مطالب مرتبط:
ادامه داستان لغو و ابطال پروازهای تهران به بجنورد
داستان 1128 کانتینر در بندر شهیدرجایی
داستان یک شهر ...
داستان یک اعلامیه برای 18 فوتی زلزله+تصاویر
به بهانه سالروز ورود رسمی و ناباورانه سادات به خاک اسراییل نمایی نو از داستان تکراری دیکتاتورها
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
دوشنبه، 29 آبان 1396 ساعت 10:362017-11-20فرهنگي

بدون «داستان» وجود ندارم


حسین پاینده در مقاله ای تحت عنوان «وجودشناسی پسامدرن در داستانی از یک نویسنده» به بررسی داستان «تمام زمستان مرا گرم کن» نوشته علی خدایی می پردازد و به وجوه پسامدرنیستی این داستان اشاره می کند.

- حسین پاینده در مقاله ای تحت عنوان وجودشناسی پسامدرن در داستانی از یک نویسنده به بررسی داستان تمام زمستان مرا گرم کن نوشته علی خدایی می پردازد و به وجوه پسامدرنیستی این داستان اشاره می کند.

به عقیده پاینده، محوشدن تمایز بین دنیای واقعی و تخیل از ویژگی های داستان های پسامدرنیستی است که در داستان علی خدایی مشاهده می شود.

اگر این گفت وگو را تا انتها بخوانید خواهید دید که علی خدایی، نویسنده بسیار کاربلد و شاگرد هوشنگ گلشیری، چگونه زندگی خود را هم تبدیل به یک داستان پست مدرن کرده است؛ داستانی که شخصیت اصلی در آن از داستانی به داستان دیگر در سیلان است.

همه، او را نویسنده ای اصفهانی می دانند و گویا این تصور به دلیل گره خوردن نام او با جلسات هوشنگ گلشیری باشد.

از او درباره سال و محل تولدش می پرسم؛ من 13فروردین 1337در تهران، خیابان خورشید، به دنیا آمدم.

کسی که من را به دنیا آورد خانم عزت بنی آدم بود.

تمام فامیل همیشه به من فحش می دهند چون سیزده به در به دنیا آمدم و تمام برنامه های آنها را خراب کردم! این اتفاق 59سال است که تکرار می شود و با این حال همیشه اگر باشند، می آیند.

پدر من یک ترک مهاجر بود.

مادرم هم با وجود اینکه در قائمشهر به دنیا آمد پدرش مهاجر بود و مادرش مازندرانی؛ بنابراین من یک ذره قروقاطی هستم.

از او علت مهاجرت پدرش را می پرسم، می گوید: آن موقع گویا رسم بوده، من نمی دانم؛ هیچ وقت از او نپرسیدم.

ولی نکته مهمی که پدر من داشت این بود که با اینکه ترکی صحبت می کرد اما همین که به انزلی آمد علاقه وافری به انزلی و رشت پیدا کرد و این علاقه را من هم از او به ارث بردم.

بعضی ها معتقدند بهترین داستانم از میان شیشه از میان مه است که درباره انزلی نوشته شده و یکی از شواهدی است که علاقه من را به آنجا نشان می دهد.

بعد از من یک خواهر و 2برادر دیگر هستند که آخری در اصفهان به دنیا آمد.

پدرم نقشه بردار راه و ساختمان بود و در جاهایی که برای کار مجبور بود برود، مدرسه نبود.

بنابراین من نزد عمه مادرم می ماندم که او زبان های مختلفی بلد بود و در داستان تمام زمستان مرا گرم کن بخشی از او را نوشته ام؛ یعنی درواقع شخصیت داستان از او الهام گرفته شده است.

خاطرم هست این عمه مادرم صاحب فرزند نمی شد و به همین دلیل مادر من را از برادرش گرفته و بزرگ کرده بود و مادرم هم همیشه او را مادر خود می دانست؛ یعنی درواقع 2 مادر داشت.

بنابراین من هم نزد این عمه مادرم که برای من هم مثل مادر بود بزرگ شدم.

همیشه به من می گفت شما بزرگ می شوید و من را ترک می کنید و من همیشه دلداری اش می دادم و می گفتم من کاری می کنم که تو همیشه باقی بمانی.

آن زمان مجله زن روز منتشر می شد و می خواست بهترین مادر دنیا را معرفی کند.

من عکس او را گرفتم و برای مجله فرستادم و گفتم که این بهترین مادر دنیاست.

این شخصیت در تمام داستان های من هم هست.

در کتاب آذر آنجا که می نویسم فنیا دست عالی را می گیرد و می رود.

درواقع فنیا دست علی را می گیرد.

هر شخصیت غیرعادی را می خواهم تصور کنم او را به جایش می گذارم (می خندد) .

از او می پرسم این مادربزرگ دوست داشتنی را چی صدا می کردید؟ من به او مِه مِه می گفتم.

مادربزرگ را به روسی بابوشکا می گویند و مِه مِه کلمه ساده تری بود که بین ما مصطلح بود.

در کار آخری که مشغول نوشتن آن هستم کلمه مِه مِه را به کار برده ام.

ما در خیابان ویلا زندگی می کردیم؛ جایی که از تمام ادیان آنجا زندگی می کردند.

من و او یک زندگی تک داشتیم.

فکر می کردم دیسیپلین نوعی آمپول است! یاد خاطره ای می افتد و با صدای بلند می خندد و از خنده اش من هم می خندم؛ وسط این سال ها هم یک بار من را به سپاه دانش فرستادند؛ جایی وسط کرمان که برق نبود.

از جویی آب می خوردیم که گاوها هم از همانجا آب می خوردند و جای خیلی عجیب وغریبی بود.

یادم هست ما را به دهی بردند که وسط آن یک درخت قرار داشت و شاخه این درخت از خانه رد شده و وضعیت عجیبی بود.

همه اینها را در مجموعه از نزدیک داستان نوشته ام.

حمام نداشتیم.

فقط ما آنجا بودیم.

می گفتند جن می آید و شب ها خیلی ترسناک بود.

برای دستشویی باید به انتهای باغ می رفتیم و اگر زیاد راه می رفتیم سگ ها دنبالمان می کردند.

در تهران کلاس اولم را در مدرسه روش نو خواندم.

روش نو، مدرسه متفاوتی بود و مدیر آن عباس یمینی شریف بود.

یادم هست نمره ای بود تحت عنوان دیسیپلین! بعد من نمی دانستم معنی دیسیپلین چیست.

فکر می کردم چیزی شبیه پنی سیلین است.

به مادرم می گفتم من که آمپول نزدم! می خواهم که اگر بازهم چیزی از یمینی شریف در ذهن دارد بگوید؛ او خیلی متفاوت بود.

یک بار فحشی که در مدسه یاد گرفته بودم را برای مادرم تعریف کردم.

مادرم به مدرسه آمد و اعتراض کرد.

یمینی شریف گفت: خب، انتظار داشتی یاد نگیرد؟ باید اینها را هم یاد بگیرد دیگر و کجا بهتر از اینجا ؟ در خیابان یاد بگیرد که خیلی بدتر است (می خندد).

کلاس چهارم به اصفهان آمدم.

در اصفهان به مدرسه انگلیسی ها می رفتم.

کلاس پنجم دوباره به تهران برگشتم.

مدرسه روش نو تغییر مکان داده بود.

وقتی آنجا قرار بود افتتاح شود دکتر هادی هدایتی، وزیر آموزش وپرورش وقت، آمد.

قرار بود من خیرمقدم بگویم.

مادربزرگ من آنقدر به من لباس پوشانده بود که فقط چشم هایم پیدا بود.

صبح که برای خیرمقدم رفتم ناظم خیلی تعجب کرد و شال گردن من را هی دور من می چرخاند و باز می کرد.

آنقدر دور زده بودم که نفس نداشتم برای خیرمقدم؛ این بود که گفتم: آمدی.

آمدی.

آدمی که هزار جان گرامی فدای هر قدمت و با آن حالم یک دسته گل هم تقدیم کردم.

بعد به مدرسه زرتشتی ها رفتم.

سه شنبه ها ما تعلیمات دینی داشتیم و آنها اوستا می خواندند.

دوستان خیلی خوبی بودیم.

همانطور که گفتم درآن منطقه از همه دین ها زندگی می کردند.

کلیمی ها، مسیحی ها، زرتشتی ها، آشوری اگر بودند کاتولیک بودند و پروتستانی ها هم بودند.

بعد هم که وارد دبیرستان شدم به مدرسه البرز رفتم.

یادم هست هر درسی که نمره مان کم می شد سریع به خانه گزارش می کردند و من یک بار کاردستی 7 شدم! آن زمان مادرم هم به تهران آمده بود.

پدرم به مهاباد رفته بود.

از کلاس دهم دوباره به اصفهان آمدم.

تو نویسنده ای.

علی خدایی که تمام مدت بازگویی خاطراتش سرشار از لذت است، تعریف می کند که چطور استعداد نویسندگی اش کشف شد؛ در همان کلاس دهم بودم که دبیر انشای ما 2 موضوع برای انشاء نوشتن به ما داد؛ یکی درباره یکی از شعرهای فروغ بود و یک موضوع دیگر.

من درباره همان شعر فروغ نوشتم.

هفته بعد که دبیر انشاء آمد پرسید خدایی کیه؟ گفتم: منم.

گفت: من فکر می کردم تو باید خیلی لاغر باشی (من خیلی چاق بودم!) فکر کردم مثل صادق هدایت باشی.

بعد گفت: تو نویسنده ای، می دانستی؟ گفتم: نه من نمی دانستم! خاطرم هست انجمن ادبی ای در مدرسه بود که عضوش شدم و شروع کردم به نوشتن اما خیلی بد می نوشتم! خودم الان که به آن نوشته ها نگاه می کنم از خنده روده بر می شوم: ای عجوزه هزارسال.

دژخیم بزرگ و از این طور چیزها که در داستان های شب رادیو می گویند! او در دانشگاه، علوم آزمایشگاهی خوانده است.

برایم سؤال بود که با این همه علاقه به ادبیات چرا به سراغ این رشته رفته است؛ پدرم گولم زد! البته من هیچ وقت اعتقاد نداشتم که باید رشته ادبیات را انتخاب کنم.

دوست داشتم حقوق بخوانم.

پدرم گفت که علوم آزمایشگاهی را انتخاب کن و تا همین الان در بیمارستان در همین رشته کار می کنم.

هدایت معلم انشاء و کلاس های گلشیری اولین داستان من که خودم داستان می دانمش جیران است.

در آن زمان دفتر مطالعات فرهنگی در اصفهان بود که آقای گلشیری در آنجا نشست هایی داشت.

از طریق همان معلم ام (آقای موسوی) با آنجا آشنا شدم و در جلسات شرکت می کردم و داستان می خواندم و همیشه هم می گفتند پاره کن بینداز دور، خوب نیست! تا اینکه جیران را نوشتم.

آقای گلشیری از سفرنامه حاج سیاح شروع کرد و بعد جمالزاده، هدایت، بزرگ علوی، جلال آل احمد و به آذین و .

همینطور جلو می آمدیم.

می خواندیم و حرف می زدیم.

آنجا کتاب های تازه ای که منتشر می شد را می آوردند و ما می خریدیم.

انتشارات زمان ،کتاب های خوبی با ترجمه شاملو و قاضی و.

منتشر کرده بود.

کتاب بورخس و جزوه های تی.

اس.

الیوت را ما از آنجا می خریدیم.

برای من دیدن این همه اسم جدید خارجی اشتیاق زیادی ایجاد می کرد و از طرفی به کتاب هایی که آنجا بود اطمینان داشتیم.

می دانستیم اینجا چیزهای خوبی برای ما انتخاب کرده اند.

خاطرم هست چقدر با احترام از چخوف صحبت می کردیم.

همه اینها را آقای گلشیری با رفتارش به ما یاد می داد.

بعدها مجله زنده رود منتشر شد و در آنجا مطلب منتشر می کردیم.

یک بار عکس ما را که در یکی از آن جلسه ها بودیم کسی در فیسبوک گذاشته بود.

یادم هست کسی آمده بود و نوشته بود دایناسورهای زنده رود (بلند می خندد).

درباره شیوه نوشتنش از او می پرسم؛ شب، زندگی من شروع می شود.

من شب ها در خیابان ها راه می روم و اصفهان را تماشا می کنم.

تمام نوشته های من برگرفته از تماشای اصفهان است.

نقش های اصفهان به من یاد داده که من در داستان های مختلفی زندگی می کنم.

من بدون داستان اصلا وجود ندارم.

این باز ی ای است که من در این 30سال انجام داده ام و دیگر دنیای واقعی را نمی شناسم.

من اصلا در دنیای واقعی زندگی نمی کنم.

فوق العاده لذتبخش است و بسیار از زندگی ام کیف می کنم.

وقتی می گویم شنیده ا م به تهران می آیید، می گوید: ممکن است.

اردیبهشت بازنشسته می شوم و زمان بیشتری را در تهران خواهم گذراند و خل بازی هایم را در تهران ادامه خواهم داد.

تهران برای من محل خوبی برای زندگی بود چون در آن، نخستین تجربه های تماشایم را داشتم.

مادر من تخم مرغ های رنگی عید را در پنبه نگه می داشت.

سال های بعد وقتی تخم مرغ ها را می شکست آن زرده تبدیل به یاقوت شده بود و من این یاقوت ها را دیده ام.

حالا تهران برای من تبدیل به یاقوت شده است و منتظرم تا بیایم و آن تخم مرغ ها را بشکنم.

.


کلید واژه ها: داستان - مادر - نویسنده - زمستان - مهاجر - انزلی - همیشه - اصفهان - سیزده به در - مقاله - نقشه بردار - قائمشهر - اصفهانی - ساختمان - مهاجرت - خیابان - بهترین - برنامه - مدرسه - خوردن - فرزند - زندگی - نقشه - شیشه - بزرگ - زبان - نشان - تخیل

آخرین اخبار سرویس:
آخرین خبر از وضعیت جسمانی مسعود کیمیایی پس از جراحی

موج بافی هنری سنتی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از موزه سینما بازدید کرد

جدیدترین فیلم نویسنده هری پاتر در آستانه اکران/هیولاهای شگفت انگیز باز می گردند+عکس

وزیر ارشاد: تئاتر می تواند نشاط را در جامعه بگستراند

بازگشت اسطوره؛ فورد موستانگ بولیت به خیابان ها باز می گردد

مردم عربستان پس از 35 سال در سینما! +تصاویر

آخرین خبر از وضعیت جسمانی مسعود کیمیایی پس از جراحی

شروع بازی مهناز افشار در سریال «گلشیفته»+عکس

بازگشت اسطوره؛ فورد موستانگ بولیت به خیابان ها باز می گردد

بازیگر زن معروف ایرانی بالاخره از موهایش دل کند! + عکس

رابعه زند نیز از نامزدی دریافت جایزه باربد کناره گرفت/ انتقاد به نگاه بازاری در جشنواره موسیقی فجر

24 فیلم برای نمایش در سینماهای جشنواره فیلم فجر درنظر گرفته شده است

کشف دو طراحی جدید از «ونگوگ»

مردم عربستان پس از 35 سال در سینما! +تصاویر

اعلام برائت بازیگر مطرح سینما از کمدین محبوب به دلیل اتهام به فساد اخلاقی

فیلم/ طنز مهران مدیری؛ مقایسه ی پیام رسان های داخلی با پراید

هنرمندان با پرداخت 8 درصد حق بیمه می توانند خود را بیمه کنند

واکنش علیخانی به شوخی سریال «لیسانسه ها» با او

«بهت»؛ منتقد سقط جنین است

مهناز افشار با حجاب چادر در یک سریال +عکس

جشنواره فجر، همراهی سینما با جشن های انقلاب است

ادبیات معاصر چک، از چاپک تا امروز

یازدهمین جشنواره بین‎المللی فیلم‎های ورزشی برگزیدگان خود را شناخت

همه جشنواره های بزرگ جهان کاخ جشنواره دارند به جز جشنواره فیلم فجر!

آخرین اخبار از وضعیت جسمی کارگردان فیلم گوزن ها

برگزیدگان یازدهمین جشنواره بین‎المللی فیلم‎های ورزشی معرفی شدند

بازیگر سریال «آناتومی گری» گرانترین بازیگر زن تلویزیون شد

بازیگر سخنرانی پادشاه؛ دیگر با وودی آلن کار نمی کنم!

معرفی برگزیدگان جشنواره کتاب برتر با آرزوی جهانی شدن این رویداد

آغاز بازی مهناز افشار در سریال «گلشیفته» + عکس

سینمای دفاع مقدس محلی برای گذراندن دوره آموزشی نیست

نیمکت های درسی یادگاری دوران فتحعلی شاه +تصاویر

گرانترین بازیگر زن تلویزیون را بشناسید

پردستمزدترین بازیگر زن تلویزیون

اتفاق دردسرساز برای مجری مشهور و همسرش در برنامه زنده

آغاز بازی مهناز افشار در سریال «گلشیفته»

کیمیایی ممنوع الملاقات شد/حال وی رضایت بخش است

کدام سریال در دهه فجر پخش می شود

جلسه هماهنگی مدیران سینماهای جشنواره فیلم فجر برگزار شد

مسعود فروتن در جشنواره تئاتر فجر: رکورد تولید و اجرای تله تئاتر را زده ام/ برخی هنرمندان گرفتار قضاوت های نادرست هستند

گرانترین بازیگر زن تلویزیون کیست؟

وزیر ارشاد : تئاتر توانایی بانشاط کردن جامعه را دارد

زیر پوست تئاتر فجر/1 از بازدید سرزده تا توییت وزیر ارشاد برای جشنواره تئاتر فجر/ استقبال از نمایش های محیطی

مسعود کیمیایی تحت عمل جراحی قرار گرفت

مسعود کیمیایی در بیمارستان

آخرین وضعیت جسمانی مسعود کیمیایی

اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر در تالار وحدت برگزار می شود

مجموعه ورزشی 28 دی + فیلم

گرانترین بازیگر زن تلویزیون کیست؟

نمایش «شهرهای نامریی» در باغ موزه قصر

فیلم/ کنایه مهران مدیری درباره خرید پراید

کارگردان روزی روزگاری: جوانانی در جشنواره عمار دیدم جایگزین منتقدان بی سواد سینما می شوند

فیلمسازان جوان اردبیلی امسال 28 فیلم ساختند

نهمین شب سی و سومین جشنواره موسیقی فجر

اجرای روز پایانی جشنواره موسیقی فجر/ از کنسرت گروه بمرانی تا امید نعمتی+عکس

حال عمومی مسعود کیمیایی رو به بهبود است

نهمین روز جشنواره موسیقی فجر/گزارش تصویری

قیمت بلیت های جشنواره ملی فیلم فجر اعلام شد/ هر سینما 4 سانس

رقابت حورا ایرانی در جشنواره رومانی

سی و ششمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

رازی که درباره یک سریال پرطرفدار افشا شد

آخرین وضعیت جسمانی مسعود کیمیایی در بیمارستان

موسیقی فجر؛ تکرارهای بیهوده/ یک حساب سرانگشتی، پول های بادآورده و جامعه فرودست

فیلمسازان جوان اردبیلی امسال 28 فیلم ساختند

برگ دیگری از پرونده فارس برای خانه پدر شعر نو ابهام در چگونگی حذف خانه نیما از فهرست آثار ملی ایران/ کوتاهی های میراث فرهنگی!

ورود سریال فرار از زندان به شبکه نمایش خانگی غیر قانونی بود!

رای گیری آرای مردمی در همه سینماهای جشنواره فیلم فجر انجام می شود

جلسه هماهنگی مدیران سینما های جشنواره فیلم فجر برگزار شد

آخرین وضعیت جسمانی مسعود کیمیایی در بیمارستان

انتشار اولین تصاویر فیلم عرق سرد/باران کوثری در نقش یک فوتبالیست+فیلم

جایزه رییس جمهور تقلبی به ترامپ اهدا شد

واکنش احسان علیخانی به شوخی «لیسانسه ها» با خود

سرقت نسخه کمیاب و 40 هزار پوندی رمان «هری پاتر»

جشنواره موسیقی فجر «مهتاب» را به تالار رودکی آورد

کالین فرث: دیگر با «وودی آلن» کار نمی کنم

معتمدی: فیلم «سوء تفاهم» در عین پیچیدگی محض سادگی مطلق دارد

تالار وحدت میزبان مراسم اختتامیه سی و سومین جشنواره موسیقی فجر

آقای ستایشگر یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به پورناظری

همه سینماها امسال در آرای مردمی فجر هستند

طراحی هایی که بر جان مخاطب می نشیند

جلسه هماهنگی مدیران سینماهای جشنواره فیلم فجر برگزار شد

«بمب؛ یک عاشقانه» نام جدید فیلم پیمان معادی

پست جدید پیمان معادی با نیایشی از علی شریعتی +عکس

«ساخت ایران2» کلید خورد +عکس

«زیر نور ماه» تابوشکن بود

پست عجیب پیمان معادی در اینستاگرام/ عکس

انتشار خاطرات شهید حسین مرادی در «نخل»

معرفی یک ژن خوب/آقازاده ای که زندگی خود را وقف مبارزه با ظلم کرد + فیلم و عکس

شب باشکوه «تئاتر فجر» با اجرای نمایش دلخواه/ وقتی دلخوش به تک اجراهای جشنواره هستیم

"فقر زلزله اصلی است"/روایت زیباکلام از ایده هاش برای زلزله زدگان

امروز نت های پایانی جشنواره موسیقی فجر نواخته می شود/روز ایتالیایی ها

کارگردان «قیصر» تحت عمل جراحی قرار گرفت

نسخه کمیاب «هری پاتر» به سرقت رفت

برگزیدگان یازدهمین جشنواره بین‎المللی فیلم‎های ورزشی معرفی شدند

وزیر ارشاد: تئاتر نشاط را به جامعه می آورد/روز اول جشنواره تئاتر فجر چگونه گذشت+عکس

«رنج پنهان» دهه فجر روی آنتن می رود

برگزیدگان یازدهمین جشنواره بین‎المللی فیلم‎های ورزشی معرفی شدند

مسعود کیمیایی تحت عمل جراحی قرار گرفت

نسخه کمیاب «هری پاتر» به سرقت رفت

بدون «داستان» وجود ندارم

بدون «داستان» وجود ندارم