
یادداشت/مصطفی وثوق کیا متولیان ادبی رفیق دوست در سرزمینی بدون کشف و نوآوریزندگی شهری، سودای دیده شدن و اشتهار زودرس ادبیات را شهید می کند و کار ارزش گذاری هم که به متولیان بی حوصله و بعضا رفیق دوست گذاشته شود تکلیف روشن است و همین است که می بینید، - سرزمینی بدون کشف و نوآوری. به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات "، مصطفی جمشیدی از نویسنده های فعال در عرصه داستان نویسی در یادداشتی به اندر ساز و کار ادبیات و وزن آن در این روزها پرداخته است. در ادامه این یادداشت را می خوانید. آنقدر رمان ها شبیه هم شده اند که اساسا اتفاقی در ادبیات روی نمی دهد، نویسندگان جوان بدون آنکه پختگی لازم را بدست بیاورند و به روی خودشان بیاورند در ارتعاش آثار یاس زده روشنفکرنما آثار نیم پزی را تهیه می بینند و بقیه کار را به سازماندهی و رتق و فتق پروپاگاندای ناشر می سپارند. آثار حقوقی این روند هم این است که نقد موثری هم در جامعه ادبی اتفاق نمی افتد حتی در افواه و زبان ها. آن یاس فلسفی نسل نویسندگان پیشین فقط مخروبه هایش را می تواند به نویسنده پیشکش کند و آنهم پدیده ای است تحت عنوان کمک به تکریم کرنش انسان دربرابر لغزش. این نوع ادبیات به ایستایی انسان در مقابل مخاطرات فکر نمی کند تنها کمک می کند انزوای انسان در پیچ عجیب تاریخی معاصر غلیظ تر یا فربه ترشود و شاید هم در برخی موارد رمانتیک تر بنظر آید! وقتی این فرصت از داستان معاصر گرف برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |