مطالب مرتبط:
برای زندگی التماس نمی کنم
برای زندگی التماس نمی کنم
95درصد کارگران زندگی را با قراردادهای موقت سپری می کنند
زندگی در تهر ان گر ان تر می شود
بازیگر زن خیلی درباره دو صحنه ناگوار زندگی اش توضیح نداد +عکس
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
سه شنبه، 30 آبان 1396 ساعت 20:222017-11-21حوادث

برای زندگی التماس نمی کنم


مینا، زنی که در نوجوانی از خانه فرار کرد و در جوانی مرتکب قتل شد، وقتی در جلسه محاکمه پشت تریبون قرار گرفت تا درباره نحوه قتل شوهرش توضیح دهد، - چنان دادگاه را تحت تأثیر قرار داد که قضات در پایان جلسه سعی کردند اولیای دم را راضی به گذشت کنند.

مأمور بدرقه ای که مینا را همراهی می کرد، در پایان جلسه خطاب به قضات گفت او از بهترین زندانیان زندان زنان تهران است و کاملا بی حاشیه در بند زندگی می کند و تا به حال حتی یک مورد درگیری لفظی هم نداشته.

او که تمام مدت در کنار مینا حضور داشت، چند بار با صحبت هایش سعی کرد متهم را آرام کند و منتظر نتیجه دادگاه بماند.

این از معدود دفعاتی بود که یک مأمور بدرقه چنین دلسوزانه سعی در کمک به یک مجرم داشت.

شاید درک گفته های مینا توسط این مأمور باعث شد او با قضات صحبت و مانند یک وکیل مدافع از مینا دفاع کند و بگوید حتی اگر بپذیریم مینا دروغ می گوید، چطور می توانیم گفته های همسر قبلی مقتول را که حالا او هم در زندان است نادیده بگیریم؟ هرچند جلسه رسیدگی به پرونده مینا به قصاص ختم نشد و او با رأی دادگاه به پرداخت دیه محکوم شد، اما زخم های برجای مانده بر روح این زن حتی با حمایت قانون هم درمان نمی شود.

چروک های عمیق بر گونه های مینای 25ساله عمق دردهای او را نشان می دهد.

بعد از پایان جلسه رسیدگی به پرونده مینا در شعبه 71، خبرنگار ما با او گفت وگویی انجام داده است که می خوانید.

چند وقت است در زندان هستی؟ از سال 88 زندانی شدم، حالا می شود شش سال تمام.

همان اوایل به اینکه قاتل هستی اعتراف کردی، چرا رسیدگی به پرونده طولانی شد؟ برای اینکه حرفم را باور نمی کردند.

البته اول خودم دروغ گفتم، اما بعد از نزدیک به 20 روز تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم.

وقتی اعتراف کردم قاتل هستم، باز افسران باور نمی کردند، بعد هم پرونده با اقرار من به دادگاه آمد و قضات هم اعترافات را باور نکردند.

آنها هم می گفتند تو قاتل نیستی.

مگر چه اعترافاتی داشتی که قضات و افسران پرونده که به صدها پرونده قتل رسیدگی کرده اند و تجربه زیادی در این زمینه دارند، حرف تو را باور نمی کردند؟ آنها می گفتند تو به تنهایی نمی توانستی شوهرت را بکشی.

می گفتند کسی همدستت بوده و می خواهی نام او را پنهان کنی، این تصور آنها به خاطر گفته های همسایه ها و حرف های اولیه خودم بود.

وقتی شوهرم را کشتم همسایه ها را صدا زدم و گفتم شوهرم را کشتند و فرار کردند.

بعد با ماشین به خانه مادرشوهرم رفتم.

در راه با راننده صحبت کردم و همین موضوع را گفتم؛ چون من زن ریزنقشی هستم؛ کسی حرفم را باور نمی کرد.

شوهرم مرد تنومندی بود و همه می گفتند تو به تنهایی نمی توانستی این کار را بکنی.

یکی دیگر از دلایلش هم این بود که من شوهرم را در خواب با چاقو زدم، اما خون در راهرو هم پاشیده شده بود به همین خاطر می گفتند اعترافاتت درست نیست و با صحنه قتل هم خوانی ندارد.

چرا این اعترافات با یافته های پلیس هم خوانی ندارد؟ شاید به دلیل این است که همسایه ها بعد از اطلاع از قتل به خانه ما هجوم آوردند.

شاید کسی شوهرم را تکان داده و این رفت وآمدها باعث شده که خون به جاهای مختلف پاشیده شود.

در ابتدای صحبت هایت گفتی قبلا اعتراف کردی شوهرت را افرادی دیگر به قتل رساندند.

چرا چنین اعترافی کردی و چرا آن را پس گرفتی؟ هربار اسم کسی را می آوردم، بعد دچار عذاب وجدان می شدم، من قتل را مرتکب شده بودم و این انصاف نبود کسی دیگر به جای من بازجویی شود.

چند روز بعد از اعترافی که می کردم، می گفتم دروغ گفتم، دلم می سوخت.

نباید بقیه در آتشی که من روشن کرده بودم می سوختند.

در آخر تصمیم گرفتم همه چیز را خودم بگویم.

شوهرت چه کرد که او را مستحق چنین مرگی دانستی؟ من را وادار به تن فروشی می کرد و با پولی که به دست می آورد مواد می خرید و خرجی خانه را تأمین و به نزدیکانش رسیدگی می کرد.

دیگر حالم از او به هم می خورد و نمی توانستم تحملش کنم.

چرا از او جدا نشدی؟ یک بار خانه را ترک کردم و به شهرمان برگشتم.

مادرم من را از خانه بیرون کرد.

هیچ وقت برایم مادری نکرد.

بلایی که در بچگی سرم آمد، تقصیر مادرم بود.

از من حمایت نکرد و باعث شد به این بدبختی بیفتم.

یعنی تو را از خانه بیرون کردند و مجبور شدی دوباره نزد شوهرت برگردی؟ خانه خاله ام هم رفتم.

او هم گفت برو نمی توانم تو را نگهداری کنم.

آن زمان برادر کوچکم که حالا حامی من است و دنبال کارهایم افتاده، اهواز بود و از زندگی من زیاد خبر نداشت چون سال ها بود که فرار کرده بودم و از اعضای خانواده ام کسی از من خبر نداشت.

مجبور شدم دوباره پیش شوهرم برگردم.

جایی نداشتم.

اتفاقی که در بچگی برایت افتاده چیست؟ دو برادر بزرگم من را آزار دادند.

وقتی به مادرم گفتم کتکم زد و گفت ساکت شو و این حرف را جایی نگو.

حتی کلانتری هم رفتم.

مأمور گفت این حرف ها را می زنی خودت را می کُشند.

پس برو خانه و سکوت کن.

همین برادری که حالا کمکت می کند چرا سکوت کرد؟ او بچه بود یک سال از من بزرگ تر است.

آن زمان 11سالم بود و این برادرم 12سالش بود.

من مدتی بعد از خانه فرار کردم و به تهران آمدم.

بعد هم با شوهرم آشنا شدم و ازدواج کردم.

شش ماه اول خوب بود، اما بعد از آن من را وادار به تن فروشی می کرد.

دیگر تحملش را نداشتم.

در دادگاه از زنی صحبت کردی که او هم در زندان است و همسر سابق شوهرت بود.

بله، من بعد از اینکه به زندان رفتم با او آشنا شدم.

به خاطر حمل مواد و اعتیاد او را به زندان آوردند.

گفت صیغه شوهرم بوده و شوهرم با او هم همین کارها را می کرده است، گفتم بیا اینها را در دادگاه بگو، گفت دنبال دردسر نمی گردم، برو خودت از خودت دفاع کن.

البته این طور که متوجه شدم او خودش هم راضی بوده، اما قسم می خورم من راضی نبودم.

در جلسه محاکمه از هیأت قضات تا مأمور بدرقه زندان سعی داشتند به تو کمک کنند و از مادرشوهرت رضایت بگیرند، اما تو حاضر نشدی جلوی او زانو بزنی و التماس کنی.

از 11 سالگی در بدبختی زندگی کردم.

ازدواج کردم، شوهرم از من سوء استفاده کرد و از آن پول ها به مادرش هم می داد و به او رسیدگی می کرد.

برای چه باید جلوی این زن زانو بزنم؟ طناب دار بدتر از وضعیتی که با شوهرم داشتم نیست.

من به زنی که می دانست فرزندش چطور با من رفتار می کند و پول او را قبول می کرد.

التماس نمی کنم.

اگر به هر نحوی رضایت گرفته شود یا اینکه دادگاه به آزادی تو رأی بدهد، چطور می خواهی زندگی کنی؟ برادر کوچکم از من حمایت می کند.

قبلا همسرش اجازه نمی داد، چون فکر می کرد من زن فاسدی هستم، اما حالا که دیده واقعا از سر بدبختی به این روز افتادم من را قبول کرده است.

حالا هم کسی از اعضای خانواده به سراغم نمی آید.

فقط برادرم ماهی یک بار به دیدنم می آید.

کمی پول به حسابم در زندان واریز می کند تا لباس و چیزهای ضروری بخرم و کمکم می کند.

در دادگاه هم قول داد و قبول کرد تعهد بدهد از من نگهداری کند.

تکلیف دو برادری که تو را شکنجه کرده اند چه می شود؟ از آنها شکایت کرده ام و حالا پرونده داریم.

هرچند می گویند ثابت کردنش آن هم بعد از این همه سال خیلی سخت است.

اما پرونده در جریان است و شاید راهی پیدا شود که من از سختی بیرون بیایم.


کلید واژه ها: زندان - دادگاه - زندانی - قاتل - درگیری لفظی - زندگی - جوانی - خانه - زندانیان - دروغ - خبرنگار - طولانی - راننده - بهترین - درگیری - واقعیت - محاکمه - حاشیه - حمایت - قانون - مدافع - درمان - تصمیم - ماشین - تهران - همسر - وکیل - زنان - قصاص - نشان

آخرین اخبار سرویس:
یک خانواده ایتالیایی به علت جهش ژنتیکی حس درد ندارند

قصــه ی کرم شب تاب

واکنش پلیس و شهرداری به ضرب و شتم یک دستفروش

یک تن بر اثر واژگونی پراید در قم جان باخت

ثبت زلزله 3.3 ریشتر در استان البرز و پس لرزه های 6 ریشتری در کرمان و کرمانشاه

عکس | رویای پلیس شدن کودک سرطانی محقق شد

واکنش پلیس و شهرداری به ضرب و شتم یک دستفروش

آتش سوزی مهیب در انبار چوب 10 هزار متری

کشف 450 کیلوگرم گوشت خرس، گراز وحشی، الاغ در چند فروشگاه در جنوب تهران

اسماعیل نجار: تعدد زلزله ها نگران کننده است

کشف 450 کیلوگرم گوشت فاسد خرس و الاغ

جایزه برای 18 سال بوق نزدن (عکس)

سقوط خودرو به دره در محور کرج چالوس 2 کشته برجای گذاشت

واژگونی پراید در قم یک کشته برجای گذاشت

توقیف خودروی تویوتا هایلوکسی که با آرم پلیس تردد می کرد

اسماعیل نجار: تعدد زلزله ها نگران کننده است

وقوع 10 زمین لرزه در گوریه شوشتر

کشف کوسه ای 512 ساله

دومین حکم قصاص در پرونده مرد جنایتکار

دستگیری خواستگار قلابی با 400 حساب بانکی

جنایت؛ پایان سفر 3 دوست به شمال

تغییر هویت با اسیدپاشی خودخواسته

عامل اصلی تصادفات رانندگی در آبان ماه

گرفتن سلفی سرباز را به کام رودخانه دز کشاند! +عکس

پسر بیماری که پلیس شد/عکس

فرار از زندان در ایران به سبک فیلم هالیوودی!

دستگیری 2 سارق زن خودرو پرشیا در سعادت آباد

از درگیری بر سر موبایل تا حکم قصاص

نشست گاز ، پژو 405 را در قائمشهر به آتش کشید

دختران پرشیا دزد به دام افتادند

واژگونی پراید در قم یک کشته برجای گذاشت

دختران پرشیا دزد به دام افتادند

تحقق رویای علی کوچولو

دستگیری 2 سارق زن خودرو پرشیا در سعادت آباد

کشف 450 کیلوگرم گوشت خرس، گراز وحشی، الاغ در چند فروشگاه در جنوب تهران

نشست گاز ، پژو 405 را در قائمشهر به آتش کشید

کشف 450 کیلوگرم گوشت فاسد خرس و الاغ

نجات مسافران هواپیما پس از سقوط

کلاهبرداری های میلیاردی خواستگار هزارچهره

آتش سوزی در انبار کاه یکی از روستاهای شهرستان خرم آباد

انتقال پیکر آخرین کوهنورد حادثه اشترانکوه به مشهد

سقوط پسر بچه به چاه 75 متری

قتل وحشتناک در میدان آزادی

تصادف سه خودرو در بابل هشت مصدوم برجای گذاشت

رودخانه دز جان سرباز 19 ساله را گرفت

تصادف زنجیره ای در اتوبان آزادگان

بازداشت یک مرد مسلح در فرودگاه آمستردام

دختران پرشیا دزد به دام افتادند

کشف گوشت خرس، گراز وحشی و الاغ از مغازه های جنوب تهران

پسرخشمگین، مادرش را به آتش کشید

آتش سوزی یک خانه در لاهیجان

قتل، فرجام تلخ تفریح 3 پسر نوجوان در فریدونکنار

نفس های عروس خطاکار به شماره افتاد

4 کشته در سقوط یک فروند بالگرد در کانادا

زلزله 6.4 ریشتری اندونزی را لزراند

فیلم | کودک سرطانی پلیس شد

رودخانه دز جان سرباز 19 ساله را گرفت

تصادف سه خودرو در بابل هشت مصدوم برجای گذاشت

ماجرای هفت روز جستجو در آلپ ایران

پسر بیماری که پلیس شد (+عکس)

ماجرای هفت روز جستجو در آلپ ایران

زلزله ای مهیب در اندونزی مردم را وحشت زده کرد

رودخانه دز جان سرباز 19 ساله اهوازی را گرفت

سقوط یک فروند بالگرد در کانادا جان 4 تن را گرفت

ماجرای هفت روز جستجو در آلپ ایران

کشف گوشت خرس، گراز وحشی و الاغ از مغازه های جنوب تهران

واکنش پلیس به فیلم خبرساز ضرب و شتم یک دستفروش

زلزله 6.5 ریشتری اندونزی را لزراند

کشف گوشت خرس، گراز وحشی و الاغ از مغازه های جنوب تهران

سرباز وظیفه در رودخانه دز دزفول غرق شد

وضعیت کودک مجهول الهویه کرمانشاهی بعد از زلزله

تصاویر/ برآورده شدن رویای پلیسی کودک 9ساله

شهر حسینیه در استان خوزستان لرزید

کشف گوشت خرس از مغازه های جنوب تهران

بازداشت یک مرد مسلح در فرودگاه آمستردام

کشف گوشت خرس،گراز و الاغ از مغازه های جنوب تهران

سرباز وظیفه در رودخانه دز دزفول غرق شد

روایت حادثه تلخ اشترانکوه از زبان نجات یافتگان

کشف گوشت خرس، گراز وحشی و الاغ از مغازه های جنوب تهران

تیراندازی در فرودگاه آمستردام

فروش گوشت گراز و الاغ و خرس در چند مغازه در جنوب تهران

مرگ دردناک کودک 11 ساله پس از سقوط درون چاه

مرگ دردناک کودک 11 ساله پس از سقوط درون چاه

قتل مرد میانسال در میدان آزادی / قاتل فراریست

زمین لرزه 6.5 ریشتری اندونزی را لرزاند

روایت حادثه تلخ اشترانکوه از زبان نجات یافتگان

خسارات آتش سوزی در مراتع موجود در تالاب هامون

روایت حادثه تلخ اشترانکوه از زبان نجات یافتگان

سقوط خودرو به دره در جاده کرج-چالوس 2 کشته برجا گذاشت

جان باختن زوج کرجی براثر گازگرفتگی

زلزله 6.4 ریشتری اندونزی را لزراند

زلزله 7.6 ریشتری اندونزی را لرزاند

حادثه سقوط خودرو به دره، جان دو نفر را گرفت

پلیس به دنبال دستگیری قاتل مرد میانسال هرسینی

کشف 30 کیلوگرم تریاک در گچساران

تیراندازی در فرودگاه آمستردام هلند

تیراندازی در مهمترین فرودگاه هلند

واژگونی اتوبوس در اتوبان قم_تهران+تصاویر

جسد آخرین کوهنورد مفقود شده در اشترانکوه پیدا شد

کشف 30 کیلوگرم تریاک در این شهر

برای زندگی التماس نمی کنم

برای زندگی التماس نمی کنم