مطالب مرتبط:
ماجرای ضرر 320 میلیون دلاری به بیت المال و سیگار کشیدن آقای وزیر/ روایت سر بریدن 18 بسیجی در دهه 60
ماجرای ضرر 320 میلیون دلاری به بیت المال و سیگار کشیدن آقای وزیر/ روایت سر بریدن 18 بسیجی در دهه 60
برگزاری چهارمین نکوداشت دیپلمات بسیجی/ سردار نقدی: آمریکا توان اقتصادی آغاز جنگ را ندارد/بماند
رویکرد برنامه های دهه فجر با محوریت امید بخشی انتقال پیام انقلاب به نسل های جدید است
فرمانداردیلم:خدمات نظام در دهه فجر اطلاع رسانی گسترده شود
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 3 بهمن 1396 ساعت 23:322018-01-23فرهنگي

روایت سربریدن 18 بسیجی در دهه 60


پس از انقلاب تعدادی درِ دفتر کمپانی های آمریکایی را شکستند و فیلم هایی را که قانوناً متعلق به این کمپانی ها بود، بردند.

با سیب زمینی مهر کمپانی های آن موقع را تقلبی درست کردند و مجوز اکران فیلم های مثل توپی تایلر، - : رسول توکلی بازیگر سریال معمای شاه، نقش شهید مطهری را ایفا می کرد.

خبرنگار فیلم تاراج و بازیگری که از دل انقلاب و انقلابی گری به عرصه فیلمسازی رفت و پس از چند فیلم درخشان ناگهان در عرصه سینما کمرنگ شد و در دهه هفتاد دوباره فعالیت هایش را از سر گرفت.

* * * * یک سری اتفاقات در دهه 60 سبب شد که شما سینما را رها کنید و به سراغ شغل دیگری رفتید.

آیا دلیل جدا شدن شما از جریان اصلی سینما خودخواسته بود؟ قریب حدوداً 30 سالی از آن تاریخ می گذرد؛ دهه 60.

بنابراین اگر بخواهیم واقعیت را هم نگوییم توجیه پذیر نیست.

بعد از ساخت پنجمین سوار سرنوشت ، عبور از میدان مین ، تاراج و مرگ گرگ ها به قول دوستان افتاده بودیم روی یک دوری که تقریباً از هر تعداد فیلمی که می خواست تولید بشود، با من تماس می گرفتند و درست در همین بحبوحه، یکی از بازیگران قدیمی سینما توصیه خوبی به من کرد.

به من گفت "سینما را برای خودت محور قرار نده.

سینما سیلی است که ممکن است تو را به مسیر واقع بینانه ای نبرد".

از سوی دیگر جنگ شده بود و دلم با بچه های جنگ بود، نمی توانستم بیخیال شوم.

عافیت طلبی در تعارض با روحیه انقلابی من در سالهای پس از انقلاب بود.

همه دنیا بسیج شده بودند با ما بجنگند و دلم می خواست که در این شرایط، در مملکتی که با همه عشق و ایمان انقلاب کرده بودیم و بزرگترین تحول قرن بیستم را رقم زدیم، روی پای خودش بایستد.

کودک درون من برای کار هنر و سینما هیجان زده بود و من برای اعتلای انقلاب باید سراغ تحقق آرمان هایم می رفتم.

من کودک درونم را به شدت مهارش کردم و با فشار فوق العاده زیاد و سختی فراوان توانستم این کار را انجام بدهم و واقعیتش این بود، مثل بقیه مردم راهی مناطق عملیاتی جنوب، که دانشگاه بسیار بزرگی برای من بود، شدم.

پایگاهی بود به نام شهید معقولی، من و دوستان دیگر و خودمان جمع شده بود و توانستیم تخصص های خود را به کار بگیریم.

نمایی از فیلم تاراج بنابراین اگر بخواهم روشن جواب شما را بدهم ابداعی ناممکن، در منطقه خاورمیانه و حداقل در ایران که با آن غریبه بودیم، در زمان جنگ، زیر بمب و توپ و آتش خمپاره عملیاتی شد.

این ابداع هم سازه های دریایی و اسکلت سازی و بندرسازی بود، در جزیره قشم و همان بندر شهید معقولی.

شرایط طوری بود که من همه علاقه و عشق خودم را به سینما مهار کردم و برای امروزی که بتوانم راحت بنشینم حرف بزنم (بدون هر گونه شعاری) رفتم در دل حادثه و پشیمان هم نیستم.

از یک جهت اسمش را نمی توانم بگویم پشیمانی.

می توانم بگویم که شاید کنار اسکله قشم یا همان جا نزدیک های فاو، وقتی از طریق تلویزیون می دیدم که فیلم هایی که بازی کردم در جشنواره ها و جاهای دیگر پخش می شود، در خلوت گریه می کردم.

*دقیقاً در قشم چه کار می کردید؟ جزیره قشم جزء مناطق جنگی بود.

استارت پروژه جدید در زمینه اسکلت سازی و بندرسازی در حصر آبادان کلید خورد با یک روش کاملاً ابداعی.

اما قبل از رفتن به قشم در وزارت نفت مسئولیتی داشتم، مواجه شدم با مشکل سوخت رسانی، به خاطر این که ما باید هم سوخت به مناطق مختلف کشور می رساندیم و سرمای شدید در مناطقی عملیاتی حاکم بود حتی تا ارومیه.

ضدانقلاب و دشمنان داخلی لوله های نفت را که از بانه و مریوان به تبریز و ارومیه می رفت، دائماً تخریب می کردند.

اغلب این لوله ها از جاده صعب العبوری عبور می کرد که در اختیار ضدانقلاب بود.

روزها در اختیار ارتش و نیروهای داخلی بود شب ها عزالدین حسینی و یک سری از افرادی که با گروهک های خاصی کار می کردند، می آمدند لوله های نفت ما را منفجر می کردند، حتی در یکی از عملیات ها اینها سر 18 نفر از بچه های بسیجی را که در آنجا از موتورخانه و لوله هایی که سوخت را می خواست برساند، حفاظت می کردند، قطع کردند.

بعد من بنا به مسئولیتی که داشتم رفتم ارومیه و آنجا یک پایگاه ویژه ای بود که به عنوان نماینده وزارت نفت وارد کار عملیاتی سوخت رسانی شدم.

کار مردم تبریز و ارومیه به استفاده از هیزم رسیده، دوستان بسیج به سختی تأمین امنیت می کردند و ما هم کار عملیاتی سوخت رسانی انجام می دادیم.

آورده ای در ایستگاه 7 ذوالفقاری آبادان سبب شد به این فکر بیفتم که ما اگر بیاییم پل تبریز به ارومیه را که شروع شده بود با یک روش خاصی که همین طور سنگ می ریختند به دامنه لجنی برسانیم می توانیم مسیر را با زیربنای دامنه لجنی بسازیم.

یادم هست که آقای سعیدی کیا وزیر راه آن زمان بود و با ایشان و گروهی از بچه های سپاه رفتیم و آنجا دیدیم که با ساخت اسکله ای با روش حبس لجن می شود پروژه سوخت رسانی را می توان تمام کرد.

خب، حالا فکر کنید کنار مسئولیت های مختلف این هم شده بود دغدغه من.

با مسئولیتی که داشتم در پنجوین، ارومیه و همان لشکر محمد رسول الله(ص) و خاتم الانبیاء(ص) ستادی داشتم همزمان پروژه اولین اسکله مقاوم در برابر حملات هوایی و دریایی که تا حالا هیچ جای دنیا نبود ساخته شد، سازه ای را که اگر در آب فرو کنند سطح تحتانی آن از سطح فوقانی آن وسیع تر باشد که نمی دانم مخاطبین شما حال و حوصله این مطالب را دارند یا ندارند چون شما سؤال کردید می گویم و ما این اسکله را با روش های جدید در دریا فرو کردیم.

این اسکله توانست پدافند و پشتیبانی مورد نیاز استحکاماتی را که در جزیره قشم لازم بود انجام بشود پوشش بدهد.

یادم می آید سردار رحیم صفوی و چند تا از فرماندهان آنجا با هلی کوپتر یک روز صبح آمده بودند برای بازدید.

با این روش در بخش فنی برای وزارت نفت اسکله نفتی قشم را ساختیم.

اما در مورد مسئله بازیگری باید بگویم وقتی رفتیم زیر آتش جنگ، بازیگری آن چنان دغدغه ام نبود.

کار را به جایی رساندیم که نشریات خارجی درباره سبک ابداعی ما در اسکله سازی مطالب و گزارش می نوشتند.

*شما چطوری از بازیگری سر از کار عملیاتی درآوردید، فکر نمی کنم بحث اقتصادی درمیان باشد؟ اصلاً بحث اقتصادی نیست، اگر بحث اقتصادی بود خب، من در تاراج بنا به خواسته مرحوم توبه خواه (تهیه کننده) 300هزار تومان دستمزد گرفتم، خودش هم داد، من در وزارت نفت ماهی 8 هزار تومان حقوق می گرفتم.

یا در منطقه، 15 هزار تومان می گرفتم، نمی توانم بگویم به خاطر بحث اقتصادی بود.

*انقلابی عافیت طلبی نبودید.

الآن کدام یک از بازیگران چهره ما حاضر است مثلاً برود در جبهه سوریه یا عراق؟ از جنگ و در منطقه ملتهب بودن هراسی نداشتید؟ نه، ترسی نیست.

ببینید ما که قبل از انقلاب را دیده ایم و بعد از انقلاب را دیده ایم و در واقع آن شرایطی را که در انقلاب پیش آمد پشت سر گذراندیم.

چیزی به نام و به عنوان ترس برایمان معنا نداشت.

ما الآن ترس از دشمن نداریم، ترس از یاوه گویی داریم.

بهترین دوران خود را در سینما آغاز کردم، پس از فیلم تاراج، روزنامه ها نوشتند یک خبرنگار آمده بود که یک تیپ سینما اضافه شده و.

با یک دوربین.

اما من در بحبوحه مشهور شدنم، رفتم جنوب تا بهترین روزهای جوانی خودم را به انقلاب خدمت کنم، جوانی ام را به انقلاب هدیه بدهم.

انقلابی گری یعنی عمل انقلابی، و گرنه خیلی ها هستند که امروز شعار انقلابی گری می دهند.

*توصیه بازیگر بزرگی که گفت به سینما اتکا نکنید چه تأثیری در روند فعالیت شما داشت؟ خب، این قضیه مرا به فکر انداخت، اما این طرف ماجرا را که نگاه کردم، دیدم کشور دارد وارد شرایط خاصی می شود و در همین زمینه ساخت اسکله زیر آتش جنگ، ما توانستیم بدعتی در توسعه زیرساخت ها ایجاد کنیم.

همین الآن در سال 96 دوستانی که می روند قشم، آنجا را پر از اسکله می بینند، برایشان تازگی ندارد اما در اوایل جنگ که ما آنجا رفتیم، اصلاً هیچ اسکله ای نبود که بخواهند روی آن لوازم به اصطلاح کارخانه آسفالت را پیاده بکنند.

اصلاً اسکله ای نبود، جزیره قشم یک تبعیدگاهی بود که نه آب درستی داشت نه برق درستی.

اما جریان انقلاب حسابی ما را با خودش برد.

جزیره قشم در واقع در زمان جنگ ساخته شد، به همین دلیل بود که جنگ برای ما نعمت بود.

موتور انقلابی ما را بدجوری روشن کرده بود.

*می خواهم این را سؤال کنم که مثل فیلم های جنگی که بازی کردید لباس بسیجی هم تن شما بوده است در آن مقطع؟ سؤال سخت نکن.

**طی 3 دهه گذشته 5 الی 10 نفر گل سرسبد فرهنگ معرفی شدند *شما رفتید جنگ و اسکله سازی؛ سپس با اتمام جنگ به تهران بازگشتید.

اما دیگر فعالیت شما به آن شکل سابق ادامه پیدا کرد، قبول دارید مختصات سینما عوض شده بود و بچه مسلمان هایی مثل شما دیگر جایی برایشان در سینما نبود؟ رک جوابم را بدهید.

همیشه وقتی یک جایی دعوا هست و بزن بزن، یک عده می روند در سایه، کنار دیوار می ایستند.

با علم به اینکه می دانند این دعوا سرانجامی خواهد داشت، کسانی هستند که در آن وسط دارند می زنند و می خورند، بالاخره یک طوری می شود.

آب ها که از آسیاب افتاد، افرادی که وسط این مجادله هستند یا زخمی شده اند یا کشته شده اند.

به هرحال یک اتفاقی افتاده و سایه نشینان به زندگی قبلی خودشان می خواهند برگردند که آن سلامت را به دست بیاورند.

مسلماً آنهایی که در سایه هستند می آیند.

بله، آن افرادی که در سایه بودند و از شکل و شمایل فضای دهه شصت ترس داشتند به نوعی کنار کشیده بودند.

وقتی شرایط آرام شد، آمدند و دیگر برنتابیدند که چهره های قبلی بیایند کار بکنند، و این قضیه نهان بود، به خاطر این که یک طیفی در حد 5 یا نهایتاً 10 نفر که اسم های آنها را مردم می دانند و من نمی خواهم الآن نامی از آنها ببرم، طی سی سال گذشته گل سرسبد فرهنگ و هنر سینما هستند.

به صورت مشخص سینما مدیریت پنهانی داشته که طی این سال ها تصمیم می گرفتند که فلانی را ممنوع کار کنند تا فلانی های دیگر کار کنند، همیشه این طیف بوده اند، چه در دهه شصت، چه در دهه نود، حتی به من می گفتند که "تو چرا به دفتر قادری می روی؟ تو چرا با این افراد به عنوان یک بچه بسیجی با آنها در ارتباط هستی؟! اصلاً چرا با این ها سروکار داری؟".

*شما را رسماً در دهه شصت ممنوع کار کردند؟ اصلاً مرد رسماً ممنوع کار کردن نبودند، ولی هر کسی را به نوعی می زدند.

*بحثی در رسانه ها وجود دارد که سال ها عبدالله علیخانی راجع به شلاق خوردنش به صورت ناقص مطرح می کند.

روایت دستگیری و شلاق خوردن توسط فیض الله عرب سرخی است و یک خسارت 320 میلیون دلاری، این شاید نقطه عطف گفتگوی من و شما باشد، خواهش می کنم این برگ نه چندان مخفی از تاریخ را برایمان رونمایی کنید.

قبل از انقلاب یک عده از همین بادنجان دورقاب چین ها یا آگاهانه یا ناآگاهانه، در نمایندگی های کمپانی های قرن بیستم و وارنر مستقر در ایران کار می کردند.

از سوی دیگر برخی نمایندگان کمپانی های آمریکایی دیدند که انقلاب دارد پیروز می شود، پیش خودشان گفتند "ما می رویم، بعد که آب ها از آسیاب افتاد و انقلاب پیروز شد برمی گردیم.

"، رفته بودند که ببینید چه اتفاقی می افتد، می دانستند مردم تحول خواه متمدن و فرهنگی ایران به اموال آنان آسیبی نخواهند زد.

پس از انقلاب تعدادی آدم های مجهولی رفتند درِ دفتر کمپانی های آمریکایی را شکستند و فیلم هایی را که قانوناً متعلق به این کمپانی ها بود، بردند در ساختمان آلومینیوم، با سیب زمینی، مهر کمپانی های آن موقع را (برای کپی رایت) تقلبی درست کردند و مجوز اکران فیلم های مثل توپی تایلر، پسر شجاع و.

را گرفتند.

زمانی که این فیلم ها اکران شد، آگهی و تبلیغات اکران فیلم ها در روزنامه ها منتشر شد و بریده روزنامه ها از طریق وابستگان این کمپانی ها به دست صاحبان آمریکایی فیلم رسید و از ایران شکایت کردند و پرونده را به دادگاه لاهه بردند و ایران در این پرونده 320 میلیون دلار ایران محکوم شد، بابت چی؟ بابت فیلم هایی که 20 سال قبل در ایران اکران شده بود و اساساً برای نمایش استاندارد لازم را نداشت.

از طرفی نمایش این فیلم ها نیترات سلولز تولید می کرد، ممکن بود که این فیلم ها آتش بگیرد و احتمال اینکه سینماها را به آتش بکشد، خیلی وجود داشت.

اما با این دسیسه و همکاری متصدیان وقت ارشاد در دادن پروانه نمایش موجب شد تا 320 میلیون دلار جریمه شویم، به اضافه یک آبروریزی بین المللی.

آقایان آن فیلم ها را برداشتند بردند و غیرقانونی نمایش دادند و یک چنین بلایی سر آبروی مملکت تازه انقلاب کرده آوردند.

یکی از مقامات قوه قضاییه بنده را خواست، گفت "ما دچار چنین معضلی شدیم، چه باید بکنیم؟"، خدا می داند در آن مقطع برای من 320 میلیون دلار مطرح نبود برای من آن آبرویی که از دست رفته بود مهم بود.

عزم خودم را جزم کردم، رفتم با مهدی مصیبی یکی از آدم هایی که بسیار در این زمینه وارد بود گفتگو کردم و نظر کارشناسی او را گرفتم.

این شخص هم کارشناسی کرد، نظر داد و ما یک طرحی آماده کردیم، یک نمایندگی هم از سوی دادستانی به ما دادند که "شما برو این موضوع را فیصله بده".

بنده رفتم دفتر آقای سیدمحمد خاتمی که سه روز بود، وزیر شده بود.

حکم خودم را دادم، آن زمان فیلم پنجمین سوار را کار کرده بودم، حتی این قضیه را با ایشان در میان گذاشتم.

ایشان در حالی که، سیگار وینستون قرمزش را هم می کشید، گفت "حالا می خواهی چکار کنی؟".

گفتم "شما پرونده اینها را بگویید بیاورند بررسی کنیم و یک تلکس بزنیم به آن کمپانی مربوطه و بگوییم حقوق کپی رایت شما را پرداخت می کنیم، رضایتشان را جلب می کنیم، باقی فیلم های کمپانی هایی را که از ما به دادگاه لاهه شکایت کرده اند پس بدهیم.

ابتدا استعلام کنیم چنانچه واگذاری کپی رایت را تأیید کردند مدارک را به دادگاه لاهه ارائه دهیم.

در صورت تکذیب با کسانی که در جعل سند کپی رایت و دادن پروانه نمایش دخالت داشتند برخورد قانونی شود و فروش این نوع فیلم ها کاملاً به حساب صاحب حق عودت داده شد.

البته یک عذرخواهی هم می کنیم، می گوییم در هر انقلابی ممکن است یک چنین اتفاقی بیفتد و آبروی خودمان را برگردانیم".

ایشان روی تقویمش اسم فیلم ها را نوشت و قرار شد نمایندگی بنده را در زیرمجموعه های مرتبط ارشاد اعلام نمایند تا با همکاری ایشان بروم کارهای مربوط به این پرونده را انجام بدهم.

یک ماه تمام شد و ایشان هیچ اقدامی نکرد.

رفتیم پیش ایشان گفتیم "آقا، چرا این قدر معطل می کنید؟ حکم دادگاه لاهه در حال قطعی شدن است، آب ها از آسیاب می افتد".

بالاخره چند روز بعد موفق شدم ایشان را ببینم.

به من گفت "فلانی، این مهتابی ها را می بینی تازه روشن شده است.

"، یعنی تلویحاً و غیرمستقیم به من اعلام کرد که "من تازه وزیر شده ام و نمی خواهم در آغاز دوران وزارتم اتفاقی ناخوشایند بیفتد".

خروجی طرح موضوع با وزیر وقت ارشاد هیچ نتیجه ای به همراه نداشت و بعد از شش ماه شنیدم که ریختند در دفاتر پخش فیلم همه فیلم ها را جمع کردند، و برخی را گرفتند از جمله مرحوم عباس شباویز و دیگران را.

متخلفان را هم در توالت های وزارت ارشاد به مدت دو یا سه ساعت به اصطلاح محبوس کردند که سروصدایی ایجاد نکند، مگر می شود این مسئله به این مهمی را از تاریخ پاک کرد؟ *ولی 320میلیون دلار به ما ضرر خورد.

مهم نیست اما می گویم آن کسی که رفت با سیب زمینی مُهر کمپانی ها را جعل کرد، می دانست چه کار دارد می کند، خب، آن فرد طماع بود، عیب ندارد، اما وزارت ارشاد هم به اینها مجوز داد و این فیلم ها را اکران کردند.

اما وزیر ارشاد وقت ادعا و دغدغه امانتداری داشت، در عمل به خلاف این ادعا ها برخورد کرد و به نظرم این بدعت تا جایی پیش رفته که امروز فیلم و سریال های کشورهای دیگر به راحتی در داخل دوبله، زیرنویس، دانلود می شود و به نمایش درمی آید.

امروز هم فیلم های سایر کشورهای جهان را مردم دانلود می کنند، مؤسسات به صورت غیرقانونی دوبله می کنند و می دهند به سایت های به اصطلاح دارای مجوز، کپی رایت همچنان رعایت نمی شود.

اگر ما اعتقاد به اسلام و عدالت داریم حقوق مردم به دین و آیین شکل، قیافه و رنگ اینها نیست.

از ابتدای انقلاب تاکنون هنوز مسئله کپی رایت برای ما حل نشده است.

به نظرم این جمله که خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج مثل کاملی است از اقدامات سید محمد خاتمی در زمان صدارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ از ممنوع کار کردن و ممنوعیت فیلم های خارجی در سینماها با رویکرد حمایت از تولید داخل و عدم توجه به پیام معمار بزرگ انقلاب که در سخنرانی بهشت زهرا(ع) با صدای بلند اعلام فرمودند "ما با سینما مخالف نیستیم، با فحشا مخالفیم" و از همه مهمتر این بحث از سوی امام(ره) مطرح شد که میزان حال فعلی افراد است نه گذشته آنها.

*این برخورد شما با خاتمی برای شما تبعاتی در سینما نداشت؟ مگر می شود نداشته باشد؟ خاطرم هست دادستان کل انقلاب در چنین وضعیت و شرایطی به من گفت "شما اصلاً نرو ارشاد، افراد مرتبط را احضارشان کن، اصلاً کار خودت را انجام بده.

"، گفتم "نه، این کار ادبیات خودش را دارد در کار فرهنگی ما نباید بریم سراغ چماق و اسلحه، با حرف و استدلال کار پیش می رود، کار فرهنگ با چماق جور درنمی آید".


کلید واژه ها: سینما - فیلم - بازیگر - واقعیت - شهید - شرایط - شهید مطهری - فوق العاده - اکران فیلم - خاورمیانه - جزیره قشم - سیب زمینی - درست - بازیگران - آمریکایی - فیلمسازی - بندر - کودک - بزرگترین - بسیج - خبرنگار - دانشگاه - سربریدن - بازیگری - درخشان - دریایی - امروزی - اکران - تاریخ - هیجان

آخرین اخبار سرویس:
«تگزاس» پرفروش ترین ماند، «عصبانی نیستم» دو میلیاردی شد

هنر میناکاری سفالی در نمایشگاه قرآن کریم

اهواز- نمایشگاه قرآن و عترت

عروسک های سفیر صلح در برج آزادی به تماشای عموم درآمدند

واکنش خانم بازیگر به سریال های مناسبتی ماه رمضان

نقد ها و نمرات عنوان Detroit: Become Human منتشر شد

بارش شدید باران و جاری شدن سیل + فیلم

بچه ماهیان پرورشی مهمانان تازه خزر + فیلم

پیگیری مطالبات صنفی کامیون داران چهارمحال و بختیاری+فیلم

رصد آسمان بر فراز ابرها

از کوچه و خانه های خرمشهر(عکس)

پروانه معصومی: من جزو سینمای پیش از انقلاب نبودم/ آن دوران فقط با گروه بیضایی کار کردم/ «تاتوره» آغازی برای حضور دوباره ام در سینما شد

خاکستر نشسته بر چهره «شجریان» را دوباره آتش نزنید!

هشتمین جشنواره کتابخوانی رضوی در شهر قدس برگزار می شود

معماری صخره ای در 9 روستای اردبیل شناسایی شد

برگزاری جشنواره «فیلم رضوی» با نگاه ویژه به آیین های رضوی در یزد

آغاز نمایش «دریادلان» با موضوع شهدای غواص

پروانه معصومی: من جزو سینمای فارسی نبودم

نارضایتی کارگردان "لاتاری" از نمایش فوتبال در سینماها: زمانه ی امپراطوری سینمادارهاست/سینما جای فیلم دیدن است

بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر، آزادسازی خرمهشر را تبریک گفت

راه اندازی چهار سالن سینمایی در حاشیه شهر مشهد

مرمت و بازسازی اثر باستانی در مهاباد

مرمت و بازسازی پنج اثر تاریخی و باستانی در مهاباد

کاخ مروارید کرج؛ میزبان جشن رمضان

مرمت و بازسازی پنج اثر تاریخی و باستانی در مهاباد

اوقات شرعی چهارم خرداد شیراز + فیلم

چشمه های آبگرم رزن، فرصتی برای جذب گردشگر

چهره این شب های بهناز جعفری

حمله تند جعفر پناهی و یغما گلرویی به کیهان

پربیننده ترین عکس تاریخ متعلق به کیست ؟ + عکس

کلاه قرمزی و پسرخاله موزه سینما به گذر زمان می روند

آغاز ساخت میدان شهید دریادار همتی در سمنان+ فیلم

آغاز نمایش «دریادلان» با موضوع شهدای غواص

افتتاح نمایش زناگندی با حضور هادی کاظمی در خانه نمایش مهرگان

مستند هجده قدم دورتر: میلاد محمدی

واکنش خانم بازیگر به سریال های مناسبتی ماه رمضان

بازگشایی نمایشگاه دائمی ایران در بوسنی

نمایش خیابانی«ارتفاعات الله اکبر» در زنجان اجرا می شود

لیلا بلوکات و خواهرانش /عکس

پربیننده ترین عکس تاریخ متعلق به چه کسی است؟

آشنایی با خطرات رعد و برق + فیلم

تجلیل از واحد های خدماتی در شیراز + فیلم

رونمایی از پوستر هفتمین جشنواره تئاتر منطقه ای میثاق در کاشمر

باد و رگبار مهمان آسمان اصفهان + فیلم

سیگار را حماقت بشر می دانم

برپایی نمایشگاه صنایع دستی و گردشگری

تجلیل از فعالان قرانی شهرستان قائم شهر

پیگیری جمع آوری نخاله های ساختمانی در حاشیه شهر مهدیشهر + فیلم

اوقات شرعی به افق شهرستان ها+فیلم

ابر و باد و رگبار مهمان آسمان اصفهان + فیلم

سومین جشنواره شعر عفاف و حجاب به ایستگاه آخر رسید

فیلم هایی که درباره "خرمشهر" ساخته شده است

مجموعه تاریخی مروارید کرج میزبان جشن رمضان شد

برنامه های فرهنگی برای کودکان اصفهانی اجرا می شود

ترامپ، کارهای احمقانه زیادی مرتکب شده

در تعطیلات چه فیلم های تلویزیونی روی آنتن میرود؟

اثر قدیمی خالق «بازی تاج و تخت» روی پرده می رود

سی امین جشنواره تئاتر آذربایجان شرقی برگزار می شود

ابرو باد و رگبار مهمان آسمان اصفهان +فیلم

چه کسانی درباره خرمشهر فیلم و سریال ساختند

رفتار عجیب آقایان مجری با خانم بازیگر تلویزیون روی آنتن زنده + فیلم

الناز حبیبی و رفیق ترین دکتر دندانپزشک دنیا + عکس

روایت زنان و مردان سرزمینم در ماه عسل

هر شب با اخبار ورزش استان سمنان+ فیلم

خانم بازیگر مشهور در کنار سهراب سپهری !

تصاویری جالب و دیدنی از بازیگران ایرانی در اینستاگرام «692»

جشنواره مردمی تلاوت های مجلسی ویژه قاریان شرق تهران

سلبریتی های نیم قرن پیش چه بودند؛ چه شدند

خانم بازیگر مشهور در کنار سهراب سپهری ! + عکس

کشف مسیر آبی در عالی قاپو/ مطالعه بر روی این مسیر انجام می شود

اهدای جوایز برندگان قرعه ‍ کشی جشنواره کارتخوان های سامان

آمادگی تبدیل باغ خونی مشهد به موزه را داریم

شفر با خنده جواب کری خوانی برانکو را داد

خانم بازیگر: سریال های مناسبتی باعث دورهمی شده

آقای بازیگر: ریاست تئاتر شهر حداقل حق من از تئاتر است

چه کسانی درباره خرمشهر فیلم و سریال ساختند؟

سومین جشنواره شعر عفاف و حجاب به ایستگاه آخر رسید

فیلم/ خرمشهر شهر خون آزاد شد

ساختمان گمرک خمیر احیا شد

پایان زندگی رمان نویس برجسته قرن بیستم

اکران فیلم کوتاه با موضوع مهدویت در نمایشگاه قرآن مشهد

تعرض به حریم امامزاده هفتصدساله یوسف رضا پیشوا

اتفاق جدید زندگی مریلا زارعی

پژوهشگر ایرانی در میان شکسپیرشناسان جهان

گلزار، حیایی و محسن کیایی در معبد بودایی(اینستاپست)

واکنش بهاره رهنما به تولد دختر نیوشا ضیغمی

سومین جشنواره شعر عفاف و حجاب به ایستگاه آخر رسید

از عروسک و لوازم التحریر فیلشاه رونمایی می شود

راهیابی دو اثر از تولیدات رادیو جهان بین به مسابقه رادیویی تلویزیونی ABU

معرفی برگزیدگان جشنواره داستان کوتاه شهر خدا

تولید اثر موسیقی خرمشهرها در مرکز اصفهان

فیلم/ گفت وگو با ابوالفضل بهرام پور در غرفه ایکنا؛ جلساتی برای آموزش «چگونه می توانیم به قرآن عمل کنیم؟» داشته باشیم

NZXT از دو کیس H500 و H500i رونمایی کرد

کارگاه نقاشی در مجتمع فرهنگی و هنری ارشاد برگزار می شود

اجرای نمایشِ «در» تا اطلاع ثانوی متوقف شد

فرضیه های اصفهان زیر طاق چهلستون

«خانه به دوش»؛ نمره قبولی عطاران و تلویزیون در جذب مخاطب

جنگی های سعید راد، جمشید هاشم پور و خسرو شکیبایی

توزیع 150 دوره تفسیر قرآن در کانون های مساجد آذربایجان شرقی

احسان عبدی پور هنوز قصه هایش را در شهر خودش روایت می کند دور از آپارتمان های تهران، نقد آپارتاید در بوشهر

روایت سربریدن 18 بسیجی در دهه 60

روایت سربریدن 18 بسیجی در دهه 60