
روایت داوری اردکانی از اکنون و آینده آینده را فقط در شعری پرشور می توان خواند+فیلماگر از اهالی آینده نباشیم، مرده ایم و اگر به دنبال آینده ایم، باید اکنون را بیابیم. - در فیلم فوق، رضا داوری اردکانی ما را به جدی گرفتن این آینده فرامی خواند و به ضرورت مهیا شدن هشدارمان می دهد. یگانه راه مهیا شدن برای یگانه مسیر پیش روی ما، یعنی آینده ما، دیدن همین اکنون است. ما برای این که باشیم، باید آینده ای بسازیم، و برای این که آینده ای بسازیم، باید ببینیم چه هستیم و چه ممکن است باشیم. رضا داوری اردکانی ما را به دیدن خود مان فرامی خواند. اما به هرحال، ما هر چه هستیم و هرچه که ممکن است باشیم، فرزند گذشته ایم. چگونه می توان بدون بودن در تاریخ، دم از وضع کنونی زد؟ پس تو گویی ساختن آینده، از خلال یافتن گذشته ممکن است. باید اهل سفر باشیم. سفری دائمی و بی پایان. میان گذشته و آینده. گذشته و آینده ای که سخت درهم تنیده اند. و کسی گفت. چنین گفت: سفر سنگین است. گویی تنها راه بودن ما، پریشانی ماست: پرواز از گذشته به آینده ای که با گذشته ساخته می شود. اما چنین پریشانی، با تعلیق مشهور به گذار سنت به مدرن، چه تفاوتی دارد؟ گذار ی که آن قدرها طولانی و است که هر بلایی به سرمان آید، باز هم گردنی برای به عهده گرفتن داشته باشد. این چه پریشانی است میان گذشته و آینده، که مانند گذار سنت به مدرن، معلق مان نمی گذارد؟ این پریشانی ما را به پیش می راند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |