
بویی از پیرهنت نیز به من بازنگشت/ این چه تقدیر غریبی ست زلیخا دارد؟مژگان عباسلو در غزلی عاشقانه ماجرایی قدیمی را دستمایه سرایش شعری تازه کرده است. - بویی از پیرهنت نیز به من بازنگشت/ این چه تقدیر غریبی ست زلیخا دارد؟ مژگان عباسلو در غزلی عاشقانه ماجرایی قدیمی را دستمایه سرایش شعری تازه کرده است. به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری فارس"، مژگان عباسلو غزلی تازه را در اختیار خبرگزاری قرار داده است. دل به دریا زدنت گرچه تماشا دارد تو نباشی چه تماشا لب دریا دارد؟ بویی از پیرهنت نیز به من بازنگشت این چه تقدیر غریبی ست زلیخا دارد؟ آب در دیده و آتش به دلم، غیر از من آنچه خوبان همه دارند که یکجا دارد؟ من تو را سیر ندیدم که گذشتی از من با نگاه تو نگاهم چه سخن ها دارد سیبِ از شاخه جدا گشته ی من! بعد از تو مرگ بر جاذبه ای باد که دنیا دارد انتهای پیام/ http://fna. ir/a3sakb نظرات دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |