مطالب مرتبط:
قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه
قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه/ پدر پرهام: وقتی کژال را پیدا کردم دیدم خودش را سپر پرهام کرده بود
قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه
قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه/ پدر پرهام: وقتی کژال را پیدا کردم دیدم خودش را سپر پرهام کرده بود
لحظه نجات کودک از زیر آوار زلزله کرمانشاه + فیلم
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 29 آبان 1396 ساعت 19:022017-11-20حوادث

قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه


پرهام و مادرش کژال برای ساعتی در یکی از روستاهای کوییک زیر آوار بودند تا این که محمد آنها را زنده پیدا کرد و به تنهایی از زیر آوار نجات داد؛ - 8 روز پیش وقتی زمین غرید و زلزله 7,3ریشتری روی سر مردم کرمانشاه آوار شد، وقتی خانه ها تکان تکان خوردند و دیوارها فروریختند و گریه و سوگواری جای شادی نشست، وقتی امید جایش را به ناامیدی داد، پدر پرهام با بیرون کشیدن همسر و پسر یک سال و هشت ماهه اش از زیر آوار زندگی دوباره ای آغاز کرد.

او هم به معجزه ایمان داشت و با وجود شوک و اضطراب آن شب وحشتناک از جست وجو ناامید نشد و بالاخره پرهام را در حالی که مادرش او را در آغوش گرفته بود، زنده پیدا کرد.

پرهام و مادرش کژال برای ساعتی در یکی از روستاهای کوییک زیر آوار بودند تا این که محمد آنها را زنده پیدا کرد و به تنهایی از زیر آوار نجات داد؛ تا این خانواده 6 نفره سختی زندگی را در این روزها با هم تقسیم کنند.

اهل کدام روستا هستی؟ کوییک عزیز؛ یکی از روستاهای پایین دشت ذهاب.

چند فرزند داری؟ آنیسا 11ساله است.

امسال به کلاس چهارم رفت.

پارسا حدود 8 سال دارد و کلاس دوم است.

آخرین فرزندم هم پرهام است که 4 ماه دیگر 2 سالش تمام می شود.

لحظه ای که زلزله آمد، کجا بودی؟ من چند دقیقه قبل از زلزله به مغازه یکی از دوستانم رفته بودم.

رضا معمولا هم صحبت شب های من بود.

آن شب هم مثل همیشه صحبت گرم شده بود که زیر پایمان لرزید، خیلی کوتاه بود و حدود ساعت 9:15 دقیقه بود.

من به رضا گفتم که زمین لرزه بود، او هم تأیید کرد و بی توجه به صحبت هایش ادامه داد.

حدود نیم ساعت بعد صدای مهیبی مثل غرش از دل زمین بلند شد، همه جا تکان می خورد، دیوارهای مغازه مثل پر کاه این طرف و آن طرف می رفت.

مدت زمانش درست یادم نیست اما کل دشت مثل پنبه بالا و پایین می شد.

فکر کردم که قیامت شده، گرد و خاک هوا را پر کرده بود.

همه جا تاریک بود و چشم چشم را نمی دید.

برای لحظاتی انگار همه دشت ذهاب ساکت شده بود؛ هیچ صدایی نبود.

رضا را دیدم که از ترس خشکش زده بود.

من هم شوکه شده بودم، وقتی به خودم آمدم یک دفعه یاد بچه و زن و مادرم افتادم.

آنها در خانه بودند، با دست به سر کوبیدم و دوان دوان به سمت خانه رفتم.

از خانه ما تا مغازه 100متر فاصله است اما آن شب هر چه می دویدم به خانه نمی رسیدم؛ انگار راه چند برابر شده بود.

بعدش چه شد؟ چهره پرهام یک لحظه از نظرم دور نمی شد.

وقتی به خانه رسیدم، خشکم زد.

سقف اتاق های پشتی به کلی ویران شده بود.

دیوار حیاط و خانه هم ریزش کرده بود و جرأت این که وارد خانه شوم را نداشتم.

در میان گردوخاک و سیاهی شب، چیزی شبیه سایه را دیدم.

خوب که دقت کردم، دیدم که آنیسا و پارسا کنار هم ایستاده اند؛ مثل مجسمه.

کنار یکدیگر به خرابه های خیره شده بودند، تکان نمی خوردند.

کمی آن طرف تر مادرم را دیدم که کلوخ های سقف و دیوار رویش را پوشانده بود.

آنیسا و پارسا را سریع از میان خرابه ها خارج کردم.

یکی را با دست راست و دیگری را با دست چپ از زمین بلند کردم و به حیاط آوردم.

بعد سراغ مادرم رفتم و او را روی دوشم گذاشتم، او را به بچه هایم رساندم اما از پرهام و زنم خبری نبود.

یعنی آنها زیر آوار بودند؟ برای یک لحظه دنیا روی سرم خراب شد.

پرهام آخرین بچه من است؛ عزیز و دوست داشتنی، خیلی زیباست.

در همان لحظات وقتی به نبود پرهام فکر می کردم، شانه هایم می لرزید.

از یک طرف نگران او بودم، از سوی دیگر به دنبال کژال می گشتم.

مطمئن بودم که آنها با هم هستند.

آخر پرهام فقط در آغوش مادرش می خوابید.

شروع به جست وجو کردم.

از آنیسا و پارسا پرس وجو کردم اما آنها چون صبح زود باید به مدرسه می رفتند، قبل از زلزله در اتاق خوابیده بودند.

پارسا به من گفت که پرهام با مادرش بوده.

من ابتدا به طرف اتاق رفتم؛ اتاقی که بیشتر شبیه خرابه بود.

همه آنجا را گشتم اما کسی آنجا نبود.

بعد اتاق جلویی را جست وجو کردم اما از آنها خبری نبود.

نمی خواستم ناامید شوم، با خودم فکر کردم که شاید کژال به آشپزخانه رفته باشد.

به سرعت خودم را به آنجا رساندم.

بلند پرهام و کژال را صدا می زدم اما هیچ پاسخی نمی شنیدم.

درست یادم نیست اما هنوز ساعت 11 نشده بود که همسرم را در وضع بدی پیدا کردم.

بخشی از سقف روی او ریخته بود، اسمش را که صدا زدم، خودش را تکان داد.

فهمیدم که زنده است.

برای یک لحظه همه چیز برایم روشن شد؛ انگار دنیا دوباره روی خوشش را به من نشان داد، پیداکردن زنم همه سختی و بلاهایی که سرم آمده بود را از یادم برد.

تنها بودم، کسی نبود تا به من کمک کند؛ همه اهالی روستا وضعی مثل هم داشتند.

نمی توانستم منتظر کمک بمانم، باید کاری می کردم و زنم را نجات می دادم.

به هر زحمتی بود آوارها را یکی پس از دیگری با احتیاط کنار زدم تا کژال از آوار آزاد شد و توانست از جایش تکان بخورد.

وقتی به طرف من برگشت، دیدم که پرهام را محکم در آغوش خودش نگه داشته و بدنش را سپر کرده است تا به او آسیبی نرسید؛ وقتی این صحنه را دیدم، دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و به گریه افتادم.

بعد از پیداشدن پرهام و همسرت چه کردی؟ وقتی خیالم از خانواده ام راحت شد، به کمک بقیه رفتم.

تقریبا تا صبح همه جنازه ها را بیرون کشیدیم و بعد هم آنها را با همان پتو و چادرهایی که بیرون آورده بودیم در گورستان میرصفی دفن کردیم.

چند نفر از اهالی روستای شما در این زلزله کشته شدند؟ 33 نفر از اهالی کوییک عزیز در این زلزله کشته شدند.

6 نفر هم در بیمارستان های تهران، همدان و کرمانشاه بستری هستند.

تعدادی از این افرادی که کشته شدند از اقوام من بودند.

پسردایی ام کشته شد.

پسر عمویم همراه با دو تا از پسرهایش، مادر و خواهرش همگی در همین کوییک عزیز زیر آوار جان دادند.

چند وقت است که در این روستا ساکن هستی؟ من از بچگی در کویک عزیز بزرگ شدم، پدر و مادرم هم اهل همین جا بودند؛ همه خاطرات من در همین روستا بود.

بچگی، جوانی، ازدواج و پدرشدنم همه در همین کویک عزیز بود.

زنم کژال را به همین خانه آوردم.

من در همین خانه که الان فقط چند دیوار فروریخته از آن باقی مانده است، پدر شدم.

چند سال است که ازدواج کرده ای؟ حدود 11 سال پیش بود.

همسرم از اقوام دور ما بود که با هم ازدواج کردیم.

شغلت چیست؟ من کشاورز هستم.

با عمویم 15هکتار زمین داریم که در آن گندم، جو و ذرت می کاریم.

چقدر خسارت دیدی؟ خانه من 140متر زیربنا داشت که تقریبا همه آن از بین رفته است.

ماشینم زیر خرابه های دیوار له شده، تراکتوری که برای آن 140 میلیون هزینه کرده بودم، خسارت جدی دیده و دو تا از موتورهای آب چاه عمیق هم زیر آوار دفن شده است.

با این همه خدا را شکر که فرزندانم و همسر و مادرم الان کنارم هستم و عزادار نیستم.

در روستا ما معدود خانه ای است که سیاهپوش نباشد.

خودت و خانواده ات شب ها کجا می خوابی؟ دو شب اول که شرایط خیلی سخت بود اما روز سوم به ما چادر دادند، با این حال هوا خیلی سرد است؛ در چادر هستیم با چند تا پتو اما سرمای این جا استخوان سوز است.

از امدادرسانی و کمک هایی که به شما و سایر زلزله زدگان انجام شده، راضی هستی؟ مردم سنگ تمام گذاشتند.

هموطنان من از همه جا برای ما کمک آوردند.

الان در حیاط خانه ما انبوهی از آب و مواد غذایی است که همه اهالی روستا از آن استفاده می کنند.

مردم به ما خیلی کمک کردند.

از همه ایران و هموطنان مهربانم ممنونم.

در این چند روزه به خصوص از چهارشنبه هفته گذشته به قدری به ما لطف داشته اند که واقعا نمی دانم چطور تشکر کنم.

/ شهروند
کلید واژه ها: خانه - آوار - روستاهای - روستا - کرمانشاه - ساعت - دیوار - زلزله - امید - زمین - زنده - فرزند - زندگی - زمین لرزه - لحظه - نجات - گرد و خاک - محمد - خانواده - وحشتناک - اضطراب - همیشه - لرزه - گریه - اتاق - ریزش - درست - شادی - چهره - مردم

آخرین اخبار سرویس:
این کلاهبردار میلیاردی را شناسایی کنید!

دستگیری دو جوان مست تخریب کننده خودرو

«سرقت و آدم ربایی» به بهانه خرید خودرو از «دیوار»

عوامل تیراندازی به دفتر نماینده اندیمشک دستگیر شدند

جزییات آتش زدن ماموران به دست تبهکار

علت خودکشی نگهبان برج میلاد چه بود؟

جنایت در ویلای اجاره ای

هکر اینترنتی در اصفهان دستگیر شد

جلوگیری از انتقال ترس های والدین به کودک

تحقیقات پلیس درمورد خودکشی در برج میلاد

نجات 5 کویر نورد از مرگ در کویر لوت

آماده باش ستاد بحران شهرستان شوشتر در شهرگوریه

کشف 46 میلیون تومان اسکناس تقلبی از خودروی سرقتی در بابلسر

دستگیری سارق خودروهای زائران امامزاده زید

جزییات حریق در پاساژ امین حضور

کشف اسکناس های جعلی از یک خودرو سرقتی

کشف جسد یک نوجوان 13 ساله در ساحل بندرعباس

ازدواج پسر 15 ساله با زن برادرش جان او را گرفت + عکس

توضیحات پلیس پایتخت درباره خبر خودکشی در برج میلاد

واکنش سازمان محیط زیست به فروش گوشت خرس

آماده باش ستاد بحران شهرستان شوشتر در شهرگوریه

آخرین جزییات از کشف جسد حلق آویز در برج میلاد

با جسد همسرم دو روز در شهر می چرخیدم!

جان باختن زوج کرجی بر اثر گازگرفتگی

جنایت در ویلای اجاره ای

مزاحمت یک پزشک برای بیمارش در فضای مجازی

انفجار گاز در اهواز یک واحد مسکونی 2 طبقه را تخریب کرد

پاساژ علاء الدین پایتخت در آستانه تعطیلی

مژگان زن مشهور نارمک بزودی اعدام می شود

هانیه قهرمانی که از زیرِ آوار زلزله سر برآورد + عکس

فوت 2 نفر بر اثر تصادف روی پل دروازه اهواز

فوت 2 شهروند قزوینی در حوادث جداگانه گازگرفتگی و ریزش دیواره معدن

پاساژ علاء الدین پایتخت در آستانه تعطیلی

کشف چاپخانه اسکناس در کرمانشاه

موج کمک ها به هانیه فداکار +عکس

جزییات خودکشی مدیر برج میلاد

این پسر 11 ساله گاوکش حرفه ای است! + عکس

انفجار سیلندر گاز مایع در «شهریار»

پاساژ علاءالدین،تعطیل می شود؟

دستگیری 150 متجاوز مرزی توسط مرزبانان تایباد

برگزاری مراسم تشییع پیکر شهید پویا اشکانی در کرج

کشف محموله طلای قاچاق از چهار تبعه ترکیه / عکس

ویدئو / ناگفته هایی از مأموریت پهپادها در زلزله غرب کشور

انفجار سیلندر گاز مایع در «شهریار»

فوت 2 شهروند قزوینی در حوادث جداگانه گازگرفتگی و ریزش دیواره معدن

کالیفرنیا با بدترین آتش سوزی تاریخ این ایالت روبرو است

مدیرکل راهداری: یزد جزو پنج استان در کاهش تعداد کشته های جاده ای است

دستگیری دو جوان مست تخریب کننده خودرو

«سرقت و آدم ربایی» به بهانه خرید خودرو از «دیوار»

مدیرکل راهداری: یزد جزو پنج استان در کاهش تعداد کشته های جاده ای است

نقشه کثیف یک مرد برای خواهرزن آینده اش +عکس

دستگیری قاچاقبران مواد مخدر در میدان هوایی بلخ

سارق منزل با 40 فقره سرقت در بهارستان دستگیر شد

جزییات آتش سوزی پاساژی در تهران

علت خودکشی نگهبان برج میلاد

رییس کلانتری 153 شهرک ولیعصر(عج) خبر داد دستگیری سارق خودروهای زائران امامزاده زید

پسرخشمگین، مادرش را به آتش کشید

آسیب دیدگی 38 مقر پلیس در زلزله کرمانشاه

عکس/ توقیف ماشین پلیس تقلبی در تهران!

عکس/ کشف طلای قاچاق توسط ماموران گمرک

انفجار گاز چند واحد مسکونی را در اهواز تخریب کرد

عکس/ تصادف زنجیره ‎ای کامیون ها در جاده هراز

عکس/ انفجار مرگبار گاز در اهواز

توقیف زانتیا با 55 میلیون ریال خلافی در قاین

گوریه خوزستان بازهم لرزید

توقیف زانتیا با 55 میلیون ریال خلافی در قاین

اهواز- تخریب 2 واحد مسکونی بر اثر انفجار گاز

مونوکسید کربن جان راننده کامیونت راگرفت

آسیب دیدگی 38 مقر پلیس در زلزله کرمانشاه

نجات 5 کویر نورد از مرگ در کویر لوت

علت خودکشی نگهبان برج میلاد

خارج کردن گلوله از داخل صورت مرد جوان + تصاویر 18+

جزییات آتش سوزی پاساژی در خیابان امین حضور

مرگبارترین آتشفشان های جهان + عکس

گرداندن پنج نفر از اراذل و اوباش در تبریز‎

واکنش سازمان محیط زیست به فروش گوشت خرس

جزییات آتش سوزی در پاساژ امین تهران

دستگیری قاتل مسلح پس از 4 سال در سراوان

چگونه بد دلی شوهر را از بین ببریم؟

غل و زنجیر پلیس آمریکا بر دست وپای پیرزن 93 ساله+ویدئو

آتش سوزی در سه راه امین حضور /عکس

بازخوانی واکنش پلیس به بد رفتاری شهرداری با دستفروش

آمادگی هلال احمر برای ارائه خدمات توانبخشی به هانیه

تصاویر / انفجار گاز در کوی نبوت

کشف 430 کیلوگرم مواد مخدر توسط ماموران مرزبانی پارسیان

کشف 430 کیلوگرم مواد مخدر توسط ماموران مرزبانی پارسیان

انفجار گاز در اهواز فقط یک مجروح داشت

ریزش دیوار ساختمان، موجب مرگ جوان 27 ساله در کلانشهر رشت شد

فوت دختر نوجوان در حادثه رانندگی مسیر اراک - قم

ریزش دیوار ساختمان، موجب مرگ جوان 27 ساله در کلانشهر رشت شد

فوت دختر نوجوان در حادثه رانندگی مسیر اراک - قم

آمادگی هلال احمر برای ارائه خدمات توانبخشی به هانیه

جزییات خودکشی در برج میلاد

سپاه بیت المقدس کردستان همچنان یاریگر هستند

قلم دوربین/ از پرواز با جت آبی تا موتورسواران آسمانی

آتش سوزی در پاساژی در سه راه امین حضور/ مصدوم حادثه تحویل نیروهای اورژانس شد

پاساژ علاء الدین در آستانه تعطیلی

توضیحات پلیس پایتخت درباره خودکشی در برج میلاد

آتش سوزی در یک مرکز تجاری در سه راه امین حضور

قاتل فراری دستگیر شد

قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه

قصه یک معجزه دیگر در آوار کرمانشاه