مطالب مرتبط:
پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم!
استخدام کارشناس فروش با حقوق و مزایا در شرکت ثبت ایلیا
تجمع اعتراضی کارگران پروژه 2 خطه کردن راه آهن زنجان به تهران نسبت به عدم پرداخت حقوق
برهی 120 میلیارد تومانی شهرداری سنندج/ 2 ماه حقوق پرسنل شهرداری عقب افتاده است
دستگاه های منتخب از عملکرد خود در زمینه حقوق شهروندی گزارش می دهند
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 27 آذر 1396 ساعت 10:322017-12-18سياسي

پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم! / هیچ مسئولی حتی به درخانه ما نیامد/ نه حقوق می خواهیم و نه مزایا، فقط فراموشمان نکنید


28 بهمن ماه دومین سالگرد پسرم است.

دست و بالم برای برگزاری مراسمش خالی است.

از در و همسایه پسته گرفته ام تا برایشان بشکنم و پولی که از دستمزد این کار به دست می آورم را برای سالگرد عوض خرج کنم.

- : دلم هوای فاطمه دخترک هشت ساله شهید مدافع حرم حامد بافنده را که می کند.

بی درنگ راهی کرمان می شوم.

چند روزی است که فکر و یاد شهید حامد بافنده از ذهنم دور نمی شود.

نمی دانم حکایت این به یکباره راهی شدنم در چیست، اما به نیت زیارت خانه شهید به راه می افتم.

مسافت دوری است ولی به دیدن لبخند تنها یادگار شهید می ارزد.

راه کرمان، شهرستان رفسنجان روستای لاهیجان را در پیش می گیرم تا به خانه شهید برسم.

میان راه همه حواسم به عکس های شهداست که در و دیوار را آراسته اند، عکس هایی که در میانشان نشانی از شهید حامد بافنده تنها شهید ایرانی مدافع حرم شهرستان رفسنجان نیست.

اینجاست که معنی غربت شهدای لشکر فاطمیون را بهتر متوجه می شوم.

کمی جلوتر، به روستای لاهیجان می رسم که بر تارک افتخارات خود نام 44 شهید دفاع مقدس و دو شهید مدافع حرم به نام های حامد بافنده و عوض رحمانی را دارد.

ابتدا قدم بر مزار شهدا می گذارم، اما وقتی چشمم به سنگ مزار جانباز شهید عوض رحمانی می افتد .

برایم جالب است افتخار جانبازی و شهادت برای یک دهه هفتادی .

همین کافی است تا شوق دیدار خانواده اش در من بیشتر شود با کمی پرس و جو به خانه ای قدیمی شهید که شاید قدمتش به 70 سال هم برسد می رسم.

می روم تا روایت شهادت عوض را از زبان خود خانواده بشنوم.

این نوشتار ماحصل همدلی است با سمین محمدی مادر رزمنده جانباز عوض رحمانی .

دیوارهای خاکی با عکس شهدا وارد حیاط خانه که می شوم فرسوده بودن خانه با همه کمبودها و کاستی هایش به چشم می خورد.

سمین محمدی مادر47ساله شهید به استقبالمان می آید.

وارد خانه می شوم، کم اثاث است و فضای خالی زیاد به چشم می آید.

زیلوها پاره و دیوارهای تخریب شده ساده و بی آلایش که با قاب عکس ها و تصاویر شهدای مدافع حرم مزین شده اند آنقدر با شکوهند که نبودن ها را زود از یادت می برند.

حرف های مادر اینگونه آغاز می شود.

30سالی می شود که در ایران هستیم.

همسرم از همان ابتدا کارگری کرد.

کفاشی، بنایی و هر کاری که بتواند رزقی به خانه بیاورد.

ما حصل زندگی مان هم شش هدیه خداوندی بود.

سه پسر و سه دختر و عوض خمس فرزندانم شد و هدیه به خانم زینب (س).

پسرم اهل ورزش و کار بود.

هرکاری می کرد تا چرخ زندگی مان بچرخد.

درس و مشقش را هم رها کرد.

اوضاع پدر و ناتوانی اش بهانه ترک تحصیلش شد.

راستش را بخواهید اگر عوض نبود شاید سخت تر از اینها بر من و خانواده می گذشت.

ستون خانه ام بود و عصای دست پدر.

به مادر می گویم بااین شرایط سخت زندگی پس چطور عصای دستت را راهی میدان نبرد کردی؟ مادر می خندد و می گوید حامد بافنده را که می شناسید.

عوض دوستی و رفاقت نزدیکی با حامد داشت.

یک روز آمد و به من گفت مادر جان حامد می خواهد به سوریه برود.

گفتم خب.

گفت من هم می خواهم همراهش بروم.

می خواهم همسنگر حامد باشم.

گفتم نه مادر جان تو کوچکی، کاری از دستت بر نمی آید.

امسال نه، سال دیگر برو.

گفت شاید سال بعد جنگ تمام شود! گفتم خدا را شکر که تمام می شود ان شاء الله با پیروزی اسلام هم تمام شود.

دیگر حرفی نزد.

همان شب دقیق یادم نیست، ساعت دو یا سه نیمه شب بود.

با فریادهای یا زینب یا زینب عوض از خواب بیدار شدم.

در خواب می گفت یا زینب من می آیم.

فریاد می زد و خانم را صدا می کرد.

کنارش نشستم و آرام آرام صدایش کردم.

گفتم چه شده مادر؟!گفت مادر رضایت پدر را بگیر، حتماً بگیر که من بروم.

باید بروم.

خواب دیدم که خانم زینب (س) من را صدا می کند.

مادر تو شش فرزند داری اجازه بده تا من سهم خانم حضرت زینب(س) شوم.

دست از من بکش تا بروم، دوباره بر می گردم.

نوار مغزی شهید عوض رحمانی جشن دامادی برای اعزام به جبهه مقاومت این حال و روزش را که دیدم رضایت دادم، اما پدرش راضی نمی شد.

حکایت خواب را برای پدرش تعریف کردم.

گفتم عوض باید برود، به دست و پای پدرش افتادم که رضایتش را بگیرم.

گفت بچه کوچک است، آنجا شیرینی و حلوا پخش نمی کنند، جنگ است.

اسارت دارد، شهادت دارد.

در نهایت خودم رفتم امضا دادم.

خدا شاهد است خیلی خوشحال بودم که راهی اش کردم.

انگار او را به جشن دامادی اش می فرستادم.

پسرم همراه و همسنگر حامد بافنده بود و در عملیات آزادسازی شهر شیعه نشین نبل الزهرا حضور داشت که موج انفجار به شدت به او آسیب رساند و بعد از مجروحیت دو روز در دمشق تحت درمان قرار گرفت و بعد از آن به ایران منتقل شد.

مادر می رود و با سینی چای در دست دوباره به کنارمان می آید و با دلی سوخته از فرزندش می گوید.

وقتی پسرم به ایران آمد دو روزی در بیمارستان ماند، اما به خاطر پیدا کردن رفیقش از بیمارستان بیرون آمد تا به دنبال همرزم و دوستش بگردد و مادرش را از نگرانی در آورد.

شب به خانه آمد و خوابید.

نیمه های شب سردرد شدیدی گرفت آنقدر که امانش را بریده بود.

صبح رفتم تا صدایش کنم، اما دیدم خون از بینی اش خارج شده و تمام کرده است.

دستنوشته شهید عوض رحمانی که تاریخ شهادت خودش را 16 دی اعلام کرده بود نه شهید است نه جانباز اینجا دیگر بی قراری های سمین محمدی امان نمی دهد و بغض های فرو خورده اش سر باز می کند.

کنجکاو می شوم و می خواهم تا ادامه ماجرا را بشنوم.

می پرسم مادر جان حکایت سنگ مزار پسرتان چیست؟ چرا عنوان شهید روی آن نخورده است؟ می گوید دخترم هنوز هم عوض را به عنوان شهید نمی شناسند و با اینکه نام جانباز بر سنگ مزارش هم حک شده اما نه بنیاد شهید، نه سپاه و نه خود فاطمیون او را جانباز نمی دانند.

مادر ادامه می دهد بعد از اینکه فرزندم را در آن حال دیدم او را به بیمارستان منتقل کردم پزشک گفت باید کالبد شکافی شود.

قبول کردم.

آمدم خانه تا منتظر جواب کالبد شکافی اش شوم.

از خستگی خوابم برد.

عوض را خواب دیدم.

گفت مادر جان تو من را به خانم هدیه داده ای؟چطور رضایت دادی من را کالبد شکافی کنند؟من شهید هستم تو چطور شک داری؟ سریع برگشتم و ماجرای خواب را برای دکتر تعریف کردم.

پزشک گریه کرد.

گفتم خودتان می دانید می خواهید کالبد شکافی کنید یا نه اما فرزندم نوید شهادتش را به من داد.

دستنوشته شهید عوض رحمانی دعوتنامه شهادت قبل از رفتن به من سفارش کرد و خیلی هم تأکید داشت که مادر هرگز دنبال حق و حقوق شهادت من نباش، هر کسی در راه رضای خدا به شما کمک کرد بپذیر.

من برای گرفتن حق، پول و امتیازی مدافع حرم نشدم.

جسد پسرم را از بیمارستان گرفتم.

خانم پزشک مسئول در نامه ای برای مسئولان نوشت علت فوت عوض رحمانی ناشی از حضور در منطقه و تأثیر جراحت ها و موج انفجار است، اما آن نامه را از من گرفتند و دیگر به من ندادند.

برای من مهم نیست.

برای آنچه در راه خدا داده ام چیزی نمی خواهم، هر کس برای پسرم کاری کند خود خدا اجرش را بدهد.

هر کس هم که کار نکند خودش می داند و خدای خودش.

پسرم در آخرین وعده اعزام صبح زود از خواب بیدار شد.

دی ماه سال 1394بود.

خودم راهی اش کردم.

از زیر قرآن ردش کردم.

خیلی خوشحال بود.

به من گفت بعد از رفتنم اشک نریز.

مادر جان ان شاءالله دعوتنامه شهادتم را برایت می آورند.

دلت را با من راهی کن و اصلاً ناراحت نباش.

مسئولان بی دغدغه نگاهی به اطراف خانه می اندازم.

چشمم به پسته های شکسته و پاک شده کنار دیوار که می افتد مادر متوجه می شود و می گوید 28 بهمن ماه دومین سالگرد پسرم است.

دست و بالم برای برگزاری مراسمش خالی است.

از در و همسایه پسته گرفته ام تا برایشان بشکنم و پولی که از دستمزد این کار به دست می آورم را برای سالگرد عوض خرج کنم.

همه مراسم های تشییع و تدفینش را هم خودمان برگزار کردیم.

هیچ مسئولی کاری نکرد حتی کسی به درخانه ما نیامد.

نمی دانم چه باید بگویم.

مادر آه تلخی می کشد و می گوید تنها کسی که به خانه ما آمد و پیگیر مسائل پسرم شد دوست شهیدش حامد بافنده قبل از شهادت بود.

چند باری آمد و به ما سر زد.

وقتی می آمد می گفت مادر جان، هر امری داشته باشید من در خدمت شما هستم.

شما هم من را دعا کنید تا شهید شوم.

می گفتم نه حامد جان پسر من وابستگی به زن و فرزند نداشت، مجرد بود.

تو دختر داری دلم نمی آید برای شهادتت دعا کنم.

تو شهید شوی برای دخترت سخت است.

کمی بعد از آن بود که خبر شهادت حامد را شنیدم.

برادر شهید رحمانی که می خواهد جای او را در دفاع از حرم پر کند ما را از یاد نبرند از مادر می خواهم هر انتظاری که از مسئولان بنیاد شهید، سپاه و مسئولان فاطمیون دارد بگوید تا مکتوب کنیم که لبخندی می زند و می گوید من نان آور خانه ام را برای دفاع از حرم فرستادم.

امروز هم پدرش با تمام ناتوانی اش کار می کند و خودم هم دست به کار شده ام که زیر دین و منت کسی نمانیم.

اما ای کاش مسئولان و سردار عزیزمان حاج قاسم حرف های من را بشنود.

می خواهم گله کنم اما یاد سفارش های پسرم مجال نمی دهد.

فقط یک سؤال دارم.

مگر نه اینکه عوض من رزمنده جبهه مقاومت بود، مگر نه اینکه برای دفاع از از اسلام راهی شد، مگر نه اینکه پلاک و مدارک شناسایی برای حضور داشت، خب مجروحیت و موج انفجار و آن آسیب ها همه در منطقه اتفاق افتاد.

وقتی به خانه آمد به رحمت خدا رفت که خود پزشکان هم می دانند از اثرات آن موج انفجار است.

من نمی خواهم نام شهید را بر فرزندم بگذارند.

نمی خواهم با نام جانباز که روی سنگ مزارش حک کرده اند، او را مورد خطاب قرار دهند.

تنها یک درخواست دارم.

وقتی پیامک برگزاری یادواره و مراسم خانواده شهدا و جانبازان مدافع حرم به گوشی پسرم می آید دلم می گیرد.

می گویم چرا هیچ کس سراغی از ما نمی گیرد.

از این موضوع خیلی ناراحتم و خیلی گریه می کنم که ما را در مراسم ها دعوت نمی کنند.

تنها خواسته من همین است که ما را از یاد نبرند.

من تا زنده ام نه حقوقی می خواهم و نه چیزی.

پدر و مادر شهید عوض رحمانی در مقابل منزلشان در یکی از روستاهای رفسنجان خانه اجاره ای با همسری که کمک خرج خانه را در می آورد جای هزاران هزار شکرگزاری دارد.

امروز پسرکوچکم اصرار دارد که برود و جای برادرش را بگیرد من مخالفم و می گویم تو نباید بروی.

برادر بزرگ تر از تو باید برود.

تو بمان من برایت زن بگیرم بعد برو.

برادر بزرگ ترش هم امروز ادامه دهنده راه عوض است.

ما برای اعتقادمان برای غیرتی که در وجود بچه هاست صبوری می کنیم.

از شما و همکارانتان در رسانه ها هم می خواهم در دومین سالگرد مراسم فرزندم شرکت کنید.

خودمان با کمک شهدا مراسم می گیریم.

همه این غربت و گمنامی هم فدای دل خانم زینب(س).

نمایی از حیاط و طویله در خانه شهید عوض رحمانی بعد از دیدار با خانواده جانباز شهید عوض رحمانی با همه بغض هایمان راهی خانه شهید مدافع حرم حامد بافنده برای دیدار دخترش می شویم.


کلید واژه ها: شهید - مدافع حرم - خانه - شهدا - مدافع - رحمانی - جانباز - سالگرد - دیوار - خانواده - لاهیجان - رفسنجان - روستای - مادر - شهادت - ایران - کرمان - زندگی - دفاع مقدس - دختر - پسته - هدیه - سنگ مزار - تصاویر - دستمزد - ایرانی - فرسوده - دیدار - تخریب - قدیمی

آخرین اخبار سرویس:
پیکر شهید مدافع حرم «محمد معافی» در زادگاهش به خاک سپرده شد +تصاویر

مشکلات دانشجویان بازداشتی به حداقل رسیده است

آقای رییس جمهور! در راه اندازی شبکه ملی اطلاعات اهتمام کنید

ارتقای معرفت و بصیرت راه مقابله با توطئه چینی دشمنان نظام است

اخطار معاون استاندار مازندران برای بستن پرونده روابط عمومی های بنری

دشمن با ایجاد چالش‎های اجتماعی به جنگ انقلاب اسلامی آمده است

سیسی رسما نامزد انتخابات ریاست جمهوری مصر شد

تعلیقه آیت الله صادقی بر کتاب عروهالوثقی رونمایی شد

بوشهر باکمبود 2500 پرستار روبروست

مساجد و دانشگاه ها، کانون های اصلی شکل گیری انقلاب بودند

رژه اقتدار یگان های شناور نیروی دریای ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد

پیکر شهید مدافع حرم محمد معافی در نکا تشییع شد

ماجرای پیام های درِگوشی در مجلس

مجوز سرمایه گذاری در طرح تولید کاغذ از کربنات کلسیم در شهرستان خرامه صادر شد

حجت الاسلام علی قابل رییس مجمع بسیج استان قزوین شد

ناگفتنی های مادر دخترسه ساله ای که در توییتر طوفان به پا کرد

طرح ترافیک جدید نیازی به مصوبه شورای شهر ندارد!

کارگاه های آموزشی بهداشت و سلامت همزمان با دهه فجر در پردیسان آغاز می شود  

«عدالت در اندیشه و عمل دولت های جمهوری اسلامی»

هیچ کشوری حق دخالت در امور ایران را ندارد

پل ها، پول ها را بلعیدند

اجرای بیش از هزار برنامه همزمان با دهه فجر در استان

شهیدان مظهر صلابت این مرز و بوم هستند

دومین سالروز شهادت شهید جلال اسدی زاده

جزییات تشییع پیکر آیت الله عبودیت

نشست خبری رییس جمهور تا دو هفته دیگر برگزار می شود

استخدام نیروی خدمتکار خانم جهت یک بیمارستان در تهران

دکتر بیگدلی در همایش بانکداری الکترونیک و نظام های پرداخت اعلام کرد: تدوین نقشه راه بانکداری دیجیتال در بانک ملت

استخدام نصاب ماهر کابینت با ابزار کامل در خراسان رضوی

8 بهمن، آخرین مهلت ثبت نام "کنکور کارشناسی"

استخدام منشی و حسابدار خانم در شرکت دکوراسیون داخلی

تسهیلات ویژه برای دانشجویان مشمول خارج از کشور

نباید تجربه "خاوری" تکرار شود

استخدام بازاریاب در شرکت آلمانی لئونیکس

معاون نوسازی و بهره برداری ایدرو منصوب شد

استخدام با مدرک دیپلم یا فوق دیپلم فنی در تهران

مهاجرت ناشی از گرد و غبار خوانسار را می خشکاند

منازعات سیاسی همراه با فقر و ناامنی چه اثری بر اقتصاد ایران می گذارد؟

حرکت غیرانتخاباتی جمنا کلید خورد /چمران: جمنا برای ورود به انتخابات به نتیجه نرسید

مسیرتحول کیش نیازمند صبر و مقاومت است

تکنیک های قرآنی برای موفقیت در زندگی

مدیران متخلف و سهل انگار شهرداری اردبیل مواخذه می شوند

نماینده دشتی و تنگستان: به مشکلات خانواده های جان باختگان سانچی رسیدگی شود

آخرین جزییات ثبت نام کنندگان کنکور 97

مدیران معاونت مطبوعاتی باید وکیل مدافع مطبوعات در دولت باشند

منشا بروز آسیب ها و معضلات اجتماعی چیست

ملت آپلودی بودیم دانلودی شدیم!

برجام و توان دفاعی کشورمان به هیچ عنوان قابل مذاکره نیست

امنیت کشور در فضای مجازی هدف قرار گرفت/ دولت برنامه ارائه کند

جمعه 6 بهمن ماه؛ دومین نشست فصلی زنان حزب کارگزاران برگزار می شود

با کیهان نوردان ناو "سایوز ام.اس-9" آشنا شوید

مصاحبه اخیر رییس جمهور بیشتر از همیشه «دیده»شد

نمایشگاه گروه «تله رویایی هنر» در فرهنگسرای بهمن

سفر رییس دیوان محاسبات کشور به یزد

فاصله بین مردم و مسئولان کم شود

همه دستگاه ها بخصوص دولت کمک کنند تا امر پیشگیری موثر واقع شود/ آخرین پیگیری ها در مورد پرونده های مؤسسات مالی و اعتباری

وضعیت ترجمه و نگارش اخبار انگلیسی در رسانه ها بررسی شد

معاون استاندار زنجان: سرمایه های اجتماعی؛ مهمترین محافظ کشور هستند

حجت الاسلام علی قابل رییس مجمع بسیج استان قزوین شد

باغ پنبه؛ یادگاری از روزگار قاجاریه در قم

انتشار نظریه های روابط بین الملل

بسیج سازندگی ایلام 366 طرح اشتغالزایی در مناطق محروم اجرا کرد

شهردار همدان: توانمندسازی حاشیه شهر در راس امور اجرایی است

انجام کار فرهنگی و قرآنی فعالیتی ارزشمند است/برگزاری جشنواره هفته قرآن و عترت در اسفند

2 هزار دانش آموز البرزی سن تکلیف خود را جشن گرفتند

پرونده های حوزه قطع درختان با جدیت پیگیری شود

هزاران حدیث برای زیرسؤال بردن حقانیت ائمه(ع) جعل شده است

استخدام ترخیص کار خانم درشرکت بازرگانی آسان تجارت ملل در تهران

حضرت زینب کبری (س) مقدمه ساز ظهور حجت خدا هستند

استخدام منشی خانم در یک شرکت معتبر محدوده فاطمی

برنامه شبکه های سیما در ایام دهه فجر/ پخش سریال ستارخان از شبکه یک سیما

تلاش برای راه اندازی "دروس خارج از فقه" و "اصول" در آذربایجان شرقی

همایش «بازار حلال در ژاپن و جنوب شرق آسیا» در توکیو

وظیفه اصلی بانوان تربیت و پرورش نسل جدید آن جامعه است

همه دستگاه ها بخصوص دولت کمک کنند تا امر پیشگیری موثر واقع شود/ آخرین پیگیری ها در مورد پرونده های مؤسسات مالی و اعتباری

برد موشک هایمان را متناسب با تهدیدات تنظیم می کنیم

مذاکره در خصوص امور دفاعی و موشکی چیزی جز هذیان گویی نیست

استخدام نجار ماهر و MDF کار در خراسان رضوی

گفتگو با علی اکبر ولایتی در ویژه برنامه «ایران»

استخدام اتوکار و بسته بند در اسلامشهر

استخدام فروشنده آقا در فروشگاه کفش سناتور

استخدام کارگر جهت یک درب و پنجره سازی در تهران

صنایع دریایی با تکیه بر توان بومی تولید می شوند

اخطار معاون استاندار مازندران برای بستن پرونده روابط عمومی های بنری

استخدام کارخانجات ریسندگی ، بافندگی و پوشاک جامعه در مشهد

دانلود درس پژوهی پایه چهارم ابتدایی آشنایی با انواع آینها و کاربرد آنها

دیدار 6 نماینده مجلس با وزیر دادگستری

تنها 20 درصد احکام بودجه 95 اجرایی شده است

بوشهر باکمبود 2500 پرستار روبروست

موسی پور: تا سال 1401 بیست هزار معلم وارد بازار کار می کنیم

پایان سینما اینجاست !

فردا پنج شنبه کنگره جمعیت ایثارگران با سخنرانی رحیمیان و حدادعادل برگزار می شود

نه فرانسه و نه هیچ کشور دیگری حق دخالت در امور ایران را ندارد

معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف: اجرای امینانه نیات واقفان از اولویت های سازمان اوقاف است

ضرورت استفاده از همه ابزارهای دیپلماتیک برای جلوگیری از کشتار کردهای سوریه

مردم شبکه ملی اطلاعات را از دولت بخواهند

سواد رسانه ای لازمه ارتقاء رشد و تفکر انتظامی است

رونمایی از کتاب تا رهایی در دهه فجر امسال

رونمایی از کتاب دست نویس آیت الله صادقی

سمینار علمی همگرایی و واگرایی در جهان اسلام در دهلی نو

پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم! / هیچ مسئولی حتی به درخانه ما نیامد/ نه حقوق می خواهیم و نه مزایا، فقط فراموشمان نکنید

پسته می شکنم تا خرج سالگرد شهیدم را جورکنم! / هیچ مسئولی حتی به درخانه ما نیامد/ نه حقوق می خواهیم و نه مزایا، فقط فراموشمان نکنید