مطالب مرتبط:
ارتباط فناوری و اخلاق بررسی می شود
خیز حوزه برای پای کار آوردن رسانه ها در تحول علوم/اخلاق و آزاداندیشی باید ذات رسانه شود
هنوز در بازیگری از خودم راضی نیستم/به زندگی کاملاً اخلاق گرا و سنتی نگاه می کنم+عکس
تشکیل دبیرخانه اخلاق مهندسی در قم
درس اخلاق ویژه دانش آموزان با حضور امام جمعه اردبیل
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 7 اسفند 1396 ساعت 01:462018-02-25سياسي

بررسی استدلال درون گرایی انگیزشی راجع به معنا - بخش اول استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت در حوزه اخلاق


در این مقاله درباره امکانِ توسعه استدلالِ درون گراییِ انگیزشیِ مایکل اسمیت به حوزه معنا بحث خواهیم نمود.

- بررسی استدلال درون گرایی انگیزشی راجع به معنا - بخش اولاستدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت در حوزه اخلاق در این مقاله درباره امکانِ توسعه استدلالِ درون گراییِ انگیزشیِ مایکل اسمیت به حوزه معنا بحث خواهیم نمود.

چکیده کریپکی (1982) از زبانِ یک شکاکِ فرضی تزِ "شناخت گراییِ معنایی" را نقد و رد می نماید؛ بر اساسِ تزِ مذکور احکامی که حاویِ اسناد معنا هستند (مثل این حکم که "مریم از عبارت میز میز را مراد می کند") بیانگر حالت ذهنیِ باور که یک حالتِ ذهنیِ صدق پذیر است، می باشند.

برایِ استدلال علیه این تز، کریپکی از تزِ دیگری که در ادبیاتِ فلسفی به تزِ "هنجارمندیِ معنا" مشهور است استفاده می نماید.

بر اساسِ تزِ اخیر معنایِ یک عبارت، کاربرد آن عبارت را به نحو هنجارین مقید می نماید؛ به عنوانِ مثال بر اساسِ این تز اگر من از عبارتِ میز ، میز را مراد کنم آنگاه بایستی عبارتِ مذکور را فقط به چیزهایی که واقعاً میز هستند اطلاق کنم.

از سوی دیگر در فرا اخلاق استدلالِ مشهوری به نام "استدلالِ درون گراییِ انگیزشی" توسط مایکل اسمیت (1994) مطرح شده که هدف آن ردِ تزِ "شناخت گراییِ اخلاقی" می باشد.

بر اساسِ تزِ "شناخت گراییِ اخلاقی" جملاتی که حاویِ اسنادِ مفاهیم اخلاقی به یک عمل هستند (مثل این حکم که "قتل بد است") بیانگر حالت ذهنیِ باور که یک حالتِ ذهنیِ صدق پذیر است، می باشند.

در این مقاله درباره امکانِ توسعه استدلالِ درون گراییِ انگیزشیِ مایکل اسمیت به حوزه معنا بحث خواهیم نمود.

به بیان دیگر در این مقاله کاری تطبیقی میانِ دو حوزه مربوط به فرا اخلاق و فلسفه زبان انجام خواهیم داد با این شرح که بررسی می کنیم آیا میتوان استدلالی مشابه با استدلالِ مایکل اسمیت را در حوزه معنا مطرح نموده تا از این طریق بر اساسِ تزِ هنجارمندیِ معنا، کذبِ شناخت گرایی معنایی را نتیجه بگیریم یا خیر.

کلیدواژه ها شناخت گرایی معنایی، هنجارمندیِ معنا، سول کریپکی، شناخت گراییِ اخلاقی، استدلالِ درون گراییِ انگیزشی، مایکل اسمیت کریپکی (1982: 7-55) از زبان یک شکاک فرضی با طرح استدلالی که در ادبیات فلسفی به آن پارادوکس شکاکانه [1] می گویند از تز ناواقع گرایی معنایی [2] دفاع می نماید.

[3] بر اساس این تز، هیچ امر واقعی[4] ناظر به جملاتی که حاوی اسناد معنا[5] هستند، مثل (a): مریم از میز میز را مراد می کند [6]، وجود ندارد که بر اساس آن این نوع جملات بتوانند صادق یا کاذب باشند.

به بیان دیگر بر اساس این تز جملات اسناددهنده معنا اصولاً صدق‎پذیر[7] نیستند.

[8] تز واقع گرایی معنایی [9]، در مقابل بیان می دارد که جملاتی که حاوی اسناد معنا می باشند، مثل جمله (a)، صدق‎پذیر بوده که البته حداقل در برخی موارد صادق هستند.

[10] برای درک بهتر تز ناواقع گرایی معنایی و تفاوت آن با تز واقع گرایی معنایی ، جمله زیر را در زبان عادی که ممکن است در گزارش های هواشناسی معمولی شنیده باشید در نظر بگیرید: (b): بندر انزلی دارای بیشترین میزان رطوبت در میان شهرهای ایران است .

اگر کسی اندک اطلاعاتی از هواشناسی و میزان رطوبت موجود در نقاط مختلف ایران داشته باشد، و یا به بیان دیگر از امور واقع موجود در عالم که ناظر به جملات معمول در هواشناسی است آگاه باشد، خواهد دآن است که جمله فوق صادق است (چراکه بر اساس مطالعات علمی واقعاً میزان رطوبت در بندر انزلی دارای بیشترین مقدار نسبت به دیگر شهرهای ایران است).

به بیان کلی تر، صدق و کذب جملاتی که در هواشناسی به کار می روند با مراجعه به واقعیات ناظر به آن جملات مشخص می شوند، مثلا در مثال بالا امور واقع موجود در عالم که ناظر به جمله (b) می باشند مشخص می کند که این جمله صادق است اما اگر به جای جمله (b) جمله دیگری که نه بیشترین، بلکه کمترین میزان رطوبت را به شهر انزلی نسبت می‎داد را بیان می کردیم این جمله کاذب می بود.

مثال هواشناسی مبنای خوبی برای درک بهتر تز ناواقع گرایی معنایی است چراکه بر اساس این تز چنانکه در بالا هم متذکر شدیم هیچ امر واقعی ناظر به جملاتی که حاوی اسناد معنا هستند، وجود ندارد.

[11] ازآنجاکه واقعیات معنایی از نظر کریپکی اصولاً وجود ندارند وی نتیجه می گیرد که جملات اسناددهنده معنا مثل (a)، برخلاف جملاتی شبیه (b)، اصولاً صدق‎پذیر نیستند.

بر اساس نظر اخیر، کریپکی تز شناخت گرایی معنایی [12] را نیز مورد انکار قرار می دهد.

بر اساس تز شناخت گرایی معنایی احکامی که اسناددهنده معنا هستند بیانگر حالت ذهنی باور[13] که یک حالت ذهنی صدق پذیر است، می باشند (در خصوص این تعریف می توانید همچنین بنگرید به (Miller, 2007: 165-6)[14].

کریپکی برای توجیه نظر خود مبنی بر این که واقعیات معنایی وجود ندارند تئوری های معنای مختلف را یک به یک طرح و نقد می‎کند.

هر کدام از این تئوری ها مدعی وجود واقعیات معنایی خاصی هستند، و اگر چنانکه شکاک کریپکی مدعی است هیچکدام از این تئوری ها قابل قبول نباشد می توان چنین نتیجه گرفت که واقعیات معنایی وجود ندارد.

از میان استدلالات مختلف و متعددی که کریپکی علیه تئوری های معنا ترتیب می دهد، استدلال وی علیه تئوری تمایلی معنا[15]، نظر به تاثیرات زیادی که در ادبیات فلسفی معاصر داشته، از اهمیت خاصی برخودار بوده است.

[16] بر اساس تئوری تمایلی معنا، واقعیات معنایی، همان تمایلات رفتاری[17] ما برای کاربرد یک عبارت به نحوی خاص می باشند.

منظور از تمایلات رفتاری، رفتارهای بالقوه و یا به بیان دقیقتر رفتارهایی که اگر شرایط مقتضی[18] برای بروز آن محقق شود بروز خواهند یافت، است.

این نظریه را در بخش اول مقاله پیش رو به صورت مفصل تری تشریح خواهیم نمود.

یکی از انتقادات مهم کریپکی علیه نظریه تمایلی معنا ناظر به مسئله هنجارمندی معنا است، از نظر وی نظریه تمایلی معنا قادر به توضیح هنجارمندی معنا نیست.

وی این مطلب را با یک مثال توضیح می دهد: فرض کنید که من از + جمع کردن را مراد می کنم.

رابطه این فرضیه با این سوال که من چگونه پاسخ سوال "68+57=?" را خواهم داد، چیست؟ طرفدار نظریه تمایلی معنا نظری توصیف محور[19] از این رابطه ارائه می‎کنند، به این معنا که اگر من از + جمع کردن را مراد می‎کردم آنگاه پاسخ 125 را خواهم داد.

اما این نظر درستی در باب این رابطه که هنجارین[20] است ناست.

مطلب این نیست که اگر من از + جمع کردن را .

]مراد کنم[ آنگاه پاسخ 125 را خواهم[21] داد، بلکه اگر .

]من از + جمع کردن را مراد کنم [باید[22] جواب 125 را بدهم (Kripke 1982: 37).

از نظر کریپکی معنای یک عبارت یعنی آنچه شخص از یک عبارت مراد می کند نحوه کاربست آن عبارت را به نحو هنجارین مقیّد می کند؛ در مثال فوق اگر کسی از + جمع کردن را مراد کند آنگاه در پاسخ سوال "68+57=?" باید پاسخی را بدهد که واقعاً حاصل جمع آن دو عدد است.

و این در حالی است که نظریه تمایلی معنا حداکثر می تواند توضیح دهد که اگر کسی از + جمع کردن را مراد کند آنگاه وی در شرایط مقتضی پاسخی را خواهد داد که واقعاً حاصل جمع آن دو عدد است.

برای درک بهتر تئوری تمایلی معنا و همچنین نقد کریپکی، بخش اول مقاله را به شرح مفصل تر این موارد اختصاص داده ایم.

بحث در مورد هنجارمندی معنا، اینکه آیا این نظر قابل قبول است یا نه، و همچنین تبعات و لوازمی که این نظریه با فرض صحّت آن برای نظریات واقع گرایی معنایی و شناخت گرایی معنایی به همراه می آورد بحثی است دامنه دار و مفصل و بالتبع بررسی تمامی مطالب مرتبط با این حوزه خارج از هدف و محدوده مقاله پیش روست.

در این مقاله ما بر موضوعی خاص و فنی در ارتباط با تبعات و لوازمی که هنجارمندی معنا برای نظریه شناخت گرایی معنایی به همراه می آورد متمرکز خواهیم شد؛ به این منظور ابتدا بر مباحث مشابهی که در فرااخلاق[23] وجود دارد به شرح زیر متمرکز خواهیم شد.

استدلال معروفی در فرااخلاق به عنوان استدلال درون گرایی انگیزشی [24] وجود دارد که توسط یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان اخلاق معاصر یعنی مایکل اسمیت[25] (1994) مطرح شده و هدف از طرح این استدلال رد تز شناخت گرایی اخلاقی است.

نظریه شناخت گرایی اخلاقی ادعا می کند که جملاتی که حاوی اسناد مفاهیم اخلاقی به یک عمل هستند، مثل (d): قتل بد است [26]، بیانگر حالت ذهنی باور که یک حالت ذهنی صدق‎پذیر است، می باشند.

[27] نظریه شناخت گرایی اخلاقی و استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت را در بخش دوم مقاله بیشتر تشریح خواهیم نمود.

در بخش سوم و چهارم مقاله این مسئله را بررسی خواهیم کرد که با فرض درستی استدلال درون گرایی انگیزشی در حوزه فرااخلاق آیا ارائه استدلال مشابهی در حوزه معنا ممکن هست یا نه؟ به بیان دیگر همانطور که اسمیت بر اساس هنجارمندی قواعد اخلاقی علیه نظریه شناخت گرایی اخلاقی استدلال می کند، آیا در حوزه معنا نیز می توان استدلال مشابهی مبتنی بر هنجارمندی معنا ترتیب داده و کذب نظریه شناخت گرایی معنایی را نتیجه گرفت؟ مدعای اصلی این مقاله این است که خیر، یعنی نمی توان بر اساس ایده هنجارمندی معنا، علیه نظریه شناخت گرایی اخلاقی استدلال نمود.

مقاله را با استدلال و سپس یک نتیجه گیری در این خصوص به پایان خواهیم برد.

1- نظریه تمایلی معنا چنانکه ذکر شد بر اساس تئوری تمایلی معنا، واقعیات معنایی همان تمایلات رفتاری ما برای کاربرد یک عبارت به نحوی خاص هستند.

این مطلب را می توان به شکلی دقیقتر و توسط یک مثال به صورت زیر بیان کرد: جمله مریم از میز میز را مراد می‎کند صادق است اگر و تنها اگر مریم دارای تمایل رفتاری برای اطلاق عبارت میز به چیزی باشد که آن چیز واقعاً میز است.

پیش از توضیح بیشتر نظریه فوق و همچنین ایده تمایلات رفتاری در این نظریه، تذکر این نکته خصوصاً برای خوانندگانی که کمتر با ادبیات فلسفی مربوط به پارادوکس شکاکانه کریپکی آشنا هستند مفید فایده خواهد بود که تئوری تمایلی معنا را نباید با تئوری رفتارگرایانه معنا[28]، که البته آن هم توسط کریپکی مورد نقد قرار می گیرد، خلط نمود.

توضیح آنکه تئوری رفتارگرایانه معنا بیان می کند که واقعیات معنایی، همان رفتارهای بالفعل ما در کاربرد عبارات زبانی هستند.

بر اساس این نظر به عنوان مثال اینکه مریم از میز میز را مراد می کند را باید بر اساس رفتارهای بالفعلی که تاکنون از وی بروز کرده توضیح داد به این صورت که وی تاکنون عبارت میز را فقط به چیزهایی که واقعا میز هستند اطلاق کرده است.

یکی از اشکالات مهم تبیین رفتارگرایانه از معنا از نظر شکاک کریپکی آن است که این نظریه نمی تواند مشخص کند که مریم با به کار بردن عبارت میز ، میز را مراد می کرده و نه چیز دیگری مثلاً به نام میص[29] را، و توضیح آنکه: منظور از یک میص آن چیزی است که میز است وقتی که بیرون برج ایفل باشد، یا صندلی است وقتی داخل برج ایفل باشد (در خصوص این مثال نگاه کنید به (Kripke, 1982: 19).

اکنون فرض کنید که مریم تاکنون به برج ایفل نرفته باشد.

در این صورت واضح است که رفتارهای گذشته وی هم با این فرضیه سازگار است که وی از عبارت میز ، میز را مراد می کند و هم با این فرضیه که وی از عبارت مذکور، میص را مراد می کند.

به بیان دیگر یک مشکل تئوری رفتارگرایانه معنا از نظر کریپکی آن است که این تئوری نمی تواند میان این دو فرضیه که مریم از عبارت میز میز را مراد می کند و یا اینکه وی از آن عبارت میص را مراد می کند تمایز بگذارد.

گفتنی است که در ادبیات فلسفی اصطلاحاً به این مشکل، مشکل فصلی[30] می گویند.

از نظر شکاک کریپکی از آنجا که تئوری رفتارگرایانه معنا قادر به حل مشکل فصلی نیست لذا نظریه معقولی در باب معنا ناست.

اجازه دهید مطلب را برای فهم بهتر به شکل دیگری هم بیان کنیم: معنای عبارتی مثل میز شهوداً قرار است تعداد نامحدود[31] از کاربستهای درست[32] آن عبارت را در هر موقعیت زمانی و مکانی (اعم از آنکه در برج ایفل باشد و یا هر جای دیگر، و یا حتی در هر زمانی که باشد و قس علیهذا) مشخص سازد اما از آنجاکه تئوری رفتارگرایانه معنا، معنای یک عبارت را بر اساس رفتارهای بالفعل که طبعاً تعداد آنها محدود[33] است توضیح می دهد، لذا نمی تواند توضیح مناسبی از معنای یک عبارت ارائه دهد.

توضیحاتی که بیان نمودیم زمینه مناسبی برای فهم بهتر نظریه تمایلی معنا و تفاوت آن با نظریه رفتارگرایانه معنا فراهم می آورد.

نظریه تمایلی معنا ناظر به رفتارهای بالفعل که طبعاً تعداد آنها محدود است نیست، بلکه واقعیات معنایی را بر اساس رفتارهای بالقوه و یا به بیان دقیقتر رفتارهایی که اگر شرایط مقتضی برای بروز آن محقق شود بروز خواهد یافت، توضیح می دهد و لذا ممکن است چنین به نظر برسد که این نظریه دچار مشکل فصلی نخواهد شد.

اما چنانکه کریپکی استدلال می کند ازآنجاکه تمایلات رفتاری ما متعلق به ما هستند و همچنین اینکه ما موجودات محدودی هستیم مثلا گنجایش مغزی یا عمر محدودی داریم، این تمایلات نیز محدود هستند و بنابراین ما نمی توانیم دارای تمایلات رفتاری برای کاربست درست یک عبارت ( مثل میز ) در تعداد نامحدود موقعیت کاربست آن عبارت باشیم.

ازآنجاکه تعداد میزهای ساخته شده در کل عالم از ابتدای ازل تا آخر ابد بسیار بسیار پرشمار بوده و لذا یک شخص به خاطر محدودیت‎هایی که دارد، مثل داشتن عمر محدود، نمی تواند دارای تمایل رفتاری در اطلاق میز به تمام چیزهایی که واقعاً میز هستند باشد لذا نظریه تمایلی معنا نمی تواند مشخص کند که آیا یک شخص مثل مریم از میز ، میز را مراد می کرده و یا چیز دیگری مثلاً به نام میض را و توضیح آنکه: منظور از یک میض هرآن چیزی است که میز است وقتی مریم دارای تمایل رفتاری در اطلاق میز به آن باشد و یا صندلی باشد وقتی مریم دارای چنین تمایل رفتاری نباشد.

پس به طور خلاصه از نظر شکاک کریپکی چون تمایلات رفتاری ما محدود هستند لذا نظریه تمایلی رفتاری نمی تواند میان این دو فرضیه که مریم از میز میز را مراد می کند و یا اینکه وی از میز میض را مراد می‎کند تمایز بگذارد و لذا مشکل فصلی باز هم به جای خود باقی است.

[34] به غیر از مسئله فصلی، کریپکی نقد مهم دیگری را نیز علیه نظریه تمایلی معنا مطرح می کند.

این نقد چنانکه در بالا هم بیان کردیم ناظر به این مسئله است که از نظر کریپکی نظریه تمایلی معنا قادر به تبیین هنجارمندی معنا ناست.

اجازه دهید برای درک بهتر این مطلب (به جای مثال + که در مقدمه و همچنین پاورقی 32 ذکر شد) یکبار هم نکته کریپکی را بر اساس مثال میز که در بالا ذکر گردید بیان کنیم.

از نظر کریپکی و بنا بر ایده هنجارمندی معنا اگر کسی از میز ، میز را مراد کند آنگاه وی باید میز را به چیزی که واقعاً میز است اطلاق کند.

و این در حالی است که نظریه تمایلی معنا حداکثر می تواند توضیح دهد که اگر کسی از میز ، میز را مراد کند آنگاه وی در شرایط مقتضی میز را به چیزی که واقعاً میز است اطلاق خواهد کرد (در خصوص موضع کریپکی در مورد هنجارمندی معنا همچنین می توانید بنگرید به بخش سوم همین مقاله و یا Kripke, 1982: 37) و یا Boghossian, 1989: 169-171)).

از نظر کریپکی این بدان معناست که نظریه تمایلی معنا قادر به تبیین هنجارمندی معنا نبوده و لذا نظریه ای غیر قابل قبول است.

از نظر کریپکی و همچنین فلاسفه دیگری که اصطلاحاً هنجارگرا[35] نامیده می‎شوند (مثل Wright 2001, Brandom 1994, McDowell 1984, Boghossian 1989) مسئله هنجارمندی معنا مستقل از مسئله فصلی قادر به مسجل نمودن عدم اعتبار نظریه تمایلی معناست.

[36] در این مقاله ما به تبع کریپکی و فیلسوفان مذکور دیگر فرض می کنیم که معنا هنجارین بوده و سپس لوازم و تبعات این نظریه را برای نظریه شناخت گرایی معنایی بررسی خواهیم نمود.

بدین منظور چنانکه در بخش مقدمه نیز ذکر گردید این مسئله را بررسی خواهیم کرد که آیا با فرض درستی استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت در حوزه اخلاق، ارائه استدلال مشابهی در حوزه معنا ممکن هست یا نه؟ پیش از بررسی این مطلب بدیهی است که ابتدا باید استدلال درون گرایی انگیزشی اسمیت را تشریح نماییم.

2- استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت در حوزه اخلاق هدف از طرح استدلال درون گرایی انگیزشی انکار نظریه شناخت گرایی اخلاقی است.

برای توضیح این استدلال باید ابتدا سه گزاره را مد نظر قرار دهیم.

گزاره اول ناظر به مدعای شناخت گرایی اخلاقی است: 1- یک حکم اخلاقی (مثلا این حکم که کمک کردن به زلزله زدگان شهر بم به لحاظ اخلاقی درست است) بیانگر یک باور است (این گزاره ناظر به نظریه شناخت‎گرایی اخلاقی است).

گزاره دوم ناظر به تزی خاص در فرااخلاق بوده که مدافع اصلی آن مایکل اسمیت است، در ادبیات فلسفی به این تز تز درون گرایی انگیزشی اخلاقی [37] می گویند.

این تز بیان می کند که یک رابطه ضروری و مفهومی میان این حکم که عملی خاص اخلاقاً درست است و داشتن انگیزه[38] برای انجام آن عمل وجود دارد.

به بیان دیگر این تز بیانگر یک صدق مفهومی راجع به احکام اخلاقی است و بیان می دارد که وقتی شخص معقولی[39] حکم می کند که یک عمل اخلاقاً درست است، برای انجام عمل مربوطه نیز برانگیخته[40] می گردد.

[41] پس به طور خلاصه بنا بر این تز: 2- یک صدق مفهومی راجع به احکام اخلاقی آن است که اگر شخصی حکم کند که یک عمل اخلاقاً درست است (مثل اینکه حکم کند کمک کردن به زلزله زدگان شهر بم به لحاظ اخلاقی درست است) آنگاه شخص مذکور، البته به این شرط که وی شخص معقولی باشد، برای انجام عمل مذکور دارای انگیزه خواهد بود (مثلا برای انجام کمک به زلزله زدگان شهر بم دارای انگیزه خواهد بود) (این گزاره ناظر به تز درونگرایی انگیزشی اخلاقی است).

گزاره سوم ناظر به یکی از تزهای معروف در حوزه فلسفه فعل[42] بوده که اصطلاحاً تز هیومی فعل [43] نامیده می شود.

این تز بیان می کند که باور و آرزو[44] حالات ذهنی مجزا هستند به این مفهوم که هیچ رابطه مفهومی میان یک باور خاص و یک آرزوی خاص وجود ندارد، اما نکته مهم آنکه هیچ کدام از آنها به تنهایی برای انجام فعل (و یا به بیان بهتر داشتن انگیزه برای انجام فعل) کافی نیستند.

توضیح آنکه باورها، به ما می گویند که وضعیت جهان چگونه است (به بیان دیگر باورها جهان را بازنمود می کنند).

بنابراین آنها طرُق مختلفی را که از طریق آنها می توان جهان را تغییر داد در اختیار ما قرار می دهند.

اما آنها به ما نمی گویند که وضعیت فعلی جهان اصلا عوض بشود یا خیر و اگر بله چه تغییر و یا تغییراتی باید در آن صورت گیرد.

چیزی که بیانگر موارد مذکور است، آرزوی یک شخص است و نه باور وی.

تز هیومی می گوید که برای انجام یک عمل به غیر از باور، آرزو نیز مورد نیاز است.

به عنوان مثال باور من به اینکه بازکردن درب یخچال من را به پارچ آب می رساند، برای انجام عمل باز کردن یخچال کافی نیست.

برای این امر، به غیر از باور مربوطه، باید آرزوی دست پیدا کردن به آب را هم داشته باشم.

به طریق مشابه از نظر تز هیومی آرزوی صرف هم برای انجام یک عمل کافی نیست و در این خصوص به وجود باور هم احتیاج است.

به عنوان مثال اگر من آرزوی دست پیدا کردن به آب را داشته باشم، این به‎تنهایی برای انجام عمل باز کردن درب یخچال کافی نیست.

اگر من علاوه بر آن آرزو، دارای این باور هم باشم که بازکردن درب یخچال من را به پارچ آب میرساند آنگاه برای باز کردن درب یخچال اقدام خواهم کرد.

پس به طور خلاصه بنا بر تز هیومی فعل: 3-داشتن انگیزه برای انجام یک عمل همیشه منوط به داشتن هم باور و هم آرزوست، درحالیکه باور و آرزو حالات ذهنی مجزا هستند به این مفهوم که هیچ رابطه مفهومی میان یک باور خاص و یک آرزوی خاص وجود ندارد (به این مطلب تز هیومی فعل می گویند).

اسمیت پس از طرح سه گزاره 1 و 2 و 3، به طور خلاصه چنین استدلال می کند که نظریه شناخت گرایی اخلاقی (یعنی گزاره 1) با تز درون گرایی انگیزشی اخلاقی (یعنی گزاره 2) و تز هیومی فعل (یعنی گزاره 3)، در تناقض بوده و ازآنجاکه به زعم اسمیت دلایل مستقلی به نفع تز درون گرایی انگیزشی اخلاقی و تز هیومی فعل در دست است وی نتیجه می گیرد که نظریه شناخت گرایی اخلاقی (یعنی گزاره 1) باید کنار گذاشته شود.

اکنون اجازه دهید تناقض مذکور را با استفاده از یک مثال شرح دهیم.

فرض کنید که مریم فردی معقول است به این معنا که دارای افسردگی و یا بیماری جسمی و روانی خاصی نبوده، و در ضمن فرض کنید که وی حکم می کند که کمک به زلزله زدگان بم کاری اخلاقآ درست است.

بر اساس گزاره 1، این حکم بیانگر باور مریم مبنی بر اینکه کمک به زلزله زدگان بم کاری اخلاقآ درست است است.

همچنین چون مریم فردی معقول بوده و حکم می کند که کمک به زلزله زدگان بم کاری اخلاقآ درست است، بر اساس 2، مفهوماً این نتیجه حاصل می شود که وی برای انجام کمک به زلزله زدگان بم دارای انگیزه خواهد بود.

از نتیجه مذکور یعنی این نتیجه که مریم برای انجام کمک به زلزله زدگان بم دارای انگیزه است بر اساس گزاره 3، مفهوماً این نتیجه حاصل می شود که مریم دارای آرزوی کمک به زلزله زدگان بم است.

اما این بدان معناست که باور مریم مبنی بر اینکه کمک به زلزله زدگان بم کاری اخلاقآ درست است، با آرزوی وی برای کمک کردن به زلزله زدگان بم، دارای رابطه ای مفهومی هستند چراکه توانستیم از اولی مفهوماً دومی را استخراج نماییم.

به بیان دیگر این به معنای وجود رابطه ای مفهومی میان باوری خاص (یعنی این باور مریم که کمک به زلزله زدگان بم کاری اخلاقآ درست است) و آرزویی خاص (یعنی این آرزوی مریم که وی می خواهد به زلزله زدگان بم کمک کند) است.

اما واضح است که مطلب اخیر با تز هیومی فعل در تناقض است چراکه این تز منکر وجود رابطه مفهومی میان یک باور خاص و یک آرزوی خاص است.

ازآنجاکه که به زعم اسمیت دلایل مستقلی به نفع تز درون گرایی انگیزشی و تز هیومی فعل در دست است، لذا باید دست از این نظر که حکم صادر شده توسط مریم (یعنی این حکم که کمک به زلزله زدگان بم کاری اخلاقآ درست است)، بیانگر باور مریم است دست برداریم (یعنی دست از نظریه شناخت گرایی اخلاقی برداریم) .

در مابقی مقاله ما به موضوع اصلی مورد بحثمان یعنی امکان توسعه استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت به حوزه مباحث مربوط به معنا خواهیم پرداخت.

استدلال می نماییم حتی با فرض صحّت استدلال درون گرایی انگیزشی اسمیت در فرااخلاق نمی توان استدلال مشابهی در حوزه معنا اقامه نمود.

برای طرح این مطلب ابتدا لازم است بررسی کنیم که این استدلال مشابه در حوزه معنا دارای چه مقدمات و مدعایی خواهد بود و سپس در مورد درستی یا نادرستی این استدلال بحث خواهیم نمود.

این مطلب را در دو بخش بعدی مقاله مطرح می نماییم.

پی نوشت: [1] Skeptical paradox [2] Semantic ir-realism [3] از این پس، برایِ سهولت و اختصار بجایِ آنکه از قولِ شکاکِ فرضیِ کریپکی مطالب را نقل کنیم آن را اکثراً از زبانِ شخصِ کریپکی نقل خواهیم نمود.

[4] Fact [5] Meaning ascription [6] "Marry means table by table " [7] Truth-apt [8] کریپکی برایِ توضیح نظر خود بغیر از مثالِ جمله (a) یعنی این مثال که یک شخص از عبارت میز میز را مراد می کند (در رابطه با این مثال همچنین رجوع کنید به Kripke (1982: 19))، از مثالِ دیگری که یک شخص از عبارت + جمع کردن را مراد می کند نیز استفاده مینماید (در رابطه با این مثال رجوع کنید به Kripke (1982: 7-8) و همچنین پاورقی 31 در همین مقاله).

مثال دوم از مثال اول در ادبیات فلسفی بسیار معروفتر بوده و به وفور مورد اشاره قرار گرفته است.

اما ما در این مقاله به منظور عدم تکرارِ این مثال معروف و تنوع در بحث بیشتر از مثال اول استفاده کرده ایم (در این رابطه همچنین بنگرید به پاورقی 31 در همین مقاله).

[9] Semantic realism [10] در خصوصِ موضع کریپکی و همچنین تعاریفِ نظریه "واقع گرایی معنایی" و همچنین نظریه "ناواقع گرایی معنایی" می توانید بنگرید به Kripke (1982: 21-22) و یا Miller (2007: 165-6).

[11] از این به بعد برای سهولت به این اُمورِ واقع، "واقعیات معنایی" خواهیم گفت.

[12] Semantic non-cognitivism [13] Belief [14] یک توضیح اضافی در مورد مفهوم باور و صدق پذیری آن و همچنین معرفی چند منبع اضافی در این خصوص می تواند برای خوانندگان علاقه مند مفید باشد.

در فلسفه ذهن معمولاً حالاتِ ذهنی را به انواعِ مختلفی مثلِ باور، آرزو، تصور و غیره تقسیم می نمایند.

به عنوان مثال باورِ من به اینکه "اصفهان زیباترین شهر ایران است" و این آرزوی من که "اصفهان زیباترین شهر ایران باشد" دو حالت ذهنیِ مختلف من راجع به یک گزاره می باشند.

لازم به ذکر است که یکی از پر بحث ترینِ مباحث در فلسفه ذهن معاصر راجع به چیستیِ گرایش گزاره ایِ "باور" و تفاوت آن با دیگر گرایش های گزاره ای مثل آرزو می باشد.

در ادبیات فلسفی برای تعریفِ حالتِ ذهنیِ باور و بیانِ تمایزِ آن با دیگر حالتِ ذهنی معمولاً این گُزین گویه ویلیامز (1973) را مورد تایید قرار می دهند که "باور ذاتاً ناظر به هدفِ صدق است" (belief constitutively aims at truth).

فیلسوفان این گُزین گویه ویلیامز را بیانگر صدقی مفهومی راجع به باور می دانند، به این معنا که هدفِ شخص به هنگام اتخاذ یک باور (برخلاف هدف شخص به هنگام اتّخاذِ یک حالت ذهنیِ غیر از باور، مثل آرزو) "بازنمایی" (representing) آنچه صادق است میباشد، و یا به بیان دیگر هدفِ شخص به هنگام اتخاذ یک باور اتخاذ "باورِ صادق" (a true belief) می باشد و نه "باور کاذب" (a false belief).

اینکه من باور دارم که "گرمایش زمین محصولِ فعالیتهای انسانی است"، علیرغم برخی نظریات و همچنین تبلیغاتِ صنایع بزرگِ اقتصادیِ فاسد و آلوده کننده محیط زیست علیه این نظریه، به این خاطر است که من واقعا فکر می کنم که باور من صادق است، یعنی واقعا اینطور است که گرمایش زمین محصولِ فعالیتهای انسانی است.

اکنون اگر چنانکه نظریه ناواقع گرایی بیان میکند بگوییم احکامی که اسناد دهنده معنا هستند اصولاً صدق پذیر نیستند به این معناست که این احکام بیانگر حالت ذهنیِ باور نیستند، درغیر این صورت باور دیگر ناظر به هدف صدق نخواهد بود.

در این خصوص به غیر از مقاله Williams (1973) می توانید به (Miller 2007) فصل 5 و یا این مقاله از من (کلانتری 1393) مراجعه فرمایید.

[15] Dispositional theory of meaning [16] به غیر از تئوریِ تمایلیِ معنا که مورد نظرِ ما در مقاله پیش روست، کریپکی تئوری هایِ دیگر معنا مثل تئوریِ معنایِ رفتارگرایانه، تئوری معنایِ مبتنی بر پیروی از قواعد، تئوریِ معنایی افلاطون گرایانه و تئوری معنایی مبتنی بر تصاویر و حالات ذهنی و چند تئوریِ دیگر را نیز مورد نقد قرار می دهد.

بحث در این مورد خارج از بحث فعلی ماست.

[17] Dispositions [18] Ideal conditions [19] Descriptive [20] Normative [21] Will [22] Should [23] Meta-ethics [24] Motivational internalism argument [25] Michael Smith [26] "Marry means table by table ".

[27] در خصوصِ این تعریف می توانید همچنین بنگرید به Miller (2003: 168).

[28] Behaviorial theory of meaning [29] کریپکی عبارت tabair را در این خصوص بکار برده و ما به جای آن در متن فارسی عبارتِ میص را بکار بردیم.

[30] Disjunctive problem [31] Infinite [32] Correct use [33] Finite [34] کریپکی، بغیر از مثالِ میز که در متن مقاله ذکر گردید، مثال معروفترِ دیگری هم برایِ توضیحِ مشکلِ فصلی ذکر می کند که ذیلا بطور خلاصه برای خوانندگان علاقه مند ذکر می نماییم (در این رابطه پاورقی 8 همین مقاله را هم مطالعه بفرمایید).

فرض کنید که تا کنون اعدادی که با هم جمع کرده اید کمتر از 57 بوده اند و اکنون، کسی از شما می پرسد که حاصل جمع "57+68=?" چیست؟ شما با اندکی تأمل پاسخ می دهید 125.

اینک فرض کنید که با یک شکاک عجیب مواجه می شوید که پاسخ شما را به صورت زیر به چالش میکشد.

او اصرار دارد که آنچه شما تاکنون از علامت + مراد می کردید نه تابعِ جمع بلکه تابعِ دیگری مثلِ تابعِ خَمع بوده با این شرح که اگر دو عددِ x و y را با هم خَمع کنیم آنگاه (1) اگر آن دو عدد کوچکتر از 57 باشند، حاصل همان جمع دو عدد است و (2) اگر آن دو عدد بزرگتر از 57 باشند حاصل 5 خواهد بود.

در واقع شکاکِ مذکور اطمینانِ ما را به پاسخِ 125 نسبت به سوالِ "57+68=?" با پیش کشیدنِ این امکان که قبلاً از علامت + تابعِ خَمع و نه تابعِ جمع را مراد می کردیم به چالش می کشد و لذا وی نتیجه می گیرد که ما در پاسخ سوال مذکور بایستی پاسخ 5 و نه 125 را ارائه نماییم.

اگر ما بر درستیِ پاسخ 125 اصرار ورزیم آنگاه شکاک از ما می خواهد که دلیلی برای اطمینان خود به پاسخ 125 به او ارائه دهیم، بدین منظور وی از ما می خواهد که بگوییم بر اساسِ چه واقعیتِ معنایی مطمئنیم که در گذشته از علامت + تابعِ جمع و نه تابعِ خَمع را مراد می کردیم.

از نظرِ کریپکی واقعیاتِ معنایی مورد سوالِ شکاک نمی توانند ناظر به رفتارهایِ بالفعلِ ما در گذشته باشند زیرا از آنجاییکه بنا به فرض قبلاً فقط اعدادِ کوچکتر از 57 را با هم جمع کرده ایم، رفتارهایِ بالفعلِ گذشته ما هم با این فرضیه سازگار است که ما از علامتِ + جمع را مراد می کردیم و هم با این فرضیه سازگار است که ما از علامت مذکور خَمع را مراد می کردیم.

و این بدان معناست که نظریه رفتارگراییِ معنا نادرست است چراکه نمی تواند از پس توضیحِ مساله فصلی برآید.

همچنین از نظر کریپکی تمایلاتِ رفتاری نیز نمی تواند واقعیاتِ معناییِ مورد سوال در سناریویِ فوق باشند و در این صورت نظریه تمایلی معنا نادرست است.

دلیل کریپکی چنانکه در متن مقاله هم توضیح دادیم آنست که تمایلات رفتاری ما متعلق به ما هستند و از آنجاییکه ما موجوداتِ محدودی هستیم (مثلاً عمر محدود یا گنجایش مغزی محدودی داریم) لذا تمایلاتِ رفتاری ما نیز محدود می باشند، بر این مبنا شکاک میتواند ادعا کند که نظریه تمایلی معنا نمی تواند مشخص کند که یک شخص از علامت "+" جمع کردن را مراد می کرده و یا تابع دیگری مثلِ ضمع کردن را و توضیح آنکه اگر دو عددِ x و y را با هم ضمع کنیم آنگاه (1) اگر آن دو عدد به اندازه کافی کوچک باشند که شخص دارایِ تمایلِ رفتاری برایِ انجامِ محاسبه بر رویِ آنها باشد، حاصل همان جمع دو عدد می باشد و (2) در غیر این صورت حاصل 5 خواهد بود.

از آنجاییکه بنا بر پیشنهادِ نظریه تمایلی معنا، واقعیاتِ معنایی همان تمایلاتِ رفتاری ما می باشند و در ضمن چون تمایلات رفتاری ما هم با این فرضیه سازگار است که ما از علامتِ + جمع را مراد می کردیم و هم با این فرضیه سازگار است که ما از علامت مذکور ضَمع را مراد می کردیم، بنابراین نظریه تمایلی معنا از پس توضیحِ مساله فصلی برنمی آید و لذا این نظریه نادرست است (در این خصوص این استدلال همچنین می توانید بنگرید به Miller (2007: 173)).

[35] Normativist [36] لازم به ذکر است که بر خلاف فیلسوفانِ مذکور، فلاسفه ضدهنجارگرا این نظرِ کریپکی که معنا هنجارین میباشد را نمی پذیرند و بالتبع مساله هنجارمندی معنا را نقدِ مستقلّی بر نظریه تمایلیِ معنا به حساب نمی آورند.

بحث در موردِ اختلاف میان این دوگروه فلاسفه چنانکه گفتیم خارج از هدف فعلی ما در مقاله پیش روست؛ خوانندگان علاقه مند برای اطلاع از نظر فلاسفه ضدهنجارگرا می توانند به عنوان مثال رجوع کنند به Hattiangadi (2007) و Fodor (1990).

[37]Moral motivational internalism [38] Motivation [39] A rational agent [40] Is motivated [41] می توان مطلب را به نحو دیگری هم تقریر نمود.

شخصی را تصور کنید که حکم به عملی اخلاقی نموده و با اینکه فردی معقول می باشد اما برای انجام عملِ مربوطه برانگیخته نمی شود.

تصورِ شخصِ مذکور، بر اساسِ تزِ " درون گراییِ انگیزشی" که مایکل اسمیت مدافع آن است، مفهوماً پارادوکسیکال می باشد، یعنی این تصور واجد مفاهیمی سازگار نیست.

در مقابلِ تزِ "درون گراییِ انگیزشی "، تزِ "برون گراییِ انگیزشی" وجود دارد که بر اساسِ آن تصور شخصِ معقولی که حکم به عملی اخلاقی نموده اما با این وجود برای انجام عملِ مربوطه برانگیخته نمی شود، مفهوماً ممکن است.

بحث در مورد این اختلاف خارج از هدف مقاله پیش روست، خواننده محترم می تواند برای اطلاع بیشتر در این مورد به Smith (1994) مراجعه نماید.

[42] Philosophy of action [43] Humean interpretation of action [44] Desire مراجع کلانتری، سید علی.

(1393): بازنگری شعار ویلیامز که باور ناظر به هدف صدق است، شماره 17، صص 76-63.

Boghossian, P.

(1989): The Rule-Following Considerations, reprinted in Miller and Wright 2002.

Boghossian, P.

(2003): The Normativity of Content.

Philosophical Issues, 13: 31 45.

Brandom, R.

(1994): Making It Explicit (Camidge MA: Harvard University Press).

Egger, D.

(2015): The motivation argument and motivational internalism, Philosophical Studies, 172: 2445-2467.

Fodor, J.

(1990): A Theory of Content and Other Essays (Camidge MA: MIT Press).

Hattiangadi, A.

(2007): Oughts and Thoughts: Scepticism and the Normativity of Content (Camidge MA: MIT Press).

Kripke, S.

(1982): Wittgenstein on Rules and Private Language.

Camidge: Harvard University Press.

-McDowell, J.

(1984): Wittgenstein on Following a Rule, reprinted in Miller and Wright 2002.

Miller, A.

(2003): An Introduction to Contemporary Metaethics (Camidge: Polity Press xi +314pp.

) Miller, A.

(2007): Philosophy of Language, Montreal and Kingston: McGill-Queens University Press.

Miller, A.

(2011): Semantic Realism and the Argument from Motivational Internalism, in R.

Schantz (ed) What is Meaning? (De Gruyter).

Wright, C.

(2001): Rails to Infinity (Camidge MA: Harvard University Press).

Williams, B.

, (1973).

Deciding to Believe, In his Problems of the Self.

Camidge: Camidge University Press.

نویسنده: سید علی کلانتری: استادیار، گروه فلسفه غرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران فصلنامه متافیزیک شماره 21 ادامه دارد.

http://fna.

ir/a4ela7
کلید واژه ها: مقاله - اسناد - توسعه - ادبیات - زبان - مشهور - فلسفه - ناظر

آخرین اخبار سرویس:
شهید چمران الگوی اساتید و دانشجویان است

رییس سازمان صدا و سیما با مراجع و علما دیدار کرد

شخصیت شهید مصطفی چمران از زبان بزرگان

✔️ کنایه سنگین فعال سیاسی اصولگرا به احمد توکلی درباره ویلای لواسان

با تدبیر می توان از شرایط سخت به سلامت عبور کرد

مراسم معارفه سرپرست یگان حفاظت استان البرز برگزار شد

اگر وحدت و انسجام داشته باشیم دشمن هیچ کاری نمی تواند انجام دهد

ربیعی: ناامنی روانی نخستین علت اعتیاد است

مسئولان از کارگاه های تولیدی و خدمات خانگی حمایت کنند

کسانی که از مرگ بترسند قلدرها و مستکبرین بر آنها حکومت می کنند/ ملتی که از مرگ نترسد عزت او تضمین شده است

نحوه محاسبه بیمه سربازی در سوابق کاری چگونه است؟

جزییات هشدار به نمایندگان برای کوچ از تلگرام

امیرعبداللهیان: توصیه به مذاکره با ترامپ خودباختگی و ساده لوحی سیاسی است

برگزاری نشست اضطراری سه شهرستان لنده، بهبهان و بهمیی

با تدبیر می توان از این شرایط سخت به سلامت عبور کرد

مسئولان از کارگاه های تولیدی و خدمات خانگی حمایت کنند

ربیعی: ناامنی روانی نخستین علت اعتیاد است

امروز طولانی ترین روز سال است

جزییات تازه از پرونده 5 سارق و قاتل طلافروش یاسوجی

دکتر علی شریعتی؛ پدر فکری نسل ما

حرکت دشمن به سمت خودکشی گروهی در ساحل غربی

ذخیره ژنتیکی 300 هزار زوج در مراکز پزشکی ژنتیکی

جزییات تازه از پرونده 5 سارق و قاتل طلافروش یاسوجی

ذخیره ژنتیکی 300 هزار زوج در مراکز پزشکی ژنتیکی

در بیانیه بسیج اساتید کشور مطرح شد برخی در حقانیت مبارزه با نظام سلطه و مقاومت در برابر آن، تشکیک می کنند

اجمالی/ وزیر اطلاعات در رودسر: کسانی که از مرگ بترسند قلدرها و مستکبرین بر آنها حکومت می کنند/ ملتی که از مرگ نترسد عزت او تضمین شده است

مخالفت ائتلاف صدر با حکم دادگاه فدرال

حبس مطلق چیست؟

تجدید میثاق کارکنان دادگستری با شهدا

تحقق شاخص های اقتصاد مقاومتی راهبرد کنونی دولت است

طرح جنایتکارانه دشمنان ملت ایران را آب دیده تر می کند

جریان اصلاحات باید درباره عدالت اجتماعی بازنگری کند

توصیه به مذاکره با ترامپ خودباختگی و ساده لوحی سیاسی است

طرح های جنایتکارانه دشمنان ملت ایران را آب دیده تر می کند

برای شکست استراتژی آمریکا برنامه های ویژه ای داریم

پزشک تبریزی به دو بار قصاص محکوم شد

ایلدیریم:کمتر از 20 درصد مردم ترکیه به آمریکا اعتماد دارند

هیئت اعزامی ترامپ با السیسی دیدار کردند

شومر و پلوسی مجبور می شوند درباره مهاجران توافق کنند

سفر وزیر کشور به خراسان شمالی

تعداد معتادان شاغل بیشتر از معتادان بیکار است

واکنش امیرعبداللهیان به توهین بی شرمانه ترامپ به مردم ایران

طرح استیضاح وزیر اقتصاد در مجلس کلید خورد+ متن طرح

ذخیره ژنتیکی 300 هزار زوج در مراکز پزشکی ژنتیکی

جزییات تازه از پرونده 5 سارق و قاتل طلافروش یاسوجی

رسانه ها کارکردهای خود را انجام نمی دهند

تحقق شاخص های اقتصاد مقاومتی راهبرد کنونی دولت است

اولین روز سفر وزیر کشور به خراسان شمالی

جزییات تازه از 5 سارق و قاتل طلافروش یاسوجی

روزنامه استخدامی استان اصفهان | صبح شنبه 2 تیر 97

دومین پیش نشست کنفرانس بین المللی گردشگری و معنویت برگزار می شود

هیئتی از مجمع تقریب مذاهب اسلامی با جبهه عمل اسلامی دیدار کرد

خط حزب الله 138 | در زمین شیطان

مدیرکل زندان های استان فارس اعلام کرد کمک 10 میلیاردی فارسی ها برای آزادی زندانیان جرائم غیرعمد

افراد مغضوب دل و عمل آنها آلوده و غلط است

برگزاری مراسم بزرگداشت روز بسیج اساتید در دانشگاه ارومیه+فیلم

عکس| بازتاب لایی خوردن پیکه از امیری

85 درصد جامعه به نمازخواندن اعتقاد دارند/بررسی شیوه های دعوت به نماز در اجلاس سراسری

جلسه کمیسیون سیاسی - اجتماعی مجلس خبرگان رهبری برگزار شد

اجلاس سراسری نماز باید در قم برگزار شود/طرح های مطالعاتی در خصوص نماز تدوین شود

لزوم پرداختن به شیوه های تبلیغی مناسب برای اقامه نماز

افزایش سه برابری یارانه رسانه های حامی اقامه نماز

میز خدمت از اول تیر در استانداری مازندران مستقر می شود

دنیای مجازی جوانان را از فعالیت اجتماعی محروم کرده است

میز خدمت از اول تیر در استانداری مازندران مستقر می شود

یارانه رسانه های فعال در حوزه نماز 3برابر می شود

ولایت فقیه انقلاب و نظام را بیمه کرده است/ تلاش دشمن برای ایجاد تفرقه بین مردم و روحانیت

روشی جذاب برای تشویق کودکان به کتاب خواندن

3500 شرکت مبتنی بر فناوری در ایران شناسایی شدند

400 هزار نفر در صندوق یکم مسکن سپرده گذاری کردند

در اجرای مصوبات، بانک ها کند حرکت می کنند

بهترین شیوه برای ازدواج سنتی هست یا مدرن ؟

با حضور رییس سازمان صداوسیما جلسه کمیسیون سیاسی - اجتماعی مجلس خبرگان رهبری برگزار شد

برگزاری جشنواره ملی تمشک جنگلی در نکا

عرفان اسلامی موضوع مهمی برای پایان نامه هاست

پست سعید عزت الهی پس از باخت ایران مقابل اسپانیا+ عکس

پیچ و خم صدور مجوزها مانع حضور کسب و کار است/ارباب رجوع را گرفتار نکنیم

بیمه 200 هزار نفر که کارگر ساختمانی نبودند، قطع شد

موجودی حساب بانکی شهید چمران چقدر بود؟

تحریم های آمریکا تاثیری بر صنعت ریلی ندارد

ارتش یمن: آنچه در ساحل غربی انجام داده ایم، شبیه معجزه است

نخست وزیر سابق عراق با فؤاد معصوم دیدار کرد

کره شمالی تدابیر واقعی برای خلع سلاح اتمی اتخاذ می کند

کمبود آب چالش بزرگ جهان در برابر توسعه پایدار است

بهره گیری از توان نمازخانه های بین راهی برای ترویج نماز اول وقت

دایر شدن 90 هزار مسجد فعال تا سال 1414 در کشور

غبارروبی و عطرافشانی گلزار شهدای گرگان + فیلم

ارجاع 430 هزار پرونده به محاکم قضایی آذربایجان غربی

دشمن برای مخدوش کردن نظام، به دستگاه قضایی هجمه می برد

جزییات تازه از 5 سارق و قاتل طلافروش یاسوجی

رسیدن به هدف کاهش مصرف مواد مخدر، نیازمند تلاش همگانی است

وزیر کشور وارد خراسان شمالی شد

وزیر کشور وارد خراسان شمالی شد

دشمن جنگ هیبریدی همه جانبه ای را علیه ایران به راه انداخته است/ پیگیری پروژه دوقطبی سازی در ایران

ماجرای برج های دوقلوی خرم آباد چیست؟

تاکید رییس رسانه ملی بر ضرورت حضور نیروهای خود ساخته و مسئولیت پذیر در رسانه

الگوهای اروپایی برای توسعه ایران مناسب نیست

الگوهای اروپایی برای توسعه ایران مناسب نیست

سپاه در نقاط مرزی و محروم مدرسه می سازد

مرگ مشکوک دکتر شریعتی و وصیت های او در روزهای پایانی عمر

بررسی استدلال درون گرایی انگیزشی راجع به معنا - بخش اول استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت در حوزه اخلاق

بررسی استدلال درون گرایی انگیزشی راجع به معنا - بخش اول استدلال درون گرایی انگیزشی مایکل اسمیت در حوزه اخلاق