مطالب مرتبط:
خطر جدی دیواره آرامگاه «خشایارشاه» در نقش رستم را تهدید نمی کند
روسیه: آسیا نباید به بهانه تهدید کره شمالی پر از تسلیحات شود
امام جمعه فردوس: بسیج مانع تهدید دشمنان می شود
عذرخواهی لری بیرانوند بعد از تهدید همشهریانش (ویدئو)
سرمایه های دامی مناطق زلزله زده کرمانشاه با تهدید مواجه است
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
شنبه، 4 آذر 1396 ساعت 08:452017-11-25ورزشي

دوران دیکتاتوری نخبه ها به سر آمده /سلبریتی ها تهدید نیستند


عباس کاظمی (جامعه شناس) می گوید: چیزی که جامعه به آن احتیاج دارد خرد انتقادی و عقلانیت انتقادی است.

اینکه چه کسی سراغ چه سلبریتی یا سوپراستار یا روشنفکری می رود یا خودش الگوی خودش را می سازد، - مساله فرعی است.

مساله اصلی این است که جامعه چقدر توان انتقادی دارد.

به گزارش سایت قطره و به نقل ازخبرنگار ایلنا، آیا الگو شدن سلبریتی ها اتفاق نگران کننده ای است؟ آیا شبکه های مجازی و ارتباطات نوین تنها به نفع قدرتمندتر شدن ستاره ها در ذائقه سازی بوده اند؟ اینها سوالاتی است که از عباس کاظمی جامعه شناس و عضو پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم پرسیدیم.

جامعه شناسی که به شدت با خط دهی به مردم و جدا کردن دو بخش سلبریتی و روشنفکر از همدیگر مخالف است.

مشروح این گفتگو را در زیر می توانید بخوانید: اکنون که سلبریتی ها و ستاره ها برای مردم ذائقه سازی می کنند به نظر می رسد باید نگران جامعه بود که بار این سیاستگذاری ها از مسائل فرهنگی و سیاسی و اجتماعی گرفته تا خوراک و پوشاک بر دوش سلبریتی هاست.

من نمی دانم چرا باید نگران جامعه باشیم؟! این مایی که نگران جامعه است چه کسی است؟ نگرانِ زیستِ یک جامعه پویا در حوزه اندیشه.

سلبریتی ها هم بخشی از الیت و نخبگان جامعه هستند؛ حالا بخشی از آن هنرمند، فوتبالیست و نویسنده و بخشی دیگر روشنفکرند.

هرکدام شان به نحوی روی فرهنگ تاثیر می گذارند؛ چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم.

این امر می تواند جنبه های مثبت یا منفی داشته باشد اما مطمئن باشید که صرفا پدیده ای منفی نیست که ما نگران باشیم.

از طرفی من با این مفهوم که یک گروهی نگران جامعه باشند به طورکلی مشکل دارم.

این خودش یک نگاه نخبه گرایانه است.

وقتی می گوییم سلبریتی ها که بخشی از جامعه نخبگان جامعه هستند ممکن است جامعه را به سمتی بکشانند که ما دوست نداشته باشیم؛ باید ببینیم اصلا این ما کیست؟ ما هم بخش دیگری از نخبگان جامعه هستیم که این حرف را می زنیم و از طرف مردم نظر می دهیم.

نکته دیگر اینکه ما فکر می کنیم مردم به طورکلی تحت تاثیر سلبریتی ها هستند.

سلبریتی ها تاثیری روی زندگی روزمره مردم دارند اما خیلی وقت ها الگویی که از پایین برای تغییر زندگی شکل می گیرد هم وجود دارد که درنهایت تاثیراتش را در بالادست نیز می گذارد.

بنابراین همیشه نگاه را از بالا به پایین نباید؛ دید از پایین به بالا هم می توان داشت.

فکر نمی کنم اندیشمندان هیچ وقت نقش تاثیرگذاری زیادی به عنوان یک الگو داشته اند.

اگر منظورمان عصر مدرن است باید ببینیم کدام قشر دانشگاهی توانسته در یک دوره روی زندگی مردم به این شدت تاثیر گذاشته باشد؟ در جامعه امروز؛ چه نخبه های اندیشه؛ چه ستاره ها یا سلبریتی ها همواره بر مردم تاثیرگذار بوده اند و به صورت متناوب نقش هایی برعهده داشته اند.

و آن وقت شما می گویید الگو شدن صرف سلبریتی ها بار منفی ندارد؟ من نمی گویم بار منفی ندارد.

بلکه مثل هر پدیده دیگری بار مثبت و منفی دارد.

شما دو گروه اندیشمندان و سلبریتی ها را از هم جدا کردید و فرض کردید که یک زمانی اندیشمندان روی زندگی مردم خیلی تاثیر داشتند و الان سلبریتی ها.

من با این فرض هم مخالفم؛ فکر نمی کنم اندیشمندان هیچ وقت چنین نقش تاثیرگذاری ای به عنوان یک الگو روی مردم داشته اند.

اگر منظورمان عصر مدرن است که باید ببینیم کدام قشر دانشگاهی توانسته در یک دوره روی زندگی مردم به این شدت تاثیر گذاشته باشد؟ همان موقع هم بازیگران سینما و فوتبالیست ها نقش داشتند.

این وزنه به مرور به نفع سلبریتی ها سنگین نشده است؟ نه.

فقط متکثر شده است.

یعنی شبکه های اجتماعی باعث شد سلبریتی های جدید و خُرد نیز در کنار سلبریتی های قدیمی تر ایجاد شوند.

سلبریتی هایی که بدون اینکه موقعیت تثبیت شده ای مثل فوتبالیست ها و هنرمندان و.

داشته باشند صرفا در فضای مجازی شکل گرفته اند و این ها به هر شیوه ای تاثیرشان را در زندگی روزمره مردم می گذارند.

همانطور که گفتم می توان آنها را نقد کرد اما نباید به عنوان منبع تهدید به حساب آورد.

شبکه های اجتماعی باعث شد سلبریتی های جدید و خرد نیز در کنار سلبریتی های قدیمی تر ایجاد شوند؛ این شیوه ما را با دنیای جدیدی مواجهه می کند که باید از نو فهم شود.

دولت و تلویزیون حکومتی نقش گذشته خود را از دست داده اند و از قدرت مرجع سازی شان کاسته شده است.

به نقش شبکه های اجتماعی اشاره کردید.

با این روندی که پیش می رود فکر می کنید بیشتر فضای اجتماعی، تلویزیون و ماهواره موثر بوده یا دولت و سیاست گذاران حوزه های کلان هم تاثیرگذار بوده اند؟ چیزی که به عنوان سلبریتی می شناسیم در جامعه شناسی کلاسیک به عنوان رفرنس گروپ یا گروه مرجع خوانده می شود.

این گروه مرجع در دوره سنتی گروه روشنفکران سنتی بودند اما در عصر جدید، تکثر گروه های مرجع شکل می گیرد.

مثلا برای دانشجویان استاد، گروه مرجع است، برای کارآموز هنر، استاد هنرش و برای کسی که تمرین سیاسی می کند شخصیت سیاسی آن حزب و جناح، گروه مرجع است.

پس ما با تکثری از گروه های مرجع مواجهیم.

کاری که فضای مجازی کرده این است که یکسری از گروه های مرجع را پاپیولار کرده؛ یعنی از آن قشر محدودش که دانشجو بوده، برده به سایر اقشار جامعه تسری داده است.

مورد دوم اینکه یکسری سلبریتی مجازی خلق کرده که در بدو امر در عالم واقعی جایگاهی ندارند.

اینها در فضای مجازی شکل می گیرند و شناخته شده و محل رجوع می شوند.

این شیوه ما را با دنیای جدیدی مواجهه می کند که باید از نو فهم شود.

نه صرفا به عنوان منبع تهدید، بلکه به عنوان فرصت هایی برای تغییرات جدید که در زندگی در عمل در حال رخ دادن است.

با این حساب دولت و تلویزیون حکومتی نقش گذشته خود را از دست داده اند و از قدرت مرجع سازی شان کاسته شده است.

برای این فهم دوباره و بازتولید هرچیزی که می شناسیم؛ جایگاه عقل و عقل گرایی کجاست؟ آنچه که از آن به عنوان منبع اندیشه می شناسیم.

فرض اینکه سلبریتی ها عقل ندارند و نخبه ها و اندیشمندان عقل دارند؛ درست نیست! ما روشنفکرانی داریم که فقط اسم روشنفکری را یدک می کشند.

آنها موقعیت بالایی می توانند داشته باشند اما به لحاظ علمی و اخلاقی در رده بالایی نیستند که منبع الگو باشند.

البته همه سلبریتی ها را در یک دسته قرار ندارند.

روشنفکران و اندیشمندان را هم نباید در یک دسته قرار داد.

ما روشنفکرانی داریم که فقط اسم روشنفکری را یدک می کشند.

موقعیت بالایی هم می توانند داشته باشند اما به لحاظ علمی و اخلاقی در رده بالایی نیستند که منبع الگو باشند اما خب امروز در این مقام قرار دارند.

در مورد هنرمندان و سلبریتی های ورزشی هم همین موضوع را داریم که هیچ چیزی نیستند اما در فضای مجازی تبدیل به سلبریتی و الگو شده اند.

من فکر می کنم نقد شما به هر دو جا صادق است و این دوگانه دیدن را زیر سوال می برم.

این هم برخواسته از دیدگاهی است که در مطالعات فرهنگی دارم؛ آنهایی که دیدگاه نخبه گرایی دارند ممکن است با شما هم عقیده باشند.

اینستاگرام و تلگرام مردم عادی را هم وسط میدان آورده و آنها هم امکان سلبریتی شدن پیدا کرده اند.

درست است که می گویید سلبریتی ها در 50 سال گذشته که اندیشمندان هم الگو بودند؛ وجود داشتند اما در جامعه امروز باوجود نقش پررنگ شبکه های مجازی و تلویزیون این موقعیت برجسته تر شده.

با این اوصاف می شود گفت به سمت جامعه دیگری می رویم؟ اینستاگرام و تلگرام، شخصیت های فرهنگی، سیاسی و روشنفکری را هم بزرگ کردند؛ کانال و گروه دارند و از این طریق مطالب شان برای بیشتر شناسانده شدن قابل دسترس شده است.

اما همین فضای مجازی کاری کرده که مردم عادی را هم وسط میدان آورده و آنها هم امکان سلبریتی شدن پیدا کرده اند.

من این را بد نمی دانم، به نظرم خوب هم هست چون از آن نگاه نخبه گرایانه، طبقاتی و منزلتی خارج می شود.

منِ کارگر و آبدارچی و خیاط و منِ نقاش معمولی که در نقاشی معروف نیستم اما برای خودم نقاشی می کنم و منِ عکاسی که شناخته شده نیستم حالا دیگر این قدرت را پیدا کرده ام که به اندازه آن عکاس شناخته شده خودم را در این فضا نشان دهم؛ این به نظر من یک امکان است.

اگر من اینجا به لحاظ نوع عکس هایی که ارائه می کنم شناخته شوم یا اصلا انجمن عکاسی من را به رسمیت نمی شناسد و کارم چیز دیگری است اما به عکاسی علاقه دارم، این شبکه های اجتماعی این امکان را داده که من بُعد دیگر وجودی ام را توسعه دهم و اگر کارم خوب باشد شناخته شود و مورد تقدیر قرار بگیرم و این ضرورتا به نظرم چیز بدی نیست.

اتفاق خوبی است که من اینجا سلبریتی شوم.

زندگی روزمره مهم تر و جدی تر می شود و وسط می آید.

اینکه از نخبگان و اندیشمندان دفاع کنیم و بگوییم آنها باید به مردم خط بدهند؛ من می گویم نه، مردم حق دارند خودشان تعیین کنند که از چه کسی الگوبرداری کنند.

اگر فقط به اندیشمندان تکیه کنیم و تقابل بین آنها و سلبریتی ها ایجاد کنیم به سمت نوعی دیکتاتوری اندیشمندان می رویم.

چیزی که جامعه به آن احتیاج دارد خرد انتقادی و عقلانیت انتقادی است.

البته مردم را توده بی شکلی که نظر و ایده ای ندارند نمی بینم اما واقعیت این است که همه تحت تاثیر هستیم و اغلب مان در نهایت، گروهی را مرجع قرار می دهیم.

سوال این است که در بلندمدت و در سیری که جامعه طی می کند اگر از اندیشمندانش جدا شود به مشکلی برنمی خوریم؟ من تمایز بین اندیشمندان و سلبریتی ها را در برابر مردم قبول ندارم.

دوم اینکه اگر ما فقط به اندیشمندان تکیه کنیم و این تقابل را ایجاد کنیم به سمت نوعی دیکتاتوری اندیشمندان می رویم که هرچه آنها بگویند باید بشود.

آنها گفتند انقلاب کنید کردیم، گفتند اصلاح کنید کردیم.

من می گویم این گونه به داستان نگاه نکنیم.

چیزی که جامعه به آن احتیاج دارد خرد انتقادی و عقلانیت انتقادی است.

که به کمک رسانه ها، آموزش و پرورش و دانشگاه باید مردم را توانمند کرد.

اینکه حالا چه کسی سراغ چه سلبریتی یا سوپراستار یا روشنفکری می رود یا خودش الگوی خودش را می سازد برای ما مساله فرعی است.

مساله اصلی این است که جامعه چقدر توان انتقادی دارد.

اما به اینکه شبکه های اجتماعی توان انتقادی را می گیرند من اعتقاد ندارم.

شبکه های اجتماعی مثل هرچیز دیگری می تواند تقویت یا تضعیف کننده این موضوع باشند.

اما برای تقویت یا بازتولید توان انتقادی باید آموزش و پرورش و مساله آموزش وسط بیاید که فرد از کودکی و نوجوانی بتواند به قدرت استدلال و انتخاب و تفکر انتقادی دست یابد و درست انتخاب کند.

اینکه بگوییم مردم دارند فلان چیز را انتخاب می کنند و من نگرانم به نظر من خودش دیکتاتوری است.

سال ها با همین مساله دیدگاه های مختلف را سرکوب کرده ایم.

اینکه ما نگرانیم که مردم چرا به آن سمت می روند.

خب به من چه که نگرانم؟ اگر مردم قدرت تفکر انتقادی داشته باشند خودشان مسیرشان را انتخاب می کنند.

من کسی نیستم که تعیین کنم.

این روزنامه نگار و روشنفکر نیست که باید نگران باشد.

رسانه و تلویزیون نقش مهمی برای منفعل کردن مردم دارند.

با این حساب و باتوجه به اینکه نهادهای آموزشی ما دولتی هستند فکر می کنید برای این توانمندسازی نوک پیکان مسئولیت به سمت دولت برمی گردد؟ رسانه و تلویزیون نقش مهمی در منفعل کردن مردم دارند.

تلویزیون ما دو بُعد دارد؛ یکی ارشادی است که سیاست و مذهب را تبلیغ می کند.

دوم اینکه احساسات و عواطف مردم را تقویت می کند؛ به کمک تبلیغات تجاری، سیاسی و مذهبی.

سه چهار ماه ما فقط در تلویزیون فقط تبلیغات مذهبی است؛ این یعنی تقویت قدرت احساسات و عواطف جامعه.

در عوض رسانه ها چقدر قدرت انتقادی و تعقل ما را دستکاری می کنند؟ هیچ.

از سویی دیگر، آموزش و پرورش دارد به ما یک ذهن حسابگرانهِ مکانیکیِ کنکوری آموزش می دهد.

تا دوره دکترا ما داریم برای مقاطع امتحان و کنکور آموزش می بینیم اما جایگاه تفکر تحلیلی و انتقادی کجاست؟ هیچ کجا.

این نتیجه اش می شود که شما نقد می کنید.

من می گویم به جای نقد وضعیتی که رخ می دهد و نگرانش باشیم باید روی موضوعات پایه کار کنیم؛ اینکه مردم آموزش صحیح ندیده اند و به سمت هر بادی که می وزد می توانند بروند نتیجه همین تبلیغ رسانه هاست بعد شما نگرانید که مردم چرا سراغ سلبریتی ها می روند؟ خب مردم احساسی و عاطفی شده اند و این بُعد بیشتر تقویت شده است.

برای ایرانی ها که بعد عاطفی و احساسی شان به کمک تلویزیون و دیگر رسانه های سیاسی یا مذهبی دایم تقویت می شود و قدرت ذهن مکانیکی شان از طریق نظام کنکوری شده بازتولید می شود، جایی برای تعقل و خرد انتقادی نمی ماند.

در شرایطی که بُعد عاطفی و احساسی ایرانی ها به کمک تلویزیون و دیگر رسانه های سیاسی یا مذهبی تقویت می شود و قدرت ذهن مکانیکی شان از طریق نظام کنکوری شده بازتولید می شود، جایی برای تعقل و خرد انتقادی نمی ماند.

فرض را بر این بگذاریم که به مرحله ای رسیدیم که مردم این توان انتخاب را به اندازه مطلوب داشتند.

یکی از مزایای سلبریتی ها حضور پرقدرت شان در شبکه های اجتماعی است اما فعالان حوزه اندیشه ما به نظر می رسد بیشتر در لاک خودشان هستند و زبان شان سخت تر و ارتباط شان سنتی تر است و کمتر از ابزار دنیای امروز بهره می گیرند پس در این شرایط مطلوب هم خوراک فکری آن جامعه روشنفکر برای مردم کم دسترس تر است.

این مشکل سیستم آموزشی ماست.

وزارت آموزش و پرورش یکی از توسعه نیافته ترین وزارتخانه هاست.

نظام معلمی ما با تغییر بیگانه است، مدام کتاب های درسی را تغییر می دهند اما مدیران آموزشی و معلمان خودشان را تغییر نمی دهند.

بماند اینکه کتب درسی نیز با اطلاعات به روزی که فرزندان مان دارند خیلی فاصله دارند.

آموزش و پرورش تقریبا هیچ اطلاعات جدیدی به دانش آموزان ما نمی دهد، از سوی دیگر پرورش انتقادی نیز به کل به دست فراموشی سپرده شده است.

مدرسه عقب مانده ترین نهاد است برای پرورش آدم ها برای پیشرفته ترین بخش های جامعه.

برای همین یک استاد دانشگاه و روشنفکر خودش را چندان به روز نمی کند.

درحالی که جامعه با این شبکه های اجتماعی به طور مداوم در ارتباط است.

چند وقت پیش فیلمی در همین شبکه های مجازی پخش شد که وضعیت صد سال پیش تا الان را مقایسه می کرد.

از هر تکنولوژی که مثال می زد می گفت صد سال پیش چطور بود و الان چطور است.

اما در مورد وضعیت علم و مدرسه شیوه اداره، شیوه نشستن و تدریس کلاس امروز همان است که صد سال پیش بود؛ برای همین می گویم مدرسه عقب مانده ترین نهاد است برای پرورش آدم ها برای پیشرفته ترین بخش های جامعه.

برای همین یک استاد دانشگاه و روشنفکر خودش را چندان به روز نمی کند.

درحالی که جامعه با این شبکه های اجتماعی به طور مداوم در ارتباط است.

خیلی از معلمان و استادان را می بینیم یک کامپیوتر را نمی توانند روشن کنند و تایپ کنند و این برمی گردد به عقب ماندگی آموزش و پرورش در ایران.

نمی شود به جهان تسری داد؛ این مساله برمی گردد به رکود سیستم آموزش و پرورش در ایران که باید فکری به حالش شود.

بحث های فلسفی و جمله هایی زیادی به نقل از نویسندگان و اندیشمندان در شبکه های اجتماعی دست به دست می شوند که صادق هدایت، شریعتی، همینگوی و.

پای ثابت آن هستند.

هرچند که اغلب نادرست و ساختگی یا دستکاری شده اند، اما این علاقه مندی نشان می دهد این محتوای فرهنگی طرفدار عام هم زیاد دارد.

اما تولیدکننده اش که آن نویسنده و اندیشمند است به طور مستقیم در این شبکه ها فعال نیست که محتوا تولید کند.

این مشکل به روزنامه نگاران برمی گردد؛ روزنامه نگاران به اندازه ای که به سلبریتی های هنرمند و فوتبالیست توجه دارند به استادان دانشگاه و روشنفکران توجه نشان نمی دهند.

برای همین، اینکه تولیدات مک دونالدی یا پاپیولار شده شکل بگیرد و به دست مردم برسد دست خود روشنفکر نیست.

کسان دیگری باید اینها را بسته بندی کنند و به دست مردم برسانند.

یک بخش عمده آن بر دوش روزنامه نگار است.

روزنامه نگار واسط بین حلقه روشنفکری و اندیشه با مردم است و باید این نقش را به خوبی ایفا کند و اگر این اتفاق نمی افتد به نظرم نقطه ضعف آنهاست که این محتوای اندیشمندانه را مشخص، شسته رفته و ساده نمی کنند.

همین تولید محتوا در فضای مجازی به عهده کیست؟ یک روشنفکر باید بنشیند جملات خودش را بیرون بدهد؟ نه، یک حلقه واسطی نیاز دارد که اینها را برای جامعه هدایت کند.

اینکه تولیدات مک دونالدی یا پاپیولار شده شکل بگیرد و به دست مردم برسد دست خود روشنفکر نیست.

کسان دیگری باید اینها را بسته بندی کنند و به دست مردم برسانند.

با این اوصاف فکر می کنید اوضاع بر همین منوال پیش می رود؟ بهتر و بدتری وجود ندارد؟ من اصلا به بهتر یا بدتر شدن اعتقادی ندارم.

می گویم جامعه همیشه خودش را نجات می دهد و هیچ وقت نگران آینده جامعه نیستم.

نگران نیستم که جامعه یا حوزه روشنفکری بدتر می شود چون وضع ناراحت کننده ای که ما الان می بینیم قبلا هم بوده اما چون از آن فاصله می گیریم فکر می کنیم گذشته عصر درخشانی بوده است.

اگر واقع گرایانه نگاه کنیم می بینیم که هیچ اتفاق عجیب و غریبی قرار نیست در آینده بیفتد.

ما داریم بالغ و بزرگتر می شویم اما همیشه با وضعیت بد و خوب روبرو خواهیم بود.


کلید واژه ها: سلبریتی ها - جامعه - مردم - نخبگان - زندگی - فرهنگ - ستاره ها - اجتماعی - فرهنگی - تاثیرگذاری - ستاره - وزارت علوم - سوپراستار - فوتبالیست - روشنفکری - منفی - نخبه - پژوهشکده - ارتباطات - خبرنگار - نویسنده - پوشاک - گفتگو - پدیده - مجازی - همیشه - سیاسی - وزارت - گزارش - شبکه

آخرین اخبار سرویس:
دی بروین: نباید تمرکزمان را از دست بدهیم

پرسپولیس پیشنهاد بازی با شهرداری ماهشهر را نپذیرفت

بررسی احتمالات قهرمانی 3 مدعی لیگ برتر فوتسال

مارسی با دبل جرمین از قافله جا نماند

علی کریمی: به لطف مدیریت آقایان سئوالات زیادی دارم

تشکیل کمیته انضباطی فدراسیون وزنه برداری برای بررسی اتفاقات آمریکا

برتری میلان در دومین حضور گتوزه روی نیمکت روسونری

3 امتیاز بارسا از دل ال مادریگا با گلزنی سوارس و مسی

بیرانوند: در آمریکا 48 بار مُردم و زنده شدم/ در مورد کیانوش تابع تصمیم شورا هستم

ابراز تأسف کاخ سفید از خودداری فلسطینی ها از دیدار با پنس

برکناری نظرمحمدی و انتخاب جانشین او از برزیل

درخشش ستاره لژیونر پرسپولیس ادامه دارد !

رضاخانی: اگر سلیمی رفتار بهتری نشان می داد، ژوری دخالت نمی کرد

عابدینی: نتایجم در چند وقت اخیر طبیعی است

طلبه ای که سوت می زند +عکس

برکناری نظر محمدی توسط مالک جدیدباشگاه!/سیلمار برزیلی سرمربی شد

مالک سپیدرود 4 میلیارد به باشگاه تزریق کرد

5 بازیکن از تیم شهرداری ماهشهر کنار گذاشته می شوند

مارسی فاتح جدال پرافتخارترین تیم های فرانسه شد

معضل ادامه دار بارسا این بار مقابل ویارئال!

علیپور: برای پورعلی گنجی کُری نمی خوانم

گنج زاده: برای رسیدن به کاپ بزرگ سوپر لیگ تلاش می کنیم

ستاره بارسا در خطر از دست دادن ال کلاسیکو

والورده: اخراج بازیکن ویارئال درست بود

روزنامه های امروز؛ استقلالی ها در فکر تمدید با جپاروف / اختلاف 61 میلیاردی پرسپولیس در ترازمالی/ پرسپولیس-صنعت؛خامه روی کیک (عکس جلد)

نامه مهم کمیته مسابقات AFC به ایران

مدافع دو رگه دوباره چشم کی روش را می گیرد؟

بررسی احتمالات قهرمانی 3 مدعی لیگ برتر فوتسال

والورده: اخراج بازیکن ویارئال درست بود

باوئرمن: مردم ایران دو زندگی متفاوت دارند

نکته بجای مانده از دربی استقلال و پرسپولیس و پرسش اساسی از شفر !

نیاز استقلال به الگوبرداری از الهلال

نظرمحمدی برکنار شد/ یک برزیلی سرمربی جدید سپیدرود

جلدشوت ورزشی/دوشنبه20آذر96

برای مجتبی جباری؛ نیاز استقلال به الگوبرداری از الهلال

گل مسی به ویارئال صحیح بود؟ (عکس)

اسطوره پرسپولیس و تیم ملی در اکران فیلم نیکی کریمی ! + عکس ها

واکنش سرپرست تراکتورسازی به جدایی ابراهیمی و عشوری

جلد پیروزی/دوشنبه20آذر96

جلدهدف ورزشی/دوشنبه20آذر96

جلدایران ورزشی/دوشنبه20آذر96

جلدهمشهری ورزشی/دوشنبه20آذر96

ضیافت ناهار بازیکنان بارسا در رستوران مسی

نخستین جشن گتوزو روی نیمکت میلان!

میلان 2-1 بولونیا؛ اولین پیروزی روسونری با گتوزو

بمب های خبری بودجه 97/ترس زیبا کلام از ظهور پوپولیسم 1400/همصدایی با انگلیسی ها برای چه؟ /یارانه نقدی همچنان قربانی می گیرد/کی روش سفیر چیست؟

بارسلونا، زیردریایی10نفره را با موشک مسی و سوارز غرق کرد

گل مسی به ویارئال صحیح بود؟ (عکس)

علیرضا کریمی: به نتانیاهو ربطی نداشت درباره من صحبت کند

اختصاصی؛عکس؛مهاجم سرخ ها بعد از سال ها باید اردوی این این تیم را ترک کند

پیروزی حیاتی شاگردان والورده در لالیگا!

پیروزی میلان در سری A

واقعیت عجیب/ گزینه قطعی گلزنی به تیم ملی ایران!

پاسخ قاطعانه گواردیولا به مصاحبه جنجالی مورینیو

دلیل اصلی برکناری نظرمحمدی از سپیدرود

واقعیت عجیب/ گزینه قطعی گلزنی به تیم ملی ایران!

پیروزی بارسلونا مقابل ویارئال

بوناونتورا اولین پیروزی را به گتوزو هدیه داد

ویارئال 0-2 بارسا: پیروزی دشوار اما شیرین

2 لحظه سرنوشت ساز بارسا در لاسرامیکا (عکس)

میلان 2-1 بولونیا؛ اولین پیروزی روسونری با گتوزو

ستاره بارسا در خطر از دست دادن ال کلاسیکو

میلان به ناکامی ها پایان داد

سیتی دربی فصل راازمنچستربرد وبارکوردجدید قهرمان نیم فصل شد

آمار جالب برانکو مقابل کمالوند/صنعت نفت و فراز بدنبال شکستن طلسم

طعنه های مورینیو پس از باخت به منچسترسیتی

2 لحظه سرنوشت ساز بارسا در لاسرامیکا (عکس)

هر دو حرکت بهداد سلیمی خطا بود/ نباید وزنه را رها می کرد

نظرمحمدی برکنار و سرمربی جدید سپیدرود مشخص شد!

رویای رحمتی برای رسیدن به رکورد افسانه ای

من سیتی فاتح دربی منچستر در اولدترافورد

جداییرسمی 2 ستاره تراکتور سازی

طلسم شکست؛ سرمربی بد اخلاق بالاخره پیروز شد/ اولین پیروزی گتوسو در لباس مربیگری میلان

بارسلونا با شکستن سد ویارئال اختلافش را با رئال مادرید حفظ کرد

منهای ورزش/ تبریک متفاوت آقای بازیگر به تازه داماد سینمای ایران | عکس

آمار جالب برانکو مقابل کمالوند/صنعت نفت و فراز بدنبال شکستن طلسم

مالک جدیدسپیدرودباسرمربی برزیلی آمد ونظرمحمدی رابرکنارکرد

جدال جذاب کرار با 2 ستاره پرسپولیس

روزنامه شوت ، دوشنبه 20 آذر ؛ پرسپولیس پاک ترین باشگاه است !

روزنامه هدف ورزشی ، دوشنبه 20 آذر ؛ شیش ده میلیارد تایی ها !

جدال جذاب کرار با 2 ستاره پرسپولیس

تعریف عجیب خاوی مارتینز از دروازه بان بایرن

سه امتیاز برای بارسلونا/ 525 گل مسی با پیراهن کاتالان ها

اتلتیکومادرید در نبود گریزمان پیروز شد

ویارئال 0-2 بارسا: پیروزی دشوار اما شیرین

جنجال در فضای مجازی بر سر حرف بانوی بازیگر ایرانی +عکس،ویدئو

ویارئال 0-2 بارسلونا / ویدئو

رونی، پیروزی را از لیورپول گرفت

با ستاره های جام جهانی آشنا شوید

پرسپولیس رکورددار محرومیت !

گلزنی سوارز و مسی؛ بارسلونا با عبور از سد ویارئال اختلافش را با رئال مادرید حفظ کرد

مالک جدید باشگاه سپیدرود :از روز اولی که مالکیت باشگاه را بر عهده گرفتم با سیلمار برزیلی مذاکره کرده ام

«آزادی» در بند پروژه های متروکه و خودروهای اسقاطی + عکس

ویارئال 0 - 2 بارسلونا؛ عبور از زیردریایی ها با گلهای مسی و سوارز

بارسلونا بالاخره در لالیگا پیروز شد

تنها نقطه تاریک پرسپولیس بعد از دیدار با صنعت نفت روشن می شود

روزنامه ایران ورزشی ، دوشنبه 20 آذر ؛ 61 میلیارد گمشده پرسپولیس !

رئال دروازه بان بیلبائو را جذب کرده است؟

تعریف عجیب خاوی مارتینز از دروازه بان بایرن

اعطای حق پخش تلویزیونی مسابقات ورزشی به وزارت ورزش

دوران دیکتاتوری نخبه ها به سر آمده /سلبریتی ها تهدید نیستند

دوران دیکتاتوری نخبه ها به سر آمده /سلبریتی ها تهدید نیستند