
اعترافات یک فالگیر: دوستم اطلاعات مشتری ها را می دادشهین، خانمی 50 ساله، مطلقه و صاحب چهار فرزند است. او حدود ده سال فال می گرفته و از این راه کسب درآمد می کرده، اما چند سالی است، این حرفه را رها کرده است. - به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس"، شماره او را از مشتری های قبلی اش به دست آوردم. شهین اکنون پرستار سالمند است. کار جدید به نظر دشوارتر از فالگیری است، اما شهین آنقدر از گذشته اش احساس گناه می کند که دیگر خیال ندارد تکرارش کند. با او گفت وگویی کوتاه داشتم و در این زمینه، از او سوالاتی پرسیدم که می خوانید: چطور شد که فالگیر شدی؟ خانواده ام مرا در 17 سالگی به مردی بیش از دو برابر سن خودم شوهر دادند. خیلی زود بچه دار شدیم و من به عشق بچه ها زندگی کردم، اما حقیقتا گذراندن روزگار با مردی خشن و غیرمسئول سخت بود. بالاخره، پس از 20 سال زندگی از او جدا شدم و پس از مدتی بچه ها را هم نزد خودم آوردم. شرایط سختی بود. نان آور نداشتم و شوهر سابقم هم خرج بچه ها را نمی داد. شنیده بودم فالگیری درآمد خوبی دارد و از آنجا که سر و زبان انجام این کار را داشتم، از یکی از دوستانم که آرایشگاه داشت، خواهش کردم اجازه دهد در آنجا بساط فالگیری راه بیندازم. دوستم موافقت کرد و در همان جا برایم آگهی چسباند. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |