
گفت وگوی مشروح با محمدرضا سنگری من صاحب میز شهید رجایی شدم/ بسیاری از جملاتم به نام بزرگان ثبت می شد!/ قیصر با منکرین ادبیات انقلاب مواجه شده بودمن صاحب میز شهید رجایی شده بودم! در دفتر مجله یک میز بسیار بزرگ بود که در کنار این میز وضو می گرفتم. از زمانی که کار معلمی را شروع کردم تا به امروز یاد ندارم که بدون وضو سرکلاس حاضر شده باشم. - "- حسین قرایی: محمدرضا سنگری نویسنده، شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات انقلاب اسلامی است. وی سال ها در حوزه ادبیات فعالیت کرده و با بسیاری از اهالی ادبیات حشر و نشر داشته است. این گفت وگو بخشی از کتاب تاریخ شفاهی وی است که توسط حسین قرایی تدوین شده که در آینده نزدیک منتشر شده است. *** جناب سنگری! چگونه شد به تهران آمدید؟ باتوجه به این که در آموزش و پرورش استخدام رسمی بودید درکدام منطقه تهران مشغول به کار شدید؟ در روزهای پایانی سال شصت و هشت به تهران آمدم. دوره دکتری را در تهران گذراندم، بعد، حادثه تصادف و واژگون شدن ماشین، تصمیم گرفتم که به تهران نقل مکان کنم. باتوجه به اینکه معاونت پرورشی و امور تربیتی، جریان بسیار مهم و تاثیرگذاری در آموزش و پرورش محسوب می شد. از طرفی آقای زرهانی که قبلاً با من در رابطه با فعالیت در این معاونت صحبت کرده بود، به همین دلیل هنگامی که به تهران آمدم وارد معاونت پرورشی و امور تربیتی شدم. ساختمان معاونت درکدام نقطه تهران قرار داشت؟ در خیابان اکباتان، میدان بهارستان، ساختمانی به نام مسعودیه قرار داشت ک برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |