پاسخ این است که 2الف قاعده مقوم قول دادن است: قول دادن همان بر عهده گرفتن الزام به انجام آن است .

معنای این سخن این است که عرف قول دادن من‎های الزام به انجام دادن آن وجود ندارد.

برخی از اشکالاتی که به استنتاج سرل گرفته شده بر رد تحلیلی بودن استوار است.

یکی از این اشکالات، این است که آنچه او تحلیلی (همان گویی) می داند، واقعاً تحلیلی نیست.

(Pigden, 2016: § 4) گزاره ای واقعاً تحلیلی است که انکار آن یا ناشی از بدفهمی کلمات تشکیل دهنده آن باشد یا ناشی از بدفهمی عرفی که آن کلمات معناشان را از آن می گیرند.

گزاره تحلیلی ای که استنتاج سرل به آن نیاز دارد این است: (ت) اگر شخص ش قول دهد که عمل ع را انجام دهد، به شرط نبود وظایف معارض باید ع را انجام دهد.

آیا انکار (ت) نشان دهنده بدفهمی کلمه قول دادن یا بدفهمی عرفی است که این کلمه معنایش را از آن می گیرد؟ پاسخ منفی است.

زیرا اگر ما عرف قول دادن را رد یا محکوم کنیم می توانیم (ت) را انکار کنیم، بدون اینکه انکارمان ناشی از بدفهمی کلمه قول دادن یا خود عرف قول دادن باشد.

منظور از رد عرف قول دادن چیست؟ به عنوان یک مثال، شخص در صورتی عرف قول دادن را رد می کند که معتقد باشد منشأ الزام به پای بندی به قول‏ها، خود قول دادن نیست.

چنین شخصی از شرکت در عرف قول دادن خودداری می کند و رعایت قواعد آن را بر خود لازم نمی داند.

چنین شخصی عرف قول دادن را اخلاقاً مشکوک می داند زیرا بر خلاف (ت)، الزام به انجام قولها را مستقل از خود قول دادن می داند.

این موضع شاید غیرمتعارف باشد اما دچار تناقض نیست، و کاملاً قابل جمع است با اینکه این شخص قواعد عرفی را که رد می کند می فهمد؛ او می تواند به خوبی بفهمد که طبق قواعد عرف قول دادن ما کلاً باید به قول‎ها پای بند باشیم و در عین حال باور داشته باشد که ما در واقع هیچ الزامی به این کار نداریم.

مثلاً ویلیام گادْوین معتقد است آنچه ما قول می دهیم انجام دهیم، یا درست است یا نادرست.

اگر درست باشد، حتماً باید انجامش دهیم.

چرا؟ نه به این علت که قول داده ایم بل به این علت که آن کارْ درست است.

اگر ما دریابیم که کاری نادرست است باید از آن خودداری کنیم هرچند قولش را داده باشیم (Godwin, 1793: 3.

3).

در هر دو حال، چنین نیست که به طور کلی ما باید به قول‏هایمان پای بند باشیم.

هرچند نظر گادوین غیرمعمول است اما از سخنان او روشن است که هم با مفهوم قول دادن آشناست هم با عرف قول دادن که منشأ آن است.

اگر یک گزاره را که ادعا شده تحلیلی است بتوان انکار کرد و این انکار ناشی از بدفهمی کلمات یا بدفهمی عرف مربوطه نباشد، آن گزاره تحلیلی نیست.

من معتقدم سرل این ایراد را پیش بینی کرده و کوشیده آن را خنثا کند.

به اعتقاد او، درباره عرف قول دادن دو نوع سؤال می توان پرسید: سؤال از بیرون و سؤال از درون.

مثلاً این سؤال که اصلاً چرا ما باید چنین عرفی داشته باشیم؟ سؤالی بیرونی است که درباره عرف قول دادن پرسیده می شود و نه در درون آن.

ممکن است سؤال آیا باید به قول‎های خود پای بند بود؟ با این سؤال بیرونی که آیا باید عرف قول دادن را پذیرفت؟ خلط شود یا یکی دانسته شود.

اما اگر این را سؤال را در جایگاه دقیق آن یعنی به عنوان سؤالی درباره قول‎ها و نه درباره عرف قول دادن در نظر بگیریم، سؤالی تهی است همانند این سؤال که آیا مثلثها سه ضلعی اند؟ .

قبول کردن چیزی به عنوان قول دادن، همان پذیرفتن این است که به شرط نبود وظائف معارض باید به آن پای بند بود.

(Searle, 1964: 51) بر اساس این تفکیک، انکارِ کسی همچون گادوین را باید انکاری بیرونی بدانیم.

در این صورت باید تحلیلی بودن را تفکیک کنیم به دو نوع: 1.

تحلیلی بودن از درون؛ 2.

تحلیلی بودن از بیرون یا بطور کلی.

گزاره تحلیلی ای (از قبیل ت یا 2الف) که سرل برای استنتاجش نیاز دارد و غیرقابل انکار می داند، از درون عرف قول دادن تحلیلی است، در حالی که موردی همچون گادوین، تحلیلی بودن بیرونی چنین گزاره ‎هایی را نفی می کند.

بر اساس این نکات به نکته دیگری نیز تفطن پیدا می کنیم: این مقدمه که بهرام، محمود را کیش کرد نتیجه نمی دهد که محمود باید شاه را حرکت دهد تا مانع حمله شود یا مهره حمله کننده را بردارد بلکه فقط نتیجه می دهد که در بازی شطرنج (طبق قواعد شطرنج) باید این کارها را بکند.

به همین سان این مقدمه که جونز قول داد که به اسمیت پنج دلار بدهد نتیجه نمی دهد که جونز به شرط نبود عوامل معارض باید به اسمیت پنج دلار بدهد بلکه فقط نتیجه می دهد که در عرف قول دادن (طبق قواعد عرف قول دادن) جونز به شرط نبود عوامل معارض باید اسمیت پنج دلار بدهد.

اگر این نکته برصواب باشد، باید ی که سرل از مقدمات غیرارزشی استنتاج می کند، هرچند نتیجه ای ارزشی است اما به معنای دقیق کلمه اخلاقی نیست زیرا بایدهای اخلاقی نامشروط هستند، در حالی که باید سرل نامشروط نیست: اگر من عرف قول دادن و کلمات مربوط به آن را بفهمم، می توانم بفهمم که طبق قواعد عرف قول دادن باید چه بکنم، اما نمی توانم بفهمم که چه باید بکنم.

5.

نتیجه دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی دیدگاهی است با هدف نشان دادن اینکه واقعیت اخلاقی تافته ای جدابافته از جهانی که سراغ داریم نیست.

تحویل گرای اخلاقی، شناخت اخلاقی را نیز با الهام گرفتن از چنین اندیشه ای می خواهد تبیین کند.

و در صورتی که موفق باشد نقطه قوت و بلکه دلیلی له دیدگاه او خواهد بود.

از بحثی که در قسمت 4 این مقاله درباره شناخت اخلاقی در حدود و ثغور تحویل گرایی اخلاقی طرح کردیم، به این نتیجه می رسیم که توجیه باورهای اخلاقی از طریق باورهای نااخلاقی با موانع جدی مواجه است.

به طور خاص، مشکلی که درباره شناخت تحلیلی، وجود دارد ناشی از زیر سؤال بودن همانیِ مفهومی است که هر نظریه تحویل گراییِ تحلیلی میان مفاهیم ارزشی و مفاهیم غیرارزشی قائل می شود.

بر اساس شناخت تحلیلی، باور ما به اصول اخلاقی بنیادین از قبیل عملی درست است که موجد بیشترین لذت در جهان باشد به نحو پیشین (مستقل از تجربه) موجه می شوند؛ یعنی از طریق همانی مفهومی محمول اخلاقی این اصول با محمول نااخلاقی آنها.

همانی تحلیلی مفاهیم ارزشی/اخلاقی با مفاهیم غیرارزشی/نااخلاقی مورد ایرادهای جدی از جمله پرسش باقی مور قرار گرفته است،[44] و به همین دلیل امروزه دیدگاه مطرحی نیست.

درباره موجه ساختن باور ارزشی/اخلاقی از طریق استنتاج آنها از باورهای غیرارزشی/نااخلاقی، نتیجه گرفتیم که اولاً استنتاج‎های مرسوم و متعارف ما از شکاف است ـ باید عبور نمی کنند.

ثانیاً، هیچ استنتاجی نمی تواند از این شکاف بگذرد و دلیل آن اصل محافظه کاری منطق است: مقدمات باید حاوی نتیجه باشند.

این دریافت شهودی در استنتاج قیاسی به آسانی تعبیر می شود به این شرح: نتیجه یک قیاس معتبر نمی تواند حاوی حد‎هایی باشد که در مقدمات موجود نیستند.

بنابراین، گزاره ای که در آن باید یا هر کلمه ارزشی دیگر وجود داشته باشد، نمی تواند از مقدمات فاقد باید یا کلمات ارزشی دیگر، استنتاج قیاسی شود.

اگر استنتاج معتبر، به قیاس محدود بود، این سخن کافی بود اما دست کم بنا بر منطق جدید یا کلاسیک، استنتاج معتبر به قیاس محدود نمی شود.

استنتاج‎های معتبری در منطق جدید وجود دارد که محافظه کاری منطق را نفی می کند، مثلاً A نتیجه می دهد A v B .

پرایر بر اساس این قالب‎های استنتاج منطق جدید، چند نمونه استنتاج می آورد که از است به باید عبور می کنند.

این استنتاج‎ها را در همان مواجهه نخست مشکوک می یابیم و می پرسیم جزء ارزشی/اخلاقی نتیجه، ناگهان از کجا پیدا شد؟ دیدیم که باید در نتیجه های استنتاج‎های پرایر، اصالتاً حضور ندارد بلکه به نحو تهی حضور دارد؛ یعنی به جای آن هر کلامی با هر محتوایی آورده شود، کل نتیجه صادق خواهد ماند و به اعتبار استنتاج خدشه ای وارد نخواهد کرد.

مفهوم حضور تهی یک مفهوم عام منطق جدید است که مثال‎های نقض پرایر تنها نمونه ‎هایی از آن هستند.

یعنی در استنتاجهای معتبر منطق جدید هر کلامی که در نتیجه به نحو تهی حضور داشته باشد، به جایش هر کلامی می توان آورد و اعتبار استنتاج خدشه دار نخواهد شد.

چنان که دیدیم منطق تنها درباره کلام تهی (و ادوات منطقی) محافظه کار نیست.

پیگدن، اصل تدقیق شده محافظه کاری منطق را که بر منطق جدید هم شمول دارد چنین معرفی و صورت بندی می کند: هیچ کلام (نامنطقی) نمی تواند به‎صورت غیرتهی در نتیجه یک استنتاج معتبر حضور داشته باشد مگر اینکه در مقدمات آمده باشد.

درباره برخی اجزای نتیجه یعنی هر کلام نامنطقی غیرتهی می توان گفت که مقدمات باید حاوی آنها باشند.

شکاف است ـ باید، تحقق همین اصل عام منطقی در استنتاج‎های اخلاقی است: هیچ کلام ارزشی/اخلاقی غیرتهی، از هیچ کلام غیرارزشی/نااخلاقی به نحو معتبر قابل استتاج نیست.

درباره استنتاج بر اساس پیوند معنایی توصیفی ـ ارزشی گفتیم که سرل می خواهد نشان دهد که دست کم در بسیاری موارد میان جملات توصیفی و ارزشی شکاف معنایی وجود ندارد تا بتواند از مقدمات توصیفی نتیجه ارزشی استنتاج کند.

ادعای اساسی او این است که قول دادن بنا بر تعریفْ فعل قرار دادن خود تحت الزام به انجام دادن آن است.

مبنای او این است که یک نوع از جملات توصیفی، جملاتی هستند که مسبوق به وجود برخی عرف‎ها هستند عرف سیستمی متشکل از قواعد مقوم است.

بسیاری از الزامها، تعدها، حقوق، و مسئولیت‎ها (مؤلفه های اخلاق)، عرفی هستند.

کل این استنتاج بر این قاعده مقوم مبتنی است که قول دادن همان بر عهده گرفتن الزام به انجام آن است .

نباید دروغ گفت بیان دیگری است از اینکه چیزی را تصدیق کردن، متضمن بر عهده گرفتن الزام به راست گفتن است.

همه این اصول به نظر سرل مثال‎های نقضی هستند در مقابل شکاف است ـ باید.

سرل این اصول را به این دلیل تحلیلی می داند که قاعده مقوم عرف مربوطه هستند.

اشکال شده است که آنچه او تحلیلی می داند واقعاً تحلیلی نیست.

زیرا برای اینکه تحلیلی باشد لازم است که انکار آن یا ناشی از بدفهمی کلمه قول دادن باشد یا ناشی از بدفهمی خود عرف قول دادن.

اگر کسی عرف قول دادن را رد یا محکوم کند می تواند الزام به انجام قول را انکار کند بدون اینکه انکار او ناشی از این دو بدفهمی باشد.

چنین کسی الزام به انجام قول‎ها را مستقل از خود قول دادن می داند.

سرل می تواند پاسخ دهد که این انکار، انکاری بیرونی است یعنی بیرون از عرف قول دادن رخ می دهد، در حالی که مقصود او این است که از درون عرف قول دادن نمی توان الزام به انجام آن را انکار کرد.

چنین انکاری است که مانند انکار سه ضلعی بودن مثلث است.

لازمه چنین پاسخی این است که گزاره تحلیلی ای که سرل برای استنتاجش نیاز دارد و انکارناپذیر می داند، از درون عرف قول دادن تحلیلی است.

و از این لازم می آید که استنتاج سرل فقط نتیجه می دهد جونز در درون عرف قول دادن باید به اسمیت پنج دلار بدهد.

اگر این نکته برصواب باشد، بایدها یا نباید‎هایی که سرل می تواند از مقدمات غیرارزشی استنتاج کند (باید به قول پای بند بود، نباید دزدی کرد، نباید دروغ گفت، و.

) هرچند ارزشی هستند، اما به معنای دقیق کلمه اخلاقی نیستند، زیرا بایدهای اخلاقیْ نامشروط هستند در حالی که بایدهای سرلْ نامشروط نیستند.

پی نوشت: [37] statements of fact [38] undertake [39] tautology [40] analytic [41] institution [42] ute [43] rule [44] نگاه کنید به پانوشت 29 و 28.

مراجع اصغری، سیدعلی.

(1391)، واقع انگاری اخلاقی و مسئله رابطه ملاحظات اخلاقی با عمل، رساله دکتری دانشگاه.

شهید بهشتی، تهران.

Alston, William (2005), Beyond “Justification”: Dimensions of Epistemic Evaluation, Ithaca NY: Cornell University Press.

Arnauld, Antoine and Pierre Nicole (1683), Port Royal Logic or L Art de Penser.

Ayer, Alfred J.

(1956/1990), The Problem of Knowledge, London: Pelican.

Bentham, Jeremy (1789), An Introduction to the Principles of Morals and Legislation.

Chisholm, Roderick (1957), Perceiving: A Philosophical Study, Ithaca, NY: Cornell University Press.

Feldman, Richard and Earl Conee (1985), “Evidentialism,” Philosophical Studies, 48, pp.

15-34 Gettier, Edmund (1963), “Is Justified True Belief Knowledge?” Analysis, 23, pp.

121 23.

Godwin, William (1793), An Enquiry Concerning Political Justice, vol.

1 (Indianapolis: Online Liary of Liberty).

Goldman, Alvin (1986), Epistemology and Cognition, Camidge, MA: harvard University Press.

Hare, R.

M (1964), ‘The Promising Game’, in Revue Internationale de Philosophie 70, 398-412.

Heathwood, Chris (2013), “Reductionism in Ethics”, in H.

LaFollette (ed.

), The International Encyclopedia of Ethics (Wiley-Blackwell).

Huemer, Michael (2008), Ethical Intuitionism, Palgrave Macmillan.

Kneale, W.

and M.

Kneale (1962), The Development of Logic, Oxford: Oxford University Press.

Lewis, David (1989), “Dispositional Theories of Value”, in Proceedings of the Aristotelian Society, Supplementary Volumes, Vol.

63, pp.

113-137.

Liary of Liberty) Moore, G.

E.

(1903), Principia Ethica.

Nozick, Robert (1981), Philosophical Explanations, Camidge, MA: Belknap Press.

Pigden, Charles R.

(1989), “Logic and the autonomy of ethics”, in Australasian Journal of Philosophy, 67:2, 127-151.

Pigden, Charles R.

(1991), “Naturalism”, in Peter Singer (ed.

), A Companion to Ethics, Blackwell, pp.

421-431.

Pigden, Charles R.

(2016), “Hume on Is and Ought: Logic, Promises, and the Duke of Wellington”, in The Oxford Handbook of Hume, ed.

Paul Russel, Oxford Universiry Press.

Pollock, John (1986), Contemporary Theories of Knowledge, Totowa, NJ: Rowman and Littlefield.

Prior, Arthur N.

(1949), Logic and the Basis of Ethics, Oxford, Oxford University Press.

Prior, Arthur N.

(1960), The autonomy of ethics, in Australasian Journal of Philosophy, 38:3, 199-206.

Prior, Arthur N.

(1976), Papers in Logic and Ethics, Kenny and Geach eds.

London, Duckworth.

Railton, Peter (1986), “Moral Realism”, in The Philosophical Review, Vol.

95, No.

2, pp.

163-207.

Raphael, D.

D.

(1969) (ed.

), British Moralists, 2 vols.

Oxford, Oxford University Press.

Searle, John (1964), “How to Derive Ought from Is”, in The Philosophical Review, Vol.

73, No.

1 (Jan.

, 1964), pp.

43-58.

Shope, Robert K.

(1983), The Analysis of Knowing: A Decade of Research, Princeton University Press.

Sturgeon, Nicholas L.

(1985), In Morality, Reason and Truth, edited by David Copp and David Zimmerman.

Totowa, N.

j.

: Rowman & Allanheld.

Williamson, Timothy (2000), Knowledge and Its Limits, Oxford University Press.

Zimmerman, Aaron (2010), Moral Epistemology, Routledge نویسنده: سیدعلی اصغری: استادیار پژ وهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران فصلنامه متافیزیک شماره 21 انتهای متن/ http://fna.

ir/a4hkwg
کلید واژه ها: دلار - شکاف - جدید - تفاوت - فلسفه - مقاله - نشان - صورت

آخرین اخبار سرویس:
دویست و هفتاد و پنجمین شماره ماهنامه قرآنی «باران» منتشر شد

چه زیباست با خدا ماندن و از همه عالم بریدن

اهواز- آیین استقبال از شهید مدافع حرم

برای ارتقای ظرفیت مدیران تلاش شود

گل مردود ایران به اسپانیا توسط عزت الهی

حکم جایزه پیش بینی نتیجه مسابقات

مهدی عباسی سرمدی، سیدسلمان سیدی زاده اصل قانون قابل اعمال برتعهدات غیرقراردادی در مقررات متحدالشکل رم دو (2007) و حقوق ایران

پشت پرده حمایت منافقین و ضدانقلاب از رامین حسین پناهی

انتقاد صالحی از خروج شتابزده برخی شرکت های اروپایی از ایران

⁠⁠⁠⁠⁠وزیر اطلاعات: امنیت حق مردم است /سربازان گمنام امام زمان(عج) سینه شان را سپر بلا کرده اند

تندروی و کندروی هر دو خطرناک است

مرتضی مرادی، رابعه زندی پاک نقش میانجی گری منابع انسانی حرفه ای در ارتباط بین روابط خوشه صنعتی و عملکرد شرکت ها

وظیفه رسانه ملی تقویت وحدت است

نسل جوان را با هنر و ادبیات با معارف دین آشنا کنیم//بالاترین افتخارم طلبگی است

جیب ایرانی چطور خالی می‎شود؟

اولین مصاحبه خواننده قدیمی بعد از چهل سال سکوت+ ویدئو

ناو بالگردبر «خارک» به دریا بازگشت

زندگینامه غلامرضایم کتاب شود/ یوسف خانواده احمدی/ چشم انتظار حمایت بنیاد شهید

دستور بسته شدن کافه های مشهد در ساعت 10 امشب صحت دارد؟

⁠⁠⁠⁠⁠وزیر اطلاعات: امنیت حق مردم است

پاسخ به یک شبهه چرا جوامع غربی از نعمت بیشتری برخوردار هستند؟

برگزاری مراسم وداع با شهید مدافع حرم سید فاضل موسوی امین در اهواز

آغاز داوری مرحله اول از هفتمین دوره ارزیابی قاریان و مدرسان قرآن کریم

پشت پرده حمایت منافقین و ضدانقلاب از رامین حسین پناهی

مصطفی معتقد بود که می توانیم مقابل تحریم ها بایستیم

حراج خودروی 14 میلیاردی بازیگر مشهور/عکس

ایالت نیویورک از ترامپ شکایت می کند

⁠⁠⁠⁠⁠وزیر اطلاعات: امنیت حق مردم است

سردار رجبی مطرح کرد پشت پرده حمایت منافقین و ضدانقلاب از رامین حسین پناهی

کازوو کاشیو، موسس کاسیو درگذشت

جدول وضعیت 12 پرونده مهم اقتصادی

گلچینی از وصیت نامه شهید قاسم بیرانوند

تهیه نمایش رادیویی شهید رحیمی در لرستان

روایت بلیچر ریپورت از گلزنی عزت اللهی به اسپانیا؛ اکستازی و سپس قلب شکسته ایرانی ها!

فال روزانه پنجشنبه 31 خرداد 1397

3 دختر نوجوان در بند چهکند بیرجند غرق شدند

رمزگشایی از توییت حسام الدین آشنا

منتظر اقدامات عملی و تضمین های عینی اروپا برای حفظ برجام هستیم

هتل واقعی ترامپ/ عکس

لزوم جایگزین کردن مواد زیست تخریب پذیر به جای مواد پلاستیکی

غلامعلی سیفی، رسول بهرامپوری، حامد شریفی وضعیت منافع عوضین پس از فسخ معامله در حقوق ایران

جشن‎های زیرسایه خورشید آغاز یک حرکت تربیتی و کادرسازی است

جدول وضعیت 12 پرونده مهم اقتصادی

بررسی مجدد پرونده 1300 ملک واگذار شده در دوره قالیباف

جلسه ی شورای عالی ترویج فرهنگ ایثار و شهادت فارس

چه زیباست فقط با خدا ماندن و از همه عالم بریدن

چمران، الگویی برای نسل جوان در تحصیل علم و بندگی خداوند است

برگزاری انتخابات «هیئت موسس مجمع اساتید گفتمان های دینی» در یزد

چمران، شخصیت مستقلی داشت/ چمران دغدغه اش پیشرفت ایران بود

علت مرگ سید امامی اعلام شد

امام جمعه اهل سنت ایرانشهر: تجاوز به 41 دختر کذب محض است، فقط 3 مورد بوده

بزرگترین کیفر برای بنده خدا چیست؟

تصاویر / مراسم استقبال و تشییع شهید مدافع حرم فاضل موسوی امین در اهواز

دریادار خانزادی در گفتگو با فارس: خارک با قلب ایرانی به خلیج عدن رفت/ گزینه اصلی نداجا برای اعزام به اقیانس اطلس

مدیرعامل موسسه جوانان آستان قدس رضوی: جشن‎های زیرسایه خورشید آغاز یک حرکت تربیتی و کادرسازی است

جدول وضعیت 12 پرونده مهم اقتصادی

راهکارهایی برای افزایش نظم و سازمان دهی شخصی

نسبت به شناخت عرفای کشور فقیر هستیم

صالحی: پیشنهادهای اروپا برای انتظارات ایران در برجام کافی نیست

زیرسایه خورشید حرکتی دقیق و انقلابی مبتنی بر جهان شبکه ای است

معاون ارتباطات و رسانه آستان قدس رضوی: زیرسایه خورشید حرکتی دقیق و انقلابی مبتنی بر جهان شبکه ای است

خروج گام به گام آمریکا از همه نهادها و تعهدات بین المللی/ ترامپ حتی به عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل هم پایبند نماند

امام جمعه مشهد چرا از تلگرام نرفت؟

کنایه سنگین وزیر دفاع به اظهارات آبکی نتانیاهو

کشور مقدونیه شمالی درج نقشه جهان شد+نقشه

فوری / اخبار ضد و نقیض درباره سلامتی استاد محمدرضا شجریان + جزییات

امیر جعفری داغدار شد

درس امانتداری خادم نمازخانه+ عکس

لبخند ، هدیه ای برای بچه های زخم خورده+ تصاویر

حبس برای کمک به پناهجویان در مجارستان

موضوع ربایش دختران در ایرانشهر باید پیگیری شود

صدرالدین شجره دار فانی را وداع گفت

فراخوان هشتمین «جایزه ادبی یوسف» در یزد منتشر شد

تلفات زلزله ژاپن افزایش یافت

پزشکیان: شرایط اقتصادی، جنگی است

چرا قزوین اصفهان نشد؟

صدرالدین شجره پیشکسوت رادیو از دنیا رفت/اعلام مراسم تشییع

نظارت بر روند لاغری به کمک نرم افزار

به کمک فناوری تبدیل صوت به متن برای ناشنوایان امکانپذیر شد

با برترین بازی های موبایلی وطنی آشنا شوید

این قانونگذاری راه به جایی نمی برد

بازدید صالحی از مرکز نظام ایمنی هسته ای نروژ/پیشنهاد برقراری ارتباط بین مراکز دو کشور

لزوم جایگزین کردن مواد زیست تخریب پذیر به جای مواد پلاستیکی

بازدید صالحی از مرکز نظام ایمنی هسته ای نروژ

جانباز مدافع حرم از آزادسازی آخرین پایگاه داعش می گوید

کارگزاران وقف ادامه دهنده نیت خیر واقف در طول تاریخ هستند

اخذ سند مالکیت برای بیش از هزار رقبه موقوفه در گیلان

رمزگشایی از توییت حسام الدین آشنا

با تدابیر رهبری با سرافرازی از چالش ها عبور خواهیم کرد

محاصره سیلوا توسط مدافعان ایران سوژه رسانه ها+عکس

اجازه نمی دهیم مردم برای تأمین نیازمندی های ضروری با مشکل مواجه شوند/ وظیفه رسانه ملی تقویت اعتماد عمومی و امید به آینده است

انگلیس برنامه های خود برای حفظ برجام منهای آمریکا را تشریح کرد

دریافت بیش از 54 هزار گزارش مردمی/ امضای 12 تفاهم نامه با کشور های مختلف

علت مرگ سید امامی اعلام شد

نشست 3ساعته رییس‎جمهور با مدیران صداوسیما/روحانی: اکثر مردم به صداوسیما مراجعه می کنند/باید در برابر دشمنان مقاومت کنیم

احقاق حقوق عمومی ماموریت اصلی دادگستری استان مرکزی است

گرامیداشت شهید مصطفی چمران

36 سمن در حوزه مبارزه با موادمخدر فعالیت دارند

حکم قطعی برای پرونده پزشکی عباس کیارستمی

مردم ایران برای پیشرفت هیچ مرزی را نمی شناسد

دشواریهای تبیین تحویل گرایانه ی شناخت اخلاقی -بخش دوم و پایانی دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی

دشواریهای تبیین تحویل گرایانه ی شناخت اخلاقی -بخش دوم و پایانی دیدگاه تحویل گرایی اخلاقی