مطالب مرتبط:
استخدام شرکت دانش بنیان صنعتی ایران اویل فیلد سوپلای کیش
نباید ارتباطات مجازی جایگزین ارتباطات انسانی و واقعی شود/استفاده نادرست از رسانه ارتباط جمعی تهدیدی برای بنیان خانواده هاست
استخدام شرکت بنیان طب آریا در تبریز
استاندار یزد: توجه به اقتصاد دانش بنیان حل مشکل اشتغال را به همراه دارد
استاندار یزد: توجه به اقتصاد دانش بنیان حل مشکل اشتغال را به همراه دارد
5 + 1
یارانه ها
مسکن مهر
قیمت جهانی طلا
قیمت روز طلا و ارز
قیمت جهانی نفت
اخبار نرخ ارز
قیمت طلا
قیمت سکه
آب و هوا
بازار کار
افغانستان
تاجیکستان
استانها
ویدئو های ورزشی
طنز و کاریکاتور
بازار آتی سکه
چهارشنبه، 24 آبان 1396 ساعت 01:002017-11-14سياسي

بنیان محبوب خدا


نشانه ها برای اثبات جایگاه رفیعش بی شمار است؛ در همه ادیان، در هر مسلک و مرامی حتی.

در دین حنیف که محبوب ترین بنا نزد خداوند تعریف شده است و به نقل از پیامبر خاتمش آمده که فرمود: - بنیان خانواده، بهترین بنیان در روی زمین است و حدیث و روایت پرتعداد از معصومین تا تاکید موکد باشد بر عزیزی و دردانگی این محفل حیات بخش.

خانواده را می گویم، همین جمع چند نفره به ظاهر ساده در پوسته خارجی؛ در بطن و لایه های درونی اما بی اندازه پراهمیت.

خانواده، مامن است برای اعضایش و یک مدرسه انسان سازی برای جامعه.

اصولا و بی اغراق، سعادت و سلامت اجتماع بشری در یک حجم وسیع، از همین محافل کوچک شکل می گیرد.

همه آنچه گفته شد در باب اهمیت خانواده ـ بسان قطره ای از دریا البته ـ تلویزیون را به عنوان یک رسانه مرجع و فراگیر ملزم می سازد که هرچه بیشتر در تولیدات خود و بخصوص آثار نمایشی به این نهاد مقدس توجه داشته باشد.

سریال های تلویزیونی می توانند بستری جذاب باشند برای به تصویر کشیدن یک خانواده موفق، صمیمی و صدالبته واقعی و به دور از هر اغراق ایرانی.

در زیر نگاهی داشته ایم به نمونه هایی موفق از این آثار.

پدرسالار/همه یا هیچاسدالله خان اگر به تعبیر مولود، خواهرزنش، قزاق هم که باشد اما خانواده دوست است، بشدت.

کهنه سوار روزگار همه چیز را با هم می خواهد، همه فرزندانش را، تمام و کمال.

اراده کرده که پسرانش را زیر بال و پر بگیرد و سایه بالای سرشان باشد.

عروس کوچکش، آذر، اما ساز دیگری را کوک می کند؛ استقلال، سازی ناکوک.

او ناصر را می خواهد اما بدون اسدالله خان که قضا را ببین، عمویش هم هست.

جنگ عمو و برادرزاده، جدال پیر موی سفیدکرده با دختر جوان تازه از راه رسیده، نبرد بزرگ خانواده با نور چشمی اش؛ مخلص کلام، صف آرایی سنت و مدرنیته.

دوئلی که برنده ای ندارد.

کانون گرم خانواده اسدالله خان از هم می پاشد، آذر به نوعی حرف دل دیگر عروس ها و دامادهای دیگر را زده است بدون پرده.

عروس و داماد بزرگ خانواده هم آتش بیار معرکه می شوند.

همه می روند؛ جمال، ناصر.

همه.

اسدالله خان می ماند و مونس و همدم دیرینه اش، ملوک.

پیرمرد از فراق پاره های تنش سکته می کند و تا پای مرگ می رود.

فرزندانی که وجدان درد گرفته اند، خجول و سرافکنده رجعت می کنند به خانه پدری.

پایان داستان اما برگ برنده پدرسالار می شود؛ فارغ از کلیشه ها و انتظارات.

اسدالله خان می پذیرد که دوره و زمانه عوض شده و باید طرحی نو در اندازد.

خانواده دوباره گرد او جمع می شوند، با استقلال بازیافته البته.

پایتخت/ این معمولی های جذابخانواده سریال پایتخت بشدت معمولی، ایرانی، آشنا و ملموس هستند.

شبیه بیش و کم همه خانواده های ایرانی.

نقی معمولی دروغ زیاد می گوید، لاف به وفور می زند، گهگاهی از موقعیت همسرش در شورای شهر سوءاستفاده هم می کند اما خانواده اش را بشدت دوست دارد؛ هما و سارا و نیکا و البته پدرش، پنجعلی را.

او برای آسایش و راحتی خانواده از هیچ کاری ابا ندارد، حتی از کارگری و گچکاری.

خانواده، آخرین پناهگاه نقی است در مناسبات دشوار و گاهی ناجوانمردانه زندگی.

هیچ مصیبت و مرارتی نمی تواند ارتباطات محکم این خانواده معمولی را سست کند.

نقی و همای در نهایت بهترین دوستان هم هستند و چیزی برای پنهان کردن از هم ندارند.

همین صمیمیت و عشق ابدی است که در پایان کار، رستگارشان می کند.

دودکش/ تفوق مشقات ثلاثه فیروز مشتاق، صاحب قالی شویی مشتاق یک تنه بار زندگی را به دوش می کشد؛ در وهله اول باید زن و دو بچه اش را نان دهد، در مرتبه دوم بهروز برادر کوچک و سر به هوایش را ضبط و ربط کند و در مرحله سوم، هوای تنها خواهرش و شوهر بلندپرواز و بی مسئولیتش، نصرت را هم داشته باشد.

مشقات ثلاثه.

فیروز شاکی می شود، گهگاهی از کوره درمی رود راه به راه، صدایش را در گلو می اندازد از سر استیصال و به قول خودش در آمپاس قرار می گیرد، در نهایت اما مرد خانواده است و از هیچ کوشش و تلاشی فرو نمی گذارد و ان قلت نمی آورد.

در طول روز با نصرت کل کل دارد، به بهروز سرکوفت می زند، با زنش جر و بحث می کند، از دست روزگار می نالد، از سختی ها به تنگ می آید؛ در موسم شب اما با آنها می گوید و می خندد در قالب نهادی مقدس به نام خانواده.

به تعبیر بهتر، شب که دور هم گرد می آیند می شوند یک واحد، یک جمع دوستانه، یک محفل عاشقانه، یک کانون همدل؛ یک خانواده.

اتفاقا آنچه فیروز دودکش را فائق می کند بر مصائب، چیره می سازد بر بلایا، تفوق می دهد بر تنگناها، همین انرژی مثبت برآمده از خانواده است.

هر چه هست در پایان کار، فیروز و خانواده اش عاقبت بخیر می شوند، برآمده از صمیمیت و یکرنگی ای که در میانشان برقرار است.

زیر تیغ/ طاهره.

طاهرهمحمود (با بازی خیره کننده پرویز پرستویی) بر اثر یک اتفاق و سوءتفاهم، عنان اختیار را از کف می دهد و جان یار غار دیرینه اش را می گیرد.

یک لحظه عصبانیت، کانون دو خانواده را از هم فرو می ریزد.

محمود درگیر و دار عذاب وجدان، خود را معرفی می کند و می شود قاتل و می رود زیر تیغ .

خانواده مقتول که تا دیروز او را تسکین دهنده و مامن خود می دیدند، امروز اولیای دم شده اند و خواهان مجازات؛ قصاص.

طاهره، همسر محمود حالا بی پناه ترین موجود روی زمین است و در معرض انواع و اقسام شماتت ها، سرزنش ها، سرکوفت ها و تهدیدها.

او نه تنها مرد زندگی اش را بر سر دار می بیند که زندگی دختر بزرگش هم به فنا رفته است.

اکسیر عشق اما حکم دیگری داده است؛ طاهره با چنگ و دندان می کوشد تا مردش، دخترش و خانواده اش را از نابودی برهاند.

خانواده برای او آن قدر مقدس است که برای حفظش به هر دری بزند و به هر ریسمانی بیاویزد.

تمام کائنات به مدد او می آیند تا خانواده اش را حفظ کند.

رضا، پسر بزرگ مقتول که قرار بوده داماد خانواده هم باشد، بعد از کش و قوس های فراوان کوتاه می آید و محمود را می بخشد تا پدر دیگری را از کف ندهد.

طاهره در مسیر حفظ زندگی و خانواده اش بر مشکلات چیره می شود و به تعبیر عاشقانه، زندگی می چربد بر مرگ، هستی بر عدم، بقا بر فنا.

روزهای بد بدر/ سرخوشان عارفیک خانواده خوشحال، خیلی خوشحال، سرخوش.

اردشیر سرایدار یک مدرسه است که حکم بازنشستگی اش آمده و باید خانه کوچکی را که در اختیارش گذاشته اند، تخلیه کند.

پسربزرگش پرویز که سال ها روی یک دختر اسم گذاشته، اتفاقا قرار بوده که برای عروسی اش، حیاط مدرسه را چراغانی کند به نیابت از تالار و عروسش را به خانه ببرد.

ابلاغ توامان حکم بازنشستگی و تخلیه مدرسه، همه نقشه های خانواده را بهم می ریزد و در معذوریت شان می گذارد، سخت.

نقل مکان و اسباب کشی سرایدار جدید به مدرسه می شود قوز بالا قوز.

واکنش اردشیر و خانواده اش به نامرادی های روزگار اما فقط لبخند است و صبوری.

به هر میزان که در طول روز چالش دارند و دردسر، به همان مقدار و چه بسا بیشتر شب می گویند و می خندند و سر به سر هم می گذارند.

زندگی را جدی نمی گیرند و دم را خوش می دارند.

خانواده برای آنها حکم حاشیه امنی را دارد که می توان در اتمسفر روح انگیزش، از دنیا و مصائبش فارغ شد و زندگی کرد.

اردشیر و خانواد ه اش در ورای سرخوشی ظاهرانه، به نوعی عرفان رسیده اند.

آنها آن قدر به مشکلات لبخند می زنند، نادیده می گیرند، زیر سبیلی رد می کنند تا روزهای بد بدر شود و زندگی به رویشان بخندد، که می خندد.

دوران عسرت به پایان می رسد و صبح دولت این خانواده سرخوش هم می دمد.

پرده نشین/؛ می گذرم.

حاج آقا شهیدی (با بازی ماندگار فرهاد آییش) روحانی معتمد شهر است و مریدان پرشماری دارد.

پسربزرگش را تقدیم وطن کرده و پسر کوچکش، محمدحسین که به کسوت روحانیت درنیامده، سودای تجارت داشته و به آپارتمان سازی روی آورده است.

دسیسه های آقا داوود و مرادی اما گره در کار او می اندازد؛ گره در گره، کور و سیل طلبکارها جلوی خانه حاج آقا شهیدی صف می بندند.

پیرمرد اما از در موعظه وارد نمی شود، باب نصیحت را هم می بندد؛ در عوض، تنها داشته مادی اش در زندگی، خانه اش را برای فروش می گذارد تا در وهله اول، بخشی از ضرر و زیان طلبکارها را جبران کند و حق الناس را دریابد و در مرتبه دوم، تنها فرزندش را از گرفتاری برهاند و در نگاهی جامع تر، خانواده اش را حفظ کند.

او پرده نشین می شود.

حاج آقا شهیدی، روحانی معتمد و رییس حوزه علمیه شهر به روستا کوچ می کند و برای گذران زندگی چوپان می شود؛ ایثار برای حفظ و صیانت از نهاد خانواده.

مثل هیچ کس/ آه مادر کجایی مادر شمع است و فرزندان پروانه وار در اطرافش به طواف.

حساب داداشی اما جداست.

او مثل هیچ کس نیست؛ پسر بزرگ خانواده که خود را وقف خواهران و برادرانش کرده و مادر را می پرستد عاشقانه.

داداشی (با بازی حسین یاری) شاید یک شخصیت تیپیکال و حتی کلیشه ای به نظر آید اما آن قدر کاریزما دارد که به دل مخاطب بنشیند و دلزده اش نکند.

داداشی پس از پدر، بزرگ خانه است؛ او کسب و کار پدری را توسعه و رونق بخشیده، خواهرانش را سامان داده و به خانه بخت فرستاده و برادران و دامادهایش را زیر پر و بال گرفته و از همه مهم تر، یگانه مونس و همدم مادر است.

همه چیز خوب است، خانواده دور هم جمع هستند، صفا هست، صمیمیت هم؛ اما در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد.

زندگی روی دیگرش را هم نشان می دهد؛ حس استقلال خواهی با حسادت درمی آمیزد، پلشتی و خباثت خناسان چاشنی اش می شود، رنگ و لعاب عناد به خود می گیرد و آتشی می شود بر خرمن خانواده.

برادر مقابل برادر می ایستد و خواهر عارض می شود به دستگاه قضا برای دادخواهی.

حرمت ها می شکند، آبروها به باد فنا سپرده می شود، محبت ها رو به زوال می رود و بنیان خانوده سست می شود بسان لانه عنکبوت.

در نهایت همه مناسبات به نازکی مو می رسد، اما پاره نمی شود.

داشته ها و سرمایه های برآمده از روابط گرم و عواطف چند لایه، خانواده را از لبه پرتگاه سقوط به سر منزل آرامش رهنمون می شود.

خواهران و برادران نسیان زده به خود می آیند؛ ورق برمی گردد، وجدان ها بیدار می شود، چشم ها باز، فوران ندامت، موج پشیمانی.

همه طالب بازگشت هستند و برمی گردند؛ رجعتی که بدون هزینه هم نیست البته.

دیگر مادری در میان شان نیست.

همسران/شیطنت های خانوادگیکمال دامدار است و عاشق گاوهایش.

برای این نشخوارکنندگان چهارپا شعر هم می گوید.

علی اما گرافیست است و یک شرکت تبلیغاتی دارد.

مهین و مریم هم هر دو خانه دار هستند و روز را با هم شب می کنند.

دو خانواده متعلق به طبقه متوسط جامعه؛ خانواده هایی که از بچه در آنها خبری نیست.

کمال و علی گاهی فیل شان یاد هندوستان دوران تجرد می کند.

دوست دارند ساعتی برای خودشان باشند تا با دوستان قرار، مدار کنند و به ماهیگیری بروند.

برای وصال به مراد، آسمان و ریسمان می بافند و راست و دروغ سر هم می کنند، به وفور.

مهین و مریم می بینند این شیطنت شوهران خود را و درصدد تلافی برمی آیند.

این کنش ها و واکنش ها در نهایت به یک چیز ختم می شود؛ خانواده.

کمال و علی چه زود دلتنگ همسران خود می شوند و بی تاب خانه.

همه لج و لج بازی ها، کل کل ها، تیشه دادن و اره گرفتن ها، بگیر و ببندها تحت الشعاع محفل گرم و مقدس خانواده قرار می گیرد و رنگ می بازد.

کمال و علی، مهین و مریم خیلی زود می شوند همان زوج های عاشقیکه بودند.

خانه به دوش/ مادرت بمیره ماشاء اللهآقا ماشاء الله (با بازی خاطره انگیز حمید لولایی) گرفتار است، دخل و خرجش به هم نمی خواند، به نوعی شرمنده زن و بچه.

به هر دری که می زند راه ها همه به بن بست ختم می شود.

باجناقش اصلان هم در کارش موش می دواند و سنگ بر سر راهش می اندازد.

همه سرمایه اش را بابت سفر ساختگی به خارج و یک کار نان و آبدار از کف می دهد و خانه به دوش می شود.

ناهیدخانم، همسرش اما با وجود همه غرولندهای ممتد و مستمر، دلباخته آقاماشاء الله است و برایش دل می سوزاند (دیالوگ معروفش: مادرت بمیره ماشاء الله) و نمی تواند مردش را در عسرت و تنگنا ببیند.

علی، تنها پسرش که گهگاه پدر را شماتت می کند، در گرفتاری ها مشفقانه به یاری او می آید.

یک خانواده شبیه بیش و کم همه خانواد ه های ایرانی با رگه هایی از طنز غلو شده البته.

خانواده آقا ماشاء الله با همه چالش ها و گلایه هایی که در میان اعضایش برقرار است، آنقدر ریشه و اصالت دارد که در برابر مشکلات تاب بیاورد و رشته کار از دستش در نرود.

درست در لحظه ای که همه چیز تاریک به نظر می رسد، روزنه امید و افق روشنی پدیدار می شود.

آقا ماشاء الله به شکل صوری از سفر نرفته اش بازمی گردد با کوله باری از تجربه.

او حالا یک کفاش تمام عیار است.

خانواده دوباره دور هم جمع می شوند.

دیگر حسرتی هم به دل کسی نمانده که عیان شده است پلشتی های اصلان و واقعیت های زندگی مجللی که فراهم آورده بود.

آقاماشاء الله و اهل و عیالش می شوند همان که بودند؛ صمیمی، مالامال از صفا و یکرنگی، همان بگومگوها و کل کل های به مطایبه پهلوزده.


کلید واژه ها: خانواده - سریال های تلویزیونی - پدرسالار - تلویزیون - استقلال - عروس - پایتخت - سریال پایتخت - عروس و داماد - محبوب - اهمیت - سریال - محبوب ترین - دختر جوان - بزرگ - موفق - کوچک - داستان - پیرمرد - بهترین - رسانه - انسان - سلامت - تصویر - عزیزی - مدرسه - نبرد - جوان - دریا - آشنا

آخرین اخبار سرویس:
نماینده مجلس: محکم پای استیضاح آخوندی ایستاده ایم

وقتی ترامپ آدرس محل طاسی موهایش را می دهد! + عکس

وحید بیگدلی، ایمان تهرانی بررسی برنامه های توسعه پنجم از نگاه اقتصاد اسلامی

درخواست شورای عالی استان ها ازمجمع تشخیص برای بازگشت سپنتا

یادداشت/سید عبدالله متولیان کارنامه مردودی دولت در اقتصاد مقاومتی

جواد شجاعی؛ بهجت یزدخواستی ‏ مرور سیستماتیک مطالعات کاهش باروری در دو دهه ی اخیر

تشخیص 15 ژن که ویژگی های صورت انسان را تعیین می کنند

سید جعفر صادقی، عبدالهادی فقهی زاده، محمدهادی امین ناجی تحلیل انتقادی فضایل اختصاصی عبدالله بن عباس در روایات

محمدرضا هدایت پناه، قاسم خانجانی مناسبات فکری دو حوزه علمی تشیع قم و اهواز

بهروز یل کاربرد رسانه های اجتماعی – تعاملی وب 2 در انجام تحقیقات دانشگاهی

سردار نقدی: مسئولان باید از مردم عذرخواهی کنند

تیپ سحر دولتشاهی در یک رستوران +عکس

اسناد تلافی جویانه دمکرات های آمریکا در مقابل جمهوریخواهان

شورای امنیت دوشنبه درخصوص قطعنامه ضدایرانی رای گیری می کند

حجیه بی بی رازقی نصرآباد، لیلا فلاح نژاد تفاوت های نسلی ارزش ازدواج

شهاب اسفندیاری در گفت وگو با فارس: برخی فعالان فرهنگی و رسانه ای ما اهمیت مباحث راهبردی را درک نمی کنند

عکس/جزیره سیمای جنگل در کنار سواحل لوکس

با انجام این عمل عمری طولانی و شهادت نصیبتان می شود

تولد شقایق دهقان به همراه همسرش + عکس

ساناز پوروشسب بررسی روابط سه گانه دانشگاه – صنعت - دولت در طرح های پژوهشی کاربردی در ایران

امتحانات حوزه های تحت اشراف حوزه علمیه المنتظر در لاهور آغاز شد +تصاویر

سید جمال الدین محسنی زنوزی، زهرا جلیلی مشکلات بانکداری اسلامی در ایران با نگاهی به تجربه مالزی

دستگیری دادستان کل سابق ازبکستان به اتهام فساد مالی

دلایل عجیب "نیوشا ضیغمی" برای زایمان بازیگران در خارج از کشور

تقدیر از 15 محقق ایرانی و خارجی با حضور رییس جمهور

بررسی غیررسمی بودجه تا تبصره 5/ جمع بندی «رجل سیاسی» تا آخر سال

زد و بند کمیسیون عمران با آخوندی را تکذیب می کنم

آیت الله خامنه ای در رهبری نظیر ندارند

ادعاهای احمدی نژاد در باره سقوط نظام،برگرفته از حرفهای عبدالقادر هندی است!

جایگاه مدیر ارشد فناوری در استارت آپ ها

روزنامه استخدامی استان خراسان رضوی و شهر مشهد | یکشنبه 6 اسفند 96

امنیت؛ آن چیز که باید بیشتر قدرش را دانست

رایزنی برای تاسیس مراکز پیش دبستانی و مهدهای کودک «امین» در لرستان

عباس برومند اعلم، انتظار علوی پور ساختار و گونه های نهادهای علمی و آموزشی افریقیه در عصر بنوحفص (625ـ941ق)

تصاویر/ روز مهندس

سخن پیامبر(ص) درباره لزوم استفاده از فرصتها

عکس/ موتورسواری خانم بازیگر

اصغر زمانی حلقه مغفول در مدیریت دانش پژوهشکده ها و موسسات پژوهشی

زهره مقیسه، محمدامین عرفان منش همکاری های پژوهشی و تعاملات استنادی نخبگان علمی

یک روز برفی در خدابنده

آتش بس 30 روزه در سوریه تصویب شد

دانستن چرایی سقوط پرواز یاسوج، حق مردم است

دانلود آهنگ جدید میلاد کیان بنام میترسم

مشایی: چوبه دار هم بزنند از آن بالا می روم

میگلی نژاد می تواند برای شهردار بوشهر کاندیدا شود

تفاوت های اسرارآمیز میان مردان و زنان درزندگی زناشویی

"طب اسلامی" نداریم/"طب ایرانی" مکمل "طب مدرن" است

 آقای احمدی نژاد مچکریم/هدف از گفتن «دیگر یرای اصلاح راهی نیست» چیست؟ /احمدی نژاد رجل سیاسی نبود! /نوآوری های بی سرانجام از جیب مردم

داعش تمام نشده است/ در حال حاضر در یک جهان پساغربی زندگی می کنیم

فقط یک درصد مخالف شفافیت هستند/ حقوق شهروندی یعنی داشتن نظام شفاف/ غرب شفافیت دارد؛ اما اسلام در 1400 سال پیش آن را توصیه و سفارش کرد

درباره امنیت ملی و ظرفیت دفاعی مان مذاکره نمی کنیم/ باید حرف فرزندانمان را بشنویم

هشدارهای ضدجاسوسی وزارت اطلاعات به نخبگان ، متخصصین و عناصر دانشگاهی کشور

ممانعت از ورود 68 تن موادمخدر به کشور/ سفر تیم مرزبانی ایران به مسکو در روزهای آینده

مترو اهواز سال 97 افتتاح می شود

مخالفت مرکز پژوهش های مجلس با طرح "افزایش سن ازدواج"/ ازدواج افراد زیر 13 سال را ممنوع می کنیم

3 شبکه در انتظار HD شدن هستند

تساوی شارلوا با حضور رضایی

تصاویر/ کدام سیاسیون به ختم مادر زهرا رهنورد رفتند؟

تصاویر/ چهلم شهدای نفتکش سانچی

جلسه رییسان نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در سلیمانیه برگزار شد

جلسه رییسان نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در سلیمانیه برگزار شد

سید امیر میرهلی چرایی شکست اصلاحات اقتصادی عمر بن عبدالعزیز (م101ق)

یادداشت/ محمد صرفی اژدهای هفت سر و یک سؤال ساده

دانلود آهنگ جدید مدار بنام علیه سرکار

دانلود آهنگ جدید پیمان باقری بنام پرواز آخر

حمید فرخ نژاد وارد کابین خلبان شد

تصویری زیبا و هنرمندانه از پارک ولیعصر(عج) تبریز

جنایتکاران پاسداران باید قصاص شوند /خطر خود تحریمی پیش پای مجلس /توسعه کشور همچنان در گرو نفت

140 وب سایت داخلی هک شد

شکست هیرنفین در حضور 90 دقیقه ای قوچان نژاد

افشاگری وزیر سابق اطلاعات درباره زهرا کاظمی

ایده هایی برای تزیین سالاد فصل

زمان درو کردن «کاشته ها» فرا رسیده/ توطئه علیه مقاومت بیشتر از هر زمان دیگری است

سفر معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده به ارومیه‎

آثار سوء بد رفتاری با کودک چیست؟

شرایط غذاهای حلال از زبان قرآن

جانباز و آزاده یزدی که اعضای بدنش را اهدا کرد

آیا اموات در عالم برزخ از احوال خانواده خود اطلاع دارند؟

استقبال دبیرکل سازمان ملل از آتش بس در سوریه

حجاب واجب است اما آیا هر واجبی را با اجبار باید اجرا کرد

از لالجین تا کیش؛ سفالگری و آموزش گلزاری جمیل

تکالیف جدید "سازمان بیمه سلامت"/ کاهش 15 درصدی خدمات بیمه سلامت در سال 97

نماهنگ/ اشک آینه با صدای میلاد هارونی

عکس/ جای خالی مسئولان در مراسم چهلم شهدای سانچی

اولین عکس «الهام چرخنده» در حال سخنرانی نماز جمعه

انتقاد دادستان تهران از دور زدن قانون در حوزه عرضه مواد غذایی

سیدحسن نصرالله: حزب الله آرای مردم را با پول نمی خرد

اسماعیل بلالی، سیده فاطمه محبی، شیما سادات حسینی واکاوی کیفی چالش های ایفای هم زمان نقش های دانشجویی و خانوادگی

انتشار یادداشت دموکرات ها مربوط به تحقیقات دخالت روسیه در انتخابات

بندرعباس/مانور امداد و نجات دریایی

احمدی نژاد؛ یاور شیطان یا ناپلئون؟

تغییرات اساسی در شورای مرکزی کانون کارگردانان سینما/ انتخاب اعضای جدید

اسامی امضاکنندگان طرح «اعاده اموال نامشروع مسئولان»

پشت پرده پروژه سازان شهری برملا شد

وزیر بهداشت: وضعیت آب و غذا در کشور مناسب است و نباید خودزنی کنیم

کشته شدن معاون پیشین مجلس سنای افغانستان

این روزهای احمدی نژاد!

اولین نشست مجمع نمایندگان دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد

دو گروه در غوطه از قطعنامه شورای امنیت اسقبال کردند

جلوگیری از انتقال آب تنها راه مقابله با ریزگردهاست

بنیان محبوب خدا

بنیان محبوب خدا