مطالب مرتبط:
امام زاده پیرمراد (ع) و آرامگاه شهدای دفاع مقدس‎ داراب
تشییع پیکر مطهر دو شهید گمنام دفاع مقدس - خراسان رضوی
همایش ملی «علوم و معارف دفاع مقدس در آموزش و پرورش» برگزار می شود
تشییع پیکر یکی از شهدای گمنام دوران دفاع مقدس در شهر کرمانشاه
رازقان ، خنجین ، تلخاب و توره میزبان 8 شهید گمنام دفاع مقدس
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
پنجشنبه، 3 اسفند 1396 ساعت 09:352018-02-22سياسي

هشت سال دفاع مقدس؛ نگینی درخشان در تاریخ حماسه و پایداری


ایرنا- حماسه های دوران دفاع مقدس مانند نگینی بر تارک تاریخ حماسه و پایداری می درخشد.

حکایت ماندگار دلاوری شهیدان و شاهدانی که با خون و جان خویش موجب زنده نگه داشتن و پویایی اسلام شدند و آمادگی دفاعی ملت همیشه قهرمان ایران را به جهانیان نشان دادند.

- تجاوز و یورش همه جانبه رژیم بعث عراق به مرزهای مختلف ایران سبب شد تا رزمندگان دلاور با تمام وجود و اراده ای پولادین در برابر متجاوزان و حامیانش صف آرایی و ماشین جنگی صدام را متوقف کنند و درسی فراموش ناشدنی را به دشمنان این مرز و بوم بیاموزند.

روزنامه های مختلف در هفته گذشته با انتشار گزارش ها و مطالبی حماسه های این دوران را بررسی کردند.

** ** تاریخ جنگ؛ سرشار از خاطره ایثار و رشادت دلیرمردان بی ادعا تاریخ جنگ پر از درس های ایثار و رشادت مردان بزرگی است که از شهادت پلی ساختند و جز به خدا به چیز دیگری نمی اندیشیدند.

هشت سال دفاع مقدس ملت ایران، فرصت شناسایی هویت و شخصیت مردان انقلابی را فراهم کرد.

روزنامه جوان در گزارشی با عنوان خون جهاد در رگ هایش جاری بود نوشت: قرارمان دیدار با خانواده شهید مدافع حرم نورمحمد قاسمی است.

قراری که ما را به شهر مقدس قم می کشاند.

شهید قاسمی از پیشکسوتان مدافع حرم بود که در پانزدهمین روز از اردیبهشت ماه 1393در مصاف با تروریست های تکفیری به شهادت رسید.

شهید نورمحمد قاسمی فرمانده نبرد با طالبان و برادر شهید گل محمد قاسمی است که در جنگ با طالبان رخت شهادت به تن کرد.

مرضیه قاسمی تنها دختر شهید مدافع حرم لشکر فاطمیون نورمحمد قاسمی است.

از میان صحبت های همسر شهید قد و قامت وابستگی این پدر و دختر را می شد فهمید.

اما آنچه برایمان جای سؤال داشت این بود که چطور می شود با همه این دلبستگی و وابستگی، پدری از دخترش دل بکند و راهی میدان نبرد شود.

با اینکه می داند اسارت، شهادت و جانبازی جزء لاینفک این حضور است.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان آرزو داشت اسلحه اش را به دست فرزندانش بسپارد نوشت: پیشمرگان کرد مسلمان، رزمندگانی بودند که در مناطق عملیاتی زندگی می کردند.

اینطور نبود که چند ماهی به جبهه بروند و بعد به خانه و زندگی شان برگردند.

آنها در جبهه سکونت داشتند و حتی سال ها بعد از اتمام جنگ نیز، همچنان حالت رزمندگی خود را حفظ می کردند.

آشنایی با زندگی شهید عبدالله رشیدی بیشتر ما را با چنین واقعیتی روبه رو می سازد.

وی که متولد سال 1309 بود، در سال 59، (50 سالگی) به جرگه پیشمرگه ها پیوست و تا زمان شهادت در شهریورماه 1372 (63 سالگی)، اسلحه به دست داشت و با دشمنان کشورش می جنگید.

شهید رشیدی عمری رزمنده بود و عاقبت نیز جانش را در مسیر پرمخاطره ای که پذیرفته بود، داد و در کنار سایر شهدای ایران اسلامی به جاودانگی رسید.

روزنامه جوان در مطلبی با عنوان شهیدی که مسئولیت هایش او را از مردم دور نکرد نوشت: حجت الاسلام والمسلمین فضل الله محلاتی یکی از چهره های خاص و روحانی دفاع مقدس است که نقل خوبی ها و سبک زندگی زاهدانه اش می تواند الگویی خاص برای روحانیون و دیگر اقشار جامعه باشد.

شهید محلاتی از روزهای شروع نهضت تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی با دلسوزی، آگاهی و تلاشی مضاعف دل در گرو خدمت به نظام اسلام گذارد و در همین راه به شهادت رسید.

امام خمینی شناخت بالایی از شهید محلاتی داشت.

پس از پیروزی انقلاب به خاطر سوابق درخشان ایشان، مسئولیت های اجرایی مختلفی مثل معاونت کمیته مرکزی انقلاب، نمایندگی امام در صندوق تعاون صنفی و نمایندگی امام در مراسم باشکوه حج ابراهیمی را برعهده گرفت.

در ادامه می خوانیم: سید علی اصغر تقوی از پژوهشگرهای دفاع مقدس درباره شهید محلاتی می گوید: بر حسب ضرورت، این شهید بزرگوار، در جبهه ها هم حضور پیدا می کرد و حساسیت نمایندگان و مسئولان را نسبت به مسائل جنگ به طور مرتب برمی انگیخت.

به گونه ای که در برخی از موارد، سعی می کرد جلسات مسئولان را در اهواز و در کنار جبهه های جنگ برگزار کند تا هم روحیه رزمندگان را تقویت کرده باشد و هم مسئولان را نسبت به مسائل جنگ حساس تر کند.

بنا به گفته خانواده و نزدیکان شهید محلاتی، راستگویی، خداترسی و اخلاق حسنه از خصوصیات بارز اخلاقی ایشان بود و محلاتی همیشه تلاش می کرد تا پیرو خلق و خوی پیامبر(ص) باشد.

به همین خاطر حتی در مصیبت و بدترین شرایط نیز لبخند می زد و تلاش می کرد تا جاذبه های دین اسلام را به نمایش بگذارد.

روزنامه ایران در یادداشتی با عنوان خاطراتی که فراموش شدنی نیست می نویسد: آن هفت روز و شبی که در میان نیزارهای سوخته سرگردان بودم و برای فرار از اسارت و پیدا کردن راهی برای رسیدن به بچه های خودی به این طرف و آن طرف می رفتم، گاهی به یاد روزهای سخت کودکی ام می افتادم و همه آن مصیبت هایی که کشیده بودم.

یکی از همان روزها بود که نیمه جان افتاده بودم و به روزی فکر می کردم که با پای پیاده از کرج به دروازه غار رفتم تا پدرم را ببینم.

شاید 9 سالم بود.

ساعت هفت صبح از خانه بیرون زدم، بی آنکه کسی متوجه بشود و غروب مقابل قهوه خانه ای که پاتوق پدرم بود رسیدم.

پدرم از دیدن من تعجب کرده بود و مرا با افتخار به همه نشان می داد که ببینید این پسر من برای دیدن من از کرج تا تهران را پیاده آمده است.

در ادامه این یادداشت که به قلم رضا احمدی نگاشته شد، آمده است: یک ساعتی در قهوه خانه بودم و دوتا چای خوردم و قدری تلویزیون تماشا کردم.

حوصله ام که سر رفت بیرون آمدم و مادرم را آنجا دیدم که با چشم های سرخ شده از گریه دنبالم آمده بود.

اول یک کشیده آبدار خوردم بعد هم مرا بغل کرد و یک دل سیر گریه کرد.

همان شب به کرج برگشتیم.

چند ماهی در خانه مادر بزرگ گذشت.

روزها یکنواخت و کسل کننده بودند.

در آشپزخانه صندوق های چوبی بزرگی داشتند که ظروف و وسایل آشپزی را داخل آنها می گذاشتند.

داخل یکی از صندوق ها قلک سفالی کوچکی پیدا کردم.

هیجان زده بودم.

قلک را شکستم و مقداری پول برداشتم و بقیه را سرجایش گذاشتم.

با آن پول که فکر نمی کنم بیشتر از 15 تومان می شد دو سیخ جگر خوردم و یک تفنگ ترقه ای خریدم و مابقی را هم خرج سینما کردم و یک فیلم تماشا کردم.

شب که به خانه برگشتم همه منتظرم بودند.

ماجرا را فهمیده بودند.

کتک مفصلی خوردم و شب را هم داخل آشپزخانه خوابیدم.

انگار قلک متعلق به خاله ام بود که از مادرم مطالبه پولش را می کرد.

بی انصافی می کرد و می گفت 300 تومان داخل قلک بوده و مصطفی همه را برداشته است.

آن قلک کوچک گنجایش آن همه پول را نداشت و من هم بیشترش را سر جایش برگردانده بودم ولی کسی حرف مرا باور نمی کرد.

روزنامه خراسان در گزارشی با عنوان زبان سرخ عشق نوشت: سیدسَروَر هاشمی در بامیان متولد و به مدرسه رفت با ورود ارتش سرخ روسیه به افغانستان به همراه خانواده راهی مشهد شدند.

روزی که او به همراه خانواده اش به ایران آمد تنها 14 بهار از عمرش گذشته بود که با آغاز جنگ ایران و عراق آموزش نظامی دید اما خانواده اش با این رفتن مخالفت کردند و او نتوانست به جبهه برود.

به شغل خیاطی رو آورد و در مدت کوتاهی خیاط چیره دستی شد.

در 25 سالگی با خانواده سیده زهرا حسینی اهل فریمان بودند آشنا و در آبان سال 1370 با دختر این خانواده ازدواج کرد و به همراه همسرش راهی تهران شد.

در ادامه این گزارش، سیده زهرا حسینی همسر شهید از اولین خاطره رفتن اش به سوریه می گوید: اولین بار که قصد رفتن به سوریه را داشت به ما گفت می خواهد به جمکران برود.

مجروح که شد 25 روز در دمشق بستری بود و بعد هم به بیمارستان بقیه ا.

تهران منتقل شد.

فک پایین کاملا از بین رفته بود.

یکی از دوستانش گفت در دام نفوذی ها افتاده بود که با قنداق تفنگ زده بودند توی فک اش و بعد هم زبانش را بریده بودند.

همسرم در 25 خرداد سال 94 در بیمارستان بقیه ا.

دعوت حق را لبیک گفت و شهید شد.

روزنامه کیهان با درج عنوان امیر کویت از نقش ایران در مبارزه با داعش قدردانی کرد نوشت: کنفرانس بین المللی بازسازی عراق روز چهارشنبه 24 بهمن در کویت با حضورمحمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان و مقاماتی از 70 کشور جهان آغاز شد و در حاشیه این کنفرانس امیر کویت در دیدار با ظریف از نقش ایران در مبارزه با داعش تشکر کرد.

محمدجواد ظریف روز سه شنبه پس از ورود به کویت به منظور شرکت در این کنفرانس با بیان اینکه ایران همواره در کنار مردم عراق بوده است، گفت: در زمان مبارزه با داعش و تکفیری ها در کنار مردم عراق بودیم، همین طور در بازسازی عراق، ایران از ابتدا در کنار مردم عراق بوده است.

کشوری که به تعهداتش در کنفرانس قبلی بازسازی عراق کاملا عمل کرده است.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان مرگ بر آمریکا ثوابش از نماز کمتر نیست به انعکاس وصیت نامه شهید مدافع حرم نوید صفری پرداخت و نوشت: اینجانب نوید صفری با علم کامل به مسائل روز و مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایرانمان و با شهادت به یگانگی خداوند متعال.

چند جمله ای در باب وصیت به یادگار می گذارم که انشاالله امیدوارم رعایت شود: اول؛ اینکه بدانید کسی که قاتل من است اندیشه های تندرو و کم فهم و کج فهم است.

دوم؛ قاتل من اندیشه های مکارانه و حیله آلود آمریکا و اسراییل ملعون است.

سوم؛ قاتل من عدم برادری و یکپارچگی بین مسلمانان شیعه و اهل سنت است که به این مسائل دامن می زنند.

چهارم؛ قاتل من رفتارهای سلیقه ای و نابخردانه افراد است و پنجم؛ قاتل من کسی است که با سلاح بی روح خود، روح من را آسمانی می کند و من همین جا از جهل او می گذرم زیرا او کمترین خسارت را به من زد! ** شهادت، میثاق نامه رزمندگان دفاع مقدس رزمندگان هشت سال دفاع مقدس به درجه ای از کمال رسیده بودند که شهادت را کمال اندیشه خود می دانستند و با خود پیمان بستند که در راه وصال حق، جان خویش را فدا کنند.

روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی با عنوان حماسه تاریخی عملیات والفجر هشت نوشت: در تاریخ هشت ساله دفاع مقدس، یکی از گسترده ترین و موفق ترین عملیات های این دوران پرحماسه که انعکاس وسیعی نیز در سطح رسانه های گروهی جهان داشت، عملیات غرورآفرین والفجر-8 بود که در آن نقش ایمان و توکل به خداوند متعال و استفاده صحیح از تمامی امکانات موجود موثر در تعیین سرنوشت عملیات به خوبی نمایان است.

دشمن فکر نمیکرد نیروهای ایرانی، از منطقه فاو، عملیات والفجر 8 را با آن سطح بالا شروع کنند و حتی تا چند ساعت اول فرماندهان ارتش عراق گمان میکردند که تک اصلی از منطقه هورالهویزه انجام خواهد شد و حمله به فاو، حمله فریبنده و ایذایی نیروهای ایرانی است.

در نهایت با مطلع شدن دشمن از منطقه اصلی عملیات و تصرف شهر فاو به وسیله رزمندگان ایرانی، نیروهای ارتش عراق درصدد مقابله با نیروهای اسلام برآمده و اقدام به اجرای پاتک های شدید کردند که با آتش انبوه دلاوران هوانیروز، نیروی هوایی و رزمندگان هر بار با شکست مواجه میشدند.

این روزنامه در قسمت اول از مجموعه خاطراتی از عملیات کربلای پنج در گزارشی با عنوان شلمچه و عملیات کربلای پنج نوشت: شب بود.

بیست و شش دیماه شصت و پنج.

پشت نهر جاسم پناه گرفته بودیم و آماده عملیات.

نهر جاسم بخشی بود از شلمچه، در خاک عراق.

هدف، حمله به خاکریزی بود، در چند صد متری، پیش رویمان.

خاکریزی بود بنام دژ.

یک هفته ای میگذشت از شروع عملیات کربلای پنج.

سکوت و آرامش، تمام دشت را فرا گرفته بود.

برای رسیدن به دژ می بایست از نهر جاسم عبور کنیم.

نهر جاسم و دژ، دو ضلع موازی بودند از یک مربع که اضلاع دیگرش، اروند صغیر در سمت چپ و میدانی در سمت راست.

حرکت آغاز شد.

از روی پل کوچک نهر جاسم گذشتیم.

دژ دیواری بود دیوسان، بلند و سیاه.

گویی جنبده ای آنجا نمی جنبید.

نفرات گروهان، به ستون و پشت سر هم حرکت می کردیم.

مجید، تیربارچی بود، من هم کمک.

آرپی جی زنها جلو بودند و تیربارها پشت سرشان.

بقیه نفرات هم بعد از ما، تک تیرانداز،امداد گر و.

بیسیم چی هم پا به پای فرمانده می آمد.

آرپی جی زن ها و تیربارچی ها هر کدام دو نفر کمکی داشتند.

دژ را در چند قدمی خود میدیدیم و کلیدش را در دست.

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان گروهان قاطریزه تخریب نوشت: زندگی در جنگ و جبهه ترکیبی از اتفاقات تلخ و شیرین بود.

خوش باشی و سرزندگی و شوخی و تفریح همیشه وجه مهمی از جنگ و زندگی در جنگ بود.

اینها را که کنار آن فضای عاشقانه و عارفانه بگذاریم درخواهیم یافت چرا آن بچه ها آن قدر به هم نزدیک بودند و چرا دوری از یکدیگر را تاب نمی آوردند.

فضای پرطراوت و بانشاطی که بچه های کم سن و سال بسیجی از بودن با هم می ساختند قابل قیاس با هیچ جای دیگری نبود و درست به همین دلیل هم هست که کثیری از آنها که بازمانده اند هنوز افسوس آن روزها را می خورند.

خاطره شیرین این شماره را سید مصطفی نورالدین از بچه های پاکباز اردوگاه شهدای تخریب برایمان گفته است.

در ادامه این گزارش آمده است: سال 64 بود و با گروهی از تخریبچی های اردوگاه شهدای تخریب در منطقه شاخ شمیران عراق مستقر بودیم.

خیلی از بچه هایی که آنجا بودند بعدها ردای زیبای شهادت را پوشیدند و رفتند.

مصطفی جعفرپوریان و احمد سفلایی و اصغر شفاعتی و مرتضی شیرزاد و اکبر وعظ شنو و ناصر احمدی و محسن عابدینی از جمله آنها بودند.

وظیفه ما حفظ و حراست از میادین مین ارتفاعات منطقه از بمو گرفته تا بیماروک و شاخ شمیران و شاخ سورمر و تیمور ژیان بود.

باید هرچند روز یک بار به میادین مین سرکشی می کردیم تا اگر مینی به هر دلیلی منفجر شده بود یا تله انفجاری آن از کار افتاده بود آن را بازسازی کنیم، یا مین دیگری به جای آن بکاریم.

روزنامه خراسان با درج عنوان ایران برای فرزندانش آغوش می گشاید نوشت: ایران دوباره عطر فکه و شلمچه و طلاییه به خود می گیرد.

همزمان با ایام شهادت حضرت زهرا(س) و دهه فاطمیه پیکرهای مطهر شهدای گمنام تازه تفحص شده دفاع مقدس در نقاط مختلف کشور تشییع و خاک سپاری خواهد شد.

این روزنامه با اشاره به اینکه خراسان رضوی میزبان پیکر مطهر 30 شهید گمنام است، نوشت: با توجه به زیاد بودن تعداد پیکرها و تشییع و تدفین آنان در 16 مکان در این استان به گونه ای برنامه ریزی شده که بخشی از برنامه های تشییع، تدفین و وداع با شهدا قبل از شهادت حضرت زهرا(س) و بخشی هم پس از آن انجام شود تا عملیات تشییع و تدفین به بهترین شکل ممکن انجام شود.

پیکر مطهر 30 شهید گمنام روز پنج شنبه، 26 بهمن ماه با استقبال نیروهای مسلح، مسئولان و خانواده های معظم شهدا و ایثارگران وارد فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد می شود.

روزنامه خراسان با درج عنوان دفاع مقدس تبلور حضور ادیان مختلف کنار یکدیگر بود نوشت: سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار با نمایندگان ادیان توحیدی گفت: هشت سال دفاع مقدس تبلوری از حضور پیروان ادیان مختلف دینی در کنار یکدیگر بود.

هر زمان ایران در معرض تهدید قرار گرفته، جوامع مختلف دینی بدون توجه به رنگ های مختلف در کنار یکدیگر به دفاع از این سرزمین پرداخته اند.

عضو کابینه دوازدهم افزود: در مقاطع حساس و خطرناک، جامعه و مفهوم ایرانی و همچنین معنای ایرانی در کنار هم بوده اند و این سرزمین دارای خاطرات مشترکی با یکدیگر است.

ایران میراث هزار ساله اجداد ماست و خیلی ها طمع دارند معنا و جغرافیای آن را در هم بریزند بنابراین باید در کنار یکدیگر از آن محافظت و امید دشمنان آن را چون گذشته ناکام کنیم.

روزنامه کیهان در گزارشی با عنوان از مبارزه با ضدانقلاب تا جبهه های جنگ نوشت: سید مهرداد مجدزاده تیر ماه سال 1334 در اصفهان متولد شد.

همزمان با گسترش نهضت انقلاب اسلامی شروع به فعالیت در زمینه تکثیر اعلامیه، برگزاری جلسات شبانه با انقلابیون و دیگر شیوه های مبارزاتی کرد.

او حتی در مسجد طالب زاده و مکتب قرآن اهواز با سخنرانی های روشنگرانه اش ماهیت رژیم پهلوی را نزد اذهان عمومی برملا ساخت.

شهید مجدزاده بعد از پیروزی انقلاب نقش ارزنده ای در راه هدایت نسل جوان داشت بیشتر شاگردانش جوان و حتی از شهرستان های دیگر برای حضور در محضر استاد به اهواز بیایند، درس هایی از نهج البلاغه مجموعه ای جذاب از سخنرانی های اوست که در بخش رادیویی سازمان رادیو و تلویزیون استان خوزستان در ماه مبارک رمضان سال 1360 پخش می شد.

همچنین ندای بصیرت افزایی او در جهاد، سپاه، امور تربیتی نهضت سوادآموزی صنعت نفت، مرکز تربیت معلم، رادیو و شهرهای مختلف استان باعث تربیت انسان های متدینی شد.

شهید مهرداد مجدزاده با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و سرانجام در بهمن 61 ردای سرخ شهادت را در منطقه رقابیه به تن کرد و به همرزمان شهیدش پیوست.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان ایثار در راه اسلام، هرگز نباید فراموش شود به یاد شهید مجید علیزاده نوشت: شهید مجید علیزاده فرزند حبیب به سال 1342 چشم به جهان گشود بعد از تحصیل و کار به نهاد سپاه فومن پیوست و مدتی در این نهاد به فعالیت مشغول گردید.

از آنجایی که در خانواده ای مذهبی پرورش یافته بود و دفاع از دین و مملکت را وظیفه شرعی خود می دانست؛ از طریق نهاد سپاه به سوی جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید و پس از رشادت ها و دلاوری ها؛ سرانجام در تاریخ 24 بهمن 1364 در منطقه ماووت عراق، شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد.

در وصیت نامه اش نوشته است: پدرم و مادرم، از ایثار فرزند شما در راه اسلام مبادا هرگز ناراحتی به دل راه دهید.

ایثار در راه اسلام، مبادا هرگز فراموش شود؛ مبادا حرف و عکس العملی از خود نشان دهید که دشمنان اسلام از آن سوءاستفاده نمایند.

روزنامه جوان در گزارشی با عنوان فراموشی بزرگ ترین درد جانبازان نوشت: 15 بهمن ماه امسال، حاج سیدمصطفی علمدار از جانبازان 70 درصد دفاع مقدس آسمانی شد و به یاران شهیدش پیوست.

این جانباز 70 درصد قطع نخاعی از رزمندگان دلاور لشکر ویژه 25 کربلا، در عملیات والفجر 10 در 26 اردیبهشت 1366 در سن 21 سالگی به درجه جانبازی نائل شد و 30 سال با شرایط سخت جانبازی زندگی کرد و در 51 سالگی آسمانی شد.

زندگی شهید علمدار پر از حرف های ناگفته است.

اینکه جوانی پرتحرک و پرجنب و جوش در اوج سلامت و سرزندگی ناگهان قطع نخاع شود و از آن به بعد روی یک تخته بدون تحرک بخوابد خیلی سخت و دردآور خواهد بود.

مادر شهید هر وقت پسرش را می دید، اشک از دیدگانش جاری می شد و دلتنگ روزهای سلامت دردانه اش می شد.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان پسرانم از گود کشتی وارد معرکه نبرد شدند نوشت: دیدن تصویر سفره عقد شهید علیرضا رمضانپور دل ها را می لرزاند.

این بار حکایت مادری است که حجله عشق می بندد تا پیکر شهیدش از راه برسد.

آینه و شمعدان، قند و شیرینی، گلاب و خرمایی که در سفره چیده می شود تا به استقبال پیکر خونینی برود که عروسش شهادت بود.

دیدن تصاویر مادر پای سفره حجله شهادت فرزندش بهانه ای شد تا به دنبال دیدار با این مادر باشیم.

تنها نشانی که از شهیدان داشتیم این بود که اهل ساری هستند.

همین چند روز پیش باز هم سراغ این مادر را گرفتم که گفتند ایشان درکما هستند و پدر شهیدان دچار آلزایمر شده است.

این نوشتار را تقدیم می کنیم به مادر و پدران شهدا که در نبود دردانه هایشان روزگاری سخت گذراندند اما دم بر نیاوردند.

در ادامه این گزارش به نقل از حبیبه مهدی زاده مادر شهیدان موسی و علیرضا رمضانپور آمده است: اول موسی شهید شد.

موسی مهربان، باایمان و با خدا بود.

در بحبوحه انقلاب در مقطع دبیرستان تحصیل می کرد.

موسی دو سال از علیرضا بزرگ تر بود و هر دو کشتی گیر بودند.

در تظاهرات مردمی شرکت می کردند.

هم درس می خواندند و هم به پدرشان کمک می کردند.

همسرم کارگر شیشه بر بود.

بعضی از کارهایش را به عهده پسر ها گذاشته بود.

روزنامه کیهان در گزارشی دیگر با عنوان یکی از مخلص ترین نیروهای بسیجی نوشت: شهید عین الله گلابیدفرازی بیستم شهریور 1345 در روستای دفراز از توابع شهرستان رودبار دیده به جهان گشود.

اول راهنمایی بود که انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید و این مسئله نقطه عطفی در زندگی او محسوب می شود، او تبدیل به یک الگوی جوان، مومن و انقلابی می شود.

وقتی که نیروی مقاومت بسیج تشکیل می گردد؛ او یکی از مخلص ترین نیروهای بسیجی منطقه می شود و شب روز در دو جبهه فرهنگی و نظامی، به پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی می پردازد.

وقتی که کشور عزیزمان مورد هجوم دشمنان بعثی قرار می گیرد، یک بار در اسفند 1362به سوی مناطق جنگی می شتابد و سه ماه به عنوان امدادگر به خدمت در جبهه می پردازد، معنویت فضای جبهه تأثیر زیادی بر روح پاکش می گذارد، وقتی که زنده از این ماموریت بر می گردد، وصیت نامه خود را پاره نموده و اظهار می دارد که من لیاقت شهادت را نداشتم، بعد از برگشت به جبهه، در مورخه 21 بهمن 64 در منطقه جنوب عملیات والفجر 8 به درجه رفیع شهادت نائل می گردد.

** حفظ اسناد دفاع مقدس، وظیفه دینی و میهنی حفظ آثار و اسناد فرهنگی به جای مانده از شهدا و ایثارگران دفاع مقدس از طریق جمع آوری و مستندسازی آنها از وظیفه آحاد مردم است تا با انتقال این میراث به آیندگان به وظیفه دینی و میهنی خویش ادا کرده باشیم.

روزنامه جوان در گزارشی با عنوان گذری بر موزه شهدای منطقه 18 تهران نوشت: موزه شهدا ابتکار جالبی است که در گوشه و کنار شهرها، چشم مردم و رهگذران را به دیدار لحظه ای با شهدا پیوند می دهد.

کنار پارک بزرگ قائم که یکی از بزرگ ترین پارک های جنوب تهران است، خیابان جانبی پارک اسم با مسمایی دارد؛ شهدای دانش آموز .

انتهای این خیابان نسبتاً بلند به ساختمان آجری می رسد.

جلوتر که می روم، تابلویی کاشی کار شده بر سر در بنا، نشان می دهد که به موزه شهدا رسیده ام.

نمای بیرونی موزه کششی دارد که به جاذبه شهدایی که تصاویرشان روی کاشی های آبی رنگ نقش بسته و سراسر دیوار بیرونی موزه را پوشانده اند.

همراه با تصاویر شهدا، حیاط اینجا با گرانیت سفید، فرش شده و اولین چیزی که جلب توجه می کند، مزار یک شهید گمنام است که غریب و تنها، روی سکوی کوچکی در گوشه حیاط آرمیده است.

غربت این شهید شاید به خاطر تنهایی اش باشد.

کمی آن طرف تر، در پاک قائم، پنج شهید گمنام دفن شده اند و حالا این شهید عملیات خیبر که اطلاعات روی سنگ مزارش نشان می دهد 25 مهرماه 1394 رجعت کرده است، به تنهایی در حیاط موزه قرار گرفته و به مردم و رهگذران خوشامد می گوید.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان آفتاب سوزان و لب های تشنه هم مانع مقاومت عماریون نشد نوشت: تنگه ابوقریب که به یکی از حساس ترین برهه های دفاع مقدس می پردازد، امسال در جشنواره فیلم فجر عنوان بهترین فیلم را از آن خود کرد.

تنگه ابوقریب به لحاظ اهمیت سوژه و توجه به یک رخداد تاریخ از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

ابوقریب در نزدیکی دشت عباس و جاده اندیمشک- دهلران نشان سرزمینی است که کارگردان جوان سینما را برای روایت یکی از حساس ترین برهه های جنگ راهی جنوب کرده است.

بهرام توکلی، کارگردان فیلم به بخشی از تاریخ دفاع مقدس پرداخته که تا به حال کمتر مورد توجه بوده است و حالا این فیلم بیشتر و بهتر می تواند سختی ها و مشکلات رزمندگان را در آخرین سال جنگ نشان دهد.

اگر تاریخ هشت ساله دفاع مقدس را به سه دوره، سال های آغازین (61 تا59)، میانی (61 تا 65) و پایانی (65 تا 67) تقسیم کنیم، کمتر به اتفاقات مهم سال های پایانی جنگ پرداخته شده است.

ساخت تنگه ابوقریب اتفاق و مجال خوبی است تا با دقت و حساسیت بیشتری سال های پایانی جنگ را مرور کنیم.

سال هایی که به لحاظ مقاومت و ایثار نیروها مثال زدنی است و اجازه تعرض دوباره دشمن به خاک میهنمان را نداد.

روزنامه کیهان با روایت خاطره ای از شهید محمد حسن نظرنژاد با عنوان نشانی از موی سپید ، نوشت: آخرین مأموریت پدر بود.

با هم روی یکی از ارتفاعات رفتیم.

پدر چفیه اش را پهن کرد و روی آن دراز کشید؛ من هم کنارش نشستم.

گفت: مرتضی، می بینی موی سر و صورتم چقدر سفید شده؟ فکر کنم حالا وقتش رسیده.

من از خوابی که او در مورد شهادتش دیده بودند اطلاعی نداشتم، برای همین بلافاصله گفتم: اشکالی نداره پدر جان؛ مشهد که رسیدیم موهای سر و صورتتان رو رنگ کنید تا دوباره مشکی بشه.

روزها بعد وقتی از خواب پدر آگاه شدم، دانستم که نشان موی سپیدی که روی آن تاکید داشت یعنی چه؟ آخر پدر خواب دیده بود تا موهای سر و صورتش سفید نشود، شهید نخواهد شد.

روزنامه جوان در مطلبی با عنوان قلب جوانان کشور با قلب مدافعان حرم همراه است به گفت وگو با پدر شهید مدافع حرم محمد معافی (صابر) پرداخت و نوشت: ما اهل استان مازندران، شهرستان ساری، منطقه گوهرباران هستیم و در روستای برگه زندگی می کنیم.

محمد هم متولد و بزرگ شده همین روستا بود.

من یک دختر و دو پسر داشتم که محمد فرزند اول خانواده بود و متولد سال 1363.

پسرم بعد از گرفتن دیپلم به خاطر علاقه ای که به سپاه داشت، پاسدار شد و کمی بعد با دخترخاله اش ازدواج کرد.

دو سال و نیم در کنار ما زندگی می کردند و در تمام این مدت محمد دائم در مسیر نکا به کرج در تردد بود.

این رفت و آمد و مسیر طولانی محمد را اذیت می کرد برای همین تصمیم گرفت تا محل زندگی اش را به کرج منتقل کند.

هرچند دوری از او برایم سخت بود اما پذیرفتم.

محمد مدت 6-5 سالی در کرج زندگی کرد.

برای همین وقتی شهید شد، دوستان و همرزمانش در کرج مراسم تشییع و وداع باشکوهی برایش برگزار کردند تا رسم رفاقت را به جای آورند.

مجدداً وقتی پیکر ایشان به نکا منتقل شد مردم قدرشناس و شهیدپرور نکا هم سنگ تمام گذاشتند و مراسم تشییع و تدفین برگزار کردند.

محمد انگار جهانی شده بود.

همه آمده بودند همه می شناختنش.

همه در مراسم محمدم سنگ تمام گذاشتند.

در ادامه این مطلب می خوانیم: از ابتدا که جنگ سوریه شروع شد، محمد به سوریه رفت وآمد داشت.

هر جایی از منطقه که پا می گذاشت، آنجا را آباد و رسیدگی می کرد.

پشت فرماندهانی که محمد با آنها کار می کرد به وظیفه شناسی و سخت کوشی او گرم بود.

محمود بیضایی بیشترین اثر را روی محمد گذاشت چون بیضایی هم دوره ای او بود و روزهایی که بچه های تهرانی به مرخصی می رفتند، شهرستانی ها با هم می ماندند و مدتی را کنار یکدیگر می گذراندند.

محمود و محمد هر دو شهرستانی بودند.

وقتی محمود شهید شد، اصلاً بنیانمان از هم پاشید و ناراحتی بر ما که اطرافیان او بودیم، غلبه کرد.

احساس کردیم ما جاماندیم.

شهید مرتضی مسیب زاده از دوستان صمیمی ما بود و اکثر شهدایی که در این راه به شهادت رسیدند، همراه ما بودند.

هر کدام از این بچه ها در حد فرمانده لشکر یا فرمانده سپاه هستند ولی چون در غربت شهید می شوند و کسی از فعالیت های آنان چندان خبری ندارد، در گمنامی می مانند.

حتی در شهر هم کسی نمی دانست محمد چه کاره است.

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان خاطرات جنگ؛ ثروت زوال ناپذیر یک ملت مقاوم نوشت: کتاب سربازهای نیار هم ماجرای شخصیتی است از اهالی یکی از روستاهای اردبیل؛ فردی به ظاهر ساده اما شجاع و حماسه آفرین که در جبهه های جنگ حضور یافت و خاطرات حضور خود در جبهه های جنگ را در کتابی قطور با قلم ساسان ناطق ثبت و ضبط کرده است.

به همین بهانه گفت و گویی ترتیب دادیم با نویسنده کتاب تا از ابعاد پنهان خاطرات این اثر بیشتر مطلع شویم.

در ادامه این گزارش به نقل از ساسان ناطق نویسنده سربازهای نیار نوشت: این کتاب، کتاب جغرافیاست؛ جغرافیایی که در آن روستای نیار و مردان سالخورده و نوجوانش را در هیأت سربازان کشور به تصویر می کشد.

کلام الله اکبرزاده یکی از نوجوانان این روستا است که به جبهه رفت و شانه به شانه رزمنده ها و هم روستایی های خود با دشمن جنگید.

وقتی رفت 15سال داشت و دلخوش به تیراندازی با اسلحه بود ولی وقتی برگشت جوانی 23 ساله، پخته و زیر و بالا دیده بود.

عنوان کتاب هم به همین جغرافیا اشاره دارد چراکه در طول اثر غیر از راوی، رزمنده های دیگر این روستا را هم می بینیم.

ما خاطرات آنها را هم می بینیم و صدایشان را می شنویم؛ شاید بهتر است بگویم این کتاب یک کتاب چند صدایی است؛ صدایی بلند و رسا به تعداد سربازان روستای نیار.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان پذیرایی مادرانه از آوارگان جنگ نوشت: باغ مادربزرگ تازه ترین اثر مهناز فتاحی نویسنده آثاری چون فرنگیس و پناهگاه بی پناه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.

داستان این اثر حکایت باغ مادر بزرگ نویسنده کتاب به نام خانزاد مرادی محمدی است که هرچه در آن از محصول و نهال بود با خدا شریک عنوان می کرد و محصولات باغ همیشه خیرات می شد.

مرادی محمدی زنی مؤمن بود که اهالی روستا در منطقه او را می شناختند.

او آواره ها را پناه می داد و زمانی که بمباران پیش آمد از مردمی که آنها را نمی شناخت به بهترین شکل پذیرایی می کرد.

باغ مادربزرگ جزو نخستین کتاب هایی است که به ماجرای بمباران شیمیایی حلبچه و به مسأله پناهنده شدن کردهای عراق به ایران می پردازد.

نویسنده کتاب درباره چاپ کتاب گفته است: مادربزرگم بسیار دوست داشت کتابش منتشر شود، اما متأسفانه دو سال پیش درگذشت و نتوانست چاپ کتاب را ببیند، من برای نوشتن کتاب با 7پسر و دو دخترش حتی با مردم روستا هم صحبت کردم، باغ مادربزرگ شامل عکس های قدیمی هم است که مخاطبان را با فرهنگ منطقه کردنشین آشنا می کند.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان دلگیرم از رفتار با بچه های جنگ در گفت و گو با نویسنده کتاب زندان الرشید نوشت: حجت الاسلام‎ دکتر محمدمهدی بهداروند را که جزو جانبازان شیمیایی 8 سال دفاع مقدس ما هستند بیشتر به عنوان نویسنده و پژوهشگر تاریخ و تدوینگر کتاب های تاریخی و مستند می شناسند.

او که متولد 1342 در خوزستان است در کنار دروس متداول حوزوی، تحصیلات دانشگاهی اش را در مقطع دکتری جامعه شناسی و مردم شناسی به اتمام رسانده است.

کتاب زندان الرشید شامل خاطرات علی اصغر گرجی زاده رییس ستاد سپاه ششم نیروی زمینی سپاه از تیرماه 1367 تا شهریورماه 1369 و آزادی او از اسارت در عراق است هم به همت ایشان گردآوری شده است.

این کتاب بعد از شش بار بازنویسی در اسفند 1392 منتشر و در هفتمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد به عنوان اثر برگزیده در بخش مستندنگاری انتخاب شد.

ورود به خاک عراق ، استراتژی دفاع همه جانبه ، بایستی های هشت سال دفاع مقدس ، بسترهای پذیرش قطعنامه 598 ، به داد ما برسید (ناگفته های نامه تاریخی علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان)، شهادت شناسنامه نمی خواهد (نانوشته های دکتر محسن رضایی) تنها بخشی از آثار اوست.

روزنامه کیهان با درج عنوان جشنواره ملی خاطره نویسی شهید همدانی به کار خود پایان داد نوشت: جشنواره ملی خاطره نویسی شهید همدانی که با هدف جمع آوری خاطرات شهید همدانی برگزار شده بود پس از چند ماه فعالیت به پایان کار خود رسید.

بنابراین گزارش 300 اثر از 12 استان کشور به این جشنواره رسید که 60 درصد آثار واصله از استان همدان بود و در نهایت 5 اثر برگزیده و11 اثر قابل تقدیر شناخته شد.

این جشنواره در پنج محور خاطره نویسی از کودکی و نوجوانی، مبارزات قبل از انقلاب تا مقطع پیروزی، حضور در کردستان قبل از آغاز جنگ تحمیلی، دوران دفاع مقدس، مقابله با فتنه های 78 و 88 و حضور موثر در جنگ با تکفیری ها برگزار شد.

سردار حمید حسام نویسنده کتاب خداحافظ سالار در این مراسم، خصیصه ممتاز شهید همدانی را برخورداری از تفکر بسیجی برشمرد و اظهار کرد: این روحیه و تفکر بود که باعث نجات سوریه با اتکا بر ظرفیت های بسیج مردمی شد و تحولات پس از آن را در جبهه مقاومت رقم زد.

این روزنامه با مروری بر فیلم های مهم سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در گزارشی با عنوان درخشش در میان هجوم فیلم های غیراستاندارد نوشت: به وقت شام از دو جهت فیلم حائز اهمیتی است؛ اول اینکه فیلم جدید ابراهیم حاتمی کیا، از نظر تکنیکی و بازسازی جلوه های تصویری، یکی از بهترین های تاریخ سینمای ایران است.

دوم هم اینکه بخش های کمتر دیده شده از جنگ با داعش در سوریه را نمایش داده است.

در فیلم های مستند و همچنین انگشت شمار فیلم های داستانی که درباره مدافعان حرم یا تکفیری ها ساخته شده، بیشتر شهرهای نیمه ویران و بیابان هایی که در آن دو طرف به سمت هم شلیک می کنند را دیده ایم.

اما فیلم به وقت شام یک نبرد آسمانی، آن هم با دستان خالی را نمایش می دهد.

تنگه ابوقریب بخشی ناشناخته از تاریخ جنگ تحمیلی را روایت می کند.

روزهای آخر جنگ است و ارتش بعث عراق، هجوم تازه ای را تدارک دیده است.

در این میان، یکی از گردان های خط شکن سپاه، در منطقه ای با عنوان تنگه ابوقریب راه بعثی ها را سد می کنند.

اگر از خودگذشتگی این گردان نبود، احتمالا رژیم بعث دوباره خرمشهر را اشغال می کرد.

این فیلم را می توان نقطه عطفی در بازسازی صحنه های جنگی در یک فیلم دفاع مقدسی دانست.

فضای فیلم، کاملا واقع گراست.

اضطراب رزمنده ها برای اینکه گلوله نخورند به خوبی به تماشاگر فیلم منتقل می شود.

صحنه پایانی فیلم، ظهور قهرمان نوجوان است.

نوجوانی که برای اولین بار به خط مقدم جنگ رفته و ابتدا از شدت ترس، زبانش بند می آید، اما در این جنگ به بلوغ می رسد و مرد می شود.

لاتاری گرچه به لحاظ فرم و ساختار، نسبت به فیلم های قبلی محمدحسین مهدویان عقب تر است، اما در زمینه درام و کشش سینمایی یکی از بهترین های این دوره از جشنواره است.

لاتاری یک فیلم جوانانه محسوب می شود اما قهرمان فیلم، یک کهنه سرباز قدیمی است.

قهرمانی که در دوران دفاع مقدس خود را در برابر هجوم دشمن قرار داده بود و امروز دوباره بازگشته تا با ظلم بجنگد.

روزنامه جوان در گزارشی با عنوان وقتی جنگ مرد می سازد نوشت: تا به حال در رابطه با آزادگان و اتفاقاتی که بر آنها در دوران اسارت گذشته، کتاب های زیادی منتشر شده ولی در میان این کتاب ها بزرگمرد کوچک متفاوت تر از بقیه است.

این کتاب روایتگر روزهای سخت اسارت یک رزمنده یا نیروی نظامی نیست، بلکه به سرگذشت نوجوانی 11 ساله می پردازد که به همراه پدر و برادرش در سال های نخستین جنگ اسیر شد.

کتاب هرچند با توصیفی کوتاه و گذرا از شروع جنگ شروع می شود، ولی بیان همین توصیف کوتاه از رویایی بادکنک بچه ها و موشکی به زمین خورد، وحشت و ترس شروع جنگ را به خوبی نشان می دهد.

کتاب با کوبندگی تمام شروع می شود و خبر از روزهای متلاطم زندگی یک نوجوان در آینده دارد.

راوی کتاب قنبرعلی بهارستانی زندگی اش در آبادان می گذرد.

مادرش برایش تعریف کرده که هنگام تولدش جنگی دو روزه بین ایران و عراق درگرفته و انگار از همان بدو تولد سرنوشت او با جنگ گره خورده است.

این روزنامه با نگاهی به وصیتنامه شهید عبدالله رشیدی در گزارشی دیگر با عنوان عشقی جانسوزتر دارم نوشت: حضرت امام خمینی(ره) توجه خاصی به خواندن وصیتنامه شهدا داشتند.

ایشان حتی در یک جمله عجیب و منحصربه فرد، علما و مؤمنین را اینطور تشویق به خواندن وصیتنامه شهدا می کنند: این وصیتنامه هایی که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید، 50 سال عبادت کردید و خدا قبول کند، یک روز هم یکی از این وصیتنامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و فکر کنید.

چنین توجهی از سوی امام(ره) باعث می شود تا بیشتر روی وصیتنامه ای که از شهدا به یادگار مانده است توجه کنیم.

امروز که زندگینامه پیشمرگ شهید عبدالله رشیدی را منتشر کردیم، در وصیتنامه ایشان نکات خاصی یافتیم که حیفمان آمد روی آن بیشتر تأمل نکنیم.

*گروه اطلاع رسانی *پژوهشم**9117**1699**9131ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.

me/Irnaresearchهمراه شوید.


کلید واژه ها: محمد قاسمی - شهید - مدافع حرم - دفاع مقدس - شهادت - روزنامه - حماسه - تاریخ - مقدس - محمد - زندگی - گزارش - مدافع - مردان - ایران - وابستگی - پایداری - دختر - طالبان - آمادگی دفاعی - تجاوز - اسلحه - ایثار - ماشین جنگی - نبرد - جبهه - عبدالله - تروریست - خانواده - ماندگار

آخرین اخبار سرویس:
حمید نساج، نصیبه عبدی پور، پرویز جمشیدی مهر علل ظهور و تکوین گروه های تکفیری در جهان اسلام

اعمال و وقایع ماه ذی القعده

ارزش زن در نگاه اهل بیت فراتر از یک حقوق است

مصطفی مطلبی کربکندی، غلامرضا گودرزی، عبدالرحیم پدرام روندهای تأثیرگذار بر آینده دانشگاه امام صادق(ع)

از احیای «دریاچه ارومیه» تا توسعه خدمات بهداشتی و حمل ونقل ریلی

هاشم قربانی الزامات و راهکار تدریس «عرفان عملی در اسلام»

امیر بهرام عرب احمدی ردپای هویت بلوچ در زنگبار

مجموعه تاریخی ینگی امام البرز با مشارکت یونسکو مرمت می شود

حضور ایران در سوریه ربطی به آمریکا و روسیه ندارد

جلیل بیات، محسن اسلامی امکان کاربرد الگوی تنش زدایی آمریکا - کوبا در روابط ایران و آمریکا

حوزه علمیه نمی تواند با روش های 50 سال قبل پاسخ گویی نیازهای روز باشد

روایت جهانگیری از دیدار هیات دولت با رهبر انقلاب

حشمت الله فلاحت پیشه، مجتبی نوروزی مبانی انسانی پیشرفت سیاسی از دیدگاه اسلام

انتقال نادرست عملکرد دستگاههای اجرایی یک تهدید است

مراتع ایران به قطری ها اجاره داده شده است؟

فواید مدیتیشن برای مغز و خلق و خو

راهکار کشورهای پرمصرف برای مقابله با خاموشی

یونسکو برای مرمت یک اثر تاریخی در البرز اعلام آمادگی کرد

قول سردار آزمون به کارلوس کی روش

چه خبر از شفاف سازی مالی معاونت هنری؟

دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب خبر داد تصویب دستورالعمل نحوه تخصیص اعتبارات کمک به احزاب

امیرانتظام: از زندان اخراج شدم (بازخوانی گفت وگوی سید ابراهیم نبوی با عباس امیرانتظام)

سید علی مزینانی، حسن قرچانلو جاده وخان در مبادلات تجاری میان ایران و چین

کلید ورود به قلب خانم ها

رزمایش واکنش در شرایط اضطراری

انتقال نادرست عملکرد دستگاههای اجرایی یک تهدید است

در این ساعت هر چیز نیکی از خدا بخواهید،به شما عطا می شود

تصمیمات جدید ستاد اقتصاد مقاومتی

امربه معروف و نهی از منکر و توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

ترویج نگاه جنسیتی و توهینی آشکار به شعور شهروندان بوشهری! +عکس

همایش بصیرتی طلاب و روحانیون بسیجی

سکانس هایی از زندگی خصوصی یک رییس جمهور

راه برون رفت از مشکلات فعلی توجه به ظرفیت های داخلی است

هدیه ویژه رییس جمهور کرواسی به پوتین/ عکس

میراث اداری ساسانیان در ایران دوره سامانی

یک سفر با چند گام بلند

هلاکت 12 مزدور ائتلاف متجاوز سعودی در جبهه ساحل غربی یمن

تذکر به صداوسیما برای پخش مستند "بی راهه"

روایت اتهام 39 ساله؛ گزارش روزنامه شرق وقتی عباس امیرانتظام در گذشت

بازداشت یک دختر جوان روسی به جرم جاسوسی در امریکا

«هزار راه نرفته»|یک راه ساده برای رفع 50 درصد تحریم‎ها

رویکرد روزنامه اختر به توسعه علمی و پیشرفت و عقب ماندگی

سامان ستاریان، هوشنگ خسرو بیگی، جمشید نوروزی، سید حسن قریشی میراث اداری ساسانیان در ایران دوره سامانی

عناوین روزنامه های سیاسی 26 تیر 97/ معامله قرن هرگز محقق نخواهد شد +تصاویر

محمدباقر خرمشاد، اسحق صیاد رودکار امربه معروف و نهی از منکر و توسعه سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

یادداشت/ سعدالله زارعی یک سفر با چند گام بلند

برای خشکاندن ریشه فساد با رانت سازان دیوانی هم برخورد شود

افشای اسناد مرموزترین زن جاسوس در صحنه آمریکا+ تصاویر

به آسانی فایل های تلفن همراه خود را مدیریت کنید

مادر شهید ردانی پور به دیار باقی شتافت

با کولر شخصی از تابستان لذت ببرید

رکوردشکنی کاربران در شبکه های اجتماعی

آثار و برکات زیارت امام رضا(ع)/ فراهم شدن توشه آخرت با زیارت امام هشتم

سرورهای تلگرام پیدا نشد

تجهیزات و تسلیحات بدست آمده از تروریست های شمالغرب کشور+ تصاویر

وزیر اطلاعات: رییس جمهوری آمریکا ارزش مذاکره ندارد

مدیر کل بازرسی وزارت نفت منصوب شد

مناظره قدیمی عباس عبدی و عباس سلیمی نمین درباره زندانی کردن عباس امیرانتظام

پیام اقتدار یک دیدار

تصویرسازی واقعی و منصفانه از دولت

نوبت تاریکی نیست

موافقت شورای خارجی اروپا با به روزرسانی قوانین مسدودساز

ایران حبس شدنی نیست

سیاست شیطانی امریکا درباره فلسطین هرگز محقق نخواهد شد

اصلاح اصلاحات

مواجهه هوشمندانه با فضای مجازی، راه مصون ماندن از آسیب های آن است

دانلود آهنگ جدید مها بنام خاطره بازی

دانلود آهنگ جدید پویا جهانگیری بنام بلاتکلیف

قوای سه گانه اطلاعات حقوق و مزایای کارمندان خود را کامل ثبت نکردند/ دسترسی اطلاعات به مردم نمی دهیم

گزارش تصویری/ ارسال کمک های مردم آبیک به روستاهای دارای مشکل آب در آبادان و خرمشهر قهرمان

عباس قدیمی قیداری، بیژن پروان رویکرد روزنامه اختر به توسعه علمی و پیشرفت و عقب ماندگی

جهانگیری: ایران، حبس شدنی نیست

دردسری به نام رفتار هیجانی در شبکه های اجتماعی

انسان مومن باید برای اسلام جهاد کند نه برای شهادت

مطهری: آغوش رییس جمهور کرواسی، مادرانه بود

مشاهده طالبان در کوه های اطراف کابل

ضرورت تصمیم گیری نهایی درباره نحوه صدور روادید زائران اربعین با طرف عراقی

رجایی خراسانی: آثار و برکات زیارت امام رضا(ع)/ فراهم شدن توشه آخرت با زیارت امام هشتم

پیام تسلیت فعالان سابق انجمن های اسلامی برای امیرانتظام

علی نظری: امیرانتظام نه جاسوس بود و نه خائن

رییس جمهور اقدام عاجلی در تغییر کابینه صورت دهد/ کارنامه نوبخت موفق نیست

شورای نگهبان نقش بارزی در تحقق جمهوریت و اسلامیت نظام ایفا می کند

فعلاً پولی دریافت نمی کنیم بعداً شهریه را اعلام می کنیم

فوری/ بازداشت زن روسی که حلقه ارتباط انتخاباتی ترامپ با کرملین بوده است

رقص مارگون، پای گردشگران را بست

ارجاع بیمار به پزشک متخصص فقط از طریق پزشکان عمومی

پیامی برای ترامپ نفرستادیم

باغ کتاب میزبان کارگاه های نویسندگی

مذاکره امریکا با طالبان

فلسفه سیاسی اسلام؛ انسان شناسی سیاسی

نظر 15 نماینده مجلس درباره لزوم تغییر در تیم اقتصادی دولت

نامه امیر بحرین به رییس جمهور

با «جهان نما» چهارباغ را هم زیرسوال بردند!

نکاتی برای دکوراسیون اتاق خواب رمانتیک

ده نکته در بابِ تهمت جاسوسی به عباس امیرانتظام

ذوالفقاری در هفتمین جلسه ستاد مرکزی اربعین مطح کرد ضرورت تصمیم گیری نهایی درباره نحوه صدور روادید زائران اربعین با طرف عراقی

دانلود آهنگ جدید علی میرزایی بنام دلدار

چشم های صادق رضا

پیشکسوتان، موزه تاریخی نیستند

پشتیبانی ما از برجام نباید به شعار سیاسی محدود باشد

هشت سال دفاع مقدس؛ نگینی درخشان در تاریخ حماسه و پایداری

هشت سال دفاع مقدس؛ نگینی درخشان در تاریخ حماسه و پایداری