
در توصیف استاد بهمنش که از خط پایان عبور کرد دریا به کرانه رسید، گنج به بهشت رفتاستاد بهمنش در همه شاخه ها و رشته های ورزشی صاحب نظر و صاحب قلم بود، گزارش می کرد، نقد می نوشت و البته راهکار می داد. - رییس رفت. رفتنش اما غریبانه بود و البته بی هیاهو. همو که در زندگی طولانی اش هرگز اهل هیاهو نبود و هیاهو را تنها پشت میکروفون می خواست. خالق واژه های ناب و استعاره های بدیع. مردی که شاعر بود و ورزش را با شعر پیوند داد و پشت میکروفون شعر می سرود. واژه ها را که همچون کاشی های معرق کاری کنار هم می گذاشت و حماسه خلق می کرد. ورزش به روایت شاعرانگی. همو که طبع شعر را با انرژی ورزش پیوند داد تا تعریف تازه ای از گزارشگری را خلق کند. یک تعریف هنری که با کلیشه های رایج هرگز قرابتی نداشت. شور جوانی و قریحه ادبیات از او و گزارش هایش یک نثر مرصع ساخته بودند که نمونه و نظیری پیدا نکرد. همو که یک دایره المعارف ناطق بود و در و گوهر از کلامش و قلمش می بارید. او که در کار خود سختکوش و پرچمدار بود و اعتقاد داشت که روزنامه نگاری همچون اقیانوس بیکرانیست که هرگز انتها ندارد. اگرچه او خود یک دریای بزرگ بود؛ دریایی از واژه، اطلاعات، قریحه، ذوق و سلیقه. بهمنش در ورزش ایران یک سرفصل است. یک کالت تمام عیار. مردی که تاریخ ورزش را می توان به قبل و بعد از او تقسیم کرد. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |