
دلنوشته ای درباره دیدار اخیر شاعران با رهبر شعر بی ربطی که خوانده شد و بلیتی که بردچه خوب شعر را می شناخت، چقدر دوست داشتنی بود، چقدر شاعرا دوستش داشتند، چشم و چراغ ماست، شکر خدای خوب که هست! - به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات "، افسانه غیاثوند از شاعران کشورمان که برای اولین بار در جلسه دیدار شاعران با رهبر انقلاب حاضر بوده، دلنوشته ای درباره این دیدار نوشته است که در ادامه می خوانید: پشت تلفن مونده بودم چی بگم، پرسیدم: شرایط خاصی داره؟ خانم یوسفی بودن پشت خط، گفتن: نه، فقط کارت ملی همراه داشته باشین. پرسیدم منظورم از نظر. ؟ (و بعد از کمی مکث) چادر و میگم، اجباره؟ گفتن: نه! اما خانوما معمولاً پوشش چادر رو انتخاب می کنن. خندیدم و گفتم: این یعنی اینکه باید به فکر دست و پا کردن یه چادر باشم، شده از نوع مسافرتی اش. دعوت شده بودم برای مراسم دیدار هر سالهٔ شعرا با رهبر. به همین سادگی! . پیش ترها بر این باور بودم که حضور خیلی ها میون اون جمع از سر عشق و خواستن نیست منافع و ملاحظاتی رو دنبال می کنن یا فقط می رن که از جریانی جدا نمونده باشن اما حالا از صبح مدام به خودم نهیب می زدم که تو چی؟! تو هم برای عقب نموندن از قافله و جا نموندن از جریانی اینجا هستی؟ اصلاً مگه برای این جریان پر تلاطم شور و شعر حضور امثال تو هم لازمه؟ . برچسب ها: |
آخرین اخبار سرویس: |