
رنج هایی که بر دل «شیردل» روستا ماند«مظفر» نام دارد و به «شیردل» هم معروف است خانه 9 متری تنها سهمش از 70 سال زندگی در روستای چاحوض است که با فقر، درد و تنهایی در آن روزگار سپری می کند. - از چشمانش برق مهربانی می تابد. دستان پینه بسته و ضمختی دارد. لباس هایش نیز رنگی چندساله را به خود گرفته و پاهایش بر اثر چوپانی های سی ساله از حالت عادی خارج شده است. به گزارش مهر، موهای سپیدی دارد که مدام آن ها با کلاهی رنگ پریده و آفتاب زده می پوشاند. چشمانش هم در لابه لای چین و چروک های گونه ها و پیشانی اش مخفی شده اند. مظفر نام دارد و به شیردل هم معروف است. تمام اهل روستا به خوبی وی را می شناسند. به راحتی با مردمان محروم چاحوض گرم می گیرد اما از قرار معلوم غمخوار و کسی را در دنیا ندارد. تنها انس و الفتش را با یکی از اهالی روستا معطوف ساخته است. می گویند مددجوی کمیته امداد امام خمینی(ره) است اما از ظاهرش پیداست که کمتر توجهی به او نمی شود. در پی یافتنش کوچه های خاکی روستای چاحوض را می پیمایم. زندگی در خانه ای متروکه بر دامن کوهپیاده روی طولانی پیش رو است. انتهای روستا و درست در بین کوه های بلندقامت چند چهاردیواری به چشم می خورد. جلوتر می روم. نامش خانه نیست، تنها یک اتاق نه متری قدیمی و بدون روشنایی با دیوارهای خاکی و مملو از کند و کاری شده. برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |