
روایتی از افشین علا رمین، بهشت کودکان کتابخوان زمینیک چابهار است و یک عبدالحکیم بهار! اغراق نمی کنم. اگر هر شهر و دیاری یک عبدالحکیم داشت، بارهای بسیاری از دوش مسئولان فرهنگی آن سامان برداشته می شد. - به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات "، افشین علا از شاعران کشورمان درباره یکی از مناطق کشور در یادداشتی نوشته است؛ یک چابهار است و یک عبدالحکیم بهار! اغراق نمی کنم. اگر هر شهر و دیاری یک عبدالحکیم داشت، بارهای بسیاری از دوش مسئولان فرهنگی آن سامان برداشته می شد. عبدالحکیم بهار، دوست شاعر و نویسنده بلوچم را از دهه شصت می شناسم. سالهایی که من جوان بودم و او نوجوان. پیش از دیدنش، نامه ها و شعرهایش را دیده بودم. در کانون، کیهان بچه ها و سروش نوجوان. همه می دانستیم که این نوجوان بلوچ، گوهری کمیاب است. باید می دیدیمش. باید می شناختیمش. رفتیم و دیدیم. بسیار عزیزتر از آن بود که می پنداشتیم. نماد یک بلوچ اصیل ایرانی، با تمام ویژگی های منحصر به فرد مردم بلوچستان: نجابت، مهربانی، خونگرمی و مهمان نوازی. اما او در کنار تمام این صفات، به گوهر ادب و هنر نیز آراسته بود. سالها گذشته است، اما من هنوز چابهار را با عبدالحکیم بهارش می شناسم. سالی یک بار هم که شده خودم را به دیدارش می رسانم. جایی دنج در همسایگی اقیانوس، در حاشیه شهر چابهار، روستای رمین. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |