مطالب مرتبط:
ضرورت ورزش در زندگی امروز بیشتراز گذشته احساس می شود
میلاد سیدالشهدا(ع) ؛ نیکوترین موعد تبیین سبک زندگی حسینی
ویدئو:سکانس جنجالی فیلم زندگی خصوصی که منجر به توقیف آن در دولتهای قبلی و فعلی شد
امنیت زمینه ساز رفاه در همه ابعاد زندگی است
امنیت زمینه ساز رفاه در همه ابعاد زندگی است
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 1 اردیبهشت 1397 ساعت 10:432018-04-21پزشكي

لحظه ای که چهره زندگی سوخت


اگر یک روز صبح از خواب بیدار شوید وجلوی آینه بایستید وچهره جدیدی از خودتان ببینید، چه احساسی پیدا می کنید؟ آیا آن روزهمه تصور و تفکرتان درباره جامعه، - خانواده و خودتان به هم نمی ریزد.

این اتفاق برای معصومه افتاد.

برای زیور، سمیه، محسن، مهناز و.

در چند ثانیه صورتشان کاملاً عوض شد و زندگی شان زیر و رو.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازسلامت نیوز، روزنامه ایران در ادامه نوشت: تا چندی قبل زندگی این زنان و مردان هم تا حد زیادی مثل دیگران بود، شبیه ما.

صبح که ازخواب پا می شدند هرکدام برای خودشان کار و زندگی داشتند؛ معصومه در یک آرایشگاه کار می کرد و از تنها پسرش نگهداری می کرد، زیور به سه فرزندش می رسید و مشغول جمع وجور کردن جهیزیه و آماده کردن خودش برای برگزاری جشن عروسی تنها دخترش بود.

محبوبه درس می خواند تا در کنکور شرکت کند و به دانشگاه برود، سمیه مهری به دو دخترش نازنین و رعنا مشغول بود.

چه آرزوها که برایشان نداشت؛ برای مدرسه رفتن شان، آینده شان.

فکر نمی کرد تنها در چند لحظه زندگی شان از این رو به آن رو شود.

اما زندگی همه شان یک روزه تغییر کرد؛ همان طور که زندگی معصومه جلیل پور، تازه ترین قربانی اسیدپاشی در شهر تبریز در چشم برهم زدنی عوض شد.

معصومه 26 ساله شب سال نو توسط خواستگارش مورد اسیدپاشی قرارگرفت و اکنون در بیمارستان مطهری تهران به خاطر سوختگی حاد تحت درمان است.

زندگی جدید، چهره نو و دردهای بی پایاندر یک گزارش تحقیقی و در مصاحبه هایی عمقی با چند قربانی اسیدپاشی تلاش کردم دریابم آنها چگونه با دردها، رنج ها و همین طور با چهره و زندگی جدیدشان کنار آمده اند؟ به عنوان یک مادر چه مشکلات ویژه ای دارند؟ نهادهای حمایتی و اجتماعی چه کمکی به این آسیب دیدگان کرده اند؟ میزان دسترسی آنها به مراکز درمانی چقدر است و آنها چگونه به زندگی شان ادامه می دهند؟ چه آینده ای برای خود متصورند؟ میزان تطابق و سازگاری آنها با شرایط جدید چگونه است و بعد از این حادثه چه تغییراتی در زندگی شان ایجاد شده؟ از آنها همچنین پرسیدم چه خواسته ای از قانونگذار برای برخورد با مجرمان دارند؟ این سؤال ها را معصومه عطایی، زیور پروین، سمیه مهری و محبوبه - زنی که با اسیدپاشش ازدواج کرد و از ما خواست تا نام واقعی اش را اینجا نیاوریم و به درخواست خودش او را محبوبه بنامیم- پاسخ گفتند.

همین طور سمیه مهری که درست یک ماه قبل از مرگش این گفت و گو را با او انجام دادم، به خاطرعفونت ناشی از زخم های اسیدپاشی درگذشت.

با این همه فایل صوتی و مصاحبه اش نزد من محفوظ مانده و برای نخستین بار بخشی از گفته هایش در این گزارش خواهد آمد.

پژوهش اصلی بلندتر است و امکان چاپ کامل آن در این صفحه وجود ندارد.

زندگی بعد از اسید پاشیهمه قربانیان اسیدپاشی همان طور که انتظار می رفت در گفت و گوهایشان با من تأکید کردند بعد از حادثه به سختی با آن کنار آمده و تا مدت ها در ناامیدی مطلق و با حس انتقام زندگی کرده اند.

برای صحبت با قربانیان اسدپاشی به دو بیمارستان دولتی فارابی و حضرت فاطمه زهرا(س) در تهران مراجعه کردم.

این دو بیمارستان بیشترین و کم هزینه ترین خدمات دولتی را به کسانی که سوختگی شدید دارند، ارائه می دهند.

بیمارستان فارابی در زمینه خدمات چشم پزشکی و بیمارستان فاطمه زهرا در زمینه جراحی پلاستیک و ترمیمی.

قربانیان اسیدپاشی از شهرهای مختلف به این دو بیمارستان مراجعه می کنند اما برخی به دلیل دوری راه و کمبود امکانات بستری شدن در این دو بیمارستان هم برایشان دشوار است.

معصومه عطایی و زیور پروین، بعد از اسیدپاشی برای استفاده از امکانات پزشکی ساکن تهران شدند اما سمیه مهری که در یکی ازروستاهای شهر بم زندگی می کرد، تا مدت ها در حال رفت و آمد به تهران بود و تنها در ماه های آخر زندگی اش توانست خانه ای کوچک در این شهر اجاره کند.

محبوبه ساکن تهران است.

سمیه مهری 28 ساله بود که قربانی اسیدپاشی شوهر معتادش در روستای همت آباد بم شد.

او در این حادثه به طور کامل صورتش را از دست داد.

سمیه به همسرش گفته بود به دلیل اعتیادش از او جدا خواهد شد.

در جریان اسیدپاشی سر و صورت رعنای دو ساله فرزند سمیه هم سوخت و یکی از چشم هایش را از دست داد.

سمیه چند سال قبل فوت کرد.

رعنا و نازنین درحال حاضر تحت سرپرستی پدربزرگشان هستند.

سمیه با لهجه غلیظ کرمانی حرف می زد همان طور که سرش پایین بود در گفت و گو با من از روز حادثه گفت: روز حادثه بشدت دلتنگ خانواده ام بودم.

شوهرم پیشنهاد کرد به خانه مادرم بروم، به حرفش شک کردم.

چون از زمان رفتن به خانه جدیدمان، اجازه دیدن خانواده ام را نمی داد.

همیشه تهدیدم می کرد اگر در مورد دعواهایمان به خانواده ام چیزی بگویم یا از او طلاق بگیرم، بلایی سر خانواده ام می آورد.

همان شب با شوهرم جر و بحثم شد به من گفت به خانه پدر و مادرت برگرد که نرفتم.

نیمه های همان شب سوختم.

تنها حسی که داشتم سوزش بود.

فکر می کردم روی صورت و دست هام روغن سیاه ریخته اند.

چون دست و صورتم کامل سیاه شده بود.

اصلاً نمی فهمیدم اسید است.

جیغ می زدم و دست و صورتم را می مالاندم.

بعد از لحظه ای دیگر چشمانم ندید.

از وضعیت رعنا خبر نداشتم.

پدر و مادرم آمدند و رفتیم بیمارستان.

در راه خواهرم گفت رعنا هم سوخته.

مثل همیشه با حسرت گفت: کاش تمام بلاها سر من می آمد و رعنا نمی سوخت.

هرچند نازنین ام هم کمی از صورت و لب هایش سوخته.

سه چهار روز قبل از حادثه به شوهرم گفتم که از او به خاطر اعتیادش جدا می شوم و او با همدستی برادر شوهرم این بلا را سرم آورد.

راضی ام همه زندگی ام را بدهم فقط چهره ام برگردد.

می دانم عملی نیست اما کاش درمانی وجود می داشت تا چهره ام به من برگردد.

او بعد از ثانیه ای مکث گفت: دیگر به زیبایی ام فکر نمی کنم.

بیش ازهر چیز آرزو می کنم بینایی ام برمی گشت.

من که همه کارهایم را خودم انجام می دادم حالا برای کوچکترین نیازهایم مجبورم از این و آن کمک بگیرم.

سمیه تأکید کرد بعد از متلاشی شدن چهره اش دیگر از خانه بیرون نمی رود: پایم را از خانه بیرون نمی گذارم.

هیچ چیز برایم مهم تر از مجازات قصاص همسرم که چنین بلایی سر من و دخترم آورده، نیست.

اگر دادگاه آنها را مجازات نکند نمی دانم چطور می توانم به زندگی ام ادامه دهم.

او و برادر شوهرم راحت زندگی کنند و ما در این رنج و عذاب به سر ببریم.

در زمان گفت و گو با سمیه با اینکه چند سالی از حادثه گذشته بود، او مدام تأکید می کرد نتوانسته با شکل جدید زندگی اش کنار بیاید و دائم از خودش می پرسد به چه گناهی باید این همه رنج را تحمل کند؟ رنج و دردی که او نتوانست تحمل کند.

خیلی ها وقتی خبر مرگ ناگهانی سمیه را شنیدند گفتند او آرزویی جز این در سر نداشت.

سمیه هیچوقت نتوانست با این ماجرا و بویژه آسیب رعنا کنار بیاید.

زیور پروین دیگر قربانی اسیدپاشی هم مثل سمیه بیش از زیبایی اش به درمان چشم ها فکر می کند تا بتواند زندگی خود و دو فرزندش را اداره کند.

او از اینکه با خانواده اش زندگی می کند و آنها مجبورند همه کارهایش را بکنند، خسته شده.

زیور و دخترش یسری قربانی اسیدپاشی برادرشوهرش هستند.

دختر 18 ساله زیور در این حادثه جانش را از دست داد: راستش را بخواهی فکر انتقام لحظه ای رهایم نمی کند.

آنها نمی توانند ما را به این روز بیندازند و بعد هم راحت زندگی کنند.

پای خون دخترم در میان است.

آنها زندگی دخترم را گرفتند و زندگی من را نابود کردند.

تا چه زمان می توانم به کمک های مادر پیرم و خواهرهام متکی باشم؟ امیدوارم بینایی یکی از چشم هام برگردد.

آنقدر درد و رنج و عذاب کشیده ام که دیگر به چهره ام اهمیتی نمی دهم.

معصومه عطایی از دیگر آسیب دیدگانی است که در جریان این پژوهش با او مصاحبه کردم.

او توسط پدرشوهرش اسید پاشی شده.

معصومه نسبت به دیگر قربانیان اسیدپاشی از حمایت های اجتماعی بیشتری برخوردار است: واقعیت را تا حدودی پذیرفته و با آن کنار آمده ام.

حمایت های اجتماعی و خانوادگی در گذر از این فرآیند خیلی مؤثر است.

اوایل از همه اطرافیانم می ترسیدم اما حالا ترس هایم کمتر شده و بیشتر کارهایم را خودم انجام می دهم.

معصومه هم به خاطر اسیدپاشی بینایی دو چشمش را از دست داد اما بیکار ننشست.

خط بریل آموخت و این روزها سفالگری می کند.

معصومه ادامه می دهد: ماه های اول بعد از اتفاق نمی توانستم بپذیرم برای من که زمانی در زمینه زیبایی کار می کردم و آرایشگر خوبی بودم، چنین اتفاقی بیفتد اما این روزها دیگر به بازگشت زیبایی ام فکر نمی کنم اما آرزو می کنم یکی از چشم هایم بینا شود تا بتوانم پسرم را دوباره ببینم.

اوایل تحمل همه چیز برایم سخت بود وقتی دوستان و فامیل به دیدنم می آمدند و با دیدن شرایطم گریه می کردند تحمل نداشتم.

حاضر بودم درد را تحمل کنم اما دیگران را نبینم.

دلم می خواست سر همه فریاد بکشم.

در ماه های اول اگر یک ساعت هم می خوابیدم فقط صحنه اسیدپاشی برایم تکرار می شد و تبدیل به کابوس های شبانه ام شده بود اما الان این حس را ندارم.

می گوید اوایل حادثه هرکس او را می دید، چهره گذشته اش را به خاطرش می آورد و مدام از صورت و چشمانش تعریف می کرد: انگارخودم موضوع را قبول کرده بودم اما دیگران آن را نمی پذیرفتند.

احساس ترحم و یادآوری حادثه در ماه های ابتدایی آزارم می داد.

الان هم با کسانی که عادی رفتار می کنند، خیلی راحت ترم.

کسانی که نه سؤالی می پرسند و نه پروسه های درمانم را پیگیری می کنند.

انتظار معجزه ندارم و می دانم حتی پیوند قرنیه معجزه خاصی در مورد من نمی کند انگار من راحت تر از دیگران با موضوع کنار آمده ام.

محبوبه با اینکه سال ها از حادثه اسیدپاشی اش گذشته اما به گفته خودش نمی تواند با این ماجرا کنار بیاید.

شاید برای اینکه با اسیدپاشش ازدواج کرد و هیچوقت از ماجرا دور نشد: وقتی به خانه برگشتم خانواده همه آینه ها را جمع کرده بودند.

33 بار جراحی شده بودم.

یک چشم، بینی و چانه ام را از دست دادم.

استخوان بینی ام مانده بود بدون روکش.

بینایی یک چشمم هم برای همیشه از دست رفت.

17 سال است هر روز پانسمانش را عوض می کنم.

تو بگو چطور می توانم در این شرایط با این مسأله کنار بیایم؟ هنوز هم عین فیلم ها دوست دارم راهی پیدا شود که دوباره زیبا و سالم شوم.

در 18 سالگی وقتی که در اوج زیبایی بودم از آن محروم شدم.

روی دلم مانده.

دیه نه! مجازات متناسب با هر چهار قربانی اسیدپاشی که گفت و گو می کنم تمایلی به گرفتن دیه از اسیدپاش را ندارند و خواهان مجازات سنگین مجرمان هستند.

کارشناسان مسائل حقوقی در رابطه با مجازات جرم اسیدپاشی می گویند در قانون مجازات اسلامی فعلی مجازات اسیدپاشی تعریف نشده است.

لذا قضات به قانون مجازات اسیدپاشی مصوب سال 1337 رجوع می کنند که براساس آن هرکس عمداً با پاشیدن اسید یا هر نوع ترکیبات شیمیایی دیگر موجب قتل مجنی علیه شود به حبس جنایی درجه یک و اگر موجب قطع یا نقصان یا از کار افتادن عضوی از اعضا شود به حبس جنایی درجه 2 از 2 تا 10سال و اگر موجب صدمه دیگری شود به حبس جنایی درجه2 از 2 تا 5 سال محکوم خواهد شد.

این قانون مربوط به 50 سال پیش است و به زمانی مربوط می شود که جرم اسیدپاشی در جامعه فراگیر نشده بود.

بنابراین به منظور پیشگیری از چنین جرمی در شرایط حاضر لازم است در مجازات اسیدپاشی تجدید نظر و قانونی تدوین شود که بازدارنده باشد.

همانگونه که قربانیان اسید پاشی خواهان آنند.

چرخه خشونت و فرزندان قربانیان هرچهار زنی که با آنها مصاحبه کرده ام، فرزند دارند و ارتباط آنها با فرزندانشان بعد از حادثه اسیدپاشی بسیار پیچیده شده.

سمیه که یکی از فرزندانش نیز آسیب دیده بارها با گلایه دو فرزندش مواجه شده که چرا ما مثل دیگران زندگی نمی کنیم و به گردش و تفریح نمی رویم: رعنا که مهد کودک می رود می گوید بچه ها به خاطر صورتم مسخره ام می کنند.

او بشدت گوشه گیر شده اما در عین حال دلش نمی خواهد در خانه بماند و با تمام سختی ها ترجیح می دهد در میان همسن و سالانش باشد.

دائم می پرسند تو چرا این جوری هستی؟ چرا جایی نمی روی؟ چرا ما را گردش نمی بری؟ گاهی نمی دانم برای این دو دختر کوچولو چطور توضیح بدهم که ما نمی توانیم مثل دیگران زندگی کنیم.

دو فرزند زیور، مهدی 12ساله و محمد 18 ساله هستند.

آنها بعد از این اتفاق بارها به مادرشان گفته اند، چیزی برایشان عوض نشده: مهدی بغلم می کند و به من می گوید تو برای من همان مادری و همان بو را می دهی و صدایت همان صداست اما من نگران حالشان هستم.

به پسرخاله ها و فامیل گفته اند منتظرند بزرگ شوند تا انتقام خون خواهرشان و انتقام ازبین رفتن زندگی مادرشان را بگیرند.

دلم نمی خواهد در نوجوانی به انتقام و خشونت فکر کنند.

می گویم قانون باید انتقام ما را بگیرد اما آنها فکرهای دیگری در سر دارند.

پسر معصومه هم خیلی اوقات از انتقام حرف می زند.

حرف هایی که او را می ترساند.

ترس از چرخه خشونتی که پایان ندارد.

دختر و پسر محبوبه هم دائم از مادرشان می پرسند چرا پدرشان چنین بلایی سر او آورده و اینکه چه زمانی خوب خواهد شد؟ محبوبه به بچه ها گفته حق ندارند از پدرشان سؤالی بپرسند.

آن بچه ها آنقدر آسیب دیده اند که هر دو ترک تحصیلکرده و خانه نشین شده اند.

حمایت اجتماعی و امید به بازگشت بیناییقربانیان اسیدپاشی، شدیدترین انواع خشونت خانگی را تجربه کرده اند.

هر چهار قربانی اسیدپاشی تأکید می کنند کنار آمدن با واقعه برای شان بسیار سخت بوده.

سمیه، زیور و محبوبه اصلاً نتوانسته اند با این حادثه کنار بیایند و تنها با حس انتقام و بهبودی نسبی روزگار می گذرانند.

اما معصومه که تا حدی از حمایت های اجتماعی برخودار شده، توانسته برای زندگی اش برنامه ریزی کند.

این گفت و گوها نشان داد همه زنان قربانی تحت حمایت های خانوادگی هستند اما این حمایت ها بویژه از نظر اقتصادی و درمانی تنها در کوتاه مدت پاسخگوست.

هر چهار زن از پایگاه اقتصادی- اجتماعی یکسانی برخوردار بودند و بجز محبوبه که در تهران زندگی می کرد سه نفر دیگر قبل از حادثه در شهرستان زندگی می کرده اند.

هرچهار زن وقتی قصد داشته اند زندگی مستقلی شروع کنند از سوی مردان نزدیک زندگی شان تهدید و سپس تحت شدیدترین نوع خشونت قرار گرفته اند.

همچنین بررسی دقیق این گفت و گوها نشان داد زنان بعد از حادثه چشم انداز روشنی برای ادامه زندگی ندارند و تنها به خاطر انتقام و حمایت از فرزندان شان به زندگی ادامه می دهند.

بازگشت زیبایی و چهره قبلی خواسته اصلی این زنان نیست و اغلب آنها با امید بازگشت بینایی شان بارها تحت عمل جراحی قرار می گیرند.

آنها می گویند بازگشت بینایی برای ادامه و نیز اداره زندگی خود و فرزندان شان اولویت اصلی است.

هرچند آسیب ها آنقدر جدی است که بازگشت بینایی تقریباً غیر ممکن به نظر می رسد و شانس بسیار کمی برای آن وجود دارد.

همچنین خواسته اصلی این زنان برخورداری از حمایت های اجتماعی، درمانی و نیز رفع موانع حقوقی برای مجازات مرتکبان اسیدپاشی است.

آنها خواهان توجه بیشتر مسئولان و افکار عمومی نسبت به شرایط شان هستند.


کلید واژه ها: زندگی - اسیدپاشی - معصومه - قربانی اسیدپاشی - جدید - چهره - گزارش - بیمارستان مطهری - روزنامه ایران - مصاحبه - قربانی - درمان - میزان - آینده - بیمارستان - جشن عروسی - خواب - لحظه - خانواده - روزنامه - دانشگاه - اجتماعی - جهیزیه - نخستین - ازدواج - مشکلات - مطهری - مردان - کنکور - مدرسه

آخرین اخبار سرویس:
21 نفر دیگر بر اثر مصرف قارچ سمی راهی بیمارستان شدند

مسابقه مرگ، مادر و نوزادش را به کشتن داد!

4 هشدار برای مصرف بیش از حد میوه ها!

خطرات مرگبار لامپ های کم مصرف!

فواید جویدن آدامس هنگام پیاده روی

قارچ سمی 21 کوهدشتی را به بیمارستان کشاند

هنگام پیاده روی آدامس بجوید تا زودتر لاغر شوید

مضرات مصرف زولبیا و بامیه بر سلامتی روزه داران

10 خارش بدن که هرگز نباید بخارانید

استقبال مردان از اهدای جسدشان به پزشکی قانونی/ تاکنون 450 نفر ثبت نام کرده اند

هنگام پیاده روی آدامس بجوید

افزایش شدید مصرف سیگار در ایران

طرز تهیه دسر موز ساده با سه روش بی نظیر

راهکارهای فوق العاده برای برق انداختن پارکت

برای همیشه از شر عرق زیاد خلاص شوید!

با شیر ولرم و عسل افطار کنید

دیدگاه های خاص تجاری در حوزه درمان وجود دارد

پوسیدگی، شایع ترین بیماری عفونی در جهان/ ایرانیان 300 میلیون دندان خراب دارند

17 هزار قطعه مرغ بر اثر بیماری نیوکاسل معدوم شدند

کندوی توهم!

یوگا به درمان تکرر ادرار کمک می کند

طرح مراقبت بیماری آبزیان در خراسان شمالی اجرا می شود

ماجرای خوردن گربه در جنوب ایران چیست؟

60 بیمار در روستاهای درمیان وزیت رایگان شدند

طرح مراقبت بیماری آبزیان در خراسان شمالی اجرا می شود

تحقق وعده وزارت بهداشت در ایجاد 40 پایگاه هوایی در کشور

دندان دختری که در بینی اش رشد کرده بود، کشیده شد+عکس

300 میلیون دندان پوسیده در دهان ایرانیان

دخانیات زمینه ساز ابتلای انسان به بیماری های مختلف است

مهار قاتل خاموش با شربت زرشک

هنگام پیاده روی آدامس بجوید

بور چگونه به حفظ جوانی کمک می کند؟

غذاهای مضر برای مغز

خودکفایی ایران از واردات گرانول به همت متخصصان قمی

باکتری ها چه نقشی در ریزش موی سر دارند؟

چگونه از زایمان زودرس جلوگیری کنیم ؟

بهبود بیمار مبتلا به تب کریمه کنگو در لار

طرز تهیه سس آلفردو

با خوردن این میوه در سحری از عطش روزه داری در امان باشید

مغز انسان چگونه 6 برابر بزرگ تر از حد انتظار رشد کرد؟

کاربران اینستاگرام 63 درصد بیشتر از سایرین احساس بدبختی می کنند

سه شایعه عجیب در مورد ملانیا ترامپ

شناسایی بیش از چهار تن مواد غذایی غیربهداشتی در فارس

روغن هیدروژنه، خطرناک تر از پالم است

طرز تهیه کیک بستنی ادویه دار و مقوی

رفع عطش در ماه رمضان با ساده ترین روش ها

وزیر بهداشت:40 فروند بالگرد جدید نیاز داریم

کدام بیماران برای روزه گرفتن با پزشک خود مشورت کنند؟

این پسر در وحشتناک ترین آلرژی زنده زنده سوخت

بهترین موقع برای ورزش در رمضان چه زمانی است ؟

گردن آمار "گواتر" در ایران شکست

سالانه 20 هزار نوجوان و جوان ایرانی«اسکیزوفرنی» میگیرند

رژیم غذایی که در بهبود سرطان سینه بسیار موثر است !

طرح تحول سلامت بیمه ها را تحت فشار قرار داده است

شست و شوی روزانه هزاران سیب زمینی قرمز+تصاویر

مهم ترین ضرری که بعد از خوردن فست فود به سراغتان می آید

برای کاهش خطر حمله قلبی و سکته چه مقدار ماهی باید مصرف کنیم؟

مسمومیت با قارچ های رویشی از شایعترین مسمومیتها

ویروس HIV با افزایش خطر زوال عقل مرتبط است

روزه داران آداب سالم غذا خوردن را رعایت کنند

نوشیدنی که جگر روزه داران را جلا می دهد

انجام دو جراحی نادر برای خروج توده در دو شهر فارس

اصول روزه داری در مبتلایان به سردرد

11 دلیل برای استفاده بیشتر از لوبیا در برنامه غذایی

مهم ترین ضرری که بعد از خوردن فست فود به سراغتان می آید

انجام دو جراحی نادر برای خروج توده در فارس

باکتری ها چه نقشی در ریزش موی سر دارند ؟

هوش مصنوعی جایگزینی برای دستگاه های دروغ سنج فعلی می شود

300میلیون دندان پوسیده در دهان ایرانیان وجود دارد

احتمال ارتباط ریزش مو با میکروبیوم

غلظت خون را با این گیاه دارویی درمان کنید !

بدهی 205 میلیارد تومانی تأمین اجتماعی به داروخانه ها

حوادث،سالانه جان 40 هزار نفر را در کشور می گیرد

نشانه‎های خاموش اختلال خود زشت انگاری را بشناسید

اگر در طول روز احساس خستگی دارید این غذاها را بخورید

چه عواملی باعث ایجاد دیابت می شوند ؟

نکاتی بسیار مهم درباره « ام اس » که شاید ندانید !

نانوذرات دارو رسان جدیدترین راهکار مبارزه با سرطان مغز

روش آسان از بین بردن جرم دندان

طنین وحی در آستان خاندان وحی

7 علت عمده فراموشی را بشناسید

دندان ایرانیان خرابتر شده است

معرفی قرص برای عفونت دندان

چلغوز چیست و چه خواصی دارد؟

پیرترین و جوان ترین کشورهای جهان را بشناسید

دندان های ایرانیان خرابتر شده است

ادویه های زیبا کننده پوست را بشناسید !

برای کاهش خطر حمله قلبی و سکته چه مقدار ماهی باید مصرف کنیم؟

جلوگیری از ضربان نامنظم قلب با مصرف آجیل

حاشیه تهران بیمارستان دار می شود!

چند نکته جالب و خواندنی درباره چای و نوع مصرف آن

غذا هایی برای رفع احساس خستگی

معرفی برخی از انواع قرص تقویت مو

نظارت بر سلامت روده با حسگر کپسولی باکتری

دختران بیشترین قربانیان کودک آزاری

درمان حیوانات

راه درمان کچلی ریش/مبارزه با این بیماری قارچی

مبارزی قوی در برابر آرتریت، سرطان و پوکی استخوان

کدام بیماران برای روزه گرفتن با پزشک خود مشورت کنند؟

با نشانه های اختلال وسواس فکری عملی آشنا شوید

لحظه ای که چهره زندگی سوخت

لحظه ای که چهره زندگی سوخت