مطالب مرتبط:
مهدی لک زایی، محمد حسین زارعی محمودآبادی جایگاه متن یا شخص در مقارنه اسلام و مسیحیت
دکتر نادیا مفتونی، فتانه تواناپناه جایگاه اقناع و تخییل در ریاست از دیدگاه فارابی
قربانعلی کریم زاده قراملکی، محرم رحیمی تبیین جایگاه خدا در انسان شناسی ملاصدرا
امروز برندها جایگاه کشورها را تعیین می کند
اقتصاد اطلاعات جایگاه بسیار جدی در توسعه دارد
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 23 دی 1396 ساعت 05:112018-01-13سياسي

جایگاه و کارکرد روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان


این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، جایگاه و کارکرد روایات سبب نزول را در این دو تفسیر، به شکل تطبیقی کاویده است.

- چکیده در تفسیر برخی آیات، معنای آیه از ساخت زبانی و بافتی آن استخراج نمی شود، بلکه از معارف برون از متن دینی طلب می شود؛ لذا روایات و اخبار سبب نزول، از منابع خارجی مهم و جهت دهندهٔ کار مفسر در تعیین مراد خداوند است.

در تفاسیر امروزی، از جمله المنار و الفرقان، نقش روایات سبب نزول کمتر شده است.

این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، جایگاه و کارکرد روایات سبب نزول را در این دو تفسیر، به شکل تطبیقی کاویده است.

یافته های پژوهش نشان می دهد به دلایلی همچون توجه به وحدت موضوعی سوره، عقل گرایی در فهم آیات، حجت نبودن گفتار صحابه و تابعان، اجتهاد آنان در روایات، نقل به معنا شدن روایات سبب نزول، ضعف سندی و متنی روایات، و .

رویکرد این تفاسیر به روایات سبب نزول، تقریباً منفی است.

تبیین تأثیر این رویکرد در چگونگی و کیفیت نقل روایات سبب نزول و نیز کارکرد این روایات در دو تفسیر مذکور، از دیگر مسائلی است که در این تحقیق بحث شده است.

کلیدواژه ها روایات سبب نزول، المنار، الفرقان، عبده، رشید رضا، صادقی تهرانی روایات پیامبر اکرم 9 و اهل بیت: از منابع بسیار مهم دینی در تفسیر قرآن کریم است.

نقش تبیینی روایات نسبت به آیات، می تواند به شکل های گوناگونی باشد.

یکی از انواع این گونه روایات، روایات سبب نزول است.

آیات و گاه سور قرآن، درباره رخدادها، گروه ها و اشخاص عصر نزول، دو حالت دارند: گاه، در پی وقوع رخدادهایی اعم از حوادث زشت و زیبا یا پرسش های مخاطبان و در واکنش به آنها نازل شده اند.

این حوادث اگرچه مربوط به عصر نزول است، به دلیل آنکه به ابتلائات جامعهٔ انسانی باز می گردد، قرآن به ترسیم راه حل و پاسخ بدان ها پرداخته است.

حالت دوم، مربوط به آیاتی است که بدون اینکه مربوط به حادثه، جریان یا پرسشی خاص باشد، نازل شده اند.

این گونه آیات بیشتر مربوط به امور فطری انسان ها است (غازی، 1411: 10).

درباره گروه اول، مفسران دیدگاه های متفاوتی مطرح کرده اند: برخی معتقدند شناخت تفسیر آیه بدون توجه به داستان آن و بیان فضای نزول، ممکن نیست (واحدی، 1411: 4؛ زرقانی، بی تا: 1/109).

محمدحسین طباطبایی، که از گروه دوم است، می نویسد: اساس مقاصد عالی قرآن مجید که معارفی همیشگی و جاوید است، در استفاده از آیات کریمهٔ قرآن، نیاز قابل توجه یا هیچ نیازی به روایات سبب نزول ندارد (طباطبایی، 1417: 120).

برخی از مفسران گروه آخر گمان می کنند پرداختن به اسباب نزول به عنوان بحثی تاریخی، چیزی جز آگاهی یافتن به زمینه های تاریخی آیات و سور نیست، در حالی که روایات سبب نزول، جزیی از روایات است و این مفسر است که در کنار تفسیر آیات، از روایات نقل شده بهره می گیرد و اعتقاد به تأثیر سبب نزول آیات در تفسیر آن، سخنی منصفانه است، تا جایی که در پاره ای از آیات، سبب نزول، نقش کلیدی دارد و جز با سبب نزول، نمی توان به حقیقت آیه پی برد.

در حوزهٔ دانش اسباب نزول، اندیشمندان علوم قرآن در کتب علوم قرآنی، بدان پرداخته اند.

از جمله می توان به اسباب النزول تألیف مطرف اندلسی، الشمول فی اسباب النزول احمد بن عمر قطیعی، اسباب النزول محمد بن اسعد قرافی، اسباب النزول قطب الدین راوندی، و لباب النقول فی اسباب النزول جلال الدین سیوطی، اشاره کرد.

پس از سیوطی نیز کتب متعدد دیگری نگاشته شد که بیشتر این کتاب ها از آنِ معاصران است.

آنچه در این کتاب ها محل توجه مؤلفان آنها بوده، گردآوری روایاتی است که بیانگر سبب نزول آیات قرآن است.

تفاسیر قرآن نیز از همان آغاز با هر صبغه ای که داشته، روایات سبب نزول را در خود جای داده است.

از میان تفاسیر روایی و غیرروایی قدیم و جدید، بیش از همه تفسیر روح المعانی آلوسی بغدادی و الجامع لأحکام القرآن قرطبی، به نقل روایات سبب نزول پرداخته است.

اما آنچه در این میان مهم می نماید، دیدگاه صاحبان تفاسیر درباره روایات سبب نزول و قلمروی است که برای روایات سبب نزول در تبیین و تفسیر آیات در نظر می گیرند.

برخلاف قدما، رویکرد مفسران معاصر به روایات سبب نزول، تقریباً منفی است.

بسیاری از این مفسران، روایات سبب نزول را فاقد اعتبار می دانند.

از جملهٔ این مفسران می توان به نویسندگان المنار و الفرقان اشاره کرد.

صاحب المنار بارها نگرش منفی خویش را در این باره بروز داده و راویان اسباب نزول را ملامت و سرزنش کرده است.

رشید رضا برای مجموع آیات و سوره های قرآن، نوعی وحدت قائل است که از آن به وحدت موضوعی یاد می کند.

وی می نویسد: کار راویان اسباب نزول، مایهٔ شگفتی است؛ آنان مجموعه ای به هم پیوسته از آیات کلام الاهی را گسسته و قرآن را قطعه قطعه و آیه ها را جدا کرده اند و برای هر جمله، سبب نزول جداگانه قائل شده اند.

آیا لغت و دین به ما اجازه می دهد که قرآن را قطعه قطعه کنیم، آن هم به سبب روایاتی که وارد شده است؟! (رشید رضا، 1990: 2/10).

صاحب الفرقان هم رویکرد منفی به روایات اسباب النزول دارد؛ با پژوهشی که در پنج جلد اول الفرقان انجام شده، روشن شد که در تفسیرالفرقان، بیش از 130 روایت سبب نزول به کار رفته است.

از این مجموعه کمتر از 12 روایت بررسی و نقد شده و تحلیل سندی متنی در خصوص آن صورت گرفته است.

در برخی صفحات، بیش از یک روایت گزارش شده و تقریباً ذیل حدود 30 آیه، بیش از یک روایت سبب نزول آورده شده است.

حدود 50 روایت از مجموع تقریباً 130 روایت، دربارهٔ یک آیه یا مجموعهٔ واحدی از آیات است.

بنابراین، بیشتر روایات سبب نزول در الفرقانگزارش صِرف است و این نکته را شاید بتوان چنین توجیه کرد که نویسندهٔ الفرقان بارها در تفسیر خویش، معیارهای کلّی قبول روایت را، که از جملهٔ آنها روایات سبب نزول است، بیان داشته و تطبیق آن را به خواننده واگذار کرده است.

جای دادن روایات سبب نزول در حاشیهٔ مباحث تفسیری، خود نشان دهندهٔ بی اعتنایی مفسّر به این روایات است.

دربارهٔ پیشینهٔ این پژوهش نیز باید گفت با بررسی های صورت گرفته مشخص شده که مقالات متعددی دربارهٔ روایات سبب نزول در تفاسیر گوناگون نوشته شده است، ولی به طور ویژه، مطالعه ای تطبیقی دربارهٔ جایگاه روایات سبب نزول در این دو تفسیر انجام نشده است.

روش تحقیق نیز توصیفی تحلیلی است که پس از مطالعهٔ کامل تفسیر، به تحلیل جایگاه روایات سبب نزول در این دو تفسیر به طور تطبیقی پرداخته شده است.

1.

رویکرد کلی تفسیر المنار به روایات سبب نزول روایات سبب نزول، در نظر عبده و رشید رضا، اعتبار چندانی ندارد.

علل این رویکرد را می توان در چند چیز جست وجو کرد.

اول آنکه بیشتر روایات سبب نزول، از صحابه و تابعان نقل شده است.

مفسّرانی همچون عبده و رشید رضا، که تقدّس و ارزش روایت مرفوع را در تفسیر برای قول صحابه و تابعان قائل نیستند، طبیعی است که به صرف نقل روایتی از صحابه در سبب نزول، اعتنا نمی کنند، مگر آنگاه که مؤیّد و قرینه ای بر صحت آن روایت وجود داشته باشد.

رشید رضا گاه در تفسیر المنار، از حجیّت نداشتن قول صحابه و تابعان، سخن به میان آورده است.

وی در این باره می گوید: حق این است که آنچه فهم آن بدون نقل از معصوم 7 ممکن نیست، مانند اخبار غیبی و امثال آن، به وسیلهٔ روایات صحابه و تابعان قابل اثبات نیست و باید از طریق روایات مرفوع به پیامبر 9 به اثبات آن پرداخت و این همان قاعده ای است که ابن جریر طبری بارها به آن تصریح کرده است (همان: 1/10).

وی در جای دیگری می گوید: رأی و نظر صحابی در نزد جمهور حجیّتی ندارد، به ویژه اگر مخالف با ظاهر قرآن باشد (همان: 117).

از دیگر عواملی که باعث شده روایات برخی از صحابه نزد رشید رضا حجیت نداشته باشد، اجتهاد آنان در روایات سبب نزول است؛ به ویژه زمانی که روایت منقول به معنا باشد (همان: 5/261).

چنان که از صریح کلام رشید رضا به دست می آید، بیشتر روایات سبب نزول، نقل به معنا هستند؛ و این گونه از روایات بیش از آنکه اجتهاد و نظر مفسّر باشند، ارزش دیگری ندارند (همان: 8/185).

عامل دیگر در رویکرد منفی مفسران المنار به روایات سبب نزول را می توان در عقل گرایی آنان جست وجو کرد.

المنار، تفسیری عقل گرا است و نتیجهٔ این عقل گرایی، کم توجهی به روایات سبب نزول است.

این بدین معنا است که مفسران المنار به دلیل توجه ویژه به ادراکات و دریافت های عقلانی، خود را نیازمند رجوع به روایات سبب نزول در فهم و تفسیر بسیاری از آیات قرآن نمی بینند.

از این رو، مکتب تفسیری عبده به مکتب و مدرسهٔ عقلی شهرت یافته است.

فهد رومی در دو جلد کتاب خود که با همین نام تدوین کرده، دیدگاه های عبده و رشید رضا دربارهٔ تفسیر قرآن را بررسی کرده است (رومی، 1403).

وی علت نامیدن روش تفسیری عبده و رشید رضا به این نام را اعتنا و توجه ویژه صاحبان این تفسیر به عقل و ادراک عقلانی می داند، به گونه ای که این مفسران مرتبه عقل را نزدیک به وحی دانسته اند (همان: 1/9).

در مقدمهٔ تفسیر المنار آمده است: سخن گفتن در تفسیر قرآن کار آسانی نیست، بلکه از دشوارترین امور است، بر معارف قرآن، جز صاحبان نفس های تزکیه شده، و عقل های خالص، اشراف پیدا نمی کند، ولی خداوند امر را بر ما آسان گرفته و فرمان داده است که در کلام وی اندیشه و تعقّل کنیم (رشید رضا، 1990: 1/17).

رشید رضا در جایی دیگر، در بیان حکمت وجود متشابه گفته است: خداوند در قرآن، متشابه قرار داده است تا عقل را به اندیشه و تفکّر سوق دهد؛ و بدین وسیله، از ضعف و مرگ عقل جلوگیری کند؛ زیرا در بیان ساده و روشن، جایی برای کارکرد عقل وجود نداشت.

عقل ارزشمندترین چیز در وجود انسان است و اگر جولانگاهی برای کندوکاو عقل وجود نداشته باشد، عقل در وجود انسان می میرد و هر گاه عقل بمیرد، حیات انسان با امر دیگری تأمین نمی شود (همان: 3/141).

از این رو، نویسندگان المنار در تفسیر بسیاری آیات، خود را از روایات سبب نزول بی نیاز می بینند و دریافت عقلی از آیات قرآن را بر روایت سبب نزول ترجیح می دهند.

عامل دیگر در رویکرد منفی این مفسران این است که در نظر آنان روایات سبب نزول گاه سبب مخفی ماندن معنای واقعی آیه می شود؛ زیرا صرف توجه به سبب نزول، گاه سبب می شود مفسر به خود آیه مستقیماً نیندیشد و فقط از دریچهٔ سبب نزول به آیه و مفهوم آن بنگرد.

در نتیجه، مفهوم آیه تحت تأثیر مضمون روایت قرار می گیرد و برداشت غیرواقعی برای مفسر پیدا می شود.

به عقیدهٔ نویسندگان المنار، این روایات منحصر به روایات ضعیف نیست، چه بسا روایاتی هم که از نظر سند ضعفی ندارد، مانع فهم صحیح آیات شود (هاشمی، 1374 ب: 166).

رشید رضا برای تعیین منافقان در آیهٔ (فَمَا لَکمُ فی المُنَافِقِینَ فِئَتَین) (النساء: 88) روایات چندی را می آورد.

از جمله روایتی که می گوید آیات مذکور دربارهٔ منافقان مدینه و عملکرد آنان در جنگ اُحد نازل شده است؛ زیرا آنان از شرکت در جنگ سر باز زدند.

اما در نهایت، قاعده ای کلی و عمومی در این باره بیان می کند و می گوید: این آیه از جمله آیاتی است که بعضی از روایات صحیح السند، مانع فهم معنای درست و صحیح آن شده است؛ همان معنایی که از خود آیات، بدون تکلّف به ذهن انسان تبادر می کند (همان: 5/261).

از نظر صاحبان المنار گاهی نیز مفسر در فهم آیه ناتوان است و همین عامل، باعث شده مفسر به روایت سبب نزول پناه ببرد.

در حالی که اگر مفسر دقت بیشتری در خود آیه، سیاق آیات نزدیک به هم، و آیات متحدالموضوع می کرد، به مقصود آیه پی می برد و دیگر نیازی به نقل روایت سبب نزول نبود (همان: 48).

شایستهٔ یادآوری است که از نظر رشید رضا بهره گیری از روایات سبب نزول در دو محور ممنوع است؛ در چنین محورهایی از نظر رشید رضا نه روایت لازم است، نه می توان به آنها اعتماد کرد.

رشید رضا این دو محور را آیات مربوط به عقاید، و تعیین تاریخ نزول آیات قرآن می داند.

وی دربارهٔ آیات عقاید می گوید: اما در آیات مربوط به توحید که مقصود اول دین است، نیازی نیست که به دنبال اسباب نزول برویم، بلکه این نوع از آیات هیچ نوع توقّف به اسباب نزول ندارد و نزول آنها منوط به پرسشی نیست، و در هر مناسبتی نازل می شده است.

در این موارد گاهی روایات صحیحی وجود دارد، ولی در فهم آیه، بیان زیاده از خود آیه برای ما ندارد؛ و لذا صحیح نیست نزول آیه را مقید به آن حادثه کنیم، به ویژه اگر معلوم شود که آیه متصل به آیات پیش از خود است؛ چنان که سزاوار بلاغت قرآن نیز همین است.

در آن صورت، امثال این گونه روایت سبب نزول، قرآن را پراکنده و متفرق نشان می دهد، به گونه ای که اجزای آن با هم ارتباط ندارد و جوانب آن هیچ پیوندی با یکدیگر ندارد (همان: 1/46).

دومین مصداق از مصادیق کاربردنداشتن اسباب نزول، دربارهٔ بیان و تعیین تاریخ نزول آیات قرآن است.

تعیین تاریخ برخی از حوادثی که زمان وقوع آنها قطعاً با تاریخ نزول آن آیات یکی است، همین حکم را دارد.

رشید رضا پس از بیان سبب نزول آیهٔ (وَ قَالَتِ الْیهُودُ لَیسَتِ النَّصَارَی عَلَی شَیءٍ وَ قَالَتِ النَّصَارَی لَیسَتِ الْیهُودُ عَلَی شَیءٍ) (البقره: 113) که دربارهٔ جدال یهود با سپاه نجران است، می نویسد: روایات سبب نزول که در مثل این مورد آمده، در واقع به تاریخ نزول آیات و وقایعی که این آیات به آنها اشاره دارد، مربوط می شود.

آنچه اسباب نزول می گوید، در چنین مواقعی برای ما کافی نیست، بلکه در مثل اینها باید بحث و تحقیق شود تا از احوال امت ها و تاریخ ملت هایی که قرآن از آنها سخن به میان آورده، اطلاع حاصل شود؛ و روشن شود که آنچه قرآن دربارهٔ عقیده و شئون و اعمال ایشان گفته، مربوط به همهٔ آن ملت است، یا در طایفه ای از آن ملت بوده اما به تمام امت نسبت داده شده است (همان: 353).

2.

رویکرد کلی تفسیر الفرقان به روایات سبب نزول در تفسیر الفرقان نیز همانند دیگر تفاسیر، از روایات سبب نزول بهره گرفته شده است؛ ولی باید توجه داشت که صادقی نیز مانند نویسندگانالمنار به روایات سبب نزول، دیدگاه مثبتی ندارد.

او معتقد است اگر قرآن منحصر به سبب و شأن نزول باشد، با از بین رفتن آن، قرآن هم از کار خواهد افتاد؛ در حالی که قرآن کتابی است جاودانه، محوری، و برای همهٔ زمان ها، مکان ها و مکلفان؛ و نمی توان آیه را به دلیل سبب نزول، به زمان نزول و افراد خاصی در زمان نزول تخصیص داد.

او غالباً روایات سبب نزول را همچون دیگر روایات تفسیری، در پاورقی کتاب می آورد.

این کار می تواند خود نشان از اهمیت کم این گونه از روایات نزد مفسر باشد.

عوامل دیگری مانند وجود ضعف و ابهام در این روایات نیز در این مسئله دخیل بوده است.

مفسر معتقد است تفسیر قرآن با روایتی که ثابت نشده، مصداقی از مصادیق تفسیر به رأی است.

به نظر وی تفسیر، بین تفسیر حق و باطل دور می زند: تفسیر قرآن با قرآن و تفسیر به رأی.

مقصود از تفسیر به رأی، این است که شخص، نظر خود یا دیگری را که مبتنی بر قول یا روایت غیرثابتی است، بر آیه بار کند، در حالی که آیه آن حمل را نمی پذیرد، یا موافق آن نیست، یا اصلاً مخالف آن نظر است (هاشمی، 1374 الف: 232؛ صادقی، 1365: 1/19).

وی در مقدمهٔ تفسیرالفرقان، به هنگام شمارش امتیازهای تفسیر قرآن به قرآن، از مفسّرانی که در کار تفسیر، اعتمادشان فقط به روایات است، شکوه کرده که این مفسّران به صرف صحیح بودن سند روایت، بدون توجه به متن و محتوای آن، که آیا با قرآن سازگاری دارد یا خیر، آن را در تفسیر قرآن به کار می گیرند (همان: 20).

خلط سبب و مصداق نیز عاملی است در جهت بی اعتباری این دسته روایات نزد صاحب الفرقان.

به باور صادقی تهرانی، بسیاری از روایات سبب نزول که واقعه یا موضوعی را به عنوان سبب نزول نقل کرده است، آن حادثه و موضوع، نه سبب نزول، بلکه مصداق آن آیه است، یا شباهت دارد به قضیه ای که سبب نزول آیه بوده است.

از این رو، اخبار و روایاتی که در زمینهٔ شأن نزول آیات و سوره ها وارد شده، بر فرض که نقص و عیبی از ناحیهٔ سند و دلالت در آنها دیده نشود، ممکن است از باب جری یا تطبیق باشد، که در این صورت، این دسته از روایات، از درجهٔ اعتبار شأن نزولی ساقط می شود (هاشمی، 1374 الف: 231).

به این مطلب در جای جای تفسیر الفرقان اشاره شده است (همان: 7/42؛ 9/27).

عامل دیگر، راه یابی تعصبات مذهبی در جعل و نشر برخی روایات سبب نزول است.

اختلاف های میان فرق اسلامی در زمینه های گوناگون، سبب جعل و تحریف در روایات، از جمله در عرصهٔ اسباب نزول شده است؛ به ویژه آنهایی که در تثبیت یا ردّ عقیده یا شخصیتی است که راوی به گونه ای به آن شخص یا عقیده، نظری داشته و نظر خود را به عنوان سبب نزول آیه یا سوره مطرح کرده است.

از جملهٔ اینها، روایات سبب نزول آیهٔ 43 سورهٔ نساء است.

صادقی تهرانی ذیل این آیه چندین روایت را می آورد، از جمله روایتی که از تفسیر الدر المنثور سیوطی نقل شده که عکرمه دربارهٔ امام علی 7 سبب نزولی را بیان کرده که در آن به امام علی 7 اتهام شراب خواری می زند.

وی ذیل این سبب نزول آورده است: تعصب مذهبی و سیاسی، سبب نقل این روایت شده است.

تهمت اقدام علی 7 به شرب خمر، چیزی نیست مگر پوششی جاهلانه بر آنچه عمر انجام داده بود و عیب جویی کینه توزانه ای است که نسبت به امام پرهیزگاران و رهبر بزرگ دین و عابدترین عبادت کنندگان بعد از رسول امین 9 روا داشته اند (هاشمی الف، 1374: 230).

از دیگر عوامل و بلکه عامل اصلی رویکرد منفی صادقی تهرانی به روایات سبب نزول، مخالفت این روایات با ظواهر قرآن است.

از نظر وی، اگر روایتی با تمام اوصاف سندی و دلالتی، واجد این شرط نباشد مردود است.

این قانون دربرگیرندهٔ روایات مستفیض و متواتر نیز می شود.

هرگاه حدیث مستفیض یا متواتر از معصومان: به دست آمد، آنچه از این احادیث با قرآن موافق بود، تصدیق می شود و لازم الاطاعه است؛ و هر آنچه مخالف قرآن بود، باید دور انداخته شود.

بنابراین، جایز نیست به حدیثی صرفاً بدان جهت استناد شود که راوی آن، فلان شخصیت است (همان: 146؛ 1/21؛ هاشمی، 1374 الف: 233).

در این بین، تفاوتی بین روایت سبب نزول و غیر آن نیست؛ از این رو، آنچه دربارهٔ موافقت روایت با قرآن گفته شد، به عنوان معیاری کلی نزد صادقی تهرانی برای همهٔ انواع روایات است.

برای نمونه در سبب نزول آیهٔ 108 سورهٔ مائده، روایات چندی را نقل می کند و می نویسد: تصدیق این روایات، مشکل است؛ زیرا شأن نزول های وارده، قطعی نیست؛ و بر فرض قطعی بودن، نمی تواند مفهوم آیه را محدود کند، چه رسد به اینکه بخواهد مفهوم آیه را نسخ کند.

بنابراین، از مجموع روایاتی که نقل کردیم، جز آن روایتی که با مفهوم آیه موافق باشد، سایر آنها مورد تصدیق نیست (همان: 9/280).

بنابراین، دیدگاه کلی مفسر این است که سبب نزول گاه به فهم آیات کمک می کند، امّا به عنوان معیار و ملاک تفسیر و شرط فهم آیات، مطرح نیست و نباید حدود معانی بر اساس آن تعیین شود؛ و آیات در دلالت و گستردگی مفهومی خود مستقل اند، چه سبب نزول فهمیده شود یا نه (همان: 1/50).

این گونه روایات، از نظر نویسنده، اصالت ندارند، مگر زمانی که ثابت و مسلم و قطعی باشند.

این باور مفسر دربارهٔ سبب نزول، علاوه بر اینکه بر دیدگاه وی راجع به محوریت آیات در تفسیر استوار است، به دو عنصر دیگر نیز مستند شده است: یکی تعارض روایات سبب نزول؛ و دیگری تطبیقی بودن آنها؛ دو عنصری که نقش سبب نزول را در فهم آیات به شدّت سست می کند (همان: 9/27؛ هاشمی، 1374 الف: 236).

از بررسی و تطبیق دیدگاه های مفسران المنار و الفرقان می توان نتیجه گرفت که آنان در این جهت، با همدیگر مشترک اند که روایات سبب نزول نزد این مفسران، جایگاه والایی ندارد و رویکرد منفی به گونه ای از روایات دارند، به طوری که صادقی غالباً روایات سبب نزول را در پاورقی تفسیر می آورد.

وجه مشترک آنان دربارهٔ ضعف روایات سبب نزول، وجود تعارض میان روایات است.

علاوه بر این، هر یک از این مفسران بر عواملی خاص نیز تأکید کرده اند.

در نظر مفسران المنار، نقل بیشتر روایات سبب نزول از صحابه و تابعان، اجتهاد صحابه و تابعان در روایات سبب نزول، عقل گرایی در فهم قرآن، و در نهایت، مخفی ماندن معنای واقعی آیه در توجه بیش از حد به روایات سبب نزول در برخی آیات، از علل ضعف این دسته از روایات است.

در حالی که در نظر مفسر الفرقان وجود ضعف و ابهام در این روایات، خلط سبب و مصداق، راه یابی تعصبات مذهبی در جعل و نشر برخی روایات سبب نزول، و از همه مهم تر، مخالفت این روایات با ظواهر قرآن از جمله عوامل مؤثر است.

بنابراین، به طور کلی، می توان گفت از منظر این مفسران، سبب نزول گرچه گاه به فهم آیات کمک می کند، به عنوان معیار و ملاک تفسیر و شرط فهم آیات، مطرح نیست.

3.

قاعده العبره بعموم اللفظ لا بخصوص السبب و تأثیر آن بر سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان نظریهٔ معروف آن است که نزول خاص آیهٔ باعث تخصیص آن نمی شود.

بسیاری از اصولیان قدیم و جدید، و بسیاری از مفسران، مانند زمخشری، ابن کثیر، آلوسی، بغدادی، عبده و سید قطب و نیز بسیاری از صاحبان علوم قرآنی، مانند جلال الدین سیوطی و بسیاری از فقها نیز تصریح کرده اند که سبب نزول آیه، مخصص نیست.

عموم محققان علوم قرآنی و مفسران شیعه نیز به این نکته اصرار دارند و سبب نزول را مخصص نمی دانند (معرفت، 1415: 1/261؛ ایوب، 1425: 46).

برای نمونه، سیوطی دربارهٔ این قاعده می گوید: بین دانشمندان علم اصول در این باره اختلاف است که آیا عموم لفظ، معتبر است یا خصوص سبب؟ .

سپس خود وی دیدگاه اول را می پسندد (سیوطی، 1421: 1/121).

البته شایستهٔ یادآوری است که پیشینهٔ این قاعده به زمان معصومان: می رسد، آنجا که امام صادق 7 می فرماید: إِذَا نَزَلَتْ آیه عَلَی رَجُلٍ ثُمَّ مَاتَ ذَلِک الرَّجُلُ مَاتَتِ الْآیه؛ مَاتَ الْکتَابُ وَ لَکنَّهُ حَی یجْرِی فِیمَنْ بَقِی کمَا جَرَی فِیمَنْ مَضَی (کلینی، 1407: 1/192).

منظور از این قاعده، این است که اگر آیه ای در شرایط خاصی نازل شد، یا در پاسخ به موقعیت ویژه ای بود، با از بین رفتن آن شرایط، حکم آیه پایدار و قابل استناد برای همیشه باشد، نه آنکه به سبب نزول آیه، منحصر شود.

در هر دو تفسیر به این قاعده توجه شده و از این رو، معنا و مفهوم بسیاری از آیاتی که سبب نزول خاص دارند تحت تأثیر این قاعده قرار گرفته است؛ و در نتیجه، به سبب نزول اختصاص ندارد، بلکه مفهومی عام و فراگیر، مشتمل بر دیگر مصادیق در همهٔ زمان ها و مکان ها، پیدا می کند.

توجه به همین قاعده، به این منجر شده که ارزش تفسیری روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان پایین بیاید.

صاحبان این تفاسیر نیز بارها به این نکتهٔ مهم توجه داشته و در جای جای تفسیر خود بر ضرورت تفسیر بر اساس این قاعده پای فشرده اند؛ از جمله در تفسیر المنار ذیل آیهٔ 8 سورهٔ بقره آمده است: چنین نیست که قرآن دربارهٔ گروهی خاص که پس از زمانی منقرض می شوند، این قدر اهتمام بورزد و بیشترین کلام را دربارهٔ این گروه به میان آورد.

آری، این آیات کسانی را که در صدر اسلام زیسته اند و این اوصاف بر بعضی آنان انطباق داشته است، به طریق اولی شامل می شود و حالِ آنان را چنان که هست، شرح می دهد؛ و در عین حال، هشدار و عبرتی برای آیندگان این صنف از مردم است و آنان را در بر می گیرد و عمومیّت دارد (رشید رضا، 1990: 1/125، 397؛ 2/70).

در دیدگاه نویسندهٔ الفرقان نیز اسباب نزول نمی تواند باعث تخصیص مفهوم و مفاد آیه یا سوره ای از قرآن به مورد نزول شود، بلکه مفهوم آیات، عام و شامل است.

اعتقاد به این نکته را می توان از جمله عوامل کاهش دهندهٔ اهمیت روایات سبب نزول در دیدگاه وی دانست؛ زیرا در این صورت، معنا و مفهوم آیه بدون سبب نزول نیز کارآیی دارد و نیازی به سبب نزول نیست.

وی در این باره می نویسد: سبب نزول ها نمی تواند عامی را که دربارهٔ قضیه ای خاص نازل شده است، به همان قضیه تخصیص بزند؛ زیرا مناط اعتبار، عموم لفظ است، نه خصوصیت مورد نزول (صادقی، 1365: 2/319).

وی بارها به این قاعده اشاره کرده است (همان: 1/356) و بی توجهی به این قانون را موجب از بین رفتن قرآن می داند: فإنما العبره بمطلق اللفظ او عمومه، لا خصوص المورد، و إلّا لمات القرآن کله، إذ مات الذین ورد بشأنهم (همان: 3/220).

از این رو، آن را قانونی می داند که همیشه جاری و ساری است و مفسر باید بدان توجه داشته باشد: کما هو الضابطه الساریه فی الآیات کلها (همان: 21/25).

در عمل نیز نمونه های فراوانی در تفسیر الفرقان یافت می شود که صادقی حکم آیه را بدون توجه به روایت سبب نزول، عام دانسته است (برای نمونه های بیشتر نک.

: همان: 1/356؛ 3/319؛ 7/152؛ 7/156؛ 8/41؛ 12/106؛ و 13/281).

با توجه به مطالب یادشده می توان نتیجه گرفت که المنار و الفرقان هر دو به این قاعده معتقدند و در جای جای تفسیر خود از آن بهره برده اند؛ و در استفاده از این قاعده، با هم اختلافی ندارند.

4.

کارکرد روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان همان گونه که پیش تر گذشت، روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان جایگاه بسیار والایی ندارند؛ ولی با این حال، این روایات در تفاسیر مذکور، کارکردهایی نیز دارند و مفسران در لابه لای تفاسیر خود به این نکته اشاره کرده اند؛ برای نمونه، در تفسیر المنار رشید رضا پس از گزارش روایت سبب نزول آیهٔ (فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَی) (البقره: 197) می نویسد: آری سبب نزول قطعاً در مواردی فهم آیه را روشن می کند (رشید رضا، 1990: 2/184).

وی گاهی هم فهم آیه را به دانستن سبب نزول آیه، منحصر دانسته است.

در تفسیر آیهٔ (الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَات) (التوبه: 79) پیش از هر چیزی می گوید: مراد از این آیه معلوم نمی شود جز آنکه روشن شود آیه برای چه و دربارهٔ چه کسانی نازل شده است (همان: 10/487؛ هاشمی، 1374 ب: 171).

از جمله مهم ترین جاهایی که صاحبان المنار از روایات سبب نزول بهره برده اند، تبیین آیات الاحکام است.

به طور کلی، صاحبان المنار معتقدند بسیاری از احکام، از نص و ظاهر آیه فهمیده می شود و نیازی به روایات در این باره نیست، اما در برخی جاها روایت سبب نزول می تواند جنبهٔ روشنگری به خود بگیرد و مفسر را در فهم آن حکم و آگاهی عمیق به حکمت و سرّ آن یاری کند (همان: 2/46).

از این رو، دربارهٔ حوادثی که موجب نزول آیات الاحکام هستند، صاحبان المنار کارکرد تبیینی روایت سبب نزول را تأیید می کنند.

کارکرد تبیینی روایت سبب نزول در شرح جزییات حوادث و اتفاقات دوران آغازین اسلام، از دیگر کاربردهای روایت سبب نزول در تفسیر المناراست که ذیل آیات 98 تا 101 سورهٔ آل عمران بدان اشاره شده است.

رشید رضا خود در این باره می گوید: شرح و بیان واقعه هایی همچون غزوات پیامبر 9 که در صدر اسلام اتفاق افتاده است، مانند غزوهٔ بدر و یاری خداوند در آن غزوه به مؤمنان و نیز مانند واقعهٔ احد و مصیبتی که بر مؤمنان وارد آمد، نمونهٔ وقایعی هستند که با توجه به روایات، مخصوصاً روایات سبب نزول، فهم دقیق آنها میسر است (نک.

: همان: 2/46؛ 4/14).

نقش دیگر روایات سبب نزول در تفسیر المنار در جاهایی است که از روایات سبب نزول، در جهت رد یا ترجیح دیدگاهی تفسیری بهره گرفته شده است.

اگر در تفسیر آیه یا جمله ای از آیه، آرا و دیدگاه های تفسیری، مختلف باشد، و روایت سبب نزول موافق رأی تفسیری رشید رضا وجود داشته باشد، آن سبب نزول را پس از تفسیر آیه، مؤید نظر خویش قرار می دهد.

از جمله می توان به آنچه ذیل آیهٔ 128 آل عمران آورده اند، مراجعه کرد (همان: 4/96؛ 2/185) و دید که او از این روایات سبب نزول، به عنوان تأیید دیدگاه تفسیری خود بهره برده است.

همین نقش در تفسیر الفرقان نیز مهم است.

صادقی نیز در تفسیر الفرقان، درباره برخی آیات که تفسیرهای مختلف و متعدّدی راجع به آن مطرح است، گاه یکی از تفسیرها را بر سایر تفسیرها ترجیح داده و روایت سبب نزول را به عنوان مؤید نظر خویش ذکر کرده است (صادقی، 1365: 2/237).

گاهی نیز مفسر روایت سبب نزول را نقل می کند، ولی هیچ گونه بهرهٔ تفسیری از آن نمی برد؛ مانند جایی که با استفاده از ظواهر قرآن، به تفسیر آیه پرداخته، ولی پس از آن به روایت سبب نزول هم اشاره کرده است.

در این قبیل آیات، مشخص نکرده که چرا روایت را نقل کرده و چه بهرهٔ تفسیری از آن برده است (همان: 7/286).

به نظر می رسد می توان اینها را نیز تأیید دیدگاه مفسر یا تقریر محتوای آیه نامید؛ زیرا با این عمل، او نشان می دهد که تفسیرش از آیه صحیح است و مضمون آیه نیز در روایت انعکاس یافته است.

در این صورت، اطمینان بیشتری در ضمیر خواننده ایجاد می شود (همان: 2/95 و 258؛ 16/457).

در تفسیر الفرقان نیز شرح و تبیین آیات الاحکام، یکی از نقش های روایات سبب نزول است.

نویسندهٔ الفرقان ذیل آیهٔ 158 بقره، به روایاتی دربارهٔ سبب نزول سوره استشهاد کرده است.

او می گوید مطابق این روایات، مردم قبل از نزول این آیه، فکر می کردند که سعی بین صفا و مروه گناه است؛ و با نزول این آیه، این ابهام برطرف شد (همان: 238).

سپس مفسر با استناد به روایاتی چند در این باره، نه تنها سعی بین صفا و مروه را گناه نمی داند، بلکه آن را از شعائر الاهی و واجب می داند (همان: 239).

صادقی سپس با بهره مندی از روایات فراوانی، شعائر الاهی و اهمیت سعی بین صفا و مروه را بیان می کند تا جایی که انجام دادن آن را موجب ذلت کافران و جباران می داند (همان: 244).

نویسندهٔ الفرقان برخلاف روش کلی خویش که بسیاری از روایات تفسیری اعم از روایات سبب نزول و غیر سبب نزول را در پاورقی تفسیر می آورد، محتوا و مضمون برخی روایات را به هنگام توضیح معنای آیه، در متن تفسیر یادآور می شود؛ و چه بسا هیچ اشاره ای به حدیث و روایت بودن آن نمی کند.

بلکه خواننده پس از مراجعه به پاورقی درمی یابد که توضیح متن، برگرفته از روایت سبب نزول است؛ مانند آنچه ذیل آیهٔ 59 سورهٔ آل عمران دیده می شود (همان: 5/164).

گاهی نیز مانند ذیل آیهٔ 165 آل عمران، در متن تفسیر، به سبب نزول تصریح می کند و بر اساس آن، به تفسیر و تبیین آیه می پردازد (همان: 6/77؛ 16/467).

بیان ارتباط جمله های آیه با روایات سبب نزول نیز از جمله نقش های روایات سبب نزول است که می تواند در تفسیر، تأثیر بسیار داشته باشد.

بعضی آیه ها مشتمل بر جملاتی است که در ظاهر ارتباط چندانی با هم ندارند و در نتیجه، ذیل و صدر آیه، معنای روشن و درخور پذیرشی به مفسّر نمی دهد.

در این آیات، مفسر با نشانه ها و شواهد خارجی، مفهوم آیه را تفسیر و تبیین می کند.

در تفسیر الفرقان، از جمله وسایلی که در این جهت به کار گرفته شده، روایات سبب نزول است که با بهره گیری از آنها، ارتباط جمله های آیه با یکدیگر کشف شده است؛ مانند بیان ارتباط دو جزء آیهٔ (یسَئلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّه قُلْ هِی مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجّ وَ لَیسَ الْبرُّ بِأَن تَأْتُواْ الْبُیوتَ مِن ظُهُورِهَا وَ لَکنَّ الْبرَّ مَنِ اتَّقَی) (البقره: 189) که در ظاهر از هم جدا به نظر می رسد.

مفسر ذیل آیه می گوید: چه ارتباط نزدیک یا دور بین صدر آیه (یسَئلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّه) و ذیل آیه (وَ لَیسَ البِرّ) می بینی؟ ارتباط بین این دو جمله، آشکار است؛ زیرا بخش اول آیه، به کسانی مربوط است که از نقش هلال ها در هستی می پرسند و کاربرد آن را در امور شرعی و از جمله حج نمی دانند؛ و بخش دوم آیه نیز مربوط به حج است؛ زیرا جمعی از مسلمانان بر اساس عادت و به گمان سنّت حسنه، هنگامی که از حج و یا عمره برمی گشتند، به جای ورود از درِ خانه ها از پشت بام ها وارد خانه می شدند.

خداوند ایشان را از این عمل باز می دارد و منع می کند (صادقی، 1365: 3/92).

این در حالی است که در ارجاع به پاورقی، مشخص می شود که گفتار مؤلف دربارهٔ آیه و تفسیر آن، متکی به روایات سبب نزول است (هاشمی، 1374 الف: 174).

رفع ابهام از برخی الفاظ مبهم و تعیین مصداق آیات، یکی دیگر از نقش های روایات سبب نزول در تفسیر الفرقان است؛ مانند آنچه در تفسیر آیهٔ 170 بقره دیده می شود (همان: 2/270؛ 16/437).

بهره گیری از روایات سبب نزول در تثبیت باورهای مذهبی نیز از محورهایی است که در تفسیر الفرقان از روایات سبب نزول استفاده شده است.

اگر روایت سبب نزول، مربوط به یکی از مسائل مذهبی باشد، در صورتی که روایت، شرایط صحت و اعتبار را داشته باشد، در الفرقان بر چنین روایتی تأکید می شود؛ نمونهٔ چنین کارکردی، ذیل آیهٔ 219 بقره دیده می شود (همان: 3/290).

بنابراین، دربارهٔ تشابه و اختلاف مفسران المنار و الفرقان دربارهٔ بهره گیری از روایات سبب نزول، می توان نتیجه گرفت که هر دوی این مفسران، در جاهایی از روایات سبب نزول در تبیین و شرح آیات استفاده کرده اند.

برای نمونه هر دو در تفسیر آیات الاحکام، با رد یا ترجیح دیدگاه های تفسیری خود یا دیگر مفسران و شرح جزییات حوادث دوران صدر اسلام، از روایات سبب نزول بهره برده اند.

ولی بررسی ها نشان می دهد که صادقی تهرانی در دو موضع دیگر نیز از روایات سبب نزول بهره برده که در تفسیر المنار دیده نمی شود.

اینها عبارت اند از: بیان ارتباط جمله های آیه با روایات سبب نزول؛ و بهره گیری از روایات سبب نزول در تثبیت باورهای مذهبی.

5.

کیفیت نقل روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان در تفسیر المنار روایات سبب نزول در جاهای مختلفی نقل شده است.

گاه بلافاصله پس از آیه، سبب نزول نقل می شود، و گاه پس از تفسیر آیه، و زمانی نیز بعد از بیان لغات آیه، و گاهی نیز پس از بیان همهٔ مباحث مربوط به آیه، به روایت سبب نزول اشاره ای می شود.

رشید رضا غالباً به نام راوی و مأخذی که روایت را از آن نقل می کند، بسنده می کند.

روش کلی رشید رضا در المنار این است که همه یا بیشتر روایات سبب نزول را که دربارهٔ آیه ای نقل شده گزارش می کند.

در مواضع فراوانی نیز به تحلیل و نقد روایت پرداخته است.

روش کلی نویسنده الفرقان نیز دربارهٔ چگونگی نقل روایات سبب نزول این است که وی روایات تفسیری، اعم از روایات سبب نزول و غیر سبب نزول، را در پاورقی تفسیر می آورد؛ گاهی نیز محتوا و مضمون برخی روایات را به هنگام توضیح معنای آیه در متن تفسیر یادآور می شود، ولی هیچ اشاره ای به حدیث و روایت بودن آن نمی کند.

بلکه خواننده پس از مراجعه به پاورقی درمی یابد که توضیح متن، برگرفته از روایت و سبب نزول است (صادقی، 1365: 5/164).

علاوه بر این، باید گفت غالباً روایات سبب نزول به صورت گزارشی نقل می شوند و اغلب، بدون تحلیل و نقد و بررسی رها شده اند.

مفسر در این روایات نیز، مانند دیگر روایات تفسیری، به راوی و مأخذ روایت بسنده کرده، از ذکر رجال سند خودداری می کند.

این نتیجه، از مطالعهٔ کامل و بررسی روایات سبب نزول در پنج جلد اول تفسیر الفرقان به دست آمده است.

نتیجه با توجه به آنچه گذشت: 1.

نویسندگان المنار و الفرقان، هر دو، رویکرد نسبتاً منفی به روایات سبب نزول دارند.

علت آن را می توان در چند محور ذیل خلاصه کرد: الف.

توجه به وحدت موضوعی سوره؛ به گونه ای که از نظر نویسندگان المنار و الفرقان هر سوره دارای یک هدف محوری و مشخص است که تمام آیات آن، گرد همان محور می چرخد.

ب.

حجت نبودن قول صحابه و تابعان؛ چون بیشتر روایات سبب نزول از معصومان: نقل نشده و غالباً روایت صحابه و تابعان است، نویسندگان المنارو الفرقان این گونه روایات را معتبر نمی دانند.

ج.

نقل به معنا شدن روایات، عامل دیگر بی اعتنایی نویسندگان المنار و الفرقان به روایات سبب نزول است.

د.

وجود اسراییلیات در میان روایات سبب نزول و ضعف در سند آنها، عامل دیگری است که سبب شده است نویسندگان المنار و الفرقان، رغبت کمی برای بهره گیری از این دسته از روایات در تفسیر نشان دهند.

ه .

اهتمام فراوان نویسندگان المنار و الفرقان به عقل و دریافت های عقلی، و نقد روایات سبب نزول با این معیار، باعث شده میزان اهتمام آنان به این گونه روایات کاهش یابد.

و.

مخالفت برخی روایات سبب نزول با قرآن، مهم ترین و اصلی ترین عامل نقد روایات سبب نزول در هر دو تفسیر المنار و الفرقان است.

بارها رشید رضا و صادقی تهرانی بر ضرورت توجه به این معیار تأکید کرده اند.

ز.

توجه به قاعدهٔ العبره بعموم اللفظ لا بخصوص السبب و جهان شمول بودن محتوا و پیام آیه، از دیگر عواملی است که در هر دو تفسیر المنارو الفرقان بدان توجه شده است.

2.

مفسران المنار و الفرقان تا حدودی به روایات سبب نزول بی اعتنا بوده اند، اما آنان، به ویژه صادقی، گاه از روایات سبب نزول در تفسیر قرآن بهره گرفته اند.

بهره گیری در تبیین آیات الاحکام، شرح جزییات حوادث و اتفاقات دوران صدر اسلام، ترجیح و یا رد دیدگاه تفسیری مفسران، تقریر و تأیید محتوای آیه، از بهره گیری های مفسران المنار و الفرقان از روایات سبب نزول است.

کارکردهای دیگری در تفسیر الفرقان برای این روایات وجود دارد که برخی از آنها عبارت اند از: بیان ارتباط جمله های یک آیه یا آیات مرتبط با روایات سبب نزول؛ رفع ابهام از برخی الفاظ مبهم و تعیین مصداق آیات؛ بهره گیری از روایات سبب نزول در تثبیت باورهای مذهبی؛ و .

.

3.

اصولاً در این دو تفسیر، شیوه خاصی در آوردن روایت سبب نزول پی گرفته نشده، بلکه در حالت های متفاوت و گوناگونی آورده شده اند: گاه پس از ذکر آیه، سبب نزول را نقل می کنند؛ و گاه پس از تفسیر آیه و گاه بعد از بیان لغات آیه و گاه در آخر همهٔ مباحث مربوط به آیه، سبب نزول آورده شده است.

تفاوت الفرقان با المنار در این است که صاحب الفرقان عموماً روایات سبب نزول را در پاورقی می آورد و به ندرت روایت سبب نزول در متن تفسیر می آید.

دربارهٔ کیفیت گزارش روایات سبب نیز در هر دو تفسیر، سند روایات گزارش نشده و به نام راوی که صحابی یا معصوم 7 است، بسنده شده است.

به ندرت برخی راویان نیز بررسی و نقد شده اند که در مقایسه با تعداد روایات سبب نزول به کاررفته در هر دو تفسیر، مقدار بسیار کمی از روایات را در بر می گیرد.

این نکته را شاید بتوان چنین توجیه کرد که نویسندهٔ الفرقان بارها در تفسیر خویش، معیارهای کلّی قبول روایت را، که از جملهٔ آنها روایت سبب نزول است، بیان کرده و تطبیق آن را بر عهده خواننده گذاشته است.

4.

نویسندگان المنار و الفرقان بارها به یک روایت سبب نزول دربارهٔ آیه بسنده نکرده و بیش از یک روایت را گزارش کرده اند.

چگونگی نقل روایات سبب نزول نیز بیشتر گزارشی است تا تحلیلی.

نکتهٔ مهم دیگر در این باره، این است که روایات تفسیری، اعم از روایات سبب نزول و غیر آن، اغلب به گونه ای مشروح و مفصّل بدون کمترین تلخیص یا حذف، بیان شده است؛ مگر اینکه در یک زمینه، چند روایت با راه های گوناگون ولی مضمون و محتوایی واحد وجود داشته باشد که در این صورت، یک روایت نقل و اشاره می شود که این روایت به طرق دیگر و در منابع دیگر نیز ذکر شده است.

5.

در منابع تفسیر روایی آنان نیز مشابهت ها و تفاوت هایی دیده می شود.

الدر المنثور سیوطی، تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر، و تا حدودیتفسیر طبری از منابع مشترک تفسیر روایی این دو تفسیر است.

تفسیر قمی، تفسیر فرات کوفی، البرهان، نور الثقلین، مجمع البیان و .

از تفاسیر اختصاصی استفاده شده در الفرقان، و صحاح سته نیز از منابع پرمراجعهٔ المنار است.

6.

این نوع نگاه به روایات سبب نزول و اعتماد بیش از حد به عقل و دریافت های عقلی، گاه منجر به مطرح کردن برخی روایات سبب نزول شده است.

بنابراین، شناخت حدود و ثغور بهره گیری از عقل در تفسیر قرآن، نکته ای است که مفسران باید به آن توجه کنند.

مراجع قرآن کریم.

ایوب، حسن (1425).

الحدیث فی علوم القرآن والحدیث، بی جا: دار السلام، الطبعه الثانیه.

رشید رضا، محمد (1990).

تفسیر المنار، مصر: الهیئه المصریه العامه للکتاب.

رومی، فهد بن عبدالرحمن (1403).

منهج المدرسه العقلیه الحدیثه فی التفسیر، بیروت: مؤسسه الرساله.

زرقانی، محمد عبدالعظیم (بی تا).

مناهل العرفان فی علوم القرآن، بی جا: دار احیاء التراث العربی.

سیوطی، جلال الدین (1421).

الإتقان فی علوم القرآن ، بیروت: دار الکتاب العربی، الطبعه الثانیه.

صادقی تهرانی، محمد (1365).

الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن والسنه، قم: انتشارات فرهنگ اسلامی، چاپ دوم.

صادقی تهرانی، محمد (1380-1381).

گفت وگو، در: مجلهٔ بینات، ش30-33.

طباطبایی، محمدحسین (1353).

قرآن در اسلام، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم.

طباطبایی، محمدحسین (1417).

المیزان فی تفسیر القرآن، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

غازی، عنایه (1411).

اسباب النزول القرآنی، بیروت: دار الجیل.

قرطبی، محمد بن احمد (1364).

الجامع لأحکام القرآن، تهران: انتشارات ناصر خسرو، چاپ اول.

کلینی، محمد بن یعقوب (1407).

الکافی، تحقیق: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم.

معرفت، محمدهادی (1415).

التمهید فی علوم القرآن، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ دوم.

واحدی، علی بن احمد (1411).

اسباب نزول القرآن، تحقیق: کمال بیسونی زغلول، بیروت: دار الکتب العلمیه.

هاشمی، سید حسین (1374 الف).

روش تفسیری الفرقان در اسباب نزول ، در: پژوهش های قرآنی، ش2، ص227-252.

هاشمی، سید حسین (1374 ب).

سبک شناسی مفسران در اسباب نزول: اسباب نزول در تفسیر المنار ، در: پژوهش های قرآنی، ش1، ص135-182.

نویسنده: محمد مولوی: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین پژوهشنامه مذاهب اسلامی شماره 7 انتهای متن/ http://fna.

ir/a3b57e نظرات دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری فارس در وب سایت منتشر خواهد شد پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
کلید واژه ها: قرآن - پیامبر اکرم - حوادث - انسان - انسان ها - تهرانی - اجتهاد - داستان - صادقی - واکنش - اخبار - انواع - نشان - مجید - عالی - منفی - زیبا - رشید - وحدت

آخرین اخبار سرویس:
واکنش سخنگوی شورای نگهبان به فیلم منتشر شده از جلسه خبرگان سال 68

درس هایی که حادثه پلاسکوبه ماآموخت/ایرادات معماری ساختمان درایران

سازمان حفاظت محیط زیست حق شکایت از دستگاه ها را دارد

تورج کوهستانی نژاد، محمدعلی صفا، روح الله افضلی مبانی قرآنی حکومت و بررسی دیدگاه های حضرت امام خمینی(ره)

بررسی تحقیق و تفحص از موسسه همشهری در صحن شورا

روزنامه استخدامی استان خراسان شمالی و شهر بجنورد | شنبه 30 دی 96

روزنامه استخدامی استان البرز و شهر کرج | شنبه 30 دی 96

روزنامه استخدامی استان همدان | شنبه 30 دی 96

روزنامه استخدامی استان خراسان جنوبی و شهر بیرجند | شنبه 30 دی 96

جنجال در آمریکا برسر تخلف احتمالی مقام های ارشد دولت اوباما

عضویت منطقه آزاد قشم در سازمان گردشگری جهانی در دستور کار قرار می گیرد

تحلیل نظریه حق الناس در خصوص حق رأی و بررسی صلاحیت ها - بخش دوم و پایانی حق الناس و حق نمایندگی

مهدی نادری، محمد رحیمی نقش رسانه های نوین ارتباط جمعی در احساس امنیت اجتماعی جوانان

سازمان حفاظت محیط زیست حق شکایت از دستگاه ها را دارد

تعاریف بنیاد شهید شامل آتش نشان های حادثه پلاسکو نمی شود/ نامگذاری یک مکان به نام جانباختگان حادثه سانچی

نامه رهبران روهینگیایی خطاب به دولت میانمار؛ شهروندی روهینگیایی ها را بپذیرید

واکنش سخنگوی شورای نگهبان به فیلم منتشر شده از جلسه انتخاب رهبری

سید محمد رضا حسینی عوامل تهذیب نفس درنگاه ملاصدرا

روزنامه استخدامی استان خراسان رضوی و شهر مشهد | شنبه 30 دی 96

شرکت هواپیمایی ملی "پاکستان" به شرکت های خارجی واگذار می شود

تجمل گرایی و اشرافی گری از نظر اسلام

ایجاد اشتغال و فقرزدایی از اولویت های اصلی دولت است

// داستان برد و باخت یک ادغام //

هیچ وقت نسبت به مذاکره ی با آمریکا خوش بین نبودم/ ما گفتیم که توافق نکردن بهتر از توافق بد است/ گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید

بداء در نصوص وحیانی و آرای فلسفیان؛ پژوهشی تطبیقی -بخش اول اهمیت عقیده به بداء

مجتمع مس انجرد زمینه اشتغال حداقل دو هزار نفر را فراهم می کند

رهبر طالعی حور - رستم بهرامی راهبرد نفوذ ایالات متحده آمریکا و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

محمد کریم حکمت آرا، عادل سلطانی تأثیر نماز بر وجدان کاری و ایجاد تعهد شغلی از منظر آیات و روایات

33 سال پیش در چنین روزی دفاع نخست وزیر لبنان از مذاکرات با اسراییل

علی کارگر منازعات کلامی، ملاحظات اساسی

واترگیت2؛ جنجال در آمریکا برسر تخلف احتمالی مقام های ارشد دولت اوباما

راه روشن روشن فکری اصیل اسلامی در نگاه مقام معظم رهبری؛ علائم بیماری و سلامت روشن فکری

تحلیل سازه انگارانه سیاست خارجی نوین ترکیه و رقابت با جمهوری اسلامی ایران - بخش اول برداشت دینی از تحولات نظام بین الملل

دو شخصیت بین المللی در انتخابات ریاست جمهوری مالی نامزد شدند

چالش کاردان با کاردان ها

یادداشت/ زینب محبوبی جهانی به نام اینستاگرام

خواب جدید اصلاح طلبان برای "اسحاق"

سید حسن بطحایی بدن اخروی از دیدگاه صدرالمتالهین و مقایسه آن با علامه طباطبایی

یادداشت/ عباس حاجی نجاری رهیافتی برای شکست امپراطوری جنگ نرم دشمن

توهین به ارزش های اسلامی در فضاهای مجازی جرم است

مسئولان از حقوق ملت و طبقات ضعیف جامعه دفاع کنند

حاجی نجار: موشک های ایران وسیله ای برای جلوگیری از تهدیدات آینده است

طهماسب علیپوریانی - محسن عزیزی نیا روان شناسی استبداد رضاشاه

مهدی نادری - اسماعیل عارفی گوروان چالش های هویتی گفتمان اسلام سیاسی در ایران معاصر

سامی عنان نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری مصر اعلام کرد

کنترل زبان عامل سوددهی و رسیدن به تقوا است

مسأله فلسطین به عنوان مسأله اصلی جهان اسلام باشد

حضرت زینب(س) الگوی مدافع ولایت بوده است

چیستی عدل -بخش سوم و پایانی محکمات و متشابهات در عدل الهی

آناهیتا امیرشجاعی ترجمه پذیری و ترجمه ناپذیری قرآن

تحریم کالاهای صهیونیستی و غربی مورد تأکید باشد

پیروزی جنگ 33 روزه از دستاوردهای دفاع ایران از جبهه مقاومت است

روح الله نجفی پژوهشی درباره رویکرد فقهی رشید رضا در تفسیر المنار

یادداشت/ جعفر بلوری دولت همت کند هنوز فرصت هست

حقوق شهروندی اتاق شیشه ای و ضرورت تغییر

فهرست کامل اسم دختر مذهبی

نازنین ملکیان، مریم بهادری استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تعهد و صمیمیت زوجین

به بهانه سالگرد تیرباران سران فداییان اسلام شهید نواب صفوی و فداییان اسلام به روایت اسناد

محمد حسین وفاییان، احد فرامرز قراملکی روش شناسی صدرالمتالهین در تحلیل مفهومی-وجودی نفس انسان

بازنگری حدیث تردّد - بخش اول تحلیل فقهای عامه پیرامون حدیث تردّد

تقدیر العبادی از تلاش های وحدت بخش مرجعیت عراق

عکس/ واژگونی کانکس اسکان موقت زلزله زدگان سرپل ذهاب

امید مجد، فاطمه ابوحمزه سنجش دقت در ترجمه معانی ضمنی و کنایی استعارات و کنایات سوره های هود، یوسف و انبیاء

بررسی ویژگی های شمایل نگاری شیعی در نقاشی های قهوه خانه ای عصر قاجار - بخش اول شمایل نگاری شیعی

رضا حیدری ماجرای تشکر سلمان رشدی از اصلاح طلبان چه بود؟!

محمد حسین زاده تحول حمل در فلسفه اصالت وجود

محمدرضا ارشادی نیا ارزیابی توجیه روایی کیفیت معاد جسمانی در دیدگاه حکیم آقاعلی مدرس

سامی عنان نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد

تصویری کمتر دیده شده از شهیدان قاسم عیوضی و جعفر لشکری

سفیر و معاون نمایندگی ایران در سازمان ملل عنوان کرد افغانستان بعد از تهاجم آمریکا امن تر نشده/ افغانستان به محلی برای همکاری بین المللی تبدیل شود نه رقابت

رییس سابق ستاد مشترک ارتش مصر اعلام کاندیداتوری کرد

عقل و عشق از دیدگاه عرفانی و فلسفی

بازپژوهی مبانی قانون‎گذاری در منطقه‎الفراغ نظام فقهی حقوقی شیعه (با تأکید بر انگاره‎ شهید صدر) ـ بخش اول ادله وجود منطقه‎الفراغ

انتظار نامعقول از صداوسیما/دولت همت کند هنوز فرصت هست/روحانیت درباره ریشه نابسامانی ها تحقیق کنند/تهدید ترامپ جدی است؟

منوچهر محمدی - حسین خدادادی بازتاب انقلاب اسلامی، براساس نظریه نظام نوری شیخ اشراق

امضای لایحه صدور مجوز جمع آوری اطلاعات از خارج کشور توسط ترامپ

کتاب روابط بین المللی خاورمیانه؛ هر آنچه لازم است در مورد خاورمیانه بدانید

حامد حاجی حیدری عارضه ای به نام خودتخریبی

واکنش 4 سردار سپاه به شرط جدید ترامپ درباره برجام

زهرا اسکندری، مرتضی شاهرودی بررسی تطبیقی فاعلیت ذهن در فرایند ادراک از دیدگاه ملاصدرا و هوسرل

مصطفی همدانی نقد سازه معناشناختی مدل ارتباطی منبع معنا از منظر حکمت متعالیه

برنامه تمرینی 400 حرکتی برای فیتنس

در گفت وگو با فارس بیان شد همه چیز درباره ساختار جدید وزارت خارجه از زبان سخنگو

بازتاب کشتی قرآن مطلا در توییتر

بیانیه ای درباره حواشی قرآن کشتی مطلا

فیروز نجفی - حسین مسعودنیا - سید جواد امام جمعه زاده - حمید نساج نقش و جایگاه گروه های شیعه در ساختار سیاسی عراق پس از فروپاشی (2015 ـ 2003)

فرصت طلایی برای ایمن سازی شهر در برابر زلزله را از دست دادیم/شتاب زدگی در برنامه ریزی ممنوع

محمدرضا حاجی اسماعیلی، امیر احمدنژاد، عاطفه محمدزاده بررسی تطبیقی مفهوم نسخ از دیدگاه مؤلفان التفسیر الاثری الجامع و التفسیر الحدیث

بصیرت و اخلاص مانع از شکل گیری فتنه است

انس با قرآن؛ اقتضای امروز انقلاب و جامعه انقلابی

پاسخ آستان مقدس حضرت معصومه(س) به حواشی پیش آمده درباره قرآن مطلا

الخاص ویسی، آزاده عبادی ساختارهای گفتمان مدار آیات مربوط به قیامت درسه جزء اول قرآن

تواضع چیست؟ فرق تواضع با ذلت و چاپلوسی

به بهانه ی سالگرد شهادت چند تن از سران فداییان اسلام واکاوی جایگاه فداییان اسلام در فضای سیاسی دهه ی 20 ایران

علی امامی میبدی، احمد هادی بررسی موانع انتقال فناوری در قرارداد بیع متقابل و ارزیابی ریسک انتقال فناوری در قرارداد ‏جدید نفتی ‏ایران (‏IPC‏)

ترامپ: لایحه صدور مجوز جمع آوری اطلاعات از خارج کشور را امضا کردم

عکس/ همسرت را طلاق بده و جایزه بگیر

بررسی یک سؤال: آیا مطبوعات به پایان راه رسیده اند؟

آلودگی هوای عسلویه 7 برابر بیشتر از تهران

پیشنهاد یک امام جمعه به روحانی: دو ماه حقوق وزرا را ندهید

جایگاه و کارکرد روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان

جایگاه و کارکرد روایات سبب نزول در تفاسیر المنار و الفرقان