مطالب مرتبط:
چند خاطره نعمت احمدی از سعید مرتضوی
چند خاطره نعمت احمدی از سعید مرتضوی
نعمت احمدی: مرتضوی، استاد ترفندها و تردستی های قضایی است/ حاضرم وکالت سعید مرتضوی را قبول کنم
نعمت احمدی: مرتضوی، استاد ترفندها و تردستی های قضایی است/ حاضرم وکالت سعید مرتضوی را قبول کنم
نعمت احمدی: حاضرم وکالت سعید مرتضوی را قبول کنم
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
یکشنبه، 27 اسفند 1396 ساعت 21:302018-03-18سياسي

چند خاطره نعمت احمدی از سعید مرتضوی


مدتی قبل پرونده قتل زهرا کاظمی در مصاحبه با علی یونسی وزیر وقت اطلاعات کشور دوباره ورق خورد.

یونسی در آن مصاحبه اعلام کرد که مرتضوی از ماجرای کشته شدن کاظمی مطلع بوده اما سعی داشته که موضوع را به شکل دیگری جلوه دهد.

- مرتضوی اما بعد از اینکه مطبوعات بار دیگر به این پرونده پرداختند در جوابیه ای اعلام کرد که به گذشته اش افتخار می کند.

اما مرتضوی چه گذشته ای دارد؟ از کجا کار قضاوت را آغاز کرد؟ سعید مرتضوی این روزها کلیدواژه بازخوانی اتفاقات جنجالی ایران در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 است.

مرتضوی جوان خیلی زود توانست جای خود را به عنوان یک قاضی در دستگاه قضایی پیدا کند و سال ها در مناصب مختلفی از جمله قاضی و دادستان به فعالیت مشغول بود.

اما او خیلی زود درگیر حاشیه شد.

از ماجرای توقیف مطبوعات در دهه 70 تا ماجرای قتل زهرا کاظمی گرفته تا پرونده فاجعه کهریزک و تأمین اجتماعی نام سعید مرتضوی شنیده می شود.

مدتی قبل پرونده قتل زهرا کاظمی در مصاحبه با علی یونسی وزیر وقت اطلاعات کشور دوباره ورق خورد.

یونسی در آن مصاحبه اعلام کرد که مرتضوی از ماجرای کشته شدن کاظمی مطلع بوده اما سعی داشته که موضوع را به شکل دیگری جلوه دهد.

مرتضوی اما بعد از اینکه مطبوعات بار دیگر به این پرونده پرداختند در جوابیه ای اعلام کرد که به گذشته اش افتخار می کند.

اما مرتضوی چه گذشته ای دارد؟ از کجا کار قضاوت را آغاز کرد؟ برای بررسی این موضوعات به سراغ نعمت احمدی وکیل دادگستری که در جنجالی ترین پرونده های مرتضوی در زمان قضاوت به عنوان وکیل حضور داشته رفتیم.

احمدی که خود نیز از کسانی است که با حکم مرتضوی بازداشت شده می گوید اگر مرتضوی بخواهد وکالتش را قبول می کنم.

مشروح گفت وگو با این حقوقدان و استاد دانشگاه در ادامه می آید: شما کرمانی هستید و آقای مرتضوی هم کارشان را از دادگاه شهربابک در استان کرمان آغاز کردند.

از زمان مسئولیت ایشان در کرمان آیا اطلاعی در دست هست؟ خیر، من در آن زمان در آنجا پرونده نداشتم.

من از سال 50 به تهران آمدم و در یک دوره کوتاه در ایام انقلاب دو منزله بودم و بین کرمان و تهران در رفت و آمد بودم و پرونده ای در کرمان نداشتم اما یک مطلب درباره مسئولیت مرتضوی در دادگاه شهربابک مهم است.

کشف آقای مرتضوی به دو شخصیت برمی گردد.

آقای عباسعلی علیزاده که در آن زمان رییس دادگستری استان کرمان بود و بعد از کرمان به مشهد رفت.

او باعث انتقال مرتضوی به تهران شد.

نفر دوم هم آیت الله محمد یزدی است.

ایشان یک سابقه در شهربابک و سیرجان کرمان دارد و مدتی در آنجا تبعید بوده و داماد ایشان هم کرمانی هستند.

آقای یزدی در شهربابک قبل از انقلاب روحانی شناخته شده ای بود.

این دو نفر در کشف مرتضوی مؤثر بودند و البته رفتار امروز مرتضوی هیچ ربطی به این افراد ندارد.

حالا اینکه او در شهربابک چه حرکتی انجام داد که منجر به انتقالش به تهران شد را نمی دانم.

به خاطر دارید که نخستین مواجهه شما با آقای مرتضوی مربوط به چه زمانی است؟ بله.

نخستین برخورد من با او به یک دیدار خارج از فضای دادگاهی برمی گردد.

یک روز من به کمیسیون ماده 18 که مسئولیتش با آقای صمدی اهری بود رفته بودم و در اتاق ایشان برای نخستین بار با مرتضوی دیدار کردم.

آقای صمدی ما را به هم معرفی کرد و جلسه گرم و در فضای دوستانه برگزار شد و آقای مرتضوی بواسطه اینکه من معلم هستم و در دانشگاه تدریس می کنم به من گفت که در حال تحصیل فوق لیسانس است و می خواهد ادامه تحصیل دهد و من هم او را تشویق کردم که حتما به ادامه تحصیل فکر کند و صحبت های ما به نصیحت های شاگرد و معلمی گذشت.

حدود نیم ساعت این دیدار طول کشید.

او در آن زمان در دادگاه ویژه مطبوعات و شعبه 1410 مجتمع شهید بهشتی مستقر بود.

البته قبل از انحلال دادسرا به وسیله آیت الله یزدی در آن شعبه مستقر بود و بعد از تشکیل دادگاه کارکنان دولت او به این دادگاه رفت و بعد از اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب این اختیار داده شد که دادگاه ها بتوانند شعب اختصاصی درست کنند که دادسرای کارکنان دولت تشکیل شد و در ماده 3 این قانون اختیارات وسیعی به این دادگاه ها داده شد.

نکته جالب این است که بعد از تشکیل این دادسرا قاضی مستقر در این دادسرا از بدو الی الختم می توانست حکم دهد و اجرا کند.

از توهین تا قتل در این دادگاه بررسی می شد.

اوضاع عجیبی بود.

واقعاً سیستم خوبی نبود و حتی تصور آن روزها تن من را می لرزاند.

چرا؟ سیستم اینگونه بود که شما وقتی شکایت می کردید و پرونده به این دادگاه می رفت تمام مراحل بازپرسی، صدور حکم، اجرای حکم و حتی افسر پرونده یک نفر بود.

در دادگاه مطبوعات هم خود شما در مصاحبه ای گفته بودید سیستم به این شکل بوده؟ بله.

دادگاه مطبوعات هم همین طور بود.

اما گاهی خودشان شاکی هم بودند.

یعنی در کنار همه نقش ها، نقش شاکی را هم اجرا می کردند.

خدا را شکر می کنم که آن روزها گذشت.

شما در مصاحبه ای گفته بودید که در ماجرای لایحه اصلاح قانون مطبوعات که روزنامه سلام به خاطر انتشار خبری درباره آن توقیف شد یک همکاری بین مرتضوی و سعید امامی وجود داشته است.

اصلاحیه قانون مطبوعات در آن زمان سر و صدای زیادی به پا کرد و حتی منجر به وقوع حادثه 18 تیر شد.

بعد از اعتراضات و کمی آرام شدن فضا، همان اصلاحیه یک سال بعد از سوی آقای مرتضوی به مجلس ارائه شد و به تصویب رسید.

روزی که این اصلاحیه در مجلس به تصویب رسید و آقای مرتضوی در جایگاه تماشاچیان به مجلس رفته بود و بعد از تصویب این طرح در مجلس ششم او از فرط خوشحالی با صدای بسیار بلند الله اکبری گفت که صدایش نه تنها در صحن علنی بلکه در تمام مطبوعات ایران و تحریریه ها پیچید.

مرتضوی عادت داشت که اول یک چیز را ابداع و به آن عمل می کرد و بعد آن را قانون می کرد.

این روش مرتضوی بود.

او در ترکیب هیأت منصفه دست می برد.

هیأت منصفه ذره ای مقاومت کرد، هیأت را منحل کرد.

چطور دست به این کارها می زد؟ آقای مرتضوی یک جریان است.

برای شناسایی این جریان بهتر است با آقای قوامی رییس کمیسیون قضایی مجلس ششم و آقای انصاری راد رییس کمیسیون اصل نود این مجلس صحبت شود.

انصاری راد و قوامی در مجلس ششم ساختار کمیسیون های خود را متحول کردند و به معنای واقعی نمایندگی مردم را انجام دادند.

در آن زمان وقتی که مرتضوی روی قانون اقدامات تامینی مصوب سال 1339 که متعلق به محکومینی که سابقه دارند و دایرکنندگان خانه های فساد و قمه و قداره کش ها بود، رأی صادر کرد این افراد اعتراض کردند.

براساس این قانون که متعلق به 40 سال پیش از آن تاریخ بود اگر اموالی در آن مکان های فاسد که صاحبانش اصرار به تکرار جرایم مفسده داشتند وجود داشت می توانست با صدور حکم علاوه بر بستن آن مکان فاسد، ابزار آنها را هم توقیف کند.

آقای مرتضوی با استناد به این قانون روزنامه ها را توقیف و تعطیل کرد.

نخستین بار هم این قانون را نسبت به آقای شمس الواعظین پیاده کرد.

من به دیدن آقای مرتضوی رفتم و نسبت به این مسأله اعتراض کردم.

به او گفتم که این قانون منظورش اشخاص دیگر و جرایم مفسده است.

شما حقوق خواندی و این حرف را نباید بزنی.

او گفت در این قانون آمده که می توان مؤسسه را بست.

در جواب گفت من این حرف ها را نمی فهمم و همینی که من می گویم درست است و با استناد به این قانون دفتر روزنامه ها را بست و آنها را تعطیل کرد و ابزار را در اختیار گرفت.

بواقع من که از سال 50 دانشجوی این رشته و بعد استاد دانشگاه و وکیل دادگستری بودم از این استناد مرتضوی شاخ درآوردم.

این کار به عقل هیچ احدالناسی نمی رسید.

مرتضوی یک پدیده بود.

مجلس در واکنش به این عمل مرتضوی به عنوان مفسر قانون، برابر با اصل 73 قانون اساسی استفساریه این قانون را بررسی و تفسیر خود را از این قانون نوشتند و به شورای نگهبان ارائه کردند.

شورای نگهبان هم در پاسخ به مجلس و مرجع قانون گذاری و تفسیر قانون اعلام کرد که شما نمی توانید این قانون را اینگونه تفسیر کنید و بحث نیمه تمام ماند.

نمی گویم که این افراد با مرتضوی هماهنگ بودند اما این جریان به شکلی از او حمایت کردند تا او بتواند دست به این کارها بزند.

می گویند در زمان ریاست ایشان در دادگاه مطبوعات، پرونده های غیرمطبوعاتی هم به ایشان ارجاع می شد.

دقیقاً.

محمد رضا خاتمی نایب رییس مجلس یا محسن آرمین نماینده مجلس، آقای مصطفی تاج زاده و افرادی دیگر تا پرونده مدیر کارخانه ارج و لو رفتن سؤالات کنکور پرونده هایشان به مرتضوی در دادگاه ویژه مطبوعات ارجاع داده شد.

او بعد از مدتی تبدیل به یک آچار فرانسه شد که همه پیچ هایی که باز نمی شد را باز می کرد.

او یک قاضی معمولی نبود.

بلکه استاد ترفندها و تردستی های قضایی است.

دعا می کنم که پدیده مرتضوی در هیچ کشوری ظهور نکند.

نخستین دادگاهتان با آقای مرتضوی را به یاد دارید؟ نخستین دادگاهی که من به عنوان وکیل در دادگاه آقای مرتضوی حاضر شدم دادگاه آقای شمس الواعظین بود.

من آن زمان با روزنامه جامعه همکاری می کردم و مطلب می فرستادم.

خانم فریبا توکلی وکیل آقای جلایی پور بود و بعد از آنکه آقای شمس الواعظین را خواستند آقای سیف زاده مسئولیت وکالت از ایشان را قبول کرد.

بعد از مدتی من یک روز در دفتر روزنامه جامعه بودم که آقای شمس الواعظین از من خواستند که یک تیم حقوقی برای رسیدگی به این پرونده تشکیل دهیم و من هم به جمع وکلای ایشان پیوستم.

من فردای آن روز به دفتر آقای مرتضوی رفتم.

ماجرای دیدار من و آقای مرتضوی در دفتر آقای صمدی دو هفته پیش از این دیدار بود و لذا من با یک آشنایی قبلی به این جلسه رفتم.

من در تمام مدت دادگاه با مرتضوی بحث و دعوا داشتم.

دلیل این جنگ و دعوا چه بود؟ به این دلیل که روحیه معلمی بر من غالب است تا وکالت.

من به جلسات دادگاه به چشم کلاس درس نگاه می کنم و به همین دلیل برخی کارهای او را که درست نمی دانستم به او تذکر می دادم و او هم چون قبول نمی کرد کارمان به بحث و دعوا می کشید.

اما یک نکته را بگویم.

می گویند عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو.

مرتضوی با همه ایرادات و اشکالاتش در اتاقش همیشه باز بود.

این حسن را داشت.

الان درها بسته شده است.

همیشه حتی اگر کارت را انجام نمی داد با خوشرویی برخورد می کرد.

چندین بار هم به من تربت حرم امام حسین (ع) و تسبیح و جانماز کربلایی داد.

البته گاهی این رفتارش واکنش هایی را هم به همراه داشت.

او یک بار که همسر من و همسر آقای شمس الواعظین با هم به دادگاه رفته بودند تا پیگیر پرونده بازداشت من و البته پرونده آقای شمس الواعظین شوند، مرتضوی به خانم شمس الواعظین گفته بود حیف نیست که شما با خانم این آقای احمدی رفت و آمد داری؟ یعنی در خیلی از این مسائل هم ورود می کرد.

یکی از بدعت های مرتضوی همان کاری بود که سعید امامی می خواست با مطبوعات انجام دهد و نتوانست.

او به اتمام رساند.

اگر هم این قانون و اصلاحیه قانونی عین همان طرحی که روزنامه سلام اعلام کرد که به وسیله مرتضوی پیشنهاد داده، نبود اما ادامه آن بود.

به نظرم سعید امامی عقلش به این مسائل نمی رسید و باید یک مشاور برای این اصلاحیه داشته باشد.

نخستین کسی که بعد از این اصلاحیه در دادگاه محاکمه شد ماشاءالله شمس الواعظین بود.

زمانی که ما در دادگاه حاضر شدیم که چرا در دادگاه یک روزنامه نگار نباید هیأت منصفه حضور داشته باشد آقای مرتضوی گفت که براساس اصلاحیه جدید فقط مدیرمسئول در حضور هیأت منصفه محاکمه می شود.

ما نسبت به این تفسیرهای مرتضوی از قانون اعتراض می کردیم و به او قانون را می گفتیم اما او قبول نمی کرد.

مرتضوی نماد و نمود قانون گریزی و اداره کدخداگونه یک نهاد بود.

آقای شمس الواعظین سر ماجرای پیشنهاد شما برای حضور در دفتر مرتضوی برای عید دیدنی یک گلایه هم نسبت به شما داشتند.

ماجرای آن جلسه چه بود؟ نه! شمس الواعظین از من گلایه ای نکرده است.

آن متن بد منتشر شد.

من و آقای شمس با هم دوستان نزدیک هستیم.

شمس را اگر آن روز نمی گرفتند، فردا یا فرداهای آن روز می گرفتند چون مرتضوی عزمش برای گرفتن شمس الواعظین جزم بود.

آقای شمس الواعظین سه نوبت بازداشت شد.

دفعه اول بازداشت بود تا سند برایش گذاشته شود که ما در این نوبت بازداشت هر روز صفحات روزنامه را برای آقای شمس الواعظین به زندان می بردیم تا او بخواند و صفحات را به عنوان سردبیر تأیید کند.

در واقع ایشان از داخل زندان روزنامه را هدایت می کرد.

ماجرای دادگاه شمس الواعظین خیلی پرسر و صدا بود و هر روز عکس دادگاه شمس یا اخبار مرتبط با پرونده اش صفحه اول روزنامه ها بود.

اما ماجرای آن عید دیدنی این بود که مرتضوی در این قضیه با پنبه سر برید.

نوروز 79 آقای مرتضوی به من زنگ زد که عید دیدنی من نمی آیید و اگر می آیید با آقای شمس الواعظین بیایید.

تا جایی که من به خاطر دارم مرتضوی به شمس الواعظین هم زنگ زده بود اما شمس می گوید که من به او زنگ زدم.

من به یک شرط موافقت کردم که به این عید دیدنی برویم و آن این بود که بررسی کنیم که آیا پرونده جدیدی برای آقای شمس الواعظین تشکیل شده است یا نه.

از طرفی قبل از رفتن به عیددیدنی مرتضوی هم آقای سیف زاده را به دادگاه فرستادیم تا بررسی کند که رأی حکم دو سال و چند ماهی که در دادگاه اولیه برای آقای شمس الواعظین صادر شده بود به کجا رسیده و آیا برای اجرا ارسال شده است.

سیف زاده بعد از بررسی گفت که پرونده هنوز در دست بررسی است.

پس ما هنوز رأی قطعی برای این پرونده نداشتیم.

از وضعیت که اطلاع پیدا کردیم راضی شدیم که برای تلطیف فضای دادگاه که در فضایی پرتنش برگزار می شد به این عید دیدنی برویم.

من و آقای شمس به دادگاه رسیدیم و آنجا آقای غفور گرشاسبی مدیر روزنامه عصر آزادگان را هم دیدیم که با ما همراه شد.

وقتی ما رسیدیم به حرف مشغول شدیم و آقای مرتضوی هم چند بار پشت میزش رفت و با کسی تماس می گرفت و می پرسید چی شد و بعد به آن طرف خط می گفت منتظرم.

این رفت و آمد و صحبت ها داشت حالتی پیدا می کرد.

احساس خطر کردید؟ احساس خطر نکردیم ولی حالت طبیعی هم نبود.

به همین دلیل چون کار داشتیم گفتیم که کم کم برویم.

اتاق مرتضوی طبقه پنجم دادگاه بود.

نمی توانم بگویم حس ششم به ما گفت چه خبر است اما هیچ چیز حالت طبیعی نداشت.

آقای شمس با سرعت از دادگاه خارج شد و شخصی از اتاق شیشه ای که جلوی در برای اجرای احکام گذاشته شده بود بیرون آمد و به اشتباه دست من را گرفت.

من اعتراض کردم.

شخصی دیگر برای اینکه جویای ماجرا شود وارد شد و از کسی که دست من را گرفته بود پرسید با ایشان چه کار داری؟ فرد جواب داد گفته اند شمس را بگیرم که آن فرد به مأمور گفت که شمس الواعظین این فرد نیست.

آقای شمس الواعظین کجا بود؟ از در خارج شده بود و در خیابان بود.

آقای گرشاسبی هم با من شاهد ماجرا بود.

آقای تشکری که همشهری آقای مرتضوی بود و مسئولیت اجرای احکام را در دادگاه برعهده داشت به شمس گفت که شما بازداشتید.

یک کاغذ فاکس به ما نشان داد که حکم شمس الواعظین بود.

دادگاه پر از روزنامه نگارها و خبرنگارهایی بود که آقای مرتضوی آنها را هر روز به دادسرا احضار می کرد.

فضا خیلی شلوغ شد.

شمس الواعظین از عصبانیت صدایش بالا رفت و آقای مرتضوی هم وارد صحنه شد.

ما گفتیم رأی را به ما نشان بدهید.

او یک کاغذ را به ما نشان داد و گفت این رأی است.

ما به او اعتراض کردیم که این رأی روند قانونی را طی نکرده است و باید این رأی را به ما ابلاغ کنید.

از مرتضوی خواستم که حکم را به من بدهد اما حکم را به من نداد و گفت شما می خواهید با حکم من پناهندگی بگیرید! در نهایت آقای شمس الواعظین را که با حربه به دادگاه کشانده بود به زندان فرستاد.

نکته عجیبش این است که او از ترفندهای خاصی استفاده می کرد.

به آقای شمس گفته بود هر روز انفرادی 10 روز زندان محاسبه می شود.

آقای شمس باور کرده بود و 120 روز به انفرادی رفت تا 1200 روزش تکمیل شود و بیرون بیاید (می خندد).

ایامی هم که آقای شمس الواعظین زندان بود مصادف با زندان خیلی ها از جمله اکبر گنجی و عماد باقی و افراد دیگر بود.

سه شنبه ها که ما وکلا به زندان برای ملاقات می رفتیم به دلیل شلوغی اتاق ملاقات، مسئولان زندان به ما اجازه داده بودند که در حیاط زندان زندانی ها را ببینیم.

ما هم در این فرصت شطرنج بازی می کردیم و گپ می زدیم و این فرصت برای ما فرصتی برای دورهمی شده بود.

خدا را شکر که آن روزهای تلخ گذشت.

ماجرای بازداشت شما چه بود؟ پرونده شمس الواعظین باعث شناخته شدن وکلا شد.

از طرفی یکی از ابداعات شمس الواعظین در مطبوعات ایران چاپ عکس نویسندگان مطالب در کنار مطلب بود.

من هم به روزنامه جامعه مطلب می دادم.

شمارگان روزنامه ها هم آن زمان خیلی زیاد بود و برای همین من شناخته شده بودم.

من از دهه 50 در مطبوعات می نویسم و هیچگاه هیچ شکایتی از من به خاطر مطالبم نشده است.

پس بهانه ای برای بازداشتم نداشتند اما به دنبال بازداشت من بودند.

به همین طریق به یک طریقی یکی از موکل های من که در زندان بود را دیده بودند و او گفته بود که احمدی حق الوکاله زیادی از من گرفته است.

آقای مرتضوی قاضی بود.

بعد به من گیر داد که چرا در ازای حق الوکاله، ماشین از موکل گرفتی؟ اینها بهانه ای شد به سبک چرا در دیزی بازه و کو تخم مرغ تازه تا من را بازداشت کند و بعد 60 میلیون وثیقه برایم صادر کرد و 27 روز از قبول وثیقه برای آزادی من طفره رفت تا من در داخل زندان بمانم.

آقای مرتضوی هفته قبل، بعد از حاشیه هایی که درباره عملکردش در پرونده زهرا کاظمی رخ داد گفت که به گذشته و کارهایش افتخار می کند.

شما گذشته ایشان و عملکردشان را چگونه می بینید؟ روزی که این خبر را خواندم که مرتضوی گفته که من به گذشته ام افتخار می کنم خیلی تعجب کردم.

این صحبتش توهین به همه مردم ایران و کسانی بود که به دست او محکوم شده بودند.

من که خودم به وسیله آقای مرتضوی زندانی شدم برایم این صحبت مرتضوی توهین بود.

اینکه برای من پرونده تشکیل داد و 27 روز من را زندان کرد و بعد همان زیرمجموعه خود ایشان من را تبرئه کرد.

این افتخار دارد؟ اینکه تفسیر شخصی از قانون کند افتخار دارد؟ کارنامه مرتضوی هیچ نقطه قابل دفاعی ندارد.

پرونده اش سیاه تر از آن است که حتی با آب بخواهد پاک شود.

بعد از بازداشتم توسط مرتضوی به او گفتم تو به خاطر کارهایت در همین نظام محکوم خواهی شد و به سزای کارهایت خواهی رسید.

اما با این حال به او گفتم به عنوان یک معلم حقوق حاضرم وکالتت را برعهده بگیرم.

الان هم با پرونده جدیدی که ازاو مطرح شده حاضرید هنوز هم وکالتش را برعهده بگیرید؟ قطعاً.

من سر حرفم هستم.

با همه بدی هایی که در حق من و سایر افرادی که به دست او ناجوانمردانه محکوم شدند، حاضرم وکالتش را برعهده بگیرم.

سایت شعارسال، با اندکی اضافات و تلخیص برگرفته از سایت فرارو، تاریخ انتشار: 27اسفند1396 ، کدخبر: 353234: www.

fararu.

com
کلید واژه ها: مرتضوی - کرمان - سعید مرتضوی - زهرا کاظمی - مصاحبه - مطبوعات - استان کرمان - شهربابک - یونسی - علی یونسی - آیت الله محمد یزدی - دادگستری - تهران - احمدی - اطلاعات - تأمین اجتماعی - استاد دانشگاه - دادگاه - سعید - کرمانی - دستگاه قضایی - استان - کشور - وکیل - قاضی - وزیر - آیت الله - دادستان - علیزاده - اجتماعی

آخرین اخبار سرویس:
آیا زنان در انتخابات 1400 می توانند رییس جمهور شوند

تشدید اعتراضات در عراق

اولیای دم سیدامامی از رییس صدا و سیما شکایت کردند/هم دروغ گفتند،هم تهمت زدند،هم توهین کردند

پشت صحنه استودیو 2018

محورهای مسدود کشور اعلام شد

شیفتگان تن

استخدام صندوقدار خانم در رستوران منطقه فردیس البرز

508 فرانسوی در روز جشن ملی فرانسه بازداشت شدند

استخدام منشی و مدیر داخلی در آموزشگاه کنکور

استخدام مدیر داخلی مسلط به فتوشاپ در هرمزگان

استخدام بازرس آسانسور با مدرک مهندسی برق یا مکانیک

نقوی:مردم معترف اند اصولگرایان دزدنیستند/مبانی دینی اصلاح طلبان ضعیف است/مشکل اصولگرایان تدین آنهاست

روزنامه استخدامی استان اصفهان | عصر دوشنبه 25 تیر 97

سرمقاله روزنامه های امروز/ ناکارآمدی ها در سبد انتخاباتی است یا حاکمیتی

محمود میرلوحی: اصلاح طلبان معتقدند اصل شورای عالی سیاست گذاری لازم است/ پارلمان اصلاحات مخالفی ندارد

شرایط برای برگزاری حج 97، بهتر از سال گذشته است

کاظمی: برای مدیریت افکار عمومی همه باید احساس مسئولیت کنند

طی همایشی باحضور 1200 خادمیار دختر آستان قدس ابعاد شخصیتی «بانوی کرامت و مقاومت» تبیین شد/ بررسی ویژگی های طلبه مؤمن انقلابی

پدر داماد روحانی: حسن روحانی هر 3 شب یک بار به خانه می رود/ همه خانواده از ریاست جمهوری آقای روحانی ناراحت اند

اولیای دم سیدامامی از رییس صدا و سیما شکایت کردند/ هم دروغ گفتند،هم تهمت زدند،هم توهین کردند

رییس سازمان پدافند غیر عامل: سرورهای هاتگرام و طلاگرام در طبقه نهم ساختمان مرکز امام وزارت ارتباطات قرار دارند/ دربرگیری تلگرام در کشور ما از 100درصد به 50 درصد رسیده

روزنامه فرهیختگان: مدیر پیام رسان سروش هم روی گوشی اش«تلگرام» نصب است

یک فعال اجتماعی: کودکی دیدیم که موش انگشتش را در زباله گردی خورده!/ برخی کودکان تا 20 ساعت زباله گردی می کنند

پرواز های فرودگاه شهید دستغیب 25 تیر

نشست سواد فضای مجازی در مدارس علیمه یزد

تجمع بزرگ «پرچم داران برتر» دراسفراین

عزم ملی عراقی ها در آموزش قرآن/ صوت حزین؛ شاخصه سبک عراقی

حضور اعضای کانون های مساجد دزفول در همایش نماز

میدان های گمشده در چهارراه توسعه

سیستان و بلوچستان در انتظار انتقال آب از دریای عمان

استاندار گلستان: نگاه صرف سیاسی مانع توسعه است

انتخاب نشدن شهردار کرج، از عملکرد ضعیف شورا است

دختران خراسان شمالی در مجامع مشورتی استان حضور فعال خواهند داشت

راه اندازی اورژانس تخصیص عضو در کشور

انتقال 650 میلیون مترمکعب آب به دریاچه ارومیه با یک پروژه

گزیده روزنامه های 25 تیر 1397

داور فینال در آغوش خانم کیتاروویچ/ خوب شد فغانی داور نشد! /عکس

کنگره بین المللی صنعت ساختمان با محوریت تکنولوژی های نوین برگزار می شود

انتشار ترتیل «احمد ابوالقاسمی» در پایگاه اطلاع رسانی رادیو قرآن

برنامه سینماهای آبادان و خرمشهر

حضور اعضای کانون های فرهنگی مساجد دزفول در همایش نماز

آزادی مددجوی ندامتگاه شهرری توسط نمایندگی ستاد دیه استان تهران

گناهی که عمر را کوتاه می کند

استخدام منشی خانم در یونولیت آلفا فوم

استخدام متخصص گرافیک و طراحی، برنامه نویس web  mobile developer

استخدام قالیباف ماهر و نیمه ماهر خانم جهت کار در قم

استخدام مدرس زبان انگلیسی خانم در هرمزگان

استخدام مهندس عمران جهت آزمایشگاه بتن در کرمانشاه

استخدام مهندس معمار در محدوده رودبار و قصرانِ تهران

استخدام تعدادی موتورسوار در پیک موتوری حقیقت

بطحایی: قسط اول پاداش پایان خدمت فرهنگیان با حقوق تیر پرداخت می شود

چاپ دوم کتاب جعفری جوزانی به زودی وارد بازار می شود

کشف قدیمی ترین رنگ جهان/رنگ صورتی

استخدام نیروی کباب سیخ کن برای یک کبابی واقع در قم

تأمین امنیت سرنشینان خودرو با دوربین هوشمند

استخدام آشپز فست فودکار در هرمزگان

برگزاری بیست و سومین المپیاد علمی دانشجویی

استخدام مهندس معمار مسلط به revit و 3dmax vray در تهران

استخدام ظرفشور خانم جهت یک رستوران در هرمزگان

قانونگذار باید از تحلیل های جامعه شناسانه منتفع شود

اینستاگرام اثر بسیار منفی روی عفاف و حیا داشته است

فال آنلاین دیوان حافظ دوشنبه 25 تیرماه 1397

استخدام کباب پز آقا در رستوران های زنجیره ای هانی

ضرورت نشان دادن وجاهت اجتماعی زن مسلمان / تفکیک میان پوشش اسلامی و عفت عمومی ضرورت دارد

زاکانی: اصولگرایان وقتی شکست خوردند که «قالیباف» از «مبارزه با فساد» گفت و «رییسی» ازآزادی!...«احمدی نژاد» به دنبال «تغییر مجلس خبرگان رهبری» بود

مدیر پیام رسان سروش هم روی گوشی اش «تلگرام» نصب است

وضعیت اقتصادی کشور خوب نیست/ تحریم های آتی آمریکا آثار بیشتری نسبت به گذشته دارد

استخدام کارمند خانم جهت دفتر ثبت نام جهت آموزشگاه زبان

واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به شایعه دو تابعیتی بودن فرزندان ظریف

اعلام سیاست های صداوسیما در انتصاب مدیران

چگونه می توانم اینفوگرافیک ها را ارزیابی و ارزش گذاری کنم؟

مدیر پیام رسان سروش هم روی گوشی اش «تلگرام» نصب است

فرود عجیب یک هواپیمای خارجی در زاهدان

وصیت «علی حاتمی» درباره انقلاب اسلامی

عملکرد رزمندگان اسلام در سه ماهه چهارم سال 1360 بررسی و تحلیل شد

همایش "دختران امروز، زنان تمدن ساز" برگزار شد

سیستان و بلوچستان در انتظار انتقال آب از دریای عمان

استعداد نیروی انسانی با آموزش تقویت می شود

6 گام تا رونق تولید/ پاس کاری کافی است؛ گل بزنید/ آیا «هری کین» عجیب ترین آقای گل تاریخ است؟

ردپای کارت های بازرگانی یک بار مصرف در برخی پرونده های کلان قاچاق / برخورد قاطع دستگاه قضایی با محتکران، گرانفروشان و اخلال گران در نظام اقتصادی

گشت های نیروی دریایی سپاه در خلیج فارس تغییر خاصی نکرده است

6 بقعه شاخص همدان مجری طرح نشاط معنوی

تهرانک را از رادیو تهران بشنوید

آموزش و پرورش برای رفع انحرافات برنامه دارد/ برخورد با مدارس لاکچری و گیشه ای بی محتوا

استرداد عوامل فراری کودتا، در اولویت دولت ترکیه قرار دارد

معاون استاندار گیلان: نمی توان اداره کشور را سلیقه ای پیش برد

وزارت نفت به مسئولیت های اجتماعی خود در قبال فراشبند عمل کند

گردشگران طبیعت ماکو از اسکان رایگان بهره مند می شوند

دانش آموز خرم آبادی گواهینامه برتر المپیاد ریاضی را دریافت کرد

عذرخواهی مشاور آخوندی از چوپان‎ها با طعم اتهام ‎زنی

295کودک بازمانده از تحصیل قمی ساکن روستاها هستند

اعتراض دانش آموزان به تاثیر قطعی30 درصدی سوابق تحصیلی در کنکور سال 98

دخالت در عزل و نصب مسئولین را در شأن خود نمی دانم / تابع نظر ولی فقیه هستم

نیمی از بودجه سال 97 استان یزد تحقق می یابد

انتخاب نشدن شهردار کرج را از عملکرد ضعیف شورا است

سیستان و بلوچستان در انتظار انتقال آب از دریای عمان

از معرفی یاسی اشکی توسط وزارت بهداشت تا دفاع از حسین یکتا

رد صلاحیت آیت الله هاشمی از کارهای اشتباه آقای جنتی بود

استفاده شخصی از خودرو دولتی ممنوع

استاندار گلستان: نگاه صرف سیاسی مانع توسعه است

چند خاطره نعمت احمدی از سعید مرتضوی

چند خاطره نعمت احمدی از سعید مرتضوی