
ما کُردها برای وحدت ایران جان می دهیمگفت وگو با جانباز دفاع مقدس و برادر 6 شهید - از سال 1359 تا سال 1364 تنها به فاصله تقریباً پنج سال خانواده ما شش شهید و یک جانباز تقدیم اسلام کرد. پدرمان روحیه عجیبی داشت. از همان ابتدا ایشان مشوقی برای تحصیل و کسب علم فرزندانش بود، به طوری که همه 9 پسر و 11 دخترش تا کلاس ششم ابتدایی در روستا تحصیل کردند و پسران برای ادامه تحصیل به دبیرستان شهر سلیمانیه رفتند و در آنجا علاوه بر تحصیل وارد مبارزات سیاسی شدند. سپس به مبارزات چریکی علیه رژیم بعثی روی آوردند. از زمانی که خانواده ما به ایران بازگشت، همگی به عنوان پیشمرگ مسلمان کرد در مقابل عوامل استکبار صف آرایی کرده و به استقبال شهادت رفتیم. خبر شهادت برادر ها یکی بعد از دیگری به پدر می رسید. پدر خیلی محکم بود. وقتی خبر شهادت سه برادرم را در حادثه 15خرداد ماه سال 1363 به پدر دادند از ما خواست تا پیکر برادرهایم را به خانه بیاوریم تا ایشان با شهدا وداع کند. وقتی هر سه پیکر را آوردیم و کنار هم خواباندم پدر نگاهشان کرد. حرفی نزد مانند کوه ایستاده بود. قطعاً دلتنگی و ناراحتی داشت اما وقتی به مسیر و راهی که بچه ها در آن قدم می گذارند فکر می کرد آرام می شد. پدرم دو همسر داشت. مادران شهدا هم مقاوم بودند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |